﻿1
00:01:10,000 --> 00:01:20,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:20,000 --> 00:01:24,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:01:24,084 --> 00:01:26,211
‫بسی. بس.

4
00:01:26,212 --> 00:01:28,838
‫بیدار شو. خواب موندیم.

5
00:01:28,839 --> 00:01:31,508
‫اوی.

6
00:01:38,432 --> 00:01:39,934
‫خسته به نظر میای.

7
00:01:40,601 --> 00:01:41,601
‫مرسی.

8
00:01:51,403 --> 00:01:54,864
‫یه مدته طولانیه داره این مویشه رو نگاه میکنه.

9
00:01:54,865 --> 00:01:56,699
‫دیدم.

10
00:01:56,700 --> 00:01:58,827
‫مشکل اینه اون نگاش نمیکنه.

11
00:01:58,828 --> 00:02:00,329
‫اون نگاش میکنه.

12
00:02:03,165 --> 00:02:06,001
‫میدونستی دارن آسانسورو تعمیر میکنن؟

13
00:02:06,961 --> 00:02:08,628
‫میدونی چی شده؟

14
00:02:08,629 --> 00:02:11,297
‫چهار بار توش گیر کردم.

15
00:02:11,298 --> 00:02:12,882
‫- من. چرا من؟
‫- واو.

16
00:02:12,883 --> 00:02:14,384
‫داشتم داد میکشیدم.

17
00:02:14,385 --> 00:02:16,094
‫داشتم دکمه رو میکوبیدم.

18
00:02:16,095 --> 00:02:17,887
‫«یکی بیاد کمک کنه.»

19
00:02:17,888 --> 00:02:20,265
‫- نه. هیچی. هیچی، هیچی، هیچی.
‫- اوف. اوه.

20
00:02:20,266 --> 00:02:22,517
‫این آخرین باره
‫این اتفاق میفته.

21
00:02:22,518 --> 00:02:23,643
‫ازشون شکایت میکنیم.

22
00:02:25,271 --> 00:02:28,022
‫- ببینیم چه حسی داره.
‫- اوه.

23
00:02:28,023 --> 00:02:29,732
‫خوششون نمیاد،

24
00:02:29,733 --> 00:02:33,528
‫ولی وقتی درستش کنن،
‫یه آسانسور نو و قشنگ میشه.

25
00:02:33,529 --> 00:02:34,904
‫آره راست میگی.

26
00:02:34,905 --> 00:02:36,574
‫آره، همینطوره.

27
00:02:43,706 --> 00:02:46,041
‫بهت میگم،
‫اون روز دیدمش.

28
00:02:47,042 --> 00:02:48,835
‫- بلوند.
‫- ربکا؟

29
00:02:48,836 --> 00:02:49,919
‫آره.

30
00:02:49,920 --> 00:02:51,921
‫یهویی بلوند شده.

31
00:02:53,257 --> 00:02:56,050
‫فکرش رو بکن یکی رو پیدا کنه،
‫ازدواج کنه...

32
00:02:56,051 --> 00:02:58,970
‫خب، نمیشه گفت
‫عشق کی اتفاق میفته.

33
00:02:58,971 --> 00:03:01,347
‫اوه نه، معده ام میسوزه.

34
00:03:01,348 --> 00:03:04,267
‫همیشه همینو میگی.

35
00:03:04,268 --> 00:03:07,395
‫- اون جای کوشره، ام...
‫- تو خوشت میاد... ازش خوشت میاد؟

36
00:03:07,396 --> 00:03:09,272
‫- آره.
‫- خب.

37
00:03:09,273 --> 00:03:10,899
‫- بهترین مرغِ دنیاست.
‫- هوم.

38
00:03:12,151 --> 00:03:13,693
‫خب. باشه.

39
00:03:13,694 --> 00:03:15,778
‫- یه کم میریم استراحت کنیم.
‫- وای خدایا.

40
00:03:21,076 --> 00:03:23,119
‫اوه، خیلی رو فرم هستی، بسی.

41
00:03:23,120 --> 00:03:24,288
‫تو هم همینطور.

42
00:03:24,997 --> 00:03:27,207
‫امشب شام چی بخوریم؟

43
00:03:28,083 --> 00:03:29,626
‫مرغ.

44
00:04:02,326 --> 00:04:03,702
‫ببخشید.

45
00:04:05,162 --> 00:04:07,205
‫خیارشورای کوشرِ کلاوسن کجاست؟

46
00:04:07,206 --> 00:04:09,332
‫قرار بود همینجا باشه.

47
00:04:09,333 --> 00:04:10,709
‫فکر کنم تموم کردیم.

48
00:04:11,710 --> 00:04:13,002
‫سلام.

49
00:04:13,003 --> 00:04:15,338
‫اِ، تو انبار... شاید دارید؟

50
00:04:15,339 --> 00:04:19,384
‫خب، کلی خیارشور دیگه اینجا هست،

51
00:04:19,385 --> 00:04:22,804
‫و راستش من فکر میکنم
‫همه خیارشورا یه مزه ان.

52
00:04:22,805 --> 00:04:24,764
‫ببخشید؟

53
00:04:24,765 --> 00:04:26,557
‫الینور. نه.

54
00:04:26,558 --> 00:04:29,769
‫داری میشنوی چی میگه؟
‫«همه خیارشورا یکی ان.»

55
00:04:29,770 --> 00:04:30,896
‫شنیدم.

56
00:04:31,605 --> 00:04:32,605
‫هی...

57
00:04:32,606 --> 00:04:34,899
‫«چارلی.»

58
00:04:34,900 --> 00:04:36,818
‫اسم خوبیه.

59
00:04:36,819 --> 00:04:39,113
‫چند وقته اینجا کار میکنی، چارلی؟

60
00:04:40,572 --> 00:04:43,241
‫نمیدونم، مثلا... چند هفته؟

61
00:04:43,242 --> 00:04:44,617
‫کیوتی.

62
00:04:44,618 --> 00:04:46,494
‫خب، دیروز روز بار بود.

63
00:04:46,495 --> 00:04:48,287
‫و میدونی از کجا میدونم؟

64
00:04:48,288 --> 00:04:50,748
‫چون ما هر جمعه میایم اینجا

65
00:04:50,749 --> 00:04:53,167
‫شانزده سالِ گذشته.

66
00:04:53,168 --> 00:04:55,670
‫میتونی تا 16 بشمری، چارلی؟

67
00:04:55,671 --> 00:04:57,130
‫- خب معلومه که من...
‫- آها!

68
00:04:57,131 --> 00:04:59,298
‫این کاریه که میکنی.

69
00:04:59,299 --> 00:05:01,050
‫میری عقب.

70
00:05:01,051 --> 00:05:04,805
‫بسی، به عقب اشاره کن
‫چارلی گم نشه.

71
00:05:05,514 --> 00:05:08,307
‫اونجا کنار شامپو به چپ میپیچی.

72
00:05:08,308 --> 00:05:10,393
‫کل راهرو رو تا آخر میری.

73
00:05:10,394 --> 00:05:15,440
‫میبینم پیچیدست، چارلی،
‫ولی حواستو جمع کن،

74
00:05:15,441 --> 00:05:19,902
‫اونوقت خیارشورایی رو پیدا میکنی
‫که رفیقم میخواد، باشه؟

75
00:05:19,903 --> 00:05:21,739
‫باشه، برو بیار.

76
00:05:26,368 --> 00:05:27,953
‫ببین خودتو.

77
00:05:36,128 --> 00:05:37,837
‫هیچوقت هیچکدومتون لبخند نمیزنین؟

78
00:05:37,838 --> 00:05:40,591
‫- هیتلر لبخندمو گرفت.
‫- مال منم.

79
00:05:42,009 --> 00:05:43,551
‫اوه بابا.

80
00:05:43,552 --> 00:05:45,762
‫حرفی داری بزنی؟

81
00:05:45,763 --> 00:05:48,139
‫تو اهل برانکسی، الینور.

82
00:05:48,140 --> 00:05:52,352
‫آره، یعنی نمیتونم واسه هولوکاست ناراحت باشم؟

83
00:05:52,936 --> 00:05:57,857
‫بسی، به ایوان بگو من میتونم
‫واسه هولوکاست ناراحت باشم.

84
00:05:57,858 --> 00:05:59,817
‫میتونه واسه هولوکاست ناراحت باشه.

85
00:05:59,818 --> 00:06:02,528
‫ولی یه چیز دیگه ست. تو اونجا نبودی.

86
00:06:02,529 --> 00:06:04,322
‫خب تو هم نبودی.

87
00:06:04,323 --> 00:06:05,656
‫من نگفتم بودم.

88
00:06:05,657 --> 00:06:09,160
‫بسی، ایوان داره سرم داد میزنه؟

89
00:06:09,161 --> 00:06:11,704
‫بسی؟ بسی!

90
00:06:11,705 --> 00:06:13,372
‫ببخشید خانوم استرن.

91
00:06:13,373 --> 00:06:15,416
‫ویزیتا یه کم بیشتر از چیزی که فکر میکردیم طول کشیده،

92
00:06:15,417 --> 00:06:17,211
‫ولی دکتر فکر نکنم
‫بیشتر از یه ساعت دیگه طول بکشه.

93
00:06:17,920 --> 00:06:20,047
‫تو هیچی نمیدونی، نه؟

94
00:06:21,256 --> 00:06:23,883
‫بخش نورولوژی استرن.

95
00:06:23,884 --> 00:06:25,469
‫بسی استرن.

96
00:06:26,136 --> 00:06:27,637
‫اوه.

97
00:06:27,638 --> 00:06:29,889
‫وای خدای من. واقعا ببخشید.

98
00:06:29,890 --> 00:06:31,682
‫همین الان به دکتر پیج میدم.

99
00:06:31,683 --> 00:06:33,893
‫- اشکالی نداره، مرسی.
‫- اِ، ضربه مغزی شده.

100
00:06:33,894 --> 00:06:36,562
‫بهش گوش نده. عالیه.

101
00:06:36,563 --> 00:06:40,067
‫و چندتا بستنی یخی هم. قرمزاش، دوتا برای هرکدوم.

102
00:06:46,031 --> 00:06:48,699
‫بیا بابا. فامیلیِ معمولیه.

103
00:06:48,700 --> 00:06:50,201
‫چطوری میخواد بفهمه؟

104
00:06:50,202 --> 00:06:52,703
‫باید این کارو بذاری کنار، ال.

105
00:06:52,704 --> 00:06:54,747
‫خودت به اندازه کافی جذابی.

106
00:06:54,748 --> 00:06:57,167
‫لازم نیست درباره اینکه کی هستی دروغ بگی.

107
00:06:57,751 --> 00:06:59,544
‫این یه دروغ واقعی نیست.

108
00:06:59,545 --> 00:07:01,754
‫یعنی به کسی آسیب نمیزنم.

109
00:07:01,755 --> 00:07:05,341
‫تازه، دارم درباره تو هم دروغ میگم که کی هستی.

110
00:07:05,342 --> 00:07:06,884
‫آره؟ جدی؟

111
00:07:06,885 --> 00:07:08,886
‫خب منم به اندازه کافی جذابم.

112
00:07:08,887 --> 00:07:11,347
‫خدای من، بسی. راجر برگشته.

113
00:07:11,348 --> 00:07:13,099
‫[OVER PHONE] خوش برگشتین.

114
00:07:13,100 --> 00:07:14,308
‫من راجر دیویسم،

115
00:07:14,309 --> 00:07:17,270
‫و اینه تار و پودِ نیویورک.

116
00:07:17,271 --> 00:07:19,397
‫تو یه داستان گرم و دلنشین
‫از آشتی...

117
00:07:19,398 --> 00:07:22,233
‫چرا، انگار ناراحت نیست؟

118
00:07:22,234 --> 00:07:25,027
‫میدونی چیه؟ ناراحته، فقط شجاعه.

119
00:07:25,028 --> 00:07:27,156
‫آها.

120
00:07:27,531 --> 00:07:29,407
‫اوه، خوشتیپم هست. اوی اوی اوی.

121
00:07:29,408 --> 00:07:30,951
‫یه کم لاغر شده.

122
00:07:31,577 --> 00:07:35,329
‫هوم. یادت میاد بعد از مرگِ هری
‫چقدر وزن کم کردی؟

123
00:07:35,330 --> 00:07:37,707
‫بهترین قیافه ای بود که داشتم.

124
00:07:37,708 --> 00:07:39,375
‫اوه.

125
00:07:39,376 --> 00:07:42,628
‫زنش یهودی بود، میدونی؟

126
00:07:42,629 --> 00:07:44,714
‫شنیدم. از خودت.

127
00:07:45,674 --> 00:07:48,635
‫ولی خب، اتفاقی که براش افتاد خیلی بد بود.

128
00:07:49,720 --> 00:07:51,430
‫واسه همه مون پیش میاد.

129
00:07:52,389 --> 00:07:54,640
‫همه که صد ساله نمیشن.

130
00:07:54,641 --> 00:07:56,434
‫بس کن.

131
00:07:56,435 --> 00:07:58,145
‫تو حالت خوب میشه.

132
00:09:30,153 --> 00:09:32,154
‫میری سفر، الینور؟

133
00:09:32,155 --> 00:09:33,906
‫نه، دارم برمیگردم خونه، در واقع.

134
00:09:33,907 --> 00:09:36,242
‫نیویورک؟ تو؟

135
00:09:36,243 --> 00:09:38,911
‫خب میدونی،
‫دخترم از قدیم هی التماسم میکرد

136
00:09:38,912 --> 00:09:41,372
‫که بیام پیشش زندگی کنم.

137
00:09:41,373 --> 00:09:42,915
‫همون بچه ای که معتادِ آدراله

138
00:09:42,916 --> 00:09:45,042
‫یا اونی که باهات حرف نمیزنه؟

139
00:09:48,005 --> 00:09:50,340
‫از آشناییت خوشحال شدم، کلاریس.

140
00:09:51,466 --> 00:09:54,218
‫اوه، به ملوین هم از طرف من خدافظی برسون.

141
00:09:54,219 --> 00:09:55,303
‫آها.

142
00:09:55,304 --> 00:09:59,724
‫اوه، اون شب خیلی خوش گذشت.

143
00:09:59,725 --> 00:10:02,351
‫خیلی قویه.

144
00:10:02,352 --> 00:10:04,437
‫چقدر مزخرف میگی، الینور.

145
00:10:04,438 --> 00:10:05,605
‫آره؟

146
00:10:07,399 --> 00:10:09,066
‫مامان بزرگه تا کی میمونه؟

147
00:10:09,067 --> 00:10:12,070
‫اِ، من... مثلا،
‫فکر میکنم یکی دو ماه.

148
00:10:12,821 --> 00:10:14,822
‫میدونی، باید قانعش کنم
‫بهتره بره

149
00:10:14,823 --> 00:10:17,241
‫تو یکی از اون، ام...

150
00:10:17,242 --> 00:10:19,243
‫- یکی... یکی از اون...
‫- اِ بس کن دیگه.

151
00:10:19,244 --> 00:10:21,495
‫- اون همیشه عاشق ایده هاته.
‫- مکس، ولم کن.

152
00:10:21,496 --> 00:10:22,580
‫اوه. اوه، اوه، اوه. هی، هی.

153
00:10:22,581 --> 00:10:23,831
‫- هی.
‫- سلام.

154
00:10:23,832 --> 00:10:24,832
‫- هی.
‫- هی.

155
00:10:24,833 --> 00:10:26,083
‫دیدمت.

156
00:10:27,419 --> 00:10:28,753
‫میتونم کمکت کنم.

157
00:10:28,754 --> 00:10:30,963
‫نه. نه نه، خوبه.

158
00:10:30,964 --> 00:10:32,715
‫ای بابا.

159
00:10:32,716 --> 00:10:34,592
‫- اوه مرسی.
‫- آره.

160
00:10:34,593 --> 00:10:37,137
‫اوه.

161
00:10:39,639 --> 00:10:40,890
‫خوبی؟

162
00:10:40,891 --> 00:10:42,558
‫آره. عالیه. پروازت چطور بود؟

163
00:10:42,559 --> 00:10:45,269
‫بهت غذا میده؟ چی شده؟

164
00:10:45,270 --> 00:10:46,520
‫سردته؟

165
00:10:46,521 --> 00:10:48,148
‫نه مامان، داخل خونه ایم. سردش نیست.

166
00:10:48,774 --> 00:10:50,149
‫میبینم موهاتو کوتاه کردی.

167
00:10:50,150 --> 00:10:52,526
‫- آره. خوشت اومد؟
‫- آره.

168
00:10:52,527 --> 00:10:54,362
‫من وقتی بلند بود بیشتر دوست داشتم.

169
00:10:54,363 --> 00:10:57,448
‫- پس ماشین کجاست؟
‫- اِ، با اوبر میریم.

170
00:10:57,449 --> 00:11:00,659
‫- اوه. پس دیو ماشینو برده؟
‫- نه، من اینو نگفتم.

171
00:11:00,660 --> 00:11:03,371
‫- مکس، بابات ماشینو برده؟
‫- اِ، من...

172
00:11:03,372 --> 00:11:05,748
‫بگذریم، فعلا بیخیال.

173
00:11:05,749 --> 00:11:07,500
‫میرم دستشویی،

174
00:11:07,501 --> 00:11:10,587
‫تو اوبر همه چیو
‫برام تعریف میکنی.

175
00:11:14,591 --> 00:11:17,386
‫این تا ابد زنده میمونه.

176
00:11:19,429 --> 00:11:20,764
‫میدونم.

177
00:11:29,439 --> 00:11:30,898
‫اولین باره میای اینجا؟

178
00:11:30,899 --> 00:11:32,150
‫خدای من، نه.

179
00:11:32,818 --> 00:11:34,860
‫چهل سال تو برانکس زندگی کردم

180
00:11:34,861 --> 00:11:37,781
‫بعد با شوهرم رفتیم فلوریدا.

181
00:11:39,408 --> 00:11:41,785
‫خب پس، خوش اومدی خونه.

182
00:11:43,453 --> 00:11:45,789
‫ولی منهتن زندگی نکرده بودم.

183
00:11:46,998 --> 00:11:49,375
‫من 94 سالمه،

184
00:11:49,376 --> 00:11:53,088
‫و امروز برای اولین بار دارم میرم
‫تو منهتن زندگی کنم.

185
00:11:55,048 --> 00:11:56,091
‫من استتن زندگی میکنم.

186
00:11:57,926 --> 00:11:59,761
‫تسلیت میگم.

187
00:12:17,821 --> 00:12:20,865
‫دوباره بگو، تو چرا اینجا زندگی میکنی؟

188
00:12:20,866 --> 00:12:23,117
‫اوه، این یه آپارتمان عالیه، مامان.

189
00:12:23,118 --> 00:12:24,368
‫مرسی.

190
00:12:24,369 --> 00:12:26,203
‫عملا داریم شام میخوریم

191
00:12:26,204 --> 00:12:28,706
‫وسطِ وسطِ بزرگراهِ اف دی آر.

192
00:12:28,707 --> 00:12:30,541
‫این دوداش خوب نیست.

193
00:12:30,542 --> 00:12:32,376
‫میصرفه، مامان.

194
00:12:32,377 --> 00:12:34,211
‫چه چیز بدیه دیگه؟

195
00:12:34,212 --> 00:12:35,422
‫من خوشم میاد.

196
00:12:36,298 --> 00:12:39,258
‫این داره طعنه میزنه؟

197
00:12:39,259 --> 00:12:40,968
‫اوه.

198
00:12:40,969 --> 00:12:42,303
‫مکسی.

199
00:12:42,304 --> 00:12:44,054
‫الان تو سانای هستی.

200
00:12:44,055 --> 00:12:46,140
‫- خوبه؟ دوستش داری؟
‫- اِ...

201
00:12:46,141 --> 00:12:47,850
‫فکر کنم هفته دیگه شبات درست کنم.

202
00:12:47,851 --> 00:12:49,602
‫اگه همه آزاد باشن.

203
00:12:49,603 --> 00:12:51,353
‫اِ، نه، من برنامه دارم مامان.

204
00:12:51,354 --> 00:12:53,481
‫- قرار داری؟
‫- نه.

205
00:12:53,482 --> 00:12:55,484
‫دوباره افتادی تو دیت رفتن؟

206
00:12:56,860 --> 00:12:57,861
‫مامان.

207
00:12:58,820 --> 00:13:01,448
‫اِ، اون میدونه. فکر میکنی نمیدونه؟

208
00:13:02,073 --> 00:13:05,034
‫مکسی، مامانت دبیرستان که بود
‫ترکوند تو دیت رفتن.

209
00:13:05,035 --> 00:13:07,453
‫- اوه.
‫- اِ، همش پسر میاورد یواشکی

210
00:13:07,454 --> 00:13:08,537
‫- شب ها تو خونه.
‫- من خوبم، مرسی.

211
00:13:08,538 --> 00:13:11,332
‫اسم اون بچه ها چی صدات میکردن، لیزا؟

212
00:13:11,333 --> 00:13:13,501
‫- مامان!
‫- یه چیز خیلی بی ادبانه.

213
00:13:13,502 --> 00:13:15,794
‫- خنده دار بود ولی بی ادبانه.
‫- مامان.

214
00:13:15,795 --> 00:13:16,879
‫- مامان!
‫- چی؟

215
00:13:16,880 --> 00:13:18,590
‫تو رو خدا بس کن!

216
00:13:25,472 --> 00:13:28,057
‫«تشکِ کلاس!» آره، همون بود!

217
00:13:28,058 --> 00:13:29,934
‫اِ، من شبات میام، بوبی.

218
00:13:29,935 --> 00:13:32,144
‫آخ، بالاخره یه یهودی درست و حسابی تو این خانواده.

219
00:13:32,145 --> 00:13:33,437
‫مرسی، مکسی.

220
00:13:33,438 --> 00:13:36,440
‫اون خوراک گوشتِ پخته رو هم درست میکنم
‫که دوست داری.

221
00:13:36,441 --> 00:13:37,650
‫چطوره؟

222
00:13:37,651 --> 00:13:39,110
‫آره، عالیه.

223
00:13:41,112 --> 00:13:42,488
‫میدونی، مربی من میگفت

224
00:13:42,489 --> 00:13:44,448
‫ساختمون مامانش تو بی ریجه.

225
00:13:44,449 --> 00:13:46,992
‫میگفت... میگفت واسه سن و سال تو
‫خیلی خوبه.

226
00:13:46,993 --> 00:13:49,246
‫چرا؟ اونجا سردخونه هم داره؟

227
00:13:50,455 --> 00:13:52,206
‫راستی، ثبت نامت کردم

228
00:13:52,207 --> 00:13:54,875
‫گروه آواز برادوی تو جی سی سی.

229
00:13:54,876 --> 00:13:57,253
‫انگار زود قضاوت کردم درباره سردخونه.

230
00:13:57,254 --> 00:13:58,755
‫الان میفهمم.

231
00:14:01,633 --> 00:14:04,009
‫این دستگاه چیه؟

232
00:14:04,010 --> 00:14:05,553
‫کی اینطوری زندگی میکنه؟

233
00:14:05,554 --> 00:14:08,013
‫این دوچرخه ورزشیه، مامان.

234
00:14:08,014 --> 00:14:10,474
‫وقتی مکس رفت دانشگاه، آوردمش این تو.

235
00:14:10,475 --> 00:14:12,309
‫و وقتی یه جا برات پیدا کنیم،

236
00:14:12,310 --> 00:14:13,978
‫میخوام از این اتاق واسه ورزش کردن استفاده کنم.

237
00:14:13,979 --> 00:14:15,730
‫آخ چه خوب.

238
00:14:18,108 --> 00:14:21,443
‫یه لحظه. اینا رو از کجا آوردی؟

239
00:14:21,444 --> 00:14:23,445
‫اوه، اوه، این عکسای قدیمی رو

240
00:14:23,446 --> 00:14:26,198
‫توی انبار، لای یه عالمه
‫وسایل قدیمی بابا پیدا کردم.

241
00:14:26,199 --> 00:14:28,034
‫- اوه.
‫- آره.

242
00:14:29,327 --> 00:14:32,247
‫فردا باهام میای کانی آیلند؟

243
00:14:33,957 --> 00:14:36,166
‫فردا پنجشنبه ست مامان. من کار دارم.

244
00:14:36,167 --> 00:14:38,502
‫اوه بابا، مگه چقدر میتونه مهم باشه؟

245
00:14:38,503 --> 00:14:43,132
‫یه افتتاحیه خیلی بزرگ دارم
‫تو لینکلن سنتر.

246
00:14:43,133 --> 00:14:45,843
‫من اینجا کل روز تنهایی چیکار کنم؟

247
00:14:45,844 --> 00:14:49,263
‫برات یه کلاس تو جی سی سی ثبت نام کردم.

248
00:14:50,432 --> 00:14:51,891
‫شاید دوست پیدا کنی.

249
00:14:52,684 --> 00:14:54,019
‫هوم.

250
00:15:01,192 --> 00:15:04,236
‫روزای خوب و روزای داغون

251
00:15:04,237 --> 00:15:05,863
‫همه شو دیدم

252
00:15:05,864 --> 00:15:09,576
‫و عزیزم، هنوز اینجام

253
00:15:11,494 --> 00:15:14,121
‫یه وقتایی مخملِ ناز

254
00:15:14,122 --> 00:15:17,250
‫یه وقتایی فقط چوب شور و آبجو

255
00:15:18,543 --> 00:15:19,878
‫ولی اینجام

256
00:15:21,921 --> 00:15:24,465
‫روزنامه ها رو چپوندم

257
00:15:24,466 --> 00:15:27,760
‫تو کفشم

258
00:15:27,761 --> 00:15:29,762
‫یوکللی زدم

259
00:15:29,763 --> 00:15:32,973
‫بلوز خوندم

260
00:15:32,974 --> 00:15:36,061
‫دیدم همه رویاهام دود شد رفت

261
00:15:36,895 --> 00:15:38,438
‫ولی اینجام

262
00:15:39,397 --> 00:15:40,440
‫سلام.

263
00:15:43,109 --> 00:15:44,777
‫توی کپر خوابیدم

264
00:15:44,778 --> 00:15:48,573
‫مهمونِ برنامه WPA

265
00:15:49,741 --> 00:15:51,242
‫و اینجام

266
00:15:52,160 --> 00:15:54,370
‫آها. مرسی.

267
00:15:54,371 --> 00:15:55,788
‫با لباس زیر رقصیدم

268
00:15:55,789 --> 00:15:59,125
‫شبی سه دلار دستمزد بود

269
00:16:00,210 --> 00:16:01,711
‫و اینجام

270
00:16:03,421 --> 00:16:06,131
‫تو صف نون ایستادم

271
00:16:06,132 --> 00:16:08,342
‫با بهترین ها

272
00:16:08,343 --> 00:16:10,928
‫دیدم تیترها

273
00:16:10,929 --> 00:16:12,889
‫کارِ بقیه رو کردن

274
00:16:14,349 --> 00:16:17,976
‫تو رکود، افسرده بودم؟

275
00:16:17,977 --> 00:16:20,230
‫عمرا

276
00:16:28,029 --> 00:16:30,823
‫روزای خوب، روزای داغون

277
00:16:30,824 --> 00:16:32,909
‫همه شو دیدم و عزیزم

278
00:16:34,244 --> 00:16:36,912
‫هنوز اینجام

279
00:16:36,913 --> 00:16:39,373
‫از آ تا ی رو رفتم

280
00:16:39,374 --> 00:16:41,334
‫آ تا زد

281
00:16:42,127 --> 00:16:43,669
‫سه تا هورا و لعنت بهش

282
00:16:43,670 --> 00:16:45,630
‫همینه دیگه

283
00:16:46,589 --> 00:16:49,925
‫کل سالِ پیش رو رد کردم

284
00:16:49,926 --> 00:16:54,222
‫و اینجام

285
00:16:55,265 --> 00:16:57,976
‫خدا میدونه حداقل اونجاها بودم

286
00:16:59,102 --> 00:17:02,438
‫ولی اینجام

287
00:17:02,439 --> 00:17:07,359
‫حدس بزن کی اینجاست

288
00:17:07,360 --> 00:17:08,778
‫من

289
00:17:10,447 --> 00:17:11,698
‫هنوز

290
00:17:12,949 --> 00:17:16,243
‫اینجام

291
00:17:16,244 --> 00:17:17,327
‫آره!

292
00:17:17,328 --> 00:17:19,247
‫اوه خدایا.

293
00:17:20,290 --> 00:17:21,290
‫اوه.

294
00:17:21,291 --> 00:17:23,250
‫بیا اینجا تو.

295
00:17:23,251 --> 00:17:24,836
‫کمک میخوای؟

296
00:17:25,462 --> 00:17:27,881
‫یه میلیون دلارم بهم بدی قبول نمیکنم.

297
00:17:30,842 --> 00:17:34,178
‫یه دوست من همچین ژاکتی داشت.

298
00:17:34,179 --> 00:17:35,721
‫زیپِ فَراکتِه لعنتی.

299
00:17:35,722 --> 00:17:38,640
‫فقط کافیه یه کم تکونش بدی.

300
00:17:38,641 --> 00:17:40,768
‫ببین چی شد!

301
00:17:40,769 --> 00:17:43,188
‫مرسی. خیلی لطف کردی.

302
00:17:45,398 --> 00:17:47,733
‫هممون باید حواسمون به هم باشه.

303
00:17:51,279 --> 00:17:52,362
‫میای؟

304
00:17:52,363 --> 00:17:54,990
‫برای گروه اومدی دیگه، درسته؟

305
00:17:54,991 --> 00:17:56,992
‫آره. آره.

306
00:17:56,993 --> 00:17:58,368
‫نگران نباش.

307
00:17:58,369 --> 00:18:01,247
‫دفعه اول همیشه سختترینه.

308
00:18:01,873 --> 00:18:03,875
‫خوشحالم پیدامون کردی.

309
00:18:05,293 --> 00:18:06,461
‫بیا.

310
00:18:07,587 --> 00:18:08,838
‫بیا دیگه.

311
00:18:11,132 --> 00:18:12,257
‫بیا دیگه.

312
00:18:22,852 --> 00:18:24,853
‫الان فقط اسمم رو ثبت میکنم.

313
00:18:24,854 --> 00:18:26,104
‫باشه.

314
00:18:27,607 --> 00:18:29,691
‫اوه.

315
00:18:54,926 --> 00:18:55,927
‫باشه.

316
00:19:11,401 --> 00:19:12,901
‫سلام به همه.

317
00:19:12,902 --> 00:19:15,404
‫سلام، اپریل.

318
00:19:15,405 --> 00:19:17,656
‫خیلی خوبه میبینمت.

319
00:19:17,657 --> 00:19:21,327
‫قبل از اینکه شروع کنیم، فقط میخوام
‫نینا رو بهتون معرفی کنم.

320
00:19:22,036 --> 00:19:24,747
‫خودت رو به گروه معرفی کن عزیزم.

321
00:19:26,165 --> 00:19:29,167
‫اوم... خب، اول از همه، من...
‫فقط میخوام بگم

322
00:19:29,168 --> 00:19:31,670
‫ممنونم که اجازه دادین بهتون ملحق بشم.

323
00:19:31,671 --> 00:19:35,465
‫اوم، من سال دومم توی NYU، و اینجام

324
00:19:35,466 --> 00:19:37,927
‫چون دارم برای کلاس روزنامه نگاری
‫یه مقاله مینویسم.

325
00:19:38,761 --> 00:19:40,471
‫من... من فقط اومدم مشاهده کنم.

326
00:19:42,473 --> 00:19:45,518
‫اپریل، ما یه عضو جدید هم داریم.

327
00:19:46,352 --> 00:19:47,811
‫امروز کلی تازه وارد داریم.

328
00:19:47,812 --> 00:19:49,855
‫چرا خودت رو معرفی نمیکنی؟

329
00:19:49,856 --> 00:19:51,482
‫سلام.

330
00:19:54,193 --> 00:19:55,695
‫من الینورم.

331
00:19:56,279 --> 00:19:57,738
‫سلام، الینور.

332
00:19:57,739 --> 00:20:00,032
‫قبل از اینکه شروع کنیم،
‫یه کم توضیح میدم

333
00:20:00,033 --> 00:20:02,117
‫اینجا چه خبره، باشه؟

334
00:20:02,118 --> 00:20:05,329
‫ما یه گروه حمایتی هستیم، اول از همه.

335
00:20:05,330 --> 00:20:09,249
‫بعضی وقتا درباره
‫روزای هولوکاستمون مینویسیم،

336
00:20:09,250 --> 00:20:11,794
‫ولی بیشتر وقتا فقط حرف میزنیم.

337
00:20:12,962 --> 00:20:14,922
‫درباره هولوکاست؟

338
00:20:14,923 --> 00:20:17,966
‫فقط درباره تجربه ات به عنوان یه بازمانده.

339
00:20:17,967 --> 00:20:19,635
‫اینکه توی دنیا چطوری زندگی میکنی

340
00:20:19,636 --> 00:20:22,430
‫بعد از اون چیزایی که از سر گذروندی.

341
00:20:23,097 --> 00:20:26,099
‫هدف گروه حمایتی
‫بازمانده های هولوکاست

342
00:20:26,100 --> 00:20:29,144
‫اینه که راحت حرف بزنین.

343
00:20:29,145 --> 00:20:31,104
‫اوه... اوه.

344
00:20:31,105 --> 00:20:32,189
‫اوه، ببخشید.

345
00:20:32,190 --> 00:20:33,982
‫الینور. الینور.

346
00:20:33,983 --> 00:20:36,109
‫بمون. بمون.

347
00:20:36,110 --> 00:20:38,738
‫میفهمم، احساسیه.

348
00:20:39,447 --> 00:20:43,408
‫بیشتر آدما نمیفهمن
‫بازمانده بودن چقدر میتونه غریب باشه،

349
00:20:43,409 --> 00:20:45,702
‫چقدر ممکنه تنها حس کنی،

350
00:20:45,703 --> 00:20:48,455
‫ولی لازم نیست تنها باشی.

351
00:20:48,456 --> 00:20:49,666
‫دیگه نه.

352
00:20:50,667 --> 00:20:52,377
‫چرا بهمون نمیگی
‫اهل کجایی؟

353
00:20:55,755 --> 00:20:57,048
‫خب، من...

354
00:21:04,389 --> 00:21:07,683
‫من... اصالتا اهل لهستانم.

355
00:21:07,684 --> 00:21:09,768
‫هوم.

356
00:21:09,769 --> 00:21:12,313
‫میخوای یه کم درباره
‫خانواده ات بگی؟

357
00:21:15,566 --> 00:21:19,904
‫خب، پدر و مادرم آدمای خیلی مهربونی بودن.

358
00:21:28,037 --> 00:21:29,204
‫اوی! اوی.

359
00:21:30,456 --> 00:21:31,833
‫بس.

360
00:21:32,041 --> 00:21:33,458
‫اوی.

361
00:21:33,459 --> 00:21:34,710
‫اوی.

362
00:21:38,089 --> 00:21:40,424
‫هنوز هم همونجام.

363
00:21:53,771 --> 00:21:58,568
‫داداشم رو میبینم،
‫و داریم توی جنگل میدویم و...

364
00:22:00,653 --> 00:22:01,946
‫نمیدونم.

365
00:22:04,699 --> 00:22:06,784
‫این همه سال چیکار کردم؟

366
00:22:07,452 --> 00:22:09,203
‫خب، بیشتر از خیلیا.

367
00:22:10,663 --> 00:22:13,999
‫من چیکار کردم، ال، هان؟
‫نه، بهم بگو.

368
00:22:14,000 --> 00:22:16,460
‫خب، تو یه خانواده بزرگ کردی،

369
00:22:16,461 --> 00:22:19,296
‫توی معبد کار کردی...

370
00:22:19,297 --> 00:22:23,134
‫و کلاریس رو هم مجبور کردی
‫اون تلویزیون لعنتیش رو کم کنه.

371
00:22:23,760 --> 00:22:25,678
‫اون خیلی بیشتر از اینا میکرد.

372
00:22:26,929 --> 00:22:28,473
‫داداشم.

373
00:22:29,932 --> 00:22:31,184
‫چه پسر خوبی بود.

374
00:22:32,769 --> 00:22:33,895
‫هوم.

375
00:22:36,230 --> 00:22:39,567
‫آدما به بازوم نگاه میکنن و میپرسن،

376
00:22:40,485 --> 00:22:41,944
‫"چه حسی داشت؟"

377
00:22:44,739 --> 00:22:47,325
‫و من فقط میگم، "بد بود... خیلی بد."

378
00:22:49,911 --> 00:22:51,162
‫هیچوقت تعریف نمیکنم.

379
00:22:52,580 --> 00:22:55,415
‫حتی برای بچه های خودم.

380
00:22:55,416 --> 00:22:57,210
‫خب، لازم هم نیست.

381
00:22:58,336 --> 00:23:02,048
‫من تنها آدم زنده ای هستم
‫که داداشم رو میشناخت.

382
00:23:03,841 --> 00:23:06,093
‫و میرم توی قبرم

383
00:23:06,094 --> 00:23:09,055
‫بدون اینکه درباره اش به کسی گفته باشم.

384
00:23:09,931 --> 00:23:12,100
‫میخوام یکی بدونه.

385
00:23:12,767 --> 00:23:14,894
‫باید به یکی میگفتم.

386
00:23:16,312 --> 00:23:18,815
‫چرا من هنوز اینجام؟

387
00:23:20,691 --> 00:23:24,319
‫خوبه، الینور.
‫این یه شروع خیلی خوبه.

388
00:23:24,320 --> 00:23:26,238
‫سامی.

389
00:23:26,239 --> 00:23:27,322
‫بله؟

390
00:23:27,323 --> 00:23:28,990
‫میخوای درباره هفته ات بهمون بگی؟

391
00:23:28,991 --> 00:23:33,578
‫حتما، ولی اول از همه،
‫الینور، به گروهمون خوش اومدی.

392
00:23:33,579 --> 00:23:37,457
‫وقتی شروع کنی حرف زدن،
‫میفهمی

393
00:23:37,458 --> 00:23:40,460
‫چقدر میتونه برات رهاکننده باشه.

394
00:23:40,461 --> 00:23:43,297
‫این تجربه شخصی خودمه.

395
00:23:44,423 --> 00:23:45,591
‫خوش اومدی.

396
00:23:48,427 --> 00:23:50,513
‫این خیلی قشنگ بود، الینور.

397
00:23:51,347 --> 00:23:52,681
‫هفته بعد میبینمت؟

398
00:23:52,682 --> 00:23:54,433
‫حتما، حتما.

399
00:23:59,105 --> 00:24:00,564
‫اوه، الینور. سلام.

400
00:24:00,565 --> 00:24:02,066
‫سلام. من نینام.

401
00:24:03,151 --> 00:24:04,943
‫آره، اونجا دیدمت.

402
00:24:04,944 --> 00:24:06,027
‫آره.

403
00:24:06,028 --> 00:24:08,948
‫اوم، اونجوری که درباره داداشت حرف زدی
‫خیلی تکون دهنده بود.

404
00:24:09,824 --> 00:24:10,824
‫من... من فکر...

405
00:24:10,825 --> 00:24:12,577
‫داشتم فکر میکردم که من، اوم...

406
00:24:13,161 --> 00:24:16,122
‫میشه توی مقاله ام ازت بنویسم؟

407
00:24:16,956 --> 00:24:18,791
‫فکر نکنم. نه.

408
00:24:19,500 --> 00:24:24,171
‫اوه. اوم، خب شاید یه...
‫یه قهوه یا یه مصاحبه تلفنی؟

409
00:24:24,172 --> 00:24:25,755
‫واقعا دوست دارم باهات حرف بزنم.

410
00:24:25,756 --> 00:24:27,466
‫اوم، علاقه ای ندارم.

411
00:25:05,087 --> 00:25:07,589
‫اوه. نه، نه. اوه، بفرما. من تموم کردم.

412
00:25:07,590 --> 00:25:08,716
‫مرسی.

413
00:25:19,352 --> 00:25:21,103
‫هی، میدونی کی تو یکی از کلاسهامه؟

414
00:25:21,854 --> 00:25:23,064
‫هیلی رید.

415
00:25:25,858 --> 00:25:26,984
‫یادت میادش؟

416
00:25:28,486 --> 00:25:29,695
‫از کلاس ششم؟

417
00:25:30,529 --> 00:25:31,863
‫همون که باباش عجیب غریب بود؟

418
00:25:31,864 --> 00:25:33,281
‫باشه.

419
00:25:33,282 --> 00:25:35,992
‫آره، اون، اوم...
‫تو این کلاس جدیدی که گرفتم هست.

420
00:25:35,993 --> 00:25:38,496
‫فکر کنم خوشت بیاد.
‫یه جورایی به سبک توئه.

421
00:25:40,164 --> 00:25:41,749
‫روزنامه نگاری و جامعه.

422
00:25:45,169 --> 00:25:47,630
‫صبر کن، تو به نویسندگی خلاق علاقه داشتی.

423
00:25:48,798 --> 00:25:51,299
‫مطمئنی آمادگی داری
‫تو چرخه خبرای سخت بری؟

424
00:25:51,300 --> 00:25:52,717
‫میدونم.

425
00:25:52,718 --> 00:25:54,386
‫تو فکر میکنی شعر وقت تلف کردنه.

426
00:25:54,387 --> 00:25:56,347
‫نه. نه، نه. من همچین چیزی نگفتم.

427
00:25:57,014 --> 00:25:58,515
‫فکر میکنم سرگرمی خیلی خوبیه.

428
00:25:58,516 --> 00:26:02,436
‫فقط خب، میدونی...
‫سخته ازش یه شغل ساخت.

429
00:26:23,624 --> 00:26:24,834
‫لعنتی.

430
00:26:28,713 --> 00:26:30,131
‫کجا بودی؟

431
00:26:31,048 --> 00:26:34,342
‫اوه خدای... مامان، ترسوندم
‫از ترس مردم.

432
00:26:34,343 --> 00:26:36,469
‫رفته بودی قرار.

433
00:26:36,470 --> 00:26:39,264
‫من... نه، فقط...
‫فقط رفتم یه قدم بزنم.

434
00:26:39,265 --> 00:26:41,057
‫قدم بزنی؟ تو این هوا؟

435
00:26:41,058 --> 00:26:42,642
‫اوه!

436
00:26:42,643 --> 00:26:44,185
‫پس نه انگار.

437
00:26:44,186 --> 00:26:45,270
‫اوه خدایا.

438
00:26:45,271 --> 00:26:47,564
‫خانم مورگنشتاین،
‫آمبولانس لازم دارین؟

439
00:26:47,565 --> 00:26:48,773
‫- یه چیزی بگو.
‫- نه.

440
00:26:48,774 --> 00:26:50,483
‫اگه صدای منو میشنوین خانم،
‫کمک داره میرسه.

441
00:26:50,484 --> 00:26:52,777
‫نه، نه. اوم، خیلی ممنون.
‫ببخشید. نه، مرسی.

442
00:26:52,778 --> 00:26:55,071
‫ما، اوم، فقط داریم اون، اوم...
‫تستش میکنیم... خیلی ممنون.

443
00:26:55,072 --> 00:26:56,782
‫-باشه خانم، مشکلی نیست.
‫- مرسی آقا.

444
00:26:57,450 --> 00:26:59,451
‫این خیلی دیوونه بازیه.

445
00:26:59,452 --> 00:27:02,162
‫مامان، واسه اینه که...
‫بیا بابا، واسه وقتیه که زمین میخوری

446
00:27:02,163 --> 00:27:03,747
‫و نمیتونی به تلفن برسی و...

447
00:27:03,748 --> 00:27:04,831
‫و بعدش چی؟

448
00:27:04,832 --> 00:27:07,000
‫مامان، من... من یه جورایی...

449
00:27:07,001 --> 00:27:08,835
‫یه میلیون تا کار رو سرمه،

450
00:27:08,836 --> 00:27:10,962
‫و نمیتونم همیشه اینجا باشم،

451
00:27:10,963 --> 00:27:13,381
‫و... و تو هیچوقت تنها زندگی نکردی.

452
00:27:13,382 --> 00:27:15,216
‫من نگرانم
‫یه اتفاقی برات بیفته

453
00:27:15,217 --> 00:27:16,301
‫وقتی من اینجا نیستم.

454
00:27:16,302 --> 00:27:17,636
‫چه اتفاقی مثلا؟

455
00:27:18,429 --> 00:27:23,266
‫مامان، من از کنار یه جای فوق العاده
‫برای زندگی مستقل رد شدم

456
00:27:23,267 --> 00:27:24,517
‫- تو آپر وست ساید.
‫- اوه.

457
00:27:24,518 --> 00:27:26,394
‫تقریبا کاملا مستقل میشی،

458
00:27:26,395 --> 00:27:28,146
‫جز اینکه اونا، میدونی،
‫چکاپ حالت رو انجام میدن

459
00:27:28,147 --> 00:27:31,024
‫هر صبح فقط... فقط
‫که مطمئن شن حالت خوبه و...

460
00:27:31,025 --> 00:27:34,652
‫اوه، بروشورش رو...
‫صبر کن. من، اوم، بروشورش رو دارم.

461
00:27:34,653 --> 00:27:36,446
‫یه عالمه فعالیت باحال دارن،

462
00:27:36,447 --> 00:27:38,239
‫و فکر کنم اونجا
‫خیلی ساکنای دیگه هم هستن

463
00:27:38,240 --> 00:27:39,908
‫که باهاشون کلی وجه مشترک داری.

464
00:27:39,909 --> 00:27:42,035
‫اگه فکر میکردی اونجا برام جا دارن،
‫درباره گوانتانامو هم همینو میگفتی.

465
00:27:42,036 --> 00:27:44,245
‫بیا. من... من بروشور رو برات گرفتم.

466
00:27:44,246 --> 00:27:45,997
‫بیا. من... من بروشورش رو برات گرفتم.

467
00:27:45,998 --> 00:27:48,583
‫من... میدونی،
‫واقعا به نظر فوق العاده میاد.

468
00:27:52,922 --> 00:27:55,341
‫هی، اینجا انگار یه میلیون تا پیام داری.

469
00:27:56,217 --> 00:27:57,426
‫نینا کیه؟

470
00:27:58,094 --> 00:28:00,345
‫اوه، اینو بده.
‫بده اون گوشی رو. بده به من.

471
00:28:00,346 --> 00:28:02,555
‫گفته شماره ات رو
‫از برگه ثبت نام برداشته.

472
00:28:02,556 --> 00:28:05,393
‫اوم، از JCCـه.

473
00:28:05,976 --> 00:28:07,769
‫هی. هی.

474
00:28:07,770 --> 00:28:10,605
‫چی بهت گفتم؟
‫دیدی دوست پیدا کردی.

475
00:28:10,606 --> 00:28:13,943
‫احتمالا فقط داره درباره یه کمک مالی پیام میده.

476
00:31:01,652 --> 00:31:04,572
‫موز نداریم

477
00:31:05,197 --> 00:31:09,535
‫امروز موز نداریم

478
00:31:10,536 --> 00:31:12,579
‫موز نداریم...

479
00:31:20,796 --> 00:31:22,005
‫الو؟

480
00:31:22,006 --> 00:31:23,423
‫[OVER PHONE] هی، بوبه.

481
00:31:23,424 --> 00:31:25,091
‫مکسی!

482
00:31:25,092 --> 00:31:27,093
‫داشتم تازه غذا رو تموم میکردم.

483
00:31:27,094 --> 00:31:29,137
‫چی... چی...
‫چی میخوای عزیزم؟

484
00:31:29,138 --> 00:31:31,764
‫خب، تازه یادم افتاد
‫گروه دوستام امشب اجرا دارن،

485
00:31:31,765 --> 00:31:33,434
‫و باید شام رو جابجا کنیم.

486
00:31:34,143 --> 00:31:35,268
‫مشکلیه؟

487
00:31:35,269 --> 00:31:37,979
‫اوه. نه، نه، میفهمم.

488
00:31:37,980 --> 00:31:40,649
‫اشکالی نداره. میندازیمش هفته بعد.

489
00:31:41,233 --> 00:31:42,942
‫مطمئنی؟ آخه میتونم کنسلش کنم.

490
00:31:42,943 --> 00:31:45,988
‫نه، اوکیه. تو برو خوش بگذرون.

491
00:31:46,739 --> 00:31:48,489
‫باشه. اوم، دوست دارم.

492
00:31:48,490 --> 00:31:50,284
‫منم دوست دارم عزیزم.

493
00:31:50,951 --> 00:31:51,952
‫خداحافظ.

494
00:32:06,717 --> 00:32:08,551
‫شبات شالوم.

495
00:32:08,552 --> 00:32:09,802
‫تعجب کردم زنگ زدی.

496
00:32:09,803 --> 00:32:12,013
‫خیلی سخته آدم بتونه پیدات کنه.

497
00:32:13,849 --> 00:32:15,351
‫باشه.

498
00:32:16,602 --> 00:32:18,728
‫خب... خب، زود تمومش کنیم.

499
00:32:18,729 --> 00:32:19,896
‫- آره. زود.
‫- هوم.

500
00:32:19,897 --> 00:32:21,940
‫زود که... عالیه. عالیه.

501
00:32:23,567 --> 00:32:24,568
‫اووف.

502
00:32:26,820 --> 00:32:29,698
‫اوم، تو چه سالی
‫اومدی آمریکا؟

503
00:32:31,033 --> 00:32:32,659
‫1952.

504
00:32:32,660 --> 00:32:34,577
‫نه. نه، 1953.

505
00:32:34,578 --> 00:32:36,914
‫وای، تو که تقریبا لهجه نداری.

506
00:32:37,498 --> 00:32:38,956
‫خب، من...
‫507
‫00:32:38:38,957 --> 00:32:40,792
‫خیلی وقتِ اینجام.

507
00:32:40,793 --> 00:32:42,252
‫آها... معلومه.

508
00:32:42,753 --> 00:32:46,674
‫اوم، خب، فقط چند تا سوال دیگه دارم.

509
00:32:47,257 --> 00:32:50,468
‫خیلی جدی گرفتی این روزنامه نگاری رو، هان؟

510
00:32:50,469 --> 00:32:52,387
‫دوست نداری پیش دوستات باشی؟

511
00:32:52,388 --> 00:32:53,472
‫جمعه شبه دیگه.

512
00:32:54,723 --> 00:32:56,850
‫اوم...

513
00:32:57,768 --> 00:32:59,185
‫نمیدونم.

514
00:32:59,186 --> 00:33:01,146
‫فکر میکنم بیرون رفتن یه کم زیادی بزرگش کردن.

515
00:33:02,398 --> 00:33:03,774
‫و آدما هم کلا عجیبن.

516
00:33:05,150 --> 00:33:06,901
‫یعنی وقتی میفرستنت مدرسه شبانه روزی

517
00:33:06,902 --> 00:33:09,530
‫از نهم تا دوازدهم،
‫یه جورایی از همه دور میشی.

518
00:33:10,406 --> 00:33:12,491
‫آره، راستش دیگه مطمئن نیستم
‫اصلا دوستام کیا هستن.

519
00:33:13,242 --> 00:33:14,785
‫پس دوتامون همینیم.

520
00:33:20,958 --> 00:33:22,126
‫اوم...

521
00:33:23,168 --> 00:33:24,919
‫وقتی درباره دویدن توی جنگل

522
00:33:24,920 --> 00:33:27,840
‫با داداشت گفتی،
‫داشتین فرار میکردین، درسته؟

523
00:33:29,508 --> 00:33:31,551
‫میدونی، فکر نکنم
‫شبات وقت خوبی باشه

524
00:33:31,552 --> 00:33:33,761
‫برای حرفای سنگین.

525
00:33:33,762 --> 00:33:36,055
‫میدونی شبات چیه دیگه، درسته؟

526
00:33:36,056 --> 00:33:38,099
‫آره. مامانم یهودی بود.

527
00:33:38,100 --> 00:33:39,976
‫ولی ما هیچوقت خیلی، مثلا، انجامش نمیدادیم.

528
00:33:39,977 --> 00:33:42,145
‫یعنی چی مامانت یهودی بود؟

529
00:33:42,146 --> 00:33:44,189
‫اگه یهودی باشی، یهودی ای.

530
00:33:45,524 --> 00:33:47,483
‫اوه. نه، من، اوم...

531
00:33:47,484 --> 00:33:48,610
‫من منظورم...

532
00:33:50,571 --> 00:33:52,321
‫اون تازگیا فوت کرد.

533
00:33:52,322 --> 00:33:53,907
‫اوه عزیزم.

534
00:33:54,658 --> 00:33:57,161
‫خیلی متاسفم اینو میشنوم.

535
00:33:58,287 --> 00:33:59,996
‫اسمش چی بود؟

536
00:33:59,997 --> 00:34:01,248
‫ژان.

537
00:34:06,378 --> 00:34:08,713
‫اوم، دستشویی تون کجاست؟

538
00:34:08,714 --> 00:34:10,840
‫اوه. از اون اتاق رد شو.

539
00:34:10,841 --> 00:34:11,925
‫ببخشید.

540
00:34:32,362 --> 00:34:33,489
‫خوبه، چیزی نیست.

541
00:34:34,448 --> 00:34:35,574
‫چیزی نیست.

542
00:34:56,553 --> 00:34:57,805
‫نینا؟

543
00:35:01,266 --> 00:35:02,518
‫نینا؟

544
00:35:03,685 --> 00:35:05,312
‫- اینجا چیکار میکنی؟
‫- اوه.

545
00:35:05,896 --> 00:35:08,606
‫ببخشید. من فقط...
‫خب، این عکسارو دیدم.

546
00:35:08,607 --> 00:35:09,858
‫اوه.

547
00:35:10,776 --> 00:35:13,402
‫- اون شوهرت بود؟
‫- آره، اون هریه.

548
00:35:13,403 --> 00:35:14,570
‫و اون بسیه.

549
00:35:14,571 --> 00:35:17,156
‫نزدیکترین دوستم بود.

550
00:35:17,157 --> 00:35:18,783
‫تو نیویورک با هم آشنا شدین؟

551
00:35:18,784 --> 00:35:22,411
‫آره، تو یه مجتمع مسکونی
‫تو برانکس همسایه بودیم.

552
00:35:22,412 --> 00:35:26,415
‫ولی انگار همونجا هم
‫روی این پیاده رو زندگی میکردیم.

553
00:35:26,416 --> 00:35:30,629
‫کانی آیلند رو از هر جای دیگه ای
‫روی زمین بیشتر دوست داشت.

554
00:35:32,631 --> 00:35:34,090
‫گریه کردی.

555
00:35:34,091 --> 00:35:35,800
‫چی؟ نه، نکردم.

556
00:35:35,801 --> 00:35:37,927
‫چرا، کردی. کل صورتت لکه لکه شده.

557
00:35:37,928 --> 00:35:40,472
‫بیا. بشین.

558
00:35:41,974 --> 00:35:43,600
‫حالت خوبه؟

559
00:35:44,810 --> 00:35:46,352
‫چطوری...

560
00:35:46,353 --> 00:35:47,812
‫چقدر طول کشید بعد از اینکه داداشت مرد

561
00:35:47,813 --> 00:35:51,440
‫بتونی درباره اش حرف بزنی
‫بدون اینکه گریه ات بگیره؟

562
00:35:51,441 --> 00:35:53,026
‫چقدر گذشته؟

563
00:35:54,611 --> 00:35:56,822
‫تقریبا... تقریبا شیش ماه.

564
00:36:00,325 --> 00:36:01,325
‫نینا...

565
00:36:03,370 --> 00:36:07,124
‫فردا دوست داری
‫با من بری کنیسه؟

566
00:36:07,749 --> 00:36:08,750
‫جدی میگی؟

567
00:36:09,459 --> 00:36:13,629
‫هر زن یهودی باید ببینه
‫این ایمان چی برای گفتن داره.

568
00:36:13,630 --> 00:36:18,301
‫تازه، اونجا هم میتونی
‫باز ازم بازجویی کنی.

569
00:36:19,928 --> 00:36:21,221
‫خوشم میاد.

570
00:36:46,121 --> 00:36:47,122
‫هی.

571
00:36:47,831 --> 00:36:49,540
‫اوه، بعدا.

572
00:36:49,541 --> 00:36:51,167
‫گفتی میتونم ازت بازجویی کنم.

573
00:36:51,168 --> 00:36:53,961
‫تو اومدی مشاهده کنی. یاد بگیر.

574
00:37:01,011 --> 00:37:02,595
‫هر چند وقت یه بار میای اینجا؟

575
00:37:02,596 --> 00:37:04,138
‫هر شنبه.

576
00:37:04,139 --> 00:37:05,432
‫اوه.

577
00:37:06,558 --> 00:37:08,477
‫- از کجا میشناسیش؟
‫- نمیشناسم.

578
00:37:09,519 --> 00:37:10,686
‫این آدما رو نمیشناسی؟

579
00:37:10,687 --> 00:37:12,939
‫الان داریم مراسم بت میتصوا رو میترکونیم؟

580
00:37:12,940 --> 00:37:16,609
‫یه مدت طولانی،
‫کنیسه فقط جای مردا بود.

581
00:37:16,610 --> 00:37:17,985
‫زنا رو راه نمیدادن.

582
00:37:17,986 --> 00:37:20,279
‫قطعا هم بت میتصوا نمیگرفتن برامون.

583
00:37:20,280 --> 00:37:22,031
‫خب، وقتی جوون بودم، من...

584
00:37:22,032 --> 00:37:23,241
‫من...

585
00:37:26,078 --> 00:37:27,912
‫داشتی میجنگیدی زنده بمونی.

586
00:37:27,913 --> 00:37:30,456
‫به هر حال.

587
00:37:30,457 --> 00:37:33,876
‫من فقط میگم... خب، من هیچوقت
‫فرصتش رو نداشتم جشن بگیرم

588
00:37:33,877 --> 00:37:36,295
‫هویت یهودیم رو.

589
00:37:36,296 --> 00:37:37,422
‫چه حسی بهت میده؟

590
00:37:38,632 --> 00:37:40,383
‫چی شده، شدی روانشناس؟

591
00:37:51,103 --> 00:37:53,771
‫بجنبون، بجنبون
‫بجنبون، بشکنون

592
00:37:53,772 --> 00:37:56,273
‫بجنبون، بجنبونِ...

593
00:37:58,568 --> 00:38:00,153
‫اون دخترا رو میبینی؟

594
00:38:00,946 --> 00:38:03,572
‫الان من باید اون کسی میبودم
‫که بت میتصوا داره.

595
00:38:03,573 --> 00:38:06,243
‫اونا حتی مهم نیست براشون یعنی چی.

596
00:38:07,035 --> 00:38:07,994
‫هوم.

597
00:38:07,995 --> 00:38:09,912
‫سلام.

598
00:38:09,913 --> 00:38:12,957
‫خیلی، اوم، خوشحالم
‫دو تا صورت جدید میبینم.

599
00:38:12,958 --> 00:38:15,668
‫اوه، اوه، دوست دارم خودمو معرفی کنم.

600
00:38:15,669 --> 00:38:19,171
‫من... خاخام کوهن هستم.

601
00:38:19,172 --> 00:38:20,464
‫-اوه.
‫- خودمم تازه اینجام،

602
00:38:20,465 --> 00:38:24,093
‫خب، اوم، هر وقت خواستی
‫حتما بهم پیام بده، باشه؟

603
00:38:24,094 --> 00:38:25,721
‫امیدوارم بیشتر ببینمت.

604
00:38:26,847 --> 00:38:28,473
‫اگه... اگه اجازه بدی.

605
00:38:31,643 --> 00:38:33,352
‫خب، این عجیب بود.

606
00:38:33,353 --> 00:38:35,229
‫اوه خدایا.

607
00:38:35,230 --> 00:38:36,313
‫به نظر آدم خوبی میومد.

608
00:38:36,314 --> 00:38:37,899
‫اوه بابا.

609
00:38:47,659 --> 00:38:48,659
‫نه.

610
00:38:48,660 --> 00:38:51,078
‫نه، نه، من... بهت گفتم.

611
00:38:51,079 --> 00:38:52,329
‫گفتم، و الانم دارم میگم

612
00:38:52,330 --> 00:38:53,540
‫برا، چی، هفتمین بار؟

613
00:38:54,332 --> 00:38:57,418
‫فقط عضویت رو کنسل کن
‫و دیگه نامه هاش رو برام نفرست.

614
00:38:57,419 --> 00:38:59,837
‫لعنتی.

615
00:38:59,838 --> 00:39:01,172
‫ببخشید، من فقط...

616
00:39:01,173 --> 00:39:03,300
‫- دارم لپتاپم رو پیدا میکنم.
‫- آره. ببخشید، من...

617
00:39:10,807 --> 00:39:12,892
‫مشق ها چطوره، اوم؟

618
00:39:12,893 --> 00:39:13,976
‫من تو دانشگاهم، بابا.

619
00:39:13,977 --> 00:39:15,896
‫فکر نکنم دیگه بتونی
‫این سوالو ازم بپرسی.

620
00:39:20,192 --> 00:39:23,570
‫ولی من... من بالاخره یه سوژه
‫برای پروژه روزنامه نگاریم انتخاب کردم.

621
00:39:24,529 --> 00:39:25,821
‫اوه، آره؟

622
00:39:25,822 --> 00:39:28,741
‫آره. آره. در واقع دارم
‫یه بازمانده هولوکاست رو بررسی میکنم.

623
00:39:28,742 --> 00:39:30,993
‫شنبه ها میره مراسم بت میتصوا
‫بقیه آدما،

624
00:39:30,994 --> 00:39:32,662
‫چون خودش نتونسته داشته باشه.

625
00:39:36,374 --> 00:39:37,375
‫آره.

626
00:39:38,168 --> 00:39:39,336
‫به هر حال...

627
00:39:40,170 --> 00:39:41,588
‫زاویه خوبیه.

628
00:39:43,673 --> 00:39:44,673
‫باید همونو پررنگش کنی.

629
00:39:44,674 --> 00:39:46,718
‫اون... اون داستان بت میتصوا رو.

630
00:39:47,469 --> 00:39:48,762
‫میدونی مامان هیچوقت بت میتصوا داشت؟

631
00:39:49,387 --> 00:39:50,806
‫بت میتصوا؟

632
00:39:52,182 --> 00:39:54,226
‫اوم، فکر کنم داشته.

633
00:39:55,018 --> 00:39:57,813
‫شاید. من... یادم نیست.

634
00:40:01,775 --> 00:40:03,276
‫ببخشید.

635
00:40:08,156 --> 00:40:10,242
‫خب، از مامانت برام بگو.

636
00:40:11,576 --> 00:40:13,494
‫اگه بگم احتمالا میزنم زیر گریه.

637
00:40:13,495 --> 00:40:15,413
‫خب گریه کن. چی میشه مگه؟

638
00:40:16,123 --> 00:40:18,125
‫اوم، اینو نگه دار. ببخشید.

639
00:40:19,084 --> 00:40:21,878
‫اوم، اون یکی آب آورد
‫ولی نی نیاورد.

640
00:40:22,546 --> 00:40:23,879
‫اوه، ما در واقع نی نداریم.

641
00:40:23,880 --> 00:40:25,966
‫یه جورایی، چیز محیط زیستیه.

642
00:40:26,550 --> 00:40:29,052
‫این غذاخوری برنامه سیاسی داره؟

643
00:40:29,970 --> 00:40:31,637
‫میدونی چیه؟ نگو.

644
00:40:31,638 --> 00:40:34,765
‫فقط برگرد ببین میتونی دو تا پیدا کنی.

645
00:40:34,766 --> 00:40:36,016
‫من یکی نمیخوام.

646
00:40:36,017 --> 00:40:37,309
‫دو تا.

647
00:40:37,310 --> 00:40:39,019
‫مرسی.

648
00:40:39,020 --> 00:40:40,980
‫خب، چی داشتم میگفتم؟

649
00:40:40,981 --> 00:40:43,065
‫- میخوای گریه کنم؟
‫- آره.

650
00:40:43,066 --> 00:40:45,025
‫اگه یه چیز یاد گرفته باشم،

651
00:40:45,026 --> 00:40:47,736
‫و میتونی اینو توی دفترت بنویسی،

652
00:40:47,737 --> 00:40:51,240
‫باید درباره چیزایی که غمگینت میکنه
‫حرف بزنی.

653
00:40:51,241 --> 00:40:53,200
‫یهودی ها از لهستان فرار کردن

654
00:40:53,201 --> 00:40:55,578
‫و هیچوقت درباره
‫اون چیزی که سرشون اومد حرف نزدن.

655
00:40:55,579 --> 00:40:57,413
‫فقط گذاشتن و رفتن جلو.

656
00:40:57,414 --> 00:41:03,085
‫اون توش یه خوبیایی هست،
‫ولی میتونه از تو بخورتت.

657
00:41:03,086 --> 00:41:06,423
‫هشتاد سال بعد،
‫بازم همونجا گیر کردی.

658
00:41:07,883 --> 00:41:10,259
‫اوه.

659
00:41:10,260 --> 00:41:11,343
‫گیرم انداختی.

660
00:41:19,895 --> 00:41:22,814
‫اون، اوم، در واقع یه هنرمند بود.

661
00:41:24,232 --> 00:41:25,608
‫یه عکاس.

662
00:41:25,609 --> 00:41:27,319
‫موفق بود؟

663
00:41:28,445 --> 00:41:29,653
‫آره.

664
00:41:29,654 --> 00:41:31,031
‫آره، بود.

665
00:41:32,115 --> 00:41:34,242
‫خب، ادامه بده.

666
00:41:36,203 --> 00:41:38,662
‫هر سال روز تولدم،

667
00:41:38,663 --> 00:41:40,998
‫یه پرتره جدید
‫از جفتمون درست میکرد.

668
00:41:40,999 --> 00:41:43,919
‫انگار... همون پس زمینه
‫و همون حالت.

669
00:41:44,753 --> 00:41:47,964
‫یه جورایی ثبت میکرد
‫چطوری پیر شدیم و بزرگ شدیم.

670
00:41:48,673 --> 00:41:52,134
‫اتاقم رو پر میکرد
‫از یادداشت های یواشکی.

671
00:41:52,135 --> 00:41:53,886
‫هفته ها طول میکشید همه شونو پیدا کنم.

672
00:41:53,887 --> 00:41:56,555
‫تعجبی نداره دخترم ازم بدش میاد.

673
00:41:56,556 --> 00:41:57,723
‫نه بابا، بیا اینطوری نگو.

674
00:41:57,724 --> 00:41:59,642
‫مطمئنم کلی کار خوب براش کردی.

675
00:41:59,643 --> 00:42:01,560
‫من دخترم رو زنده نگه داشتم.

676
00:42:01,561 --> 00:42:03,396
‫اون کاریه که مامانم برای من کرد.

677
00:42:04,022 --> 00:42:05,356
‫مامانت چه جور آدمی بود؟

678
00:42:05,357 --> 00:42:06,608
‫خسته.

679
00:42:09,694 --> 00:42:11,528
‫94 ساله بودن چه حسیه؟

680
00:42:11,529 --> 00:42:15,241
‫همون حسی رو دارم
‫که وقتی 16 سالم بود داشتم.

681
00:42:15,242 --> 00:42:16,910
‫یعنی دقیقا همونم.

682
00:42:17,535 --> 00:42:19,662
‫مثل همون عکسای قدیمی؟

683
00:42:19,663 --> 00:42:22,290
‫قبلا خیلی جوون و ناز بودم.

684
00:42:22,999 --> 00:42:24,251
‫الانم نازی.

685
00:42:25,877 --> 00:42:29,256
‫همه فکر میکنن آدما وقتی سنشون میره بالا
‫دیگه میل جنسی ندارن،

686
00:42:30,131 --> 00:42:32,050
‫ولی من به سکس فکر میکنم.

687
00:42:32,926 --> 00:42:35,303
‫اون بخش یهو غیب نمیشه.

688
00:42:36,012 --> 00:42:39,057
‫میدونی؟ بعضی وقتا... ازش ناراحت میشم.

689
00:42:41,351 --> 00:42:43,143
‫- تو چی؟
‫- من همجنسگرام.

690
00:42:43,144 --> 00:42:46,313
‫وای، چه رک و راست گفتی.

691
00:42:46,314 --> 00:42:47,648
‫خب، من همینم که هستم.

692
00:42:47,649 --> 00:42:50,944
‫خب، به نظرم خیلی خوبه
‫که میتونی خودت باشی.

693
00:42:53,947 --> 00:42:55,781
‫- کجاست؟
‫- تو موته.

694
00:42:55,782 --> 00:42:56,950
‫لای موهام گیر کرده.

695
00:43:04,291 --> 00:43:05,542
‫خوشحالم تایید میکنی.

696
00:43:09,045 --> 00:43:10,255
‫زن باحالی هستی، الینور.

697
00:43:14,551 --> 00:43:16,093
‫[OVER TV] ده، نه...

698
00:43:16,094 --> 00:43:17,970
‫[OVER PHONE] هی، میشه یه خواهش کنم؟

699
00:43:17,971 --> 00:43:19,930
‫- چی شده؟
‫- میشه در نظر بگیری

700
00:43:19,931 --> 00:43:22,183
‫این هفته بیای تو کلاس من
‫با بچه ها حرف بزنی؟

701
00:43:22,892 --> 00:43:24,143
‫جزء نمره امه.

702
00:43:24,144 --> 00:43:26,021
‫درباره چی حرف بزنم؟

703
00:43:26,563 --> 00:43:28,605
‫همون چیزایی که تو گروه گفتی دیگه.

704
00:43:28,606 --> 00:43:30,232
‫میدونی چی فهمیدم؟

705
00:43:30,233 --> 00:43:32,902
‫امشب بیست دقیقه درباره مامانم حرف زدم
‫و گریه ام نگرفت.

706
00:43:33,611 --> 00:43:34,779
‫خواهش میکنم.

707
00:43:35,739 --> 00:43:38,825
‫باشه. با دوستات حرف میزنم.

708
00:43:38,950 --> 00:43:40,909
‫آه. آره.

709
00:43:40,910 --> 00:43:42,161
‫مرسی.

710
00:43:42,162 --> 00:43:44,372
‫خیلی خیلی ممنونم.

711
00:43:55,300 --> 00:43:56,968
‫این خیلی رسمیه.

712
00:43:58,261 --> 00:44:00,220
‫سلام. الینور.

713
00:44:00,221 --> 00:44:01,930
‫من دیوید تامپسونم.

714
00:44:01,931 --> 00:44:04,475
‫رئیس بخش روزنامه نگاری
‫اینجا توی NYU هستم.

715
00:44:04,476 --> 00:44:07,311
‫- خیلی خوش شانسی آوردیم که شما رو داریم.
‫- اوه، لطف دارین، ممنونم.

716
00:44:07,312 --> 00:44:08,479
‫خب، هر چی لازم دارین فراهمه؟

717
00:44:08,480 --> 00:44:09,646
‫- اوه، آره. آره.
‫- عالیه.

718
00:44:09,647 --> 00:44:12,232
‫اوم، اگه اجازه بدین،
‫ما فقط داریم دوربین رو راه میندازیم،

719
00:44:12,233 --> 00:44:13,485
‫زیاد طول نمیکشه.

720
00:44:18,156 --> 00:44:19,448
‫دارن از این فیلم میگیرن؟

721
00:44:19,449 --> 00:44:20,657
‫اوه، آره.

722
00:44:20,658 --> 00:44:23,411
‫اوم، پروفسور تامپسون خیلی رو اینه
‫که همه چی ثبت بشه.

723
00:44:23,953 --> 00:44:26,413
‫یه جورایی بخش مهم
‫فرایند روزنامه نگاریه.

724
00:44:26,414 --> 00:44:29,583
‫- من میرم دستشویی.
‫- اوه. حالت خوبه؟

725
00:44:29,584 --> 00:44:33,713
‫یه چیز درباره من یاد میگیری.
‫من سورپرایز دوست ندارم.

726
00:44:42,263 --> 00:44:43,263
‫اوه، هی.

727
00:44:43,264 --> 00:44:44,973
‫حالت خوبه؟

728
00:44:47,102 --> 00:44:49,728
‫من... فکر نکنم این ایده خوبی بود.

729
00:44:49,729 --> 00:44:51,105
‫خوب میشی.

730
00:44:51,106 --> 00:44:53,857
‫فقط باهاشون حرف بزن
‫همونجوری که با من حرف زدی.

731
00:44:53,858 --> 00:44:55,692
‫اوه، خب مشکل همینه.

732
00:44:55,693 --> 00:44:57,194
‫من نباید...

733
00:44:57,195 --> 00:45:00,031
‫خب، من دلم نمیخواد
‫درباره اون دوران حرف بزنم.

734
00:45:00,698 --> 00:45:02,908
‫باید درباره چیزایی که ناراحتت میکنه
‫حرف بزنی، نه؟

735
00:45:02,909 --> 00:45:05,744
‫تو نباید به حرفای من گوش بدی.

736
00:45:05,745 --> 00:45:06,996
‫دیره، گوش دادم.

737
00:45:19,050 --> 00:45:21,636
‫خب، اوکیه. نینا، میتونی شروع کنی.

738
00:45:23,179 --> 00:45:25,889
‫الینور مورگنشتاین، خیلی ممنون
‫که امروز اومدین

739
00:45:25,890 --> 00:45:27,474
‫و داستانتون رو با ما شریک شدین.

740
00:45:27,475 --> 00:45:29,602
‫من کلاس رو در جریان
‫مصاحبه های اخیرتون گذاشتم.

741
00:45:40,613 --> 00:45:41,614
‫باشه.

742
00:45:45,452 --> 00:45:48,246
‫خب، راستش اینه که...

743
00:45:53,626 --> 00:45:56,629
‫میخوام یه کم برگردم عقب،
‫از اول شروع کنم.

744
00:45:59,382 --> 00:46:01,592
‫من نه سالم بود.

745
00:46:01,593 --> 00:46:04,429
‫یه خانواده مسیحی ما رو پناه داد.

746
00:46:06,389 --> 00:46:10,226
‫من و داداشم و مامانمون.

747
00:46:12,020 --> 00:46:13,646
‫خونه مون...

748
00:46:15,064 --> 00:46:17,567
‫توی یه کمد کوچیک بود.

749
00:46:18,443 --> 00:46:20,987
‫سالها اینطوری زندگی کردیم.

750
00:46:24,491 --> 00:46:29,412
‫دنیا رو میدیدم
‫از لای شکافای در.

751
00:46:31,247 --> 00:46:33,749
‫زندگی اون طرف بود.

752
00:46:33,750 --> 00:46:38,588
‫برای من همه چی همیشه
‫اون طرفِ اون در بود.

753
00:46:43,927 --> 00:46:46,638
‫خب، وقتی اومدم نیویورک،

754
00:46:48,181 --> 00:46:51,266
‫توی مترو سرم رو میکردم بالا

755
00:46:51,267 --> 00:46:56,813
‫و توری ها رو میدیدم
‫و آدما رو که بالای سرم راه میرفتن.

756
00:46:56,814 --> 00:47:00,902
‫اون موقع فکر میکردم،
‫همه اون آدما...

757
00:47:02,779 --> 00:47:04,531
‫اونا توی زندگی ان.

758
00:47:07,200 --> 00:47:08,493
‫توی زندگی.

759
00:47:11,371 --> 00:47:13,164
‫ولی من بیرون بودم.

760
00:47:18,336 --> 00:47:19,671
‫بعد یه روز...

761
00:47:22,215 --> 00:47:25,552
‫اون درِ کمد باز شد.

762
00:47:28,388 --> 00:47:29,931
‫سربازا بودن.

763
00:47:33,726 --> 00:47:35,895
‫مامانم...

764
00:47:38,856 --> 00:47:41,734
‫با تمام قدرتش بغلمون کرد.

765
00:47:44,529 --> 00:47:46,905
‫ولمون نمیکرد.

766
00:47:48,616 --> 00:47:49,741
‫اوه.

767
00:47:49,742 --> 00:47:52,911
‫اون... اون ول نمیکرد.

768
00:47:56,040 --> 00:47:59,294
‫هنوز دستش رو توی دستم حس میکنم.

769
00:48:17,895 --> 00:48:19,479
‫- خوب نبود.
‫- چی؟

770
00:48:19,480 --> 00:48:21,189
‫- به نظرم عالی بودی.
‫- آها.

771
00:48:21,190 --> 00:48:22,691
‫تو به خودت کم اعتبار میدی.

772
00:48:22,692 --> 00:48:23,776
‫باشه.

773
00:48:24,652 --> 00:48:26,404
‫آدما واقعا دوست دارن بهت گوش بدن.

774
00:48:27,322 --> 00:48:29,115
‫اوه، وقت داری
‫بیای با استادم حرف بزنی؟

775
00:48:29,907 --> 00:48:33,411
‫اوه، باید برم
‫یه آپارتمان دیگه با لیزا ببینم.

776
00:48:35,413 --> 00:48:37,914
‫خب، اگه ترجیح میدی با من بگردی،

777
00:48:37,915 --> 00:48:39,625
‫یه سفر خاص هم تو ذهنمه برامون.

778
00:48:39,626 --> 00:48:40,876
‫- سفر؟
‫- هوم.

779
00:48:40,877 --> 00:48:43,420
‫یکی از اونارو بده به من.

780
00:48:43,421 --> 00:48:46,256
‫میدونم گفتم سورپرایز دوست ندارم،
‫ولی میدونی چی؟

781
00:48:46,257 --> 00:48:48,342
‫کنجکاو شدم.

782
00:48:48,343 --> 00:48:51,053
‫اوم، آپارتمان رو یه وقت دیگه میبینم.

783
00:48:51,054 --> 00:48:52,555
‫باشه، بزن بریم.

784
00:48:53,556 --> 00:48:55,682
‫اوه، اشکال نداره
‫اول کیفم رو بذارم؟

785
00:48:55,683 --> 00:48:56,975
‫نزدیک خونه مه.

786
00:48:56,976 --> 00:48:59,061
‫اگه میخوای منو ببری
‫اتاق خوابگاهت،

787
00:48:59,062 --> 00:49:00,688
‫به خدا قسم...

788
00:49:06,277 --> 00:49:07,403
‫باشه.

789
00:49:08,655 --> 00:49:09,988
‫خوابگاه نیست.

790
00:49:09,989 --> 00:49:11,783
‫وای.

791
00:49:12,283 --> 00:49:14,951
‫آره، پدر و مادر مامانم اون موقع
‫تقریبا مفت خریدنش.

792
00:49:14,952 --> 00:49:16,245
‫عکسها.

793
00:49:19,624 --> 00:49:20,958
‫اینارو ببین.

794
00:49:22,502 --> 00:49:26,838
‫نینا، نگفته بودی شعر مینویسی.

795
00:49:26,839 --> 00:49:29,549
‫اوم، مال کلاس هشتمه.
‫زیادی هیجان زده نشو.

796
00:49:29,550 --> 00:49:31,134
‫میشه قرضش بگیرم؟

797
00:49:31,135 --> 00:49:32,887
‫آره، حتما. میتونی نگهش داری.

798
00:49:34,138 --> 00:49:36,056
‫هنوزم شعر میگی؟

799
00:49:36,057 --> 00:49:37,891
‫اوم، نمیدونم.

800
00:49:37,892 --> 00:49:39,601
‫ولی چیزی که میدونم اینه
‫اون کتاب باعث شد

801
00:49:39,602 --> 00:49:41,395
‫یه بورسیه کامل برای مدرسه پاتنی بگیرم.

802
00:49:41,396 --> 00:49:44,107
‫- اون کجاست؟
‫- ورمونت.

803
00:49:45,066 --> 00:49:47,568
‫لازم داشتم از اینجا بزنم بیرون.

804
00:49:48,152 --> 00:49:49,695
‫اینقدر بد بود؟

805
00:49:49,696 --> 00:49:51,863
‫آره. بابا مامانم
‫همش با هم دعوا میکردن.

806
00:49:51,864 --> 00:49:53,741
‫چه جور بزرگ شدنی.

807
00:49:54,492 --> 00:49:55,492
‫اوم، آره.

808
00:49:55,493 --> 00:49:57,161
‫راستش دوران محبوبم نبود.

809
00:49:59,706 --> 00:50:01,082
‫صبر کن.

810
00:50:03,501 --> 00:50:05,877
‫یه چیزی رو یادت رفت بهم بگی؟

811
00:50:05,878 --> 00:50:07,546
‫نه خیلی.

812
00:50:07,547 --> 00:50:08,755
‫آماده ای؟

813
00:50:08,756 --> 00:50:10,340
‫این همه ازم بازجویی کردی

814
00:50:10,341 --> 00:50:13,593
‫بعد یادت رفت بگی
‫با راجر دیویس فامیل هستی؟

815
00:50:13,594 --> 00:50:16,638
‫من با راجر دیویس فامیلم.
‫و اوبرمونم رسید.

816
00:50:16,639 --> 00:50:17,723
‫راجر دیویس.

817
00:50:17,724 --> 00:50:20,267
‫اگه بسی زنده بود، همونجا سکته میکرد.

818
00:50:20,268 --> 00:50:22,018
‫- خونه س؟ اینجاست؟
‫- نه.

819
00:50:22,019 --> 00:50:24,563
‫اوم، خیلی خوشتیپ و باهوشه،

820
00:50:24,564 --> 00:50:27,232
‫و بسی میگفت
‫با یه یهودی ازدواج کرده.

821
00:50:27,233 --> 00:50:29,860
‫باید حدس میزدم.
‫خب من از کجا باید میدونستم؟

822
00:50:32,155 --> 00:50:34,281
‫میشه لطفا اینو ازم دربیارم؟

823
00:50:34,282 --> 00:50:35,949
‫دارم بالا میارم.

824
00:50:35,950 --> 00:50:37,452
‫هنوز نرسیدیم.

825
00:50:42,290 --> 00:50:44,332
‫میدونی، من... فکر کنم من بیشتر از تو

826
00:50:44,333 --> 00:50:46,669
‫طرفدار راجر دیویسم.

827
00:50:48,755 --> 00:50:50,882
‫نه، نه. من... بابام رو دوست دارم.

828
00:50:53,426 --> 00:50:54,761
‫فقط اوضاع عجیب شده.

829
00:50:57,013 --> 00:50:58,598
‫هیچوقت درباره مامانم حرف نمیزنه.

830
00:51:00,057 --> 00:51:02,769
‫مثلا اسمشو میارم،
‫فقط بلند میشه میره بیرون.

831
00:51:05,271 --> 00:51:06,606
‫انگار اون فقط...

832
00:51:08,107 --> 00:51:09,317
‫پوف، غیب شد.

833
00:51:09,901 --> 00:51:11,068
‫اوه عزیزم.

834
00:51:16,574 --> 00:51:18,284
‫اوه، همینجا سمت راست خوبه.

835
00:51:28,669 --> 00:51:30,755
‫- حالت خوبه؟
‫- اوه، خودم دارمش.

836
00:51:33,591 --> 00:51:34,592
‫اوه.

837
00:51:35,468 --> 00:51:37,260
‫خب، میتونین ماسکتون رو بردارین،

838
00:51:37,261 --> 00:51:38,304
‫- خانم.

839
00:51:51,150 --> 00:51:54,319
‫اوه خدایا. من... فکر میکردم
‫این فرق داشته باشه.

840
00:51:54,320 --> 00:51:57,490
‫من فقط... میخواستم
‫یه خوشی بهت بگذره.

841
00:52:01,786 --> 00:52:02,829
‫الینور؟

842
00:52:09,001 --> 00:52:11,295
‫دقیقا مثل همونه.

843
00:52:14,924 --> 00:52:16,425
‫اوه، مرسی.

844
00:52:17,051 --> 00:52:18,009
‫بریم یه دور بزنیم؟

845
00:52:18,010 --> 00:52:19,512
‫- آره.
‫- آره؟

846
00:52:31,357 --> 00:52:34,026
‫جز آسمون آبی

847
00:52:34,777 --> 00:52:37,405
‫چیزی نمیبینم

848
00:53:01,721 --> 00:53:04,264
‫این... این فوق العاده ست،
‫الینور.

849
00:53:04,265 --> 00:53:08,184
‫میتونم همین امروز
‫یه تاریخ و یه بخش تورات برات تعیین کنم.

850
00:53:08,185 --> 00:53:09,896
‫- اوم...
‫- اوه.

851
00:53:09,920 --> 00:53:11,920


852
00:53:15,818 --> 00:53:17,695
‫اوه. چهار هفته از امروز.

853
00:53:18,279 --> 00:53:19,654
‫وای. اینقدر زود؟

854
00:53:19,655 --> 00:53:21,448
‫باشه. حله.

855
00:53:21,449 --> 00:53:22,782
‫عالیه.

856
00:53:22,783 --> 00:53:28,288
‫اوم، که یعنی
‫بخش توراتت میشه...

857
00:53:28,289 --> 00:53:29,624
‫ببینیم...

858
00:53:30,291 --> 00:53:33,210
‫آها، داستان یعقوب
‫و عیسو.

859
00:53:33,878 --> 00:53:34,879
‫خب، اوم...

860
00:53:36,047 --> 00:53:37,797
‫میدونم با آموزه های

861
00:53:37,798 --> 00:53:40,967
‫تورات آشنایی داری،
‫ولی این کار رو با همه شاگردام میکنم،

862
00:53:40,968 --> 00:53:43,346
‫پس یه کم تحملم کن.

863
00:53:48,684 --> 00:53:51,979
‫داستان، اوم،
‫یعقوب و داداشش عیسو

864
00:53:52,730 --> 00:53:57,275
‫یه داستان پر از راز و رمزه،
‫یه داستان پر از شور و...

865
00:53:57,276 --> 00:53:59,235
‫خاخام، من دویست سالمه.

866
00:53:59,236 --> 00:54:00,904
‫فقط خلاصشو بگو.

867
00:54:00,905 --> 00:54:02,405
‫باشه، باشه.

868
00:54:02,406 --> 00:54:03,865
‫خب پس تو بهم بگو، الینور،

869
00:54:03,866 --> 00:54:05,575
‫چرا یعقوب برکتِ پدرش رو میخواد؟

870
00:54:05,576 --> 00:54:10,622
‫چون داداش بزرگه یعقوب
‫یه آدم بد و خودخواهه.

871
00:54:10,623 --> 00:54:12,625
‫آفرین، خوبه، خوبه.

872
00:54:13,793 --> 00:54:14,793
‫خب؟

873
00:54:14,794 --> 00:54:17,337
‫و اون لیاقت حق ارثش رو نداره،

874
00:54:17,338 --> 00:54:19,714
‫و یعقوب لیاقتش رو داره چون میدونه

875
00:54:19,715 --> 00:54:22,384
‫فرمان های خدا رو انجام میده.

876
00:54:22,385 --> 00:54:23,511
‫عالیه.

877
00:54:24,095 --> 00:54:26,972
‫ولی، اوم، اسحاق حاضر نمیشه بهش بده،

878
00:54:26,973 --> 00:54:29,683
‫پس یعقوب پدرش رو گول میزنه که فکر کنه

879
00:54:29,684 --> 00:54:32,686
‫اون همون داداشش عیسوعه
‫و خودش رو با پوست گوسفند میپوشونه...

880
00:54:32,687 --> 00:54:35,730
‫اوم، چون عیسو خیلی پشمالو بود

881
00:54:35,731 --> 00:54:37,482
‫و پدرش هم نابینا بود.

882
00:54:37,483 --> 00:54:38,650
‫آره.

883
00:54:38,651 --> 00:54:41,945
‫و بعد یعقوب،
‫با تقلید صدای داداشش، گفت،

884
00:54:41,946 --> 00:54:44,239
‫"پدر، برکتم رو بده."

885
00:54:44,240 --> 00:54:46,700
‫پس اسحاق، خب، میدونی،
‫دستش رو دراز میکنه،

886
00:54:46,701 --> 00:54:48,910
‫حس میکنه... دنبال پوست گوسفند میگرده،

887
00:54:48,911 --> 00:54:52,664
‫یعقوب رو با داداشش اشتباه میگیره
‫و برکت رو به یعقوب میده.

888
00:54:52,665 --> 00:54:53,749
‫همینجوری.

889
00:54:54,583 --> 00:54:58,545
‫پس یعقوب هویت داداشش رو میگیره،

890
00:54:58,546 --> 00:55:01,257
‫و هیچ عواقبی هم نداشت؟

891
00:55:02,675 --> 00:55:03,592
‫اوم...

892
00:55:05,094 --> 00:55:07,178
‫اوه. خب، اوم...

893
00:55:07,179 --> 00:55:10,683
‫غیر از اینکه شد
‫پدر بزرگِ محترم دینمون؟

894
00:55:15,688 --> 00:55:17,522
‫خب، اصلِ داستان، الینور،

895
00:55:17,523 --> 00:55:20,066
‫این... درباره فریب نیست.

896
00:55:20,067 --> 00:55:21,318
‫درباره حقیقته.

897
00:55:23,195 --> 00:55:26,865
‫ولی باشه، من... فکر کنم
‫توی یه شرایطی،

898
00:55:26,866 --> 00:55:28,408
‫فریب همیشه هم بد نیست.

899
00:55:28,409 --> 00:55:29,660
‫نه.

900
00:55:30,453 --> 00:55:31,953
‫اگه نیت پاک باشه.

901
00:55:31,954 --> 00:55:33,039
‫آره.

902
00:55:33,706 --> 00:55:35,624
‫اوه.

903
00:55:36,167 --> 00:55:37,752
‫اوه.

904
00:55:42,256 --> 00:55:43,548
‫معلومه که هنوز تموم نشده.

905
00:55:43,549 --> 00:55:46,509
‫میدونی،
‫هنوز اون بت میتصوا رو داریم، اوم...

906
00:55:46,510 --> 00:55:47,803
‫آره، خوبه.

907
00:55:48,679 --> 00:55:49,679
‫جدی میگی؟

908
00:55:49,680 --> 00:55:51,765
‫آره، این... فکر شده ست.

909
00:55:51,766 --> 00:55:52,850
‫این، اوم...

910
00:55:53,601 --> 00:55:54,727
‫شخصیه.

911
00:55:55,561 --> 00:55:57,813
‫این... تاثیرگذاره.

912
00:56:00,524 --> 00:56:02,359
‫مفیده. یعنی...

913
00:56:05,279 --> 00:56:07,656
‫میدونی، دوست دارم
‫با هردوتون شام بخورم.

914
00:56:09,075 --> 00:56:10,492
‫"هردوتون"؟

915
00:56:10,493 --> 00:56:12,494
‫من؟ یعنی ما دوتا؟ من و شما؟

916
00:56:12,495 --> 00:56:13,828
‫-آره.
‫- اوه!

917
00:56:13,829 --> 00:56:15,789
‫یهو از ناکجا آباد گفت
‫مقاله الینورم رو بخونه.

918
00:56:15,790 --> 00:56:17,832
‫بعد خوندش و خوشش اومد.

919
00:56:17,833 --> 00:56:19,959
‫خب، تعجبی نداره.

920
00:56:19,960 --> 00:56:22,962
‫شعرات خیلی تاثیرگذارن.
‫داشتم میخوندمشون.

921
00:56:22,963 --> 00:56:24,048
‫جدی؟

922
00:56:25,674 --> 00:56:27,801
‫این ایده برای مراسم چطوره؟

923
00:56:27,802 --> 00:56:29,636
‫من... لازم نیست لباس بپوشم.

924
00:56:29,637 --> 00:56:31,179
‫تو هم لازم نیست.

925
00:56:31,180 --> 00:56:32,847
‫صبر کن. چی؟ من؟!

926
00:56:32,848 --> 00:56:34,099
‫ببخشید.

927
00:56:34,100 --> 00:56:36,267
‫اوم، رختکناتون کجاست؟

928
00:56:36,268 --> 00:56:39,980
‫یک، دو، سه!

929
00:56:43,776 --> 00:56:45,652
‫- فوق العاده شدی، الینور.
‫- اوه نگاه کن!

930
00:56:45,653 --> 00:56:46,611
‫- به خودت نگاه کن...
‫- اوه.

931
00:56:46,612 --> 00:56:47,821
‫- ...مثل یه دختر بت میتصوا واقعی.
‫- اوه.

932
00:56:47,822 --> 00:56:49,572
‫هر دوتاشو میخرم. مهمون من.

933
00:56:49,573 --> 00:56:51,116
‫نه، نه، نمیتونم بذارم این کارو کنی.

934
00:56:51,117 --> 00:56:53,076
‫خب، این بت میتصوای منه،

935
00:56:53,077 --> 00:56:55,788
‫و هر غلطی دلم بخواد میکنم.

936
00:56:56,372 --> 00:56:58,498
‫خیلی خوب شدی.

937
00:56:58,499 --> 00:56:59,999
‫- خب تو هم عالی شدی.
‫- حالت خوبه؟

938
00:57:00,000 --> 00:57:02,502
‫عالیه. عاشق این کت و شلوارم.

939
00:57:03,712 --> 00:57:05,296
‫- هردومون خیلی خوب شدیم.
‫- مثل دوقلوها شدیم.

940
00:57:05,297 --> 00:57:06,589
‫میدونم. هیچکس نمیتونه

941
00:57:06,590 --> 00:57:07,841
‫- تشخیص بده کدوممون کدومیم.
‫- میدونم.

942
00:57:19,353 --> 00:57:21,313
‫مامان. مامان؟

943
00:57:22,273 --> 00:57:24,440
‫- اینجا چیکار میکنی؟
‫- اوه. چی شده، لیزا؟

944
00:57:24,441 --> 00:57:25,733
‫نمیتونی در بزنی؟

945
00:57:25,734 --> 00:57:28,194
‫انگار داشتی اینجا
‫یه حیونو خفه میکردی.

946
00:57:28,195 --> 00:57:30,196
‫چه خوب. خیلی ممنون.

947
00:57:30,197 --> 00:57:31,282
‫اون چیه؟

948
00:57:32,199 --> 00:57:33,659
‫هیچی. دارم دعا میکنم.

949
00:57:34,285 --> 00:57:35,577
‫برای چی؟

950
00:57:35,578 --> 00:57:37,996
‫برای بابا. دارم قدیش میخونم.

951
00:57:37,997 --> 00:57:41,541
‫امروز یازده ساله که مرده،
‫گفتم شاید...

952
00:57:41,542 --> 00:57:44,586
‫بابا آگوست مرده. الان مارچِ.

953
00:57:44,587 --> 00:57:45,795
‫مگه؟

954
00:57:45,796 --> 00:57:47,589
‫مامان، حالت خوبه؟

955
00:57:47,590 --> 00:57:50,216
‫خوبم. فقط یه کم گیجم.

956
00:57:50,217 --> 00:57:51,718
‫من نگرانتم.

957
00:57:51,719 --> 00:57:54,053
‫من نمیخوام برم خونه سالمندا.

958
00:57:54,054 --> 00:57:56,014
‫مامان، من نصف وقتا نمیدونم
‫تو کجایی اصلا.

959
00:57:56,015 --> 00:57:58,474
‫جواب گوشی رو نمیدی.
‫اصلا کجا میری؟

960
00:57:58,475 --> 00:57:59,934
‫خوبم.

961
00:57:59,935 --> 00:58:01,145
‫هایلایت؟

962
00:58:01,729 --> 00:58:03,021
‫آره. اوه آره، یه کم.

963
00:58:03,022 --> 00:58:04,981
‫- قشنگ شده.
‫- اوه.

964
00:58:04,982 --> 00:58:07,400
‫فقط ابروها دیگه با هم جور نیستن.

965
00:58:07,401 --> 00:58:09,528
‫بهش گفتم.

966
00:58:14,575 --> 00:58:16,326
‫اوه خدایا.

967
00:58:20,831 --> 00:58:22,040
‫اوه. مرسی.

968
00:58:27,213 --> 00:58:28,463
‫اوه. مرسی.

969
00:58:28,464 --> 00:58:30,131
‫آها، به نیکرباکر خوش اومدین.

970
00:58:30,132 --> 00:58:31,925
‫میزِ راجر دیویس.

971
00:58:31,926 --> 00:58:33,677
‫- از این طرف.
‫- مرسی.

972
00:58:34,178 --> 00:58:35,011
‫اوه.

973
00:58:35,012 --> 00:58:38,056
‫- اوه هی.
‫- هی، چطوری؟

974
00:58:38,057 --> 00:58:41,559
‫خوبم. خوشحالم میبینمت. اوه.

975
00:58:41,560 --> 00:58:43,853
‫الینور. من راجرم.

976
00:58:43,854 --> 00:58:45,939
‫میدونم کی هستی.

977
00:58:45,940 --> 00:58:47,107
‫بفرمایین.

978
00:58:48,734 --> 00:58:50,401
‫وای. خیلی خوب شدی.

979
00:58:50,402 --> 00:58:51,945
‫باشه، مستقیم میرم سر اصل مطلب.

980
00:58:51,946 --> 00:58:53,071
‫خیلی هیجان دارم، باشه؟

981
00:58:53,072 --> 00:58:55,114
‫من... داستانت رو به تهیه کننده ام نشون دادم،

982
00:58:55,115 --> 00:58:58,409
‫و اوم، فکر کنم میتونه
‫یه آیتم خیلی خوب برای پخش

983
00:58:58,410 --> 00:59:00,162
‫برای The Fabric of New York. باشه.

984
00:59:00,871 --> 00:59:01,996
‫یعنی، این یه... این یه داستانه

985
00:59:01,997 --> 00:59:04,290
‫از... از مقاومت
‫روحِ انسان.

986
00:59:04,291 --> 00:59:05,708
‫الهام بخشه.

987
00:59:05,709 --> 00:59:07,418
‫یه گزارش آدم پسند درباره خودته.

988
00:59:07,419 --> 00:59:09,295
‫- من؟
‫- آره.

989
00:59:09,296 --> 00:59:10,421
‫اوه نه، نه، نه، نه، من...

990
00:59:10,422 --> 00:59:12,632
‫ببین، هر روز که نیست
‫یه بازمانده هولوکاست ببینی

991
00:59:12,633 --> 00:59:15,552
‫که حس کنه لازمه
‫ایمانش رو دوباره محکم کنه.

992
00:59:16,303 --> 00:59:19,389
‫اوه، من... من خیلی آدم جالبی نیستم.

993
00:59:19,390 --> 00:59:21,391
‫نه، تو بیشتر از جالبی، الینور.

994
00:59:21,392 --> 00:59:23,310
‫تو... تو مهمی.

995
00:59:25,312 --> 00:59:27,356
‫داستان تو. داستان داداشت.

996
00:59:28,190 --> 00:59:29,983
‫میدونی، من فکر میکنم، اوم...

997
00:59:29,984 --> 00:59:31,777
‫فکر میکنم آدما باید تو رو بشناسن.

998
00:59:32,736 --> 00:59:33,946
‫این کار...

999
00:59:35,155 --> 00:59:37,282
‫خیلی تاثیرگذاره، نین.

1000
00:59:37,283 --> 00:59:39,409
‫مقاله ام رو اینقدر دوست داشتی؟

1001
00:59:39,410 --> 00:59:40,827
‫عاشقش شدم.

1002
00:59:40,828 --> 00:59:43,079
‫-وای.
‫- نه، تو عالی ای.

1003
00:59:43,080 --> 00:59:46,083
‫اگه بخوای... اگه واقعا بخوای،
‫میتونی انجامش بدی.

1004
00:59:48,168 --> 00:59:52,046
‫چقدر از حرفایی که بهت زدم
‫آخرش توش استفاده کردی؟

1005
00:59:52,047 --> 00:59:53,799
‫امشب برات میفرستمش.

1006
00:59:55,217 --> 00:59:58,012
‫اوه خدای من. بابا، این خیلی خفنه.

1007
00:59:58,929 --> 00:59:59,929
‫شراب؟

1008
00:59:59,930 --> 01:00:01,015
‫آره.

1009
01:00:02,016 --> 01:00:05,644
‫خب. پس بیاین یه سلامتی بگیریم.

1010
01:00:07,479 --> 01:00:09,356
‫- به سلامتی الینور.
‫- به سلامتی الینور.

1011
01:00:15,946 --> 01:00:19,449
‫"وقتی بازمانده هولوکاست باشی

1012
01:00:19,450 --> 01:00:21,409
‫"و برگردی عقب،

1013
01:00:21,410 --> 01:00:23,369
‫"چیزی که بهش برمیگردی

1014
01:00:23,370 --> 01:00:26,874
‫"تاریکترین نقطه تاریخ بشره.

1015
01:00:27,833 --> 01:00:32,171
‫"'هشتاد سال،'
‫الینور مورگنشتاین شروع میکنه،

1016
01:00:32,963 --> 01:00:34,672
‫"'و من هنوز همونجام.'"

1017
01:00:36,050 --> 01:00:37,634
‫اوه خدای من.

1018
01:00:39,595 --> 01:00:40,846
‫من چی...

1019
01:00:41,472 --> 01:00:42,306
‫اوه.

1020
01:01:03,619 --> 01:01:05,454
‫مامان، بیگل.

1021
01:01:08,624 --> 01:01:10,666
‫اوه. چه خبره؟

1022
01:01:10,667 --> 01:01:13,378
‫یه کار دارم توی JCC.

1023
01:01:13,379 --> 01:01:14,754
‫با این سر و وضع؟

1024
01:01:14,755 --> 01:01:17,840
‫خب، چند تا شنبه دیگه برام مونده؟

1025
01:01:17,841 --> 01:01:19,176
‫چرا خوشتیپ نباشم؟

1026
01:01:19,885 --> 01:01:21,177
‫خب، هستی.

1027
01:01:21,178 --> 01:01:22,720
‫مرسی.

1028
01:01:22,721 --> 01:01:26,724
‫و مرسی، مکسی،
‫که گذاشتی تختت رو بدزدم.

1029
01:01:26,725 --> 01:01:28,477
‫اوه، آره، مشکلی نیست. اوم...

1030
01:01:29,478 --> 01:01:30,603
‫راستی من میخوام برم توپ بازی

1031
01:01:30,604 --> 01:01:32,606
‫با چند تا دوست، اگه خواستی
‫می‌تونیم تاکسی رو نصف کنیم.

1032
01:01:33,190 --> 01:01:34,690
‫اوه نه، اشکالی نداره.

1033
01:01:34,691 --> 01:01:36,150
‫من... پیاده میرم.

1034
01:01:36,151 --> 01:01:37,652
‫یعنی چی اشکالی نداره؟

1035
01:01:37,653 --> 01:01:40,238
‫یخ زده بیرون.
‫باید تاکسی رو نصف کنی.

1036
01:01:40,239 --> 01:01:41,698
‫آره، بزن بریم.

1037
01:01:43,575 --> 01:01:44,660
‫باشه.

1038
01:01:45,369 --> 01:01:46,703
‫ماچ.

1039
01:01:47,371 --> 01:01:48,287
‫فعلا مامان.

1040
01:01:48,288 --> 01:01:49,456
‫-فعلا.
‫- فعلا.

1041
01:01:50,374 --> 01:01:52,209
‫فعلا عزیزم.
‫دوست دارم.

1042
01:01:59,800 --> 01:02:01,551
‫بچه ها. زود باشین.

1043
01:02:01,552 --> 01:02:03,762
‫همه چی رو اون سمت چپ میبینین،
‫باشه؟

1044
01:02:04,721 --> 01:02:07,223
‫- با الینور در ارتباطی؟
‫- آره، آره. تو راهه.

1045
01:02:07,224 --> 01:02:09,225
‫- مهمونا کی میرسن؟
‫- الان پیگیری میکنم.

1046
01:02:09,226 --> 01:02:11,352
‫- وای. چه مهمونی؟
‫- سورپرایزه.

1047
01:02:11,353 --> 01:02:13,647
‫نه، نه، نه، بابا. الینور سورپرایز دوست نداره.

1048
01:02:14,606 --> 01:02:15,774
‫این یکی رو دوست داره.

1049
01:02:22,197 --> 01:02:24,365
‫میدونی، این مسخره ست.

1050
01:02:24,366 --> 01:02:26,826
‫این اتوبوسه یه عمره اینجاست.

1051
01:02:27,953 --> 01:02:30,163
‫- تکون نمیخوری.
‫- کاری از دستم برنمیاد.

1052
01:02:30,164 --> 01:02:32,081
‫اوه.

1053
01:02:32,082 --> 01:02:34,500
‫همینجا خوبه.

1054
01:02:34,501 --> 01:02:38,171
‫مکسی، من... یه کم بعد
‫خونه میبینمت، باشه؟

1055
01:02:38,172 --> 01:02:40,256
‫باشه. اوم، چیزی لازم نداری؟

1056
01:02:40,257 --> 01:02:42,508
‫نه، نه، خوبم. من خوبم عزیزم.

1057
01:02:42,509 --> 01:02:45,344
‫- باشه. دوست دارم.
‫- منم دوست دارم عزیزم.

1058
01:02:45,345 --> 01:02:47,139
‫- فعلا.
‫- فعلا.

1059
01:02:48,765 --> 01:02:50,934
‫اوم، آره، ایستگاه بعدی
‫103 و سومه، لطفا.

1060
01:02:52,394 --> 01:02:53,395
‫مرسی.

1061
01:03:03,280 --> 01:03:04,490
‫به مامان زنگ بزن.

1062
01:03:06,867 --> 01:03:10,286
‫خب، بوبه همین الان از تاکسی من پیاده شد،
‫و سوار یه تاکسی دیگه شد.

1063
01:03:10,287 --> 01:03:12,789
‫اوم، آقا، میشه اون تاکسی رو دنبال کنین؟

1064
01:03:16,585 --> 01:03:18,169
‫مرسی.

1065
01:03:18,170 --> 01:03:19,587
‫اومدی.

1066
01:03:19,588 --> 01:03:22,673
‫- هی.
‫- این کت و شلوار شلوارت رو دوست دارم.

1067
01:03:22,674 --> 01:03:25,259
‫- از کجا گرفتی؟
‫- از یه دوست قدیمی.

1068
01:03:25,260 --> 01:03:27,345
‫یعنی داری بهم میگی پیر؟

1069
01:03:27,346 --> 01:03:28,554
‫میخوای پالتو رو بگیرم؟

1070
01:03:28,555 --> 01:03:29,890
‫نه، نه، اشکالی نداره.

1071
01:03:31,099 --> 01:03:32,726
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

1072
01:03:33,894 --> 01:03:36,063
‫دهنم یه کم خشکه، ولی...

1073
01:03:36,188 --> 01:03:38,105
‫غیر از اون...

1074
01:03:38,106 --> 01:03:40,733
‫- اشکالی نداره. خودمون جمعش میکنیم.
‫- آره.

1075
01:03:43,237 --> 01:03:46,198
‫سلام به همه،
‫و اوم، خوش اومدین.

1076
01:03:47,449 --> 01:03:50,993
‫امروز اینجاییم
‫تا جشن بگیریم برای تعهد

1077
01:03:50,994 --> 01:03:54,914
‫و پایبندیِ زنی
‫که میخواد نقش خودش رو پس بگیره

1078
01:03:54,915 --> 01:03:57,793
‫به عنوان معلمِ سنت یهودی.

1079
01:03:58,835 --> 01:04:01,337
‫و برعکسِ بیشتر شاگردایی که من درس میدم،

1080
01:04:01,338 --> 01:04:04,507
‫واضحه که پدر و مادرش
‫مجبورش نکردن به این کار.

1081
01:04:07,803 --> 01:04:12,057
‫یه بخش قشنگِ روزایی مثل امروز
‫اینِ که با کی شریکش میشیم،

1082
01:04:12,849 --> 01:04:16,478
‫و میدونم اینجا
‫دوستای زیادی هستن، جدید و... و قدیمی،

1083
01:04:17,271 --> 01:04:19,480
‫که اومدن حمایت کنن از الینور.

1084
01:04:19,481 --> 01:04:23,150
‫اوم، و اوم،
‫میبینم چند نفر دیگه هم دارن میرسن

1085
01:04:23,151 --> 01:04:26,988
‫که خوب میدونن
‫رفاقت و ایمان چقدر مهمه

1086
01:04:26,989 --> 01:04:29,575
‫توی این روزای سخت.

1087
01:04:32,119 --> 01:04:34,954
‫خیلی خوشحالیم که اینجایین.

1088
01:04:34,955 --> 01:04:37,039
‫هی.

1089
01:04:37,040 --> 01:04:40,960
‫یکی از کارآموزا این مقاله رو درآورده
‫از یه روزنامه محلی تو فلوریدا.

1090
01:04:40,961 --> 01:04:42,211
‫"الینور مورگنشتاین،

1091
01:04:42,212 --> 01:04:44,548
‫"به دنیا اومده و بزرگ شده د موینِ آیووا"؟

1092
01:04:46,008 --> 01:04:48,134
‫خب، قبل از اینکه شروع کنیم،

1093
01:04:48,135 --> 01:04:52,014
‫میخوام خوش اومد بگم به
‫دوستِ الینور، نینا دیویس.

1094
01:05:10,574 --> 01:05:13,160
‫من الینور رو مثل بیشتر دوستام
‫نشناختم.

1095
01:05:14,202 --> 01:05:15,995
‫ما تو یه مدرسه نیستیم.

1096
01:05:15,996 --> 01:05:18,206
‫سلیقه مون تو موسیقی یکی نیست.

1097
01:05:19,583 --> 01:05:20,667
‫ما...

1098
01:05:26,673 --> 01:05:28,592
‫مامانم پارسال فوت کرد،

1099
01:05:29,676 --> 01:05:32,470
‫و من اونقدری جوونم که
‫خدا رو شکر خیلی آدم رو نمیشناسم

1100
01:05:32,471 --> 01:05:34,556
‫که پدر و مادرشون رو از دست داده باشن.

1101
01:05:35,307 --> 01:05:36,308
‫اوم...

1102
01:05:36,892 --> 01:05:39,894
‫ولی وقتی این اتفاق افتاد،
‫هیچکدوم از دوستام درکم نمیکردن،

1103
01:05:39,895 --> 01:05:43,690
‫یا دلسوزیم میکردن،
‫یا... یا من هلشون میدادم کنار.

1104
01:05:45,567 --> 01:05:48,612
‫اونقدر معذب بودن که اسمشو بیارن، و...

1105
01:05:50,155 --> 01:05:51,947
‫وقتی هم میاوردمش وسط،
‫فقط یه جورایی سر تکون میدادن

1106
01:05:51,948 --> 01:05:54,367
‫یا وانمود میکردن نشنیدن،

1107
01:05:54,368 --> 01:05:56,953
‫و انگار گفتگوهه همونجا میمرد.

1108
01:06:02,834 --> 01:06:05,420
‫اوم، بعدش تو رو دیدم.

1109
01:06:08,090 --> 01:06:10,717
‫و تو گوش دادی.

1110
01:06:12,594 --> 01:06:13,929
‫و فهمیدی.

1111
01:06:15,263 --> 01:06:18,600
‫و سعی نکردی بحث رو عوض کنی.

1112
01:06:20,769 --> 01:06:23,729
‫فقط باهام مثل یه آدم عادی حرف زدی،

1113
01:06:25,440 --> 01:06:27,149
‫یعنی کلی سرم داد زدی.

1114
01:06:30,696 --> 01:06:31,697
‫اوم...

1115
01:06:33,115 --> 01:06:34,658
‫و میخوام بابتش ازت تشکر کنم.

1116
01:06:36,660 --> 01:06:38,160
‫تو کمکم کردی.

1117
01:06:39,454 --> 01:06:40,539
‫واقعا.

1118
01:06:54,553 --> 01:06:56,762
‫و اوم،
‫حالا میخوام معرفی کنم

1119
01:06:56,763 --> 01:06:58,849
‫ورا مندrella رو.

1120
01:07:04,730 --> 01:07:08,941
‫باعث افتخاره که
‫توی بت میتصوای الینور صحبت میکنم.

1121
01:07:11,778 --> 01:07:17,576
‫ما بازمانده ها،
‫یه چیز تقریبا ناگفتنی رو با هم شریکیم.

1122
01:07:19,870 --> 01:07:22,873
‫من خیلی بهت افتخار میکنم، دوست من،

1123
01:07:23,623 --> 01:07:27,501
‫که داستان هولوکاستت رو

1124
01:07:27,502 --> 01:07:30,254
‫با ما توی JCC در میون گذاشتی.

1125
01:07:30,255 --> 01:07:31,506
‫مامان؟

1126
01:07:34,509 --> 01:07:36,844
‫اینجا چه خبره؟ این چیه؟

1127
01:07:36,845 --> 01:07:39,388
‫چی؟ مامان... مامان؟

1128
01:07:39,389 --> 01:07:40,891
‫ببخشید؟

1129
01:07:43,560 --> 01:07:47,105
‫مامان، به اینا گفتی
‫بازمانده هولوکاستی؟

1130
01:07:49,232 --> 01:07:50,399
‫ببین، من... واقعا متاسفم.

1131
01:07:50,400 --> 01:07:52,985
‫مامان من سال 1953 یهودی شد

1132
01:07:52,986 --> 01:07:54,361
‫وقتی با بابام ازدواج کرد.

1133
01:07:54,362 --> 01:07:56,906
‫اون بازمانده هولوکاست نیست.

1134
01:07:56,907 --> 01:07:59,201
‫اون اهل میدوستِ. مامان، این چیه؟

1135
01:08:05,207 --> 01:08:06,666
‫مامان؟

1136
01:08:14,299 --> 01:08:15,425
‫اوه، نینا.

1137
01:08:23,475 --> 01:08:24,684
‫نینا.

1138
01:08:25,685 --> 01:08:28,521
‫نینا، لطفا حرفمو گوش کن.

1139
01:08:30,065 --> 01:08:31,148
‫- حالت خوبه؟
‫- من اونجا بودم

1140
01:08:31,149 --> 01:08:33,192
‫برای گروه آواز برادوی، و...

1141
01:08:33,193 --> 01:08:34,652
‫و دنبال ورا رفتم.

1142
01:08:34,653 --> 01:08:36,195
‫- من نمیخواستم...
‫- واقعا نمیخوام بشنوم.

1143
01:08:36,196 --> 01:08:39,616
‫اوه، من خیلی تنها بودم،
‫و یه دوست لازم داشتم.

1144
01:08:40,408 --> 01:08:43,786
‫و تو یه دوست فوق العاده بودی. واقعا بودی.

1145
01:08:43,787 --> 01:08:45,454
‫- ولی تو نبودیا.
‫- نینا.

1146
01:08:45,455 --> 01:08:46,580
‫نه، نبودم.

1147
01:08:46,581 --> 01:08:48,500
‫بیا بریم خونه. ماشین اومده.

1148
01:08:50,502 --> 01:08:51,836
‫پس هر چی درباره اش بهم گفتی،

1149
01:08:51,837 --> 01:08:53,588
‫هر چی گفتی، دروغ بود.

1150
01:08:54,714 --> 01:08:58,008
‫کی همچین دروغی میگه؟
‫دیونه ای؟

1151
01:08:58,009 --> 01:08:59,677
‫شاید هستم. نمیدونم.

1152
01:08:59,678 --> 01:09:01,595
‫من این همه وقت

1153
01:09:01,596 --> 01:09:04,099
‫با تو گذروندم.
‫این همه حرفای صادقانه زدیم.

1154
01:09:04,891 --> 01:09:06,350
‫من دلم رو برات خالی کردم.

1155
01:09:06,351 --> 01:09:08,353
‫دروغ نبود.

1156
01:09:10,814 --> 01:09:11,940
‫الینور، لطفا.

1157
01:09:13,066 --> 01:09:16,360
‫دروغ نبود! فقط داستانِ من نبود!

1158
01:09:16,361 --> 01:09:18,112
‫- مامان، مامان، مامان، مامان.
‫- نینا!

1159
01:09:18,113 --> 01:09:19,280
‫- ولشون کن.
‫- نینا!

1160
01:09:19,281 --> 01:09:20,740
‫- مامان، ولشون کن.
‫- هی، هی.

1161
01:09:23,076 --> 01:09:25,494
‫اشکالی نداره، بوبه.
‫بیا. اشکالی نداره، مامان.

1162
01:09:25,495 --> 01:09:26,621
‫اشکالی نداره، بوبه.

1163
01:09:27,414 --> 01:09:28,748
‫دوستت داریم. اشکالی نداره.

1164
01:09:30,417 --> 01:09:31,918
‫بیا مامان، بشینیم.

1165
01:09:32,586 --> 01:09:33,670
‫خوبی.

1166
01:09:34,170 --> 01:09:35,171
‫بیا.

1167
01:10:01,281 --> 01:10:02,282
‫آره؟

1168
01:10:07,996 --> 01:10:08,997
‫حالت خوبه؟

1169
01:10:15,211 --> 01:10:16,796
‫حس میکنم چه احمقی ام.

1170
01:10:19,507 --> 01:10:20,591
‫خب میدونی، یه...

1171
01:10:20,592 --> 01:10:22,134
‫نگو اینجا یه درس هست.

1172
01:10:22,135 --> 01:10:24,054
‫خب...

1173
01:10:24,763 --> 01:10:25,889
‫خب هست.

1174
01:10:27,599 --> 01:10:28,600
‫یعنی...

1175
01:10:30,977 --> 01:10:32,979
‫اوم...

1176
01:10:35,023 --> 01:10:36,941
‫تو همیشه تو آدما خوبی رو میبینی.

1177
01:10:36,942 --> 01:10:38,026
‫اوم...

1178
01:10:38,568 --> 01:10:41,363
‫از بچگی همینطور بودی، و...

1179
01:10:42,864 --> 01:10:44,324
‫این میتونه خیلی قشنگ باشه.

1180
01:10:45,492 --> 01:10:47,827
‫ولی همه اون کسی نیستن که میگن هستن.

1181
01:10:50,914 --> 01:10:53,708
‫الان بزرگتری، و میفهمی که...

1182
01:10:55,085 --> 01:10:57,212
‫آدما از این جور اعتماد
‫سوءاستفاده میکنن.

1183
01:11:01,049 --> 01:11:02,968
‫بدم میاد ببینم اینطوری اذیت میشی.

1184
01:11:05,470 --> 01:11:06,805
‫آره.

1185
01:11:16,147 --> 01:11:17,898
‫چیزی میخوای بخوری؟
‫دارم غذا سفارش میدم.

1186
01:11:17,899 --> 01:11:19,317
‫نه، خوبم.

1187
01:11:20,777 --> 01:11:22,237
‫میشه در اتاقم رو ببندی لطفا؟

1188
01:11:24,114 --> 01:11:25,115
‫آره.

1189
01:12:27,886 --> 01:12:29,763
‫واقعیت ها پایهٔ حقیقته،

1190
01:12:30,555 --> 01:12:31,847
‫و توی این دوره زمونه،

1191
01:12:31,848 --> 01:12:34,892
‫ما مدام بمبارون میشیم
‫با اطلاعات غلط.

1192
01:12:34,893 --> 01:12:36,727
‫وظیفه ما به عنوان روزنامه نگار

1193
01:12:36,728 --> 01:12:39,980
‫اینه که به خواننده یاد بدیم
‫حقیقت رو از واقعیت تشخیص بده.

1194
01:14:10,113 --> 01:14:11,113
‫مرسی.

1195
01:14:11,114 --> 01:14:13,073
‫هی، حالت خوبه؟

1196
01:14:13,074 --> 01:14:14,534
‫من کیم؟

1197
01:14:15,535 --> 01:14:17,287
‫من دیگه کیم؟

1198
01:14:18,288 --> 01:14:19,706
‫تو مامان منی.

1199
01:14:21,291 --> 01:14:23,126
‫و همیشه هم میمونی.

1200
01:14:26,254 --> 01:14:27,839
‫میدونی که من...

1201
01:14:29,007 --> 01:14:32,427
‫دوستت دارم، هر چی هم بشه.

1202
01:14:33,720 --> 01:14:36,096
‫میخوای منو بذاری خونه سالمندا، نه؟

1203
01:14:36,097 --> 01:14:37,097
‫این که خونه نیست.

1204
01:14:37,098 --> 01:14:39,308
‫یه جاییه که میدونم اونجا در امانی.

1205
01:14:39,309 --> 01:14:40,685
‫از چی در امان؟

1206
01:14:41,519 --> 01:14:43,437
‫از چی در امان، لیزا؟

1207
01:14:43,438 --> 01:14:45,689
‫من نمی... نمیخوام بجنگم.
‫تو از جنگیدن خسته نشدی؟

1208
01:14:45,690 --> 01:14:47,816
‫من عاشق جنگیدنم. میخوام بجنگم.

1209
01:14:47,817 --> 01:14:49,735
‫بذار ادامه بدم بجنگم.

1210
01:14:49,736 --> 01:14:51,529
‫مامان، بذار کمکت کنم.

1211
01:14:52,447 --> 01:14:53,656
‫این خوبه.

1212
01:14:56,659 --> 01:14:59,411
‫چرا دیگه بیرون نمیری، لیزا؟

1213
01:14:59,412 --> 01:15:02,080
‫نه. اون تموم شد.

1214
01:15:02,081 --> 01:15:03,374
‫چرا تموم شد؟

1215
01:15:04,292 --> 01:15:07,544
‫یه عکس از خودت رو نگاه میکنی
‫که ده سال پیش گرفته شده،

1216
01:15:07,545 --> 01:15:08,922
‫اونجا چطوری به نظر میای؟

1217
01:15:09,631 --> 01:15:11,216
‫فوق العاده.

1218
01:15:11,716 --> 01:15:14,801
‫ولی همون موقع که اون عکس رو گرفتن
‫تو چی فکر میکردی؟

1219
01:15:14,802 --> 01:15:17,930
‫اینکه من... من خیلی داغونم.

1220
01:15:17,931 --> 01:15:19,681
‫و افتضاح.

1221
01:15:23,478 --> 01:15:27,315
‫اونهمه وقت رو هدر دادی
‫با این فکر که زشت به نظر میای

1222
01:15:28,316 --> 01:15:30,818
‫در حالی که خوشگل بودی.

1223
01:15:32,528 --> 01:15:35,865
‫مامان، چرا... چرا زودتر
‫این رو بهم نگفتی؟

1224
01:15:36,491 --> 01:15:37,951
‫نمیدونم.

1225
01:15:39,911 --> 01:15:40,995
‫باید میگفتم.

1226
01:15:45,333 --> 01:15:46,416
‫نه، نه، نه، نه.

1227
01:15:46,417 --> 01:15:48,293
‫بعدش کات میزنیم به فیلم بت میتزوا.

1228
01:15:48,294 --> 01:15:49,670
‫خب، هرجوری که هست، لازم داریمش

1229
01:15:49,671 --> 01:15:51,672
‫- آماده باشه برای ساعت ۸:۰۰.
‫- چی داری میگی؟

1230
01:15:51,673 --> 01:15:53,131
‫پیتر، بعدا بهت زنگ میزنم.

1231
01:15:53,132 --> 01:15:54,675
‫- باشه.
‫- بابا، چی شده؟

1232
01:15:54,676 --> 01:15:56,635
‫- آره، میخواستم باهات حرف بزنم.
‫- آره، درباره چی؟

1233
01:15:56,636 --> 01:15:58,595
‫خب، هنوز یه داستانی اینجا هست
‫که ارزش پرداختن داره.

1234
01:15:58,596 --> 01:16:01,432
‫چی؟ نه، نه، همچین چیزی نیست.

1235
01:16:02,058 --> 01:16:03,642
‫اتفاقا نینا، چرا، هست.

1236
01:16:03,643 --> 01:16:05,269
‫بابا، چه غلطی داری میکنی؟

1237
01:16:05,270 --> 01:16:07,062
‫جدی میگی؟ چطور تونستی این کارو بکنی؟

1238
01:16:07,063 --> 01:16:08,272
‫این خیلی آبروریزیه.

1239
01:16:08,273 --> 01:16:09,606
‫هم برای من هم برای الینور!

1240
01:16:09,607 --> 01:16:10,983
‫میشه آروم باشی؟
‫بذار توضیح بدم...

1241
01:16:10,984 --> 01:16:12,776
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫هیچی برای توضیح دادن نیست.

1242
01:16:12,777 --> 01:16:16,071
‫هیچی برای توضیح دادن نیست، چون تنها چیزی
‫که برات مهمه داستان خودته،

1243
01:16:16,072 --> 01:16:18,699
‫حتی اگه به قیمت نابود کردن زندگی مردم تموم بشه.

1244
01:16:18,700 --> 01:16:20,742
‫خدایا، تو چقدر بی رحمی.
‫چطور تونستی این کارو با من بکنی؟

1245
01:16:20,743 --> 01:16:22,661
‫میشه یه ثانیه وایسی
‫و بهم گوش بدی، لطفا؟

1246
01:16:22,662 --> 01:16:25,330
‫نه، نه! تو هیچ حقی نداری
‫به من بگی چیکار کنم.

1247
01:16:25,331 --> 01:16:27,083
‫تو هیچ حقی نداری هیچی بهم بگی.

1248
01:16:27,792 --> 01:16:30,043
‫من این همه مدت خیلی تنها بودم، خیلی تنها،

1249
01:16:30,044 --> 01:16:32,170
‫و تو انگار اصلا نمیفهمی اینو.

1250
01:16:32,171 --> 01:16:34,131
‫تنها دلیلی که
‫من این کلاس روزنامه نگاری رو گرفتم

1251
01:16:34,132 --> 01:16:37,677
‫یا کلا هر کاری کردم
‫این بود که تو باهام حرف بزنی!

1252
01:16:42,223 --> 01:16:45,642
‫الینور ۱۴ تا پیام برام گذاشته
‫که توضیح بده چرا دروغ گفت.

1253
01:16:45,643 --> 01:16:47,686
‫و میدونی چیه؟ اتفاقا
‫یه توضیح خیلی خوب هم داره.

1254
01:16:47,687 --> 01:16:49,521
‫آره، مطمئنم داره.

1255
01:16:49,522 --> 01:16:50,689
‫بابا.

1256
01:16:50,690 --> 01:16:52,441
‫حتی اگه نداشت، حتی اگه نداشت،

1257
01:16:52,442 --> 01:16:53,692
‫مهم نبود!

1258
01:16:53,693 --> 01:16:55,903
‫چون حداقلش این حس رو داشت
‫که به من بدهکاره.

1259
01:16:57,196 --> 01:17:00,324
‫وقتی تصادف مامان اتفاق افتاد، من تنها بودم.

1260
01:17:00,325 --> 01:17:02,868
‫تو کجا بودی؟ کجا بودی اصلا؟

1261
01:17:02,869 --> 01:17:04,662
‫چند ماهه کجا بودی؟

1262
01:17:13,129 --> 01:17:14,380
‫بابا، این کارو نکن.

1263
01:17:16,215 --> 01:17:18,009
‫- فقط یه ثانیه بهم وقت بده.
‫- اوه خدای من.

1264
01:17:19,927 --> 01:17:21,553
‫صبر کن. نینا!

1265
01:17:47,413 --> 01:17:50,707
‫سلام. اومدم الینور مورگنشتاین رو ببینم، 14N.

1266
01:17:50,708 --> 01:17:53,168
‫خانم مورگنشتاین چند روز پیش اسباب کشی کرد.

1267
01:17:53,169 --> 01:17:54,336
‫چی؟ کجا؟

1268
01:17:54,337 --> 01:17:57,005
‫- اه، ببخشید. نمیدونم.
‫- اوه خدای من.

1269
01:17:57,006 --> 01:17:59,384
‫میخواید برای دخترش
‫پیامی بذارید؟

1270
01:18:00,385 --> 01:18:02,219
‫امیدواریم اون موقع به ما ملحق بشید.
‫ممنون از همه.

1271
01:18:02,220 --> 01:18:03,678
‫حمایت تبلیغاتی

1272
01:18:03,679 --> 01:18:05,890
‫توسط Consumer Cellular انجام شده.

1273
01:18:07,266 --> 01:18:08,850
‫سلام، الینور.

1274
01:18:08,851 --> 01:18:11,561
‫همیشگی؟ یا این دفعه
‫خامه هم اضافه کنیم؟

1275
01:18:11,562 --> 01:18:13,897
‫داری لوسم میکنی.

1276
01:18:13,898 --> 01:18:18,360
‫دو اسکوپ وانیل میخوام
‫با سس شکلات داغ.

1277
01:18:18,361 --> 01:18:20,029
‫ممنون، دانته.

1278
01:18:24,117 --> 01:18:26,536
‫شما در حال تماشای Spectrum News، نیویورک ۱ هستید.

1279
01:18:27,203 --> 01:18:30,247
‫بعدش، یه گزارش
‫درباره یه بت میتزوا خیلی خاص.

1280
01:18:30,248 --> 01:18:32,083
‫این یکی رو از دست نمیدید.

1281
01:18:33,084 --> 01:18:36,378
‫The Fabric of New York
‫با راجر دیویس، بعدی شروع میشه.

1282
01:18:36,379 --> 01:18:39,674
‫الینور، منم. بهم زنگ بزن.
‫باید باهات حرف بزنم.

1283
01:18:43,386 --> 01:18:45,887
‫- نسخه نهایی آماده شد؟
‫- آره، اوکیه.

1284
01:18:45,888 --> 01:18:47,806
‫اوکی، عالیه. ممنون.

1285
01:18:47,807 --> 01:18:49,058
‫و ده ثانیه دیگه برمیگردیم.

1286
01:19:05,032 --> 01:19:07,701
‫و پنج، چهار،

1287
01:19:07,702 --> 01:19:09,202
‫سه، دو...

1288
01:19:09,203 --> 01:19:10,704
‫خوش برگشتید.

1289
01:19:10,705 --> 01:19:12,914
‫اگه تازه تو ساعت ۸:۰۰ به ما ملحق شدید،

1290
01:19:12,915 --> 01:19:16,710
‫من راجر دیویسم، و این برنامه
‫The Fabric of New York.

1291
01:19:21,382 --> 01:19:24,885
‫الینور مورگنشتاین
‫یه پیرزن ۹۴ ساله معمولی بود.

1292
01:19:24,886 --> 01:19:27,512
‫که تازه از فلوریدا
‫به نیویورک سیتی اومده بود،

1293
01:19:27,513 --> 01:19:31,391
‫یه خانواده دوست داشتنی داشت
‫و هر هفته میرفت کنیسه.

1294
01:19:31,392 --> 01:19:33,643
‫چند ماه پیش،
‫خانم مورگنشتاین رفت تو

1295
01:19:33,644 --> 01:19:35,687
‫یه گروه حمایتی بازمانده های هولوکاست

1296
01:19:35,688 --> 01:19:37,939
‫توی مرکز محلی جامعه یهودی محلش

1297
01:19:37,940 --> 01:19:40,985
‫و یه داستان تعریف کرد
‫که هرکی شنید تکون خورد.

1298
01:19:41,569 --> 01:19:43,153
‫وحشتناک بود.

1299
01:19:43,154 --> 01:19:44,779
‫واقعی و دردناک بود.

1300
01:19:44,780 --> 01:19:47,950
‫تنها مشکلش این بود که داستان خودش نبود.

1301
01:19:48,576 --> 01:19:51,119
‫الینور از هولوکاست جون سالم به در نبرده بود.

1302
01:19:51,120 --> 01:19:53,747
‫در واقع، تو د موین، آیووا به دنیا اومده بود
‫و همونجا بزرگ شده بود.

1303
01:19:53,748 --> 01:19:55,457
‫بعدا رفت نیویورک سیتی،

1304
01:19:55,458 --> 01:19:59,002
‫که اونجا، سال ۱۹۵۳ با بسی استرن آشنا شد

1305
01:19:59,003 --> 01:20:01,004
‫توی بخش تایپیستها.

1306
01:20:01,005 --> 01:20:05,050
‫بسی و الینور، ۷۰ سال رفیق صمیمی بودن،

1307
01:20:05,051 --> 01:20:07,385
‫و همه لحظه های مهم زندگی رو با هم گذروندن.

1308
01:20:07,386 --> 01:20:09,304
‫این دوتا از هم جدا نمیشدن

1309
01:20:09,305 --> 01:20:13,017
‫تا اینکه بسی دسامبرِ پارسال
‫از دنیا رفت.

1310
01:20:13,935 --> 01:20:16,937
‫داستانِ بازمانده بودنِ بسی بود

1311
01:20:16,938 --> 01:20:19,856
‫که الینور اون روز شوم تعریفش کرد.

1312
01:20:19,857 --> 01:20:23,193
‫دروغ الینور برای نزدیکاش شوک بزرگی بود.

1313
01:20:23,194 --> 01:20:27,322
‫حتی خانواده خودش هم نمیدونستن
‫چه زندگی دوتایی ای داشته.

1314
01:20:27,323 --> 01:20:32,203
‫که سوال رو پیش میاره،
‫چی الینور رو وادار کرد دروغ بگه؟

1315
01:20:32,828 --> 01:20:35,248
‫و با اینکه نمیتونم با قطعیت بگم،

1316
01:20:36,624 --> 01:20:37,875
‫فکر میکنم...

1317
01:20:39,627 --> 01:20:40,628
‫از غصه بود.

1318
01:20:45,216 --> 01:20:48,802
‫حالا، نه دارم دفاع میکنم نه توجیه

1319
01:20:48,803 --> 01:20:51,388
‫کارهای خانم مورگنشتاین رو.

1320
01:20:51,389 --> 01:20:55,684
‫من درک میکنم آدمی رو که
‫مرکز دنیای زندگیش رو از دست داده

1321
01:20:55,685 --> 01:20:59,772
‫و یهو میبینه وسط هوا معلق مونده.

1322
01:21:01,482 --> 01:21:04,735
‫تقریبا هشت ماه پیش،

1323
01:21:06,237 --> 01:21:08,823
‫من و دخترم مامانش رو از دست دادیم.

1324
01:21:10,157 --> 01:21:11,325
‫زنم رو.

1325
01:21:13,160 --> 01:21:14,453
‫جین دیویس.

1326
01:21:16,539 --> 01:21:20,293
‫و میتونم بهتون بگم غم
‫میتونه خودخواهت کنه،

1327
01:21:21,377 --> 01:21:24,005
‫میتونه کورت کنه...

1328
01:21:25,172 --> 01:21:26,757
‫نسبت به دردِ بقیه.

1329
01:21:28,426 --> 01:21:30,385
‫بعضیا از کوره در میرن.

1330
01:21:30,386 --> 01:21:32,263
‫بعضیا هم میرن تو خودشون.

1331
01:21:34,348 --> 01:21:36,142
‫تو این چند ماهی که زنم فوت کرده،

1332
01:21:36,892 --> 01:21:39,020
‫فقط یه بار اسمش رو آوردم.

1333
01:21:42,023 --> 01:21:43,316
‫و اونم همین الان بود.

1334
01:21:45,610 --> 01:21:48,279
‫از ترس.

1335
01:21:52,116 --> 01:21:53,701
‫میترسیدم

1336
01:21:55,244 --> 01:21:59,332
‫اعتراف کنم دلشکستگیِ خانواده مون رو.

1337
01:22:02,877 --> 01:22:04,003
‫ولی چرا؟

1338
01:22:06,881 --> 01:22:09,175
‫برای همین ما تو شبکه داریم عمیق میگردیم،

1339
01:22:09,884 --> 01:22:12,511
‫سوال میپرسیم
‫و میریم تهِ ماجرا.

1340
01:22:13,512 --> 01:22:17,974
‫چرا ما آدما، تو جامعه،
‫غم رو تو تاریکی دفن میکنیم

1341
01:22:17,975 --> 01:22:20,060
‫وقتی نتیجه اجتناب ناپذیرِ

1342
01:22:20,061 --> 01:22:22,188
‫اون عشقیه که همه مون رو به هم وصل میکنه؟

1343
01:22:24,106 --> 01:22:27,651
‫چرا دقیقا همون موقع که بیشتر از هر وقت

1344
01:22:27,652 --> 01:22:30,529
‫به ارتباط انسانی نیاز داریم، خودمون رو جدا میکنیم؟

1345
01:22:32,239 --> 01:22:36,910
‫وقتی برگردیم، شروع میکنیم
‫یه مجموعه عمیقِ یک هفته ای

1346
01:22:36,911 --> 01:22:39,705
‫درباره تابوهای سوگواری.

1347
01:22:40,956 --> 01:22:43,459
‫از گسست ذهنی تا معذب بودن،

1348
01:22:44,251 --> 01:22:49,924
‫برنامه ما نور میندازه
‫روی روانشناسیِ فقدان.

1349
01:22:53,260 --> 01:22:54,678
‫همراهمون بمونید.

1350
01:22:54,679 --> 01:22:55,970
‫و کات. تمومه.

1351
01:22:57,723 --> 01:22:59,558
‫دو دقیقه دیگه برمیگردیم.

1352
01:23:00,685 --> 01:23:02,436
‫- واقعا تاثیرگذار بود.
‫- ممنون.

1353
01:23:04,313 --> 01:23:06,148
‫- میشه یه دستی بکشم؟
‫- آره، مرسی.

1354
01:23:23,666 --> 01:23:24,667
‫الو؟

1355
01:23:28,212 --> 01:23:30,589
‫اه، نه، اون مامانمه. اینجا نیست.

1356
01:23:32,341 --> 01:23:33,509
‫فوت کرده.

1357
01:23:35,928 --> 01:23:37,012
‫ممنون.

1358
01:24:05,082 --> 01:24:06,833
‫ببخشید.

1359
01:24:15,676 --> 01:24:16,802
‫دوستت دارم.

1360
01:24:42,453 --> 01:24:43,912
‫اوه، سلام مامان.

1361
01:24:43,913 --> 01:24:45,622
‫هیس. داریم میخونیم.

1362
01:24:45,623 --> 01:24:46,832
‫اوه. هیس.

1363
01:24:48,000 --> 01:24:50,877
‫- چطوری؟
‫- خوبم. همه چی عالیه.

1364
01:24:50,878 --> 01:24:52,045
‫- جدی؟
‫- آره.

1365
01:24:52,046 --> 01:24:55,173
‫خب چه لطفی کردی. ممنون.

1366
01:24:55,174 --> 01:24:58,052
‫یه چیز دیگه هم برات دارم.

1367
01:24:58,761 --> 01:24:59,845
‫سلام، الینور.

1368
01:25:01,055 --> 01:25:02,722
‫اوه. اوه!

1369
01:25:04,350 --> 01:25:06,893
‫اوه. اوه.

1370
01:25:06,894 --> 01:25:09,896
‫اوه، من... فکر میکردم ازم بدش میاد.

1371
01:25:09,897 --> 01:25:11,439
‫اوه، من فکر میکردم تو ازم بدت میاد.

1372
01:25:11,440 --> 01:25:12,857
‫نه، هیچوقت.

1373
01:25:12,858 --> 01:25:14,651
‫اوه!

1374
01:25:14,652 --> 01:25:18,155
‫این همون نوه ایه
‫که ازش برات گفته بودم. اوه.

1375
01:25:21,116 --> 01:25:22,325
‫- دلم برات تنگ شده بود.
‫- اوه.

1376
01:25:22,326 --> 01:25:23,828
‫اوه، منم همینطور.

1377
01:25:24,912 --> 01:25:27,247
‫خب، خب، عاشق پیشه ها.

1378
01:25:27,248 --> 01:25:29,791
‫- بریم بیرون از اینجا، هان؟
‫- کجا داریم میریم؟

1379
01:25:29,792 --> 01:25:32,710
‫اوه. اه، میتونیم یه کم هوای تازه بخوریم.

1380
01:25:32,711 --> 01:25:34,254
‫مامان، ناهار میخوری؟

1381
01:25:34,255 --> 01:25:36,256
‫اوه، ما ساعت ۱۱:۰۰ ناهار میخوریم.

1382
01:25:36,257 --> 01:25:38,675
‫اوه. خیلی زوده.

1383
01:25:38,676 --> 01:25:40,593
‫ولی یه جایی هست که باید برم، البته.

1384
01:25:40,594 --> 01:25:41,929
‫ولی ساعت چنده؟

1385
01:25:42,596 --> 01:25:43,597
‫وقت داریم.

1386
01:25:53,816 --> 01:25:54,859
‫شاید هم نه.

1387
01:25:55,568 --> 01:25:56,610
‫خودمونه.

1388
01:26:07,454 --> 01:26:08,455
‫اوه، گه.

1389
01:26:23,721 --> 01:26:26,807
‫اسمش الیزابت استرن بود.

1390
01:26:28,684 --> 01:26:29,852
‫بسی.

1391
01:26:30,978 --> 01:26:34,982
‫۱۷ دسامبر ۱۹۲۹ به دنیا اومد.

1392
01:26:36,275 --> 01:26:40,195
‫با سیدنی استرن ۵۰ سال
‫ازدواج کرده بود،

1393
01:26:41,071 --> 01:26:43,240
‫و دو تا بچه داشتن،

1394
01:26:43,949 --> 01:26:45,784
‫استیون و ریچل.

1395
01:26:46,660 --> 01:26:49,371
‫و چهار تا نوه خوشگل.

1396
01:26:50,998 --> 01:26:52,832
‫بعد از اینکه سید مُرد،

1397
01:26:52,833 --> 01:26:56,378
‫یازده سال با هم زندگی کردیم.

1398
01:26:59,590 --> 01:27:03,009
‫و بعضی وقتا وقتی این همه مدت
‫با یه نفر زندگی میکنی،

1399
01:27:03,010 --> 01:27:05,721
‫یادت میره مرز تو کجاست و مرز اون کجا.

1400
01:27:06,889 --> 01:27:10,183
‫و من خیلی متاسفم،

1401
01:27:10,184 --> 01:27:13,562
‫خیلی متاسفم که به اعتمادت خیانت کردم.

1402
01:27:16,231 --> 01:27:19,943
‫من... من سعی کردم اون حفره رو پُر کنم
‫که اون از خودش جا گذاشته بود.

1403
01:27:19,944 --> 01:27:25,032
‫داستانش رو تعریف میکردم
‫انگار مال خودمه چون...

1404
01:27:28,994 --> 01:27:30,996
‫من... دلم براش تنگ شده.

1405
01:27:38,420 --> 01:27:41,756
‫و الان، من... باید تعریفش کنم
‫چون اون نمیتونه، اه...

1406
01:27:41,757 --> 01:27:43,258
‫ادامه بده.

1407
01:27:51,225 --> 01:27:53,143
‫بعد از اینکه گرفتنمون،

1408
01:27:54,520 --> 01:27:56,146
‫ما رو بردن آشویتس.

1409
01:27:58,273 --> 01:28:00,484
‫از هم جدا مون کردن.

1410
01:28:02,277 --> 01:28:03,945
‫مامانم رو بردن.

1411
01:28:03,946 --> 01:28:07,323
‫داداشم
‫خواست دنبالش بدوه،

1412
01:28:07,324 --> 01:28:09,909
‫ولی مجبور شدم نگهش دارم.

1413
01:28:09,910 --> 01:28:11,036
‫مجبور بودم.

1414
01:28:14,832 --> 01:28:18,084
‫ما زنده موندیم چون میتونستیم کار کنیم

1415
01:28:18,085 --> 01:28:20,045
‫توی کارخانه مهمات.

1416
01:28:24,341 --> 01:28:26,343
‫دستامون کوچیک بود.

1417
01:28:28,053 --> 01:28:30,764
‫و برای اون کار خوب بود.

1418
01:28:32,766 --> 01:28:33,891
‫هوم.

1419
01:28:33,892 --> 01:28:37,604
‫بعد یه روز، ما رو جابهجا کردن...

1420
01:28:39,189 --> 01:28:40,941
‫چپوندمون تو قطار.

1421
01:28:41,608 --> 01:28:43,943
‫خب، ما... ما نمیدونستیم
‫داریم کجا میریم.

1422
01:28:43,944 --> 01:28:45,821
‫چطوری تونستی فرار کنی؟

1423
01:28:46,822 --> 01:28:51,826
‫روی سقف قطارها،
‫سربازها با تفنگ وایساده بودن،

1424
01:28:51,827 --> 01:28:54,912
‫و به هرکی
‫از پنجره میپرید شلیک میکردن.

1425
01:28:54,913 --> 01:28:56,874
‫خدای من، کسی میپرید؟

1426
01:28:58,333 --> 01:28:59,501
‫من پریدم.

1427
01:29:01,211 --> 01:29:02,962
‫خب...

1428
01:29:02,963 --> 01:29:06,632
‫من این کارو نمیکردم،
‫ولی داداشم رو دیدم،

1429
01:29:06,633 --> 01:29:09,720
‫اون اول پرید، منم همون کارو کردم.

1430
01:29:11,221 --> 01:29:15,516
‫تو یه گودال برف افتادم،
‫و داشتم میدویدم.

1431
01:29:15,517 --> 01:29:17,352
‫میدویدم.

1432
01:29:18,729 --> 01:29:20,813
‫هی شلیک میکردن.

1433
01:29:20,814 --> 01:29:22,566
‫صدای گلوله ها رو میشنیدم.

1434
01:29:23,358 --> 01:29:24,609
‫اوه.

1435
01:29:24,610 --> 01:29:27,780
‫آخرش... آخرش افتادم تو جنگل.

1436
01:29:28,864 --> 01:29:32,158
‫نمناک بود، برف هم بود،
‫خیلی سردم بود،

1437
01:29:32,159 --> 01:29:35,036
‫ولی تکون نخوردم.

1438
01:29:35,037 --> 01:29:38,456
‫همونجا وایسادم، و من... منتظر موندم.

1439
01:29:38,457 --> 01:29:39,875
‫فقط منتظر موندم.

1440
01:29:42,711 --> 01:29:43,921
‫بعد وقتی که...

1441
01:29:44,671 --> 01:29:47,800
‫قطار رفت و همه چی ساکت شد،

1442
01:29:48,842 --> 01:29:50,385
‫اون موقع بلند شدم.

1443
01:29:52,346 --> 01:29:55,599
‫من... هنوز نمیفهمم.

1444
01:29:56,558 --> 01:29:58,601
‫داداشم، اون... اون پرید، یعنی،

1445
01:29:58,602 --> 01:30:01,062
‫چند ثانیه قبل از من،

1446
01:30:01,063 --> 01:30:03,816
‫ولی چند ساعت طول کشید تا پیداش کنم.

1447
01:30:05,526 --> 01:30:06,568
‫و...

1448
01:30:14,493 --> 01:30:15,701
‫وقتی...

1449
01:30:15,702 --> 01:30:17,121
‫وقتی من...

1450
01:30:19,706 --> 01:30:23,459
‫دیگه حتی نمیشد بشناسمش.

1451
01:30:26,171 --> 01:30:28,131
‫چهارده بار بهش شلیک کرده بودن.

1452
01:30:28,132 --> 01:30:29,423
‫شمردی؟

1453
01:30:29,424 --> 01:30:31,175
‫مجبور بودم!

1454
01:30:32,594 --> 01:30:34,221
‫باید میفهمیدم.

1455
01:30:43,480 --> 01:30:44,898
‫بغلش کردم،

1456
01:30:45,607 --> 01:30:47,818
‫گرفتمش تو بغلم...

1457
01:30:50,320 --> 01:30:52,948
‫و بردمش تو جنگل.

1458
01:30:54,783 --> 01:30:57,202
‫خاکش کردم اونجوری که...

1459
01:30:58,745 --> 01:31:02,666
‫اوه، اونجوری که بابا مامانم
‫دوست داشتن.

1460
01:31:12,259 --> 01:31:14,636
‫اینقدر از خودم پرسیدم،

1461
01:31:15,554 --> 01:31:16,805
‫«چرا؟

1462
01:31:18,974 --> 01:31:20,350
‫«چرا من زندم؟

1463
01:31:22,436 --> 01:31:23,562
‫«چرا اون مرده؟

1464
01:31:24,646 --> 01:31:27,191
‫«چرا داداشم مرده؟ مگه چی کار کرد؟

1465
01:31:29,902 --> 01:31:32,112
‫«چطور خدا میتونه وجود داشته باشه؟»

1466
01:31:33,780 --> 01:31:37,075
‫سالها طول کشید تا دوباره برگردم دعا کنم.

1467
01:31:38,702 --> 01:31:40,161
‫و...

1468
01:31:40,162 --> 01:31:44,123
‫فکر کنم دارم کم کم... میفهمم.

1469
01:31:44,124 --> 01:31:45,334
‫شاید...

1470
01:31:46,960 --> 01:31:48,962
‫شاید خدا منو نگه داشت...

1471
01:31:51,423 --> 01:31:54,009
‫که بتونم زندگیم رو با تو شریک بشم.

1472
01:32:08,941 --> 01:32:09,942
‫اوه.

1473
01:32:12,861 --> 01:32:15,821
‫فکر کنم، اوی...

1474
01:32:15,822 --> 01:32:17,199
‫من دیگه...

1475
01:32:19,493 --> 01:32:21,453
‫حرفی برام نمونده.

1476
01:32:22,537 --> 01:32:24,373
‫فکر میکنی بتونی بخوابی؟

1477
01:32:37,844 --> 01:32:39,137
‫دوستت دارم، ال.

1478
01:32:46,228 --> 01:32:47,437
‫بیا.

1479
01:33:17,426 --> 01:33:20,594
‫فکر کنم حقمونه فردا دیرتر بیدار شیم.

1480
01:33:20,595 --> 01:33:22,055
‫تو چی فکر میکنی؟

1481
01:33:23,265 --> 01:33:24,725
‫بس؟

1482
01:33:24,749 --> 01:33:35,749
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1483
01:33:50,125 --> 01:33:52,668
‫آسمون آبی

1484
01:33:52,669 --> 01:33:54,755
‫به روم میخنده

1485
01:33:56,548 --> 01:34:00,259
‫جز آسمون آبی هیچی نیست

1486
01:34:00,260 --> 01:34:02,346
‫که میبینم

1487
01:34:05,015 --> 01:34:07,600
‫پرنده های آبی

1488
01:34:07,601 --> 01:34:11,354
‫دارن آوازشون رو میخونن

1489
01:34:11,355 --> 01:34:15,067
‫جز پرنده های آبی هیچی نیست

1490
01:34:15,192 --> 01:34:17,736
‫تمام روز

1491
01:34:19,780 --> 01:34:23,449
‫هیچوقت ندیده بودم خورشید اینقدر روشن بتابه

1492
01:34:23,450 --> 01:34:27,119
‫هیچوقت ندیده بودم همه چی اینقدر رو به راه باشه

1493
01:34:27,120 --> 01:34:30,831
‫میبینم روزها چقدر تند میگذرن

1494
01:34:30,832 --> 01:34:34,543
‫وقتی عاشقی، وای که چطور پرواز میکنن

1495
01:34:34,544 --> 01:34:37,380
‫روزهای آبی

1496
01:34:37,381 --> 01:34:40,925
‫همشون رفتن

1497
01:34:40,926 --> 01:34:44,512
‫جز آسمون آبی هیچی نیست

1498
01:34:44,513 --> 01:34:47,181
‫از این به بعد

1499
01:35:18,880 --> 01:35:22,341
‫هیچوقت ندیده بودم خورشید اینقدر روشن بتابه

1500
01:35:22,342 --> 01:35:26,137
‫هیچوقت ندیده بودم همه چی اینقدر رو به راه باشه

1501
01:35:26,138 --> 01:35:29,765
‫میبینم روزها چقدر تند میگذرن

1502
01:35:29,766 --> 01:35:33,644
‫وقتی عاشقی، وای که چطور پرواز میکنن

1503
01:35:33,645 --> 01:35:36,355
‫روزهای آبی

1504
01:35:36,356 --> 01:35:38,442
‫همشون رفتن

1505
01:35:40,277 --> 01:35:43,613
‫جز آسمون آبی هیچی نیست

1506
01:35:43,738 --> 01:35:47,533
‫از این به بعد

1507
01:35:47,534 --> 01:35:52,663
‫جز آسمون آبی هیچی نیست

1508
01:35:52,664 --> 01:35:57,626
‫از این به بعد

