﻿1
00:02:45,400 --> 00:02:54,400
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:02:54,468 --> 00:02:56,218
زمانی بود که هند، چین رو

3
00:02:56,343 --> 00:02:58,177
نه فقط به عنوان یک همسایه

4
00:02:58,885 --> 00:03:00,343
بلکه مثل یک برادر می‌دید

5
00:03:00,843 --> 00:03:04,218
فریادهای «هندی و چینی برادرند» در شهرهای هند طنین‌انداز بود

6
00:03:05,729 --> 00:03:08,663
۱۹۶۲ اما در ۲۰ اکتبر

7
00:03:09,139 --> 00:03:11,056
کاملاً مشخص شد که این حس

8
00:03:11,760 --> 00:03:13,010
دوجانبه نیست

9
00:03:14,052 --> 00:03:15,718
سال‌های زیادی بود که

10
00:03:16,135 --> 00:03:18,927
چینی‌ها چشمشون دنبال «آکسای چنِ» لاداخ بود

11
00:03:19,093 --> 00:03:21,718
اون‌ها بدون هیچ هشداری به هند حمله کردن

12
00:03:21,795 --> 00:03:23,629
و کنترل آکسای چن رو به دست گرفتن

13
00:03:24,052 --> 00:03:26,177
این حمله یک خیانتِ محض بود

14
00:03:27,510 --> 00:03:30,427
و برای متوقف کردن دشمن، سربازان دلیر هند

15
00:03:30,760 --> 00:03:33,010
آماده بودن تا جانشون رو فدا کنن

16
00:03:34,010 --> 00:03:35,968
همون‌طور که جنگ شعله‌ورتر می‌شد

17
00:03:36,593 --> 00:03:38,052
ارتش چین پیشروی کرد

18
00:03:38,177 --> 00:03:39,843
و بخش‌های بیشتری از خاک ما رو بلعید

19
00:03:41,052 --> 00:03:44,718
هدف بعدی اون‌ها، دره‌ی «چوشول» در لاداخ بود

20
00:03:45,302 --> 00:03:50,052
می‌دونستن اگه کنترل فرودگاه چوشول رو به دست بگیرن

21
00:03:50,593 --> 00:03:53,468
جامو و کشمیر به زودی در چنگال اون‌ها اسیر می‌شه

22
00:03:55,052 --> 00:03:57,510
داستان ما از اینجا شروع می‌شه

23
00:03:58,343 --> 00:04:00,802
داستان نبردی که

24
00:04:01,218 --> 00:04:04,802
امروز اون رو به نام «نبرد رضنگ لا» می‌شناسیم

25
00:04:05,510 --> 00:04:07,385
فرماندهی این نبرد بر عهده‌ی

26
00:04:07,593 --> 00:04:09,927
سرگرد «شیطان سینگ بهاتی» بود

27
00:04:10,677 --> 00:04:13,677
و ۱۲۰ سرباز دلاورش

28
00:04:14,177 --> 00:04:17,010
«۱۲۰ دلاور»

29
00:05:55,385 --> 00:05:57,135
باید به فرمانده خبر بدم

30
00:05:57,260 --> 00:05:59,593
باید برم چوشول. به فرمانده هشدار بدم

31
00:05:59,843 --> 00:06:03,010
جناب، بهش زمان بدید. شوکه شده

32
00:06:03,177 --> 00:06:06,177
معلومه که جهنم رو به چشم دیده. باید به فرمانده خبر بدم

33
00:06:06,635 --> 00:06:10,177
باید برم چوشول. بهم بگو، سرگردت کجاست؟

34
00:06:10,843 --> 00:06:12,135
نمی‌تونم شما رو اینجا رها کنم، قربان

35
00:06:12,427 --> 00:06:13,802
تنهاتون نمی‌ذارم

36
00:06:14,510 --> 00:06:16,052
قربان، من ترکتون نمی‌کنم

37
00:06:16,260 --> 00:06:18,468
قربان، من نمی‌رم

38
00:06:19,468 --> 00:06:20,468
قربان

39
00:06:22,052 --> 00:06:23,010
قربان، من نمی‌رم

40
00:06:24,093 --> 00:06:27,093
نمی‌تونم شما رو اینجا رها کنم... قربان

41
00:06:29,927 --> 00:06:32,302
هر وقت تونست حرف بزنه، من رو باخبر کن

42
00:06:33,010 --> 00:06:34,093
چشم، قربان

43
00:06:49,260 --> 00:06:52,552
اسم من «رام چاندر یاداو» است

44
00:06:53,052 --> 00:06:56,802
دو روز پیش، در مقر اصلی در دهلی نشسته بودم

45
00:06:57,427 --> 00:06:59,885
و پرونده‌ها رو جابه‌جا می‌کردم

46
00:07:00,343 --> 00:07:03,843
اما وقتی اوضاع در مرز وخیم شد

47
00:07:04,218 --> 00:07:07,510
این فرصت بهم داده شد تا در چوشول به هنگ سیزدهم «کومائون» ملحق بشم

48
00:07:07,635 --> 00:07:10,218
به عنوان اپراتور بی‌سیم جدیدشون

49
00:07:11,093 --> 00:07:13,760
اون موقع نمی‌دونستم که چهار روز بعد

50
00:07:14,343 --> 00:07:17,760
نه فقط برای من، بلکه این نبرد

51
00:07:18,177 --> 00:07:22,468
تاریخ کشور رو برای همیشه تغییر می‌ده

52
00:07:39,177 --> 00:07:40,927
صبح بخیر سرهنگ. صبح بخیر قربان

53
00:07:43,843 --> 00:07:45,885
رام رام، قربان! رام رام

54
00:08:00,302 --> 00:08:01,552
رام رام، قربان

55
00:08:04,968 --> 00:08:06,635
دستور از فرماندهی کل رسیده

56
00:08:06,843 --> 00:08:10,177
تحت هیچ شرایطی نباید فرودگاه چوشول رو از دست بدیم

57
00:08:10,843 --> 00:08:12,010
نقشه‌ات چیه؟

58
00:08:15,010 --> 00:08:16,718
قربان، در ساحل شمالی «پانگونگ تسو»

59
00:08:16,968 --> 00:08:19,135
هنگ ۱/۸ تفنگداران گورکا مستقر شدن

60
00:08:19,343 --> 00:08:21,552
اون‌ها با حملات سنگین پیاده‌نظام و توپخانه روبرو هستن

61
00:08:21,718 --> 00:08:24,385
در «گورونگ هیل»، گروهان «براوو» از هنگ ۱/۸ گورکا

62
00:08:25,510 --> 00:08:27,427
در حال محافظت از این شکاف هستن

63
00:08:27,885 --> 00:08:31,510
اگه چینی‌ها به فرودگاه حمله کنن، از این شکاف وارد می‌شن

64
00:08:31,885 --> 00:08:35,093
گروهان «چارلی» هم از «رضنگ لا» محافظت می‌کنه

65
00:08:36,010 --> 00:08:37,968
گروهان چارلی؟ بله قربان

66
00:08:38,468 --> 00:08:42,010
پسرهای «اهیر» اهل هاریانا هستن؟ مگه اون‌ها اهل دشت نیستن؟

67
00:08:42,927 --> 00:08:44,010
از پسش برمی‌آن؟

68
00:08:44,718 --> 00:08:46,552
قربان، این تصمیم من نبود

69
00:08:46,927 --> 00:08:49,510
فرمانده گروهان چارلی خودش داوطلب شد

70
00:08:49,718 --> 00:08:51,177
سرگرد «شیطان سینگ بهاتی»

71
00:08:55,177 --> 00:08:56,843
شیطان

72
00:08:58,093 --> 00:08:59,093
کجاست؟

73
00:08:59,468 --> 00:09:01,843
برای شناسایی رفته به کوهستان، قربان

74
00:09:02,843 --> 00:09:06,093
گفت: «سرتیپ منتظر می‌مونه، اما دشمن نه.»

75
00:09:31,510 --> 00:09:32,635
سرگرد کجا داره می‌ره؟

76
00:09:33,052 --> 00:09:34,427
یه تک‌تیرانداز اون جلوئه

77
00:09:41,552 --> 00:09:44,260
متوقفش کنید! سرگرد داره مستقیم می‌ره تو تیررس‌ش

78
00:10:26,927 --> 00:10:27,802
آماده‌ام، قربان

79
00:10:31,552 --> 00:10:34,177
توده‌ی سنگ، ساعت هفت، سه درجه

80
00:10:34,718 --> 00:10:37,302
توده‌ی سنگ، ساعت هفت، سه درجه

81
00:10:42,552 --> 00:10:44,010
تک‌تیرانداز دشمن

82
00:10:55,093 --> 00:10:58,427
یادت باشه «هاری رام»، باد با تو موافقه

83
00:10:58,968 --> 00:11:00,677
باد با ما موافقه

84
00:11:24,968 --> 00:11:27,218
قربان، یکی دیگه هم هست. اجازه می‌دید؟

85
00:11:27,343 --> 00:11:28,760
اجازه داده نمی‌شه

86
00:11:28,968 --> 00:11:31,552
یکی رو لازم داریم که خبر رو به عقب ببره

87
00:11:32,843 --> 00:11:35,177
حالا دیگه جرأت نمی‌کنن از مرز رد بشن

88
00:11:39,427 --> 00:11:41,385
قربان! زخمی شدید

89
00:11:41,843 --> 00:11:43,093
من نه

90
00:11:43,968 --> 00:11:45,552
اونجا رو نگاه کن

91
00:11:48,343 --> 00:11:52,760
تعریف شجاعت‌هاش رو زیاد شنیده بودم، امروز به چشم خودم دیدم

92
00:11:53,552 --> 00:11:56,427
بی‌خود نیست که بهش می‌گن «شیطان»

93
00:12:06,760 --> 00:12:07,427
حرکت کن

94
00:12:11,218 --> 00:12:13,093
رام رام، قربان! رام رام

95
00:12:15,468 --> 00:12:16,718
رام رام، قربان! رام رام

96
00:12:16,927 --> 00:12:18,385
سرباز «رام چاندر یاداو»

97
00:12:18,510 --> 00:12:20,343
اپراتور بی‌سیم جدید گروهان چارلی

98
00:12:20,635 --> 00:12:22,135
تو رو از کدوم گوری پیدا کردن؟

99
00:12:22,468 --> 00:12:24,510
پیدام نکردن! به خواست خودم اومدم

100
00:12:24,885 --> 00:12:26,552
فقط خدا می‌تونه نجاتت بده

101
00:12:26,885 --> 00:12:29,260
این دارو رو تا سه روز مصرف کن

102
00:12:29,885 --> 00:12:32,843
اما من که حالم خوبه

103
00:12:33,052 --> 00:12:34,718
بعد از هر وعده غذا، یکی بخور

104
00:12:35,218 --> 00:12:36,135
قربان

105
00:12:42,135 --> 00:12:44,677
قربان! امکانش هست یه کاپشن بهم بدید؟

106
00:12:44,927 --> 00:12:46,843
آخه من به سرما عادت ندارم

107
00:12:47,135 --> 00:12:48,802
کاپشن هم می‌گیری

108
00:12:49,177 --> 00:12:51,718
می‌دونی چیه؟ فقط از مرز رد شو

109
00:12:52,260 --> 00:12:54,968
اولین سرباز چینی رو که کشتی، کاپشنش رو بردار

110
00:12:57,885 --> 00:13:01,177
کاپشن توی انبار نداریم. با همین پلیور سر کن

111
00:13:03,760 --> 00:13:05,093
گروهان چارلی رو کجا پیدا کنم؟

112
00:13:05,635 --> 00:13:08,302
بیشتر شبیه بزم و پارتیه تا اردوگاه نظامی

113
00:13:09,427 --> 00:13:11,052
گروهان چارلی اونجاست

114
00:13:17,885 --> 00:13:20,677
یالا بادمجان! زانوهاشو بگیر

115
00:13:26,635 --> 00:13:28,385
داره تمام انضباط رو به گند می‌کشه

116
00:13:28,510 --> 00:13:31,302
حالا ببین چطور این شکلات رو نابود می‌کنم! بادمجان، ایول داری

117
00:13:33,802 --> 00:13:35,343
حسابت رو می‌رسم

118
00:13:49,718 --> 00:13:50,927
این بساط چیه؟

119
00:13:52,510 --> 00:13:54,927
اگه یه افسر سر برسه چی؟

120
00:13:55,302 --> 00:13:56,260
برنامه‌ی هر روزشونه

121
00:13:58,218 --> 00:14:00,885
بهترین دوست‌های همدیگه‌ان و اهل یک روستا

122
00:14:01,718 --> 00:14:04,510
ما همه اهل یک روستاییم

123
00:14:04,760 --> 00:14:05,968
قربان! کجاست؟

124
00:14:06,135 --> 00:14:07,218
رِواری

125
00:14:07,468 --> 00:14:09,218
داداش! منم اهل رواری هستم

126
00:14:12,468 --> 00:14:13,968
درود بر باجرانگ بالی

127
00:14:16,885 --> 00:14:18,135
حالا لهت می‌کنم، بادمجان

128
00:14:23,885 --> 00:14:25,385
من بردم

129
00:14:25,927 --> 00:14:29,010
وسایلت رو بذار زمین و از تماشا لذت ببر. برو

130
00:14:29,135 --> 00:14:31,093
تماشای این احمق‌ها واقعاً صفا داره

131
00:14:32,802 --> 00:14:33,718
شکلات من چی شد؟

132
00:14:36,510 --> 00:14:37,635
لعنت بهت

133
00:14:37,760 --> 00:14:41,093
شکلاتم رو خورد. تو دخالت نکن

134
00:14:41,802 --> 00:14:42,677
هی داداش

135
00:14:44,260 --> 00:14:47,221
دیوونه شدی؟ احمق‌ها! چه بلایی سرش اومد؟

136
00:14:47,468 --> 00:14:48,802
بلند شو

137
00:14:49,718 --> 00:14:51,343
گروهان! خبردار

138
00:14:51,593 --> 00:14:53,135
رام رام، قربان

139
00:14:54,010 --> 00:14:55,010
آزاد

140
00:14:57,052 --> 00:14:58,885
اومدید اینجا با دشمن بجنگید یا با همدیگه؟

141
00:14:59,093 --> 00:15:00,343
با دشمن، قربان

142
00:15:02,093 --> 00:15:03,885
اسمت؟ نانها

143
00:15:05,010 --> 00:15:08,510
ببخشید، قربان! سرباز «شیو رام» از دهکده‌ی دِوادا، بخش رواری

144
00:15:12,927 --> 00:15:13,927
و تو؟

145
00:15:14,135 --> 00:15:17,510
سرباز «رام لال یاداو»، قربان. از دهکده‌ی دوادا، بخش رواری

146
00:15:18,468 --> 00:15:20,260
پس هر دو اهل روستای تو هستن، «سورجا»؟

147
00:15:21,760 --> 00:15:22,885
کاش نبودن، قربان

148
00:15:23,427 --> 00:15:26,260
چشم دیدن همدیگه رو هم ندارن

149
00:15:27,468 --> 00:15:29,218
همیشه به پر و پای هم می‌پیچن، قربان

150
00:15:31,260 --> 00:15:34,302
پس از دعوا خوشتون می‌آد. خب، چرا که نه؟

151
00:15:35,093 --> 00:15:38,135
شما «اهیر» هستید. طبیعیه که عاشق جنگیدن باشید

152
00:15:40,302 --> 00:15:44,093
می‌دونید چرا انتخاب کردم فرمانده‌ی این گروهان باشم؟

153
00:15:45,510 --> 00:15:47,010
چون می‌دونم

154
00:15:47,385 --> 00:15:50,302
خونی که توی رگ‌های شماست، قدرت بزرگی داره

155
00:15:51,760 --> 00:15:53,677
عمو جایرام؟ بله، قربان

156
00:15:54,260 --> 00:15:55,927
تو اولین کسی نبودی که به ما ملحق شدی؟

157
00:15:56,052 --> 00:15:57,093
بله، قربان

158
00:15:57,385 --> 00:16:01,343
بهشون بگو چند تا گروهانِ «اهیر» در ارتش بریتانیا خدمت می‌کردن

159
00:16:01,468 --> 00:16:03,635
اون‌ها کلِ هنگ رو تشکیل می‌دادن، قربان

160
00:16:03,843 --> 00:16:06,677
و حالا چی؟ فقط یک گردان باقی مونده، قربان

161
00:16:07,302 --> 00:16:08,635
چرا این‌طور شد؟

162
00:16:08,885 --> 00:16:12,177
چرا یک هنگ کامل به یک گردان تقلیل پیدا کرد؟

163
00:16:12,302 --> 00:16:16,968
چون بریتانیایی‌ها فکر می‌کردن ما فاقد انضباط لازم برای سربازی هستیم

164
00:16:19,927 --> 00:16:21,177
آیا حق با بریتانیایی‌ها بود؟

165
00:16:23,177 --> 00:16:24,385
نه، قربان

166
00:16:26,927 --> 00:16:28,343
آیا حق با اون‌ها بود؟

167
00:16:28,510 --> 00:16:29,510
نه، قربان

168
00:16:29,674 --> 00:16:33,843
چینی‌ها به خاک ما تجاوز کردن. این به ما بستگی داره که متوقفشون کنیم

169
00:16:34,135 --> 00:16:38,093
این فقط زمانی ممکنه که همون‌طور که در شأن یک جنگه، بجنگیم

170
00:16:38,427 --> 00:16:39,302
متحد و یکپارچه

171
00:16:39,427 --> 00:16:41,135
با سلاحی در دست و طوفانی در دل

172
00:16:41,343 --> 00:16:43,677
خب، حاضرید ثابت کنیم بریتانیایی‌ها اشتباه می‌کردن؟

173
00:16:43,843 --> 00:16:45,635
بله، قربان! برای این کار به چی نیاز داریم؟

174
00:16:45,760 --> 00:16:47,968
سلاحی در دست و طوفانی در دل

175
00:16:48,093 --> 00:16:52,135
شما فرزندان کشاورزید. تمام عمر دیدید که اجدادتون جنگیدن

176
00:16:52,385 --> 00:16:54,177
گاهی علیه خشکسالی، گاهی علیه سیل

177
00:16:54,302 --> 00:16:56,802
جنگیدن برای زمین توی رگ‌های شماست

178
00:16:57,052 --> 00:17:01,093
این بار بحثِ زمینِ شخصی نیست، بحثِ خاکِ وطنه

179
00:17:01,885 --> 00:17:03,677
سوالی هست؟ نه، قربان

180
00:17:05,468 --> 00:17:07,385
سورجا، تحویل بگیر. چشم، قربان

181
00:17:08,760 --> 00:17:10,510
و تو، مردِ بی‌سیم

182
00:17:12,510 --> 00:17:14,510
سرباز «رام چاندر یاداو»، قربان

183
00:17:14,843 --> 00:17:15,968
بیا با من

184
00:17:16,760 --> 00:17:20,093
این اولین باری بود که فرمانده‌ی گروهان رو می‌دیدم

185
00:17:20,468 --> 00:17:23,385
دیدنش و شنیدن حرف‌هاش

186
00:17:23,968 --> 00:17:25,510
شوق و اشتیاقم رو دوچندان کرد

187
00:17:25,760 --> 00:17:26,677
به صف شید

188
00:17:29,677 --> 00:17:31,802
فردا به سمت «رضنگ لا» حرکت می‌کنیم

189
00:17:32,427 --> 00:17:34,343
تا حالا در مناطق مرتفع مستقر بودی؟

190
00:17:34,468 --> 00:17:35,552
نه، قربان

191
00:17:36,843 --> 00:17:41,177
پس فصل جدیدی در زندگیت شروع می‌شه، رام چاندر. آماده باش

192
00:17:41,968 --> 00:17:43,177
اینم دستگاه بی‌سیمت

193
00:17:44,052 --> 00:17:44,677
قربان

194
00:17:51,052 --> 00:17:52,135
خانواده‌ات چند نفرن؟

195
00:17:54,760 --> 00:17:57,927
مادرم هست و دو تا خواهر کوچیک‌ترم

196
00:17:58,218 --> 00:17:59,427
تمومه، قربان

197
00:18:07,802 --> 00:18:10,802
حواست باشه که در خط مقدم، خودت رو در معرض دید قرار ندی

198
00:18:11,302 --> 00:18:14,093
همیشه کلاهخودت سرت باشه و هوشیار باش

199
00:18:15,968 --> 00:18:18,260
ما اخیراً یک اپراتور بی‌سیم رو از دست دادیم

200
00:18:18,843 --> 00:18:20,010
متوجه شدی؟

201
00:18:20,385 --> 00:18:21,968
دارام پال. بله قربان

202
00:18:22,635 --> 00:18:25,718
بینیش رو چک کن. مطمئن شو استخونی نشکسته باشه

203
00:18:26,093 --> 00:18:27,260
چشم، قربان

204
00:18:28,677 --> 00:18:29,677
قربان

205
00:18:30,927 --> 00:18:33,260
کلاهخود سرت بذار. هوشیار باش

206
00:18:33,510 --> 00:18:37,427
جناب سورجا، می‌دونید که توی روستای ما، هر روز ۴ لیوان شیر می‌خوریم

207
00:18:38,093 --> 00:18:41,302
به ما گفتید خوردن یک شکلات، مثل خوردن یک لیوان شیره

208
00:18:41,802 --> 00:18:43,760
این رام لال شکلات من رو خورد

209
00:18:45,093 --> 00:18:47,552
من پدر و پدربزرگت رو می‌شناختم

210
00:18:47,760 --> 00:18:50,843
هر دو ارتش نام‌نویسی کردن و با افتخار به وظیفه‌شون عمل کردن

211
00:18:51,260 --> 00:18:53,343
و تو اینجا داری چه غلطی می‌کنی؟ هان؟

212
00:18:53,760 --> 00:18:55,135
سر یه تیکه شکلات دعوا می‌کنی؟

213
00:18:55,760 --> 00:18:58,093
می‌خوای آبروی اجدادت رو ببری؟

214
00:18:59,718 --> 00:19:02,510
چرا حالا ساکت شدی؟ بهم بگو برای چی اینجایی

215
00:19:02,760 --> 00:19:05,427
اومدم تا مثل پدر و پدربزرگم یک سرباز باشم، قربان

216
00:19:05,552 --> 00:19:07,302
اینجام تا وظیفه‌ام رو در قبال کشورم انجام بدم

217
00:19:07,427 --> 00:19:09,968
یک سرباز برای کشورش می‌جنگه

218
00:19:10,343 --> 00:19:12,968
نه اینکه با رفقاش سر هیچ و پوچ دعوا کنه

219
00:19:13,343 --> 00:19:14,427
فهمیدی؟

220
00:19:15,635 --> 00:19:18,843
رختخوابت رو جمع کن. امشب توی چادر نمی‌خوابی

221
00:19:19,093 --> 00:19:20,010
پس کجا بخوابم؟

222
00:19:20,177 --> 00:19:22,218
اونجا... پیش گله‌ی حیوانات

223
00:19:22,677 --> 00:19:26,260
کسی که به انسان‌ها احترام نمی‌ذاره، پیش حیوون‌ها می‌خوابه

224
00:19:26,927 --> 00:19:27,927
عمو

225
00:19:28,260 --> 00:19:29,385
من عموی تو نیستم

226
00:19:32,427 --> 00:19:33,427
حالا راه بیفت

227
00:19:33,552 --> 00:19:34,468
حرکت کن

228
00:19:36,510 --> 00:19:37,718
رام رام، قربان

229
00:19:47,552 --> 00:19:48,385
عصر بخیر، قربان

230
00:19:48,927 --> 00:19:50,427
شیطان. آزاد

231
00:19:52,635 --> 00:19:53,510
چه خبر؟

232
00:19:54,135 --> 00:19:56,260
اون‌ها دارن در «اسپانگوُر» پایگاه می‌زنن

233
00:19:56,843 --> 00:19:59,427
فکر نمی‌کنم از اونجا حمله کنن

234
00:19:59,927 --> 00:20:00,427
چرا که نه؟

235
00:20:00,552 --> 00:20:02,885
توی راه با چند تا از محلی‌ها حرف زدم، قربان

236
00:20:03,177 --> 00:20:06,302
داشتن با گله‌شون از کوه می‌اومدن پایین

237
00:20:06,968 --> 00:20:09,885
می‌گفتن احتمال داره تا چند روز دیگه طوفان بشه

238
00:20:10,635 --> 00:20:12,468
در گزارش هواشناسی حرفی از طوفان نبود

239
00:20:13,010 --> 00:20:14,427
با تمام احترامی که قائلم، قربان

240
00:20:15,010 --> 00:20:17,093
این مردم خیلی قبل‌تر از اینکه پای ما به اینجا برسه

241
00:20:17,218 --> 00:20:19,177
توی این کوهستان زندگی کردن

242
00:20:19,843 --> 00:20:20,885
صادقانه بگم

243
00:20:21,052 --> 00:20:23,510
من به تجربه‌ی اون‌ها بیشتر از گزارش هواشناسی اعتماد دارم

244
00:20:23,843 --> 00:20:27,552
داری می‌گی دشمن منتظر می‌مونه تا طوفان تموم بشه و بعد حمله می‌کنه؟

245
00:20:27,843 --> 00:20:29,802
قطعاً این یک احتماله، قربان

246
00:20:30,427 --> 00:20:31,843
اما من معتقدم

247
00:20:32,218 --> 00:20:35,635
اون‌ها از پوشش طوفان استفاده می‌کنن تا «رضنگ لا» رو تصرف کنن

248
00:20:35,927 --> 00:20:36,760
رضنگ لا؟

249
00:20:37,593 --> 00:20:39,718
اگه من بودم، همین کار رو می‌کردم، قربان

250
00:20:41,843 --> 00:20:44,593
نه. من باهات موافق نیستم شیطان

251
00:20:45,552 --> 00:20:47,552
قربان، گذرگاه رضنگ لا خیلی باریکه

252
00:20:47,718 --> 00:20:50,802
دشمن به این سادگی‌ها نمی‌تواند با نیروها و توپخانه‌اش عبور کند

253
00:20:51,260 --> 00:20:53,010
تا به فرودگاه چوشول حمله کند

254
00:20:53,177 --> 00:20:54,927
آن‌ها از شکاف سپانگور خواهند آمد

255
00:20:55,385 --> 00:20:57,427
قربان، این یک مسیر مستقیم و راحت است

256
00:20:58,385 --> 00:20:59,552
شما چه نظری داری، سرگرد؟

257
00:21:00,843 --> 00:21:01,968
حق با اوست، قربان

258
00:21:03,510 --> 00:21:06,010
دشمن هم فرض را بر این می‌گذارد که ما این را می‌دانیم

259
00:21:08,468 --> 00:21:09,343
با اجازه‌تان

260
00:21:09,760 --> 00:21:10,760
بگو

261
00:21:13,093 --> 00:21:15,802
قربان، آن‌ها انتظار دارند نیروهای ما را در سپانگور ببینند

262
00:21:16,677 --> 00:21:19,760
اما هرگز فکرش را نمی‌کنند که از گذرگاه رضنگ لا دفاع شود

263
00:21:20,635 --> 00:21:23,718
به همین دلیل به نیروهای بیشتر و پشتیبانی توپخانه نیاز داریم، قربان

264
00:21:26,052 --> 00:21:27,218
متأسفم، سرگرد

265
00:21:27,468 --> 00:21:29,718
در حال حاضر نمی‌توانیم نیروهای بیشتری به رضنگ لا اعزام کنیم

266
00:21:30,135 --> 00:21:32,052
اما اگر هوا با ما یاری کند

267
00:21:32,177 --> 00:21:34,010
سعی می‌کنم برایتان پشتیبانی توپخانه فراهم کنم

268
00:21:34,177 --> 00:21:35,510
ممنونم، قربان

269
00:21:36,510 --> 00:21:37,343
به کارتان ادامه دهید، سرگرد

270
00:21:42,385 --> 00:21:43,677
خب، نظرت چیست؟

271
00:21:44,135 --> 00:21:44,843
نه، قربان

272
00:21:45,635 --> 00:21:49,385
با شما موافقم. رضنگ لا گذرگاه بسیار تنگی است

273
00:21:59,343 --> 00:22:03,468
ما مشغول آماده‌سازی خود برای حمله چینی‌ها بودیم

274
00:22:03,802 --> 00:22:08,802
فرماندهی ارتش چین در دستان رئیس مائو بود

275
00:22:09,677 --> 00:22:13,385
او دستورات را از طریق ژنرال گائو به خط مقدم می‌فرستاد

276
00:22:38,956 --> 00:22:41,769
مائو می‌خواست پرچم کمونیسم را ببیند

277
00:22:42,260 --> 00:22:45,218
که ظرف سه روز بر فراز فرودگاه چوشول به اهتزاز درآید

278
00:22:46,510 --> 00:22:48,760
دنیا مائو را تحت فشار گذاشته بود

279
00:22:48,885 --> 00:22:50,427
تا به جنگ پایان دهد

280
00:22:51,260 --> 00:22:54,093
و او می‌دانست که به محض اعلام آتش‌بس

281
00:22:54,552 --> 00:22:56,218
سرزمینی که پیش از آن تصرف کرده بودند

282
00:22:56,427 --> 00:22:58,218
متعلق به آن‌ها خواهد بود

283
00:23:16,843 --> 00:23:18,843
چینی‌ها باور داشتند که

284
00:23:18,968 --> 00:23:20,635
حلقه ضعیف دفاع هند را پیدا کرده‌اند

285
00:23:21,093 --> 00:23:24,718
چرا که سربازان گروهان ما

286
00:23:25,843 --> 00:23:27,968
بچه دشت و جلگه بودند

287
00:23:28,343 --> 00:23:31,218
و به جنگیدن عادت نداشتند

288
00:23:31,718 --> 00:23:34,635
یا حتی به نفس کشیدن در ارتفاعات بالا

289
00:23:39,343 --> 00:23:41,552
رئیس مائو به ارتش خود دستور داد

290
00:23:41,635 --> 00:23:45,335
تا بدون درنگ رضنگ لا را تصرف کنند

291
00:24:54,760 --> 00:24:57,718
داداش، دارم از سرما یخ می‌زنم

292
00:25:02,218 --> 00:25:03,385
به چی زل زدی؟

293
00:25:03,718 --> 00:25:04,885
به صورتت

294
00:25:06,135 --> 00:25:10,135
شبیه یک عروس خجالتی در شب زفاف شدی

295
00:25:10,593 --> 00:25:11,843
دِهارام پال

296
00:25:12,052 --> 00:25:15,052
تو پزشکی خوانده‌ای، نه؟ این خوب‌شدنی هست؟

297
00:25:16,468 --> 00:25:19,302
پای من را وسط نکش، بادنجان

298
00:25:19,802 --> 00:25:21,593
پدرم همیشه می‌گفت

299
00:25:21,927 --> 00:25:25,177
«تمام سربازها برادران تو هستند. با همه یکسان رفتار کن.»

300
00:25:25,510 --> 00:25:27,010
از این مرد شریف یاد بگیر

301
00:25:27,218 --> 00:25:29,635
و انقدر بقیه را مسخره نکن

302
00:25:29,885 --> 00:25:33,843
همه به او می‌گویند «بادنجان»! کُلاهت را پسِ معرکه می‌اندازم

303
00:25:34,260 --> 00:25:35,385
دیگر بس کنید

304
00:25:35,802 --> 00:25:37,760
دارم برای زن‌داداشتان نامه می‌نویسم

305
00:25:38,260 --> 00:25:40,510
از سختی‌هایی که می‌کشیم برایش بگو

306
00:25:41,843 --> 00:25:43,968
نیهال که هنوز ازدواج نکرده

307
00:25:44,593 --> 00:25:46,177
اما زن‌داداش زودتر آمده بود

308
00:25:46,760 --> 00:25:49,843
ازدواج نکرده؟ زن‌داداش زودتر آمده؟

309
00:25:50,260 --> 00:25:51,427
چطور ممکن است؟

310
00:25:55,622 --> 00:25:57,260
محبوبِ قلب‌های ملت ما

311
00:25:57,593 --> 00:26:00,218
به اصطلاح «زن‌داداش» ما! مدهوبالا

312
00:26:04,052 --> 00:26:05,593
داری برای ستاره‌ای مثل مدهوبالا نامه می‌نویسی؟

313
00:26:05,760 --> 00:26:07,927
شنیده‌ام او سر کار نمی‌رود

314
00:26:08,052 --> 00:26:11,843
تا وقتی که مطمئن شود قلب شاهزاده‌اش هنوز برای او می‌تپد

315
00:26:12,052 --> 00:26:14,843
بخندید! یک روز گریه‌تان در می‌آید

316
00:26:15,343 --> 00:26:18,843
شما هیچ‌چیز از قدرت عشق نمی‌دانید

317
00:26:19,093 --> 00:26:20,385
نیهال سینگ

318
00:26:20,635 --> 00:26:23,260
روی این کوه سنگ‌های زیادی هست

319
00:26:23,718 --> 00:26:28,843
اما تعداد طرفداران مدهوبالا در هند از همه این‌ها بیشتر است

320
00:26:29,010 --> 00:26:32,552
نمی‌توانی برادر ما را با سنگ مقایسه کنی

321
00:26:32,968 --> 00:26:34,760
او یک الماس واقعی است

322
00:26:35,093 --> 00:26:36,802
بگذار این جنگ تمام شود

323
00:26:37,010 --> 00:26:40,427
آن‌وقت اولین قطار را سوار می‌شوم و یک‌راست می‌روم بمبئی

324
00:26:41,843 --> 00:26:43,885
من هم می‌خواهم به بمبئی بروم

325
00:26:44,218 --> 00:26:45,843
می‌دانی

326
00:26:47,093 --> 00:26:49,468
میمیرم برای دیدن خواننده بزرگ، محمد رفیع صاحب

327
00:26:49,677 --> 00:26:51,010
یک سری هم به دریا بزن

328
00:26:51,135 --> 00:26:52,968
اگر همه‌تان راهیِ بمبئی هستید

329
00:26:53,177 --> 00:26:54,802
قهرمان ما را هم با خودتان ببرید

330
00:26:58,135 --> 00:26:59,593
بیسیم‌چی شبیه ستاره سینما، دو آناندِ رِواری است

331
00:27:13,177 --> 00:27:14,218
برادرها

332
00:27:16,260 --> 00:27:19,385
اگر مسئولیت ازدواج خواهرم روی دوشم نبود... آن‌وقت

333
00:27:21,260 --> 00:27:23,635
منظورت چیست؟ خواهرت دارد ازدواج می‌کند؟

334
00:27:24,052 --> 00:27:25,802
پس همگی با هم می‌رویم

335
00:27:26,510 --> 00:27:31,427
یک عروسی به سبک آهیر! برایمان شیر و زردچوبه می‌آورند! مبارک باشد

336
00:27:31,552 --> 00:27:32,843
ما را دعوت نمی‌کنی؟

337
00:27:32,968 --> 00:27:33,968
معلوم است که دعوت می‌کنم

338
00:27:34,093 --> 00:27:36,343
این جنگ کی تمام می‌شود؟

339
00:27:51,968 --> 00:27:54,593
تا به حال کسی را کشته‌ای؟

340
00:28:03,218 --> 00:28:04,677
ما از طایفه آهیر هستیم

341
00:28:07,093 --> 00:28:09,177
اگر با مهربانی از ما بخواهی

342
00:28:10,260 --> 00:28:12,177
جانمان را فدایت می‌کنیم

343
00:28:13,927 --> 00:28:16,177
اما وقتی پای مام میهن در میان باشد

344
00:28:18,135 --> 00:28:20,135
به لرد کریشنا سوگند می‌خورم

345
00:28:21,802 --> 00:28:23,385
نه فقط یک بار

346
00:28:24,843 --> 00:28:26,843
صد بار جانمان را می‌دهیم

347
00:28:35,010 --> 00:28:37,760
برای شما؟ نه قربان، من اهل نوشیدنی نیستم

348
00:28:38,177 --> 00:28:39,468
ممنونم. خیلی ممنونم

349
00:28:42,135 --> 00:28:43,260
حال خانم بهاتی چطور است؟

350
00:28:44,635 --> 00:28:45,843
خوب است، قربان

351
00:28:46,802 --> 00:28:49,343
و پسرتان؟ نپرسید، قربان

352
00:28:49,927 --> 00:28:52,760
به من می‌گویند «شیطان» اما او شیطان واقعی است

353
00:28:54,843 --> 00:28:55,677
دلت برایشان تنگ شده؟

354
00:28:58,135 --> 00:28:59,218
بله، قربان

355
00:29:23,968 --> 00:29:27,718
یار محبوبم را دیدم

356
00:29:32,593 --> 00:29:36,010
که حلقه گلی در دست داشت

357
00:29:39,135 --> 00:29:43,552
همه فکر می‌کردند من سراغ مروارید می‌روم

358
00:29:45,927 --> 00:29:50,843
اما به احترام معشوقم بود که برگزیدم

359
00:30:08,302 --> 00:30:12,802
از وقتی به زندگی‌ام آمدی، دنیا نو شده است، ای عشق

360
00:30:17,510 --> 00:30:22,218
تو تمام آن چیزی هستی که می‌خواستم، ای معشوق

361
00:30:23,510 --> 00:30:26,260
من دل به تو باختم

362
00:30:26,427 --> 00:30:27,593
صبر کن

363
00:30:29,302 --> 00:30:33,927
دنیا اکنون غرق در رنگ شده است، ای عشق

364
00:30:35,968 --> 00:30:40,760
چشمانم در آرزوی دیدن توست

365
00:30:42,010 --> 00:30:45,843
ای محبوب من، کی به خانه برمی‌گردی؟

366
00:30:47,968 --> 00:30:51,093
قلبم به تپش افتاده و نفسم به شماره آمده است

367
00:30:53,093 --> 00:30:55,802
ببین چقدر آشفته‌ام

368
00:30:57,718 --> 00:31:00,718
ای محبوب من، کی به خانه برمی‌گردی؟

369
00:31:04,177 --> 00:31:06,427
چشمانم در آرزوی دیدن توست

370
00:31:44,760 --> 00:31:46,968
اوه! این ساعت پدرت است

371
00:31:48,385 --> 00:31:51,302
او با افتخار آن را به من هدیه داد

372
00:31:51,718 --> 00:31:52,802
می‌دانی چرا؟

373
00:31:53,010 --> 00:31:54,885
فقط یک دلیل می‌تواند داشته باشد

374
00:31:55,427 --> 00:31:59,093
رؤیای کودکی‌ات این بود که مثل پدرت وارد ارتش شوی

375
00:31:59,927 --> 00:32:01,760
امروز آن رؤیا به حقیقت پیوسته است

376
00:32:12,968 --> 00:32:15,135
اگر این خراش کوچک تو را ناراحت می‌کند

377
00:32:16,052 --> 00:32:18,552
وقتی در مرز با دشمن روبرو شوم، چه خواهی کرد؟

378
00:32:18,843 --> 00:32:21,343
سرم را بالا می‌گیرم و به همه می‌گویم

379
00:32:21,635 --> 00:32:23,968
که من همسر یک وطن‌پرست واقعی هستم

380
00:32:26,385 --> 00:32:28,302
اگر برنگشتم چی؟

381
00:32:30,010 --> 00:32:32,260
حتی به شوخی هم این حرف را نزن

382
00:32:36,468 --> 00:32:39,343
می‌دانم که این لباس فرم فقط نشانه شجاعت نیست

383
00:32:39,843 --> 00:32:41,302
بلکه فداکاری هم می‌طلبد

384
00:32:44,135 --> 00:32:46,010
وقتی با تو ازدواج کردم

385
00:32:46,760 --> 00:32:48,843
پذیرفتم که زندگی ما این‌گونه خواهد بود

386
00:32:53,843 --> 00:32:55,135
مرا ببخش

387
00:32:56,302 --> 00:32:57,927
نمی‌خواستم ناراحتت کنم

388
00:32:58,760 --> 00:33:01,218
تو برای من همه چیز هستی

389
00:33:02,718 --> 00:33:07,010
اگر اتفاقی برایت بیفتد، قلبم تکه‌تکه می‌شود

390
00:33:12,052 --> 00:33:13,802
اما به تو قول می‌دهم

391
00:33:14,552 --> 00:33:16,677
که همیشه سرم را بالا بگیرم

392
00:33:21,552 --> 00:33:24,260
من یک راجپوت هستم، قول می‌دهم هیچ‌وقت ناامیدت نکنم

393
00:33:28,260 --> 00:33:30,927
حالا لبخند بزن. روزم را روشن می‌کنی

394
00:33:34,260 --> 00:33:35,093
کمی بیشتر

395
00:34:51,968 --> 00:34:54,843
پاینده باد مام میهن

396
00:35:02,843 --> 00:35:08,635
واحدهای گشتی چینی در هند نفوذ کرده و شروع به ایجاد رعب و وحشت کرده بودند

397
00:35:09,343 --> 00:35:11,843
ما در راه رضنگ لا بودیم

398
00:35:12,885 --> 00:35:15,010
این اولین باری بود که

399
00:35:15,218 --> 00:35:17,677
من به ارتفاع ۱۷ هزار فوتی صعود می‌کردم

400
00:35:17,802 --> 00:35:19,677
داداش، یواش‌تر

401
00:35:20,593 --> 00:35:25,343
تا حالا در این ارتفاع بوده‌ای؟ در رضنگ لا؟

402
00:35:25,677 --> 00:35:29,093
سرگرد ما همیشه کاملاً آماده است. بله

403
00:35:29,302 --> 00:35:34,010
او در دو هفته گذشته مدام ما را برای بالا و پایین رفتن تمرین داده است

404
00:35:34,218 --> 00:35:35,843
آن هم با تمام تجهیزات

405
00:35:37,927 --> 00:35:39,677
قرصت را خوردی؟

406
00:35:39,843 --> 00:35:45,177
قرص؟ چرا همه بابت قرص به من پیله کرده‌اند؟

407
00:35:45,302 --> 00:35:46,718
حالم کاملاً خوب است. واقعاً

408
00:35:46,843 --> 00:35:49,843
فقط... سردم است

409
00:35:51,677 --> 00:35:53,093
هی، برادر

410
00:35:54,385 --> 00:35:55,427
بفرما! بالا آورد

411
00:35:55,552 --> 00:35:57,885
به خاطر همین است که می‌گویند قرصت را بخور

412
00:35:59,510 --> 00:36:02,885
می‌دانیم که مریض نیستی. این برای این است که با ارتفاع خو بگیری

413
00:36:03,010 --> 00:36:04,010
بیا. دهانت را آب بکش

414
00:36:04,260 --> 00:36:07,802
صعود به ارتفاع ۱۷ هزار فوتی شوخی نیست

415
00:36:09,260 --> 00:36:11,385
چرا ایستاده‌اید؟ قربان

416
00:36:11,635 --> 00:36:13,385
راحت باش! چش شده؟

417
00:36:13,635 --> 00:36:16,760
قربان، طفلک حالش خیلی بد است

418
00:36:17,302 --> 00:36:20,343
با اجازه شما می‌توانم اینجا پیشش بمانم؟

419
00:36:21,052 --> 00:36:22,385
زود خودم را به شما می‌رسانم

420
00:36:22,510 --> 00:36:24,552
تو می‌توانی او را گول بزنی، اما من را نه

421
00:36:24,760 --> 00:36:26,885
نه قربان، این چه حرفی است؟

422
00:36:27,010 --> 00:36:29,468
فقط نگاهش کنید. دارد می‌لرزد

423
00:36:29,677 --> 00:36:32,843
خیلی دست و دلباز شده‌ای؟ قرص را به او بده، عجله کن

424
00:36:33,093 --> 00:36:34,218
بله قربان

425
00:36:34,677 --> 00:36:36,010
ویشان‌چاند

426
00:36:36,260 --> 00:36:37,843
آهای، بادنجان! بله قربان

427
00:36:38,052 --> 00:36:40,968
وظیفه توست که این دو نفر را به حرکت درآوری. فهمیدی؟

428
00:36:41,343 --> 00:36:42,927
بله قربان. ممنونم، عمو جان

429
00:36:43,718 --> 00:36:45,677
من عموی تو نیستم، اما تو مرا پیر می‌کنی

430
00:36:46,093 --> 00:36:47,343
ببخشید، جناب سوجا

431
00:36:47,802 --> 00:36:49,510
زود برسید. بله قربان

432
00:36:50,052 --> 00:36:50,927
بخور

433
00:36:51,135 --> 00:36:52,302
ای بابا

434
00:36:52,718 --> 00:36:56,718
به لطف عمو که مرا کنار گله گاومیش‌ها خواباند، اصلاً نتوانستم بخوابم

435
00:37:16,468 --> 00:37:17,010
همه چیز روبه‌راه است؟

436
00:37:17,302 --> 00:37:21,635
بله قربان. بیسیم‌چیِ ما نفسش بند آمده بود

437
00:37:21,927 --> 00:37:24,427
روز اولش است. عادت می‌کند

438
00:37:24,718 --> 00:37:25,843
بله قربان

439
00:37:30,635 --> 00:37:32,010
روز بخیر! روز بخیر

440
00:37:46,552 --> 00:37:48,093
درود بر شما! جولی، قربان

441
00:37:48,677 --> 00:37:50,260
جولی، تسرینگ! جولی، قربان

442
00:37:50,802 --> 00:37:54,927
او یک لحظه هم بازی با توپی که به او دادید را رها نمی‌کند

443
00:37:55,635 --> 00:37:57,552
الان سن بازی کردنش است

444
00:37:57,843 --> 00:37:59,135
که وقتی به سن شما رسید، دیگر بازی نخواهد کرد

445
00:38:00,427 --> 00:38:02,385
کجا می‌روید؟ همسرم باردار است

446
00:38:03,093 --> 00:38:03,843
مبارک باشد

447
00:38:04,385 --> 00:38:07,510
دارم او را به خانه مادرش می‌برم. چند روزی آنجا می‌ماند

448
00:38:08,260 --> 00:38:11,010
خوب است. شما دو نفر باید پیش او بمانید

449
00:38:11,718 --> 00:38:13,635
جنگ شده است. هر اتفاقی ممکن است بیفتد

450
00:38:15,885 --> 00:38:17,552
درود بر شما! جولی، قربان

451
00:38:17,968 --> 00:38:20,093
چند روزی به دره بروید

452
00:38:20,343 --> 00:38:21,968
وقتی جنگ تمام شد برگردید

453
00:38:37,093 --> 00:38:39,302
سه دسته ۴۰ نفره می‌خواهم

454
00:38:39,677 --> 00:38:40,302
قربان

455
00:38:40,427 --> 00:38:43,010
دسته نهم. اینجا با سه تیربار سبک مستقر شوید

456
00:38:43,218 --> 00:38:43,843
بله قربان

457
00:38:43,968 --> 00:38:45,968
این موقعیت نزدیک‌ترین نقطه به مرز است

458
00:38:46,843 --> 00:38:49,885
هاری رام، دسته هشتم. سه تیربار سبک پشت سر آن‌ها خواهند بود

459
00:38:50,135 --> 00:38:51,927
به فاصله ۹۰۰ متر

460
00:38:52,135 --> 00:38:55,093
اینجا. دقیقاً در وسط گذرگاه. بله قربان

461
00:38:56,010 --> 00:38:58,093
سوجا، دسته هفتم

462
00:38:58,468 --> 00:39:01,302
روی رشته‌کوه نزدیک مقر فرماندهی مستقر شوید

463
00:39:01,635 --> 00:39:04,302
بخش خمپاره‌انداز در فاصله ۴۰۰ متری بماند

464
00:39:04,927 --> 00:39:06,677
پشت رشته‌کوه. بله قربان

465
00:39:06,927 --> 00:39:08,552
سؤالی هست؟ خیر قربان

466
00:39:08,802 --> 00:39:09,677
رام رام، قربان

467
00:39:09,802 --> 00:39:10,968
آهان، بیسیم‌چی

468
00:39:11,427 --> 00:39:12,927
سیگنال پارازیت دارد

469
00:39:13,135 --> 00:39:15,635
وقتی درست شد به من گزارش بده

470
00:39:15,968 --> 00:39:17,885
باید با مقر گردان تماس بگیرم

471
00:39:18,177 --> 00:39:19,677
بله قربان. ادامه بده

472
00:39:26,885 --> 00:39:29,635
آهای، شما بچه‌ننه های لوس

473
00:39:33,135 --> 00:39:35,343
خوب گوش کنید پسرها

474
00:39:35,968 --> 00:39:37,927
دو ساعت طول می‌کشد تا آب جوش بیاید

475
00:39:38,177 --> 00:39:40,343
دو ساعت وقتم را گرفت تا این سوپ را درست کنم

476
00:39:40,718 --> 00:39:42,677
اگر کسی نق بزند

477
00:39:42,802 --> 00:39:45,093
یک کتک سیر می‌خورد

478
00:39:49,510 --> 00:39:51,385
داداش! عالی است

479
00:39:51,843 --> 00:39:53,510
چطور می‌توانی بگویی عالی است؟

480
00:39:53,677 --> 00:39:55,135
به لرد کریشنا قسم می‌خورم

481
00:39:55,260 --> 00:39:57,260
بعد از ساختن سنگرها، داشتم از گرسنگی تلف می‌شدم

482
00:39:57,927 --> 00:40:00,468
سوپ عمو طعم بهشتی می‌دهد

483
00:40:00,802 --> 00:40:02,843
شوخی نمی‌کنم. با خوشحالی بابت این سوپ پول می‌دهم

484
00:40:03,427 --> 00:40:04,385
ولش کن! انقدر تملق نکن

485
00:40:04,510 --> 00:40:07,677
بگذار چیزی به تو بگویم. وقتی بازنشسته شدم، مستمری‌ام مال تو

486
00:40:08,885 --> 00:40:11,760
مراقب باش وقتی گاومیش فضله می‌اندازد، روت نپاشد

487
00:40:13,593 --> 00:40:14,718
با کی هستی؟ با تو

488
00:40:14,843 --> 00:40:16,260
آهای تو، اخمو

489
00:40:16,677 --> 00:40:19,260
خودت را لوس نکن. سوپت را بخور

490
00:40:19,593 --> 00:40:20,760
عمو دلخور شد

491
00:40:21,510 --> 00:40:22,593
از خود راضی‌ها

492
00:40:22,677 --> 00:40:25,802
عمو! این سوپ را بده به چینی‌ها

493
00:40:25,919 --> 00:40:29,739
همه فرار می‌کنند. بی‌آب و رنگ و بی‌مزه

494
00:40:30,718 --> 00:40:34,843
نظرات تو بی‌مزه است. تو همیشه همه چیز را خراب می‌کنی

495
00:40:35,177 --> 00:40:38,135
به او بگو جنگ است. «جنگ است.»

496
00:40:38,385 --> 00:40:40,718
به او بگو عروسی رفیقش نیست. انگار نه انگار

497
00:40:40,843 --> 00:40:42,218
من چیزی گفتم؟ خب؟

498
00:40:42,343 --> 00:40:43,843
نشنیدم. من شنیدم

499
00:40:43,968 --> 00:40:45,927
من مسئول شنوایی او نیستم. هستم؟

500
00:40:46,052 --> 00:40:47,635
من مسئولم؟ پس کی مسئول است؟

501
00:40:47,885 --> 00:40:49,093
رام رام! بنشینید

502
00:40:49,593 --> 00:40:50,510
همان‌جا بنشینید

503
00:40:51,427 --> 00:40:52,468
جناب سرگرد

504
00:40:53,093 --> 00:40:55,302
سلام قربان! سلام

505
00:40:55,635 --> 00:40:57,177
از سوپِ «جیرام» خوشت اومد؟

506
00:40:57,302 --> 00:41:00,260
«نانهِ» که خیلی دوست داشت قربان. داشت کاسه‌ش رو می‌لیسید

507
00:41:00,718 --> 00:41:02,343
داشتم انگشتام رو می‌لیسیدم، قربان

508
00:41:04,510 --> 00:41:05,427
قربان

509
00:41:07,177 --> 00:41:09,760
با اجازه‌تون، می‌تونم یه سوال بپرسم؟

510
00:41:10,552 --> 00:41:11,343
بپرس

511
00:41:13,760 --> 00:41:15,843
قربان، داستانِ این اسم شما چیه؟

512
00:41:16,593 --> 00:41:18,718
ایشون سرگرده، نه عموی تو

513
00:41:19,260 --> 00:41:20,552
ایرادی نداره، «سورجا»

514
00:41:21,093 --> 00:41:24,260
مطمئنم ذهن همه همین سوال رو درگیر کرده

515
00:41:24,468 --> 00:41:28,135
بله قربان. حتی سرش شرط هم بستیم

516
00:41:28,385 --> 00:41:29,302
من گفتم

517
00:41:29,718 --> 00:41:32,260
پدر و مادرت اسمت رو گذاشتن «شیطان»

518
00:41:32,468 --> 00:41:34,343
چون خیلی شیطون و بلا بودی

519
00:41:35,052 --> 00:41:36,760
تخیلِ خوبیه

520
00:41:37,093 --> 00:41:42,515
«رام لال» گفت والدینت این اسم رو روت گذاشتن تا از چشم‌زخم در امان باشی

521
00:41:42,843 --> 00:41:45,552
مثل بعضی‌ها که اسم بچه‌شون رو می‌ذارن «راوان»

522
00:41:46,093 --> 00:41:47,052
قربان، من همچین حرفی نزدم

523
00:41:47,177 --> 00:41:49,718
شانس آوردم اسمم رو نذاشتن «کومباکاران»! مگه نه، سورجا؟

524
00:41:50,510 --> 00:41:53,260
شک دارم پدر و مادرت اسمت رو گذاشته باشن «شیطان»

525
00:41:53,593 --> 00:41:55,552
حتماً کارِ یه معلمِ بدعنق بوده

526
00:41:55,677 --> 00:41:57,802
حق با اونه. خودش این رو گفت

527
00:41:58,093 --> 00:42:00,093
دیوونه شدی؟ من نگفتم، تو گفتی

528
00:42:00,260 --> 00:42:01,135
قربان، داره شوخی می‌کنه

529
00:42:01,593 --> 00:42:02,635
دیگه کافیه

530
00:42:03,052 --> 00:42:06,010
سرگرد داره لطف می‌کنه، اما دلیل نمیشه پاتون رو از گلیمتون درازتر کنید

531
00:42:06,427 --> 00:42:08,010
معذرت می‌خوام، قربان

532
00:42:09,718 --> 00:42:11,427
«دارام پال»! بله، قربان

533
00:42:11,968 --> 00:42:15,677
موقع بالا اومدن شنیدم آواز می‌خوندی. صدای خوبی داری

534
00:42:16,802 --> 00:42:17,718
ممنونم، قربان

535
00:42:18,052 --> 00:42:19,260
خیلی خوب می‌خونه، قربان

536
00:42:20,260 --> 00:42:24,343
رادیو سراسری هند ازش خواست براشون بخونه، اما نرفت

537
00:42:24,843 --> 00:42:26,760
چه خسران بزرگی برای کشور

538
00:42:27,427 --> 00:42:28,385
باید می‌رفتی

539
00:42:29,010 --> 00:42:31,885
امروز «دارام پال سینگ داهیا» می‌تونست یه خواننده‌ی مشهور باشه

540
00:42:32,343 --> 00:42:33,843
دعای خیرِ جناب سرگرد رو بپذیر

541
00:42:34,510 --> 00:42:36,093
تمام خانواده‌ی من به ارتش ملحق شدن، قربان

542
00:42:36,468 --> 00:42:38,135
پدرم می‌گفت

543
00:42:38,510 --> 00:42:41,635
«برو ارتش. شاید از گلوله‌ی دشمن جون سالم به در ببری...»

544
00:42:41,885 --> 00:42:44,927
«اما اگه خواننده بشی، گلوله‌ی من بهت رحم نمی‌کنه!»

545
00:42:46,427 --> 00:42:49,427
پس نجات پیدا کرد! از دستِ بابا

546
00:42:49,718 --> 00:42:53,718
پدرت اینجا نیست، پس نگران نباش. برامون بخون

547
00:42:54,677 --> 00:42:57,552
زود باش، بخون! خوانندگیش از سربازیش بهتره

548
00:42:57,854 --> 00:43:00,427
جناب سرگرد ازت خواست، پس بخون

549
00:43:23,177 --> 00:43:25,635
روزی که خونه رو ترک کردم

550
00:43:26,260 --> 00:43:28,343
روزی که از روستام رفتم

551
00:43:28,968 --> 00:43:31,260
مهری که جاری بود

552
00:43:31,802 --> 00:43:33,510
چقدر دلم براش تنگ شده

553
00:43:34,468 --> 00:43:36,718
مادرم من رو محکم بغل کرد

554
00:43:37,260 --> 00:43:39,427
«برو سرباز من، برو!»

555
00:43:41,260 --> 00:43:43,677
چقدر دلم برای اون لحظه‌ها تنگ شده

556
00:43:44,010 --> 00:43:46,635
اون حیاط‌ها، اون تراس‌ها

557
00:43:46,843 --> 00:43:49,052
اون کوچه‌ها، اون راهروها

558
00:43:49,552 --> 00:43:51,802
اون دوست‌های دوران کودکی

559
00:43:52,260 --> 00:43:54,427
چقدر دلم برای همه‌شون تنگ شده

560
00:43:54,927 --> 00:43:57,302
روسری‌اش که توی باد می‌رقصید

561
00:43:57,760 --> 00:44:00,385
چشم‌هایِ سرمه‌کشیده و جادویش دیوونه‌م می‌کرد

562
00:44:03,260 --> 00:44:05,385
چقدر دلم براشون تنگ شده

563
00:44:07,052 --> 00:44:09,218
روزی که خونه رو ترک کردم

564
00:44:09,885 --> 00:44:11,802
روزی که از روستام رفتم

565
00:44:12,760 --> 00:44:16,343
مهری که جاری بود... چقدر دلم براش تنگ شده

566
00:44:18,260 --> 00:44:20,385
مادرم من رو محکم بغل کرد

567
00:44:20,843 --> 00:44:22,968
«برو سرباز من، برو!»

568
00:44:23,718 --> 00:44:27,093
حالا چقدر دلم برای اون لحظه‌ها تنگ شده

569
00:45:01,718 --> 00:45:03,843
چراغ‌های درخشانِ جشنِ «دیوالی»

570
00:45:04,468 --> 00:45:06,760
رنگ‌پاشونِ جشنِ «هولی»

571
00:45:07,260 --> 00:45:09,427
اون شب‌های فوق‌العاده

572
00:45:09,843 --> 00:45:12,260
اون روزهای بی‌نظیر

573
00:45:12,677 --> 00:45:14,927
با دیدنش قلبم به تپش می‌افتاد

574
00:45:15,302 --> 00:45:17,427
فرقی نمی‌کرد چقدر ازم دلخور باشه

575
00:45:18,010 --> 00:45:20,343
بی حضورِ اون، هیچ‌وقت آروم نمی‌گرفتم

576
00:45:23,843 --> 00:45:25,593
بی حضورِ اون

577
00:45:30,260 --> 00:45:31,760
اون لحظاتِ عاشقی

578
00:45:33,010 --> 00:45:35,343
صدای طبل‌های عروسی

579
00:45:35,843 --> 00:45:37,802
اون آوازهای آشنا

580
00:45:38,427 --> 00:45:40,552
چقدر دلم براشون تنگ شده

581
00:45:41,343 --> 00:45:45,468
اون نغمه‌های محلیِ قدیمی

582
00:45:46,718 --> 00:45:50,843
آشنا و غریبه، چقدر دلم براشون تنگ شده

583
00:45:53,468 --> 00:45:55,677
روزی که خونه رو ترک کردم

584
00:45:56,302 --> 00:45:58,385
روزی که از روستام رفتم

585
00:45:58,968 --> 00:46:01,260
مهری که جاری بود

586
00:46:01,760 --> 00:46:03,677
چقدر دلم براش تنگ شده

587
00:46:04,593 --> 00:46:06,802
مادرم من رو محکم بغل کرد

588
00:46:07,260 --> 00:46:09,010
«برو سرباز من، برو!»

589
00:46:09,927 --> 00:46:13,593
چقدر دلم برای اون لحظه‌ها تنگ شده

590
00:46:14,135 --> 00:46:16,052
چقدر دلم براشون تنگ شده

591
00:46:45,302 --> 00:46:46,635
چقدر دلم براشون تنگ شده

592
00:46:48,510 --> 00:46:52,135
همه یک‌صدا فریاد خواهیم زد

593
00:46:52,385 --> 00:46:54,843
فرار کن چینی، فرار کن

594
00:46:55,260 --> 00:46:57,552
فرار کن چینی، فرار کن

595
00:47:01,677 --> 00:47:02,760
قربان

596
00:47:05,135 --> 00:47:07,635
عصر بخیر قربان! در «رزانگ لا» همه چی آماده‌ست

597
00:47:07,802 --> 00:47:09,760
منتظر دستورات بعدی هستیم. تمام

598
00:47:10,135 --> 00:47:11,718
«تری آلفا»، با دقت گوش کن

599
00:47:12,052 --> 00:47:15,260
دشمن نواحیِ اطرافِ پاسگاهِ شرقی رو تصرف کرده

600
00:47:15,385 --> 00:47:16,802
و همین‌طور «دولت بیگ اولدی» رو

601
00:47:17,135 --> 00:47:19,927
هیچ دیدی روی بزرگراه سین‌کیانگ-تبت نداریم

602
00:47:20,093 --> 00:47:22,635
گزارش‌هایی از جابه‌جایی سنگین نیروها در اونجا به دستمون رسیده

603
00:47:22,843 --> 00:47:25,468
اما راهی برای تاییدش نداریم. تمام

604
00:47:25,718 --> 00:47:28,093
می‌رم بالاتر و یه ایستگاه شنود برپا می‌کنم، قربان

605
00:47:28,343 --> 00:47:30,218
با اجازه‌تون. تمام

606
00:47:30,635 --> 00:47:33,843
تری آلفا! فرمانده‌ت صحبت می‌کنه، با درخواستت موافقت شد

607
00:47:34,093 --> 00:47:36,260
به محض این‌که اطلاعاتی به دستت رسید گزارش بده

608
00:47:36,510 --> 00:47:37,510
پایان

609
00:48:12,927 --> 00:48:13,927
همین‌جا

610
00:48:14,677 --> 00:48:16,927
می‌خوام تا غروب آفتاب یه ایستگاه شنود اینجا برپا بشه

611
00:48:17,052 --> 00:48:17,718
بله قربان

612
00:48:17,843 --> 00:48:19,677
«رام چاندر»! رادیو رو چک کن

613
00:48:19,927 --> 00:48:21,135
نانهِ

614
00:48:22,885 --> 00:48:26,177
حواست فقط باید به اون معبر باشه

615
00:48:26,760 --> 00:48:30,135
هر جابه‌جایی‌ای اون طرفِ شکاف شنیدی، فوراً به من خبر بده

616
00:48:30,468 --> 00:48:31,135
بله قربان

617
00:48:32,218 --> 00:48:33,093
پایان

618
00:48:33,260 --> 00:48:34,968
رادیو کار می‌کنه قربان. خوبه

619
00:48:35,218 --> 00:48:38,427
کد شناسایی شما «چارلی ۷» هست. مفهومه؟

620
00:48:39,593 --> 00:48:42,302
بانو. رام چاندر. شما دو تا با من بیاید

621
00:48:42,718 --> 00:48:44,343
بسیار خب. موفق باشید بچه‌ها. قربان

622
00:48:44,968 --> 00:48:45,968
بیا نانهِ

623
00:48:47,427 --> 00:48:50,718
سرگرد ازمون خواسته مراقب اون منطقه باشیم

624
00:49:08,385 --> 00:49:09,093
قربان

625
00:49:10,093 --> 00:49:11,218
اون روستای «چاگا» است

626
00:49:13,802 --> 00:49:14,468
بریم

627
00:49:50,635 --> 00:49:55,135
قربان... بهشون گفتم برن پایین به سمت دره

628
00:49:56,343 --> 00:49:57,927
اما نرفتن

629
00:50:04,635 --> 00:50:06,218
کجا برن، بانو؟

630
00:50:08,510 --> 00:50:10,093
اینجا خونه‌شونه

631
00:50:11,385 --> 00:50:12,802
خاکشونه

632
00:50:23,968 --> 00:50:25,677
هوای بانو رو داشته باش

633
00:50:26,052 --> 00:50:27,718
بانو، حالت خوب میشه

634
00:52:57,052 --> 00:52:58,385
قربان، حالتون خوبه؟

635
00:53:03,677 --> 00:53:04,552
رادیو

636
00:53:04,968 --> 00:53:06,343
در خطرِ از دست دادن منطقه «نِفا» هستیم

637
00:53:07,302 --> 00:53:09,385
قربان، سرگرد «باتی» پشت خطه

638
00:53:10,010 --> 00:53:11,968
قربان، فرمانده تیپ

639
00:53:13,677 --> 00:53:15,635
تری آلفا، گزارش بده. تمام

640
00:53:15,843 --> 00:53:21,135
پیاده‌نظامِ مکانیزه‌ی دشمن داره به سمت «رزانگ لا» پیشروی می‌کنه. تمام

641
00:53:22,927 --> 00:53:24,718
تعداد دشمن؟ تمام

642
00:53:27,552 --> 00:53:29,093
حدود ۳۰۰۰ نفر، قربان

643
00:53:29,635 --> 00:53:30,552
تمام

644
00:53:33,343 --> 00:53:35,218
باید با مقرِ فرماندهیِ لشکر صحبت کنم

645
00:53:35,718 --> 00:53:38,010
تا دستورات بعدی مواضع خودتون رو حفظ کنید. تمام

646
00:53:38,218 --> 00:53:39,843
وقت کافی نداریم، قربان

647
00:53:40,760 --> 00:53:43,552
اونا به زودی می‌رسن، قربان. تمام

648
00:53:43,885 --> 00:53:45,760
پس عقب‌نشینی کن سرگرد، عقب‌نشینی کن

649
00:53:46,093 --> 00:53:49,802
خودت می‌دونی که نمی‌تونم نیروی کمکی برات بفرستم

650
00:53:50,093 --> 00:53:51,968
با گروهانت عقب‌نشینی کن

651
00:53:52,093 --> 00:53:55,968
به گروهان‌های آلفا و براوو در ورودی شرقیِ «چوشول» ملحق شو. تمام

652
00:53:56,385 --> 00:53:59,552
تری آلفا، اگه الان عقب‌نشینی کنیم

653
00:54:00,343 --> 00:54:03,927
ظرف چند روز به چوشول و کشمیر می‌رسن

654
00:54:06,260 --> 00:54:07,968
با تمام احترامی که براتون قائلم، قربان

655
00:54:09,260 --> 00:54:11,427
نمی‌تونم بدون جنگیدن، شکست رو بپذیرم

656
00:54:12,135 --> 00:54:12,927
تمام

657
00:54:14,468 --> 00:54:15,760
مفهوم بود

658
00:54:18,510 --> 00:54:19,927
دوباره روش فکر کن

659
00:54:23,343 --> 00:54:27,927
با افسران جزء صحبت کن و بهم گزارش بده. پایان

660
00:54:40,218 --> 00:54:41,260
قربان؟

661
00:54:46,468 --> 00:54:49,927
سرباز چینی دارن به سمت «رزانگ لا» پیشروی می‌کنن ۳۰۰۰

662
00:54:52,552 --> 00:54:55,510
اما «شیطان» نمی‌خواد عقب‌نشینی کنه

663
00:54:57,468 --> 00:54:59,135
حق با اون بود

664
00:55:01,135 --> 00:55:04,427
قربان، ما اونجا فقط ۱۲۰ تا سرباز داریم

665
00:55:05,302 --> 00:55:08,093
دشمن برتریِ قطعی داره

666
00:55:11,802 --> 00:55:13,843
لعنتی، کاملاً حق با توئه

667
00:55:21,093 --> 00:55:22,260
قربان؟

668
00:55:24,385 --> 00:55:26,302
دلت چی میگه؟

669
00:55:27,885 --> 00:55:29,343
«نمی‌تونی عقب‌نشینی کنی.»

670
00:55:30,135 --> 00:55:31,093
و عقلت؟

671
00:55:32,093 --> 00:55:33,760
میگه به حرفِ دلم گوش بدم

672
00:55:35,218 --> 00:55:36,218
قربان

673
00:55:37,843 --> 00:55:41,093
پس جواب شما همینه

674
00:55:43,968 --> 00:55:47,302
وقتی پای سرنوشت خودم در میون باشه می‌تونم از دلم پیروی کنم

675
00:55:49,135 --> 00:55:51,427
اما نه وقتی پای سرنوشت ۱۲۰ تا سرباز در میونه

676
00:55:57,218 --> 00:55:58,885
رام چاندر، رادیو

677
00:56:05,677 --> 00:56:07,843
من رو به هر سه دسته وصل کن

678
00:56:11,427 --> 00:56:15,635
جناب، فرمانده گروهان می‌خواد با همه صحبت کنه

679
00:56:16,760 --> 00:56:18,843
دسته‌ی هشتم؟ بله، قربان

680
00:56:19,427 --> 00:56:21,302
دور من جمع شید

681
00:56:31,677 --> 00:56:35,677
گروهانِ چارلی، فرمانده گروهان، سرگرد «شیطان سینگ باتی» باهاتون صحبت می‌کنه

682
00:56:37,385 --> 00:56:40,427
امشب طوفانِ سهمگینی به سراغمون میاد

683
00:56:41,718 --> 00:56:43,552
در قالبِ ۳۰۰۰ سرباز چینی

684
00:56:44,635 --> 00:56:49,177
می‌تونیم عقب‌نشینی کنیم و در سمتِ شرقیِ «چوشول» موضعِ دفاعی بگیریم

685
00:56:51,052 --> 00:56:54,843
یا اینکه همین‌جا بمونیم و سعی کنیم جلوی دشمن رو بگیریم

686
00:56:58,135 --> 00:57:00,093
ما می‌تونیم از این خاک محافظت کنیم

687
00:57:01,968 --> 00:57:03,135
خاکی که

688
00:57:04,802 --> 00:57:07,385
حتی یه تیغه علف هم توش سبز نمیشه

689
00:57:08,802 --> 00:57:11,760
اما موضوع سرِ زمین نیست، موضوع سرِ یه رویاست

690
00:57:12,385 --> 00:57:16,468
رویایی که بعد از سال‌ها مبارزه به حقیقت پیوسته

691
00:57:17,052 --> 00:57:21,135
رویای آزادی که خیلی‌ها جونشون رو فداش کردن

692
00:57:22,510 --> 00:57:26,718
رویای یک هندِ واحد، از هیمالیا تا «کانیاکوماری»

693
00:57:33,802 --> 00:57:37,552
امروز دشمنِ ما رویای نیاکانمون رو نشونه گرفته

694
00:57:38,343 --> 00:57:40,802
بر لاداخ، جامو و کشمیر

695
00:57:42,177 --> 00:57:43,843
احتمالاً

696
00:57:44,510 --> 00:57:48,093
اینجا برای اونا فقط پاره‌خاکی باشه که توی نبرد به دستش میارن

697
00:57:48,843 --> 00:57:50,427
اما برای من

698
00:57:51,010 --> 00:57:53,468
اینجا تاجِ سرِ مامِ میهن، هند است

699
00:57:54,718 --> 00:57:57,385
و رها کردنِ تاجِ مادرم

700
00:57:57,635 --> 00:58:00,677
پیشِ پای دشمن، برام غیرقابل‌قبوله

701
00:58:05,468 --> 00:58:07,302
یه زمانی کسی بهم گفت

702
00:58:09,135 --> 00:58:10,968
«این لباسِ نظام فقط نشونه‌ی شجاعت نیست...»

703
00:58:11,093 --> 00:58:12,760
«بلکه فداکاری هم می‌طلبه.»

704
00:58:15,552 --> 00:58:16,968
اون زمان فرا رسیده

705
00:58:23,177 --> 00:58:28,802
تا آخرین گلوله و تا آخرین قطره‌ی خونم می‌جنگم

706
00:58:28,927 --> 00:58:30,885
اما عقب‌نشینی نمی‌کنم

707
00:58:31,635 --> 00:58:34,677
اگه کسی از شما می‌خواد بره، می‌تونه بره

708
00:58:36,135 --> 00:58:38,302
من خرده‌ای ازتون نمی‌گیرم

709
00:58:39,677 --> 00:58:43,135
اما من... عقب‌نشینی نمی‌کنم

710
00:59:16,135 --> 00:59:17,718
چارلی دو

711
00:59:18,427 --> 00:59:21,760
قربان، شما یه بار گفتید که ما پسرانِ کشاورزها هستیم

712
00:59:23,218 --> 00:59:26,302
هیچ‌کس ارزش خاک رو بهتر از ما نمی‌دونه

713
00:59:26,510 --> 00:59:30,010
این بار جنگ سرِ خودمون نیست، سرِ میهن‌مونه

714
00:59:30,302 --> 00:59:32,302
هیچ‌کس عقب‌نشینی نمی‌کنه

715
00:59:37,760 --> 00:59:41,135
ما خوش‌شانسیم که فرصتِ جنگیدن و مردن برای کشورمون رو داریم، قربان

716
00:59:41,260 --> 00:59:43,718
دسته‌ی نهم جایی نمیره

717
00:59:43,927 --> 00:59:46,885
همه‌مون تا آخرین گلوله با شما هستیم

718
00:59:47,093 --> 00:59:50,010
من از طرفِ دسته‌ی هشتم صحبت می‌کنم، قربان

719
00:59:51,010 --> 00:59:53,552
هیچ حرفی از عقب‌نشینیِ ما نیست

720
00:59:55,135 --> 00:59:57,843
ما همین‌جا کنار شما می‌مونیم

721
00:59:58,885 --> 01:00:01,552
همین‌جا می‌جنگیم، همین‌جا می‌میریم

722
01:00:02,635 --> 01:00:04,427
تا آخرین نفس

723
01:00:04,843 --> 01:00:06,760
تا آخرین گلوله

724
01:00:07,885 --> 01:00:08,718
تمام

725
01:00:43,593 --> 01:00:46,885
جمهوری خلق چین اعلام کرده است

726
01:00:47,010 --> 01:00:50,343
که تصمیم گرفته مخاصمات علیه هند را متوقف کند

727
01:00:50,510 --> 01:00:51,843
و آتش‌بس اعلام کرده است

728
01:00:52,968 --> 01:00:56,593
ارتش‌های آن‌ها اکنون در پشت خط کنترل مستقر شده‌اند

729
01:00:56,802 --> 01:00:58,718
قربان، مراقب باشید

730
01:00:59,218 --> 01:01:00,510
قربان، مراقب باشید

731
01:01:11,343 --> 01:01:13,260
می‌خوام با فرمانده‌ی یگان صحبت کنم

732
01:01:14,135 --> 01:01:15,843
می‌خوام با فرمانده‌ی یگان صحبت کنم

733
01:01:16,677 --> 01:01:18,510
می‌خوام با فرمانده‌ی یگان صحبت کنم

734
01:01:19,135 --> 01:01:19,927
همین الان

735
01:01:23,385 --> 01:01:26,218
تمامِ گفتگوی ما ضبط خواهد شد

736
01:01:28,677 --> 01:01:30,677
شماره‌ی پرسنلی، نام و درجه‌ت رو بگو

737
01:01:32,760 --> 01:01:37,177
۴۱۸۲۰۹۱ شماره‌ی سریال

738
01:01:38,677 --> 01:01:40,635
سرباز «رام چاندر یاداو»

739
01:01:41,802 --> 01:01:45,385
اپراتور بی‌سیمِ گروهانِ چارلی، از گردان سیزدهمِ کُمائون، قربان

740
01:01:45,552 --> 01:01:47,302
امروز ۲۱ نوامبر است

741
01:01:47,593 --> 01:01:49,510
ساعت ۱۱:۲۰ صبح

742
01:01:49,843 --> 01:01:52,635
بهت هشدار میدم هر چی میگی باید حقیقت باشه

743
01:01:52,760 --> 01:01:55,552
و اگه دروغ بگی یا ما رو گمراه کنی، دادگاه نظامی میشی

744
01:01:56,302 --> 01:01:57,510
متوجه شدی؟

745
01:02:04,218 --> 01:02:06,760
دلیلی برای دروغ گفتن ندارم، قربان

746
01:02:11,010 --> 01:02:13,718
من فقط زنده‌ موندم تا بتونم حقیقت رو به شما بگم

747
01:02:19,218 --> 01:02:21,260
خب سرباز «رام چاندر یاداو»

748
01:02:21,885 --> 01:02:24,510
شبِ هفدهم نوامبر چه اتفاقی افتاد؟

749
01:02:31,302 --> 01:02:32,927
ما منتظر دشمن بودیم

750
01:02:34,635 --> 01:02:37,135
وقتی تاریکی همه‌جا رو فرا گرفت

751
01:02:37,927 --> 01:02:40,427
سرما طاقت‌فرسا شد

752
01:02:42,552 --> 01:02:45,510
دما منفی ۲۴ درجه بود

753
01:02:47,802 --> 01:02:53,135
بادِ یخبندان مثل خنجری بود که به تنمون فرو می‌رفت

754
01:02:55,135 --> 01:02:58,718
فقط سرگرد انگار نسبت به اون سرمای استخوان‌سوز بی‌حس بود

755
01:03:02,885 --> 01:03:05,843
انگار آتشی درونش شعله می‌کشید

756
01:03:31,260 --> 01:03:33,677
هی، رام لعل

757
01:03:34,885 --> 01:03:36,718
چیزی اون بیرون می‌بینی؟

758
01:03:43,552 --> 01:03:46,218
یه خبری هست. به سرگرد بگو

759
01:03:46,468 --> 01:03:47,718
۷ چارلی

760
01:03:48,510 --> 01:03:50,218
چارلی ۷، پیامت رو بگو. تمام

761
01:03:50,510 --> 01:03:52,677
جناب سرگرد، حرکاتی توی شکاف «ماینا» می‌بینیم

762
01:03:52,885 --> 01:03:54,760
انگار دشمن داره درِ خونه‌مون رو می‌زنه

763
01:03:54,968 --> 01:03:58,468
چارلی ۷. هوشیار باش. تمام

764
01:03:59,718 --> 01:04:00,510
دسته نهم

765
01:04:00,718 --> 01:04:01,677
بله جناب

766
01:04:01,802 --> 01:04:05,010
آماده بشین. مهمونای ناخونده توی شکاف دیده شدن

767
01:04:17,510 --> 01:04:18,760
۷ چارلی

768
01:04:19,718 --> 01:04:21,177
چارلی ۷. بگو. تمام

769
01:04:21,510 --> 01:04:24,843
قربان، شبیه دشمن نیستن. فکر کنم گله‌ای از گاومیش‌های تبتین

770
01:04:25,302 --> 01:04:25,885
تمام

771
01:04:26,052 --> 01:04:27,510
گله‌ی گاومیش؟

772
01:04:27,760 --> 01:04:29,510
مطمئنی؟ تمام

773
01:04:29,760 --> 01:04:32,218
مه غلیظه و دیدن سخته، قربان

774
01:04:32,510 --> 01:04:34,927
اما می‌تونم بوشون رو حس کنم، قربان. تمام

775
01:04:35,260 --> 01:04:37,302
متوجه نمی‌شم. تکرار کن. تمام

776
01:04:37,510 --> 01:04:40,552
می‌تونم بوشون رو حس کنم. به لطفِ جناب سورجا

777
01:04:40,927 --> 01:04:43,218
یه شب رو مجبور شدم کنار چندتا گاومیش بخوابم

778
01:04:43,635 --> 01:04:45,927
بوشون توی دماغم نشسته

779
01:04:46,135 --> 01:04:47,260
تمام

780
01:04:47,760 --> 01:04:51,385
چارلی ۷! امروز قدرت بویایی‌ت رو امتحان می‌کنیم

781
01:04:51,718 --> 01:04:52,718
تمام

782
01:05:13,635 --> 01:05:15,010
۷ چارلی

783
01:05:16,427 --> 01:05:20,135
حدسم درست بود جناب. اینا چینی نیستن، گاومیشن

784
01:05:20,677 --> 01:05:22,427
چارلی ۷! آفرین

785
01:05:23,010 --> 01:05:27,302
لابد می‌خواستن با فرستادن گاومیش‌ها از موقعیت ما باخبر بشن

786
01:05:27,718 --> 01:05:30,135
دماغت نجاتمون داد

787
01:05:30,468 --> 01:05:32,552
توی موقعیت بمونید. تمام

788
01:05:35,177 --> 01:05:38,510
آره داداش! پس گله‌ی گاومیش بودن

789
01:05:40,635 --> 01:05:44,135
این بار نقشه‌ی چینی‌ها نگرفت

790
01:05:44,468 --> 01:05:49,635
مگه می‌دونستیم براشون فرقی می‌کنه که گاومیش‌هاشون کشته بشن یا آدماشون؟

791
01:05:51,218 --> 01:05:53,468
اونا یه تله‌ی دیگه برامون گذاشته بودن

792
01:06:05,510 --> 01:06:09,802
هر چی پیش بیاد، خیره

793
01:06:11,468 --> 01:06:12,885
چرا اینو میگی؟

794
01:06:13,260 --> 01:06:17,677
ببین، اگه اون روز تو رو نزده بودم

795
01:06:18,427 --> 01:06:20,802
جناب سورجا منو مجبور نمی‌کرد پیش گاومیش‌ها بخوابم

796
01:06:21,510 --> 01:06:24,218
و اونوقت بوشون رو تشخیص نمی‌دادم

797
01:06:24,593 --> 01:06:28,885
پس دماغم امروز پستمون رو نجات نمی‌داد. درسته؟

798
01:06:31,510 --> 01:06:33,635
خوشحال باش که سرگرد سر رسید

799
01:06:34,385 --> 01:06:38,510
وگرنه چنان می‌زدمت که پرده گوشت پاره بشه

800
01:06:40,218 --> 01:06:42,260
به خواب دیدن ادامه بده! باشه؟

801
01:06:43,218 --> 01:06:44,760
تو باید خوشحال باشی که سرگرد اومد

802
01:06:45,010 --> 01:06:48,802
وگرنه الان دو تیکه شده بودی؛ نه این بودی و نه اون

803
01:07:06,510 --> 01:07:07,635
برای خونه نامه نوشتی؟

804
01:07:09,552 --> 01:07:11,135
ببین ننه داداش

805
01:07:13,260 --> 01:07:15,552
من همین الانم توی آغوشِ مامِ میهن نشستم

806
01:07:17,177 --> 01:07:20,093
و خانوادم هم، همه‌شون همین‌جان

807
01:07:20,468 --> 01:07:26,343
نهال، بینگان، عمو جیرام، جناب سورجا

808
01:07:30,218 --> 01:07:31,593
و تو

809
01:07:35,427 --> 01:07:38,135
پس برای کی نامه بنویسم؟

810
01:07:49,885 --> 01:07:53,343
ننه. چینی‌های لعنتی دارن میان

811
01:07:55,385 --> 01:07:57,468
چارلی ۷! تمام

812
01:07:57,635 --> 01:08:00,885
به دسته هفتم پیام بده. بخش خمپاره‌انداز رو ۲۰۰ متر جلوتر می‌خوام

813
01:08:01,052 --> 01:08:02,135
قربان

814
01:08:02,552 --> 01:08:04,010
۷ چارلی

815
01:08:05,302 --> 01:08:06,927
چارلی ۷. بگو. تمام

816
01:08:07,135 --> 01:08:09,177
جناب، یه گشتیِ چینی داره به سمت شکاف میاد

817
01:08:09,385 --> 01:08:11,177
حدود ۱۵-۲۰ نفرن. تمام

818
01:08:11,510 --> 01:08:13,552
۷ داریم میایم کمکتون، چارلی

819
01:08:13,802 --> 01:08:16,885
تا نرسیدیم، هیچ‌کس نباید شلیک کنه. تمام

820
01:08:18,260 --> 01:08:20,843
شلیک نکنید. جناب سرگرد توی راهه

821
01:08:21,052 --> 01:08:23,510
رام چاندر، تو اینجا بمون. تو با من بیا

822
01:08:23,718 --> 01:08:25,927
هاری. گوویند. با ما بیاین. عجله کنید

823
01:08:51,343 --> 01:08:52,177
صبر کنید

824
01:09:00,802 --> 01:09:02,468
بذارید نزدیک‌تر بشن

825
01:09:05,135 --> 01:09:05,718
صبر کنید

826
01:09:07,593 --> 01:09:08,552
آتش

827
01:09:32,135 --> 01:09:33,843
نارنجک! جناب

828
01:09:48,593 --> 01:09:50,093
آرپی‌جی

829
01:09:59,468 --> 01:10:00,635
رام لعل

830
01:10:03,468 --> 01:10:05,385
رام لعل! قربان

831
01:10:05,510 --> 01:10:08,885
برش گردونید به گروهان. زود باشید

832
01:10:09,010 --> 01:10:11,468
ننه، با جناب سرگرد برو. سنگ خیلی سنگینه، نمی‌تونی تکونش بدی

833
01:10:11,593 --> 01:10:14,052
ما اینجا ولت نمی‌کنیم، رام لعل

834
01:10:14,177 --> 01:10:16,885
قربان، بقیه رو برگردونید به پست

835
01:10:17,177 --> 01:10:19,010
من پوششتون می‌دم

836
01:10:19,843 --> 01:10:22,135
اگه ۱۰ یا ۱۵ نفرشون رو نکشم

837
01:10:22,260 --> 01:10:25,510
به خدای هانومان قسم که مردن هیچ صفا نداره

838
01:10:29,802 --> 01:10:32,177
چندتا نارنجک بهم بدین، قربان

839
01:10:35,260 --> 01:10:37,343
چندتا نارنجک، قربان

840
01:10:43,177 --> 01:10:45,135
زنده باد لرد کریشنا

841
01:10:46,343 --> 01:10:47,552
زنده باد لرد کریشنا

842
01:10:55,552 --> 01:10:56,593
عقب‌نشینی کنید

843
01:11:03,093 --> 01:11:05,218
ننه، گوش کن چی میگم

844
01:11:08,218 --> 01:11:09,760
یه چیزی از تو پیش منه

845
01:11:13,510 --> 01:11:15,635
بیا. این شکلات رو بگیر

846
01:11:17,510 --> 01:11:20,177
نمی‌تونم مدیونِ تو بمیرم، رفیق

847
01:11:23,843 --> 01:11:24,885
برو

848
01:12:19,052 --> 01:12:19,927
نارنجک

849
01:12:44,552 --> 01:12:46,302
اگه مایل باشین می‌تونیم فردا ادامه بدیم

850
01:12:48,593 --> 01:12:49,885
نه جناب

851
01:12:54,635 --> 01:12:57,427
اگه بعد از هر حادثه‌ای توقف کنیم

852
01:12:58,260 --> 01:13:00,385
خیلی طول می‌کشه

853
01:13:02,593 --> 01:13:03,760
بیاید ادامه بدیم

854
01:13:13,343 --> 01:13:16,802
ما پست شنودمون رو از دست دادیم

855
01:13:18,718 --> 01:13:20,343
اما می‌دونستیم

856
01:13:22,427 --> 01:13:24,635
که این فقط اولشه

857
01:13:26,885 --> 01:13:30,052
چینی‌ها هر لحظه ممکنه حمله کنن

858
01:13:35,760 --> 01:13:37,427
شب خیلی طولانی‌ای بود، جناب

859
01:13:39,635 --> 01:13:42,010
یکی از ما از قبل به شهادت رسیده بود

860
01:13:52,635 --> 01:13:53,760
بفرما

861
01:14:11,260 --> 01:14:13,510
پسرم، ما سربازیم

862
01:14:14,677 --> 01:14:17,177
روزی که این لباس رو پوشیدیم

863
01:14:17,552 --> 01:14:20,135
مرگ رو به سینه‌مون بستیم

864
01:14:21,927 --> 01:14:25,885
رام لعل سرباز شجاعی بود

865
01:14:27,218 --> 01:14:30,052
مثل یه دلاور شهید شد

866
01:14:31,302 --> 01:14:33,635
و وقتی یه سرباز می‌میره

867
01:14:34,260 --> 01:14:40,343
براش عزاداری نمی‌کنی... بلکه با سرِ برافراشته بهش سلام نظامی می‌دی

868
01:14:43,093 --> 01:14:45,052
ما از طایفه‌ی اهیر هستیم

869
01:14:45,635 --> 01:14:48,218
مریدان لرد کریشنا

870
01:14:49,052 --> 01:14:52,177
قبل از رفتن به میدون جنگ نامش رو صدا می‌زنیم

871
01:14:53,385 --> 01:14:55,927
و فریاد می‌کشیم: «زنده باد لرد کریشنا!»

872
01:14:59,177 --> 01:15:01,302
اگه می‌خوای

873
01:15:02,635 --> 01:15:05,552
خونِ رام لعل هدر نره

874
01:15:07,177 --> 01:15:09,510
پس خودت رو جمع و جور کن

875
01:15:10,510 --> 01:15:13,510
و آماده‌ی رویارویی با دشمن شو

876
01:15:15,343 --> 01:15:19,635
وقتشه سلاح لرد کریشنا رو به دست بگیریم و وارد کارزار بشیم

877
01:15:55,593 --> 01:15:59,135
چینی‌ها توی این جنگ از هر جهت برتری داشتن

878
01:15:59,843 --> 01:16:02,218
هم سلاح داشتن و هم آذوقه

879
01:16:03,177 --> 01:16:06,468
فقط یک چیز علیه‌شون بود

880
01:16:07,635 --> 01:16:09,802
عجول بودنِ ژنرال گائو

881
01:16:10,885 --> 01:16:15,760
اون می‌خواست «رزانگ لا» رو تصرف کنه و به سمت «چوشول» پیش بره

882
01:16:38,510 --> 01:16:42,468
اونا تصمیم گرفتن با تمام قوا به ما حمله کنن

883
01:16:43,135 --> 01:16:45,177
زیر پوششِ طوفان

884
01:16:45,552 --> 01:16:48,510
اون فکر می‌کرد ما هندی‌ها نمی‌فهمیم

885
01:16:48,760 --> 01:16:50,843
چه بلایی داره سرمون میاد

886
01:16:58,588 --> 01:17:03,385
جناب، فکر می‌کنید دوباره از اینجا میان؟

887
01:17:05,802 --> 01:17:07,427
آره، از همین‌جا

888
01:17:08,802 --> 01:17:10,427
و حمله این بار شدیدتر هم می‌شه

889
01:17:14,302 --> 01:17:15,385
اما نه به این زودی

890
01:17:17,635 --> 01:17:18,593
یعنی چی؟

891
01:17:21,843 --> 01:17:22,802
اونجا رو نگاه کن

892
01:17:23,927 --> 01:17:26,302
طوفان تا دو ساعت دیگه می‌رسه

893
01:17:27,510 --> 01:17:29,093
وقتی رسید

894
01:17:30,177 --> 01:17:31,302
حمله می‌کنن

895
01:17:32,302 --> 01:17:33,510
توی طوفان؟

896
01:17:38,635 --> 01:17:39,885
اگه منم بودم همین کار رو می‌کردم

897
01:17:45,510 --> 01:17:47,010
یه کم استراحت کنید

898
01:17:47,552 --> 01:17:49,385
هنوز دو ساعت وقت داریم

899
01:18:00,635 --> 01:18:01,927
پسرتونه، قربان؟

900
01:18:04,885 --> 01:18:06,593
پسر منم تقریباً همین سن و ساله

901
01:18:08,593 --> 01:18:11,385
هیچ‌وقت نفهمیدیم بچه‌هامون چقدر زود بزرگ می‌شن

902
01:18:12,927 --> 01:18:15,010
جناب، من هر وقت فرصت می‌شد می‌رفتم خونه

903
01:18:15,593 --> 01:18:18,510
آخرین باری که دیدمش خیلی کوچیک بود

904
01:18:19,046 --> 01:18:20,213
حالا کلی بزرگ شده

905
01:18:22,885 --> 01:18:24,510
زندگیِ یک سرباز

906
01:18:27,093 --> 01:18:29,343
ایثار در مرز رو می‌طلبه

907
01:18:31,135 --> 01:18:33,385
در حالی که خانواده‌ش دارن توی خونه فداکاری می‌کنن

908
01:18:36,343 --> 01:18:37,052
یه کم استراحت کن

909
01:18:44,843 --> 01:18:46,427
من کلی ترقه می‌خوام

910
01:18:46,718 --> 01:18:49,135
آبشار، منور و راکت

911
01:18:50,093 --> 01:18:52,135
اما تو هنوز خیلی کوچیکی

912
01:18:52,552 --> 01:18:55,718
اگه راکت تو رو با خودش ببره بالا، کی تو رو برمی‌گردونه؟

913
01:18:56,718 --> 01:18:58,343
تو! من؟

914
01:19:00,135 --> 01:19:02,802
باشه. برات ترقه می‌گیرم. حالا اینو بگیر

915
01:19:03,093 --> 01:19:04,135
باشه

916
01:19:04,427 --> 01:19:06,718
جناب، سلام

917
01:19:07,010 --> 01:19:07,968
سلام

918
01:19:16,885 --> 01:19:18,343
چی شده؟

919
01:19:18,843 --> 01:19:22,302
یه تلگراف از مقر رسیده، باید امروز برم

920
01:19:24,718 --> 01:19:26,843
پسرم، چهار روز دیگه دیوالیه

921
01:19:27,510 --> 01:19:30,510
این تنها جشنیه که پیش ما می‌مونی

922
01:19:31,718 --> 01:19:34,177
سوگان، بهش بگو بمونه

923
01:19:38,927 --> 01:19:40,135
بذار بره مادر

924
01:19:42,177 --> 01:19:45,593
قبل از اینکه پسر، پدر یا همسر باشه

925
01:19:48,302 --> 01:19:50,010
اون سربازِ این خاکه

926
01:20:16,802 --> 01:20:21,093
ستایش بر الهه لاکشمی

927
01:20:22,593 --> 01:20:26,552
ستایش بر الهه لاکشمی

928
01:20:29,218 --> 01:20:33,093
ستایش بر الهه لاکشمی

929
01:20:34,593 --> 01:20:38,093
عبادتت می‌کنیم، روز و شب

930
01:20:38,677 --> 01:20:41,677
عبادتِ مادر، روز و شب

931
01:20:42,593 --> 01:20:46,135
برهما و ویشنو در نیایش‌اند

932
01:20:47,218 --> 01:20:50,927
ستایش بر الهه لاکشمی

933
01:21:01,593 --> 01:21:03,135
سوگان، این چراغ‌ها...؟

934
01:21:07,510 --> 01:21:10,468
برای من، هر وقت تو اینجا باشی دیوالیه

935
01:21:29,968 --> 01:21:32,177
سال دیگه یه دیوالی باشکوه می‌گیریم

936
01:21:32,718 --> 01:21:35,093
و یادت می‌ره که امسال نبودم

937
01:21:36,343 --> 01:21:37,802
منتظر می‌مونم

938
01:21:51,718 --> 01:21:53,010
داری چیکار می‌کنی؟

939
01:21:55,927 --> 01:21:57,677
تو رو با خودم می‌برم

940
01:22:11,635 --> 01:22:12,968
دیگه باید برم

941
01:22:43,177 --> 01:22:45,552
زنده باد لرد کریشنا

942
01:22:45,760 --> 01:22:47,802
زنده باد لرد کریشنا

943
01:22:53,427 --> 01:22:55,218
تیم تیربار، مستقر بشید

944
01:22:56,760 --> 01:22:59,010
شکاف رو هدف بگیرید

945
01:22:59,677 --> 01:23:02,010
باید جلوی عبور دشمن از شکاف رو بگیریم

946
01:23:02,510 --> 01:23:05,635
همه باید با فاصله‌ی دو دقیقه‌ای شلیک کنن

947
01:23:06,052 --> 01:23:09,510
مهمات رو هدر ندید

948
01:23:10,010 --> 01:23:11,760
یک گلوله، یک دشمن

949
01:23:12,135 --> 01:23:16,302
اگه یه سرباز دشمن از شکاف رد شد، بذارید بره

950
01:23:16,635 --> 01:23:18,427
یه تیر هم براش هدر ندید

951
01:23:18,593 --> 01:23:20,635
تیم تفنگدار باهاش حساب و کتاب می‌کنه

952
01:23:20,760 --> 01:23:22,010
آلفا سه؟

953
01:23:22,510 --> 01:23:25,718
آلفا سه؟ چشمتون به شکاف باشه. فهمیدید؟

954
01:23:25,843 --> 01:23:26,718
بله قربان

955
01:23:26,843 --> 01:23:28,968
جناب، سیگنال رادیویی قطع شده

956
01:23:29,218 --> 01:23:31,385
شاید روی دسته هشتم جواب بده. برم چک کنم؟

957
01:23:31,552 --> 01:23:34,593
باشه. به محض اینکه با فرمانده تماس گرفتی، به من خبر بده

958
01:23:34,885 --> 01:23:35,552
بله قربان. برو

959
01:23:50,427 --> 01:23:51,760
آتش

960
01:24:15,010 --> 01:24:19,510
ننه، دو نفر سمت راستت هستن. بزنشون

961
01:24:26,510 --> 01:24:28,552
یک گلوله، یک دشمن

962
01:24:50,802 --> 01:24:54,052
قربان! باید خمپاره‌اندازهاشون رو نابود کنیم

963
01:25:03,093 --> 01:25:05,718
به زودی می‌فتیم توی تیررس‌شون

964
01:25:08,510 --> 01:25:09,635
جناب

965
01:25:10,718 --> 01:25:11,385
بله؟

966
01:25:11,552 --> 01:25:14,093
اون صخره رو اونجا می‌بینی؟

967
01:25:14,552 --> 01:25:17,927
شاید برف باعث شده پایه‌ی صخره سست بشه

968
01:25:21,593 --> 01:25:24,677
امتحان کنیم یه نارنجک به سمت هدف پرت کنیم؟ شاید

969
01:25:25,385 --> 01:25:26,885
ننه! بله قربان؟

970
01:25:27,052 --> 01:25:29,927
دو نفر رو بردار با دو کیسه نارنجک و دنبال من بیا

971
01:25:30,552 --> 01:25:32,177
تیربار رو به کار بنداز. بله قربان

972
01:25:32,427 --> 01:25:33,885
بزن بریم! ننه

973
01:25:34,385 --> 01:25:36,385
تارا. جیرام. عجله کنید، با من بیاید

974
01:25:40,552 --> 01:25:42,052
کوندان لعل

975
01:25:45,510 --> 01:25:46,885
تیربار رو بگیر

976
01:25:47,010 --> 01:25:48,427
به شلیک ادامه بدید

977
01:27:41,927 --> 01:27:44,302
نارنجک! بدش به من

978
01:27:46,052 --> 01:27:46,677
جناب

979
01:28:06,635 --> 01:28:07,760
بزن بریم

980
01:28:08,760 --> 01:28:10,010
عجله کن

981
01:28:24,260 --> 01:28:28,885
تاکتیک‌های سرگرد چینی‌ها رو کلافه کرده بود

982
01:28:29,218 --> 01:28:33,093
اونا اومده بودن برای ما کمین کنن اما ما براشون کمین کردیم

983
01:28:34,552 --> 01:28:40,169
شاید دشمن به قدرت افسری که به چالش کشیده بودشون پی برده بود

984
01:28:51,052 --> 01:28:52,385
اما اونجا

985
01:28:53,468 --> 01:28:56,968
پیکر ۴۰ سرباز شهیدِ دسته نهم رو پیدا کردیم

986
01:28:57,927 --> 01:29:01,010
جنگ داشت چهره‌ی مرگبارش رو نشون می‌داد

987
01:29:01,343 --> 01:29:02,260
قربان

988
01:29:04,093 --> 01:29:05,218
قربان

989
01:29:15,968 --> 01:29:18,968
جناب، وقتِ من رسیده

990
01:29:19,093 --> 01:29:20,177
نه

991
01:29:20,552 --> 01:29:21,552
می‌شه

992
01:29:24,093 --> 01:29:25,968
کیف پزشکیم رو بردارید؟

993
01:29:27,927 --> 01:29:29,843
برای بقیه بهش نیاز پیدا می‌کنید

994
01:29:31,843 --> 01:29:36,010
قبل از اینکه برم، می‌تونم چیزی بپرسم؟

995
01:29:36,927 --> 01:29:37,843
آره

996
01:29:39,510 --> 01:29:44,218
جناب، پدرم به من افتخار می‌کنه؟

997
01:29:49,093 --> 01:29:53,718
آره دارم پال... تمام کشور بهت افتخار می‌کنه

998
01:29:57,593 --> 01:29:59,843
جناب، من

999
01:30:02,302 --> 01:30:03,802
لرد کریشنا

1000
01:30:24,968 --> 01:30:26,843
ننه! بله قربان؟

1001
01:30:27,468 --> 01:30:30,552
هر چی مهمات پیدا می‌کنی بردار

1002
01:30:31,802 --> 01:30:34,510
ما داریم به سمت دسته هشتم می‌ریم. بله قربان

1003
01:30:34,843 --> 01:30:36,010
عجله کنید

1004
01:30:43,302 --> 01:30:47,010
تری آلفا. تری آلفا. تری آلفا. تمام

1005
01:30:51,635 --> 01:30:52,593
به تلاش ادامه بده

1006
01:30:52,843 --> 01:30:54,635
تری آلفا. تری آلفا

1007
01:30:54,927 --> 01:30:56,843
صدای منو می‌شنوی؟

1008
01:31:02,593 --> 01:31:05,177
تری آلفا. اگه صدام رو می‌شنوی پیام بده

1009
01:31:05,760 --> 01:31:07,135
تری آلفا

1010
01:31:45,635 --> 01:31:48,177
قربان، خیلی تلاش کردم

1011
01:31:48,677 --> 01:31:50,010
نمی‌تونم با چوشول تماس بگیرم

1012
01:31:50,176 --> 01:31:52,217
اما با بخش خمپاره‌انداز و دسته هفتم در تماسم

1013
01:31:53,007 --> 01:31:53,924
به تلاش ادامه بده

1014
01:31:54,343 --> 01:31:54,843
قربان

1015
01:31:55,093 --> 01:31:57,385
قربان، منتظر دستور شما هستیم

1016
01:32:08,635 --> 01:32:10,510
دسته هشتم، آماده بشید

1017
01:32:10,968 --> 01:32:13,677
دشمن به‌زودی در تیررس ما قرار می‌گیره

1018
01:32:14,218 --> 01:32:16,010
چاشنی نارنجک‌ها رو فعال کنید

1019
01:32:16,343 --> 01:32:18,177
خط آتش تیربارها رو چک کنید

1020
01:32:18,302 --> 01:32:20,343
مطمئن بشید تمام خشاب‌ها پُر باشن

1021
01:32:20,677 --> 01:32:23,385
یادتون باشه! بذارید دشمن نزدیک‌تر بشه

1022
01:32:23,760 --> 01:32:25,802
یک گلوله، یک دشمن

1023
01:32:26,177 --> 01:32:30,218
دسته نهم ضربه سنگینی به دشمن وارد کرده

1024
01:32:30,510 --> 01:32:33,593
حالا نوبت ماست. آماده باشید

1025
01:32:33,802 --> 01:32:35,218
بله قربان

1026
01:32:35,427 --> 01:32:36,343
بله قربان

1027
01:33:01,677 --> 01:33:03,427
پاینده باد الهه کالی

1028
01:33:12,427 --> 01:33:14,843
رام چاندر! دسته هفتم

1029
01:33:15,343 --> 01:33:16,302
دسته هفتم، قربان

1030
01:33:16,843 --> 01:33:18,343
فرمانده گروهان، قربان

1031
01:33:19,343 --> 01:33:20,427
چارلی ۲. تمام

1032
01:33:20,593 --> 01:33:21,718
چارلی ۲، مفهومه. تمام

1033
01:33:21,968 --> 01:33:25,343
بخش خمپاره‌انداز باید تیربارهای سنگین دشمن رو هدف بگیره

1034
01:33:25,760 --> 01:33:27,510
تمام تیربارهای سنگین‌شون رو منهدم کنید

1035
01:33:27,635 --> 01:33:30,385
به محض اینکه تموم شد، به دسته هشتم ملحق بشید

1036
01:33:30,760 --> 01:33:31,427
تمام

1037
01:33:36,885 --> 01:33:38,385
چارلی ۲ به چارلی ۵. تمام

1038
01:33:38,885 --> 01:33:40,302
چارلی ۵، مفهومه. تمام

1039
01:33:40,427 --> 01:33:42,385
۶ چارلی ۵. هدف شماره

1040
01:33:42,718 --> 01:33:45,010
موضع تیربارهای دشمن. آتش پرحجم

1041
01:33:45,135 --> 01:33:47,552
واحد خمپاره‌انداز! آتش پرحجم

1042
01:34:36,885 --> 01:34:38,593
نمی‌تونم با واحد خمپاره‌انداز تماس بگیرم

1043
01:34:38,885 --> 01:34:41,177
تلاشت رو بکن. دسته هفتم

1044
01:34:41,552 --> 01:34:43,302
دشمن داره به سمت ما پیشروی می‌کنه

1045
01:34:43,552 --> 01:34:45,760
هر گلوله باید به هدف بخوره

1046
01:34:45,885 --> 01:34:48,343
اگه نزدیک‌تر شدن، نارنجک پرتاب کنید

1047
01:34:49,385 --> 01:34:50,427
پناه بگیرید

1048
01:34:50,593 --> 01:34:51,843
برید پایین! برید پایین

1049
01:34:59,385 --> 01:35:01,010
بکشیدش بیرون

1050
01:35:01,218 --> 01:35:02,635
نجاتش بدید

1051
01:35:08,718 --> 01:35:11,385
بکشیدش بیرون، شر سینگ

1052
01:35:13,052 --> 01:35:13,968
جایرام

1053
01:35:14,718 --> 01:35:15,885
جایرام

1054
01:35:16,343 --> 01:35:17,302
جایرام

1055
01:35:55,677 --> 01:35:57,802
پیروز باد مام میهن

1056
01:36:27,010 --> 01:36:28,093
بوپ سینگ

1057
01:36:28,718 --> 01:36:29,968
بایگان! قربان؟

1058
01:36:30,093 --> 01:36:31,052
بایگان، امدادگر

1059
01:36:31,177 --> 01:36:33,260
قوی باش، بوپ سینگ

1060
01:36:34,968 --> 01:36:36,052
عجله کن

1061
01:36:40,218 --> 01:36:41,260
جایرام کجاست؟

1062
01:36:54,635 --> 01:36:56,052
با فرمانده تماسی داری؟

1063
01:36:56,177 --> 01:36:57,052
نه قربان

1064
01:36:57,177 --> 01:36:58,218
به تلاش ادامه بده

1065
01:36:58,343 --> 01:37:01,135
چند تا تیر مونده؟ فقط یک خشاب، قربان

1066
01:37:01,260 --> 01:37:03,802
منم همین‌طور. یک خشاب، قربان

1067
01:37:04,635 --> 01:37:07,052
به تیراندازی ادامه بدید، بعدش نارنجک

1068
01:37:08,343 --> 01:37:10,177
نارنجک‌ها رو بیارید. بله قربان

1069
01:37:13,385 --> 01:37:15,427
تری آلفا، تری آلفا. تمام

1070
01:37:17,510 --> 01:37:19,510
تری آلفا برای تو آلفا. تمام

1071
01:37:38,593 --> 01:37:41,302
تری آلفا. کسی صدام رو می‌شنوه؟ تمام

1072
01:38:45,343 --> 01:38:47,468
دیگه هیچ تیری برامون نمونده بود

1073
01:38:47,802 --> 01:38:50,052
باروت‌ها هم دیگه نم کشیده بودن

1074
01:38:50,885 --> 01:38:52,593
گروهان چارلی! قربان

1075
01:38:52,760 --> 01:38:55,302
سرنیزه‌ها رو ببندید. بله قربان

1076
01:38:55,885 --> 01:38:58,052
فقط بیست نفر از ما باقی مونده بود

1077
01:38:59,135 --> 01:39:02,885
ارتش چین مثل سیل به پیشروی ادامه می‌داد

1078
01:39:03,802 --> 01:39:07,135
اما سیل در برابر مردی مثل "شیتان" هیچ شانسی نداشت

1079
01:39:07,927 --> 01:39:10,052
خاک شما خون می‌طلبه

1080
01:39:10,385 --> 01:39:12,468
اون رو با خون دشمن سیراب کنید

1081
01:39:12,593 --> 01:39:15,052
دشمن رو در شعله‌های آتش محصور کنید

1082
01:39:15,260 --> 01:39:18,302
بهشون نشون بدید! حتی اگه هزار نفر باشن

1083
01:39:18,635 --> 01:39:20,177
برای محافظت از مام میهن

1084
01:39:20,302 --> 01:39:23,135
هر کدوم از پسرهای این سرزمین حریفِ صد نفرن

1085
01:39:23,677 --> 01:39:26,093
یا کریشنا

1086
01:39:26,385 --> 01:39:29,593
یا کریشنا

1087
01:41:24,010 --> 01:41:24,843
هاری رام

1088
01:41:25,802 --> 01:41:26,843
هاری رام

1089
01:43:37,677 --> 01:43:39,635
باد موافق شماست

1090
01:44:09,460 --> 01:44:12,135
قربان، آروم‌تر

1091
01:44:12,552 --> 01:44:13,593
بایگان! قربان

1092
01:44:13,718 --> 01:44:15,260
هر چی مهمات داری بیار

1093
01:44:15,593 --> 01:44:17,510
هوای سرگرد رو داشته باشید! زود باشید

1094
01:44:21,510 --> 01:44:23,052
برای سرگرد پوشش ایجاد کنید

1095
01:44:27,510 --> 01:44:28,968
تیربار رو بیار! بله قربان

1096
01:44:35,052 --> 01:44:36,177
رام چاندر

1097
01:44:37,468 --> 01:44:38,552
محکم ببندش

1098
01:44:47,010 --> 01:44:47,552
قربان

1099
01:44:48,927 --> 01:44:50,177
تیربار رو پُر کن

1100
01:44:53,010 --> 01:44:54,177
هفت‌تیر

1101
01:44:56,218 --> 01:44:59,010
منو ببرید نزدیک تیربار

1102
01:45:00,552 --> 01:45:01,427
آروم، قربان

1103
01:45:26,843 --> 01:45:28,888
قربان

1104
01:45:29,885 --> 01:45:32,177
رام چاندر، نانها، بایگان

1105
01:45:33,135 --> 01:45:35,177
نباید بذارید اسیر بشه

1106
01:45:35,552 --> 01:45:36,635
بلند شید، قربان

1107
01:45:38,177 --> 01:45:41,885
قربان، جنگیدن در کنار شما برای من افتخار بزرگی بود

1108
01:45:44,093 --> 01:45:44,760
ببریدش

1109
01:45:46,218 --> 01:45:48,177
پوشش بدید! دارم پوشش می‌دم

1110
01:45:57,052 --> 01:45:57,843
آروم، قربان

1111
01:46:08,010 --> 01:46:09,760
من می‌جنگم، قربان

1112
01:46:48,760 --> 01:46:51,010
یا کریشنا

1113
01:47:05,200 --> 01:47:07,200
قربان، مراقب باشید

1114
01:47:09,093 --> 01:47:11,093
مواظب باشید، قربان. آروم

1115
01:47:11,427 --> 01:47:12,927
پیشِ سرگرد بمونید

1116
01:47:14,135 --> 01:47:15,218
از اینجا تکون نخورید

1117
01:47:15,843 --> 01:47:17,302
به این آشغال‌ها نشون می‌دیم

1118
01:47:17,718 --> 01:47:19,135
بایگان، بیا بریم

1119
01:47:20,093 --> 01:47:21,218
یا کریشنا

1120
01:47:37,343 --> 01:47:38,635
نه قربان

1121
01:47:38,968 --> 01:47:41,468
نه قربان، نه. چیزی نیست، قربان

1122
01:47:43,177 --> 01:47:44,093
قربان

1123
01:48:37,468 --> 01:48:39,093
بایگان

1124
01:48:55,723 --> 01:48:59,010
بله، نانها

1125
01:48:59,218 --> 01:49:01,177
حالت خوبه؟

1126
01:49:08,177 --> 01:49:11,552
دلم برای خونه تنگ شده، رفیق

1127
01:49:21,468 --> 01:49:22,927
نامه

1128
01:49:26,510 --> 01:49:29,552
خوب می‌شی

1129
01:49:30,802 --> 01:49:33,385
شکلات می‌خوای؟

1130
01:49:38,468 --> 01:49:40,510
بیا، یه شکلات

1131
01:49:42,218 --> 01:49:44,427
بایگان

1132
01:49:47,177 --> 01:49:49,885
بایگان

1133
01:51:21,802 --> 01:51:23,510
سرگرد صاحب

1134
01:51:54,135 --> 01:51:55,468
یا کریشنا

1135
01:52:23,885 --> 01:52:25,635
قربان، بیاید بریم

1136
01:52:25,927 --> 01:52:28,302
نشانه‌گیریت به تمرین احتیاج داره

1137
01:52:29,177 --> 01:52:31,718
اما بیسیم‌چی فوق‌العاده‌ای هستی

1138
01:52:31,843 --> 01:52:33,760
قربان، باید حرکت کنیم

1139
01:52:33,885 --> 01:52:36,552
به من گوش کن، رام چاندر

1140
01:52:37,260 --> 01:52:40,885
یه راهی پیدا کن که خودت رو به چوشول برسونی

1141
01:52:42,218 --> 01:52:43,885
وقتی رسیدی اونجا

1142
01:52:44,510 --> 01:52:45,760
گزارش رو به فرمانده بده

1143
01:52:47,718 --> 01:52:48,885
بهش بگو

1144
01:52:50,635 --> 01:52:52,635
بهش بگو امروز اینجا چی گذشت

1145
01:52:53,177 --> 01:52:54,385
قربان

1146
01:53:02,260 --> 01:53:03,843
این ساعت

1147
01:53:09,927 --> 01:53:12,010
این ساعت و این نامه

1148
01:53:14,010 --> 01:53:15,385
بده‌شون به اون

1149
01:53:16,302 --> 01:53:19,843
نمی‌تونم این کار رو بکنم قربان. تنهاتون نمی‌ذارم

1150
01:53:20,427 --> 01:53:21,968
این یه دستوره، رام چاندر

1151
01:53:22,177 --> 01:53:25,677
من همین‌جا می‌مونم. منو نفرستید اونجا

1152
01:53:25,843 --> 01:53:27,343
آخرین دستور منه

1153
01:53:28,843 --> 01:53:29,468
برو

1154
01:53:31,635 --> 01:53:32,385
برو

1155
01:53:33,302 --> 01:53:34,302
برو دیگه

1156
01:53:44,593 --> 01:53:45,385
بیسیم‌چی

1157
01:53:52,885 --> 01:53:54,593
یا کریشنا

1158
01:54:07,510 --> 01:54:09,343
یا کریشنا

1159
01:54:17,093 --> 01:54:18,135
برو

1160
01:57:17,968 --> 01:57:21,593
هر قدمی که به سمت چوشول برمی‌داشتم، می‌تونست آخرین قدمم باشه

1161
01:57:22,968 --> 01:57:27,010
اون‌وقت شاید این داستان تا ابد زیر برف‌ها دفن می‌موند

1162
01:57:36,177 --> 01:57:39,468
بیش از هزار سرباز چینی کشته شدن

1163
01:57:39,802 --> 01:57:43,802
ژنرال گائو بعد از شنیدن این خبر، شجاعتش رو از دست داد

1164
01:57:44,468 --> 01:57:51,473
او فکر کرد اگه ۱۲۰ سرباز دلیر هندی تونستن گردانش رو نابود کنن

1165
01:57:52,260 --> 01:57:57,843
پس ارتش هند که در چوشول منتظرشونه، چه بلایی سرشون میاره

1166
01:58:18,427 --> 01:58:21,052
کسی نمی‌دونه دیدن اون همه جنازه چه تاثیری روی چینی‌ها گذاشت

1167
01:58:23,510 --> 01:58:24,843
اما یک چیز روشن بود؛

1168
01:58:27,093 --> 01:58:28,760
با اینکه حمله کرده بودن

1169
01:58:30,052 --> 01:58:31,843
اما دیگه جلوتر نیومدن

1170
01:58:41,343 --> 01:58:42,593
حقیقت رو به من بگو

1171
01:58:43,927 --> 01:58:45,218
حرف‌هایی که می‌زنه رو باور می‌کنی؟

1172
01:58:46,177 --> 01:58:48,552
قربان، وقتی طوفان فروکش کرد

1173
01:58:49,760 --> 01:58:52,468
تیم جستجو هیچ نشونه‌ای پیدا نکرد

1174
01:58:52,927 --> 01:58:55,510
که ثابت کنه اونجا جنگی در گرفته

1175
01:58:58,593 --> 01:59:01,427
این هم ممکنه که آثار جنگ

1176
01:59:02,468 --> 01:59:06,218
زیر برف‌های سنگین دفن شده باشن. طوفان وحشتناکی بود

1177
01:59:11,135 --> 01:59:13,427
من دلم می‌خواد این داستان حقیقت داشته باشه

1178
01:59:14,885 --> 01:59:17,677
اما بدون مدرک... چطور؟

1179
01:59:19,843 --> 01:59:20,510
صداش کن بیاد تو

1180
01:59:21,927 --> 01:59:24,260
سرباز رام چاندر یاداو. بیا تو

1181
01:59:32,385 --> 01:59:33,468
درود، قربان

1182
01:59:34,010 --> 01:59:35,468
سرباز رام چاندر یاداو

1183
01:59:36,302 --> 01:59:39,385
وقتی این اظهارات رو می‌نوشتی، از سلامت عقل برخوردار بودی؟

1184
01:59:39,718 --> 01:59:40,760
بله قربان

1185
01:59:41,302 --> 01:59:43,843
ما هیچ مدرکی از جنگ پیدا نکردیم

1186
01:59:44,343 --> 01:59:47,177
و نه هیچ سرباز یا شهیدی از گروهان چارلی

1187
01:59:56,218 --> 01:59:57,885
حالا که این رو می‌دونی

1188
01:59:59,218 --> 02:00:00,927
می‌خوای اظهاراتت رو تغییر بدی؟

1189
02:00:07,177 --> 02:00:09,677
قربان، شما خون اون‌ها رو توی اون خاک پیدا می‌کنید

1190
02:00:12,552 --> 02:00:14,677
خونی که از سینه‌هاشون جاری شده

1191
02:00:16,510 --> 02:00:17,802
نه از پشت‌شون

1192
02:00:27,052 --> 02:00:28,427
سرباز رام چاندر یاداو

1193
02:00:28,968 --> 02:00:31,510
تا زمانی که تحقیقات ارتش کامل بشه

1194
02:00:32,677 --> 02:00:36,468
هر چیزی که به ما گفتی باید بین خودمون بمونه

1195
02:00:37,677 --> 02:00:38,552
متوجه شدی؟

1196
02:00:47,177 --> 02:00:49,385
متوجه شدی؟ بله قربان

1197
02:01:26,677 --> 02:01:28,218
سرگرد از من خواست این رو به شما بدم

1198
02:01:40,177 --> 02:01:41,218
قربان

1199
02:02:02,927 --> 02:02:04,843
سه ماه گذشت

1200
02:02:05,802 --> 02:02:10,218
هنوز هیچ مدرکی نبود که ثابت کنه کسی در اون دره شهید شده

1201
02:02:11,718 --> 02:02:13,552
بعد فصل عوض شد

1202
02:02:14,343 --> 02:02:15,885
و برف‌ها آب شدن

1203
02:02:35,260 --> 02:02:36,468
پدر

1204
02:02:37,468 --> 02:02:38,635
پدر

1205
02:03:04,135 --> 02:03:07,677
فرمانده بودن باعث شده بود فراموش کنم

1206
02:03:09,468 --> 02:03:11,593
که من هم زمانی یک سرباز بودم

1207
02:03:13,218 --> 02:03:16,552
این سربازان دلیر نه تنها چوشول رو نجات دادن

1208
02:03:17,010 --> 02:03:21,177
بلکه مانع از سقوط جامو و کشمیر به دست چینی‌ها شدن

1209
02:03:23,593 --> 02:03:27,135
این نبرد بزرگترین پیروزی ما بوده است

1210
02:03:28,468 --> 02:03:30,718
داستان شجاعت اون‌ها

1211
02:03:31,635 --> 02:03:34,718
باید ورد زبان هر کودک هندی باشه

1212
02:03:36,218 --> 02:03:38,635
فداکاری‌ای که برای وطنشون کردن

1213
02:03:40,718 --> 02:03:44,593
دِین بزرگیه که به گردن ما دارن

1214
02:03:46,843 --> 02:03:49,218
ما هرگز فراموشش نمی‌کنیم

1215
02:03:51,510 --> 02:03:52,802
هرگز

1216
02:04:36,552 --> 02:04:40,218
در لحظات آخر چه کسی همراهش بود؟

1217
02:04:48,010 --> 02:04:49,760
سرباز دلاورش ۱۲۰

1218
02:05:33,468 --> 02:05:34,635
پسر عزیزم

1219
02:05:35,552 --> 02:05:37,427
دارم این نامه رو از مرز برات می‌نویسم

1220
02:05:38,593 --> 02:05:40,802
در حالی که می‌دونم این آخرین نامه‌مه

1221
02:05:43,427 --> 02:05:46,302
اما دلیل مهم‌تری هم برای این کار دارم

1222
02:05:48,968 --> 02:05:50,802
امروز آن ۱۲۰ سربازی که

1223
02:05:51,552 --> 02:05:53,177
در کنار من در مرز ایستاده‌اند

1224
02:05:53,677 --> 02:05:56,177
می‌دانند که این جنگ جان‌شان را خواهد گرفت

1225
02:05:57,552 --> 02:05:58,885
آن‌ها تمام این اختیار را داشتند

1226
02:05:59,968 --> 02:06:01,343
که پست‌های خود را ترک کنند

1227
02:06:02,885 --> 02:06:04,177
اما این کار را نکردند

1228
02:06:05,135 --> 02:06:08,593
آن‌ها آماده بودند تا امروزِ خود را فدای فردای هند کنند

1229
02:06:09,760 --> 02:06:11,760
مثل آن‌ها، امیدوارم تو هم

1230
02:06:12,385 --> 02:06:15,302
همین شعله شجاعت را در قلبت روشن نگه داری

1231
02:06:26,968 --> 02:06:28,927
در زندگی هر کاری که انجام می‌دهی

1232
02:06:29,468 --> 02:06:32,677
نسبت به کشورت شجاع و صادق باش

1233
02:06:41,760 --> 02:06:43,760
چه فردا باشم و چه نباشم

1234
02:06:45,010 --> 02:06:47,218
همیشه در کنار تو خواهم بود

1235
02:06:49,843 --> 02:06:52,718
"پسرم، مراقب هر دو مادرت باش

1236
02:06:54,343 --> 02:06:58,010
یکی همان مادری که این نامه را برایت می‌خواند

1237
02:06:59,427 --> 02:07:01,968
و دیگری سرزمین مادری‌مان

1238
02:07:02,427 --> 02:07:04,343
ما همگی فرزندان او هستیم

1239
02:07:06,760 --> 02:07:08,302
پدرت."

1240
02:07:08,326 --> 02:07:18,326
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

