﻿1
00:01:40,420 --> 00:01:50,420
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:51,166 --> 00:01:52,416
‫به مامان نگاه نکن.

3
00:01:52,440 --> 00:01:56,440
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

4
00:02:03,625 --> 00:02:05,625
‫چقدر خوشمزه به نظر میاد.

5
00:02:07,625 --> 00:02:09,541
‫می‌تونی یه کلوچه شنی دیگه هم درست کنی؟

6
00:02:21,000 --> 00:02:22,083
‫سلام.

7
00:02:22,791 --> 00:02:26,416
‫-اشکالی نداره دخترم هم باهاتون بازی کنه؟
‫-البته که نه.

8
00:02:26,500 --> 00:02:29,083
‫-اسمت چیه؟
‫-مادلن.

9
00:02:30,416 --> 00:02:33,375
‫-مادلن می‌تونه باهات بازی کنه الیز؟
‫-نه.

10
00:02:35,208 --> 00:02:38,208
‫البته که می‌تونه. لوس نشو.
‫برو مادلن.

11
00:02:38,291 --> 00:02:39,333
‫برو عزیزم.

12
00:02:42,041 --> 00:02:45,000
‫ما قبلاً همدیگه رو دیدیم، نه؟

13
00:02:46,041 --> 00:02:50,500
‫-سال پیش. نزدیک دریاچه.
‫-‬نزدیک دریاچه.

14
00:02:50,583 --> 00:02:53,916
‫-کجا اقامت دارید؟
‫-تو یوخبرگ. یه آپارتمانه. شما چی؟

15
00:02:54,000 --> 00:02:58,000
‫همین نزدیکی. هتل پست.
‫به سمتِ... اسمش چی بود؟

16
00:02:58,083 --> 00:03:00,000
‫همونجا که یه خونه برای فروش گذاشتن؟

17
00:03:00,083 --> 00:03:02,583
‫-همون خونه که بالای کوهه.
‫-همون خونه مدرنه.

18
00:03:02,666 --> 00:03:04,375
‫که تک و تنها اونجاست.

19
00:03:04,458 --> 00:03:08,958
‫-آره، تو همون جاده کوهستانی.
‫-فوق‌العاده‌ست، نه؟

20
00:03:09,041 --> 00:03:10,708
‫حیف که قیمتش بالاست.

21
00:03:10,791 --> 00:03:13,375
‫-خیلی بالاست.
‫-دقیقاً.

22
00:03:13,458 --> 00:03:16,541
‫اما یه وقت گرفتم
‫که برم ببینمش.

23
00:03:16,625 --> 00:03:18,625
‫شوخی می‌کنی. جدی؟

24
00:03:19,250 --> 00:03:21,375
‫-خیلی عالیه.
‫-فقط برای تفریحه.

25
00:03:21,458 --> 00:03:24,416
‫-می‌تونم چند تا عکس از بچه‌ها بگیرم؟
‫-البته.

26
00:03:26,958 --> 00:03:30,125
‫-دوست دارید فردا با ما بیاید؟
‫-برای دیدن خونه؟

27
00:03:30,666 --> 00:03:32,458
‫دیدنش که ضرری نداره، نه؟

28
00:03:34,583 --> 00:03:36,125
‫به مامان نگاه کن.

29
00:03:36,916 --> 00:03:39,208
‫اینقدر غمگین نباش عزیزم.

30
00:03:39,291 --> 00:03:42,416
‫اوه مادلن داره یه کلوچه خیلی خوشمزه درست می‌کنه.

31
00:03:42,500 --> 00:03:45,250
‫الیز، به مادلن نگاه کن.

32
00:03:45,333 --> 00:03:47,041
‫به به، مادلن، به نظر...

33
00:05:07,958 --> 00:05:08,916
‫دنی.

34
00:05:09,833 --> 00:05:12,166
‫دنی، میای؟ صبحونه حاضره.

35
00:05:14,791 --> 00:05:17,375
‫صبح بخیر، عزیزای من.

36
00:05:20,958 --> 00:05:23,041
‫تو و دنی تا دیروقت بیدار بودین؟

37
00:05:24,625 --> 00:05:26,166
‫خوش گذشت؟

38
00:05:31,000 --> 00:05:32,791
‫خیلی دلم برای این کارا تنگ شده بود، اریک.

39
00:05:32,875 --> 00:05:36,208
‫این که میز رو می‌چینیم
‫و بعد تو کارد و چنگال‌ها رو مرتب می‌کنی.

40
00:05:36,291 --> 00:05:37,250
‫خیلی بامزه‌ست.

41
00:05:38,125 --> 00:05:39,375
‫جدی می‌گم.

42
00:05:41,000 --> 00:05:41,958
‫شنیدی؟

43
00:05:42,791 --> 00:05:44,291
‫دلش برات تنگ شده بود.

44
00:05:52,625 --> 00:05:55,125
‫مادلن، صاف بشین. گوشیت رو بذار کنار.

45
00:05:56,041 --> 00:05:58,291
‫خب، نوش جان همگی.

46
00:05:58,375 --> 00:05:59,500
‫نوش جان.

47
00:06:00,208 --> 00:06:02,375
‫دنی، دیگه عجله کن.

48
00:07:01,833 --> 00:07:02,916
‫عجب تیپ خفنی.

49
00:07:04,750 --> 00:07:05,677
‫عینک باحالی هم داری.

50
00:07:06,916 --> 00:07:07,958
‫قشنگه، نه؟

51
00:07:09,333 --> 00:07:12,458
‫-نوه؟
‫-کربنیه. با کمک‌فنرهای کامل.

52
00:07:12,541 --> 00:07:13,541
‫مثل پر سبکه.

53
00:07:14,291 --> 00:07:15,125
‫برقیه؟

54
00:07:16,625 --> 00:07:19,000
‫{\an8}موتور برقی شروعِ پایانه، دنی.

55
00:07:25,083 --> 00:07:27,500
‫-خب، بقیه کجان؟
‫-کنار دریاچه.

56
00:07:27,583 --> 00:07:30,125
‫دخترا می‌خواستن با موتور چهارچرخ رالفی
‫یه دوری بزنن.

57
00:07:30,208 --> 00:07:31,458
‫اون دیگه کیه؟

58
00:07:31,541 --> 00:07:34,125
‫رالفی کوچولو، همون که تو کایاک سواری بود.

59
00:07:42,833 --> 00:07:44,416
‫ما دوباره برگشتیم، دخترا.

60
00:07:50,208 --> 00:07:53,958
‫واقعاً می‌خواین بیفتین دنبال ما؟
‫این کار غیرضروری و خجالت‌آوره.

61
00:07:54,041 --> 00:07:57,791
‫-عزیزم، فقط می‌خوایم اون موتورگازی رو ببینیم.
‫-اون موتورگازی نیست.

62
00:08:01,000 --> 00:08:02,708
‫می‌خوام حسابی ماچش کنم.

63
00:08:02,791 --> 00:08:05,583
‫{\an8}-آره، ارواح عمه‌ت.
‫-واقعاً این کار رو می‌کنم.

64
00:08:07,875 --> 00:08:09,125
‫رالف.

65
00:08:09,208 --> 00:08:11,125
‫الیز. مادلن.

66
00:08:12,875 --> 00:08:13,708
‫واو.

67
00:08:14,791 --> 00:08:15,750
‫باحاله.

68
00:08:15,833 --> 00:08:17,916
‫-خب؟
‫-خیلی باحاله.

69
00:08:20,291 --> 00:08:21,916
‫این همون «رالفی کوچولو»عه؟

70
00:08:22,000 --> 00:08:24,125
‫-ما انگلیسی حرف می‌زنیم، نه؟
‫-بله، بیته (لطفاً).

71
00:08:25,916 --> 00:08:26,875
‫خدای من.

72
00:08:33,916 --> 00:08:34,750
‫بله؟

73
00:08:34,833 --> 00:08:37,500
‫یادت میاد اون چوب ماهیگیری رو
‫از کجا خریدیم؟

74
00:08:37,583 --> 00:08:41,193
‫<i>یه جایی کنار دریاچه تو مسیرِ...
‫اسمش چی بود، آلتن‌ویزه، درسته؟</i>

75
00:08:41,750 --> 00:08:42,750
‫<i>همون چوب ماهیگیریه.</i>

76
00:08:43,333 --> 00:08:45,583
‫<i>-الو؟</i>
‫-دنی، چی می‌خوای؟

77
00:08:46,166 --> 00:08:48,666
‫راستش، می‌خواستم یه چوب ماهیگیری جدید
‫برای مادلن بخرم.

78
00:08:48,750 --> 00:08:52,041
‫اینطوری می‌تونیم با هم بریم ماهیگیری.
‫تا یه کم باهاش ارتباط برقرار کنم.

79
00:08:52,125 --> 00:08:54,250
‫ماهیگیری؟ با مادلن؟ جدی میگی؟

80
00:08:54,333 --> 00:08:55,875
‫آره، خیلی دوست داره.

81
00:08:55,958 --> 00:08:58,916
‫تو این ده سال فقط یه بار باهات اومد.
‫یک بار. اون موقع هم شیش سالش بود.

82
00:08:59,000 --> 00:09:00,875
‫آره، و اون موقع خیلی خوشش اومد.

83
00:09:02,458 --> 00:09:04,500
‫دنی، بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

84
00:09:04,583 --> 00:09:07,291
‫-خداحافظ مامان.
‫-خداحافظ دخترا.

85
00:09:12,875 --> 00:09:15,916
‫-اصلاً گواهینامه داره؟
‫-احتمالاً.

86
00:09:17,416 --> 00:09:19,083
‫کلاه ایمنی چی؟

87
00:09:19,166 --> 00:09:22,708
‫اونا که تو جاده اصلی نمی‌رن.
‫به نظر پسر خوبیه.

88
00:09:22,791 --> 00:09:26,208
‫-من که حس خوبی به این قضیه ندارم.
‫-بذار یه کم جوونی کنن.

89
00:09:26,291 --> 00:09:27,916
‫ما تو تعطیلاتیم.

90
00:09:28,000 --> 00:09:31,458
‫-به هر حال اونا دیگه با ما نمیان.
‫-منظورت چیه؟

91
00:09:31,541 --> 00:09:36,708
‫سال دیگه می‌خوان برن تو زیلند کمپ بزنن،
‫و ما دیگه اونا رو از دست می‌دیم.

92
00:09:36,791 --> 00:09:39,500
‫چرت نگو. مادلن هنوز برای این کارا آماده نیست.

93
00:09:39,583 --> 00:09:41,875
‫نه؟ حالا تماشا کن.

94
00:09:45,000 --> 00:09:46,333
‫بیا، آنوک.

95
00:09:46,416 --> 00:09:49,500
‫بیا بریم تو یه کافه یه چیزی بخوریم.
‫با یه نوشیدنی گپی بزنیم.

96
00:09:50,333 --> 00:09:54,125
‫-ساعت ده و نیم صبحه.
‫-خب که چی؟ دلت برای این کارا تنگ شده بود، نه؟

97
00:10:05,000 --> 00:10:07,166
‫-روز بخیر.
‫-روز بخیر.

98
00:10:24,666 --> 00:10:25,666
‫سلام بابا.

99
00:11:05,250 --> 00:11:06,208
‫بیا.

100
00:11:11,333 --> 00:11:13,041
‫اون یکی مال برادرمه.

101
00:11:15,333 --> 00:11:17,333
‫این یکی مال خودمه.

102
00:11:17,416 --> 00:11:19,125
‫فقط مال خودته؟

103
00:11:19,208 --> 00:11:20,416
‫بد نیست، نه؟

104
00:11:21,333 --> 00:11:22,416
‫قشنگه.

105
00:11:22,500 --> 00:11:23,666
‫باحاله.
‫ایول، رفیق.

106
00:11:24,291 --> 00:11:27,458
‫اگه سر کار نباشم،
‫می‌خوام بدونین کجا می‌تونین پیدام کنین.

107
00:11:28,000 --> 00:11:29,166
‫چرا؟

108
00:11:31,166 --> 00:11:33,083
‫چرا باید بخوایم اینو بدونیم؟

109
00:11:35,291 --> 00:11:37,625
‫چرا باید بدونیم
‫کجا می‌شه پیدات کرد؟

110
00:11:39,375 --> 00:11:41,041
‫می‌شه یه نگاهی داخل بندازم؟

111
00:11:41,625 --> 00:11:42,666
‫حتماً.

112
00:11:44,625 --> 00:11:45,875
‫تو چی؟

113
00:11:59,500 --> 00:12:02,416
‫بیا، رالف، بریم تو.

114
00:12:06,541 --> 00:12:07,666
‫نه.

115
00:12:07,750 --> 00:12:09,125
‫به راهمون ادامه می‌دیم.

116
00:12:14,083 --> 00:12:15,583
‫داری چیکار می‌کنی؟
‫داری چیکار می‌کنی؟

117
00:12:16,958 --> 00:12:19,000
‫یا مسیح، مادلن، این چه غلطی بود؟

118
00:13:53,208 --> 00:13:55,833
‫آقای ریکرز و خانم ون ادن
‫از هلند،

119
00:13:55,916 --> 00:13:57,375
‫پدر و مادر الیز و...

120
00:13:58,208 --> 00:13:59,166
‫مادلن؟

121
00:14:00,041 --> 00:14:02,208
‫آلمانی صحبت می‌کنید؟ انگلیسی؟

122
00:14:03,166 --> 00:14:04,708
‫-آلمانی.
‫-آلمانی، خوبه.

123
00:14:05,250 --> 00:14:06,833
‫اول الیز.

124
00:14:06,916 --> 00:14:10,333
‫او چند جای کبودی داره،
‫و چند تا از دنده‌هاش شکسته.

125
00:14:10,416 --> 00:14:13,666
‫وقتی افتاد برای مدت کوتاهی
‫از هوش رفت.

126
00:14:13,750 --> 00:14:16,250
‫یه شب تحت نظر نگهش می‌داریم.

127
00:14:16,333 --> 00:14:19,250
‫اما این چیزی نیست که بخواید نگرانش باشید.

128
00:14:19,791 --> 00:14:23,916
‫متأسفانه، در مورد مادلن متوجه شدیم
‫که دچار شکستگی شدید جمجمه شده.

129
00:14:25,000 --> 00:14:28,791
‫با یه عمل جراحی
‫فشار روی جمجمه رو کم کردیم، اما...

130
00:14:28,875 --> 00:14:32,250
‫-نتایج آزمایش‌های اولیه نشون میده که...
‫-نه، اشتباه می‌کنید.

131
00:14:33,458 --> 00:14:36,875
‫-ببخشید؟
‫-اون مادلن نیست، الیزه، درسته؟

132
00:14:41,583 --> 00:14:45,291
‫خب، البته حق با شماست. الیز.

133
00:14:45,375 --> 00:14:46,375
‫خیلی عذر می‌خوام.

134
00:14:47,000 --> 00:14:48,208
‫خب، الیز.

135
00:14:49,708 --> 00:14:51,583
‫آزمایش‌های اولیه نشون داده

136
00:14:51,666 --> 00:14:55,041
‫که مغز او برای مدت نامعلومی
‫بدون اکسیژن بوده.

137
00:14:55,125 --> 00:14:58,958
‫این می‌تونه دلایل مختلفی داشته باشه،
‫و بسته به شدت اون،

138
00:14:59,041 --> 00:15:02,708
‫باید چند روزی صبر کنیم
‫تا بتونیم تصویر روشنی از وضعیتش داشته باشیم، اما...

139
00:15:02,791 --> 00:15:04,583
‫اوضاع خوب به نظر نمی‌رسه.

140
00:15:05,666 --> 00:15:06,750
‫ممکنه بمیره؟

141
00:15:09,500 --> 00:15:10,791
‫او تو کماست.

142
00:15:11,541 --> 00:15:12,958
‫اما می‌تونید ببینیدش.

143
00:15:13,041 --> 00:15:15,875
‫دستیارم بهتون نشون میده
‫که بخش مراقبت‌های ویژه کجاست.

144
00:15:15,958 --> 00:15:16,958
‫بفرمایید.

145
00:15:19,000 --> 00:15:19,916
‫بفرمایید.

146
00:15:22,791 --> 00:15:25,750
‫-و مادلن؟
‫-لطفاً با من بیاید.

147
00:15:25,833 --> 00:15:28,666
‫بهش مرفین زدیم،
‫اما می‌تونید باهاش صحبت کنید.

148
00:15:36,666 --> 00:15:38,541
‫دومین در سمت چپ.

149
00:16:09,708 --> 00:16:10,708
‫این چیه؟

150
00:16:12,375 --> 00:16:13,625
‫-اریک.
‫-مراقب باش.

151
00:16:13,708 --> 00:16:15,333
‫-این درست نیست.
‫-نکن.

152
00:16:15,416 --> 00:16:17,000
‫این درست نیست. خیلی تنگه.

153
00:16:17,083 --> 00:16:18,875
‫-مراقب باش. نکن.
‫-بیش از حد تنگه.

154
00:16:18,958 --> 00:16:21,958
‫-یه کاری بکن. خیلی تنگه.
‫-ولش کن.

155
00:16:35,500 --> 00:16:36,375
‫هی.

156
00:16:37,375 --> 00:16:39,625
‫اوضاع چطوره؟ درد داری؟

157
00:16:40,833 --> 00:16:42,000
‫خسته‌ام.

158
00:16:42,083 --> 00:16:45,166
‫فقط یه سؤال در مورد الیز دارم، مادلن.

159
00:16:45,250 --> 00:16:48,666
‫الیز کار عجیبی، بی‌احتیاطی
‫یا احمقانه‌ای کرد؟

160
00:16:49,666 --> 00:16:51,666
‫منظورم اینه که، همه می‌دونیم اون گاهی...

161
00:16:52,250 --> 00:16:54,333
‫چطوری میشه. و به کی رفته.

162
00:16:54,416 --> 00:16:57,875
‫پس مادلن، اگه اتفاقی افتاده،
‫می‌تونی راحت به من بگی.

163
00:16:58,541 --> 00:16:59,666
‫الیز کاری کرد؟

164
00:17:02,291 --> 00:17:03,166
‫نه.

165
00:17:05,750 --> 00:17:06,625
‫واقعاً؟

166
00:17:09,250 --> 00:17:10,083
‫یادم نمیاد.

167
00:17:10,166 --> 00:17:13,083
‫مادلن بعد از تصادف
‫برای مدت کوتاهی از هوش رفت.

168
00:17:24,416 --> 00:17:25,708
‫واقعاً نمی‌دونی؟

169
00:17:26,416 --> 00:17:28,416
‫این یه تصادف بود، گوئن.

170
00:17:29,083 --> 00:17:30,541
‫الیز چطوره؟

171
00:17:33,041 --> 00:17:33,958
‫خوبه.

172
00:17:34,666 --> 00:17:36,375
‫آره، خوب میشه.

173
00:17:38,000 --> 00:17:41,833
‫-بهم بگو، الیز شیرین‌کاری درآورد؟
‫-بهت که گفتم، نمی‌دونم.

174
00:17:43,666 --> 00:17:44,875
‫هی گوئن؟

175
00:17:47,833 --> 00:17:49,666
‫اوه، عزیزدلم.

176
00:19:11,125 --> 00:19:12,583
‫یه دقیقه بهم وقت بده.

177
00:19:13,333 --> 00:19:14,375
‫آره، باشه.

178
00:19:18,083 --> 00:19:19,666
‫دو دقیقه، دنی.

179
00:20:14,583 --> 00:20:16,291
‫پلیس اینجا بود.

180
00:20:17,958 --> 00:20:19,833
‫می‌دونن چی شده؟

181
00:20:19,916 --> 00:20:22,166
‫می‌خوان فردا بریم پیششون.

182
00:20:26,625 --> 00:20:27,666
‫یکم بخواب.

183
00:20:28,208 --> 00:20:29,333
‫عاقلانه‌ست.

184
00:20:32,791 --> 00:20:36,166
‫گوش کن، فردا وقتی مادلن رو برداشتیم،
‫مستقیم می‌ریم خونه.

185
00:20:36,250 --> 00:20:38,458
‫خونه؟ ما تازه رسیدیم اینجا.

186
00:20:38,541 --> 00:20:41,041
‫مادلن باید از اینجا دور بشه.
‫ما هم همینطور.

187
00:20:41,958 --> 00:20:45,333
‫-چرا؟
‫-چون الیز اونجاست، و مادلن اینجاست.

188
00:20:47,500 --> 00:20:50,333
‫الیز تو کماست،
‫مادلن حتی یه خراش هم برنداشته.

189
00:20:50,416 --> 00:20:52,208
‫این خیلی ناعادلانه‌ست.

190
00:20:52,291 --> 00:20:56,083
‫این باعث تنش میشه.
‫اوضاع از کنترل خارج میشه.

191
00:20:56,166 --> 00:20:59,375
‫یا مسیح، دنی. اونا دوستامون هستن.

192
00:20:59,458 --> 00:21:04,791
‫-آره، و می‌خوام همین‌طور هم بمونن.
‫-گوئن به من نیاز داره. اریک به تو نیاز داره.

193
00:21:04,875 --> 00:21:07,583
‫-الان ما باید کنارشون باشیم.
‫-اصلاً این‌طور نیست.

194
00:21:07,666 --> 00:21:10,750
‫اونا به آرامش نیاز دارن.
‫باید تنهاشون بذاریم.

195
00:21:10,833 --> 00:21:12,875
‫تو نمی‌خوای تنهاشون بذاری.

196
00:21:12,958 --> 00:21:16,500
‫تو می‌خوای فرار کنی. اما همچین
‫اتفاقی نمیفته. ما می‌مونیم.

197
00:21:16,583 --> 00:21:17,750
‫ما می‌مونیم.

198
00:21:19,250 --> 00:21:21,291
‫من حس بدی به این قضیه دارم.

199
00:21:29,083 --> 00:21:31,791
‫دنی. ما حساب می‌کنیم.

200
00:21:34,416 --> 00:21:36,083
‫همه با همیم.

201
00:21:39,916 --> 00:21:42,208
‫ماهی سرخ‌شده.

202
00:21:42,291 --> 00:21:44,166
‫شنیتسل سرخ‌شده.

203
00:21:44,791 --> 00:21:46,250
‫مرغ سرخ‌شده.

204
00:21:46,791 --> 00:21:48,708
‫کلم بروکلی سرخ‌شده.

205
00:21:51,250 --> 00:21:53,208
‫به سختی جرأت می‌کنم اینو بگم، اما...

206
00:21:53,291 --> 00:21:55,916
‫واقعاً می‌تونم اینو پیشنهاد بدم. خوشمزه‌ست.

207
00:21:56,708 --> 00:22:00,875
‫اگه شما فردا جای ما رو بگیرید، می‌تونیم
‫یه صبحونه درست و حسابی تو خونه بخوریم.

208
00:22:03,583 --> 00:22:05,208
‫-من می‌رم یه سیگار بکشم.
‫-نه.

209
00:22:07,125 --> 00:22:09,458
‫-جدی؟
‫-آره، ایده خوبیه.

210
00:22:11,666 --> 00:22:13,583
‫ما در این مورد حرف زدیم، نه؟

211
00:22:20,333 --> 00:22:21,958
‫من می‌رم بالا رو یه نگاهی بندازم.

212
00:22:37,416 --> 00:22:39,166
‫آنوک میگه که می‌خواید برید.

213
00:22:40,041 --> 00:22:40,958
‫چی؟

214
00:22:41,875 --> 00:22:43,125
‫نه، البته که نه.

215
00:22:44,708 --> 00:22:47,833
‫ما فقط نمی‌خوایم مزاحم شما بشیم،
‫همین.

216
00:22:48,583 --> 00:22:52,000
‫فکر کردی من می‌خواستم برم؟
‫من نمی‌خوام برم.

217
00:22:53,458 --> 00:22:54,333
‫اصلاً.

218
00:23:23,291 --> 00:23:24,791
‫چی شده؟

219
00:23:25,583 --> 00:23:29,791
‫بانداژ دخترتون باید عوض بشه.
‫نگران نباشید، یه کار روتینه.

220
00:23:32,583 --> 00:23:36,666
‫دارن بانداژش رو عوض می‌کنن.
‫بهتره همینجا منتظر بمونیم.

221
00:24:16,875 --> 00:24:19,375
‫این اتاق مهمان شماره یکه.

222
00:24:20,416 --> 00:24:21,458
‫واو.

223
00:24:21,541 --> 00:24:24,291
‫و بغلیش هم شماره دوئه. بفرمایید.

224
00:24:25,166 --> 00:24:29,833
‫اوه، نمی‌تونید پنجره رو باز کنید.
‫به خاطر سیستم تهویه‌ست.

225
00:24:29,916 --> 00:24:31,041
‫البته.

226
00:24:32,291 --> 00:24:35,000
‫هوای تازه تو بیمارستان.
‫فکرش رو بکن.

227
00:24:37,083 --> 00:24:40,041
‫-من پیش الیز می‌مونم.
‫-نه، این مجاز نیست.

228
00:24:40,125 --> 00:24:41,708
‫مگه برام مهمه؟

229
00:24:41,791 --> 00:24:44,416
‫امکان نداره، گوئن.
‫نمی‌تونی اونجا بخوابی.

230
00:24:44,500 --> 00:24:47,000
‫-نمی‌ذارم از جلوی چشمم دور بشی.
‫-آنوک.

231
00:24:48,375 --> 00:24:49,958
‫من پیش الیز می‌خوابم.

232
00:24:56,666 --> 00:24:59,625
‫«کما. بررسی حقایق...»

233
00:24:59,708 --> 00:25:03,416
‫از قضا اون دکتر، مایر،
‫اینجا خیلی اعتبار داره.

234
00:25:03,500 --> 00:25:09,000
‫-«...۱۷ تا ۱۸ درصد هرگز بیدار نمی‌شن.»
‫-شصت و پنج درصد بیدار می‌شن، و...

235
00:25:09,083 --> 00:25:11,333
‫«هجده درصد می‌میرن.»

236
00:25:11,416 --> 00:25:15,250
‫شصت و پنج درصد. نه تنها بیدار می‌شن،
‫بلکه بهبودی هم پیدا می‌کنن.

237
00:25:15,333 --> 00:25:18,875
‫اینا احتمالاً آمارهای قدیمیه.
‫این روزا قطعا بیشتره.

238
00:25:18,958 --> 00:25:21,958
‫«مایر. کلینیک فلبر.»

239
00:25:22,666 --> 00:25:27,625
‫-«پروفسور، دکترِ جراح مغز و اعصاب.»
‫-آره، باید اونو بخونی.

240
00:25:27,708 --> 00:25:31,041
‫ظاهراً دوست عزیزمون
‫یه جراح مغز کاملاً برجسته‌ست.

241
00:25:31,125 --> 00:25:33,375
‫اما قاطی نکردن اسم دخترامون

242
00:25:33,458 --> 00:25:36,250
‫معلوم شد براش چالش خیلی بزرگی بوده.

243
00:25:36,333 --> 00:25:38,500
‫«اوه، خیلی عذر می‌خوام.»

244
00:25:38,583 --> 00:25:42,541
‫باشه، اون یه عوضیه،
‫اما از قضا یه متخصص درجه یکه.

245
00:25:42,625 --> 00:25:45,375
‫احتمالاً اینجا براتون بهتر از هلنده.

246
00:25:45,458 --> 00:25:49,166
‫آقای پروفسور دکتر خیلی متأسفه.

247
00:25:57,250 --> 00:25:59,916
‫بیا. این حالت رو بهتر می‌کنه.

248
00:26:00,583 --> 00:26:03,291
‫می‌دونی بهترین روز زندگیم
‫کی بود؟

249
00:26:03,958 --> 00:26:07,708
‫روزی که معلوم شد گوئن،
‫الیز رو بارداره.

250
00:26:08,291 --> 00:26:12,750
‫نه فقط به این خاطر که داشتم بابا می‌شدم،
‫بلکه چون می‌دونستم او پیشم می‌مونه.

251
00:26:14,500 --> 00:26:16,125
‫و موند.

252
00:26:18,375 --> 00:26:21,666
‫حتی با اینکه همه می‌گفتن
‫اون مناسب من نیست.

253
00:26:21,750 --> 00:26:24,750
‫«بی‌خیال شو، پسر.
‫اون خیلی از تو سرتره.»

254
00:26:24,833 --> 00:26:26,708
‫«تو نمی‌تونی به دستش بیاری.»

255
00:26:27,666 --> 00:26:29,125
‫اون پیش من موند.

256
00:26:29,708 --> 00:26:31,666
‫نه پیش اون، یا اون.

257
00:26:31,750 --> 00:26:34,500
‫یا اون یکی.
‫و نه پیش تو، دنی.

258
00:26:35,416 --> 00:26:36,416
‫پیش من.

259
00:26:47,541 --> 00:26:51,125
‫خانم ون ادن، می‌خواستم بهتون اطلاع بدم
‫که همکارم شیفت رو تحویل می‌گیره.

260
00:26:52,125 --> 00:26:55,041
‫بدن دخترم موقع لمس خیلی سرده.

261
00:26:55,125 --> 00:26:56,833
‫این کاملاً طبیعیه.

262
00:26:56,916 --> 00:26:59,791
‫برای جلوگیری از آسیب بیشتر به بافت‌ها

263
00:26:59,875 --> 00:27:03,500
‫و تحریک روند بهبودی،
‫دمای بدن رو پایین نگه می‌داریم.

264
00:27:03,583 --> 00:27:05,750
‫دکتر می‌تونه اینو بهتر توضیح بده،

265
00:27:06,541 --> 00:27:07,875
‫اما...

266
00:27:07,958 --> 00:27:11,416
‫این ۳۵.۵ درجه دقیقاً همون چیزیه که باید باشه.

267
00:27:12,416 --> 00:27:14,958
‫-اتاق مهمان گرفتید؟
‫-بله.

268
00:27:15,041 --> 00:27:16,875
‫پس می‌تونید با خیال راحت برید بخوابید.

269
00:27:23,500 --> 00:27:25,291
‫وقتی گربه پیداش نیست...

270
00:27:26,375 --> 00:27:28,500
‫وقتی آنوک نیست.

271
00:27:28,583 --> 00:27:32,416
‫گوئن به ما اجازه میده هر جا که دلمون می‌خواد
‫و هر چقدر دلمون می‌خواد بشاشیم.

272
00:27:35,791 --> 00:27:36,750
‫آنوک...

273
00:27:38,041 --> 00:27:39,291
‫طوری که نگام می‌کنه.

274
00:27:39,375 --> 00:27:42,000
‫طوری که جفتتون نگام می‌کنید.
‫دارید می‌خندید.

275
00:27:42,083 --> 00:27:43,500
‫دارید به من می‌خندید.

276
00:27:44,375 --> 00:27:47,458
‫نه، ما به تو نمی‌خندیم.
‫تو گاهی اوقات واقعاً بامزه‌ای.

277
00:27:47,541 --> 00:27:51,083
‫فکر می‌کنید نمی‌دونم
‫چطور پشت سرم پچ‌پچ می‌کنید؟

278
00:27:52,833 --> 00:27:54,583
‫فکر می‌کنید من مسخره‌ام.

279
00:27:55,250 --> 00:27:59,291
‫با این رفتارهای مؤدبانه‌ام،
‫پیراهن‌های اتوکشیده‌ام.

280
00:27:59,375 --> 00:28:01,125
‫ماشین بزرگ و پر زرق‌وبرقم.

281
00:28:01,666 --> 00:28:03,791
‫و با این لهجه‌ی کوچولوی خنده‌دارم.

282
00:28:06,791 --> 00:28:09,541
‫و همسر بیش از حد زیبام.

283
00:28:09,625 --> 00:28:11,166
‫درسته؟ یا نه؟

284
00:28:12,583 --> 00:28:13,583
‫آروم باش.

285
00:28:15,000 --> 00:28:16,000
‫آروم باش.

286
00:28:19,958 --> 00:28:21,166
‫به خندیدنت ادامه بده، دنی.

287
00:28:22,000 --> 00:28:23,375
‫من افتخار می‌کنم.

288
00:28:23,458 --> 00:28:25,875
‫افتخار می‌کنم به کسی که هستم.

289
00:28:26,625 --> 00:28:28,208
‫به کاری که می‌کنم و چیزایی که دارم.

290
00:28:29,708 --> 00:28:30,708
‫آمین.

291
00:28:31,958 --> 00:28:33,666
‫خداحافظ، و شرت کم.

292
00:28:36,000 --> 00:28:37,041
‫خوب بخوابی.

293
00:29:58,875 --> 00:30:03,250
‫پس ده سال پیش همسران شما
‫تو زمین بازی هینترسی با هم آشنا شدن...

294
00:30:03,333 --> 00:30:06,583
‫و همون تعطیلات تصمیم گرفتید
‫با هم یه خونه بخرید.

295
00:30:07,458 --> 00:30:08,416
‫درسته.

296
00:30:08,500 --> 00:30:10,083
‫این خیلی غیرمعموله.

297
00:30:11,208 --> 00:30:13,041
‫منظورم اینه که، شما...

298
00:30:14,000 --> 00:30:15,625
‫واقعاً همدیگه رو نمی‌شناختید.

299
00:30:17,541 --> 00:30:19,791
‫اما این که جرم نیست، درسته؟

300
00:30:21,000 --> 00:30:23,958
‫از اون موقع، تابستون و زمستون
‫با هم می‌رید مسافرت؟

301
00:30:24,041 --> 00:30:28,125
‫فقط یه هفته در سال.
‫تبدیل به یه سنت شده.

302
00:30:28,208 --> 00:30:31,208
‫خونه بزرگ نیست،
‫برای همین همیشه نوبتی ازش استفاده می‌کنیم،

303
00:30:31,291 --> 00:30:32,333
‫اما سالی یک بار...

304
00:30:32,416 --> 00:30:36,458
‫تو این منطقه زیبا
‫با هم وقت می‌گذرونید.

305
00:30:37,125 --> 00:30:40,208
‫و تو این مدت
‫دوستان خوبی برای هم شدید.

306
00:30:43,500 --> 00:30:45,791
‫این به اون هیچ ربطی نداره، اریک.

307
00:30:45,875 --> 00:30:47,041
‫ببخشید؟

308
00:30:47,125 --> 00:30:49,458
‫بله، ما دوستان خوبی هستیم.

309
00:30:54,000 --> 00:30:55,625
‫شغل شما چیه؟

310
00:30:57,375 --> 00:30:59,708
‫من تو بخش بیمه کار می‌کنم.

311
00:30:59,791 --> 00:31:01,375
‫-بیمه؟
‫-بله.

312
00:31:02,000 --> 00:31:03,000
‫و شما؟

313
00:31:06,041 --> 00:31:08,416
‫من کار می‌کنم تو... چطور بگم...

314
00:31:08,500 --> 00:31:09,541
‫کسب‌وکارهای دریایی.

315
00:31:09,625 --> 00:31:11,416
‫دکل‌های نفتی و این‌جور چیزا؟

316
00:31:12,166 --> 00:31:13,708
‫و این‌جور چیزا، بله.

317
00:31:17,916 --> 00:31:20,916
‫تو رو نمی‌دونم، اریک،
‫ولی من نیاز به استراحت دارم.

318
00:31:21,000 --> 00:31:22,166
‫عذر می‌خوام، من...

319
00:31:41,541 --> 00:31:44,375
‫و حالا نتیجه تحقیقات ما...

320
00:31:45,166 --> 00:31:47,833
‫...درباره حادثه تلخ
‫دخترتان، الیز.

321
00:31:49,041 --> 00:31:51,125
‫پیش از هر چیز،
‫تسلیت صمیمانه‌ام را می‌پذیرید.

322
00:31:52,166 --> 00:31:54,291
‫بله. خب در مورد این رالف...

323
00:31:54,375 --> 00:31:55,625
‫رالف ما، بله.

324
00:31:56,208 --> 00:31:58,666
‫رالف شفر، ۱۶ ساله.

325
00:31:58,750 --> 00:32:02,250
‫پدرش یک عضو محترم شورا و مادرش معلم است.

326
00:32:02,333 --> 00:32:05,833
‫رالف به دبیرستان میره
‫و دانش‌آموز نمونه‌ایه.

327
00:32:06,375 --> 00:32:09,250
‫در مجموع می‌تونم بگم پسر خیلی نجیبیه.

328
00:32:12,250 --> 00:32:13,958
‫اما اون مقصره.

329
00:32:14,833 --> 00:32:15,666
‫ببخشید؟

330
00:32:17,875 --> 00:32:19,708
‫اون مسئول این تصادفه.

331
00:32:20,250 --> 00:32:21,375
‫منظورتون چیه؟

332
00:32:22,458 --> 00:32:23,583
‫منظورتون...

333
00:32:24,166 --> 00:32:28,041
‫-اون خیلی تند می‌روند.
‫-هیچ مدرکی برای این ادعا وجود نداره.

334
00:32:32,250 --> 00:32:34,625
‫-اون قسر در میره.
‫-چی؟

335
00:32:34,708 --> 00:32:37,250
‫اون پسر. انگار هیچ نقشی تو این ماجرا نداشته.

336
00:32:37,333 --> 00:32:41,000
‫«این یه تصادف غم‌انگیزه، آقای ون ادن.»

337
00:32:41,083 --> 00:32:43,708
‫اما این یه تصادف نیست.
‫یه اتفاقی افتاده، دنی.

338
00:32:43,791 --> 00:32:44,625
‫تصادف؟

339
00:32:45,333 --> 00:32:46,208
‫مزخرفه.

340
00:34:32,708 --> 00:34:36,208
‫آقای و خانم ریکرز، متأسفم اما
‫مادلن باید یکم بیشتر بمونه.

341
00:34:36,291 --> 00:34:39,500
‫-ما فکر کردیم امروز می‌تونه بره خونه.
‫-درک می‌کنم.

342
00:34:40,041 --> 00:34:42,250
‫اما فشار روی قفسه سینه‌اش خیلی بالاست.

343
00:34:44,166 --> 00:34:46,833
‫-چرا؟
‫-به خاطر دنده‌های شکسته، اما...

344
00:34:46,916 --> 00:34:48,708
‫ما می‌تونیم تو خونه ازش مراقبت کنیم.

345
00:34:48,791 --> 00:34:52,791
‫احتمالاً چیز مهمی نیست،
‫اما نمی‌خوایم هیچ ریسکی بکنیم.

346
00:34:52,875 --> 00:34:53,916
‫نه، نه.

347
00:34:54,500 --> 00:34:58,375
‫-ما هم اینو نمی‌خوایم، دنی.
‫-نه. خب، تبریک می‌گم، مادلن.

348
00:34:58,458 --> 00:34:59,291
‫ببخشید؟

349
00:34:59,375 --> 00:35:01,041
‫فردا تولدمه.

350
00:35:02,708 --> 00:35:03,666
‫اوه، درسته.

351
00:35:04,875 --> 00:35:07,666
‫پس مطمئنم فردا
‫خبرهای بهتری می‌شنوی.

352
00:35:19,958 --> 00:35:23,000
‫-مادلن باید یه شب دیگه بمونه.
‫-چرا؟

353
00:35:23,083 --> 00:35:25,916
‫می‌خوان فشار روی قفسه سینه‌اش رو
‫چک کنن.

354
00:35:26,000 --> 00:35:28,541
‫مادلن دیشب اومد الیز رو ببینه.

355
00:35:29,375 --> 00:35:31,916
‫احساس می‌کنم داره یه چیزی رو مخفی می‌کنه.

356
00:35:32,000 --> 00:35:35,250
‫گوش کن، گوئن. اگه مادلن میگه
‫الیز کاری نکرده، حقیقت داره.

357
00:35:35,333 --> 00:35:36,875
‫مادلن داره از الیز محافظت می‌کنه.

358
00:35:36,958 --> 00:35:39,666
‫-مادلن دروغ نمیگه.
‫-می‌خواد از الیز محافظت کنه.

359
00:35:39,750 --> 00:35:41,291
‫گوئن، مادلن دروغ نمیگه.

360
00:35:47,500 --> 00:35:49,166
‫«مادلن دروغ نمیگه.»

361
00:35:49,250 --> 00:35:51,208
‫«مادلن دروغ نمیگه، گوئن.»

362
00:35:51,291 --> 00:35:54,458
‫«الیز گاهی دروغ میگه.
‫اما مادلن هرگز دروغ نمیگه.»

363
00:36:05,333 --> 00:36:08,375
‫معذرت می‌خوام. به دنی پیام دادم
‫که ما یه ساعت مرخصی می‌گیریم.

364
00:36:09,416 --> 00:36:11,083
‫اما من نمی‌خوام برم.

365
00:36:11,166 --> 00:36:13,291
‫عزیزم. اریک پیش الیزه.

366
00:36:13,375 --> 00:36:17,208
‫دنی پیش مادلنه و ما به یه استراحت نیاز داریم
‫وگرنه دیوونه می‌شیم.

367
00:36:26,291 --> 00:36:29,041
‫مامان گفت دیگه
‫کتاب‌هاش رو نمی‌خونی.

368
00:36:30,208 --> 00:36:31,750
‫تو هم نمی‌خونی.

369
00:36:33,208 --> 00:36:36,541
‫-عکس بدی هم نیست.
‫-گوئن گرفتش.

370
00:36:36,625 --> 00:36:38,833
‫این مجموعه داره
‫به اسپانیایی ترجمه میشه.

371
00:36:38,916 --> 00:36:43,166
‫-اوه؟ من فکر کردم به فرانسوی.
‫-آره، و حالا به اسپانیایی هم ترجمه میشه.

372
00:36:44,416 --> 00:36:47,166
‫اگه همین‌طور پیش بره، می‌تونه سهم
‫گوئن و اریک رو بخره،

373
00:36:47,250 --> 00:36:49,166
‫و بعد کل خونه مال ما میشه.

374
00:36:52,250 --> 00:36:53,083
‫راستی...

375
00:36:53,625 --> 00:36:56,875
‫یادته اون دفعه رفتیم ماهیگیری؟
‫فقط من و تو؟

376
00:36:57,791 --> 00:37:00,791
‫-ماهیگیری؟
‫-آره. یه بار رفتیم ماهیگیری.

377
00:37:00,875 --> 00:37:02,416
‫من؟ ماهیگیری؟

378
00:37:03,083 --> 00:37:05,083
‫ما یه بار رفتیم ماهیگیری، نه؟

379
00:37:06,416 --> 00:37:07,875
‫فکر نمی‌کنم.

380
00:37:11,875 --> 00:37:14,500
‫-می‌خوای با هم بریم ماهیگیری؟
‫-چی؟

381
00:37:14,583 --> 00:37:16,125
‫می‌خوای با هم بریم ماهیگیری؟

382
00:37:17,208 --> 00:37:18,333
‫من مشکلی ندارم.

383
00:37:25,291 --> 00:37:26,583
‫اوضاع اینجا چطوره؟

384
00:37:27,375 --> 00:37:31,041
‫هنوز یه کم خسته است و نفسش تنگه،
‫اما خوبه.

385
00:37:31,916 --> 00:37:35,000
‫شنیدم جواب بعضی آزمایش‌های الیز اومده.
‫فکر کردم...

386
00:37:35,083 --> 00:37:36,750
‫شاید بخوای با من بیای؟

387
00:37:39,041 --> 00:37:41,458
‫آقای ون ادن، آقای ریکرز،
‫لطفاً بفرمایید بشینید.

388
00:37:41,541 --> 00:37:43,625
‫-برعکسه.
‫-ببخشید؟

389
00:37:43,708 --> 00:37:47,500
‫برعکسه: آقای ون ادن، آقای ریکرز.

390
00:37:47,583 --> 00:37:50,083
‫دنیا دار مکافاته، دنی.

391
00:37:54,250 --> 00:37:57,666
‫آقای ون ادن فقط خواست یه شوخی بکنه.

392
00:37:57,750 --> 00:37:58,958
‫درسته.

393
00:38:04,708 --> 00:38:08,000
‫آقای ون ادن، در مورد دخترتون...

394
00:38:09,625 --> 00:38:13,916
‫دیدید که امروز صبح
‫چند تا آزمایش انجام دادیم.

395
00:38:14,000 --> 00:38:15,875
‫مهم‌ترین یافته اینه

396
00:38:17,166 --> 00:38:20,250
‫که مقداری فعالیت مغزی قابل تشخیصه، اما...

397
00:38:20,333 --> 00:38:22,208
‫فعالیت مغزی؟

398
00:38:23,333 --> 00:38:24,833
‫این خوبه، نه؟

399
00:38:24,916 --> 00:38:26,250
‫اما خیلی کمه.

400
00:38:28,500 --> 00:38:32,291
‫متأسفانه احتمال آسیب دائمی مغزی
‫بسیار بالاست.

401
00:38:33,583 --> 00:38:36,166
‫به محض اینکه ورم سرش
‫کمتر بشه،

402
00:38:36,250 --> 00:38:38,000
‫آزمایش‌ها رو تکرار می‌کنیم

403
00:38:38,833 --> 00:38:42,291
‫طی چند روز آینده تا بهتر بتونیم
‫تشخیص بدیم...

404
00:38:42,375 --> 00:38:45,500
‫که آیا این فعالیت مغزی رو به بهبوده یا نه.

405
00:38:46,875 --> 00:38:49,000
‫چون هنوز می‌تونه بهبود پیدا کنه.

406
00:38:49,083 --> 00:38:50,041
‫درسته؟

407
00:38:52,208 --> 00:38:53,333
‫در تئوری، بله.

408
00:38:54,416 --> 00:38:58,916
‫-اما بسیار بعیده.
‫-اما احتمالش وجود داره. درسته؟

409
00:39:03,291 --> 00:39:04,125
‫بله.

410
00:39:05,583 --> 00:39:07,250
‫این خبر خوبیه.

411
00:39:07,791 --> 00:39:10,791
‫این واقعاً خبر خوبیه، دنی.
‫فعالیت مغزی.

412
00:39:11,583 --> 00:39:17,083
‫خیلی ممنون، دکتر مایر.
‫دفعه بعد دوباره صحبت می‌کنیم.

413
00:39:42,583 --> 00:39:45,168
‫تقریباً هیچ فعالیت مغزی‌ای وجود نداره،
‫امید کمی به بهبودی هست.

414
00:39:50,416 --> 00:39:56,458
‫«خبر عالی: فعالیت مغزی الیز.
‫ممکنه تو روزهای آینده بهتر بشه.»

415
00:40:02,250 --> 00:40:04,500
‫دیدی؟ بهت نگفتم؟

416
00:40:05,166 --> 00:40:06,250
‫من که بهت گفتم.

417
00:40:06,333 --> 00:40:10,250
‫-«فعالیت مغزی.»
‫-این یعنی الیز تسلیم نمیشه.

418
00:40:10,333 --> 00:40:12,791
‫الیز می‌خواد زنده بمونه و خوب بشه.

419
00:40:19,833 --> 00:40:21,083
‫آقای ون ادن.

420
00:40:21,750 --> 00:40:24,250
‫بهتره اینجا از گوشیتون استفاده نکنید.

421
00:40:25,375 --> 00:40:26,416
‫حتماً.

422
00:40:38,125 --> 00:40:41,375
‫همیشه می‌دونستم یه اتفاق وحشتناک
‫برام می‌افته.

423
00:40:44,291 --> 00:40:46,416
‫تا اینکه بین این همه آدم، اریک،

424
00:40:46,500 --> 00:40:50,875
‫توی یه رابطه‌ی یه شبه تو حال مستی و ناامیدی،
‫باعث شد الیز رو باردار بشم.

425
00:40:51,875 --> 00:40:54,375
‫اون موقع بود که فهمیدم باید پیشش بمونم.

426
00:40:55,000 --> 00:40:57,291
‫چون با اون هیچ اتفاق بدی نمی‌افتاد.

427
00:41:01,125 --> 00:41:03,083
‫اریکِ بیمه‌گر.

428
00:41:07,708 --> 00:41:10,791
‫-تو دنبال امنیت بودی.
‫-و به خاطر سکس.

429
00:41:15,958 --> 00:41:18,583
‫فکر می‌کنی اریک برای این کار زیادی اوتیستیکه.

430
00:41:18,666 --> 00:41:22,291
‫برعکس. مردایی که ویژگی‌های اوتیستیک دارن
‫براشون خیلی مهمه

431
00:41:22,375 --> 00:41:24,375
‫که همه کارها رو خیلی دقیق انجام بدن.

432
00:41:24,458 --> 00:41:27,083
‫خیلی کامل و دقیقاً درست.

433
00:41:29,791 --> 00:41:30,708
‫خدای من.

434
00:41:35,750 --> 00:41:36,750
‫سلام.

435
00:41:39,875 --> 00:41:40,833
‫آقای ریکرز.

436
00:41:43,333 --> 00:41:44,791
‫من داشتم می‌رفتم.

437
00:41:44,875 --> 00:41:49,750
‫اما می‌خواستم بگم بابت اتفاقی که
‫برای مادلن افتاد خیلی متأسفم.

438
00:41:51,583 --> 00:41:53,541
‫و البته برای الیز.

439
00:41:53,625 --> 00:41:55,375
‫من واقعاً خیلی متأسفم.

440
00:41:56,458 --> 00:41:58,333
‫لطفاً اینو به آقای ون ادن بگید.

441
00:41:59,708 --> 00:42:02,500
‫آقای ون ادن امروز صبح اومد پیشت.

442
00:42:03,916 --> 00:42:05,125
‫من اونجا نبودم.

443
00:42:05,833 --> 00:42:06,875
‫اینو می‌دونم.

444
00:42:10,583 --> 00:42:11,875
‫پس من دیگه میرم.

445
00:42:12,416 --> 00:42:14,875
‫-خداحافظ.
‫-خداحافظ.

446
00:42:30,625 --> 00:42:31,458
‫اوه، لعنتی.

447
00:42:41,250 --> 00:42:42,458
‫ندو.

448
00:42:52,791 --> 00:42:54,416
‫بس کن. تمومش کن.

449
00:42:56,000 --> 00:42:57,791
‫بس کن. تمومش کن.

450
00:42:58,333 --> 00:43:00,000
‫آروم باش. هی.

451
00:43:18,000 --> 00:43:21,000
‫اریک همین الان یه بحث شدید با رالفی داشت.

452
00:43:21,083 --> 00:43:24,291
‫-امکان نداره.
‫-آره، نمی‌دونستم همچین جَنَمی داره.

453
00:43:25,000 --> 00:43:27,916
‫اریک مهارت‌های غیرمنتظره‌ای داره، دنی.

454
00:43:29,083 --> 00:43:31,041
‫اوه، طفلکی.

455
00:43:31,125 --> 00:43:32,458
‫چی شده؟

456
00:43:35,333 --> 00:43:37,375
‫حالا حسابی مراقبش باش، دنی.

457
00:43:41,666 --> 00:43:43,041
‫ببین چی آوردم، عزیزم.

458
00:43:43,125 --> 00:43:46,458
‫می‌خوایم برای فردا حالت رو جا بیاریم.

459
00:43:46,541 --> 00:43:48,208
‫سلام، حالت چطوره؟

460
00:43:48,750 --> 00:43:50,791
‫-خسته‌ام.
‫-هنوز؟

461
00:43:52,500 --> 00:43:53,916
‫این چیه؟

462
00:43:55,375 --> 00:43:57,208
‫دکتر اینا رو وصل کرد.

463
00:43:57,291 --> 00:43:59,125
‫-کی؟
‫-امروز بعدازظهر.

464
00:43:59,875 --> 00:44:02,833
‫-برای قلبمه.
‫-قلبت؟ چرا؟

465
00:44:03,750 --> 00:44:07,000
‫-بابا در جریان هست؟
‫-نمی‌دونم. یه مدت نبود.

466
00:44:07,083 --> 00:44:08,791
‫شاید بهتر باشه به دنی زنگ بزنی.

467
00:44:14,708 --> 00:44:17,791
‫در ضمن، من از الان یه چیزی
‫برای تولدت دارم.

468
00:44:17,875 --> 00:44:19,208
‫پچ‌ها.

469
00:44:19,291 --> 00:44:23,041
‫پچ‌هایی روی قفسه سینه‌اش با سیم.
‫به یه دستگاهی وصلن.

470
00:44:23,125 --> 00:44:24,375
‫نمی‌دونم...

471
00:44:24,458 --> 00:44:25,916
‫یه موقعی تو همین بعدازظهر.

472
00:44:26,500 --> 00:44:28,166
‫لعنتی، تو پیش اریک بودی.

473
00:44:29,333 --> 00:44:32,041
‫نمی‌دونم، دنی. هیچکس اینجا نیست.

474
00:44:33,416 --> 00:44:35,250
‫اصلاً حس خوبی به این قضیه ندارم.

475
00:44:38,750 --> 00:44:39,666
‫ببین.

476
00:44:40,375 --> 00:44:42,166
‫با رنگ‌های اصلی.

477
00:44:42,708 --> 00:44:44,041
‫خیلی باحاله.

478
00:44:45,708 --> 00:44:47,958
‫اینطوری بسته میشه.

479
00:44:48,041 --> 00:44:50,375
‫این از طرف من، اریک و الیزه.

480
00:44:51,583 --> 00:44:53,083
‫و ایده خودش هم بود.

481
00:44:55,958 --> 00:44:57,250
‫حالش چطوره؟

482
00:44:57,916 --> 00:44:59,125
‫خوب نیست.

483
00:45:02,333 --> 00:45:03,791
‫قراره بمیره؟

484
00:45:06,166 --> 00:45:07,458
‫نمی‌دونم.

485
00:45:09,916 --> 00:45:11,625
‫چی شد، مادلن؟

486
00:45:13,500 --> 00:45:14,958
‫فقط بهم بگو.

487
00:45:15,833 --> 00:45:18,416
‫من عصبانی نمیشم. می‌تونی فقط بهم بگی.

488
00:45:24,375 --> 00:45:25,333
‫مادلن؟

489
00:45:26,250 --> 00:45:28,958
‫-مادلن؟
‫-مادلن.

490
00:45:41,333 --> 00:45:44,083
‫پچ‌ها وصل شدن؟
‫از بیمار فاصله بگیرید.

491
00:46:01,250 --> 00:46:02,541
‫آقای و خانم ریکرز؟

492
00:46:03,541 --> 00:46:04,750
‫لطفاً.

493
00:46:23,208 --> 00:46:24,541
‫خوابیده؟

494
00:46:26,375 --> 00:46:29,041
‫خوابوندیمش تا فشار رو از روی قلبش برداریم.

495
00:46:29,125 --> 00:46:31,208
‫قلبش؟ چرا؟

496
00:46:33,375 --> 00:46:36,583
‫ایست قلبی‌ای که الان رخ داد مربوط میشه

497
00:46:36,666 --> 00:46:40,458
‫به آسیب قلبی قبلی ناشی از تصادف

498
00:46:40,541 --> 00:46:42,625
‫که قبلاً متوجهش نشده بودیم.

499
00:46:44,375 --> 00:46:49,375
‫وقتی دخترتون از روی موتور چهارچرخ افتاد،
‫فقط دنده‌هاش نشکستن.

500
00:46:49,458 --> 00:46:51,416
‫قلبش هم آسیب دید.

501
00:46:52,250 --> 00:46:54,541
‫پس نیاز به عمل داره.

502
00:46:54,625 --> 00:46:56,000
‫امکان‌پذیر نیست.

503
00:46:56,625 --> 00:46:58,583
‫دخترتون به یه قلب جدید نیاز داره.

504
00:46:58,666 --> 00:46:59,500
‫چی؟

505
00:47:02,375 --> 00:47:04,791
‫دخترتون به یه قلب جدید نیاز داره.

506
00:47:07,833 --> 00:47:11,333
‫پیشنهاد می‌کنم بریم اتاق بغلی
‫تا بتونم اینو توضیح بدم.

507
00:48:59,416 --> 00:49:01,166
‫آره... همین.

508
00:49:05,958 --> 00:49:07,416
‫قشنگ نیست، بابایی؟

509
00:49:49,125 --> 00:49:51,791
‫-کجان؟
‫-تو اتاق خوابشون.

510
00:49:51,875 --> 00:49:53,500
‫چیزی خوردن؟

511
00:49:55,375 --> 00:49:56,750
‫حالا قراره چیکار کنیم؟

512
00:49:58,833 --> 00:50:01,500
‫یه نوشیدنی دیگه بخوریم، گمونم؟

513
00:50:01,583 --> 00:50:03,208
‫با آنوک و دنی.

514
00:50:03,958 --> 00:50:06,166
‫ما ازشون حمایت می‌کنیم.
‫همونطور که اونا از ما حمایت می‌کنن.

515
00:50:06,250 --> 00:50:09,750
‫سعی می‌کنیم از هم حمایت کنیم.
‫چیکار دیگه‌ای می‌تونیم بکنیم؟

516
00:50:11,583 --> 00:50:13,750
‫نمی‌بینی این قضیه داره به کجا ختم میشه؟

517
00:50:16,041 --> 00:50:17,458
‫چی به کجا ختم میشه؟

518
00:50:18,583 --> 00:50:20,708
‫مادلن به قلب اهدایی نیاز داره.

519
00:50:22,708 --> 00:50:23,958
‫بله، می‌دونم.

520
00:50:24,500 --> 00:50:26,750
‫نه هر قلب اهدایی‌ای. قلب یه بچه.

521
00:50:26,833 --> 00:50:29,000
‫از کسی که هم‌اندازه خودشه،
‫وگرنه جا نمیشه.

522
00:50:30,791 --> 00:50:32,041
‫می‌فهمم چی میگی، اما...

523
00:50:32,125 --> 00:50:34,375
‫مادلن و الیز گروه خونی یکسانی دارن.

524
00:50:34,458 --> 00:50:37,166
‫پس فکر می‌کنی
‫حالا قراره چه اتفاقی بیفته؟

525
00:50:54,625 --> 00:50:56,625
‫والدینم زنگ زدن. اونا تو آلمانن.

526
00:50:56,708 --> 00:50:59,916
‫-می‌خوان فردا شب بیان سر بزنن.
‫-یا عیسی مسیح.

527
00:51:00,000 --> 00:51:02,791
‫نمی‌خوام بیان اینجا.
‫بهشون بگو شرایطش مناسب نیست.

528
00:51:02,875 --> 00:51:05,166
‫گفتم لازم نیست،
‫اما اصرار کردن.

529
00:51:05,250 --> 00:51:06,875
‫نمی‌خوام اینجا باشن.

530
00:51:11,416 --> 00:51:14,750
‫وضعیت الیزِ ما
‫هیچ ربطی به وضعیت مادلن نداره.

531
00:51:16,625 --> 00:51:18,041
‫مطلقاً هیچ ربطی.

532
00:51:22,750 --> 00:51:23,666
‫دنی.

533
00:51:28,250 --> 00:51:29,583
‫یه چیزی بگو.

534
00:51:31,375 --> 00:51:32,791
‫چرا دیگه حرف نزدی؟

535
00:51:32,875 --> 00:51:36,041
‫-ما نمی‌تونیم همچین چیزی ازشون بخوایم.
‫-اینو می‌دونم.

536
00:51:36,125 --> 00:51:38,750
‫اصلاً دلم نمی‌خواد ازشون بخوام. خدای من.

537
00:51:39,458 --> 00:51:43,125
‫فقط دارم میگم:
‫اگه هیچ راه دیگه‌ای نباشه چی؟

538
00:51:43,208 --> 00:51:45,708
‫-اون‌وقت چی؟
‫-لزومی نداره.

539
00:51:45,791 --> 00:51:46,833
‫کلی وقت هست.

540
00:51:46,916 --> 00:51:49,541
‫مادلن بالای لیست انتظاره. درسته؟

541
00:51:50,416 --> 00:51:53,208
‫اما صدر فهرستم نیست،
‫چون وقت زیادی داره.

542
00:51:53,291 --> 00:51:57,416
‫-می‌دونم نمی‌تونیم تا ابد صبر کنیم، اما...
‫-میانگین انتظار تقریباً یک ساله.

543
00:51:57,500 --> 00:52:01,208
‫مادلن خیلی زود به یه قلب جدید نیاز داره،
‫وگرنه می‌میره.

544
00:52:01,291 --> 00:52:06,166
‫-پس اگه این تنها راه حله، در اون صورت...
‫-این تنها راه حل نیست.

545
00:52:07,458 --> 00:52:08,541
‫گوش کن.

546
00:52:08,625 --> 00:52:12,291
‫من برای نجات مادلن
‫هر کاری می‌کنم، هر کاری.

547
00:52:12,375 --> 00:52:16,125
‫اما باید عقلمون رو سر جاش نگه داریم.
‫می‌تونیم سر این توافق کنیم؟

548
00:52:16,666 --> 00:52:19,208
‫میشه لطفاً سر این توافق کنیم؟

549
00:53:12,083 --> 00:53:14,375
‫دنی. می‌خوام با اریک صحبت کنی.

550
00:53:17,041 --> 00:53:18,291
‫چطور همچین چیزی رو تصور می‌کنی؟

551
00:53:20,875 --> 00:53:22,875
‫فقط حرف بزن.

552
00:53:23,500 --> 00:53:24,791
‫با آرامش.

553
00:53:24,875 --> 00:53:26,500
‫-با آرامش.
‫-آره.

554
00:53:27,166 --> 00:53:29,000
‫آروم و با ملایمت.

555
00:53:29,916 --> 00:53:32,750
‫زیادی اصرار نکن.
‫و قطعاً خیلی واضح اشاره نکن.

556
00:53:32,833 --> 00:53:34,458
‫خیلی واضح نه.

557
00:53:35,125 --> 00:53:38,500
‫پس اینطوری نه که: «اریک، وقتش نرسیده
‫که دستگاه‌ها رو قطع کنی؟»

558
00:53:39,625 --> 00:53:42,291
‫اصلاً برات مهمه
‫که اینجا داره چه اتفاقی میفته؟

559
00:53:43,416 --> 00:53:46,666
‫مجبور نیستی هیچ چیزی ازش بپرسی.
‫هیچیِ هیچی.

560
00:53:47,291 --> 00:53:49,750
‫فقط می‌خوام بدونم موضعش چیه.

561
00:53:49,833 --> 00:53:50,958
‫همین و بس.

562
00:55:01,125 --> 00:55:02,041
‫سلام، رفیق.

563
00:55:04,083 --> 00:55:05,041
‫اجازه هست؟

564
00:55:11,875 --> 00:55:13,875
‫داشتم با خودم فکر می‌کردم کی قراره پیدات بشه.

565
00:55:16,916 --> 00:55:17,833
‫چی؟

566
00:55:21,666 --> 00:55:23,125
‫یه چیزی می‌خوای، درسته؟

567
00:55:24,791 --> 00:55:30,541
‫من یه چیزی دارم که تو واقعاً می‌خوای.
‫در واقع، حاضری براش آدم بکشی.

568
00:55:38,208 --> 00:55:39,375
‫بفرما.

569
00:55:39,458 --> 00:55:42,875
‫اینو مخصوصاً برای تو آوردم.
‫دقیقاً آخرین دسر شکلاتی.

570
00:55:47,791 --> 00:55:50,083
‫داریم با روزهای عجیبی روبرو میشیم، دنی.

571
00:55:52,000 --> 00:55:54,208
‫همین الان داشتم با گوئن در موردش بحث می‌کردم.

572
00:55:55,166 --> 00:55:58,625
‫شاید مجبور بشیم
‫همه چیز رو با الیز از اول شروع کنیم.

573
00:55:58,708 --> 00:56:03,416
‫شاید مجبور بشه همه چیز رو دوباره یاد بگیره.
‫قدم به قدم، درست مثل یه نوزاد تازه متولد شده.

574
00:56:03,500 --> 00:56:05,500
‫و این سخت خواهد بود.

575
00:56:06,166 --> 00:56:08,000
‫اما در عین حال خیلی...

576
00:56:08,625 --> 00:56:09,833
‫خیلی زیباست.

577
00:56:12,166 --> 00:56:14,083
‫ما اونو به چشم یه شروع جدید می‌بینیم.

578
00:56:14,166 --> 00:56:18,458
‫یه هدیه زیبا
‫که با آغوش باز ازش استقبال می‌کنیم.

579
00:56:21,416 --> 00:56:22,708
‫چیزی پیدا کردی؟

580
00:56:23,375 --> 00:56:24,291
‫نه.

581
00:56:24,833 --> 00:56:26,541
‫نه. فکر می‌کردم یه سرنخ دارم.

582
00:56:27,500 --> 00:56:30,083
‫قلب‌های مصنوعی وجود دارن،
‫اما نه برای بچه‌ها.

583
00:56:30,166 --> 00:56:33,666
‫-خیلی پیچیده و آزمایشیه.
‫-تسلیم نشو، دنی.

584
00:56:34,708 --> 00:56:36,125
‫جوینده یابنده است.

585
00:56:36,149 --> 00:56:38,149


586
00:57:14,375 --> 00:57:16,083
‫دکتر فرای؟

587
00:57:16,166 --> 00:57:18,208
‫-می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟
‫-بله.

588
00:57:56,625 --> 00:57:59,791
‫باید حرف بزنیم

589
00:58:14,666 --> 00:58:15,625
‫گوئن.

590
00:58:16,291 --> 00:58:17,416
‫اریک.

591
00:58:19,916 --> 00:58:22,000
‫مادلن به کمکتون نیاز داره.

592
00:58:24,625 --> 00:58:28,041
‫و می‌خوام از همین اول
‫یه چیزی رو روشن کنم.

593
00:58:29,333 --> 00:58:32,333
‫ما قرار نیست ازتون بخوایم
‫از الیز دست بکشید.

594
00:58:36,750 --> 00:58:39,250
‫ما می‌خوایم ازتون بخوایم که مادلن رو نجات بدید.

595
00:58:40,666 --> 00:58:42,833
‫جفتش که یکی میشه،
‫اینطور نیست؟

596
00:58:43,375 --> 00:58:46,041
‫نه، کاملاً متفاوته.

597
00:58:48,166 --> 00:58:50,250
‫مادلن هنوز هم می‌تونه نجات پیدا کنه.

598
00:58:50,333 --> 00:58:52,041
‫و الیز هنوز زنده‌ست.

599
00:58:53,125 --> 00:58:54,958
‫هنوز می‌تونه بیدار بشه.

600
00:58:55,041 --> 00:58:56,583
‫این یه شانس واقع‌بینانه‌است.

601
00:58:58,833 --> 00:59:01,958
‫-من نظری در این باره ندارم، اریک.
‫-نه؟

602
00:59:02,041 --> 00:59:03,000
‫نه.

603
00:59:07,125 --> 00:59:10,750
‫«فعالیت مغزی کم
‫با امیدِ کم به بهبودی.»

604
00:59:11,541 --> 00:59:14,750
‫این نظر من نیست.
‫تشخیص دکتر مایره.

605
00:59:14,833 --> 00:59:16,500
‫دنی اونجا بود.

606
00:59:16,583 --> 00:59:17,791
‫متأسفم، گوئن.

607
00:59:24,041 --> 00:59:26,291
‫طبق گفته متخصص قلب مادلن

608
00:59:26,375 --> 00:59:31,250
‫احتمال پیوند موفقیت‌آمیز
‫بالای ۶۵ درصده.

609
00:59:32,250 --> 00:59:35,000
‫شصت و پنج درصد برای مادلن

610
00:59:35,083 --> 00:59:38,041
‫در مقابل تقریباً هیچ شانسی
‫برای بهبود الیز.

611
00:59:38,958 --> 00:59:40,583
‫اینا حرفای من نیست.

612
00:59:40,666 --> 00:59:42,875
‫اینا حرفای دنی نیست.

613
00:59:44,333 --> 00:59:45,833
‫اینا واقعیته.

614
00:59:52,791 --> 00:59:53,833
‫آنوک.

615
00:59:54,625 --> 00:59:55,458
‫دنی.

616
00:59:55,541 --> 00:59:58,416
‫ما بابت اتفاقی که برای مادلن افتاده
‫بی‌نهایت متأسفیم.

617
00:59:58,500 --> 01:00:01,208
‫بی‌نهایت متأسفیم. هر دوتامون.

618
01:00:02,333 --> 01:00:04,500
‫اما ما نمی‌تونیم این مسئله رو براتون حل کنیم.

619
01:00:05,083 --> 01:00:08,666
‫چرا، می‌تونید.

620
01:00:09,208 --> 01:00:12,291
‫شما بهتر از هر کس دیگه‌ای می‌تونید این کار رو بکنید.

621
01:00:13,750 --> 01:00:16,625
‫-و من می‌فهمم چقدر سخته...
‫-آنوک.

622
01:00:17,583 --> 01:00:21,416
‫-ساده‌لوح نباش، اریک. این‌ها واقعیته...
‫-آنوک.

623
01:00:22,166 --> 01:00:23,333
‫بله، دنی؟

624
01:00:23,916 --> 01:00:26,458
‫فکر می‌کنم اریک حسش رو کاملاً روشن بیان کرد.

625
01:00:27,416 --> 01:00:28,500
‫متأسفم.

626
01:00:29,916 --> 01:00:32,875
‫عالیه. جلسه به پایان رسید.

627
01:00:32,958 --> 01:00:34,333
‫اریک؟ بریم.

628
01:00:36,166 --> 01:00:38,250
‫من خیلی متأسفم. واقعاً.

629
01:00:46,333 --> 01:00:47,250
‫گوئن.

630
01:00:50,708 --> 01:00:52,000
‫گوئن.

631
01:00:52,083 --> 01:00:55,500
‫الیز چی می‌خواست؟

632
01:00:56,708 --> 01:01:00,083
‫اگه الیز می‌دونست می‌تونه مادلن رو نجات بده چی؟

633
01:01:00,166 --> 01:01:02,791
‫اون چی می‌خواست؟
‫الیز چی می‌خواست؟

634
01:01:02,875 --> 01:01:04,458
‫الیز می‌خواد زنده بمونه.

635
01:01:04,541 --> 01:01:07,708
‫فعالیت مغزیش نشون میده
‫می‌خواد زنده بمونه و خوب بشه.

636
01:01:07,791 --> 01:01:11,750
‫-خب، تعجب می‌کنم که این واقعاً درسته یا نه...
‫-این‌ها حرف‌های خودته، آنوک.

637
01:01:11,833 --> 01:01:14,833
‫«الیز می‌خواد زنده بمونه و خوب بشه.»
‫دیروز خودت این رو گفتی.

638
01:01:14,916 --> 01:01:17,291
‫برای اینکه بهت روحیه بدم.
‫بر خلاف منطق سرد.

639
01:01:17,375 --> 01:01:19,958
‫دیگه چی می‌تونستم بگم؟

640
01:01:20,041 --> 01:01:21,083
‫حرف‌های خودت.

641
01:01:21,625 --> 01:01:22,541
‫باشه.

642
01:01:23,458 --> 01:01:25,541
‫پس من این رو گفتم، آره.

643
01:01:25,625 --> 01:01:28,333
‫و کی گفت
‫نیازی نیست کلاه ایمنی سرشون بذارن؟

644
01:01:30,083 --> 01:01:31,625
‫تو این رو گفتی.

645
01:01:31,708 --> 01:01:33,250
‫اما من اشاره‌ای به اون کردم؟

646
01:01:33,333 --> 01:01:36,625
‫صدای من رو شنیدی که بگه
‫نیازی به سر کردن کلاه ایمنی ندارند؟

647
01:01:37,250 --> 01:01:41,625
‫کدوم‌ یک از شما صدای من رو شنیدید که بگه
‫نیازی به کلاه ایمنی نیست؟

648
01:01:42,583 --> 01:01:45,750
‫من از همون اول فکر می‌کردم موتور‌سواری با چهارچرخ ایده بدیه،

649
01:01:45,833 --> 01:01:49,333
‫پس بیایید همدیگه رو مقصر ندونیم
‫که چه کسی چی گفته.

650
01:01:53,875 --> 01:01:56,041
‫اریک؟ گوش کن.

651
01:01:56,583 --> 01:02:00,583
‫خیلی خوب می‌فهمم
‫که دارم چیز غیرممکنی می‌خوام.

652
01:02:00,666 --> 01:02:04,666
‫الیز همه چیزتونه و حتی بیشتر.

653
01:02:05,250 --> 01:02:06,125
‫و من...

654
01:02:06,208 --> 01:02:09,125
‫و ما هم به همون اندازه دوستش داریم. عمیقاً دوستش داریم...

655
01:02:09,208 --> 01:02:11,666
‫نه، نه. این حقیقت نداره.

656
01:02:11,750 --> 01:02:14,750
‫شما اصلاً الیز رو دوست ندارید. از روز اول.

657
01:02:14,833 --> 01:02:17,916
‫از روز اول، فکر می‌کردید
‫الیز یه بچه‌ی خودخواه و لوسه.

658
01:02:18,000 --> 01:02:20,000
‫-این هرگز تغییر نکرد.
‫-چرا این رو می‌گی؟

659
01:02:20,083 --> 01:02:24,583
‫«یه بچه‌ی عوضی. یه بچه‌ی لوس عوضی.»
‫این رو اینجا بارها و بارها گفتی.

660
01:02:24,666 --> 01:02:28,375
‫«اوه، اینجا چقدر قشنگه. چقدر دلنشینه.
‫حیف از اون بچه‌ی عوضی.»

661
01:02:30,000 --> 01:02:33,416
‫این حرف‌ها از کجا میاد؟
‫اصلاً نمی‌فهمم چی میگی.

662
01:02:33,500 --> 01:02:35,625
‫من هرگز چنین چیزی نگفتم. اصلاً و ابداً.

663
01:02:35,708 --> 01:02:39,333
‫دیوارها نازکن، آنوک.
‫خیلی نازک.

664
01:02:41,875 --> 01:02:47,291
‫گوئن. اگه ناراحتت کردم، متأسفم.
‫اما بحث این نیست.

665
01:02:47,375 --> 01:02:51,458
‫بحث اینه که تو و من
‫در وضعیت دشواری هستیم...

666
01:02:51,541 --> 01:02:54,666
‫وضعیتی که برات چندان اهمیتی نداره
‫اگه بچه‌ی عوضی من بمیره.

667
01:02:54,750 --> 01:02:56,708
‫خیلی‌ خب.
‫دیگه تمومش کنید.

668
01:02:58,166 --> 01:02:59,791
‫کارمون اینجا تمومه؟

669
01:03:00,458 --> 01:03:02,125
‫گوئن، کارمون تمومه؟

670
01:03:02,750 --> 01:03:03,708
‫بله.

671
01:03:04,958 --> 01:03:06,708
‫آنوک. کارمون تمومه؟

672
01:03:07,500 --> 01:03:08,416
‫بله.

673
01:03:09,000 --> 01:03:10,166
‫کارمون تمومه.

674
01:03:11,833 --> 01:03:13,166
‫همون‌طور رهاش می‌کنیم.

675
01:03:14,708 --> 01:03:15,833
‫پس اینم از این.

676
01:03:16,375 --> 01:03:17,541
‫هیچ کاری نمی‌کنیم.

677
01:03:18,125 --> 01:03:19,833
‫اون‌وقت مادلن می‌میره.

678
01:03:19,916 --> 01:03:21,791
‫و بعد الیز می‌میره.

679
01:03:22,541 --> 01:03:23,833
‫و کار تموم میشه.

680
01:03:24,500 --> 01:03:26,041
‫این همون چیزی است که می‌خوایم؟

681
01:03:26,125 --> 01:03:27,375
‫این چیزیه که می‌خواهیم؟

682
01:03:27,458 --> 01:03:31,125
‫-ما از الیز دست نمی‌کشیم، آنوک.
‫-البته که نه.

683
01:03:31,208 --> 01:03:34,541
‫البته که ازش دست نمی‌کشید.
‫این غیرممکنه.

684
01:03:34,625 --> 01:03:38,208
‫برای این کار خیلی زوده.
‫خیلی خیلی زود.

685
01:03:38,291 --> 01:03:41,083
‫اما وقتی نمونده. هیچ وقتی نمونده.

686
01:03:41,166 --> 01:03:45,166
‫و من دلم نمی‌خواد بپرسم،
‫اما ناچارم بپرسم. گوئن.

687
01:03:47,041 --> 01:03:48,417
‫اگر جای ما عوض می‌شد...

688
01:03:48,500 --> 01:03:52,875
‫اگر قضیه برعکس بود،
‫تو جای من چیکار می‌کردی؟

689
01:03:58,791 --> 01:04:01,500
‫سؤال این نیست
‫که من جای تو چیکار می‌کردم،

690
01:04:01,583 --> 01:04:03,708
‫بلکه اینه که تو جای من چیکار می‌کردی.

691
01:04:03,791 --> 01:04:08,666
‫اگر ازت می‌خواستم از بچه‌ات دست بکشی چیکار می‌کردی؟
‫از مادلن دست می‌کشیدی؟

692
01:04:12,125 --> 01:04:13,375
‫اون‌وقت من این کار رو می‌کردم.

693
01:04:14,208 --> 01:04:15,208
‫اهان، واقعاً؟

694
01:04:17,333 --> 01:04:20,583
‫-بله. من این کار رو می‌کردم.
‫-من خیلی هم مطمئن نیستم.

695
01:04:20,666 --> 01:04:26,708
‫البته که ما یک گفتگو‌ی دردناک و صادقانه
‫در این مورد با هم می‌کردیم.

696
01:04:26,791 --> 01:04:29,250
‫-اما بعدش این کار رو می‌کردم، بله.
‫-اما من نه.

697
01:04:29,333 --> 01:04:31,791
‫باشه، دنی، شاید تو این کار رو نمی‌کردی.

698
01:04:32,750 --> 01:04:34,208
‫اما من می‌کردم.

699
01:04:34,916 --> 01:04:39,791
‫این تنها راه معنادار برای نجات دادن چیزی از دل این وضع بود.

700
01:04:40,916 --> 01:04:41,833
‫اریک.

701
01:04:42,416 --> 01:04:43,333
‫گوئن.

702
01:04:44,916 --> 01:04:48,041
‫الیز این شانس رو داره که به زندگی ادامه بده.

703
01:04:48,916 --> 01:04:51,416
‫به شکلی معنادار ادامه بده

704
01:04:52,041 --> 01:04:53,375
‫درون وجود مادلن.

705
01:04:54,250 --> 01:04:57,875
‫چون اگه مادلن بمیره و الیز بمیره،

706
01:04:57,958 --> 01:05:00,708
‫هیچ‌کس چیزی به دست نمی‌آره. هیچ‌کس.

707
01:05:01,333 --> 01:05:05,250
‫پس لطفاً، از این فرصت استفاده کنید
‫و به این وضعیت معنایی ببخشید.

708
01:05:05,333 --> 01:05:07,208
‫همین و بس. لطفاً.

709
01:05:08,416 --> 01:05:10,375
‫لطفاً، لطفاً.

710
01:05:10,458 --> 01:05:12,958
‫-لطفاً.
‫-خیلی خوب گوش کن

711
01:05:13,041 --> 01:05:16,000
‫اریک و گوئن هیچ قصدی ندارند
‫که بگذارند بچه‌شان به خاطر ما بمیره.

712
01:05:16,083 --> 01:05:19,500
‫-خیلی مایه تأسفه، اما این کار رو نمی‌کنند.
‫-گوئن.

713
01:05:20,500 --> 01:05:22,291
‫تو بهترین دوست منی.

714
01:05:22,375 --> 01:05:23,375
‫اریک.

715
01:05:23,458 --> 01:05:26,041
‫اگه به خاطر دنی نمی‌خوای این کار را بکنی، به خاطر من بکن.

716
01:05:26,125 --> 01:05:28,125
‫-من یکی از بهترین دوستانت هستم.
‫-بس کن.

717
01:05:28,208 --> 01:05:30,208
‫-بس کن.
‫-یکی از بهترین دوستانت.

718
01:05:39,166 --> 01:05:41,708
‫ببخشید، بچه‌ها. این یه اشتباه بزرگ بود.

719
01:05:41,791 --> 01:05:45,041
‫به بزرگی خریدن این خانه‌ی لعنتی با هم.

720
01:05:50,791 --> 01:05:53,916
‫لعنتی، پدر و مادرم
‫تا دو ساعت دیگه می‌رسند اینجا.

721
01:05:54,000 --> 01:05:56,458
‫یا عیسی مسیح. الان نه.

722
01:05:57,583 --> 01:05:59,791
‫پدر و مادرم می‌خوان نوه‌ شون رو ببینند.

723
01:05:59,875 --> 01:06:03,041
‫ببرشون بیمارستان، بعد رستوران و بعد هتل.

724
01:06:03,125 --> 01:06:04,416
‫اونا اینجا نمیان.

725
01:06:04,500 --> 01:06:06,625
‫نصف پول این خونه رو اونا دادند،

726
01:06:06,708 --> 01:06:10,041
‫هیچ اهمیتی نمی‌دهم.
‫اونا اینجا نمیان.

727
01:06:12,000 --> 01:06:13,416
‫باشه، باشه.

728
01:06:14,166 --> 01:06:15,333
‫وقت استراحت.

729
01:06:15,958 --> 01:06:17,458
‫وقت استراحت.

730
01:06:17,541 --> 01:06:19,000
‫دیگه حرفی نزنیم.

731
01:06:19,083 --> 01:06:22,458
‫نه من. نه تو. هیچ‌کس. وقت استراحت.

732
01:06:25,541 --> 01:06:28,708
‫من همین الان میز سالانه‌مان را در گاشت‌هاف آلته واشت رزرو کردم...

733
01:06:28,791 --> 01:06:31,916
‫-خدای من.
‫-...چون در گاشت‌هاف آلته واشت

734
01:06:32,000 --> 01:06:34,666
‫ما هر سال تولد مادلن را جشن می‌گیریم.

735
01:06:34,750 --> 01:06:38,416
‫به علاوه این واقعیت که من و گوئن
‫اولین بار همدیگر را کنار دریاچه کوهستانی دیدیم.

736
01:06:38,500 --> 01:06:40,250
‫و بقیه ماجرا خاطره‌ست.

737
01:06:41,958 --> 01:06:44,958
‫فردا شب اونجا غذا می‌خوریم، درست مثل هر سال

738
01:06:45,041 --> 01:06:48,208
‫-تا ببینیم دوستی‌مان چقدر ارزش داره...
‫-الان که کاملاً مشخصه.

739
01:06:48,291 --> 01:06:51,291
‫تا فردا شب
‫دهانمان را بسته نگه می‌داریم

740
01:06:51,375 --> 01:06:53,791
‫و افکارمون را برای خودمان نگه می‌داریم.
‫همه ما، تمام روز.

741
01:06:53,875 --> 01:06:59,125
‫و بعد یک بار دیگه، با احترام و آرامش،
‫می‌بینیم که توی چه وضعیتی هستیم.

742
01:06:59,208 --> 01:07:00,916
‫چه مزخرفاتی.

743
01:07:01,000 --> 01:07:03,916
‫-من می‌دونم کجای کارم. این تغییر نمی‌کنه.
‫-بسیار خب، اریک.

744
01:07:04,791 --> 01:07:08,583
‫اگر فردا هم همین حس رو داشتی،
‫اون وقت به ما بگو و ما به آن احترام می‌ذاریم.

745
01:07:08,666 --> 01:07:11,000
‫گوئن، برای تو هم همین طور.

746
01:07:11,083 --> 01:07:14,000
‫اما تو این فاصله
‫کاری به کار همدیگه نداریم.

747
01:07:14,750 --> 01:07:17,208
‫دنی، من امشب در بیمارستان می‌مونم.

748
01:07:17,291 --> 01:07:18,833
‫هر جور که دوست داری رفتار کن.

749
01:07:34,750 --> 01:07:37,166
‫متأسفم، اما گوئن حمله میگرنی بهش دست داده.

750
01:07:37,250 --> 01:07:40,125
‫خیلی مزخرفه.
‫منم باهاتون میام بیمارستان.

751
01:08:36,666 --> 01:08:37,625
‫لعنتی.

752
01:08:50,250 --> 01:08:51,500
‫بذار ببینم.

753
01:08:54,416 --> 01:08:55,875
‫چیز مهمی نیست.

754
01:08:55,958 --> 01:08:56,958
‫بیا.

755
01:09:54,125 --> 01:09:55,791
‫صبح بخیر، آقای ریکرز.

756
01:09:55,875 --> 01:09:59,500
‫-همسرتان همراهتان نیست؟
‫-فکر می‌کردم الان اینجا باشه.

757
01:10:04,208 --> 01:10:05,041
‫لطفاً بفرمایید تو.

758
01:10:29,875 --> 01:10:33,541
‫آقای و خانم ون ادن،
‫ما دخترتان را چندین بار معاینه کردیم

759
01:10:33,625 --> 01:10:36,750
‫و تصویر نسبتاً ثابتی در حال شکل‌گیری است.

760
01:10:36,833 --> 01:10:40,333
‫درسته که الیز نفس می‌کشه، اما مردمک چشمش به نور واکنشی نشون نمیده.

761
01:10:40,416 --> 01:10:44,166
‫وقتی سرش رو تکون میدیم،
‫چشم‌هاش هم‌زمان تکون نمی‌خورن.

762
01:10:44,250 --> 01:10:48,375
‫همچنین هیچ رفلکس قرنیه‌ای وجود نداره.
‫یعنی چشم‌هاش بسته نمیشن...

763
01:10:48,458 --> 01:10:51,333
‫وقتی با یه گوش‌پاک‌کن قرنیه‌اش رو لمس می‌کنیم.

764
01:10:52,083 --> 01:10:53,333
‫این یعنی چی؟

765
01:10:54,208 --> 01:10:57,041
‫ما درمان رو برای مدتی ادامه میدیم،

766
01:10:57,625 --> 01:11:00,250
‫با وجود اینکه درمان بی‌فایده به نظر می‌رسه.

767
01:11:00,333 --> 01:11:03,125
‫تمام چیزی که برای روزهای آینده باقی مونده امیده.

768
01:11:03,208 --> 01:11:05,208
‫هرچند واقع‌بینانه نیست.

769
01:11:08,125 --> 01:11:09,583
‫و چقدر...

770
01:11:10,208 --> 01:11:12,000
‫احتمالش هست که...

771
01:11:12,083 --> 01:11:15,708
‫از کما بیرون بیاید
‫و عملکرد مغزش...

772
01:11:15,791 --> 01:11:17,375
‫-به نحوی برگرده؟
‫-بله؟

773
01:11:19,708 --> 01:11:22,250
‫احتمال بیدار شدنش خیلی کمه.

774
01:11:23,083 --> 01:11:26,916
‫و جدای از اون،
‫من حدود ۹۹.۹ درصد مطمئنم

775
01:11:27,000 --> 01:11:29,958
‫که مغز الیز دچار آسیب جبران‌ناپذیری شده.

776
01:11:30,041 --> 01:11:32,625
‫نه، نه. یه لحظه، لطفاً.

777
01:11:32,708 --> 01:11:33,708
‫یه لحظه.

778
01:11:34,875 --> 01:11:36,083
‫یه لحظه.

779
01:11:38,125 --> 01:11:39,250
‫به این نگاه کنید.

780
01:11:41,583 --> 01:11:42,625
‫یه عکس فوق‌العاده.

781
01:11:44,291 --> 01:11:45,666
‫از دخترمونه.

782
01:11:48,750 --> 01:11:50,583
‫-دختر خوشگلیه.
‫-دقیقاً.

783
01:11:51,500 --> 01:11:56,208
‫می‌خوام بدونید این یک شیء نیست،
‫بلکه الیز ماست.

784
01:11:56,291 --> 01:11:58,333
‫نه یک شیء بی‌جان.

785
01:11:59,708 --> 01:12:01,583
‫پس، دکتر مایر...

786
01:12:01,666 --> 01:12:03,958
‫خوب به این نگاه کنید.

787
01:12:04,041 --> 01:12:06,625
‫اینجا چی می‌بینید؟ چی می‌بینید؟

788
01:12:10,458 --> 01:12:13,333
‫آقای ون ادن، من غم شما را کاملاً درک می‌کنم.

789
01:12:13,416 --> 01:12:15,750
‫اما باید با واقعیت روبرو شویم.

790
01:12:40,416 --> 01:12:42,583
‫-بهت نیاز دارم.
‫-چی؟

791
01:12:42,666 --> 01:12:43,500
‫بیا.

792
01:12:54,500 --> 01:12:56,625
‫-اونجاست؟
‫-همون بالا.

793
01:13:06,666 --> 01:13:07,791
‫نمیای؟

794
01:13:08,416 --> 01:13:09,458
‫برای چی؟

795
01:13:09,541 --> 01:13:12,625
‫برای اینکه ببینیم راهی هست
‫تا اریک و گوئن رو متقاعد کنیم

796
01:13:12,708 --> 01:13:14,916
‫تا زندگی دخترمون رو نجات بدن.

797
01:13:15,000 --> 01:13:17,541
‫این دست ما نیست، آنوک، دست اونه.

798
01:13:17,625 --> 01:13:20,208
‫به خاطر همینه که برای مادلن
‫به خودت تکونی ندادی؟

799
01:13:20,291 --> 01:13:21,833
‫چون دست ما نیست؟

800
01:13:24,333 --> 01:13:25,583
‫بدبختِ ضعیف.

801
01:13:28,166 --> 01:13:30,250
‫-دارم تمام تلاشم رو می‌کنم.
‫-هیچ کاری نکردی.

802
01:13:30,333 --> 01:13:32,833
‫-هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم.
‫-هیچ کاری نمی‌کنی.

803
01:13:32,916 --> 01:13:35,666
‫-دارم به روش خودم عمل می‌کنم...
‫-چون باهاش خوابیدی.

804
01:13:37,416 --> 01:13:38,250
‫بله؟

805
01:13:38,333 --> 01:13:41,250
‫هیچ کاری نمی‌کنی
‫چون با گوئن خوابیدی.

806
01:13:42,208 --> 01:13:44,083
‫کِی؟
‫شش، هفت سال پیش؟

807
01:13:44,166 --> 01:13:46,250
‫اون دچار فرسودگی شغلی شده بود.
‫و تو آشپزخانه رو بازسازی کردی.

808
01:13:46,333 --> 01:13:47,845
‫همون موقع باهاش خوابیدی، مگه نه؟

809
01:13:50,875 --> 01:13:53,500
‫خدای من، من همیشه شک داشتم.

810
01:13:53,583 --> 01:13:55,041
‫اما حالا مطمئنم.

811
01:13:55,125 --> 01:13:58,291
‫البته برای من مهم نیست.
‫الان نگرانی‌های دیگه‌ای دارم.

812
01:14:01,583 --> 01:14:04,500
‫هر اتفاقی بین من و گوئن
‫در سال‌های قبل افتاده...

813
01:14:04,583 --> 01:14:05,875
‫برام مهم نیست.

814
01:14:05,958 --> 01:14:07,791
‫هیچ ربطی به این موضوع نداره.

815
01:14:10,291 --> 01:14:14,333
‫-فقط یک بار بود، یا کل هفته؟
‫-فکر کردم برات مهم نیست.

816
01:14:15,333 --> 01:14:16,583
‫نیست.

817
01:14:16,666 --> 01:14:21,750
‫چیزی که برام جالبه اینه که گوئنِ تو
‫هنوز فکر می‌کنه الیز باعث این تصادف شده.

818
01:14:23,083 --> 01:14:24,416
‫«گوئنِ من»؟

819
01:14:25,500 --> 01:14:29,416
‫الیز اینجا کاری کرده. یه کار احمقانه یا خطرناک.

820
01:14:29,500 --> 01:14:32,666
‫گوئن این رو می‌دونه. دقیقاً نمی‌دونه چی،

821
01:14:32,750 --> 01:14:35,041
‫-اما وقتی بفهمه...
‫-اون‌وقت چی؟

822
01:14:35,125 --> 01:14:36,916
‫اون‌وقت از الیز دست می‌کشه.

823
01:14:37,500 --> 01:14:40,083
‫-چی؟ از روی عذاب وجدان؟
‫-آره، از روی عذاب وجدان.

824
01:14:40,166 --> 01:14:43,916
‫چون از امروز صبح می‌دونه که صفر درصد احتمال داره

825
01:14:44,000 --> 01:14:47,416
‫که وضعیت الیز حتی یه ذره هم بهتر بشه.

826
01:14:50,875 --> 01:14:53,791
‫خب، پس حیف شد که الیز هیچ کاری نکرد.

827
01:14:53,875 --> 01:14:55,250
‫-تو نمی‌دونی.
‫-چرا می‌دونم.

828
01:14:55,333 --> 01:14:58,125
‫نه، نمی‌دونی.
‫هیچ‌کس نمی‌دونه اینجا چه اتفاقی افتاده

829
01:14:58,208 --> 01:15:01,125
‫پس حالا می‌خوای از خودت یه چیزی دربیاری؟ همینه دیگه؟

830
01:15:02,416 --> 01:15:04,083
‫تو ایده‌ی بهتری داری؟

831
01:15:05,833 --> 01:15:08,250
‫-ایده‌ی بهتری داری؟
‫-تو نمی‌تونی...

832
01:15:10,083 --> 01:15:12,666
‫من دیدمشون.

833
01:15:13,916 --> 01:15:17,625
‫من الیز و مادلن رو روی اون موتور چهارچرخ دیدم،
‫وقتی که داشتم اون چوب ماهیگیری رو می‌خریدم.

834
01:15:18,416 --> 01:15:20,166
‫رد شدنشون رو دیدم.

835
01:15:20,833 --> 01:15:22,583
‫درست قبل از تصادف.

836
01:15:22,666 --> 01:15:27,750
‫و اگه قرار باشه کسی رو مقصر بدونیم، الیز نیست، مادلن مقصره.

837
01:15:27,833 --> 01:15:28,750
‫این چرت و پرته.

838
01:15:29,291 --> 01:15:30,416
‫مادلنِ ما

839
01:15:31,166 --> 01:15:34,125
‫برعکس روی فرمان اون چهارچرخ نشسته بود.

840
01:15:35,708 --> 01:15:38,125
‫مثل دیوونه‌ها جیغ می‌کشید،

841
01:15:38,208 --> 01:15:41,625
‫-پاهاش رو جلوی اون پسر کاملاً باز کرده بود.
‫-چرت و پرته.

842
01:15:42,541 --> 01:15:44,583
‫فکر می‌کنی چرا می‌خواستم برم؟

843
01:15:45,458 --> 01:15:48,875
‫فکر می‌کنی چرا می‌خواستم مادلن رو ببرم خونه؟

844
01:15:48,958 --> 01:15:51,166
‫-هیچ ایده‌ای ندارم.
‫-برای اینکه ازش محافظت کنم.

845
01:15:54,125 --> 01:15:55,458
‫تو حرفم رو باور نمی‌کنی.

846
01:15:59,791 --> 01:16:00,750
‫خب، بیا.

847
01:16:01,583 --> 01:16:02,500
‫بیا.

848
01:16:03,291 --> 01:16:04,250
‫بیا اینجا.

849
01:16:05,958 --> 01:16:06,833
‫نگاه کن.

850
01:16:07,500 --> 01:16:08,333
‫نگاه کن.

851
01:16:08,416 --> 01:16:11,750
‫<i>-خب، میای؟ یا می‌مونی؟
‫-دارم میام.</i>

852
01:16:15,041 --> 01:16:15,916
‫<i>باشه، بریم.</i>

853
01:16:16,000 --> 01:16:18,083
‫<i>یا مسیح، مادلن. این چه کار لعنتی‌ایه؟</i>

854
01:17:30,250 --> 01:17:33,916
‫متأسفم.
‫شاید اصلاً نباید این موضوع رو پیش می‌کشیدم.

855
01:17:34,833 --> 01:17:35,708
‫چی رو؟

856
01:17:36,750 --> 01:17:38,000
‫چیزی که دیدم رو.

857
01:17:40,375 --> 01:17:41,458
‫برعکس.

858
01:17:42,958 --> 01:17:44,166
‫برعکس.

859
01:17:45,416 --> 01:17:47,041
‫این همون راه‌حله، دنی.

860
01:17:47,750 --> 01:17:50,750
‫و حالا همه چیز درست میشه، مثل همیشه. به لطف تو.

861
01:17:54,083 --> 01:17:55,791
‫اگه تو اون چوب ماهیگیری رو نخریده بودی،

862
01:17:55,875 --> 01:17:58,333
‫ندیده بودی که الیز جلو نشسته.

863
01:17:58,416 --> 01:18:00,541
‫-اون مادلن بود.
‫-الیز بود، دنی.

864
01:18:02,000 --> 01:18:04,583
‫الیز جلو نشسته بود. و تو این رو بهشون میگی.

865
01:18:04,666 --> 01:18:06,875
‫این‌جوری می‌تونی جون دخترت رو نجات بدی.

866
01:18:10,000 --> 01:18:14,708
‫عزیزانم، واقعاً ممنونیم که اینجا هستید.

867
01:18:14,791 --> 01:18:15,875
‫لطفاً بشینید.

868
01:18:20,500 --> 01:18:23,708
‫آقایان و خانم‌های ریکرز و ون ادن. خوشحالیم که دوباره می‌بینیمتون.

869
01:18:23,791 --> 01:18:27,208
‫-برای نوشیدنی چی میل دارید؟
‫-یه شراب سفید، لطفاً. ولتلینر.

870
01:18:27,291 --> 01:18:30,875
‫-یک بطری، فرقی نمی‌کنه کدوم باشه.
‫-من لیست شراب‌ها رو میارم.

871
01:18:30,958 --> 01:18:34,916
‫نه، نیازی نیست. فقط برامون یه بطری بیار.

872
01:18:35,000 --> 01:18:36,041
‫البته.

873
01:18:37,958 --> 01:18:38,875
‫خب.

874
01:18:41,708 --> 01:18:45,208
‫و برای آوردن منو منتظر بمونم تا بچه‌ها هم بیان؟

875
01:18:49,583 --> 01:18:50,416
‫باشه.

876
01:18:53,625 --> 01:18:54,541
‫خب.

877
01:18:57,333 --> 01:18:58,458
‫ما اینجاییم.

878
01:19:00,041 --> 01:19:01,416
‫تا الان حرف‌های زیادی زده شده،

879
01:19:01,500 --> 01:19:04,625
‫و فکر کنم هیچ‌کس نمی‌خواد اینجا تکرارشون کنه.

880
01:19:04,708 --> 01:19:05,541
‫دقیقاً

881
01:19:05,625 --> 01:19:08,291
‫اما بعضی چیزها ناگفته مونده.

882
01:19:09,250 --> 01:19:12,291
‫-چند تا چیز خیلی مهم.
‫-مثل چی؟

883
01:19:16,666 --> 01:19:19,958
‫صبح روز تصادف، دنی چیزی دید.

884
01:19:20,750 --> 01:19:22,166
‫یه چیز مهم...

885
01:19:22,958 --> 01:19:24,458
‫که می‌خواد بهتون بگه.

886
01:19:31,208 --> 01:19:33,875
‫اما اول، می‌خوام خودم به چیزی اعتراف کنم.

887
01:19:33,958 --> 01:19:36,833
‫به اینکه امروز صبح داشتی فالگوش وایمیستادی؟

888
01:19:39,750 --> 01:19:42,583
‫-آدم مستأصل به هر دری می‌زنه.
‫-درسته.

889
01:19:43,166 --> 01:19:46,041
‫بالاخره چیزی برای نوشیدن میارن یا نه؟

890
01:19:46,125 --> 01:19:47,500
‫نکن، عزیزم.

891
01:19:48,500 --> 01:19:49,708
‫ادامه بده.

892
01:19:50,666 --> 01:19:52,958
‫می‌خوام از طرف مادلن چیزی بگم.

893
01:19:54,833 --> 01:19:58,791
‫من و دنی امسال با هزار زحمت مادلن رو راضی کردیم که بیاد.

894
01:19:59,916 --> 01:20:02,833
‫درست مثل سال گذشته و سال قبلش.

895
01:20:03,375 --> 01:20:06,500
‫و دلیل اینکه دیگه نمی‌خواست بیاد اینجا...

896
01:20:08,375 --> 01:20:09,375
‫الیز بود.

897
01:20:13,458 --> 01:20:16,166
‫الیز، که همیشه تمام توجهات رو به خودش جلب می‌کنه.

898
01:20:16,708 --> 01:20:18,875
‫که همیشه پیشتازه.

899
01:20:19,416 --> 01:20:21,458
‫که همیشه تو اولویته.

900
01:20:22,166 --> 01:20:23,375
‫همیشه.

901
01:20:23,458 --> 01:20:26,000
‫از روز اول تا الان.

902
01:20:27,000 --> 01:20:28,791
‫همیشه اول الیز بود،

903
01:20:28,875 --> 01:20:30,375
‫و بعد مادلن.

904
01:20:31,750 --> 01:20:32,666
‫خب که چی؟

905
01:20:36,208 --> 01:20:37,208
‫خب...

906
01:20:37,750 --> 01:20:40,375
‫وقتش نرسیده که حالا نوبت مادلن باشه؟

907
01:20:42,666 --> 01:20:44,541
‫نه الیز، بلکه مادلن.

908
01:20:47,208 --> 01:20:49,750
‫این حقیقته، دنی؟ یا داره از خودش درمیاره؟

909
01:20:50,708 --> 01:20:52,791
‫نه، مادلن دیگه نمی‌خواست بیاد اینجا.

910
01:20:53,375 --> 01:20:56,958
‫-و من هم مشکلی باهاش نداشتم.
‫-اما من مجبورش کردم که با ما بیاد...

911
01:20:57,791 --> 01:20:59,166
‫و کاشکی من...

912
01:21:00,041 --> 01:21:02,083
‫اما الان نمی‌تونم کاریش کنم.

913
01:21:06,125 --> 01:21:08,166
‫باشه. همش همین بود؟

914
01:21:10,583 --> 01:21:12,041
‫تا جایی که به من مربوط میشه، بله.

915
01:21:13,666 --> 01:21:15,208
‫اما دنی یه حرفی داره.

916
01:21:19,750 --> 01:21:20,666
‫دنی؟

917
01:21:31,708 --> 01:21:33,166
‫فقط بهشون بگو، دنی.

918
01:21:53,166 --> 01:21:54,125
‫چی رو؟

919
01:21:55,708 --> 01:21:58,708
‫برای همین مادلن جلوی موتور نشست.

920
01:21:59,833 --> 01:22:02,416
‫چون حس کرد برای یک بار هم که شده نوبت اونه.

921
01:22:05,291 --> 01:22:06,708
‫اولش نفهمیدم.

922
01:22:07,500 --> 01:22:10,000
‫این‌جوری نشستن روی اون موتور اصلاً شبیه رفتار مادلن نیست.

923
01:22:10,083 --> 01:22:11,166
‫اما الان می‌فهمم.

924
01:22:11,708 --> 01:22:14,208
‫مادلن حس کرد نوبت اونه.

925
01:22:17,916 --> 01:22:19,083
‫عوضی.

926
01:22:19,833 --> 01:22:22,000
‫-تو بهش گفتی.
‫-نه.

927
01:22:23,250 --> 01:22:24,625
‫اون نگفت.

928
01:22:24,708 --> 01:22:28,166
‫-قضیه چیه؟
‫-پس تو از کجا این رو می‌دونی؟

929
01:22:37,916 --> 01:22:39,208
‫گوشیش رو چطوری گیر آوردی؟

930
01:22:48,875 --> 01:22:52,500
‫-بی‌ حیا.
‫-آدم مستأصل به هر دری می‌زنه.

931
01:22:53,625 --> 01:22:58,208
‫کی چی رو تو گوشی کی دیده؟
‫می‌تونم منم ببینمش؟

932
01:22:58,750 --> 01:23:00,583
‫دیگه امکان‌پذیر نیست، اریک.

933
01:23:06,625 --> 01:23:08,583
‫گوئن، این یه تصادف بود. باشه؟

934
01:23:09,125 --> 01:23:10,375
‫یه تصادف.

935
01:23:10,458 --> 01:23:11,958
‫تقصیر مادلن نیست.

936
01:23:12,041 --> 01:23:14,875
‫و قطعاً تقصیر الیز هم نیست، درسته؟

937
01:23:19,583 --> 01:23:21,291
‫تقصیر هیچ‌کس نیست.

938
01:23:25,000 --> 01:23:27,458
‫اما تو می‌تونی نجاتش بدی.

939
01:23:27,541 --> 01:23:28,625
‫لطفاً.

940
01:23:29,416 --> 01:23:32,750
‫-باید مادلن رو نجات بدی.
‫-ما نمی‌تونیم.

941
01:23:32,833 --> 01:23:34,750
‫-شما می‌تونید.
‫-متأسفم.

942
01:23:34,833 --> 01:23:36,666
‫چرا، می‌تونید.

943
01:23:38,916 --> 01:23:43,125
‫باید از الیز دست بکشید...

944
01:24:14,458 --> 01:24:16,166
‫فقط یه چیز دیگه، اریک.

945
01:24:16,250 --> 01:24:19,291
‫گوئنِ تو با دنیِ من خوابید. بله، دقیقاً.

946
01:24:19,375 --> 01:24:22,541
‫شش، هفت سال پیش وقتی که مثلاً دچار فرسودگی شغلی شده بود

947
01:24:22,625 --> 01:24:24,250
‫و دنی آشپزخونه رو بازسازی می‌کرد.

948
01:24:24,333 --> 01:24:28,083
‫اون موقع باهاش خوابید. گفتم باید این رو بدونی.

949
01:24:34,666 --> 01:24:35,583
‫چی؟

950
01:24:37,416 --> 01:24:38,666
‫وقتی تو...

951
01:24:39,291 --> 01:24:40,708
‫فرسودگی شغلی داشتی...

952
01:24:40,791 --> 01:24:41,875
‫شما دو تا...؟

953
01:24:45,333 --> 01:24:46,250
‫بله.

954
01:24:47,250 --> 01:24:51,291
‫و همچنین دیشب، وقتی تو با پدر و مادرت تو بیمارستان بودی.

955
01:24:56,708 --> 01:24:58,708
‫لعنت بهت، دنی.

956
01:25:04,708 --> 01:25:05,666
‫کثافت.

957
01:25:24,625 --> 01:25:27,875
‫-آقای ریکرز، براتون تاکسی خبر کنیم؟
‫-نه، ممنون.

958
01:25:36,083 --> 01:25:39,041
‫می‌تونید برام نوشیدنی بیارید،

959
01:26:10,750 --> 01:26:12,625
‫ما از پسش برنمیایم، اریک.

960
01:26:21,666 --> 01:26:23,833
‫از دستت دادم، مگه نه؟

961
01:26:28,916 --> 01:26:30,625
‫تو هیچ‌وقت من رو نداشتی.

962
01:26:41,041 --> 01:26:42,666
‫و ما نمی‌تونیم این کار رو بکنیم.

963
01:26:44,541 --> 01:26:46,625
‫ما نمی‌تونیم نگهش داریم.

964
01:26:48,458 --> 01:26:51,958
‫نه اون‌جوری که الان هست.
‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم. و من...

965
01:26:54,333 --> 01:26:56,750
‫از این بابت شرمنده‌ام. اما...

966
01:26:58,500 --> 01:26:59,666
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

967
01:27:01,458 --> 01:27:03,416
‫و فکر می‌کنم تو هم نمی‌تونی این کار رو بکنی.

968
01:27:39,416 --> 01:27:41,958
‫فقط می‌خواستم بگم متأسفم.

969
01:27:44,416 --> 01:27:46,708
‫نه، این منم که متأسفم، اریک.

970
01:27:47,250 --> 01:27:48,541
‫متأسفم.

971
01:27:50,166 --> 01:27:52,458
‫حرف‌های وحشتناکی زدم

972
01:27:52,541 --> 01:27:54,250
‫و رفتار افتضاحی داشتم.

973
01:27:55,708 --> 01:27:56,833
‫متأسفم.

974
01:27:59,000 --> 01:28:01,416
‫شاید اگه منم جای تو بودم همین کار رو می‌کردم.

975
01:28:01,500 --> 01:28:02,833
‫من این‌طور فکر نمی‌کنم.

976
01:28:04,291 --> 01:28:06,458
‫راستش رو بخوای، منم همین‌طور.

977
01:28:12,958 --> 01:28:15,583
‫عجیبه. ما ده ساله که میایم اینجا،

978
01:28:15,666 --> 01:28:18,791
‫اما فکر نکنم تا حالا نشسته باشیم با هم یه گپی بزنیم.

979
01:28:20,041 --> 01:28:22,333
‫-درسته.
‫-تقصیر منه؟

980
01:28:23,166 --> 01:28:24,625
‫تو یه مرد واقعی هستی، اریک.

981
01:28:24,708 --> 01:28:26,541
‫-یه مرد واقعی؟
‫-آره.

982
01:28:27,333 --> 01:28:30,208
‫-من با دنی هم به‌ندرت حرف می‌زنم.
‫-درسته.

983
01:28:30,750 --> 01:28:33,166
‫-دنی واقعاً یه...
‫-زن‌باره‌ست.

984
01:28:34,416 --> 01:28:37,250
‫آره، این‌طور که متوجه شدم، بله.

985
01:28:51,208 --> 01:28:52,625
‫ما از الیز دست می‌کشیم.

986
01:29:00,541 --> 01:29:03,416
‫کاش می‌تونستم بگم این کار رو به خاطر شما و مادلن می‌کنیم.

987
01:29:03,500 --> 01:29:06,041
‫تا اون رو نجات بدیم. اما حقیقت نداره.

988
01:29:07,833 --> 01:29:09,666
‫ما این کار رو برای خودمون می‌کنیم.

989
01:29:11,291 --> 01:29:15,375
‫گوئن همین الان به بیمارستان زنگ زد.
‫باید خیلی زود اونجا باشیم.

990
01:32:24,166 --> 01:32:27,375
‫جدای از آماده‌سازی و بیهوشی،
‫عمل پیوند...

991
01:32:27,458 --> 01:32:30,000
‫بین شش تا هشت ساعت طول می‌کشه.

992
01:32:30,083 --> 01:32:32,583
‫اغلب ممکنه بیشتر طول بکشه.

993
01:32:32,666 --> 01:32:35,333
‫قفسه سینه هم فرد اهداکننده و هم گیرنده

994
01:32:35,416 --> 01:32:38,708
‫با یه برش عمودی به طول ۱۸ اینچ باز میشه

995
01:32:38,791 --> 01:32:41,208
‫و با عمق یک‌چهارم اینچ.

996
01:32:41,291 --> 01:32:44,916
‫بعد ما تصمیم می‌گیریم که...

997
01:32:45,000 --> 01:32:48,291
‫آیا لازمه قفسه سینه با اره بیشتر باز بشه یا نه.

998
01:32:48,375 --> 01:32:50,291
‫بعد از اینکه قلب اهداکننده خارج شد،

999
01:32:50,375 --> 01:32:53,041
‫تمام دستگاه‌های حفظ حیات خاموش میشن،

1000
01:32:53,125 --> 01:32:55,833
‫چون دیگه نیازی به اکسیژن نیست.

1001
01:32:55,916 --> 01:32:58,125
‫قفسه سینه دوخته میشه،

1002
01:32:58,708 --> 01:33:01,166
‫و بدن به سردخانه منتقل میشه.

1003
01:33:34,625 --> 01:33:36,666
‫ما به خوبی مراقبش خواهیم بود.

1004
01:33:36,750 --> 01:33:37,875
‫این رو بهتون قول میدم.

1005
01:33:55,333 --> 01:33:57,791
‫تو هیچ کمکی به من نکردی، دنی. هیچ‌ رقمه.

1006
01:34:27,250 --> 01:34:28,083
‫گوئن.

1007
01:34:28,666 --> 01:34:29,666
‫گوئن.

1008
01:34:38,916 --> 01:34:40,083
‫نمی‌خوامش.

1009
01:34:41,625 --> 01:34:43,125
‫-نمی‌خوامش.
‫-گوئن.

1010
01:34:43,208 --> 01:34:44,666
‫من این رو نمی‌خوام، دنی.

1011
01:34:44,750 --> 01:34:47,500
‫-نه. من این رو نمی‌خوام. برو گمشو.
‫-نه، نه.

1012
01:34:47,583 --> 01:34:49,916
‫دیگه این رو نمی‌خوام. نمی‌خوامش.

1013
01:34:50,000 --> 01:34:51,375
‫-نمی‌خوامش.
‫-گوئن.

1014
01:34:51,458 --> 01:34:53,750
‫نه. دیگه نمی‌خوامش.

1015
01:34:54,333 --> 01:34:56,458
‫ولم کن. من مادرشم.

1016
01:34:56,541 --> 01:34:58,750
‫ولم کن. دنی.

1017
01:34:58,833 --> 01:35:02,500
‫دنی. من نمی‌خوام. نه.

1018
01:35:02,583 --> 01:35:05,458
‫دختر کوچولوی من. بذار برم پیش دختر کوچولوم.

1019
01:35:05,541 --> 01:35:08,750
‫-دنی. نه. نه.
‫-گوئن.

1020
01:36:21,666 --> 01:36:23,291
‫خیلی زیبا شدی.

1021
01:36:26,083 --> 01:36:27,583
‫متفاوت به نظر می‌رسی.

1022
01:36:28,625 --> 01:36:29,958
‫بهت میاد.

1023
01:36:30,041 --> 01:36:32,541
‫کمی آروم‌تر. کمی کمتر رسمی.

1024
01:36:33,666 --> 01:36:36,708
‫همون‌طور که اغلب می‌گفتی، قرار نیست همیشه همه‌چیز یکنواخت باشه.

1025
01:36:37,625 --> 01:36:39,708
‫اوضاع می‌تونه متفاوت باشه.

1026
01:36:40,250 --> 01:36:44,833
‫و کی می‌دونه،
‫شاید من هم بتونم با تو متفاوت باشم...

1027
01:36:44,916 --> 01:36:46,083
‫نکن، اریک.

1028
01:36:49,416 --> 01:36:50,541
‫نکن.

1029
01:36:53,125 --> 01:36:56,416
‫همین الان به وکیلت زنگ زدم و بهش گفتم که موافقم

1030
01:36:56,500 --> 01:37:00,208
‫با تمام پیشنهاداتت و از نظر من هیچ مشکلی نیست.

1031
01:37:01,500 --> 01:37:02,625
‫خوبه.

1032
01:37:04,458 --> 01:37:07,166
‫فکر کردم این رو شخصاً بهت بگم.

1033
01:37:15,458 --> 01:37:17,166
‫دیشب خواب الیز رو دیدم.

1034
01:37:22,416 --> 01:37:27,541
‫خیلی بزرگتر شده بود، اما تو همون‌طوری بودی.
‫دقیقاً همون شکلی بودی.

1035
01:37:27,625 --> 01:37:29,125
‫یه دوست‌پسری داشت.

1036
01:37:29,666 --> 01:37:31,416
‫و من ازش متنفر بودم.

1037
01:37:32,458 --> 01:37:34,291
‫اما تو ازش خوشت میومد.

1038
01:37:36,041 --> 01:37:37,625
‫و اون خوشحال بود.

1039
01:37:40,500 --> 01:37:43,583
‫و مسلماً این چیزیه که اهمیت داره. اینکه اون خوشحاله.

1040
01:37:52,750 --> 01:37:55,500
‫حالا این خواب رو خیلی وقت‌ها می‌بینم.
‫یه کتاب خریدم.

1041
01:38:46,000 --> 01:38:46,958
‫بابا.

1042
01:38:49,000 --> 01:38:51,208
‫دخترِ من. چطوری؟

1043
01:38:56,541 --> 01:38:58,416
‫می‌دونی چقدر دلتنگت شده بودم؟

1044
01:38:59,000 --> 01:39:01,000
‫منم همین‌طور.
‫خیلی زیاد.

1045
01:39:01,750 --> 01:39:03,833
‫راستی،
‫همونیه که فکرشو می‌کنم؟

1046
01:39:05,791 --> 01:39:07,125
‫بعداً می‌بینمت، بابا.

1047
01:39:07,149 --> 01:39:19,149
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

