﻿1
00:00:04,680 --> 00:00:49,680
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:01:02,704 --> 00:01:26,704
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:02:22,192 --> 00:02:27,058
‫کلاش ششم به «نورا» گفتن انشائی
‫ از زبان یه شی بنویسه,

4
00:02:27,192 --> 00:02:30,728
‫فورا تصمیم گرفت که از زبان خونه‌شون بنویسه,

5
00:02:33,250 --> 00:02:36,308
‫تعریف می‌کرد که با دویدن خودش و خواهرش
‫ روی پله‌ها و بیرون رفتنشون,,,

6
00:02:38,192 --> 00:02:40,291
‫چطور شکمش شروع می‌کرد به لرزیدن,

7
00:02:41,221 --> 00:02:46,771
‫که می‌دید چطور از لای حصار رد می‌شن
‫ و می‌رن توی خیابون,,,

8
00:02:46,948 --> 00:02:50,743
‫و خونه دیگه نمی‌تونست ببینتشون,

9
00:02:54,408 --> 00:02:58,883
‫واسش سوال بود که خونه ترجیح می‌ده
‫ خالی و سبک باشه,,,

10
00:02:59,710 --> 00:03:01,627
‫یا پر و سنگین,

11
00:03:02,324 --> 00:03:05,533
‫که آیا دوست داره روی کف‌پوشش پا بکوبن؟

12
00:03:06,649 --> 00:03:08,999
‫که دیوارهاش قلقلکین یا نه؟

13
00:03:09,164 --> 00:03:11,626
‫که درد رو حس می‌کنه یا نه؟

14
00:03:20,775 --> 00:03:25,020
‫و فرض کرد که احتمالا دوست داره پر باشه,

15
00:03:29,275 --> 00:03:32,311
‫قبل از اون‌ها، افراد دیگه‌ای
‫ و حیواناتشون,,,

16
00:03:32,450 --> 00:03:36,682
‫زندگیشون رو اونجا سپری کرده بودن,

17
00:03:36,858 --> 00:03:42,901
‫پدربزرگِ پدربزرگ‌اش توی اتاقی مرد
‫ که مادربزرگ‌اش به دنیا اومده بود که,,,

18
00:03:43,106 --> 00:03:46,738
‫الان اتاق والدینش بود,

19
00:03:47,241 --> 00:03:48,194
‫[نورا]

20
00:03:52,305 --> 00:03:57,859
‫پدرشون می‌گفت که خونه فقط یه عیب داره،
‫که درست بعد ساختش,,,

21
00:03:58,025 --> 00:04:00,275
‫یعنی یه قرن پیش متوجه‌اش شدن,

22
00:04:00,452 --> 00:04:06,057
‫نوشت که انگار خونه داشت فرو می‌رفت،
‫از هم می‌پاشید,

23
00:04:06,234 --> 00:04:11,763
‫ولی به صورت یه اسلوموشن کند،
‫و زمان باقی‌مونده‌ی خانوادش,,,

24
00:04:11,891 --> 00:04:16,347
‫نامعلوم و نامشخص بود,

25
00:04:24,365 --> 00:04:29,421
‫وقتی که بعدا می‌خوندش، متوجه شد که
‫ از کلمه‌ی «بحث» استفاده نکرده,,,

26
00:04:29,564 --> 00:04:32,895
‫و نوشته «سروصدایی» که
‫ والدینش ایجاد می‌کردن,

27
00:04:33,055 --> 00:04:38,266
‫ولی خونه بیشتر از سروصدا،
‫از سکوت متنفر بود,

28
00:04:44,786 --> 00:04:48,173
‫وقتی که پدرش رفت خونه سبک‌تر شد,

29
00:04:48,304 --> 00:04:51,826
‫سروصدای والدینش کمتر شد,

30
00:04:52,011 --> 00:04:55,574
‫ولی خونه دلش واسه بقیه صداهاش تنگ شده بود,

31
00:05:01,684 --> 00:05:05,358
‫معلمش بهش بیست داده بود و پدرش خوشحال بود,

32
00:05:05,551 --> 00:05:11,193
‫«نورا» وقتی دنبال مونولوگ مناسب برای مصاحبه
‫ آکادمیش می‌گشت دوباره انشاش رو خوند,,,

33
00:05:11,361 --> 00:05:14,550
‫ولی به نظرش اصلا مناسب نبود,

34
00:05:14,746 --> 00:05:18,044
‫به جاش مونولوگِ «نینا» از «مرغ دریایی»
‫ رو انتخاب کرد,

35
00:05:18,215 --> 00:05:21,286
‫«من یک مرغ دریایی هستم, نه, نه,
‫ من یک بازیگر هستم,»

36
00:05:21,437 --> 00:05:23,438
‫«بله، من همینم,»

37
00:05:23,462 --> 00:05:27,462
«ارزش عاطفی»

38
00:05:48,346 --> 00:05:50,366
‫«نورا»

39
00:05:51,882 --> 00:05:54,782
‫- «نورا»، در رو باز کن,
‫- نمی‌تونم,

40
00:05:54,927 --> 00:05:57,710
‫- در رو باز کن «نورا»!
‫- یه لحظه صبر کن,

41
00:06:17,204 --> 00:06:19,543
‫در رو باز کن لطفا,

42
00:06:22,001 --> 00:06:24,023
‫خوبی؟

43
00:06:25,677 --> 00:06:28,953
‫صرفا دارن دیالوگ‌هام رو تمرین می‌کنم,

44
00:06:30,061 --> 00:06:32,435
‫حفظ بودی که,

45
00:06:34,801 --> 00:06:38,567
‫- قبلا اومدیم اینجا,
‫- نه، بحث اون نیست,

46
00:06:39,847 --> 00:06:42,685
‫نمی‌تونم, نمی‌تونم برم روی صحنه,

47
00:06:42,871 --> 00:06:45,773
‫خیلی‌خب، یه نفس عمیق بگیر,

48
00:06:49,952 --> 00:06:53,682
‫من رو ببین, به من نگاه کن, نفس بکش,

49
00:06:55,026 --> 00:06:57,187
‫بسیارخب, فقط نفس بکش,

50
00:06:58,349 --> 00:07:02,802
‫- نمی‌تونم با این لباس نفس بکشم,
‫- طبقه پایین درستش می‌کنیم,

51
00:07:02,962 --> 00:07:04,884
‫همراهم بیا,

52
00:07:05,032 --> 00:07:08,495
‫- آب می‌خوام,
‫- پایین آب هست,

53
00:07:10,548 --> 00:07:14,511
‫- نمی‌شه, پنج دقیقه دیر کردیم,
‫- اشکال نداره,

54
00:07:14,667 --> 00:07:17,227
‫فقط آماده‌اش کن، خب؟

55
00:07:32,160 --> 00:07:34,421
‫جاش درست نیست,

56
00:07:34,591 --> 00:07:36,613
‫نه، خوبه,

57
00:08:04,918 --> 00:08:07,716
‫هی، می‌تونی کمکم کنی؟

58
00:08:07,888 --> 00:08:10,279
‫- بیا پشت صحنه,
‫- الان؟

59
00:08:17,804 --> 00:08:19,377
‫فقط,,, یکم استرس دارم,

60
00:08:19,540 --> 00:08:22,157
‫فکر یکم,,,

61
00:08:22,331 --> 00:08:25,035
‫یه چیزی لازم دارم,

62
00:08:28,524 --> 00:08:32,420
‫- نه، وقتش رو نداریم, بسه,
‫- وقت داریم,

63
00:08:33,547 --> 00:08:36,576
‫- تو فقط,,,
‫- خیلی‌خب پس، من رو بزن,

64
00:08:36,745 --> 00:08:39,439
‫- بزن توی گوشم,
‫- نه!

65
00:08:39,647 --> 00:08:43,441
‫وگرنه نمی‌تونم برم روی صحنه,
‫نمی‌تونم برم,

66
00:08:45,877 --> 00:08:48,739
‫- خوبی؟ وای,
‫- آره، خوبم,

67
00:09:01,862 --> 00:09:02,964
‫هی!

68
00:09:16,698 --> 00:09:18,934
‫- نه!
‫- نمی‌تونم نفس بکشم!

69
00:09:19,116 --> 00:09:21,032
‫نکن!

70
00:09:21,236 --> 00:09:23,394
‫کمک! «نورا»، نکن,

71
00:09:23,989 --> 00:09:27,044
‫- نکن,,, پاره نکن!
‫- صبر کن، «نورا»,

72
00:10:03,323 --> 00:10:05,944
‫«اینگوار»؟ بیست ثانیه,

73
00:10:14,126 --> 00:10:16,179
‫حاضری؟

74
00:10:24,270 --> 00:10:26,063
‫حاضریم؟

75
00:10:30,839 --> 00:10:32,889
‫آره,

76
00:11:36,148 --> 00:11:38,086
‫گوش کن!

77
00:11:40,673 --> 00:11:43,339
‫گفتی که نجاتم می‌دی,

78
00:11:43,474 --> 00:11:46,177
‫ولی من رو به آتش هدایت کردی!

79
00:12:02,094 --> 00:12:06,382
‫من بچه‌هات رو به خونه‌ام راه دادم,

80
00:12:06,570 --> 00:12:09,292
‫ولی همچنان برعلیه‌ام شهادت دادی!

81
00:12:59,204 --> 00:13:03,689
‫گفتم که باید سرویس پذیرایی می‌گرفتیم,
‫خیلی کار سنگینیه,

82
00:13:12,176 --> 00:13:14,417
‫هی,,, هی,,,

83
00:13:15,900 --> 00:13:18,395
‫خوبم, خوبم,

84
00:13:21,693 --> 00:13:23,932
‫- مامان، باز هم کیک بهم می‌دی؟
‫- حتما,

85
00:13:24,114 --> 00:13:28,429
‫گفتم دیگه نخوره, چهارتا خورده,

86
00:13:28,596 --> 00:13:32,380
‫- تو رو خدا مامان,
‫- نه، اول یه چیزی بخور,

87
00:13:32,566 --> 00:13:35,231
‫چه سخنرانی قشنگی بود,

88
00:13:35,317 --> 00:13:37,647
‫از طرف هر دومون بود,

89
00:13:38,231 --> 00:13:43,772
‫مامانت خیلی بهت افتخار می‌کرد،
‫همیشه می‌گفت,

90
00:13:43,887 --> 00:13:46,857
‫- آره,
‫- خب، «سیسل»، وای,

91
00:13:47,022 --> 00:13:50,728
‫خیلی پیش اومده بود که من رو ببره تئاتر ملی,

92
00:14:52,008 --> 00:14:56,756
‫می‌دونی، اون دفتر مامان‌بزرگت بود،
‫قبل این که مریض بشه,

93
00:14:57,506 --> 00:15:01,504
‫اونجا می‌نشست و با مردم حرف می‌زد،
‫سعی می‌کرد بهشون کمک کنه,

94
00:15:01,630 --> 00:15:04,754
‫یا اون‌ها از رازهاشون باهاش حرف می‌زدن,

95
00:15:12,086 --> 00:15:16,876
‫بچه که بودم از توی این اجاق
‫ صحبت‌هاشون رو می‌شنیدم,

96
00:15:19,501 --> 00:15:22,833
‫- اجازه داشتی؟
‫- نه, اصلا خبر نداشتن,

97
00:15:25,000 --> 00:15:26,999
‫,,,قضیه مال خیلی وقت پیشه ولی

98
00:15:27,125 --> 00:15:32,873
‫،نمی‌دونم باید چیکار کنم
‫,بهتون تبریک بگم یا تسلیت

99
00:15:32,999 --> 00:15:36,330
‫خب، هر از گاهی حرف می‌زدیم,

100
00:15:38,913 --> 00:15:41,454
‫- چی شده؟
‫- هیچی,

101
00:15:47,412 --> 00:15:49,702
‫بابا اومده,

102
00:15:49,828 --> 00:15:52,076
‫- می‌دونستی؟
‫- نه,

103
00:15:52,202 --> 00:15:54,701
‫ولی بهش خبر دادم,

104
00:15:59,201 --> 00:16:01,658
‫سلام بابا!

105
00:16:01,784 --> 00:16:04,657
‫اینجایی پس! ببخشید,

106
00:16:05,742 --> 00:16:07,449
‫سلام,

107
00:16:07,575 --> 00:16:09,656
‫سلام دخترهام,

108
00:16:12,240 --> 00:16:15,363
‫- «ئِریک» رو دیدی؟
‫- نه، اومده؟

109
00:16:15,489 --> 00:16:21,279
‫- کلیسا ندیدمت,
‫- حوصله نداشتم, چرا بیام کلیسا؟

110
00:16:21,405 --> 00:16:25,445
‫- مگه مذهبی بود؟
‫- گفتیم قشنگ می‌شه,

111
00:16:26,320 --> 00:16:30,026
‫خیلی,,, ناراحت‌کننده است,

112
00:16:30,153 --> 00:16:34,859
‫واسه شما مادر خیلی خوبی بود،
‫نه؟ خیلی خوشگل بود و,,,

113
00:16:34,985 --> 00:16:37,734
‫- خوشگل؟
‫- مثل خودتون,

114
00:16:37,860 --> 00:16:40,733
‫خیلی باهوش بود,

115
00:16:40,859 --> 00:16:43,315
‫همیشه حق با اون بود,

116
00:16:45,441 --> 00:16:48,856
‫- ببین! بابابزرگ اومده,
‫- خب سلام!

117
00:16:48,982 --> 00:16:51,064
‫صبح‌بخیر,

118
00:16:52,856 --> 00:16:55,479
‫- آره، سلام, سلام,
‫- سلام, خیلی وقته ندیدمت,

119
00:16:56,480 --> 00:16:59,979
‫- این «ایون» عه,
‫- معلومه که «ایوان» رو می‌شناسم,

120
00:17:01,062 --> 00:17:02,936
‫خیلی وقته هم رو می‌شناسیم,

121
00:17:03,062 --> 00:17:06,310
‫وای، چقدر بزرگ شدی!

122
00:17:06,437 --> 00:17:10,852
‫- توی کلاس قدت از همه بلندتره؟
‫- نمی‌دونم, فکر نکنم,

123
00:17:11,394 --> 00:17:13,517
‫از همه گنده‌تری؟

124
00:17:13,643 --> 00:17:15,182
‫نه؟

125
00:17:37,888 --> 00:17:39,886
‫سلام,

126
00:17:42,762 --> 00:17:44,844
‫بیا,

127
00:17:50,969 --> 00:17:53,675
‫الان داشتم بهت فکر می‌کردم,

128
00:17:56,134 --> 00:17:58,966
‫- این‌ها چیه؟
‫- مال منن,

129
00:18:01,508 --> 00:18:03,631
‫خوبی؟

130
00:18:03,757 --> 00:18:05,881
‫خوبم، چطور مگه؟

131
00:18:06,006 --> 00:18:09,714
‫- تا وقتی که هستم باید با هم حرف بزنیم,
‫- خب؟

132
00:18:09,840 --> 00:18:12,629
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم,

133
00:18:12,755 --> 00:18:17,045
‫- الان نمی‌تونی بهم بگی؟
‫- نه، اینجا نمی‌شه,

134
00:18:17,171 --> 00:18:21,378
‫به نظرم وقتشه که بشینیم و درست
‫و حسابی با هم حرف بزنیم,

135
00:18:26,253 --> 00:18:29,292
‫«فردریک» می‌تونه با تویوتاش این‌ها رو ببره,

136
00:18:29,419 --> 00:18:31,500
‫- ببخشید,
‫- وای,

137
00:18:37,167 --> 00:18:39,499
‫چیزی نیست، مرسی,

138
00:18:43,957 --> 00:18:47,414
‫فقط امیدوارم حس نکنه,,,

139
00:18:48,498 --> 00:18:51,122
‫که یهویی باید پدری کنه و,,,

140
00:18:52,706 --> 00:18:55,662
‫- مراقبم باشه,
‫- نه,

141
00:18:55,788 --> 00:18:58,537
‫ولی حداقل تلاشش رو می‌کنه,

142
00:18:58,662 --> 00:19:01,744
‫ممکنه واسه اون هم راحت نباشه,

143
00:19:02,869 --> 00:19:05,910
‫ببین می‌خواد با خونه چیکار کنه؟

144
00:19:06,035 --> 00:19:08,617
‫- یعنی چی؟
‫- مالک اونه,

145
00:19:12,118 --> 00:19:14,700
‫- عه؟
‫- بعد طلاق به مامان رسید,

146
00:19:14,826 --> 00:19:18,032
‫ولی سند رو انتقال ندادن,

147
00:19:18,158 --> 00:19:20,365
‫خب؟

148
00:19:20,491 --> 00:19:24,656
‫حیف شد, امیدوار بودیم یکم پول گیرمون بیاد,

149
00:19:27,447 --> 00:19:30,154
‫چرا تو بهش نگی؟

150
00:19:30,280 --> 00:19:33,445
‫اصلا جرئت نداری در مورد
‫ چیزی باهاش حرف بزنی,

151
00:19:33,571 --> 00:19:37,319
‫- ندارم؟ که این‌طور,
‫- نداری,

152
00:19:39,654 --> 00:19:41,610
‫- معلومه دارم,
‫- نه,

153
00:19:59,732 --> 00:20:01,064
‫- سلام,
‫- سلام,

154
00:20:03,107 --> 00:20:06,438
‫عالی شدی, چی می‌خوری؟

155
00:20:06,814 --> 00:20:08,813
‫فقط یه قهوه,

156
00:20:08,939 --> 00:20:11,646
‫- دیگه چیزی نمی‌خوای؟
‫- نه,

157
00:20:11,771 --> 00:20:15,770
‫- یه قهوه واسه این خانم زیبا لطفا,
‫- بله ممنون,

158
00:20:15,895 --> 00:20:20,394
‫- شما چی؟ از غذا لذت بردید؟
‫- هر چیزی شما بیارید لذت می‌برم,

159
00:20:25,851 --> 00:20:28,101
‫فکر کرد زن و شوهریم,

160
00:20:30,226 --> 00:20:33,766
‫خیلی بهت فکر کردم, نگران بودم,

161
00:20:33,892 --> 00:20:37,057
‫خیلی‌خب، خودت چطوری؟

162
00:20:37,183 --> 00:20:40,139
‫خب، خوبم, سرم شلوغه,

163
00:20:41,390 --> 00:20:46,388
‫شاید قضیه‌ی مرور کارنامه‌ی فیلم‌هام
‫توی فرانسه رو شنیده باشی,

164
00:20:46,514 --> 00:20:51,929
‫- نه، از کجا باید شنیده باشم؟
‫- فیلمی که دارم می‌سازم، مهم‌تره,

165
00:20:52,054 --> 00:20:54,469
‫موفق می‌شی,

166
00:20:56,679 --> 00:20:59,968
‫به نظرم بهترین فیلم‌نامه‌امه،
‫«میکل» هم موافقه,

167
00:21:00,095 --> 00:21:04,884
‫- «میکل» هنوز تهیه‌کننده است؟
‫- می‌گه شانس بهم رو کرده,

168
00:21:05,010 --> 00:21:10,050
‫مستندم توی کلی کشور داره پخش می‌شه,
‫افتادم روی غلتک,

169
00:21:17,132 --> 00:21:21,047
‫می‌خواستی در مورد چیزی باهام حرف بزنی؟

170
00:21:21,215 --> 00:21:23,588
‫آره,

171
00:21:29,421 --> 00:21:31,711
‫این فیلمم در مورد,,,

172
00:21:33,004 --> 00:21:35,835
‫یه زن جوانه که یه مادره,,,

173
00:21:39,336 --> 00:21:42,043
‫و خب، می‌خوام تو نقش اول رو بازی کنی,

174
00:21:50,375 --> 00:21:52,791
‫واسه تو نوشتمش,

175
00:21:54,666 --> 00:21:57,665
‫فقط تو می‌تونی ایفاش کنی,

176
00:22:06,080 --> 00:22:07,496
‫مرسی,

177
00:22:11,953 --> 00:22:14,869
‫ولی تو اصلا بازیگری من رو ندیدی,

178
00:22:14,995 --> 00:22:18,118
‫چرا, چندین باری توی «مده‌آ» دیدمت,

179
00:22:18,244 --> 00:22:22,284
‫- حین میان‌پرده‌اش رفتی,
‫- از تئاتر خوشم نمیاد,

180
00:22:22,409 --> 00:22:26,532
‫طراحی‌صحنه‌اش مزخرف بود,
‫ولی تو عالی بودی,

181
00:22:27,992 --> 00:22:31,657
‫دو دقیقه وقت لازمه که بفهمم
‫یه بازیگر خوبه یا نه,

182
00:22:31,783 --> 00:22:36,447
‫نقشش از خیلی جهات خوبه واست,

183
00:22:36,573 --> 00:22:40,863
‫لیاقتت بیشتر از نمایش‌نامه‌های
‫یه قرن پیشه,,,

184
00:22:40,989 --> 00:22:43,904
‫که واسه سالمندان پخش می‌کنن,

185
00:22:44,030 --> 00:22:47,029
‫این یه نقش واقعی توی یه فیلمه,

186
00:22:47,154 --> 00:22:52,736
‫آره، کمک مالی هم می‌کنه,
‫سریالم خوب پیش رفته,

187
00:22:53,903 --> 00:22:56,860
‫آره، یه کمکی می‌کنه,

188
00:22:56,985 --> 00:23:01,567
‫با «میکل» حرف زدم,
‫مطمئنم می‌تونه پول جور کنه,

189
00:23:01,693 --> 00:23:04,608
‫فیلم رو توی خونه ضبط می‌کنیم,

190
00:23:04,734 --> 00:23:06,940
‫- خونه‌ی خودمون؟
‫- آره,

191
00:23:07,067 --> 00:23:08,982
‫عالیه,

192
00:23:17,522 --> 00:23:20,396
‫من نمی‌خوام توش نقشی داشته باشم,

193
00:23:21,397 --> 00:23:26,395
‫- می‌تونی از بازی تو سریالت یکم فاصله بگیری,
‫- خیلی وقته تموم شده,

194
00:23:26,520 --> 00:23:29,478
‫خیلی بهتر از این حرف‌هایی,

195
00:23:29,604 --> 00:23:31,935
‫- دیدیش؟
‫- معلومه,

196
00:23:32,062 --> 00:23:34,268
‫خب نظرت چیه؟

197
00:23:34,394 --> 00:23:36,934
‫نظر من مهم نیست,

198
00:23:37,061 --> 00:23:40,059
‫دوست دارم نظرت رو بشنوم,

199
00:23:41,309 --> 00:23:44,682
‫چنین چیزی سلیقه من نیست,
‫هیچ چیز بصری‌ای نداره,

200
00:23:45,683 --> 00:23:50,182
‫اصلا چهره‌ات رو نمی‌بینیم،
‫چشم‌هات رو نمی‌بینیم,

201
00:23:50,308 --> 00:23:53,139
‫ولی خب من مگه چی بلدم؟
‫مردم دوست دارن دیگه,

202
00:23:54,140 --> 00:23:57,763
‫بحث نظر مردم نیست,
‫نظر خودت چیه؟

203
00:24:00,181 --> 00:24:02,720
‫مشکلش تو نیستی,

204
00:24:03,554 --> 00:24:05,386
‫این نقش,,,

205
00:24:05,512 --> 00:24:08,094
‫ممکنه باعث موفقیتت بشه,

206
00:24:09,179 --> 00:24:12,551
‫قرار نیست با هم کار کنیم بابا,

207
00:24:12,677 --> 00:24:16,842
‫- حتی نمی‌تونیم با هم ارتباط برقرار کنیم,
‫- فقط بخونش، و بعد بهت زنگ می‌زنم,

208
00:24:16,968 --> 00:24:21,799
‫- بهم زنگ نزن، همیشه مستی,
‫- ولی نگرانتم,

209
00:24:21,925 --> 00:24:25,257
‫تو حق نداری نگران من باشی,

210
00:24:25,383 --> 00:24:28,214
‫- فقط بخون کوفتی رو!
‫- چرا؟

211
00:24:28,341 --> 00:24:31,089
‫,هیچ نتیجه‌ای نداره

212
00:25:20,538 --> 00:25:23,121
‫ایست!

213
00:25:23,162 --> 00:25:25,203
‫نه!

214
00:26:00,529 --> 00:26:02,612
‫ثابت بشین!

215
00:26:02,737 --> 00:26:04,819
‫نباید تکون بخوری,

216
00:27:33,842 --> 00:27:37,966
‫حین اکران نزدیکت نشسته بودم,

217
00:27:38,007 --> 00:27:42,507
‫متوجه شدم که تو هم حینش خیلی
‫تحت‌تاثیر قرار گرفتی,

218
00:27:45,798 --> 00:27:47,798
‫هوم، آره,

219
00:27:47,839 --> 00:27:50,588
‫ببخشید، چیزه,,,

220
00:27:51,296 --> 00:27:55,545
‫بیست سال پیش بود فکر کنم که دیدمش,

221
00:27:55,587 --> 00:28:01,419
‫و به وضوح یادمه، با جزئیات،
‫زمانش و,,,

222
00:28:02,252 --> 00:28:06,168
‫روزهای صحنه رو, مردم رو,

223
00:28:06,210 --> 00:28:09,250
‫خب من، همراه دوستان فیلمبرداری می‌کنم,

224
00:28:11,292 --> 00:28:13,708
‫خانواده‌ی من هستن,

225
00:28:15,041 --> 00:28:18,832
‫آره و,,,
‫توی این فیلم بیشتر هم هستن، نه؟

226
00:28:18,874 --> 00:28:22,998
‫- دخترم «اگنس» رو می‌گی؟
‫- آره,

227
00:28:23,040 --> 00:28:25,830
‫همونیه که نقش آنا رو بازی می‌کنه,

228
00:28:26,593 --> 00:28:28,351
‫خیلی ممنون,

229
00:28:28,996 --> 00:28:32,662
‫خب، آخرین سوال رو ازت بپرسم,

230
00:28:33,370 --> 00:28:37,495
‫از زمان «آیدیل» که پونزده سال پیش بود,,,

231
00:28:37,495 --> 00:28:40,660
‫هنوز فیلم بلندی نساختی و همه
‫ واسشون سوال شده,

232
00:28:40,660 --> 00:28:44,701
‫باز هم قراره فیلم بلندی از
‫ «گوستاو بورگ» ببینیم؟

233
00:28:46,160 --> 00:28:49,034
‫خب امیدوارم,

234
00:28:49,076 --> 00:28:52,492
‫همچنین, ممنون آقای «بورگ»,

235
00:29:20,277 --> 00:29:22,985
‫عه، «گوستاو»!

236
00:29:22,985 --> 00:29:25,151
‫«گوستاو»!

237
00:29:25,151 --> 00:29:28,400
‫ببخشید، ببخشید,
‫«ریچل کمپ» از فیلمت خوشش اومد,

238
00:29:28,442 --> 00:29:33,357
‫می‌خواد بری باهاش رستوران
‫ اکسلسیور شام بخوری,

239
00:29:33,399 --> 00:29:35,232
‫می‌دونی کجاست؟

240
00:29:35,274 --> 00:29:39,190
‫و جشنواره تمام هزینه‌ها رو پرداخت می‌کنه,

241
00:29:42,023 --> 00:29:47,729
‫همراه کارگردان «گوستاو بورگ» اومدم,
‫قراره بره سر میز «ریچل کمپ»,

242
00:29:54,853 --> 00:29:59,602
‫- ببخشید، مراسم خصوصیه,
‫- «گوستاو بورگ»!

243
00:30:02,226 --> 00:30:04,948
‫- ممنون که اومدی!
‫- بذارید واستون صندلی بیارم,

244
00:30:05,022 --> 00:30:05,909
‫- سلام,
‫- سلام,

245
00:30:05,933 --> 00:30:08,475
‫- بفرما,
‫- مرسی,

246
00:30:10,141 --> 00:30:13,432
‫خیلی تحت‌تاثیر فیلمت قرار گرفتم,

247
00:30:13,474 --> 00:30:17,265
‫- واقعا شاهکاره,
‫- واقعا,

248
00:30:17,307 --> 00:30:20,972
‫- مرسی,
‫- استثنایی بود,

249
00:30:21,680 --> 00:30:24,513
‫- اکرانت چطور پیش رفت؟
‫- خوب پیش رفت,

250
00:30:24,555 --> 00:30:27,267
‫اکران عالی بود, کل سالن خوششون اومد,

251
00:30:27,300 --> 00:30:28,446
‫ما هم خوشمون اومد,

252
00:30:28,471 --> 00:30:31,803
‫عالی بود, پاییز که منتشر می‌شه باید ببینیش,

253
00:30:40,343 --> 00:30:43,009
‫- فکر کنم باید,,,
‫- چطوری کار می‌کنه؟

254
00:30:50,133 --> 00:30:53,257
‫باز هم چتر می‌خوای؟

255
00:30:54,757 --> 00:30:57,590
‫- باز هم می‌خوای؟
‫- مرسی,

256
00:30:59,298 --> 00:31:04,421
‫- این رو ببین,
‫- بسه!

257
00:31:08,462 --> 00:31:11,628
‫کاش می‌تونستم فیلم‌هایی شبیه تو درست کنم,

258
00:31:18,127 --> 00:31:21,376
‫فقط,,, یهو امروز به ذهنم رسید,

259
00:31:23,917 --> 00:31:27,666
‫فکر نکنم تا حالا چنین فیلمی دیده باشم,

260
00:31:30,124 --> 00:31:32,457
‫واقعا,,,

261
00:31:32,684 --> 00:31:34,308
‫واقعا,,,

262
00:31:35,123 --> 00:31:37,414
‫تحت تاثیرش قرار گرفتم,

263
00:31:43,663 --> 00:31:45,121
‫مرسی,

264
00:31:53,286 --> 00:31:56,993
‫راستش داشتم فکر می‌کردم که یکم فاصله بگیرم,

265
00:31:57,035 --> 00:32:00,992
‫کلی پروژه توی برنامم دارم,

266
00:32:03,367 --> 00:32:06,700
‫نقش‌های خوبین ولی,,,

267
00:32:06,742 --> 00:32:11,781
‫- اصلا مناسب من نیستن,
‫- خب قبول نکن,

268
00:32:12,698 --> 00:32:16,613
‫اگه همین‌طوری یهویی برم «سم» وحشت می‌کنه,

269
00:32:16,613 --> 00:32:18,697
‫حق داره,

270
00:32:19,822 --> 00:32:22,030
‫گور پدر «سم»,

271
00:32:22,071 --> 00:32:24,612
‫زندگی خودته,

272
00:32:27,279 --> 00:32:28,862
‫تو چی؟

273
00:32:28,903 --> 00:32:32,277
‫روی چیز جدیدی کار می‌کنی؟

274
00:32:32,318 --> 00:32:34,985
‫نه فکر کردم می‌کنم، ولی,,,

275
00:32:35,027 --> 00:32:37,443
‫نتونستن پولش رو جور کنن؟

276
00:32:38,817 --> 00:32:41,109
‫یه همچین چیزی,

277
00:33:18,101 --> 00:33:22,058
‫می‌برت هتل,

278
00:33:22,100 --> 00:33:24,433
‫مرسی,

279
00:33:28,598 --> 00:33:32,597
‫- خیلی خوشحال شدم دیدمت,
‫- همچنین,

280
00:33:32,597 --> 00:33:34,639
‫- «ریچ»؟
‫- «ریچل»!

281
00:33:34,681 --> 00:33:37,430
‫- آقا!
‫- نه، نه، نه!

282
00:33:38,263 --> 00:33:41,221
‫«ریچ»، گوشیت پیش منه! وای!

283
00:33:42,095 --> 00:33:44,429
‫بچه‌ها!

284
00:34:24,045 --> 00:34:28,251
‫- نمی‌خواستی بری؟
‫- می‌خوای برم؟ باشه,

285
00:34:28,377 --> 00:34:31,001
‫نه ولی خیلی,,,

286
00:34:31,127 --> 00:34:33,751
‫داری صمیمی و نزدیک می‌شی,

287
00:34:33,876 --> 00:34:39,041
‫- خوشت نمیاد نزدیک شم؟
‫- چرا، از نزدیک شدن خوشم میاد,

288
00:34:39,167 --> 00:34:41,957
‫چرا از صمیمیت می‌ترسی؟

289
00:34:44,916 --> 00:34:48,705
‫- مشخصه که واست سخته,
‫- آره، سخته,

290
00:34:48,831 --> 00:34:53,205
‫خوبه که زن داری و من نباید,,,

291
00:34:53,331 --> 00:34:56,162
‫به این فکر کنم که چقدر به گا رفتم,

292
00:34:56,288 --> 00:35:01,453
‫عجب‌ها، چقدر راجع به خودت بد حرف می‌زنی،
‫مگه چقدر به گا رفتی؟

293
00:35:05,037 --> 00:35:06,619
‫درصدش رو بگم؟

294
00:35:06,744 --> 00:35:08,534
‫هشتاد درصد,

295
00:35:09,619 --> 00:35:13,284
‫- هشتاد,
‫- پس یعنی بیست درصد,,,

296
00:35:13,409 --> 00:35:16,325
‫این همون درصدیه که الان می‌بینی,

297
00:35:19,492 --> 00:35:21,948
‫با مدیر تئاتر حرف زدی؟

298
00:35:22,074 --> 00:35:24,698
‫به نظرش باید,,,

299
00:35:24,823 --> 00:35:26,906
‫برم پیش روان‌شناس,

300
00:35:27,032 --> 00:35:28,489
‫آره,

301
00:35:28,615 --> 00:35:31,322
‫- خب، چرا که نه؟
‫- دیگه تایید که نکن!

302
00:35:31,447 --> 00:35:36,445
‫نه، آخه نوعی ترسه, روان‌شناس ممکنه کمک کنه,

303
00:35:36,571 --> 00:35:39,777
‫ولی انقدر هم بد نیست، فقط,,,

304
00:35:39,904 --> 00:35:43,611
‫- باید کتکت می‌زدم,
‫- آره, آره,

305
00:35:43,736 --> 00:35:47,318
‫ببخشید, خیلی شدید بود ولی,,,

306
00:35:47,444 --> 00:35:50,984
‫- ممکنه نظرت عوض بشه و گزارش بدی,
‫- نمی‌دم,

307
00:35:51,110 --> 00:35:54,566
‫قسم می‌خورم, خودم رو خوب می‌شناسم,

308
00:35:54,692 --> 00:35:59,024
‫- روان‌شناس لازم ندارم,
‫- به نظر من که داری,

309
00:35:59,150 --> 00:36:01,607
‫- چرا که نه؟
‫- مامانم,,,

310
00:36:01,733 --> 00:36:05,980
‫- یعنی، مامانم روان‌شناس بود,
‫- قرار نیست بری پیش مامانت,

311
00:36:06,856 --> 00:36:10,271
‫- بذار یه بار دیگه ببوسمت,
‫- آره، ولی,,,

312
00:36:10,397 --> 00:36:13,146
‫- نه، این‌طوری نه,
‫- تموم شد دیگه!

313
00:36:17,562 --> 00:36:19,894
‫- فردا می‌بینمت,
‫- منم,

314
00:36:45,265 --> 00:36:49,346
‫یعنی، وقتی که می‌ری روی صحنه،
‫خیلی دور از عقله,

315
00:36:49,472 --> 00:36:54,304
‫بدنت، کل بدنت وقتی با حضار
‫مواجه می‌شی می‌خواد جیغ بزنه,

316
00:36:54,429 --> 00:36:58,428
‫- جایی نداری که مخفی بشی,
‫- و اضطراب نیست؟

317
00:36:58,553 --> 00:37:00,635
‫نه، عاشقشم! عاشقشم!

318
00:37:02,927 --> 00:37:05,967
‫و این,,,

319
00:37:06,093 --> 00:37:10,300
‫این کلنجار، خشم، حس بی‌عدالتی,,,

320
00:37:10,426 --> 00:37:12,924
‫بار مسئولیت,

321
00:37:13,050 --> 00:37:19,214
‫وقتی می‌گه از درگیری اجتناب می‌کنه،
‫می‌گه که از چه خصوصیت خودش بدش میاد,

322
00:37:19,340 --> 00:37:22,881
‫چیزی که در موردش دوست دارم،
‫احتمالا اینه که,,,

323
00:37:23,007 --> 00:37:28,629
‫شخصیتی رو خلق می‌کنه,
‫توی زاویه‌ی دیدش غرق می‌شه، یا توی,,,

324
00:37:28,755 --> 00:37:33,004
‫احساساتش با فرض این که
‫ نقش دیگری رو بازی می‌کنه,

325
00:37:33,129 --> 00:37:38,419
‫شاید این امنیت رو بهم بده که با
‫احساسات خودم ارتباط برقرار کنم,

326
00:37:38,545 --> 00:37:41,460
‫یعنی نمی‌خوای خودت باشی؟

327
00:37:41,586 --> 00:37:45,542
‫این طور به نظر میاد,
‫نظر مامان چی می‌بود؟

328
00:37:52,542 --> 00:37:55,623
‫نه، داری تقلب می‌کنی, برو عقب, نه,

329
00:37:55,749 --> 00:37:58,206
‫نه، می‌تونی بری نزدیک‌تر,

330
00:37:58,332 --> 00:38:00,789
‫نه، نه, اینجا، اینجا!

331
00:38:03,914 --> 00:38:06,329
‫دوست‌پسر داری؟

332
00:38:10,204 --> 00:38:12,703
‫نه، ندارم,

333
00:38:14,370 --> 00:38:16,453
‫نمی‌خوای داشته باشی؟

334
00:38:19,036 --> 00:38:21,742
‫چرا که نه,

335
00:38:21,743 --> 00:38:24,492
‫ولی انقدر راحت نیست,

336
00:38:27,367 --> 00:38:29,782
‫- ولی من دوستت دارم,
‫- آره,

337
00:38:31,491 --> 00:38:33,574
‫من هم دوستت دارم,

338
00:38:35,158 --> 00:38:38,030
‫بزرگ که شدم می‌خوام باهات ازدواج کنم,

339
00:38:43,072 --> 00:38:45,238
‫لطف داری واقعا,

340
00:38:45,363 --> 00:38:47,987
‫- ولی امکان نداره,
‫- می‌دونم,

341
00:38:53,695 --> 00:38:57,152
‫- خوابیدی؟
‫- نه,

342
00:38:57,278 --> 00:38:59,443
‫خیلی بامزه است!

343
00:39:01,318 --> 00:39:04,942
‫فکر کنم ازم خواستگاری کرد,

344
00:39:06,651 --> 00:39:10,065
‫- تبریک می‌گم,
‫- اتفاق معمولی‌ای نیست,

345
00:39:11,275 --> 00:39:15,356
‫امروز که از پارک برگشت،
‫اومد پیشم,,,

346
00:39:15,482 --> 00:39:18,981
‫مستقیم بهم نگاه کرد و گفت «می‌بینمت,»

347
00:39:20,772 --> 00:39:22,521
‫از کجا یاد گرفته؟

348
00:39:22,647 --> 00:39:26,687
‫- تو گفتی؟
‫- شاید توی مدرسه شنیده,

349
00:39:26,813 --> 00:39:29,645
‫توی مدرسه می‌گن «می‌بینمت,»؟

350
00:39:29,770 --> 00:39:31,811
‫خوبی؟

351
00:39:32,895 --> 00:39:35,102
‫- ببخشید,
‫- هی,

352
00:39:35,228 --> 00:39:37,393
‫- چیه؟
‫- خوبم,

353
00:39:37,519 --> 00:39:40,351
‫به نظرم بهتره برم خونه,

354
00:39:40,476 --> 00:39:42,100
‫نه، صبر کن,

355
00:39:42,226 --> 00:39:44,641
‫- خوبم,
‫- مطمئنی؟

356
00:39:46,517 --> 00:39:50,640
‫- جدی؟ چیزی شده؟
‫- نه، خوبم, ببخشید,

357
00:39:53,682 --> 00:39:55,347
‫خیلی‌خب,

358
00:40:11,970 --> 00:40:14,010
‫- حالش خوبه؟
‫- آره,

359
00:40:18,885 --> 00:40:23,299
‫- به نظرت,,, باز اون‌طور شده؟
‫- فکر نکنم,

360
00:40:25,134 --> 00:40:27,549
‫به نظرم صرفا تنهاست,

361
00:40:29,633 --> 00:40:33,589
‫- باعث ناراحتی می‌شه؟
‫- یکم,

362
00:40:56,627 --> 00:40:58,708
‫- سلام,
‫- سلام,

363
00:41:31,577 --> 00:41:33,284
‫عجیبه,

364
00:41:34,619 --> 00:41:37,867
‫وقتی که مامان مریض شد به این فکر بودم که,,,

365
00:41:37,951 --> 00:41:41,449
‫بیام این خونه و با «ایون» و «ئریک» اینجا باشم,

366
00:41:42,075 --> 00:41:44,990
‫- می‌خوای اینجا زندگی کنی؟
‫- نه,

367
00:41:45,117 --> 00:41:47,948
‫پولش رو نداریم که سهم کسی رو بخریم,

368
00:41:56,364 --> 00:42:00,737
‫همه‌اش رو بررسی کردم, صرفا مدارک قدیمیه,

369
00:42:02,029 --> 00:42:05,611
‫خب، بابت کارهایی که کردی ممنون,

370
00:42:05,737 --> 00:42:07,735
‫عالی شده,

371
00:42:08,736 --> 00:42:12,115
‫هر چیزی که می‌خوای رو
‫نگه دار و بقیه رو بریز دور,

372
00:42:12,139 --> 00:42:14,317
‫آخه کلی چیز خوب اینجا هست,

373
00:42:14,443 --> 00:42:17,858
‫چیزهایی که ارزش معنوی دارن, بیا ببین,

374
00:42:18,943 --> 00:42:21,565
‫مثلا من گلدون رو می‌خوام,

375
00:42:22,483 --> 00:42:25,232
‫- آره، قشنگه,
‫- جدا؟

376
00:42:25,358 --> 00:42:28,523
‫- چون من می‌خوامش؟
‫- نه، مال خودت,

377
00:42:28,649 --> 00:42:32,980
‫نه، هدف اینه که با هم ببینیم و تمومش کنیم,

378
00:42:33,106 --> 00:42:35,938
‫آره, خب پس مال من,

379
00:42:37,313 --> 00:42:39,978
‫وای,

380
00:42:44,229 --> 00:42:46,727
‫[یادت نره اجاق رو خاموش کنی,]

381
00:42:59,558 --> 00:43:04,099
‫- چند وقت می‌خواد اینجا بمونه؟
‫- چیزی نگفت,

382
00:43:04,474 --> 00:43:07,597
‫واسه فروش اومده اینجا دیگه؟

383
00:43:07,723 --> 00:43:10,222
‫واقعا نمی‌دونم که,,,

384
00:43:10,348 --> 00:43:13,554
‫حدود ساعت دو بعد از ظهر میاد,
‫می‌تونی از خودش بپرسی,

385
00:43:14,889 --> 00:43:18,345
‫- فکر نکنم,
‫- نمی‌شه تظاهر کرد که اینجا نیست,

386
00:43:18,471 --> 00:43:20,761
‫سعیم رو می‌کنم,

387
00:43:23,969 --> 00:43:27,510
‫برخلاف انتظارم نمی‌خواد
‫ خونه رو بفروشه، ولی,,,

388
00:43:28,636 --> 00:43:31,218
‫خب یه پروژه داره,

389
00:43:32,676 --> 00:43:34,674
‫جان؟

390
00:43:34,801 --> 00:43:38,174
‫خوبه, داره یه فیلم جدید درست می‌کنه,

391
00:43:40,092 --> 00:43:42,964
‫چه پروژه‌ای؟

392
00:43:43,091 --> 00:43:46,839
‫- همونی راجع بهش حرف زدین,
‫- فیلمی که واسه من نوشته؟

393
00:43:46,965 --> 00:43:49,463
‫آره، همون نقشی که نخواستی,

394
00:43:51,130 --> 00:43:54,629
‫- پولش رو جور کرده؟
‫- لابد کرده,

395
00:43:54,755 --> 00:43:58,920
‫خیلی چیزی نگفت,
‫فقط پرسید تو میای یا نه,

396
00:44:00,253 --> 00:44:02,211
‫خیلی‌خب,

397
00:44:05,586 --> 00:44:08,376
‫- خودشه؟
‫- آره,

398
00:44:26,498 --> 00:44:28,330
‫وای، «ریچل کمپ» اومده,

399
00:44:30,164 --> 00:44:32,080
‫وای,

400
00:44:40,079 --> 00:44:42,951
‫- وای!
‫- هی؟ «نورا»؟

401
00:44:43,078 --> 00:44:45,160
‫هی، بیا,,,

402
00:44:45,535 --> 00:44:50,159
‫همونه, هیچی فرق نکرده,

403
00:45:07,613 --> 00:45:09,613
‫خوشحال شدم دوباره اینجا دیدمت,

404
00:45:09,613 --> 00:45:14,404
‫یه کافه اون سمتی هست,
‫کارمون که تموم شد خبرتون می‌کنیم,

405
00:45:23,235 --> 00:45:25,942
‫سلام, «نورا» اینجاست؟

406
00:45:26,069 --> 00:45:28,150
‫نه، باید می‌رفت,

407
00:45:28,942 --> 00:45:33,024
‫- «ریچل» این دخترمه، «اگنس,»
‫- سلام, «ریچل» هستم,

408
00:45:33,066 --> 00:45:35,816
‫خوشوقتم,

409
00:45:36,524 --> 00:45:41,606
‫- شما هم توی این کارین؟
‫- نه، واسه تحقیقات کمک می‌کنه,

410
00:45:41,606 --> 00:45:46,355
‫یه تاریخی,,, تاریخدان آکادمیکم,
‫ ببخشید، من,,,

411
00:45:46,439 --> 00:45:48,396
‫نمی‌تونم خوب حرف بزنم,

412
00:45:50,396 --> 00:45:53,271
‫شناختیش؟

413
00:45:55,186 --> 00:45:57,978
‫- نقش «آنا» رو توی فیلمم داشت,
‫- خیلی وقت پیش بود,

414
00:45:59,435 --> 00:46:01,810
‫معلومه, وای,,,

415
00:46:01,852 --> 00:46:05,268
‫تو «آنا» هستی!
‫درسته! متوجه شدم,

416
00:46:05,268 --> 00:46:09,767
‫- می‌شه یه سلفی باهات بگیرم؟
‫- آره، حتما,

417
00:46:09,809 --> 00:46:11,933
‫معروفیتت شوکه‌ام کرد,

418
00:46:19,265 --> 00:46:20,431
‫مرسی,

419
00:46:21,722 --> 00:46:25,138
‫خب، اینجاست، داره با پسرش حرف می‌زنه,

420
00:46:25,180 --> 00:46:29,596
‫می‌دونی، این سکانس آخره, پایانشه,
‫داره یه چیزی واسش درست می‌کنه که بخوره,

421
00:46:29,638 --> 00:46:33,233
‫واسش مهمه, آخرین لمس مادرانه مثلا,

422
00:46:35,719 --> 00:46:38,052
‫هم رو بغل می‌کنن و پسرش می‌ره,

423
00:46:38,760 --> 00:46:43,218
‫و لحظه‌ای که در بسته می‌شه،
‫چیزی درونش عوض می‌شه,

424
00:46:43,260 --> 00:46:46,926
‫انگار که خیالش راحت می‌شه،
‫نظرت چیه؟

425
00:46:48,300 --> 00:46:52,423
‫پسره داره می‌ره دیدن پدرش،
‫مادرش هم عجله‌ای نداره,

426
00:46:52,556 --> 00:46:58,257
‫- اینجا هم یه سیمیه که روش لباس خشک می‌کنن,
‫- بند رخت,

427
00:46:58,298 --> 00:47:01,422
‫- بند رخت,
‫- آره، بند رخته,

428
00:47:01,422 --> 00:47:05,421
‫و می‌ره اینجا و شروع می‌کنه به آماده کردن,

429
00:47:11,212 --> 00:47:13,419
‫یهویی,

430
00:47:14,127 --> 00:47:17,919
‫می‌شنوه که در ایوان باز می‌شه, بیا,

431
00:47:24,084 --> 00:47:28,416
‫پسرشه, پرچمش رو یادش رفته,
‫پرچم نروژ رو,

432
00:47:28,416 --> 00:47:33,374
‫آره، هفدهم ماه مه هست,
‫روز ملیه,

433
00:47:33,415 --> 00:47:37,082
‫گفتم که همه‌اش یه برداشته؟

434
00:47:37,082 --> 00:47:38,528
‫- یه برداشته؟
‫- آره,

435
00:47:38,552 --> 00:47:39,914
‫کلش؟

436
00:47:39,914 --> 00:47:43,330
‫کل سکانس آخر یه برداشته,
‫تدوین نداره,

437
00:47:43,372 --> 00:47:46,122
‫هماهنگی کامل بین زمان و مکان لازمه,

438
00:47:46,369 --> 00:47:47,375
‫وای,

439
00:47:48,412 --> 00:47:50,245
‫خب,,,

440
00:47:50,286 --> 00:47:54,161
‫پسره همون‌جا ایستاده،
‫بهش نگاه می‌کنه,

441
00:47:54,203 --> 00:47:57,369
‫یه مشکلی هست, متوجه نمی‌شه,

442
00:47:59,993 --> 00:48:03,992
‫و پرچمش رو می‌گیره و می‌دوه و می‌ره,

443
00:48:06,325 --> 00:48:11,407
‫مادرش میاد اینجا که مطمئن بشه
‫ این سری واقعا رفته,

444
00:48:11,407 --> 00:48:15,989
‫فقط صدای بسته شدن در رو می‌شنویم،
‫چون دوربین اینجاست,

445
00:48:16,031 --> 00:48:20,280
‫به سمت مادره, و خیلی مهمه,

446
00:48:21,113 --> 00:48:24,029
‫حالت چهره‌اش توی این سکانس,

447
00:48:25,654 --> 00:48:27,779
‫داره به چی فکر می‌کنه؟

448
00:48:27,821 --> 00:48:30,111
‫دقیقا,

449
00:48:32,070 --> 00:48:34,444
‫بعد برمی‌گرده اینجا,

450
00:48:53,940 --> 00:48:57,147
‫- و اینجا انجامش می‌ده؟
‫- آره,

451
00:49:05,978 --> 00:49:08,812
‫به نظرت وزنش رو تحمل می‌کنه؟

452
00:49:09,394 --> 00:49:13,894
‫خب همین‌طوری رخ داده,
‫واسه مادر خودم,

453
00:49:13,936 --> 00:49:16,393
‫- مادر خودت؟
‫- آره,

454
00:49:22,059 --> 00:49:24,766
‫- ولی اینجا نبوده؟
‫- چرا,

455
00:49:25,599 --> 00:49:29,349
‫- خیلی وقت پیش بوده,
‫- وای نه!

456
00:49:29,390 --> 00:49:31,431
‫از همون استفاده کرد,

457
00:49:33,847 --> 00:49:36,972
‫- این؟
‫- آره,

458
00:49:37,014 --> 00:49:40,055
‫رفت روش,

459
00:49:40,888 --> 00:49:43,179
‫ولی اون مشخص نیست,

460
00:49:43,221 --> 00:49:47,844
‫سکانس این‌طوری تموم می‌شه که
‫برمی‌گرده و در رو می‌بنده,

461
00:49:47,886 --> 00:49:50,469
‫فقط صداش رو می‌شنویم,

462
00:49:51,885 --> 00:49:54,927
‫و دوربین می‌ره اون سمت,

463
00:49:59,383 --> 00:50:03,549
‫می‌شه بپرسم که چرا بعد چنین اتفاقی
‫ نقل‌مکان نکردی؟

464
00:50:03,549 --> 00:50:06,007
‫خب نقل‌مکان کردیم,

465
00:50:06,049 --> 00:50:09,507
‫رفتیم سوئد, پدرم سوئدی بود,

466
00:50:11,089 --> 00:50:15,339
‫دوست دارم بیشتر از مادرت بشنوم,

467
00:50:16,047 --> 00:50:19,171
‫اونی که توی فیلمنامه‌ است مادرم نیست,

468
00:50:24,228 --> 00:50:29,561
‫آره، ولی همچنان قبول می‌کنن,
‫آره، می‌دونم,

469
00:50:29,586 --> 00:50:32,376
‫عالی می‌شه, انگیزه داره,

470
00:50:33,085 --> 00:50:35,917
‫بهش گفتم اون چهارپایه,,,

471
00:50:36,043 --> 00:50:39,083
‫همونی که مامانم باهاش
‫خودش رو حلق‌آویز کرده,

472
00:50:39,209 --> 00:50:41,457
‫همونی که مال ایکه‌آ بود؟

473
00:50:58,163 --> 00:51:00,245
‫«این منم؟»

474
00:51:02,162 --> 00:51:06,994
‫«این منم؟» افکارم، احساساتم،
‫طوری که می‌خوابم و یا نمی‌خوابم,,,

475
00:51:07,120 --> 00:51:10,326
‫آخه متوجه نمی‌شم که چطور این,,,

476
00:51:10,452 --> 00:51:13,575
‫- ممکنه من باشم,
‫- قبلا هم اومدیم اینجا,

477
00:51:14,702 --> 00:51:18,199
‫- یعنی خودت رو نمی‌شناسی؟
‫- نه,

478
00:51:19,575 --> 00:51:24,948
‫خیلی سال پیش، اسم دفتر روان‌شناس
‫«کتابخانه» بود,

479
00:51:28,699 --> 00:51:32,947
‫اکثرا خالی بود, «کارین»، دختر بزرگ,,,

480
00:51:33,072 --> 00:51:36,862
‫اونجا دوست‌هاش رو جمع می‌کرد
‫ و آهنگ گوش می‌کردن,

481
00:52:04,108 --> 00:52:08,522
‫وقتی که جنگ شروع شد کارین
‫ به نیروهای مقاومت پیوست,

482
00:52:09,314 --> 00:52:14,312
‫یه روز عصر در سال ۱۹۴۳،
‫پلیس دولتی اومد دنبالش,

483
00:52:21,728 --> 00:52:27,685
‫دو سال رفت زندان,
‫ هیچوقت از اردوگاه زندان حرفی نزن,

484
00:52:35,433 --> 00:52:37,099
‫بیا, گوش کن,

485
00:52:38,475 --> 00:52:43,973
‫بعد جنگ «کارین» ازدواج کرد و
‫ صاحب خونه‌ی خانوادگی شد,

486
00:52:45,974 --> 00:52:49,596
‫سال ۱۹۵۱ «گوستاو» رو به دنیا آورد,

487
00:52:56,221 --> 00:53:00,927
‫چندین سال بعد، وقتی که «گوستاو»
‫فیلمساز شده بود، گفت,,,

488
00:53:01,053 --> 00:53:04,593
‫«هیچی از سایه‌ها زیباتر نیست,»

489
00:53:04,719 --> 00:53:08,717
‫خانه‌ی کودکیش رو تصور می‌کرد,

490
00:53:52,501 --> 00:53:58,249
‫خواهر کوچیک «کارین»، «ایدیث»،
‫با دوستش «لیلیان» اومدن توی خونه زندگی کنن,

491
00:53:58,375 --> 00:54:03,664
‫«ایدیث» به میل خودش بچه نداشت،
‫ولی «گوستاو» اون تابستون بهشون سر می‌زد,

492
00:54:10,330 --> 00:54:14,703
‫اگه کسی شکایت می‌کرد، «ایدیث» صدای
‫موسیقی رو زیاد می‌کرد، مطمئن بود که,,,

493
00:54:14,829 --> 00:54:19,244
‫یه نفر از همسایه‌ها خواهرش
‫رو حین جنگ لو داده,

494
00:54:28,034 --> 00:54:32,491
‫وقتی که «ایدیث» مرد،
‫«گوستاو» آخرین وارثش بود,

495
00:54:32,617 --> 00:54:37,698
‫سال ۱۹۸۶، با تمام خاطراتش برگشت به خونه,

496
00:54:41,240 --> 00:54:45,947
‫دو داستان وجود داره که «گوستاو»
‫ چطور با همسرش «سیسل» آشنا شده,

497
00:54:46,073 --> 00:54:50,029
‫خود «سیسل» گفت که به عنوان یه بیمار
‫که بی‌خوابی داشته اومده پیشش,

498
00:54:50,155 --> 00:54:54,028
‫واسش مشخص بود که برگشتن به اونجا,,,

499
00:54:54,154 --> 00:54:56,069
‫پیچیده‌تر از چیزی بوده
‫ که بهش اعتراف می‌کنه,

500
00:54:56,612 --> 00:54:59,194
‫قضیه از دید «گوستاو» بزرگ‌تر بود,

501
00:54:59,319 --> 00:55:01,401
‫خیلی خیره‌کننده بود,

502
00:55:01,527 --> 00:55:06,359
‫فهمیدم که روان‌شناسه،
‫و مشکل روانی پیدا کردم,

503
00:55:06,485 --> 00:55:09,691
‫شش ماه بعدش «سیسل» باردار شد,

504
00:55:10,734 --> 00:55:15,773
‫سه هفته قبل تولد «نورا» در
‫ دسامبر ۱۹۸۷ ازدواج کردن,

505
00:55:18,024 --> 00:55:22,396
‫با خواهر کوچک‌ترش یعنی «اگنس»،
‫یه خانواده‌ی چهار نفره شدن,

506
00:55:24,606 --> 00:55:29,686
‫- که مسخره است؟ با ما بودن مسخره است؟
‫- منظورم این نیست,

507
00:55:29,812 --> 00:55:34,061
‫باز چرا اون مزخرفات رو پیش کشیدی؟

508
00:55:35,395 --> 00:55:38,851
‫بعد طلاق، «گوستاو» برگشت سوئد,

509
00:55:39,936 --> 00:55:43,226
‫خونه خالی‌تر و خالی‌تر شد,

510
00:55:56,410 --> 00:55:58,249
‫[تو رو خدا باهام عکس بگیر,]

511
00:56:06,180 --> 00:56:08,345
‫با «پیتر» حرف زدی؟

512
00:56:09,429 --> 00:56:12,136
‫«پیتر» پیرمرده,

513
00:56:13,261 --> 00:56:17,093
‫- ده ساله فیلم ضبط نکرده,
‫- من هم نکردم,

514
00:56:18,177 --> 00:56:23,300
‫- نه، ولی اون بازنشسته شده,
‫- بخاطر من قبول می‌کنه, باهاش حرف می‌زنم,

515
00:56:26,134 --> 00:56:29,507
‫- نمی‌ذارم کس دیگه‌ای فیلمبرداری کنه,
‫- باشه، ولی,,,

516
00:56:29,634 --> 00:56:33,715
‫- باید خودت بری باهاش حرف بزنی,
‫- حتما,

517
00:56:33,840 --> 00:56:36,297
‫«حتما»؟ برو بزن,

518
00:56:37,858 --> 00:56:41,772
‫- از تو که پیرتر نیست,
‫- چرت نگو,

519
00:56:41,797 --> 00:56:45,713
‫- نظرت راجع به نروژ چیه؟
‫- عاشق نروژم,

520
00:56:45,754 --> 00:56:50,753
‫خیلی قشنگه, مردمش مهربونن,

521
00:56:50,795 --> 00:56:53,461
‫خیلی مهمان‌نوازن,

522
00:56:54,836 --> 00:57:00,043
‫این محصول مال نتفلیکسه,
‫یعنی توی سینما نشونش می‌دن؟

523
00:57:00,168 --> 00:57:02,334
‫حتما, پس کجا نشون بدن؟

524
00:57:02,460 --> 00:57:07,333
‫همچنان داریم در موردش بحث می‌کنیم،
‫ولی برنامه قطعا همینه,

525
00:57:08,958 --> 00:57:12,082
‫یه سوال دیگه از «ریچل کمپ»,

526
00:57:12,124 --> 00:57:15,331
‫در مورد بازخورد آخرین فیلمت
‫ یعنی «انتخاب کتی» هست,

527
00:57:15,373 --> 00:57:19,913
‫حتما باعث ناامیدیت شد,

528
00:57:21,955 --> 00:57:25,121
‫من خیلی به اون فیلم افتخار می‌کنم,

529
00:57:25,954 --> 00:57:30,332
‫ولی فکر نکنم هدف این مصاحبه
‫اون فیلم بوده باشه، نه؟

530
00:57:30,374 --> 00:57:33,910
‫اضطراب داشتین که همچین نقشی رو

531
00:57:33,952 --> 00:57:35,785
‫توی درام واقعی قبول کنین؟

532
00:57:35,785 --> 00:57:38,951
‫من دارم توی این فیلم بازی می‌کنم چون,,,

533
00:57:38,976 --> 00:57:41,950
‫این چه سوال مسخره‌ای بود کردی، ها؟

534
00:57:42,950 --> 00:57:45,991
‫«ریچل کمپ» بهترین بازیگر نسل خودشه,

535
00:57:46,033 --> 00:57:48,768
‫خوش‌شانسید که اینجا حضور داره,
‫باید ازش ممنون باشید,

536
00:57:50,448 --> 00:57:52,032
‫برو بیرون!

537
00:57:52,781 --> 00:57:57,030
‫- برو بیرون!
‫- باشه, ممنون,

538
00:57:58,906 --> 00:58:01,487
‫عجب احمقی بود,

539
00:58:01,655 --> 00:58:05,069
‫بهتر نیست سوال‌ها رو
‫از قبل مشخص کنین؟

540
00:58:05,196 --> 00:58:09,110
‫- نمی‌شه که,
‫- مردک ترول تیک‌تاکی,

541
00:58:31,191 --> 00:58:35,230
‫- دوباره ای‌اس‌ام‌آر که نیست؟
‫- خوابم می‌بره,

542
00:58:35,356 --> 00:58:39,313
‫- خودش بهم یاد داد,
‫- برای اون هم انجام دادم,

543
00:58:39,439 --> 00:58:42,187
‫نمی‌خوام براتون سخنرانی کنم،
‫ولی حس می‌کنم

544
00:58:42,313 --> 00:58:46,603
‫باید قدردانی توی دلم رو ابراز کنم,

545
00:58:46,729 --> 00:58:51,185
‫فقط می‌خوام بگم چقدر خوشحالم
‫که با شما کار می‌کنم,

546
00:58:51,311 --> 00:58:56,184
‫- البته هنوز از کارمون مونده,,,
‫- درموردش صحبت کرده بودیم,

547
00:58:56,310 --> 00:58:58,892
‫آره، من و تو هم کلی صحبت کردیم,

548
00:58:59,018 --> 00:59:01,849
‫قبل از افتتاحیه همه چی رو درست می‌کنیم,

549
00:59:01,975 --> 00:59:05,765
‫«یاکوب»، می‌دونم اوضاع خونه
‫برات سخت شده

550
00:59:07,224 --> 00:59:09,806
‫ولی,,,

551
00:59:09,931 --> 00:59:15,013
‫بابت زحماتی که می‌کشی ممنونم,
‫اگه کاری بود می‌تونی بهم بگی,

552
00:59:15,139 --> 00:59:18,345
‫- همیشه,
‫- ممنونم, حتما,

553
00:59:18,471 --> 00:59:20,429
‫ولی,,, آره خلاصه,

554
00:59:20,555 --> 00:59:23,595
‫به نظرم خیلی خفن می‌شه,

555
00:59:23,762 --> 00:59:25,844
‫- موافقم,
‫- سلامتی!

556
00:59:25,970 --> 00:59:28,802
‫- سلامتی!
‫- سلامتی!

557
00:59:29,428 --> 00:59:33,050
‫ولی بهم نگفته بودی
‫داری طلاق می‌گیری,

558
00:59:33,177 --> 00:59:37,383
‫آره، چون خیلی درگیر تمرین بودیم,,, خب,

559
00:59:37,509 --> 00:59:39,508
‫آره,

560
00:59:41,425 --> 00:59:45,464
‫- چندان فرصت خاصی پیش نیومد,
‫- می‌فهمم,

561
00:59:47,840 --> 00:59:49,922
‫ولی مثلا,,,

562
00:59:52,214 --> 00:59:55,379
‫- به خاطر خودمون که نیست؟
‫- نه، قضیه اون نیست,

563
01:00:00,087 --> 01:00:02,086
‫اگه خواستی حرف بزنی,,,

564
01:00:03,212 --> 01:00:05,169
‫می‌تونی روم حساب کنی,

565
01:00:05,295 --> 01:00:08,626
‫- شما نمیاید شنا کنید؟
‫- برید تو آب!

566
01:00:08,752 --> 01:00:10,750
‫- یک، دو,,,
‫- خیلی‌خب,

567
01:00:10,877 --> 01:00:13,417
‫- سه!
‫- وای!

568
01:00:25,374 --> 01:00:27,497
‫دیگه لازم نیست قایم بشیم,

569
01:00:29,789 --> 01:00:33,121
‫ببین,,, راستش نمی‌دونم,

570
01:01:09,197 --> 01:01:11,280
‫- سلام!
‫- سلام!

571
01:01:13,405 --> 01:01:15,736
‫- بابا اومده؟
‫- هنوز نه,

572
01:01:18,779 --> 01:01:22,360
‫- سلام! مبارک باشه!
‫- مرسی,

573
01:01:23,111 --> 01:01:26,401
‫وای! چقدر پاپیون بهت میاد!

574
01:01:26,527 --> 01:01:28,693
‫سلام! پیتزا داریم؟

575
01:01:28,819 --> 01:01:31,650
‫سلام, بذار باهات دست بدم,

576
01:01:36,483 --> 01:01:38,940
‫این رکورد هنوز مال منه,

577
01:01:39,066 --> 01:01:41,565
‫نه,

578
01:01:41,691 --> 01:01:44,480
‫از اونجا شروع کن,

579
01:01:50,856 --> 01:01:53,562
‫سلام! خوش اومدی,

580
01:01:53,688 --> 01:01:56,603
‫- خوشحالم می‌بینمت,
‫- همچنین,

581
01:01:56,729 --> 01:01:59,894
‫مبارک باشه! تولدت مبارک!

582
01:02:00,020 --> 01:02:03,685
‫نه سالت شده,
‫دیگه مرد شدی,

583
01:02:03,811 --> 01:02:09,809
‫- گمونم از عروسی به بعد ندیدیش,
‫- مگه می‌شه زنی مثل «ترِسِه» رو فراموش کرد؟

584
01:02:14,433 --> 01:02:19,306
‫- سلام, وای، این رو از کجا گرفتی؟
‫- چند تا لیوان بیار,

585
01:02:32,388 --> 01:02:34,470
‫سلام بابا,

586
01:02:35,971 --> 01:02:38,052
‫سلام,

587
01:02:43,177 --> 01:02:45,093
‫آره، بهش خورد,

588
01:02:50,259 --> 01:02:52,757
‫تولید فیلم چطور پیش میره؟

589
01:02:55,341 --> 01:02:58,422
‫- خوبه,
‫- تعریفش رو شنیدم, هیجان‌انگیزه,

590
01:02:58,966 --> 01:03:02,713
‫- کار کردن با «ریچل کمپ» چطوره؟
‫- هی,,,

591
01:03:04,631 --> 01:03:08,671
‫فقط دارم می‌پرسم
‫کار کردن باهاش چطوریه,

592
01:03:08,797 --> 01:03:11,837
‫هنوز آماده نیست, ولی تقریبا شده,

593
01:03:11,963 --> 01:03:16,502
‫شنیدم با یه چهارپایه ایکه‌آ راضیش کردی,

594
01:03:16,628 --> 01:03:20,085
‫کل روز می‌خواد
‫به ماسماسکش نگاه کنه؟

595
01:03:20,211 --> 01:03:23,001
‫بیست دقیقه دیگه وقت داره
‫با تلفنش بازی کنه,

596
01:03:23,127 --> 01:03:25,126
‫کی؟ «ایون» رو می‌گین؟

597
01:03:29,000 --> 01:03:33,873
‫واسم سوال بود چقدر از وقت استفاده
‫از گوشی تو مونده, تموم نشده؟

598
01:03:33,999 --> 01:03:37,956
‫- از وقت استفاده از گوشیم؟
‫- مگه همچین قانونی ندارین؟

599
01:03:38,082 --> 01:03:40,455
‫- بذارش کنار,
‫- پیتزا آماده است,

600
01:03:40,873 --> 01:03:42,871
‫- فقط,,,
‫- بذار,

601
01:03:52,314 --> 01:03:53,938
‫[برگشت‌ناپذیر] [معلم پیانو]

602
01:03:55,370 --> 01:03:58,369
‫- خب، حالا چی باید بگی؟
‫- ممنونم,

603
01:03:58,494 --> 01:04:01,493
‫نگاه کن, مونیکا بلوچی لامصب رو ببین,

604
01:04:03,576 --> 01:04:08,158
‫این فیلم هم باعث می‌شه رابطه
‫زن‌ها با دنیای مادرانه رو بفهمی,

605
01:04:08,283 --> 01:04:10,032
‫دستت درد نکنه,

606
01:04:10,158 --> 01:04:13,074
‫- مرسی، ولی پخش‌کننده دی‌وی‌دی نداریم,
‫- خدا رو شکر,

607
01:04:13,199 --> 01:04:17,240
‫- حالا یه‌جوری می‌بینیم,
‫- خیلی وقته دیگه فیلم نمی‌بینم,

608
01:04:51,525 --> 01:04:54,606
‫خودت نمایشنامه بنویس,

609
01:04:54,732 --> 01:04:56,897
‫آره خب، گفتنش واسه تو راحته,

610
01:04:58,190 --> 01:05:02,562
‫واسه چی منتظری یه پیرمرد
‫نقش «اوفلیا» رو بهت بده؟

611
01:05:02,688 --> 01:05:06,812
‫- دارم توی «هملت» بازی می‌کنم,
‫- با «ریچل» درموردش صحبت کردم,

612
01:05:06,938 --> 01:05:12,103
‫داره پروژه‌های خودش رو می‌سازه,
‫شرکت تولید فیلم داره,

613
01:05:12,229 --> 01:05:14,268
‫بازیگر بودن واقعا سخته,

614
01:05:14,394 --> 01:05:19,017
‫هیچ تصمیمی با خودشون نیست,
‫باید صبر کنن بقیه انتخابشون کنن,

615
01:05:19,143 --> 01:05:22,475
‫- در درازمدت خوب نیست,
‫- من,,,

616
01:05:22,559 --> 01:05:29,099
‫اعتماد به نفس آدم رو می‌خوره
‫و نیازش به توجه غیرقابل تحمل می‌شه,

617
01:05:31,682 --> 01:05:34,597
‫من اگه زنم بازیگر بود
‫نمی‌تونستم باهاش زندگی کنم,

618
01:05:35,140 --> 01:05:37,347
‫مگه کم با بازیگرها سکس کردی؟

619
01:05:40,098 --> 01:05:45,553
‫هنرمندهای امروزی خیلی خرده‌بورژوا شدن,
‫وقتی بچه‌ها رو باید برد تمرین فوتبال و,,,

620
01:05:45,679 --> 01:05:49,136
‫ماشینت رو با مال بقیه مقایسه کنی،
‫دیگه نمی‌تونی یه چیزی مثل «اولیس» بنویسی,

621
01:05:51,512 --> 01:05:55,843
‫پس آزادی هنری چی شد؟
‫هنرمند باید آزاد باشه,

622
01:05:58,052 --> 01:06:00,675
‫یعنی بچه‌دار نشه، بابا؟

623
01:06:03,509 --> 01:06:06,299
‫«نورا»، این حرف رو نزن,

624
01:06:06,425 --> 01:06:08,507
‫الان چند سالته؟

625
01:06:09,883 --> 01:06:13,464
‫وقتی «سیسل» همسن تو بود،
‫دو تا بچه داشت,

626
01:06:13,590 --> 01:06:15,631
‫زمونه عوض شده، بابا,

627
01:06:18,464 --> 01:06:21,462
‫شما دو تا بهترین اتفاق زندگیم هستین,

628
01:06:21,588 --> 01:06:24,128
‫بهترین اتفاق زندگیتیم؟

629
01:06:24,254 --> 01:06:26,336
‫واسه همین ولمون کردی؟

630
01:06:28,796 --> 01:06:31,376
‫این دوره و زمونه همه
‫از باباشون عصبانی‌ان، نه؟

631
01:06:33,294 --> 01:06:36,168
‫ولی خوب بار اومدین، غیر از اینه؟

632
01:06:36,293 --> 01:06:40,500
‫از کجا مطمئنی؟
‫تو که اصلا ما رو نمی‌شناسی,

633
01:06:40,626 --> 01:06:44,124
‫- دیگه اغراق نکن,
‫- اغراق کردم؟

634
01:06:50,166 --> 01:06:54,247
‫می‌دونم بهت سخت گذشته,
‫خودم رو توی تو می‌بینم,

635
01:06:57,414 --> 01:07:00,329
‫ولی همیشه خدا عصبانی‌ای,

636
01:07:00,455 --> 01:07:04,495
‫سخته آدم کسی که انقدر
‫خشم داره رو دوست داشته باشه,

637
01:07:05,162 --> 01:07:08,744
‫نه؟ لازم نیست تا آخر عمر تنها باشی,

638
01:07:13,243 --> 01:07:16,326
‫واسه هنرت هم خوب نیست,

639
01:07:16,452 --> 01:07:20,575
‫باید عزیزی داشته باشی,
‫تشکیل خانواده بدی و بچه‌دار بشی,

640
01:07:21,242 --> 01:07:23,990
‫از بچه‌دار شدن کسی پشیمون نشده,

641
01:09:58,125 --> 01:10:00,790
‫پیتر؟

642
01:10:02,332 --> 01:10:04,539
‫خوشحالم می‌بینمت, سلام,

643
01:10:04,665 --> 01:10:07,080
‫عجب خونه‌ای داری,

644
01:10:07,206 --> 01:10:11,371
‫آره، از صدقه‌سری «لاسه هالستروم»ئه, نه تو,

645
01:10:11,913 --> 01:10:15,328
‫بعد از دیدن «رود زمان» باهات قرارداد بست,

646
01:10:16,413 --> 01:10:19,286
‫حتما خوش به حال نوه‌هاته,

647
01:10:21,162 --> 01:10:26,951
‫خب، اوضاع که با دنیل هنوز خرابه,
‫بدترین بخشش اینه که بچه‌هاش اذیت می‌شن,

648
01:10:27,077 --> 01:10:30,908
‫اصلا نمی‌تونن بیان پدربزرگشون رو ببینن,

649
01:10:31,035 --> 01:10:33,199
‫ولی خب,,,

650
01:10:33,325 --> 01:10:37,657
‫- فیلمنامه,,,
‫- بدک نیست، نه؟

651
01:10:37,783 --> 01:10:40,406
‫- فوق‌العاده است,
‫- پس هستی؟

652
01:10:40,574 --> 01:10:43,156
‫آره، حتما مشارکت می‌کنم,

653
01:10:43,282 --> 01:10:45,989
‫بیا بریم یه گلویی تازه کنیم,

654
01:10:57,820 --> 01:10:59,902
‫نمی‌خواد,

655
01:11:01,403 --> 01:11:05,401
‫فکر نمی‌کنم زیاد
‫دوربین روی دست لازم بشه,

656
01:11:05,527 --> 01:11:09,026
‫من بیشتر دالی و سه‌پایه توی فکرم بود,

657
01:11:17,275 --> 01:11:21,605
‫شرمنده دیگه صحبت نکردیم,
‫بین فیلم‌ها ارتباطم با بقیه ضعیف می‌شه,

658
01:11:21,732 --> 01:11:24,272
‫من هم همینطور, من هم همینم,

659
01:11:29,604 --> 01:11:33,728
‫باید,,, اگه جواب داد بهت می‌گم,

660
01:11:36,395 --> 01:11:39,685
‫نتفلیکس هم می‌خواد نظر بده,

661
01:11:41,310 --> 01:11:44,642
‫می‌خوان با بقیه هم صحبت کنن,

662
01:11:50,684 --> 01:11:53,016
‫عجب، پس روالش اینطوریه؟

663
01:11:54,891 --> 01:11:57,098
‫آره,

664
01:11:57,640 --> 01:11:59,723
‫روالش همینه,

665
01:12:18,803 --> 01:12:20,759
‫سلامتی,

666
01:12:21,760 --> 01:12:23,843
‫خوشحالم می‌بینمت,

667
01:13:02,172 --> 01:13:05,411
‫[نورا ۲۰۰۶]
‫[نورا ژوئیه  ۱۹۹۹]

668
01:13:11,582 --> 01:13:15,289
‫سلام، «نورا»,
‫خواستم زنگ بزنم بگم,,,

669
01:13:21,123 --> 01:13:23,705
‫باید با هم صحبت کنیم,

670
01:13:26,621 --> 01:13:29,869
‫نمی‌خوام اینطوری باشه که,,,

671
01:13:31,620 --> 01:13:35,119
‫مثلا من دوست ندارم
‫برم تئاتر ببینم,

672
01:13:35,245 --> 01:13:38,535
‫نه که تئاتر رو دوست نداشته باشم,

673
01:13:38,660 --> 01:13:43,409
‫فقط دوست ندارم,,, تماشا کنم,

674
01:13:46,158 --> 01:13:48,282
‫ولی «چخوف»,,,

675
01:13:48,409 --> 01:13:51,115
‫می‌تونم «چخوف» بخونم,

676
01:13:51,241 --> 01:13:53,906
‫واقعا,,,

677
01:13:54,032 --> 01:13:57,406
‫نه به خاطر نمایشنامه‌ها، فقط,,,

678
01:13:59,614 --> 01:14:02,946
‫خیلی حساسم, تو هم همینطوری,

679
01:14:03,072 --> 01:14:06,487
‫از این نظر شبیه همدیگه‌ایم,

680
01:14:07,113 --> 01:14:09,194
‫گِل بگیرنت,

681
01:15:08,516 --> 01:15:10,181
‫مرسی,

682
01:15:10,223 --> 01:15:12,347
‫برام سوال بود,,,

683
01:15:12,389 --> 01:15:14,473
‫با کی داره صحبت می‌کنه؟

684
01:15:14,514 --> 01:15:18,680
‫وقتی می‌گه «می‌دونی»،
‫خطاب به کی می‌گه؟

685
01:15:20,388 --> 01:15:22,679
‫نظر خودت چیه؟

686
01:15:30,719 --> 01:15:35,676
‫فکر نکنم با مادرش باشه,
‫هیچ‌وقت این رو بهش نگفته بود,

687
01:15:38,758 --> 01:15:43,383
‫گمونم انگار با یه ندای درونی
‫داره صحبت می‌کنه,

688
01:15:44,091 --> 01:15:48,715
‫عجیبه که آدم صحبت کنه
‫ولی کسی رو خطاب نکنه,

689
01:15:49,882 --> 01:15:51,964
‫خوبه,

690
01:15:52,006 --> 01:15:54,673
‫حالا یه بار در حضور «اینگرید» بخونیم,

691
01:15:54,698 --> 01:15:55,898
‫دارم گوش می‌دم,

692
01:15:58,546 --> 01:16:01,712
‫بیا, اینجا بشین,

693
01:16:01,712 --> 01:16:05,003
‫- از نزدیک ببینی,
‫- باشه,

694
01:16:05,044 --> 01:16:07,919
‫دوباره از,,,

695
01:16:09,669 --> 01:16:12,877
‫«دچار یه جور بحرانی شدم» بخون,
‫با «اینگرید» صحبت کن,

696
01:16:12,919 --> 01:16:17,917
‫اگه خواستی می‌تونی لمسش کنی,
‫حس مادرانه پیدا کن,

697
01:16:20,041 --> 01:16:23,874
‫یادت باشه: این حرف رو
‫تا حالا به کسی نزده,

698
01:16:23,915 --> 01:16:27,498
‫خجالت می‌کشه که داره
‫اینطوری دعا می‌کنه,

699
01:16:27,540 --> 01:16:31,539
‫شاید بخوای قایمش کنی،
‫یا به خودت بخندی، ولی,,,

700
01:16:32,581 --> 01:16:34,872
‫احساس خجالت داری,

701
01:16:37,226 --> 01:16:40,184
‫از ضعیف بودن خجالت می‌کشی,

702
01:16:41,370 --> 01:16:43,703
‫خیلی‌خب,

703
01:16:49,035 --> 01:16:50,869
‫باشه,

704
01:16:56,367 --> 01:16:59,658
‫«دچار یه جور بحرانی شدم,»

705
01:17:00,700 --> 01:17:03,699
‫«دوباره خونه تنها بودم,»

706
01:17:03,699 --> 01:17:06,698
‫«روی تخت دراز کشیده بودم و گریه می‌کردم,»

707
01:17:09,864 --> 01:17:13,655
‫«می‌دونم همه روی تختشون
‫دراز می‌کشن و گریه می‌کنن، ولی,,,»

708
01:17:19,237 --> 01:17:23,695
‫«یکی گفته بود دعا کردن
‫مثل مناجات با خدا نیست,»

709
01:17:24,694 --> 01:17:28,026
‫«بیشتر پذیرفتن ناامیدیه,»

710
01:17:28,026 --> 01:17:33,025
‫«اینکه خودت رو عاجز روی زمین بندازی،
‫چون کاری از دستت بر نمیاد,»

711
01:17:34,984 --> 01:17:39,400
‫«تقریبا مثل وقتی
‫که دلت شکسته و می‌گی:»

712
01:17:40,357 --> 01:17:43,524
‫«لطفا بهم زنگ بزن, لطفا من رو ببخش,»

713
01:17:43,565 --> 01:17:45,940
‫«لطفا بذار برگردم,»

714
01:17:50,480 --> 01:17:52,604
‫«من,,,»

715
01:17:52,646 --> 01:17:55,479
‫«به همه‌چی ریده بودم,»

716
01:17:57,271 --> 01:18:00,145
‫«تنهایی نشسته بودم,,,»

717
01:18:01,186 --> 01:18:03,519
‫«گریه می‌کردم,»

718
01:18:04,686 --> 01:18:07,768
‫«بعد برای اولین بار,,,»

719
01:18:11,226 --> 01:18:13,517
‫«نشستم روی زمین و,,,»

720
01:18:14,850 --> 01:18:16,516
‫«دعا کردم,»

721
01:18:18,808 --> 01:18:23,014
‫«نمی‌دونم با کی حرف می‌زدم،
‫ولی بلند بلند می‌گفتم:»

722
01:18:25,767 --> 01:18:27,098
‫«کمکم کن,»

723
01:18:28,722 --> 01:18:31,097
‫«دیگه طاقت ندارم,»

724
01:18:32,138 --> 01:18:33,846
‫«تنهایی نمی‌تونم,»

725
01:18:36,220 --> 01:18:37,788
‫«خونه می‌خوام,»

726
01:18:38,512 --> 01:18:39,929
‫«خونه و آسایش می‌خوام,»

727
01:18:47,218 --> 01:18:49,135
‫وای!

728
01:18:57,549 --> 01:19:00,340
‫کاش,,, ای کاش,,,

729
01:19:00,382 --> 01:19:02,154
‫مادرش هم توی فیلم
‫اینطوری رفتار می‌کرد,

730
01:19:02,179 --> 01:19:03,196
‫آره,

731
01:19:03,221 --> 01:19:04,314
‫آره,

732
01:19:06,047 --> 01:19:08,172
‫دقیقا,

733
01:19:19,094 --> 01:19:21,574
‫مطمئنی به انگلیسی جواب میده؟

734
01:19:21,599 --> 01:19:23,078
‫آره، معلومه,

735
01:19:23,630 --> 01:19:26,460
‫بهتر نیست مثل «اینگرید»
‫لهجه نروژی داشته باشم؟

736
01:19:27,835 --> 01:19:30,292
‫من که لهجه ندارم, دارم؟

737
01:19:30,334 --> 01:19:32,575
‫- سوئدیه,
‫- لهجه دارم؟

738
01:19:32,575 --> 01:19:37,124
‫لهجه‌ات اصلا حس نمی‌شه,
‫منظورم اینه که,,,

739
01:19:37,165 --> 01:19:40,999
‫عجیب نیست که همه لهجه اسکاندیناوی دارن،
‫ولی من اینطوری حرف می‌زنم؟

740
01:19:41,703 --> 01:19:44,410
‫خب، شاید, بهش فکر می‌کنم,

741
01:19:47,830 --> 01:19:50,982
‫می‌شه یه کم بیشتر
‫درباره این شخصیت بپرسم؟

742
01:19:51,007 --> 01:19:52,220
‫حتما,

743
01:19:52,281 --> 01:19:55,412
‫گمونم هنوز سوال اصلیم اینه که چرا؟

744
01:19:55,453 --> 01:19:57,703
‫چرا تصمیم گرفت خودکشی کنه؟

745
01:19:58,828 --> 01:20:02,451
‫آره, نظر خودت چیه؟

746
01:20:06,076 --> 01:20:09,866
‫درک می‌کنم که عین مادرش افسرده است,

747
01:20:11,242 --> 01:20:13,449
‫ولی بچه داره,

748
01:20:14,157 --> 01:20:17,657
‫خب، فیلم هم داره
‫همین سوال رو می‌پرسه، نه؟

749
01:20:17,657 --> 01:20:21,739
‫خودت باید دنبال منطقش بگردی,

750
01:20:26,571 --> 01:20:28,930
‫می‌شه درمورد مادرت بپرسم؟

751
01:20:31,779 --> 01:20:36,609
‫نمی‌خوام فضولی کنم،
‫ولی حس می‌کنم بهش مرتبط باشه,

752
01:20:36,686 --> 01:20:39,144
‫این فیلم اصلا درباره مادرم نیست,

753
01:21:52,623 --> 01:21:55,059
‫[اگنس بورگ پترسون]

754
01:22:00,843 --> 01:22:05,383
‫این کارت ثبت پلیس ایالتی
‫و پرونده اردوگاه زندانشه,

755
01:22:06,342 --> 01:22:11,923
‫شهادت‌نامه «کارین ایرگنس» اینجاست,
‫درخواست دسترسی به کل پرونده رو داده بودین,

756
01:22:12,049 --> 01:22:18,088
‫پرونده‌ها شامل عکس‌هایی
‫از بازسازی روش‌های شکنجه‌ان,

757
01:22:18,214 --> 01:22:22,754
‫یعنی تصاویر ناراحت‌کننده‌ای دارن,
‫خواستم از قبل بدونین,

758
01:22:22,881 --> 01:22:27,128
‫ولی مهم‌ترین اطلاعات رو
‫با برچسب مشخص کردم,

759
01:22:27,254 --> 01:22:29,211
‫خیلی ممنون,

760
01:22:49,332 --> 01:22:51,415
‫[کارین ایرگنس]

761
01:22:51,541 --> 01:22:55,205
‫[محکومیت: تبلیغات ضد نازی]

762
01:23:33,198 --> 01:23:35,488
‫[محاکمه خیانت]

763
01:23:35,614 --> 01:23:39,821
‫[فهرست اسناد مربوط به موارد شکنجه]

764
01:23:51,861 --> 01:23:57,401
‫[در خصوص جرایم خیانت متهم
‫شکنجه‌ کارین ایرگنس]

765
01:24:07,816 --> 01:24:11,314
‫[بست‌های دور پایم را آنقدر
‫سفت کردند که فریاد زدم,]

766
01:24:11,440 --> 01:24:14,938
‫[بازجو مرا به اجاق گاز بست, بسیار داغ بود,]

767
01:24:15,064 --> 01:24:17,896
‫[مرا با تکه چوبی کتک زدند,]

768
01:24:18,022 --> 01:24:21,062
‫[خیلی دردناک بود,
‫این درد تا ماه‌ها ادامه داشت,]

769
01:25:01,263 --> 01:25:07,969
‫بعدا که برای ایون تعریف کرد،
‫حس می‌کرد چیز زیادی برای اضافه کردن نداره,

770
01:25:08,095 --> 01:25:10,510
‫بیشترش رو از قبل می‌دونستن,

771
01:25:12,718 --> 01:25:17,092
‫براش سخت بود که بگه
‫چرا انقدر روش تاثیر گذاشته,

772
01:25:17,218 --> 01:25:21,091
‫آیا به خاطب توصیفات مادربزرگش
‫با اون لحن خشک,,,

773
01:25:21,217 --> 01:25:23,923
‫و بی‌احساسی بود
‫که شکنجه‌ها رو وصف می‌کرد؟

774
01:25:24,091 --> 01:25:30,797
‫یا چون فقط یکی از قربانی‌هایی بود
‫که توی همون پرونده شهادت داده بودن؟

775
01:25:31,339 --> 01:25:37,087
‫گزارش پلیس درباره خودکشی
‫پونزده سال بعد خیلی مختصر بود,

776
01:25:37,213 --> 01:25:41,211
‫هیچ عکسی توی پرونده نبود,
‫فقط اسم پدرش رو دید,

777
01:25:41,337 --> 01:25:43,752
‫از اون بازجویی نشده بود,

778
01:25:43,878 --> 01:25:47,793
‫اون زمان هفت سالش بود,

779
01:25:57,417 --> 01:26:00,249
‫بعدش خیلی سریع باید پَن کنی,

780
01:26:00,375 --> 01:26:02,665
‫نه، وایستا,

781
01:26:02,749 --> 01:26:04,956
‫دقت کن,

782
01:26:13,330 --> 01:26:15,496
‫کات,

783
01:26:15,621 --> 01:26:17,204
‫ببینم,

784
01:26:18,037 --> 01:26:19,869
‫خوب شد، نه؟

785
01:26:26,410 --> 01:26:28,409
‫می‌شه ببینم؟

786
01:26:37,908 --> 01:26:39,115
‫عالیه!

787
01:26:44,282 --> 01:26:47,322
‫چرا نمیای واسه شب اول
‫اجرای «نورا» بریم؟

788
01:26:47,448 --> 01:26:50,863
‫می‌تونیم اول اینجا شام بخوریم,

789
01:26:50,988 --> 01:26:54,821
‫فکر کنم مجبور بشم
‫از دفتر با تاکسی برم,

790
01:26:54,947 --> 01:26:57,778
‫- ولی میای دیگه؟
‫- آره, معلومه,

791
01:27:07,443 --> 01:27:10,234
‫می‌خوام «ئریک» توی فیلمم بازی کنه,

792
01:27:12,026 --> 01:27:14,525
‫- فوق‌العاده است,
‫- خب؟

793
01:27:16,108 --> 01:27:20,315
‫دیالوگ زیادی نداره، ولی نقشش کلیدیه,
‫پسر «ریچل»ئه,

794
01:27:23,607 --> 01:27:26,189
‫خوب می‌شه، ولی,,,

795
01:27:26,314 --> 01:27:30,188
‫نمی‌دونم, زیاد به تیپ بازیگری نمی‌خوره,

796
01:27:30,314 --> 01:27:33,020
‫من هم دنبال تیپ بازیگر نیستم,

797
01:27:33,563 --> 01:27:38,061
‫خیلی از تیپ‌های بازیگر بچه
‫که ژست‌های نمایشی می‌گیرن بدم میاد,

798
01:27:38,229 --> 01:27:41,685
‫انگار دارن توی موزیکال بازی می‌کنن,

799
01:27:41,812 --> 01:27:44,310
‫«ئریک» خیلی خاصه,

800
01:27:45,393 --> 01:27:48,059
‫رازهایی توی دلش داره,

801
01:27:51,934 --> 01:27:55,557
‫تو هم خجالتی بودی، نه؟

802
01:27:55,683 --> 01:27:57,807
‫ولی جلوی دوربین عالی بودی,

803
01:27:57,933 --> 01:28:00,431
‫باید بازیگری رو ادامه می‌دادی,

804
01:28:08,388 --> 01:28:10,430
‫«سه لیوان آبمیوه می‌خوام,»

805
01:28:10,471 --> 01:28:13,679
‫«سه لیوان آبمیوه می‌خوام,»

806
01:28:14,345 --> 01:28:16,720
‫«ممنون که لباس‌هام رو شستی,»

807
01:28:16,720 --> 01:28:18,845
‫«ممنون که لباس‌هام رو شستی,»

808
01:28:18,885 --> 01:28:21,343
‫«ممنون که لباس‌هام رو شستی,»

809
01:28:21,385 --> 01:28:23,926
‫«ممنون که لباس‌هام رو شستی,»

810
01:28:47,213 --> 01:28:50,212
‫«دیگه تقریبا حتی
‫جرئت نمی‌کنم چشم‌هام رو ببندم,»

811
01:28:50,212 --> 01:28:55,044
‫«می‌ترسم وقتی چشم وا می‌کنم،
‫دیگه پیشم نباشه,»

812
01:28:57,086 --> 01:28:59,294
‫یه استراحت بدیم,

813
01:29:09,021 --> 01:29:10,917
‫انگار حواست یه کم پرته,

814
01:29:13,416 --> 01:29:15,623
‫فقط چون,,, خسته‌ام,

815
01:29:17,040 --> 01:29:19,706
‫اینجا جای اشتباه نداره,

816
01:29:20,785 --> 01:29:24,076
‫تنها اشتباهی که می‌تونی بکنی
‫اینه که گوش ندی,

817
01:29:27,490 --> 01:29:28,865
‫عجله نکن,

818
01:29:34,743 --> 01:29:35,881
‫باشه؟

819
01:29:36,369 --> 01:29:39,369
‫بیا بدون لهجه امتحان کنیم,

820
01:29:44,243 --> 01:29:47,575
‫دوباره از,,, از,,,

821
01:29:47,616 --> 01:29:51,408
‫بالای صفحه قبلی شروع می‌کنیم,

822
01:29:57,031 --> 01:30:01,905
‫- سلام، از آشناییتون خوش‌وقتم,
‫- همچنین,

823
01:30:01,947 --> 01:30:05,905
‫- ببخشید معطل شدی,
‫- نه، ممنون که وقت گذاشتی,

824
01:30:05,930 --> 01:30:07,197
‫حتما, نفرمایید,

825
01:30:21,345 --> 01:30:23,595
‫چرا نقش رو قبول نکردی؟

826
01:30:29,525 --> 01:30:31,133
‫نمی‌تونم باهاش کار کنم,

827
01:30:32,940 --> 01:30:34,174
‫چرا؟

828
01:30:38,398 --> 01:30:40,173
‫زبون همدیگه رو نمی‌فهمیم,

829
01:30:40,929 --> 01:30:43,713
‫- ولی تو رو واسه نقش می‌خواست,
‫- آره,

830
01:30:45,021 --> 01:30:46,046
‫آره,

831
01:30:47,812 --> 01:30:48,837
‫نمی‌دونم,

832
01:30:53,019 --> 01:30:55,851
‫مدام به این فکر می‌کنم که,,,

833
01:30:56,935 --> 01:30:58,335
‫شاید اشتباهی کرده,

834
01:31:03,184 --> 01:31:04,584
‫اصلا نمی‌تونم,,,

835
01:31:08,058 --> 01:31:10,749
‫از پس این نقش بر بیام، می‌دونی؟

836
01:31:12,057 --> 01:31:17,347
‫هر چقدر بیشتر تحلیلش می‌کنم،
‫بودن توی این نقش برام گیج‌کننده می‌شه,

837
01:31:17,347 --> 01:31:19,539
‫انگار غم و اندوهش,,,

838
01:31:20,389 --> 01:31:23,471
‫بخش غالبی از وجودشه,

839
01:31:23,513 --> 01:31:25,579
‫موضوعیتش قشنگه,

840
01:31:27,512 --> 01:31:30,345
‫ولی نمی‌دونم این ریشه,,,

841
01:31:30,386 --> 01:31:34,135
‫همه‌چیزشه,,,

842
01:31:34,177 --> 01:31:35,702
‫یا فقط,,,

843
01:31:36,343 --> 01:31:39,118
‫نمی‌دونم, یا نشونه‌ای از چیز عمیق‌تریه؟

844
01:31:47,533 --> 01:31:50,799
‫نمی‌خوام سرافکنده‌اش کنم، می‌دونی؟

845
01:32:01,421 --> 01:32:03,754
‫خب، بابام,,,

846
01:32:06,128 --> 01:32:07,779
‫آدم سخت‌پسندیه,

847
01:32:08,920 --> 01:32:12,195
‫ولی خیلی کارگردان خوبیه،
‫از بازیت هم خوشش اومده,

848
01:32:13,210 --> 01:32:15,194
‫حماقته که بخوای کنار بکشی,

849
01:32:23,667 --> 01:32:27,498
‫اصلا عادت ندارم,
‫همیشه کنترل امور دست خودم بوده,

850
01:32:28,915 --> 01:32:32,289
‫ولی اگه کنترل دستم نبود،
‫ازش لذت می‌بردم,

851
01:32:32,831 --> 01:32:34,913
‫می‌فهمی؟

852
01:32:37,456 --> 01:32:40,037
‫خیلی پیر شدم,

853
01:32:40,164 --> 01:32:44,745
‫عین سیم‌خاردار روی دشت،
‫یا آخرین «موهیکان» شدم,

854
01:32:44,871 --> 01:32:48,618
‫بعد این تازه‌وارده
‫مدام برام مودبُرد می‌فرسته,

855
01:32:50,286 --> 01:32:52,826
‫آخ، خیلی دلم برای پیتر تنگ شده,

856
01:32:52,952 --> 01:32:56,451
‫کی انقدر ضعیف شد؟

857
01:33:01,367 --> 01:33:03,574
‫خیلی خسته‌ام، «میکل»,

858
01:33:03,700 --> 01:33:07,323
‫چی به سرم اومد؟
‫همین پونزده سال پیش ۵۵ سالم بود,

859
01:33:11,573 --> 01:33:14,071
‫پر بیراه نمی‌گی,

860
01:33:16,697 --> 01:33:18,779
‫شاید واقعا پیر شدیم,

861
01:33:22,113 --> 01:33:24,944
‫این حتی شاید آخرین فیلممون باشه,

862
01:33:27,111 --> 01:33:31,818
‫فقط خواهشا نگو که باید
‫خودمون رو با زمونه به‌روز کنیم,

863
01:33:32,901 --> 01:33:34,817
‫قول بده,

864
01:33:35,818 --> 01:33:37,774
‫این موضوع,,,

865
01:33:38,900 --> 01:33:41,691
‫می‌دونیم که قبلا با این موضوع فیلم ساختی,

866
01:33:42,774 --> 01:33:48,148
‫ولی هیچ وقت به این شکل
‫باهاش رو به رو نشدی,

867
01:33:48,274 --> 01:33:50,731
‫انقدر خالصانه و خصوصی نبوده,

868
01:33:51,814 --> 01:33:55,521
‫خب، یعنی همه این سال‌ها طول کشید

869
01:33:55,647 --> 01:33:58,395
‫تا به اینجا برسی,

870
01:33:58,521 --> 01:34:01,644
‫ولی باید این فیلم وامونده رو تموم کنی,

871
01:34:02,729 --> 01:34:04,977
‫به روش خودت بسازش,

872
01:34:06,561 --> 01:34:07,852
‫فهمیدی؟

873
01:34:51,176 --> 01:34:53,259
‫- آره,
‫- بذار,,,

874
01:34:55,175 --> 01:34:57,091
‫خیلی‌خب,

875
01:34:59,133 --> 01:35:00,756
‫وایستا,

876
01:35:03,298 --> 01:35:06,047
‫می‌شه یه کم شلش کنی؟

877
01:35:08,715 --> 01:35:10,463
‫بیا,

878
01:36:49,526 --> 01:36:53,233
‫- سلام!
‫- سلام، تبریک می‌گم, بازیت عالی بود,

879
01:36:53,358 --> 01:36:56,607
‫- حرف نداشت,
‫- مرسی,

880
01:36:56,732 --> 01:36:59,731
‫همه دارن می‌گن فوق‌العاده بود,

881
01:37:00,524 --> 01:37:03,355
‫گمونم به خیر گذشت دیگه,

882
01:37:03,481 --> 01:37:06,105
‫آره، راضی بودم,

883
01:37:11,105 --> 01:37:15,269
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم,

884
01:37:15,396 --> 01:37:19,810
‫- اخیرا جواب تماس‌هام رو ندادی,
‫- می‌دونم,

885
01:37:20,353 --> 01:37:24,017
‫- با بابا اومدی؟
‫- نه، نتونست بیاد,

886
01:37:26,726 --> 01:37:32,265
‫پرستار گرفتیم، می‌خوایم بعدش
‫بریم تکه‌توپا, تو هم میای؟

887
01:37:32,392 --> 01:37:35,807
‫اجازه هست؟
‫واقعا باید بهتون تبریک بگم,

888
01:37:35,933 --> 01:37:40,972
‫- خیلی بازی خیره‌کننده‌ای بود,
‫- لطف دارین,

889
01:38:12,925 --> 01:38:16,673
‫آره، الان دارم می‌رم,
‫بهت خبر می‌دم,

890
01:38:16,799 --> 01:38:19,755
‫ولی امشب نمی‌تونم,

891
01:38:20,382 --> 01:38:23,213
‫پیش اومده مریض روی صحنه رفته باشم,

892
01:38:23,339 --> 01:38:28,587
‫تا حالا اجرایی رو لغو نکرده بودم،
‫ولی الان امکانش رو ندارم,

893
01:38:28,712 --> 01:38:31,128
‫معذرت می‌خوام,

894
01:38:31,253 --> 01:38:33,710
‫باشه، ممنون, مرسی,

895
01:38:33,836 --> 01:38:36,377
‫باشه, خداحافظ,

896
01:39:16,994 --> 01:39:20,242
‫- «ئریک» کو؟
‫- یه کم دیگه می‌رسه,

897
01:39:23,076 --> 01:39:25,741
‫چرا واسه افتتاحیه اجرای «نورا» نیومدی؟

898
01:39:25,867 --> 01:39:27,948
‫دلش نمی‌خواست بیام,

899
01:39:31,783 --> 01:39:34,406
‫ببین,,, این نسخه اصلیه,

900
01:39:34,531 --> 01:39:36,988
‫این ترجمه است,

901
01:39:37,114 --> 01:39:42,695
‫«ئریک» می‌تونه با انگلیسی تمرین کنه,
‫نگران لهجه‌اش نباش,

902
01:39:42,988 --> 01:39:44,904
‫با «میکل» حرف زدی؟

903
01:39:45,030 --> 01:39:47,861
‫باید از مدرسه‌اش مرخصی بگیره,

904
01:39:50,737 --> 01:39:53,110
‫گمون نکنم فکر خوبی باشه,

905
01:39:53,278 --> 01:39:56,734
‫خیلی فکر خوبیه! عالی می‌شه,

906
01:39:56,860 --> 01:40:00,150
‫- نه، مطمئن نیستم دلش بخواد,
‫- معلومه که می‌خواد,

907
01:40:00,276 --> 01:40:02,691
‫- از کجا مطمئنی؟
‫- باهاش حرف زدم,

908
01:40:02,817 --> 01:40:06,191
‫- باهاش حرف زدی؟
‫- آره, یعنی اشاره کردم,

909
01:40:06,317 --> 01:40:10,565
‫- خیلی خوشحال شد,
‫- بدون من که نمی‌تونی باهاش حرف بزنی!

910
01:40:18,064 --> 01:40:20,562
‫وقتی تو توی فیلمم بازی کردی,,,

911
01:40:21,688 --> 01:40:24,936
‫قشنگ‌ترین خاطره زندگیم شد,

912
01:40:26,021 --> 01:40:30,061
‫خوب می‌شه,
‫بیا سکانس‌ها رو بخون,

913
01:40:30,187 --> 01:40:33,518
‫تازه به نظرم «ریچل» از
‫فیلمبرداری باهاش خوشحال می‌شه,

914
01:40:33,644 --> 01:40:38,309
‫صحنه‌های شادی داره,
‫باید بقیه جنبه‌های,,,

915
01:40:38,435 --> 01:40:40,516
‫حرف نزن, خواهشا ادامه نده,

916
01:40:41,601 --> 01:40:44,807
‫- نمی‌خوام «ئریک» توی فیلم بازی کنه,
‫- ولی «اگنس»,,,

917
01:40:44,933 --> 01:40:47,474
‫آره، خوب بود، بابا,

918
01:40:47,599 --> 01:40:52,431
‫فوق‌العاده بود, بهترین دوران زندگیم بود,
‫چون با تو وقت گذروندم,

919
01:40:52,556 --> 01:40:55,430
‫انگار توی مرکز توجه دنیا بودم,

920
01:40:55,556 --> 01:41:00,220
‫- ولی بعدش رفتی و تا مدت‌ها ندیدمت,
‫- عالی بود!

921
01:41:01,305 --> 01:41:03,345
‫آره,

922
01:41:03,471 --> 01:41:05,470
‫ولی تو رو نمی‌فهمم,

923
01:41:05,596 --> 01:41:10,968
‫نمی‌فهمم چطور می‌تونی انقدر
‫صمیمی باشی و یهو غیبت بزنه,

924
01:41:11,094 --> 01:41:15,509
‫یهو یکی دیگه رو
‫توی مرکز توجه دنیا بذاری,

925
01:41:15,635 --> 01:41:18,133
‫- فقط بخونش!
‫- از دست تو!

926
01:41:18,259 --> 01:41:22,050
‫برام مهم نیست!
‫مهم نیست فیلم خوبیه یا نه,

927
01:41:22,175 --> 01:41:24,090
‫فقط «ئریک» برام مهمه,

928
01:41:30,174 --> 01:41:32,172
‫سلام!

929
01:41:33,256 --> 01:41:35,713
‫سلام!

930
01:41:35,839 --> 01:41:38,920
‫- بابابزرگ داشت می‌رفت,
‫- آها,

931
01:41:40,963 --> 01:41:43,961
‫سلام, حالت چطوره؟

932
01:41:44,087 --> 01:41:48,002
‫- خوبم,
‫- خوشحالم می‌بینمت, دلم برات تنگ شده بود,

933
01:41:48,128 --> 01:41:50,293
‫- من هم همینطور,
‫- واقعا؟

934
01:41:53,501 --> 01:41:57,250
‫- پس خوب شد زود اومدی,
‫- واقعا؟

935
01:41:57,376 --> 01:42:01,790
‫خوبه, حالا تا بابا میاد چیکار کنیم؟

936
01:43:39,978 --> 01:43:42,061
‫سلام,

937
01:43:45,143 --> 01:43:48,185
‫چی شد یادی از ما کردی؟

938
01:43:50,392 --> 01:43:54,558
‫- خوبی؟
‫- آره، گمونم,

939
01:43:56,016 --> 01:43:58,808
‫بیا تو, الان چایی می‌ذارم,

940
01:44:15,012 --> 01:44:17,553
‫- بفرما,
‫- ممنون,

941
01:44:23,010 --> 01:44:26,136
‫خب، پس دیگه نمی‌خوای
‫توی فیلم بازی کنی,

942
01:44:30,675 --> 01:44:32,800
‫من,,,

943
01:44:33,841 --> 01:44:36,174
‫من فقط,,,

944
01:44:38,341 --> 01:44:40,741
‫نمی‌خوام سرافکنده‌ات کنم,

945
01:44:44,297 --> 01:44:47,947
‫اگه واقعا بخوای بمونم
‫از فیلم کنار نمیرم,

946
01:44:51,505 --> 01:44:55,087
‫من اینطوری حس می‌کنم؟
‫یا واقعا حس درستی نداره؟

947
01:44:55,795 --> 01:44:58,003
‫به نظر تو هم درست نیست، نه؟

948
01:44:58,003 --> 01:45:01,777
‫- اینکه من توی این فیلم بازی کنم,
‫- معلومه که درسته,

949
01:45:08,043 --> 01:45:09,901
‫فکر نکنم اینطور باشه,

950
01:45:11,167 --> 01:45:15,166
‫می‌دونی، اینکه بهم گفتی
‫موهام رو رنگ کنم,,,

951
01:45:15,166 --> 01:45:17,441
‫که همرنگ موهای دخترت بشه,

952
01:45:19,525 --> 01:45:23,107
‫یعنی حتی دلت نمی‌خواد این فیلم
‫به انگلیسی باشه، نه؟

953
01:45:23,456 --> 01:45:26,230
‫تو هم حس می‌کنی اشتباهه, مگه نه؟

954
01:45:30,871 --> 01:45:32,896
‫نمی‌خوام ناامیدت کنم,

955
01:45:39,036 --> 01:45:40,394
‫متاسفم,

956
01:45:47,867 --> 01:45:51,309
‫من سرافکنده‌ات کردم، «ریچل»,
‫معذرت می‌خوام,

957
01:45:54,824 --> 01:45:58,307
‫اکثر بازیگرها حتی اگه حس درستی
‫نداشته باشن، نقش رو بازی می‌کنن,

958
01:45:59,490 --> 01:46:02,389
‫یا بی‌خبر کنار می‌کشن و می‌ذارن
‫مدیر برنامه‌شون صحبت کنه,

959
01:46:06,613 --> 01:46:08,014
‫ولی تو تا اینجا اومدی,

960
01:46:12,779 --> 01:46:14,304
‫آدم خوبی هستی,

961
01:46:25,318 --> 01:46:26,676
‫ناراحت نباش,

962
01:46:32,940 --> 01:46:34,482
‫آخ,,,

963
01:46:43,105 --> 01:46:46,146
‫فقط لطفا فکر نکن این تجربه برات شکست بوده,

964
01:46:47,104 --> 01:46:49,645
‫تو بازیگر بزرگی هستی,
‫بهت هم گفته بودم,

965
01:46:49,687 --> 01:46:52,062
‫ممنونم,

966
01:48:54,702 --> 01:48:56,825
‫- سلام,
‫- سلام,

967
01:48:58,576 --> 01:49:01,824
‫ببخشید سر زده میام،
‫ولی چرا جواب زنگم رو نمی‌دی؟

968
01:49:01,951 --> 01:49:04,032
‫ببخشید,

969
01:49:12,615 --> 01:49:14,696
‫- خوبی؟
‫- هوم,

970
01:49:19,113 --> 01:49:21,737
‫حداقل جواب بده,

971
01:49:21,863 --> 01:49:25,278
‫تو که می‌دونی وقتی
‫جواب نمی‌دی نگرانت می‌شم,

972
01:49:29,028 --> 01:49:31,568
‫چی شده؟ مریضی؟

973
01:49:32,110 --> 01:49:34,193
‫نه,

974
01:50:02,521 --> 01:50:05,478
‫دیروز با بابا حرفم شد,

975
01:50:08,186 --> 01:50:11,559
‫خیلی عصبانی شدم,
‫می‌خواست «ئریک» توی فیلمش بازی کنه,

976
01:50:11,685 --> 01:50:13,850
‫من مخالفت کردم,

977
01:50:15,393 --> 01:50:17,808
‫ولی فیلمنامه رو خوندم,

978
01:50:22,642 --> 01:50:26,473
‫خیلی خوب بود,
‫اصلا تصورش هم نمی‌کردم,

979
01:50:31,765 --> 01:50:36,262
‫آره, می‌دونم دلت نمی‌خواد
‫توی فیلمش بازی کنی,

980
01:50:36,388 --> 01:50:39,221
‫ولی همچنان به نظرم بخونش,

981
01:50:43,845 --> 01:50:46,302
‫چون حس می‌کنم درباره تو باشه,

982
01:50:46,844 --> 01:50:48,593
‫یا,,,

983
01:50:49,677 --> 01:50:53,509
‫انگار برای تو نوشتش,
‫درباره مادرش نیست,

984
01:50:59,217 --> 01:51:01,341
‫خب,

985
01:51:28,419 --> 01:51:31,917
‫می‌شه حداقل این تیکه رو بخونی؟

986
01:51:33,043 --> 01:51:35,875
‫توجه نکن که یه کم,,,

987
01:51:36,001 --> 01:51:38,707
‫زیاده‌نویسی کرده,

988
01:51:38,833 --> 01:51:40,749
‫فقط بخونش,

989
01:51:49,706 --> 01:51:53,329
‫«می‌دونی، من اصلا به خدا باور ندارم,»

990
01:51:53,455 --> 01:51:57,453
‫«خانواده‌مون ما رو مذهبی بار نیاوردن,»

991
01:52:00,496 --> 01:52:06,826
‫«غسل تعمید نشدیم, من و خواهرم
‫فقط واسه پول تاییدیه مدنی گرفتیم,»

992
01:52:06,952 --> 01:52:09,742
‫«بعدش دچار یه جور بحرانی شدم,»

993
01:52:09,868 --> 01:52:13,866
‫«دوباره خونه تنها بودم,
‫روی تخت دراز کشیده بودم و گریه می‌کردم,»

994
01:52:13,992 --> 01:52:18,907
‫«می‌دونم همه روی تختشون
‫دراز می‌کشن و گریه می‌کنن، ولی,,,»

995
01:52:19,408 --> 01:52:23,323
‫«یکی گفته بود دعا کردن
‫مثل مناجات با خدا نیست,»

996
01:52:23,449 --> 01:52:26,197
‫«بیشتر پذیرفتن ناامیدیه,»

997
01:52:28,072 --> 01:52:32,820
‫«اینکه خودت رو عاجز روی زمین بندازی،
‫چون کاری از دستت بر نمیاد,»

998
01:52:32,946 --> 01:52:35,278
‫«تقریبا مثل وقتی
‫که دلت شکسته و می‌گی:»

999
01:52:35,404 --> 01:52:38,903
‫«بهم زنگ بزن,
‫لطفا روش فکر کن,»

1000
01:52:39,320 --> 01:52:41,402
‫«بذار برگردم,»

1001
01:52:42,861 --> 01:52:45,526
‫«وضعم همین بود,
‫همه‌چی رو خراب کرده بودم,»

1002
01:52:45,652 --> 01:52:48,817
‫«تنها بودم، دراز کشیده بودم
‫و گریه می‌کردم,»

1003
01:52:48,943 --> 01:52:52,108
‫«بعدش برای اولین بار,,,»

1004
01:52:52,234 --> 01:52:55,815
‫«نشستم روی زمین و دعا کردم,»

1005
01:52:55,941 --> 01:52:58,231
‫«نمی‌دونم چطور توضیح بدم,»

1006
01:52:58,357 --> 01:53:03,147
‫«نمی‌دونم با کی حرف می‌زدم،
‫ولی بلند بلند می‌گفتم:»

1007
01:53:03,273 --> 01:53:05,355
‫«کمکم کن,»

1008
01:53:07,647 --> 01:53:10,687
‫«دیگه طاقت ندارم,»

1009
01:53:11,771 --> 01:53:13,853
‫«تنهایی نمی‌تونم,»

1010
01:53:15,354 --> 01:53:17,436
‫«خونه می‌خوام,»

1011
01:53:21,728 --> 01:53:24,226
‫«خونه و آسایش می‌خوام,»

1012
01:54:50,208 --> 01:54:53,457
‫تو به بابا درباره,,,

1013
01:54:55,040 --> 01:54:58,330
‫- خودکشیم گفته بودی؟
‫- نه، چرا باید بگم؟

1014
01:55:02,539 --> 01:55:06,288
‫من هم برام سوال بود
‫که از کجا فهمیده,

1015
01:55:11,246 --> 01:55:15,077
‫با کلی مسائل مربوط به مادرش قاطی شده,

1016
01:55:15,203 --> 01:55:20,326
‫ولی توی بعضی صحنه‌ها انگار
‫توی تمام عذاب‌هات کنارت بود,

1017
01:55:20,452 --> 01:55:22,367
‫ولی نبود,

1018
01:55:23,868 --> 01:55:25,950
‫تو بودی,

1019
01:55:46,572 --> 01:55:48,570
‫چرا تهش اینطوری شد؟

1020
01:55:49,571 --> 01:55:53,402
‫تو درست بار اومدی،
‫ولی من به گا رفتم,

1021
01:55:53,528 --> 01:55:55,943
‫اینطور نیست,

1022
01:55:58,444 --> 01:56:01,650
‫چرا دوران بچگیمون تو رو خراب نکرد؟

1023
01:56:01,776 --> 01:56:04,525
‫برای من هم اونقدر آسون نبود,

1024
01:56:06,317 --> 01:56:09,065
‫ولی تونستی تشکیل خانواده بدی,

1025
01:56:11,066 --> 01:56:14,106
‫- به خونه و آسایش رسیدی,
‫- آره,

1026
01:56:17,481 --> 01:56:21,646
‫نحوه بزرگ شدن من و تو
‫یه فرق بزرگ داشت,

1027
01:56:21,772 --> 01:56:23,854
‫من تو رو داشتم,

1028
01:56:27,146 --> 01:56:32,893
‫می‌دونم به نظرت نمی‌تونی به کسی
‫اهمیت بدی، ولی تو پیشم بودی,

1029
01:56:34,477 --> 01:56:36,518
‫وقتی مامان از پا افتاده بود,

1030
01:56:39,393 --> 01:56:41,475
‫موهام رو می‌شستی,

1031
01:56:48,391 --> 01:56:50,473
‫شونه می‌کردی,

1032
01:56:51,474 --> 01:56:53,556
‫مدرسه می‌بردیم,

1033
01:56:56,473 --> 01:56:58,680
‫احساس امنیت می‌کردم,

1034
01:57:27,716 --> 01:57:29,798
‫دوستت دارم,

1035
01:57:33,589 --> 01:57:35,422
‫من هم همینطور,

1036
01:57:35,548 --> 01:57:37,630
‫یعنی من هم دوستت دارم,

1037
01:58:55,447 --> 01:58:57,946
‫خوبه؟

1038
01:58:59,029 --> 01:59:02,444
‫چقدر خوبه آدم در کنار
‫همچین آدم زیبایی بیدار بشه,

1039
01:59:03,821 --> 01:59:09,068
‫خیلی لبخند قشنگی داری,
‫دوست‌پسرت بهت گفته؟ باید بگه,

1040
01:59:09,194 --> 01:59:13,234
‫آره، خیلی می‌گه,
‫ازش شنیده بودم,

1041
01:59:14,318 --> 01:59:18,191
‫ای بابا! چیز دیگه‌ای ندارین؟
‫شامپاین ندارین؟

1042
01:59:18,317 --> 01:59:20,612
‫شامپاین؟

1043
02:00:30,067 --> 02:00:30,495
‫برام کلوچه هم می‌ذاری؟

1044
02:00:30,819 --> 02:00:31,579
‫- ببین,,,
‫- «عمر» و بقیه همیشه کلوچه دارن,

1045
02:00:31,602 --> 02:00:32,376
‫- با شکلات,
‫- ولی اول ساندویچت رو بخور,

1046
02:00:35,202 --> 02:00:35,571
‫خیلی‌خب,

1047
02:00:38,138 --> 02:00:38,507
‫- خداحافظ,
‫- خداحافظ,

1048
02:00:56,715 --> 02:00:57,305
‫- سلام، چی شد؟
‫- گوشیم رو یادم رفت,

1049
02:00:59,150 --> 02:01:04,867
‫- خداحافظ,
‫- خداحافظ,

1050
02:01:11,730 --> 02:01:16,647
‫خیلی‌خب,

1051
02:01:18,710 --> 02:01:26,710
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

1052
02:04:31,983 --> 02:04:33,711
‫کات,

1053
02:04:35,525 --> 02:04:38,982
‫- عالی بود,
‫- کات دادیم, بریم بعدی,

1054
02:05:58,000 --> 02:09:05,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

