1
00:00:00,397 --> 00:00:01,606
‫دانا؟

2
00:00:02,941 --> 00:00:05,235
‫آنچه در « ال » گذشت...‬

3
00:00:05,318 --> 00:00:07,988
‫ای کاش می‌تونستیم‬
‫از این کابوس بیدار بشیم بروزر.‬

4
00:00:08,071 --> 00:00:09,781
‫من تازه یه راهی پیدا کردم‬
‫که بفرستمت خونه.‬

5
00:00:09,865 --> 00:00:12,659
‫کازمو داره یه ترم کارآموزی‬ تحصیلی
‫توی لس آنجلس انجام میده.‬

6
00:00:12,743 --> 00:00:14,119
‫همین الان بهم بگو چه‌جوری برنده بشم.‬

7
00:00:14,202 --> 00:00:16,830
‫فقط کافیه از بین این موضوع‌های انشا‬
‫چندتاشون رو انتخاب کنی.‬

8
00:00:16,913 --> 00:00:19,666
‫«وقتی اوضاع خراب میشه،‬
‫چه‌جوری دوباره خودتون رو بالا می‌کشین؟»‬

9
00:00:19,750 --> 00:00:21,668
‫می‌تونم درباره‌ی‬
‫بازگشت دوباره‌ی دانا بنویسم.‬

10
00:00:21,752 --> 00:00:22,961
‫می‌تونم کمکش کنم
‫دوباره استخدام بشه.‬

11
00:00:23,044 --> 00:00:24,796
‫وودز، ویرگول، ال؟‬

12
00:00:24,880 --> 00:00:26,631
‫سلام. من شنن واکر هستم.‬

13
00:00:26,715 --> 00:00:28,390
‫ببخشید، یادم رفته بود‬

14
00:00:28,414 --> 00:00:30,051
‫ارتباط چشمی برقرار
‫کردن چه حسی داره.‬

15
00:00:30,135 --> 00:00:31,928
‫هی. شنبه میری کارپت‌مارت؟‬

16
00:00:32,012 --> 00:00:33,764
‫خب، کارپت‌مارت چیه؟‬

17
00:00:33,847 --> 00:00:35,432
‫چرا با دختری این‌جایی که‬
‫باعث شد مامانت اخراج بشه؟‬

18
00:00:35,515 --> 00:00:36,725
‫این‌طور نیست.‬

19
00:00:37,476 --> 00:00:39,936
‫- از کی تا حالا دانا مامانت‌ـه؟‬
‫- از وقتی به دنیا اومدم.‬

20
00:00:40,020 --> 00:00:42,022
‫من توی سیاتل از هیچ‌کسی نپرسیدم‬
‫پدر و مادرش کی‌ـن.‬

21
00:00:42,105 --> 00:00:44,733
‫مدرسه رفتن من‬
‫بستگی به کار کردن اون توی اون‌جا داره.‬

22
00:00:44,816 --> 00:00:46,276
‫من... من نمی‌خوام اخراج بشی.‬

23
00:00:46,359 --> 00:00:48,945
‫پس لطفا فقط بی‌خیال شو.‬

24
00:00:51,281 --> 00:00:53,408
‫این‌جا همه‌چیز برعکس به نظر میاد.‬

25
00:00:53,492 --> 00:00:55,494
‫- باشه.‬
‫- هی، وایسا، داری چیکار می‌کنی؟‬

26
00:00:55,577 --> 00:00:57,037
‫ذهنت رو آزاد می‌کنم!‬

27
00:01:01,583 --> 00:01:02,834
‫و اون آقای جوان‬

28
00:01:02,918 --> 00:01:04,753
‫و خوش‌تیپ کیه که‬ انقدر

29
00:01:04,836 --> 00:01:06,046
‫نگران سلامتیت‌ـه؟‬

30
00:01:06,129 --> 00:01:07,380
‫اون فقط یه دوسته.‬

31
00:01:08,000 --> 00:01:19,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

32
00:01:29,000 --> 00:01:36,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

33
00:01:37,035 --> 00:01:38,703
‫استر، تو آب‌سیب خورده بودی؟‬

34
00:01:42,165 --> 00:01:43,291
‫سلام.‬

35
00:01:43,375 --> 00:01:45,877
‫می‌تونم یه آیس‌کافی متوسط...‬

36
00:01:45,961 --> 00:01:47,128
‫ال؟‬

37
00:01:47,212 --> 00:01:49,089
‫- سلام.‬
‫- دانا؟‬

38
00:01:50,841 --> 00:01:52,425
‫چه اتفاقی واسه بازار ماهی‌فروش‌ها افتاد؟‬

39
00:01:52,509 --> 00:01:55,220
‫این کار پاره‌وقت آخر هفته‌م‌ـه.‬

40
00:01:55,303 --> 00:01:57,514
‫چرا جوری لباس پوشیدی که انگار
‫عملیات تعقیب و گریزه؟‬

41
00:01:57,597 --> 00:02:00,809
‫اوه. دارم سعی می‌کنم از دست پسری
‫قایم بشم‬ که شاید بیاد این‌جا.‬

42
00:02:00,892 --> 00:02:02,853
‫یه بار دیدم داره چیزی می‌نوشه‬
‫که فکر کنم قهوه بود،‬

43
00:02:02,936 --> 00:02:04,563
‫ولی باید چیکار کنم؟‬

44
00:02:04,646 --> 00:02:07,315
‫این تنها کافه‌ایه که‬ نیاز نیست
‫مامانم من رو با ماشین برسونه

45
00:02:07,399 --> 00:02:10,277
‫تو خیلی شجاعی. آی! خدای من.‬

46
00:02:10,360 --> 00:02:13,348
‫خب، پس این پسری که
‫داری ازش دوری می‌کنی،‬

47
00:02:13,372 --> 00:02:15,115
‫یه جورایی خطرناکه؟‬

48
00:02:15,198 --> 00:02:16,241
‫فقط از نظر عاطفی.‬

49
00:02:16,908 --> 00:02:18,577
‫اون با دختری دوسته که‬
‫من شدیدا دلم می‌خواد باهاش دوست بشم.‬

50
00:02:18,660 --> 00:02:20,537
‫خیلی دیر متوجه این قضیه شدم.‬

51
00:02:20,620 --> 00:02:22,539
‫اوه، عزیزم.‬

52
00:02:22,622 --> 00:02:23,957
‫عه... دانا؟ تو یه قو‬

53
00:02:24,040 --> 00:02:26,126
‫بدون سر دیگه درست کردی.‬

54
00:02:26,209 --> 00:02:28,670
‫من توی این کار افتضاحم.‬
‫الان برمی‌گردم.‬

55
00:02:31,298 --> 00:02:33,216
‫ال؟‬

56
00:02:33,300 --> 00:02:35,677
‫شنن. تو این‌جایی.‬

57
00:02:35,760 --> 00:02:37,053
‫سلام.‬

58
00:02:37,137 --> 00:02:40,140
‫هر دوتون این‌جاـین.‬

59
00:02:40,223 --> 00:02:41,349
‫با هم.‬

60
00:02:41,433 --> 00:02:43,184
‫چون با هم دوست‌ـین.‬

61
00:02:43,268 --> 00:02:45,356
‫باید اضافه کنم که امروز صبح‬

62
00:02:45,380 --> 00:02:47,188
‫خیلی صمیمی و
‫وفادار به نظر می‌رسین.‬

63
00:02:47,272 --> 00:02:48,773
‫آفرین به ما.‬

64
00:02:49,774 --> 00:02:51,902
‫اوه، راستش،‬
‫تو می‌تونی به بحث ما خاتمه بدی.‬

65
00:02:51,985 --> 00:02:54,738
‫داریم یه بیگل رو با هم نصف می‌کنیم.‬
‫کدومش بهتره؟‬

66
00:02:54,821 --> 00:02:57,532
‫بلوبری یا همه‌چیز‌مخلوط؟‬

67
00:02:57,616 --> 00:02:59,492
‫می‌خوای من انتخاب کنم؟‬

68
00:02:59,576 --> 00:03:01,536
‫بین شما دوتا؟‬

69
00:03:01,620 --> 00:03:03,747
‫- اوهوم
‫- اوهوم

70
00:03:05,290 --> 00:03:06,833
‫ببخشید مایلز.‬

71
00:03:06,917 --> 00:03:08,877
‫باید بلوبری رو انتخاب کنم.
‫قانون دخترهاست.‬

72
00:03:08,960 --> 00:03:11,171
‫آه، فهمیدم.‬
‫پس شما دوتا دارین علیه من متحد می‌شین.‬

73
00:03:11,254 --> 00:03:13,214
‫همیشه.‬

74
00:03:13,298 --> 00:03:14,507
‫چی می‌تونم براتون بیارم؟‬

75
00:03:14,591 --> 00:03:15,986
‫یه بیگل بلوبری

76
00:03:16,010 --> 00:03:17,802
‫با پنیر خامه‌ای بلوبری.‬

77
00:03:17,886 --> 00:03:22,307
‫چه عالی، یه جمع سه نفره با کارمن سندیگو.‬

78
00:03:22,390 --> 00:03:23,850
‫ام، می‌تونم یه کروسان داشته باشم؟‬

79
00:03:23,934 --> 00:03:26,436
‫اوه، اون واقعا خوب به نظر می‌رسه.‬
‫می‌شه دوتا کرواسانش کنین؟‬

80
00:03:26,519 --> 00:03:27,812
‫یه بیگل بلوبری این‌جاست.‬

81
00:03:27,896 --> 00:03:29,981
‫ام، شماها می‌تونین برش دارین.‬

82
00:03:30,065 --> 00:03:31,691
‫بیاین یه میز بگیریم.‬

83
00:03:34,069 --> 00:03:36,571
‫و فکر کن ما می‌تونستیم
‫با همدیگه همه‌چیز داشته باشیم.

84
00:03:36,655 --> 00:03:37,948
‫این...‬

85
00:03:38,031 --> 00:03:40,617
‫درباره‌ی «همه‌چیز» مطمئن نیستم.‬

86
00:03:42,994 --> 00:03:44,996
‫اوه، منظورت بیگل بود.‬

87
00:03:45,997 --> 00:03:47,248
‫به من توجه نکن.‬

88
00:03:47,332 --> 00:03:50,085
‫فکر کنم به خاطر اون شلوغی جلوی صحنه،‬
‫یه ضربه‌ی خفیف به سرم خورده.‬

89
00:03:51,753 --> 00:03:54,422
‫اوه. من... فکر کنم روی صورتت...

90
00:03:54,506 --> 00:03:56,174
‫

91
00:03:56,257 --> 00:03:58,969
‫- بیا، من...‬
‫- نه! نکن.‬

92
00:04:03,473 --> 00:04:05,266
‫یعنی، می‌خوام همون‌جا باشه. مال خودمه.‬

93
00:04:05,350 --> 00:04:07,394
‫خب باشه، هر جور راحتی.‬

94
00:04:08,395 --> 00:04:09,604
‫من واسه خودم رو دارم.‬

95
00:04:16,611 --> 00:04:18,029
‫مطمئنم‬
‫اون‌قدرها هم بد نبوده.‬

96
00:04:18,113 --> 00:04:21,032
‫ما عملا جلوی دوست‌دخترش‬
‫داشتیم به مراحل صمیمی‌تر می‌رسیدیم.‬

97
00:04:21,116 --> 00:04:22,659
‫نگه دار. می‌شه لطفا بحث کنیم‬

98
00:04:22,742 --> 00:04:25,370
‫که چقدر حماسیه که‬
‫یه گزینه احتمالی مناسب توی سیاتل داری؟‬

99
00:04:25,453 --> 00:04:26,705
‫اون یه گزینه احتمالی نیست مدیسون.‬

100
00:04:26,788 --> 00:04:28,498
‫نکته‌اش همینه. من نباید ازش خوشم بیاد.‬

101
00:04:28,581 --> 00:04:30,166
‫مایلز با شنن‌ـه،‬

102
00:04:30,250 --> 00:04:32,836
‫و شنن هم عملا‬
‫باحال‌ترین سال‌آخری توی رینیر وسته.‬

103
00:04:32,919 --> 00:04:34,671
‫اون‌ها مثل برد و گوینت‬
‫این مدرسه‌ی احمقانه‌ـن.‬

104
00:04:34,754 --> 00:04:38,591
‫اگه اون‌ها این‌قدر کاملن، پس چرا مایلز‬
‫داشت کاملا باهات لاس می‌زد؟‬

105
00:04:38,675 --> 00:04:41,177
‫بی‌خیال.‬
‫من نمی‌خوام یه اشتباه مرگبار دیگه مرتکب بشم‬

106
00:04:41,261 --> 00:04:43,013
‫و دوباره کل مدرسه رو علیه خودم کنم.‬

107
00:04:43,096 --> 00:04:44,556
‫فقط برو جلو. کی اهمیت میده؟‬

108
00:04:44,581 --> 00:04:46,079
‫به هر حال وقتی
‫مسابقه‌ی کازمو رو ببری،‬

109
00:04:46,104 --> 00:04:47,742
‫همه‌ی این‌ها برات یه
‫خاطره‌ی دور می‌شن.‬

110
00:04:47,767 --> 00:04:49,102
‫آره، حق با توـه.‬

111
00:04:49,185 --> 00:04:51,896
‫فقط باید برگردم لس آنجلس
‫و خودم رو از این دردسر نجات بدم.‬

112
00:04:51,980 --> 00:04:53,565
‫پس موافقیم. عالیه.‬

113
00:04:53,648 --> 00:04:56,276
‫- من باید برم. عه... بعدا می‌بینمت.‬
‫- خداحافظ.‬

114
00:04:57,944 --> 00:04:59,946
‫خب بروزر، دیگه حرف از پسرها بسه.‬

115
00:05:00,030 --> 00:05:02,615
‫باید تمرکز کنیم‬ تا بتونیم
‫خودمون رو از این دردسر نجات بدیم.‬

116
00:05:04,117 --> 00:05:05,744
‫مقاله شماره‌ی دو.‬

117
00:05:05,827 --> 00:05:08,204
‫«دخترهای کازمو مثل کیک می‌مونن:‬

118
00:05:08,288 --> 00:05:11,416
‫شیرین، لایه‌لایه و یکم شیطون.‬

119
00:05:12,542 --> 00:05:15,420
‫ولی اولین برخورد و تأثیرگذاری، همه‌چیزه.‬

120
00:05:15,503 --> 00:05:18,131
‫اگه کسی بخواد شما رو‬
‫واسه اولین بار ببینه،‬

121
00:05:18,214 --> 00:05:20,592
‫چه کلمه‌ای رو واسه توصیف شما‬
‫به کار می‌بره؟»‬

122
00:05:20,675 --> 00:05:22,427
‫خب، این ‌که راحته.‬

123
00:05:22,510 --> 00:05:24,471
‫معلومه که...‬

124
00:05:25,930 --> 00:05:27,724
‫خب، کلمه‌های خیلی زیادی هست.‬

125
00:05:29,225 --> 00:05:31,603
‫ال وودز خوش‌پوشه.‬

126
00:05:37,317 --> 00:05:39,027
‫خیرخواهه.‬

127
00:05:42,322 --> 00:05:43,907
‫- ♪ کارولین می‌خنده ♪‬
‫- با اعتمادبه‌نفسه.‬

128
00:05:43,990 --> 00:05:45,825
‫♪ و تمام روز بارون می‌باره ♪‬

129
00:05:45,909 --> 00:05:49,537
‫♪ اون عاشق اینه که یکی از دخترها باشه ♪‬

130
00:05:49,621 --> 00:05:52,165
‫♪ اون در جایی از زندگی ما زندگی می‌کنه ♪‬

131
00:05:52,248 --> 00:05:53,666
‫محترمه.‬

132
00:05:53,750 --> 00:05:56,002
‫♪ که هیچ‌وقت هیچ‌چیز در اون درست نمیشه... ♪‬

133
00:05:58,046 --> 00:06:00,090
‫این واقعا یه جورایی غیرممکنه.‬

134
00:06:01,091 --> 00:06:03,051
‫اگه بگم جذاب و فریبنده‌ام،‬

135
00:06:03,134 --> 00:06:04,677
‫آیا فکر می‌کنن‬
‫خاکی و متواضع نیستم؟‬

136
00:06:05,595 --> 00:06:08,056
‫اگه «باهوش» رو انتخاب کنم،‬
‫می‌فهمن که خون‌گرم و شوخ‌طبع هم هستم؟‬

137
00:06:08,139 --> 00:06:11,392
‫باید بگم «باانگیزه»؟ «مهربون»؟‬

138
00:06:11,476 --> 00:06:12,477
‫«دوپیکر»؟‬

139
00:06:12,560 --> 00:06:14,646
‫«گیاه‌خوار»؟‬

140
00:06:12,680 --> 00:06:14,794
‫{\an8}«مبحث پیش رو باشگاه گفتگو: حقوق حیوانات»

141
00:06:14,729 --> 00:06:19,651
‫چه‌طور ممکنه کسی بتونه‬
‫ال وودز رو فقط توی یک کلمه خلاصه کنه؟‬

142
00:06:20,760 --> 00:06:22,500
‫{\an8}«جنده»

143
00:06:20,652 --> 00:06:22,403
‫♪ من فقط وقتی بارون می‌باره خوشحالم ♪‬

144
00:06:24,155 --> 00:06:28,618
‫♪ من فقط وقتی همه‌چیز پیچیده‌ست خوشحالم ♪‬

145
00:06:28,701 --> 00:06:30,620
‫♪ و هرچند می‌دونم تو نمی‌تونی ♪‬

146
00:06:30,703 --> 00:06:32,622
‫♪ درکش کنی ♪‬

147
00:06:32,705 --> 00:06:35,625
‫♪ من فقط وقتی بارون می‌باره خوشحالم ♪‬

148
00:06:36,709 --> 00:06:38,670
‫♪ ببارون ♪‬

149
00:06:38,753 --> 00:06:40,672
‫- ♪ بدبختیت رو بر سرم ♪‬
‫- ♪ ببارون بدبختیت رو ♪‬

150
00:06:40,755 --> 00:06:44,676
‫- ♪ بدبختیت رو بر سر من ببارون ♪‬
‫- ♪ پایین، ببارون بدبختیت رو ♪‬

151
00:06:44,759 --> 00:06:48,680
‫- ♪ بدبختیت رو ببارون ♪‬
‫- ♪ پایین، ببارون ♪‬

152
00:06:48,763 --> 00:06:52,684
‫♪ تا زمانی که اهمیت ندی، می‌تونی همدمم باشی ♪‬

153
00:06:52,767 --> 00:06:54,727
‫♪ تو اهمیت نمیدی ♪‬

154
00:06:56,771 --> 00:06:59,649
‫♪ من فقط وقتی بارون می‌باره خوشحالم ♪‬

155
00:07:00,775 --> 00:07:04,028
‫♪ می‌خوای درباره‌ی وسواس فکری جدیدم بشنوی؟ ♪‬

156
00:07:04,112 --> 00:07:06,030
‫♪ من دارم بر موج ♪‬

157
00:07:06,114 --> 00:07:08,491
‫♪ یه افسردگی عمیق سواری می‌کنم ♪‬

158
00:07:08,575 --> 00:07:10,952
‫♪ من فقط وقتی بارون می‌باره خوشحالم ♪‬

159
00:07:08,574 --> 00:07:11,503
‫{\an8}« ال »

160
00:07:11,035 --> 00:07:14,539
‫♪ بدبختی رو بر سرم ببارون ♪‬

161
00:07:14,622 --> 00:07:17,458
‫♪ من فقط وقتی بارون می‌باره خوشحالم ♪‬

162
00:07:19,085 --> 00:07:20,461
‫من اصلا نمی‌دونم‬

163
00:07:20,544 --> 00:07:23,255
‫{\an8}«جنده»

164
00:07:20,545 --> 00:07:23,173
‫این اشاره به چیه.‬

165
00:07:23,256 --> 00:07:27,343
‫حتما یکی سعی داشته‬
‫کلمه‌ی «اسکاتلندی» رو بنویسه.‬

166
00:07:27,427 --> 00:07:30,638
‫می‌دونین، خیلی‌ها فکر می‌کنن‬
‫من کاملا اسکاتلندی‌ام...‬

167
00:07:32,348 --> 00:07:34,142
‫...ولی بیشتر ایرلندی‌ام.‬

168
00:07:35,435 --> 00:07:38,188
‫هی.‬
‫عجب کار زشتی کردی من رو توی کارپت‌مارت قال گذاشتی.‬

169
00:07:39,564 --> 00:07:41,691
‫من تو رو قال گذاشتم؟‬

170
00:07:41,774 --> 00:07:43,610
‫من نزدیک بود ضربه‌ی مغزی بشم‬

171
00:07:43,693 --> 00:07:46,654
‫به خاطر اون شلوغی جلوی صحنه‌ی
‫ غیرقانونی که من رو توش کشوندی.‬

172
00:07:46,738 --> 00:07:48,406
‫این یه معجزه‌ست که هنوز زنده‌ام.‬

173
00:07:48,489 --> 00:07:49,532
‫خب، پس...‬

174
00:07:51,576 --> 00:07:53,671
‫...بیا این تک زندگی پر از هیجان

175
00:07:53,695 --> 00:07:55,413
‫و ارزشمندت رو هدر ندیم.‬

176
00:07:59,792 --> 00:08:02,670
‫یادته بهم گفتی مدیر اندرسون‬
‫توی مدارک رسمی اطلاعات رو جعل می‌کنه؟‬

177
00:08:02,754 --> 00:08:05,381
‫یارو مدرسه‌ی قبلیش رو
‫تحت «شرایط مرموزی» ترک کرده.‬

178
00:08:05,465 --> 00:08:07,842
‫نوشته «نامعلوم»، نه «مرموز».‬

179
00:08:07,867 --> 00:08:09,301
‫نمی‌تونی همین‌جوری
‫کلمه‌ها رو عوض کنی‬

180
00:08:09,325 --> 00:08:10,892
‫تا حرفت جنجالی‌تر به نظر برسه.‬

181
00:08:11,304 --> 00:08:12,680
‫اوه. صحبت از کلمه‌ها شد،‬

182
00:08:12,764 --> 00:08:14,766
‫اگه می‌تونستی من رو توی یه کلمه
‫توصیف کنی، اون چی بود؟‬

183
00:08:14,849 --> 00:08:18,061
‫آره، من این کار رو نمی‌کنم. به هر حال،‬
‫این مقاله میگه اندرسون اخراج شده.‬

184
00:08:18,144 --> 00:08:20,104
‫می‌دونستم اون آدم مشکوکیه.‬

185
00:08:20,188 --> 00:08:21,397
‫علاقه‌ای ندارم.‬

186
00:08:21,481 --> 00:08:23,316
‫- ال، بیخیال.‬
‫- تمومش کن.‬

187
00:08:23,399 --> 00:08:24,692
‫جدی می‌گم.‬

188
00:08:24,776 --> 00:08:26,486
‫هی داستین.‬

189
00:08:26,569 --> 00:08:28,404
‫برای تراکت‌ها ایده‌هایی دارم.‬

190
00:08:31,241 --> 00:08:32,867
‫باشه، ببینم چی داری.‬

191
00:08:55,014 --> 00:08:56,849
‫خیلی خب.‬

192
00:08:59,352 --> 00:09:00,770
‫چه طور به نظر می‌رسم؟‬

193
00:09:04,607 --> 00:09:06,025
‫مذهبی.‬

194
00:09:06,109 --> 00:09:07,986
‫خب، من در واقع می‌خواستم «مودب» به نظر
‫برسم ولی «مذهبی» هم خوبه.‬

195
00:09:08,069 --> 00:09:09,821
‫گردنت کجا رفته؟‬

196
00:09:09,904 --> 00:09:11,864
‫گردن پایه‌ی صورته.‬

197
00:09:11,948 --> 00:09:14,534
‫خب، می‌دونم لباس‌های یقه‌اسکی‬
‫به‌طور سنتی بخشی از ظاهر من نبودن،‬

198
00:09:14,617 --> 00:09:16,452
‫ولی شاید اون حس اشتباهی بوده.‬

199
00:09:16,536 --> 00:09:18,329
‫شاید من الان یه آدم یقه‌اسکی‌پوشم.‬

200
00:09:18,413 --> 00:09:19,872
‫آدم یقه‌اسکی...‬

201
00:09:19,956 --> 00:09:20,999
‫- وایت؟‬
‫- هوم؟‬

202
00:09:21,082 --> 00:09:23,126
‫من، عه...‬

203
00:09:23,209 --> 00:09:25,357
‫به طرز عجیبی دفترچه‌ی تلفنم رو

204
00:09:25,381 --> 00:09:26,963
‫توی اتاق مطالعه‌ت دیدم.‬

205
00:09:28,965 --> 00:09:31,009
‫می‌شه بری؟‬

206
00:09:31,092 --> 00:09:33,261
‫می‌شه بری؟‬

207
00:09:34,304 --> 00:09:36,389
‫من اون رو برات میارم.‬

208
00:09:38,808 --> 00:09:41,686
‫عزیزم. چه خبره؟‬

209
00:09:41,769 --> 00:09:43,354
‫هیچی.‬

210
00:09:44,355 --> 00:09:45,690
‫من فقط...‬

211
00:09:46,816 --> 00:09:49,694
‫یادت میاد‬ وقتی داشتیم
‫بروزر رو توی پارک می‌گردوندیم‬

212
00:09:49,777 --> 00:09:52,947
‫و یه خانمی اون رو با یه سگ سوسیسی
‫مقایسه کرد؟‬

213
00:09:53,031 --> 00:09:54,490
‫البته. اون داغون شده بود.‬

214
00:09:54,574 --> 00:09:57,076
‫آره، خب، الان می‌فهمم چه حسی داشت...‬

215
00:09:57,160 --> 00:09:58,786
‫اوه!‬

216
00:10:00,788 --> 00:10:03,666
‫دعوت‌نامه‌های جشن خانه‌ نویی تو‬
‫تصویر ترسناک دارن.‬

217
00:10:03,750 --> 00:10:06,127
‫خب، برخورد اول همه‌چیزه.‬

218
00:10:06,210 --> 00:10:08,713
‫بدبیاری بابات‬

219
00:10:08,796 --> 00:10:12,175
‫خانواده‌ی ما رو از لس آنجلس فراری داد
‫و می‌تونست کاملا نابودمون کنه.‬

220
00:10:12,258 --> 00:10:14,969
‫خدا رو شکر‬
‫که شانس دوممون رو توی سیاتل داریم.‬

221
00:10:15,053 --> 00:10:17,805
‫ولی ال، ما نمی‌تونیم از پس‬
‫یه آبروریزی دیگه بربیایم.‬

222
00:10:17,889 --> 00:10:20,558
‫آره، اون خیلی بد میشه.‬

223
00:10:20,641 --> 00:10:24,187
‫خب، خوشبختانه،‬
‫من فهمیدم اون دوتا مرد همجنس‌گرایی‬

224
00:10:24,270 --> 00:10:26,945
‫که توی پیاده‌روی‌های
‫سریع روزانه‌م

225
00:10:26,969 --> 00:10:29,359
‫می‌دیدم، پایین همین
‫خیابون زندگی می‌کنن.‬

226
00:10:29,442 --> 00:10:32,362
‫یه زوج همجنس‌گرای خوش‌پوش‬

227
00:10:32,445 --> 00:10:35,740
‫واقعا جایگاه اجتماعی مهمونی‌ت رو
‫بالا می‌برن.‬

228
00:10:35,823 --> 00:10:38,785
‫و این فقط به یادم میاره که باید به پدرت‬

229
00:10:38,868 --> 00:10:42,330
‫چندتا دعوت‌نامه واسه مشتری‌هاش بدم.‬

230
00:10:42,413 --> 00:10:46,000
‫مشتری‌های بعد از عمل، معلومه دیگه.‬

231
00:10:46,084 --> 00:10:47,919
‫و قصد قضاوت ندارم، ولی...‬

232
00:10:49,003 --> 00:10:50,838
‫ظاهر همه‌چیزه.‬

233
00:10:50,922 --> 00:10:53,174
‫- به این زودی برگشتی.‬
‫- هوم.‬

234
00:10:54,467 --> 00:10:55,885
‫اون این‌جا چیکار می‌کنه؟‬

235
00:10:55,968 --> 00:10:57,887
‫چی؟‬

236
00:10:57,970 --> 00:10:59,347
‫«مایک مک‌کریدی»؟‬

237
00:10:59,430 --> 00:11:01,391
‫اوه، یه پسر خوب که توی یه کافه دیدمش،‬

238
00:11:01,474 --> 00:11:03,101
‫گفت یه وقت‌هایی واسه
‫یه جلسه‌ی دونوازی کوتاه آمادگی داره.‬

239
00:11:04,727 --> 00:11:07,605
‫این دقیقا همون چیزیه که دنیا بهش نیاز داره:‬
‫مردهای گیتارزن بیشتر.

240
00:11:07,688 --> 00:11:09,440
‫خب، به نظر من که عالیه، بابا.‬

241
00:11:10,441 --> 00:11:11,776
‫می‌شه من رو برسونی مدرسه؟‬

242
00:11:11,859 --> 00:11:13,277
‫- بله.‬
‫- بیا بریم. اوه.‬

243
00:11:16,072 --> 00:11:17,782
‫بله، ش... تو، نه، تو باید ببریش.‬

244
00:11:17,865 --> 00:11:19,826
‫- من باید پاکت‌ها رو پر کنم.‬
‫- عالیه.‬

245
00:11:20,910 --> 00:11:22,245
‫- خداحافظ، مامان.‬
‫- دوستت دارم.‬

246
00:11:22,328 --> 00:11:23,746
‫دوستت دارم.‬

247
00:11:36,843 --> 00:11:38,428
‫بروزر؟‬

248
00:11:38,511 --> 00:11:41,347
‫عزیزم، کجایی؟ بیا پیش مامان‌بزرگ جذاب.‬

249
00:11:44,934 --> 00:11:46,769
‫آسیب مغزیت چه طوره؟‬

250
00:11:47,895 --> 00:11:50,148
‫تو رو شبیه آمیش‌ها کرده؟‬

251
00:11:50,731 --> 00:11:52,483
‫ساده‌زیستی ربطی به مذهب نداره.‬

252
00:11:54,402 --> 00:11:56,217
‫من، عه... من پیغامت رو‬

253
00:11:56,241 --> 00:11:58,322
‫روی پیغام‌گیرمون گرفتم.‬

254
00:11:58,406 --> 00:12:00,825
‫واقعا ازت ممنونم که‬
‫بی‌خیال قضیه‌ی اندرسون شدی.‬

255
00:12:00,908 --> 00:12:02,368
‫خب، جدی گفتم.‬

256
00:12:02,452 --> 00:12:03,828
‫می‌فهمم که عواقبی داره،‬

257
00:12:03,911 --> 00:12:06,289
‫و دلم می‌خواد خودم رو‬
‫یه آدم وفادار بدونم.‬

258
00:12:07,290 --> 00:12:08,416
‫وفادار.‬

259
00:12:08,499 --> 00:12:10,835
‫- این رو به ‌عنوان شاید اضافه می‌کنم.‬
‫- چی؟‬

260
00:12:10,918 --> 00:12:13,296
‫سلام هم‌وطن‌ها.‬

261
00:12:13,379 --> 00:12:15,381
‫ال، من یه نسخه از این رو برات چاپ کردم.
‫فکر نکنم کامل خونده باشیش.‬

262
00:12:16,674 --> 00:12:18,217
‫- تمومش کن.‬
‫- اون چیه؟‬

263
00:12:18,301 --> 00:12:21,137
‫اوه، فقط داستین داره
‫کارهای داستین‌وارش رو می‌کنه.‬

264
00:12:21,220 --> 00:12:22,555
‫خیلی خب، همگی.‬

265
00:12:22,638 --> 00:12:26,517
‫امروز، ما داریم درباره‌ی‬
‫واکنش‌های کاتالیز شده یاد می‌گیریم.‬

266
00:12:27,560 --> 00:12:29,645
‫خودتون می‌دونین این یعنی چی.‬

267
00:12:29,729 --> 00:12:31,689
‫علم تعاملی.‬

268
00:12:31,772 --> 00:12:34,734
‫حالا، من هیدروژن پراکساید
‫و صابون‌های رنگی مختلف رو دارم.‬

269
00:12:34,817 --> 00:12:37,403
‫وقتی کاتالیزورمون رو اضافه می‌کنم،‬

270
00:12:37,487 --> 00:12:39,030
‫اکسیژن به سرعت آزاد میشه،‬

271
00:12:39,113 --> 00:12:41,282
‫که به صابون هوا میده و باعث میشه...‬

272
00:12:44,494 --> 00:12:46,162
‫بله. داستین.‬

273
00:12:46,245 --> 00:12:49,123
‫پس، چیزی که می‌گین اینه
‫که شما به یه کاتالیزور نیاز داشتین‬

274
00:12:49,207 --> 00:12:51,542
‫تا اون شاهکار علمی بزرگ اتفاق بیفته.‬

275
00:12:51,626 --> 00:12:53,503
‫خب، من... نمی‌دونم‬ اگه بشه،
‫عه... خمیردندان فیل رو‬

276
00:12:53,586 --> 00:12:55,004
‫یه شاهکار علمی بزرگ بنامم،‬

277
00:12:55,087 --> 00:12:57,924
‫- ولی فکر می‌کنم که... بله.‬
‫- ولی، ولی با یه کمک کوچک،‬

278
00:12:58,007 --> 00:12:59,550
‫اکسیژن آشکار شد.‬

279
00:12:59,634 --> 00:13:02,386
‫مثل همه‌ی حقیقت‌ها که بالاخره
‫آشکار می‌شن، این‌طور فکر نمی‌کنین؟‬

280
00:13:02,887 --> 00:13:04,514
‫خب، ام...‬

281
00:13:04,597 --> 00:13:06,766
‫- ام، بله، ال؟‬
‫- خانم برک،‬

282
00:13:06,849 --> 00:13:09,268
‫آیا من بخش مطالعه‌ی تعیین‌شده رو
‫اشتباه به یاد میارم‬

283
00:13:09,352 --> 00:13:12,688
‫که می‌گفت هیدروژن پراکسید
‫به‌طور طبیعی تجزیه میشه،‬

284
00:13:12,772 --> 00:13:14,649
‫بدون هیچ مداخله‌ای؟‬

285
00:13:14,732 --> 00:13:16,192
‫خیلی خوب بود ال.‬
‫بله، تجزیه میشه،‬

286
00:13:16,275 --> 00:13:17,985
‫فقط کندتر، بدون کاتالیزور.‬

287
00:13:18,069 --> 00:13:19,403
‫ولی اون کاتالیزور‬

288
00:13:19,487 --> 00:13:21,364
‫در نهایت یه کثیف‌کاری بزرگ
‫روی کل میزتون درست کرد.‬

289
00:13:21,447 --> 00:13:24,075
‫شاید بهتر باشه قبل از دخالت کردن‬

290
00:13:24,158 --> 00:13:25,785
‫در هیدروژن پراکسید،
‫دوباره فکر کنیم و برای مصرف

291
00:13:25,868 --> 00:13:28,663
‫ضدعفونی‌کننده‌ی ملایم
‫و بی‌دردسرش شاکر باشیم.

292
00:13:28,746 --> 00:13:30,623
‫اول از همه، فکر کنم‬ شما
‫دارین به شدت دست‌بالا می‌گیرین...‬

293
00:13:30,706 --> 00:13:32,833
‫- چه‌طور جرئت می‌کنی؟ چه‌طور جرئت می‌کنی؟‬
‫- باشه. بله... بسیار خب.‬

294
00:13:32,917 --> 00:13:35,253
‫کریستوفر، می‌خوای کمک کنی‬
‫بشرها رو پخش کنم‬

295
00:13:35,336 --> 00:13:36,504
‫تا همه‌مون بتونیم خودمون امتحانش کنیم؟‬

296
00:13:36,587 --> 00:13:39,465
‫رفتار فوق‌العاده معمولی از تو، مثل همیشه.‬

297
00:13:39,549 --> 00:13:41,175
‫بهت گفتم. من یه...‬

298
00:13:45,263 --> 00:13:46,847
‫...هرزه‌.‬

299
00:13:51,884 --> 00:13:53,177
‫«مهمونی در استخر تو خونه کیمبرلی»

300
00:14:13,249 --> 00:14:15,710
‫می‌دونستم توانایی دروغ گفتن داری کیمبرلی،‬

301
00:14:15,793 --> 00:14:19,422
‫ولی باورم نمیشه این توهین وقیحانه رو
‫ روی کمد من نوشته باشی.‬

302
00:14:21,882 --> 00:14:23,050
‫من باید بدونم‬

303
00:14:23,134 --> 00:14:27,054
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنی یا این
‫یکی از عوارض ضربه‌ی مغزی ساختگیت‌ـه؟‬

304
00:14:27,138 --> 00:14:29,682
‫داشتم اون صفت بی‌ادبانه‌ی چهار حرفی رو
‫بررسی می‌کردم،‬

305
00:14:29,765 --> 00:14:32,184
‫که ترجیح میدم جلوی جمع تکرارش نکنم،‬

306
00:14:32,268 --> 00:14:35,146
‫وقتی فکر کردم: «اون حرف اس
‫خیلی آشنا به نظر می‌رسه.‬

307
00:14:35,229 --> 00:14:37,189
‫کجا قبلا دیدمش؟»‬

308
00:14:37,273 --> 00:14:38,983
‫برام سواله.‬

309
00:14:39,066 --> 00:14:41,670
‫آره، متأسفم اگه حقیقت تلخه.‬

310
00:14:41,695 --> 00:14:43,412
‫کدوم حقیقت؟ من حتی تا حالا
‫یه پسر رو هم نبوسیدم.‬

311
00:14:43,437 --> 00:14:45,114
‫اگه چیزی هم باشم، یه آدم خیلی پاستوریزه‌م.‬

312
00:14:45,197 --> 00:14:47,867
‫ولی دلم نمی‌خواد این هم کلمه‌ای باشه
‫که من رو توصیف می‌کنه.‬

313
00:14:47,950 --> 00:14:49,118
‫لطفا، تو...‬

314
00:14:50,119 --> 00:14:52,204
‫وایسا، جدی می‌گی؟‬

315
00:14:52,288 --> 00:14:54,540
‫چه ‌طور تا حالا یه پسر رو هم نبوسیدی؟‬

316
00:14:54,624 --> 00:14:58,336
‫من معیارهای خیلی خاصی دارم وقتی‬
‫پای اولین بوسه‌ی بی‌نقص می‌رسه.‬

317
00:14:58,419 --> 00:14:59,795
‫ولی منظور من اینه که

318
00:14:59,879 --> 00:15:01,964
‫من می‌تونم هزارتا پسر رو ببوسم.‬

319
00:15:02,048 --> 00:15:05,551
‫تو حق نداری روی کمد کسی بنویسی ه-ر-ز-ه.‬

320
00:15:05,635 --> 00:15:08,012
‫هوم، چی میشه اگه اون ه-ر-ز-ه‬

321
00:15:08,095 --> 00:15:11,599
‫واسه دو-ست-پسر
‫رفیق صمیمی آینده‌ش غش و ضعف بره؟

322
00:15:11,682 --> 00:15:12,850
‫مایلز؟ اون... اون اصلا قضیه‌ای نیست...‬

323
00:15:12,933 --> 00:15:14,602
‫من از بچگی با شنن دوست بودم،‬

324
00:15:14,685 --> 00:15:16,540
‫پس فکر کنم وقتشه اون بدونه‬

325
00:15:16,564 --> 00:15:18,898
‫با یه هرزه توی لباس
‫میش دوست شده.‬

326
00:15:18,981 --> 00:15:20,816
‫خب، اول از همه، این کشمیر مصنوعی‌ـه،‬

327
00:15:20,900 --> 00:15:23,527
‫پس، از نظر تئوری،‬
‫میشه لباس بز.‬

328
00:15:23,611 --> 00:15:24,987
‫و دوم این ‌که

329
00:15:25,071 --> 00:15:27,212
‫تو هیچ گونه مدرکی‬

330
00:15:27,236 --> 00:15:29,241
‫راجع به ادعا کراشت نداری.

331
00:15:29,325 --> 00:15:31,327
‫پس شاید باید یه مدرک پیدا کنم.‬

332
00:15:33,000 --> 00:15:40,000


333
00:15:41,796 --> 00:15:43,484
‫خب، اولین کار مهم وقتی

334
00:15:43,508 --> 00:15:45,132
‫توی تعطیلات پاییز میام پیشت:‬

335
00:15:45,216 --> 00:15:46,592
‫کشتن کیمبرلی.‬

336
00:15:46,676 --> 00:15:49,345
‫من حاضر نیستم هفته‌ی ارزشمندمون رو
‫با هم صرف چال کردن یه جسد کنیم.‬

337
00:15:49,428 --> 00:15:50,763
‫خب، کیمبرلی رو فراموش کن.‬

338
00:15:50,846 --> 00:15:52,621
‫اون یه دختر قلدر
‫بدجنس کلاسیکه که

339
00:15:52,645 --> 00:15:54,517
‫توی لس آنجلس ۲۴
‫ساعت هم دووم نمیاره.‬

340
00:15:56,811 --> 00:15:58,479
‫صدای تیک‌تیک می‌شنوم.‬
‫تلفن‌هامون شنود می‌شن؟‬

341
00:15:58,562 --> 00:15:59,689
‫باید بحث رو عوض کنیم؟‬

342
00:15:59,772 --> 00:16:01,273
‫اوه، اون‌ها فلاشر خطر من هستن.‬

343
00:16:02,274 --> 00:16:04,944
‫من تازه فیلم هفت رو دیدم،
‫و می‌ترسم تا خونه رانندگی کنم.‬

344
00:16:05,945 --> 00:16:07,321
‫ولی از جنبه‌ی مثبتش،‬

345
00:16:07,405 --> 00:16:09,907
‫می‌تونم خیلی راحت سر کیمبرلی رو
‫توی یه جعبه تصور کنم.‬

346
00:16:09,990 --> 00:16:11,367
‫مدیسون، اه.‬

347
00:16:11,450 --> 00:16:13,994
‫می‌دونی که باید بری‬
‫به مهمونی استخرش، مگه نه؟‬

348
00:16:14,078 --> 00:16:16,080
‫نمی‌تونی بذاری تو رو
‫از فضای اجتماعی دور کنه.‬

349
00:16:16,163 --> 00:16:19,375
‫برنامه‌های پاییزی به جشن‌های تعطیلات
‫ختم می‌شن و اون‌ها هم به مهمونی‌های بهاری.‬

350
00:16:19,458 --> 00:16:20,918
‫می‌خوای عید پاک رو تنها بگذرونی؟‬

351
00:16:21,001 --> 00:16:23,379
‫نه، ولی نمی‌تونم برم.‬

352
00:16:23,462 --> 00:16:24,922
‫جشن ورود به خانه نو مامانم همون روزه.‬

353
00:16:25,005 --> 00:16:26,882
‫- علاوه‌بر این، مایلز قراره اون‌جا باشه.‬
‫- جوری که من می‌بینم،‬

354
00:16:26,966 --> 00:16:28,634
‫تو فقط یه عکس‌العمل منطقی داری.‬

355
00:16:28,718 --> 00:16:30,599
‫یه دوست‌پسر پیدا
‫کن که مایلز نباشه‬

356
00:16:30,623 --> 00:16:32,304
‫و کیمبرلی رو از
‫مسیر شکش منحرف کن.‬

357
00:16:32,388 --> 00:16:35,725
‫این... فوق‌العاده‌ست.‬

358
00:16:35,808 --> 00:16:37,685
‫ولی کی آخه؟ من از هیچ‌کس خوشم نمیاد.‬

359
00:16:37,768 --> 00:16:39,895
‫لازم نیست ازشون خوشت بیاد،‬
‫فقط باید نقش بازی کنی که باورت کنن.‬

360
00:16:44,108 --> 00:16:45,735
‫«نخود گردابی».‬

361
00:16:45,818 --> 00:16:47,820
‫مثل «صلح جهانی». باحاله.‬

362
00:16:47,903 --> 00:16:50,948
‫آره، فقط با این همه‌چیز
‫که داره اتفاق میفته...‬

363
00:16:51,031 --> 00:16:54,160
‫بوسنی، تانیا هاردینگ...‬

364
00:16:54,243 --> 00:16:56,412
‫دنیا واقعا نیاز داره‬
‫که متحد بشه.‬

365
00:17:02,918 --> 00:17:04,170
‫وایسا، نه، تو...‬

366
00:17:04,253 --> 00:17:07,047
‫مشکلی نیست. کاملا خوبه.‬

367
00:17:07,131 --> 00:17:08,549
‫این چندش‌آوره. کی این کار رو کرده؟‬

368
00:17:08,632 --> 00:17:10,634
‫مدرسه گفت پاکش می‌کنن.‬

369
00:17:11,635 --> 00:17:12,928
‫بالاخره یه روزی.‬

370
00:17:13,512 --> 00:17:15,931
‫- من واقعا متأسفم.‬
‫- اوه.‬

371
00:17:19,059 --> 00:17:20,060
‫ممنون.‬

372
00:17:20,144 --> 00:17:22,146
‫به خاطر همین بود که دیروز‬
‫یه یقه‌اسکی کشمیر

373
00:17:22,229 --> 00:17:23,939
‫زیر یه لباس آستین‌بلند پوشیده بودی؟‬

374
00:17:24,023 --> 00:17:25,241
‫تو هم متوجه شدی؟‬

375
00:17:25,266 --> 00:17:26,629
‫نباید خودت رو تغییر
‫بدی فقط چون یکی دیگه‬

376
00:17:26,654 --> 00:17:28,209
‫از پیشرفتت احساس خطر می‌کنه، ال.‬

377
00:17:28,234 --> 00:17:29,445
‫همه‌مون می‌دونیم این شخصیت واقعی تو نیست.‬

378
00:17:29,528 --> 00:17:30,863
‫باید برم سر کلاس.‬

379
00:17:30,946 --> 00:17:32,072
‫اون یقه اسکی رو بندازم دور؟‬

380
00:17:32,156 --> 00:17:34,241
‫- حتما.‬
‫- فعلا.‬

381
00:17:34,325 --> 00:17:35,826
‫مرسی.‬

382
00:17:41,415 --> 00:17:42,958
‫هوی، لیزبین.‬

383
00:17:43,042 --> 00:17:44,627
‫مجله‌ی این ماهت حرف نداشت.‬

384
00:17:46,837 --> 00:17:48,672
‫همین الان بهت گفت «لیزبین».‬

385
00:17:48,756 --> 00:17:50,257
‫منظورش همون لزبین بود.‬

386
00:17:50,341 --> 00:17:51,467
‫شنیدم.‬

387
00:17:52,551 --> 00:17:55,471
‫- این موضوع ناراحتت نمی‌کنه؟‬
‫- از مجله‌ام تعریف کرد.‬

388
00:17:55,554 --> 00:17:58,224
‫راستش رو بخوای، بیشتر از این تعجب می‌کنم‬
‫که اصلا خوندن بلده یا نه.‬

389
00:17:58,249 --> 00:18:00,195
‫این‌جور بازی با کلمات
‫واسه کارت‌تبریک‌ها‬

390
00:18:00,219 --> 00:18:01,577
‫و سریال‌های کمدیه، نه
‫واسه تعصب و توهین.‬

391
00:18:01,602 --> 00:18:03,896
‫ببخشید، فکر می‌کنی اون پسره‬
‫خودش کلمه‌ی «لیزبین» رو اختراع کرده؟‬

392
00:18:03,979 --> 00:18:06,398
‫این اثر هنری خود لیز میلره.‬

393
00:18:06,482 --> 00:18:07,983
‫چرا باید خودت واسه خودت شایعه درست کنی‬

394
00:18:08,067 --> 00:18:10,569
‫که بقیه فکر کنن‬
‫تو همجنسگراـی؟

395
00:18:11,862 --> 00:18:13,989
‫تحت حفاظت از شاهدی؟

396
00:18:15,032 --> 00:18:18,661
‫اوه‌، نه، خب، من واقعا همجنسگرام.‬

397
00:18:18,744 --> 00:18:20,079
‫معلومه دیگه.‬

398
00:18:20,162 --> 00:18:21,997
‫ببخشید که زودتر متوجه نشدم.‬

399
00:18:22,081 --> 00:18:23,874
‫اوه‌، نه بابا، این چه حرفیه.‬

400
00:18:23,958 --> 00:18:25,784
‫اگه همه رادار تشخیص
‫گرایش تو رو داشتن،‬

401
00:18:25,809 --> 00:18:27,186
‫دنیا جای امن‌تری می‌شد.‬

402
00:18:27,211 --> 00:18:28,919
‫من همیشه خودم رو توی تشخیص‬

403
00:18:28,943 --> 00:18:30,548
‫گرایش‌های جنسی کور
‫و بی‌دقت می‌دونستم.‬

404
00:18:30,631 --> 00:18:32,883
‫تا کلاس ششم روی فردی مرکوری کراش داشتم.‬

405
00:18:32,967 --> 00:18:34,260
‫حتی بعد از اجرای لایو اید.‬

406
00:18:34,343 --> 00:18:35,803
‫در هر صورت، عاشق اینم
‫که تو همجنسگراـی.

407
00:18:35,886 --> 00:18:37,596
‫واسه جشن افتخار چه برنامه‌ای داری؟‬

408
00:18:37,680 --> 00:18:39,932
‫فقط به‌خاطر این ‌که مامانم اخراج شده‬
‫احساس گناه می‌کنی؟‬

409
00:18:41,016 --> 00:18:43,102
‫نه. من واقعا ازت خوشم میاد.‬

410
00:18:43,185 --> 00:18:44,895
‫چرا؟‬

411
00:18:44,979 --> 00:18:46,522
‫چرا ازت خوشم میاد؟‬

412
00:18:46,605 --> 00:18:47,898
‫آره.‬

413
00:18:47,982 --> 00:18:49,770
‫ما هیچ وجه مشترکی نداریم،‬

414
00:18:49,794 --> 00:18:51,527
‫تو هم تقریبا هیچی
‫درباره‌ی من نمی‌دونی،‬

415
00:18:51,610 --> 00:18:54,363
‫پس چرا از من خوشت میاد؟‬

416
00:18:54,446 --> 00:18:55,614
‫فقط یه دلیل بیار.‬

417
00:18:56,657 --> 00:18:58,450
‫خب، نمی‌دونم، همین‌جوری خوشم میاد.‬

418
00:18:59,535 --> 00:19:01,287
‫خب، عه...‬

419
00:19:01,370 --> 00:19:03,914
‫وقتی فهمیدی چرا،‬

420
00:19:03,998 --> 00:19:05,875
‫به منم خبر بده.‬

421
00:19:12,339 --> 00:19:14,884
‫هی، اگه نمی‌خوای تنهایی بشینی،‬
‫می‌تونی بیای پیش من و شنن.‬

422
00:19:14,967 --> 00:19:17,052
‫اوه‌، نگران نباش،‬
‫مایلز هم قراره بیاد پیش‌مون.‬

423
00:19:17,077 --> 00:19:18,831
‫شاید بتونین مثل انیمیشن «بانو و ولگرد»‬

424
00:19:18,856 --> 00:19:20,472
‫با هم یه رشته اسپاگتی رو
‫بخورین یا یه همچین چیزی.‬

425
00:19:20,556 --> 00:19:21,682
‫نه، ممنون.‬

426
00:19:21,765 --> 00:19:24,810
‫منتظر دوست‌پسرم‌ـم.‬

427
00:19:24,894 --> 00:19:26,729
‫داستین.‬

428
00:19:26,812 --> 00:19:30,107
‫- ها؟‬
‫- برات جا نگه ‌داشتم عزیزم.‬

429
00:19:30,190 --> 00:19:31,400
‫وای، بیخیال.

430
00:19:37,364 --> 00:19:40,075
‫می‌شه بذاری یه کم با دوست‌پسرم‬
‫تنها باشم،‬

431
00:19:40,159 --> 00:19:41,719
‫یا می‌خوای وایسی و
‫ببینی چه طوری واسه هم‬

432
00:19:41,744 --> 00:19:43,579
‫اسم‌های عاشقانه انتخاب می‌کنیم؟‬

433
00:19:45,372 --> 00:19:46,582
‫چندش.‬

434
00:19:47,291 --> 00:19:49,209
‫اوه‌، تو خیلی بامزه‌ای.‬

435
00:19:51,837 --> 00:19:52,963
‫بابت این کار ممنون.

436
00:19:53,047 --> 00:19:54,381
‫آره.‬

437
00:19:56,050 --> 00:19:57,176
‫نمی‌خوای بپرسی جریان چی بود؟‬

438
00:19:57,259 --> 00:20:00,054
‫معمولا سر تو، این خودش‬
‫سوال‌های بیشتری درست می‌کنه تا جواب.‬

439
00:20:00,137 --> 00:20:01,388
‫تازه، از قبل می‌دونم‬

440
00:20:01,472 --> 00:20:03,098
‫چه طوری قراره جبران کنی.‬

441
00:20:03,182 --> 00:20:05,351
‫- کمکم کن دست اندرسون رو رو کنم.‬
‫- نه، ممنون.‬

442
00:20:05,434 --> 00:20:07,186
‫- نباید درباره‌ی اون بهت چیزی می‌گفتم.‬
‫- فقط ازت می‌خوام‬

443
00:20:07,269 --> 00:20:09,813
‫یکی از والدینت رو راضی کنی امشب بره‬
‫جلسه‌ی هیئت‌امنای مدرسه‬

444
00:20:09,897 --> 00:20:11,982
‫و بودجه‌ی مدرسه رو گیر بیاره
‫تا ببینم اندرسون‬

445
00:20:12,066 --> 00:20:14,485
‫واقعا اون پول‌ها رو همون‌جایی که ادعا
‫ می‌کنه‬ خرج مدرسه می‌کنه یا نه.‬

446
00:20:14,568 --> 00:20:16,278
‫چرا از یکی از والدین خودت نمی‌خوای بره؟‬

447
00:20:16,303 --> 00:20:18,322
‫مامانم خارج از منطقه زندگی می‌کنه،‬ بابام هم
‫اگه بره می‌فهمه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست.‬

448
00:20:18,405 --> 00:20:20,991
‫دقیقا همون‌طوری که کیمبرلی می‌فهمید‬
‫کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست‬

449
00:20:21,075 --> 00:20:22,451
‫اگه من نقش دوست‌پسر قلابیت رو
‫بازی نمی‌کردم.‬

450
00:20:22,534 --> 00:20:24,161
‫تو این کار رو با ما نمی‌کنی.
‫ما به هم تعهد داریم.‬

451
00:20:25,496 --> 00:20:26,997
‫اصلا مشکلت با اندرسون چیه؟‬

452
00:20:27,081 --> 00:20:28,582
‫چرا این‌قدر اصرار داری کله‌پاش کنی؟‬

453
00:20:28,666 --> 00:20:31,418
‫می‌دونی نماد مدرسه‌مون قبلا «رئیس‌ها» بود؟‬

454
00:20:31,502 --> 00:20:33,937
‫که خب، راستش زیاد
‫حس همدلی و اتحاد‬

455
00:20:33,961 --> 00:20:35,839
‫بین دانش‌آموزها ایجاد نمی‌کرد.‬

456
00:20:37,967 --> 00:20:40,469
‫چون کلیشه‌های منفی رو ترویج می‌کرد.‬

457
00:20:40,552 --> 00:20:44,390
‫اندرسون کل سال گذشته رو با من جنگید
‫تا نماد رو عوض نکنه.‬

458
00:20:44,473 --> 00:20:46,848
‫خلاصه‌ش این بود که
‫می‌گفت واسه مدرسه

459
00:20:46,872 --> 00:20:48,435
‫نژادپرست موندن ارزون‌تر در میاد.

460
00:20:52,606 --> 00:20:55,484
‫آره، منم اصلا از طرفدارهایش نیستم.‬

461
00:20:57,027 --> 00:20:59,835
‫خب، تابلوـه که
‫اندرسون آدم کثیفیه‬

462
00:20:59,859 --> 00:21:01,991
‫و حقشه که رسوا بشه.‬

463
00:21:02,616 --> 00:21:04,697
‫اما اگه با این کار موافقت کنم،
‫باید پای بزرگ‌ترها

464
00:21:04,721 --> 00:21:06,704
‫وکیل‌ها رو بکشیم وسط، باشه؟‬

465
00:21:06,787 --> 00:21:08,080
‫عمومیش نمی‌کنیم.‬

466
00:21:08,163 --> 00:21:09,540
‫این تنها راهیه که‬
‫بقیه آسیب بی‌مورد نبینن.‬

467
00:21:09,623 --> 00:21:11,417
‫می‌تونی انجامش بدی یا نه؟‬

468
00:21:11,500 --> 00:21:13,688
‫مامان من عاشق این جلسه‌های سنتی‬

469
00:21:13,712 --> 00:21:15,629
‫هیئت‌امنای مدرسه‌ست.‬

470
00:21:16,630 --> 00:21:18,778
‫البته فقط به شرطی
‫که برنامه‌ی زنده‬

471
00:21:18,802 --> 00:21:21,135
‫و غذاهای گیاهی هم داشته باشن.‬

472
00:21:23,178 --> 00:21:24,930
‫اوه، این‌جا بازش نکن.‬

473
00:21:25,014 --> 00:21:26,432
‫برو کنار سطل آشغال بازش کن.‬

474
00:21:26,515 --> 00:21:28,600
‫منتظر اعلام حضورتون هستم.‬

475
00:21:28,684 --> 00:21:30,394
‫خانم وودز.‬

476
00:21:30,477 --> 00:21:33,063
‫این‌جا انجمن ارتباطات شخصی نیست.‬

477
00:21:33,147 --> 00:21:35,983
‫لطفا بشینین سر جاتون.
‫جلسه‌ی هیئت‌ داره شروع می‌شه.‬

478
00:21:36,066 --> 00:21:37,526
‫البته.‬

479
00:21:37,609 --> 00:21:39,903
‫خیلی لطف کردین که یادآوری کردین.‬

480
00:21:39,987 --> 00:21:41,613
‫دوباره.‬

481
00:21:41,697 --> 00:21:45,701
‫قانون لباس «تراس شیک»ـه.‬

482
00:21:45,784 --> 00:21:48,078
‫می‌دونم که خودت رعایت می‌کنی اندرو.‬

483
00:21:48,579 --> 00:21:50,664
‫دین ویلسون».‬

484
00:21:50,748 --> 00:21:52,791
‫سلام. ایوا وودز هستم.‬

485
00:21:52,875 --> 00:21:55,836
‫البته اگه کارت اسمم رو روی این کت پشمی
‫چسبونده بودم، متوجه می‌شدین.‬

486
00:21:55,919 --> 00:21:57,337
‫چهره‌تون جدیده.‬

487
00:21:57,421 --> 00:21:59,548
‫من و همسرم تازه اومدیم به مدینا.‬

488
00:21:59,631 --> 00:22:01,550
‫اوم، کدوم محله رفتین؟‬

489
00:22:03,052 --> 00:22:04,428
‫راستش رو بخواین، نمی‌دونم.‬

490
00:22:04,511 --> 00:22:07,514
‫پیاده تا اون قنادی که مینی‌کیش
‫داره راهی نیست.‬

491
00:22:07,598 --> 00:22:09,058
‫- قنادی بوکو؟‬
‫- بله.‬

492
00:22:09,141 --> 00:22:11,685
‫بله. اصلا چرا همه‌ی کیش‌ها رو
‫مینی درست نمی‌کنن؟‬

493
00:22:11,769 --> 00:22:13,353
‫شوهرمم دقیقا همین رو می‌گه.‬

494
00:22:13,437 --> 00:22:15,397
‫- هوم.‬
‫- نمی‌دونم.‬

495
00:22:16,398 --> 00:22:18,984
‫از این وصله‌های روی آرنج کت‌تون
‫خیلی خوشم میاد.‬

496
00:22:19,985 --> 00:22:23,697
‫خب، ادبیات درس می‌دین
‫یا فقط آرنج‌هاتون زیاد ساییده می‌شه؟‬

497
00:22:23,781 --> 00:22:26,241
‫- راستش هیچ‌کدوم. من...‬
‫- دین؟‬

498
00:22:27,284 --> 00:22:29,119
‫آه. ممکنه من رو ببخشین؟‬

499
00:22:29,203 --> 00:22:30,537
‫ایوا، از ملاقاتتون خوش‌وقت شدم.‬

500
00:22:30,621 --> 00:22:32,039
‫من هم همین‌طور، خوش‌وقت شدم.‬

501
00:22:33,707 --> 00:22:35,417
‫اوه...‬

502
00:22:35,501 --> 00:22:38,128
‫والدین و معلم‌های گرامی،
‫قبل از این ‌که جلسه رو شروع کنیم،‬

503
00:22:38,212 --> 00:22:40,240
‫افتخار این رو دارم
‫که کاندیدای جدید‬

504
00:22:40,264 --> 00:22:42,758
‫شهرداری مدینا رو معرفی کنم:‬

505
00:22:42,841 --> 00:22:44,968
‫رئیس فعلی منطقه‌ی آموزشی، دین ویلسون.‬

506
00:22:52,684 --> 00:22:55,062
‫ممنونم از اریک، مدیر شین اندرسون‬

507
00:22:55,145 --> 00:22:57,481
‫و هیئت‌امنای مدرسه‌ی رینیر وست
‫بابت حمایت‌های سیاسی‌شون.‬

508
00:22:57,564 --> 00:22:59,691
‫کاندیدای شهرداری با کفش کانورس؟‬

509
00:23:01,860 --> 00:23:03,320
‫...و من مصمم هستم که
‫در مقام شهردار هم متعهد

510
00:23:03,403 --> 00:23:07,407
‫به ارائه‌ی آموزش باکیفیت بمونم.

511
00:23:07,491 --> 00:23:10,244
‫وقتی کارم رو به‌عنوان رئیس
‫منطقه‌ی آموزشی شروع کردم...‬

512
00:23:10,327 --> 00:23:12,371
‫فقط به بقیه یادآوری کنین
‫که حضورشون رو اعلام کنن.‬

513
00:23:13,372 --> 00:23:15,040
‫...که سطح علمی رو ارتقا بدم...‬

514
00:23:18,210 --> 00:23:20,129
‫هی. اون تو چه طور گذشت؟‬

515
00:23:20,212 --> 00:23:21,887
‫هنوز هم نمی‌فهمم چه طوری این کار‬

516
00:23:21,911 --> 00:23:24,049
‫توی درس اقتصاد
‫برات نمره‌ی کمکی میاره.‬

517
00:23:24,133 --> 00:23:26,927
‫اوه، خودت که می‌دونی، آمار و ارقامه دیگه.

518
00:23:27,010 --> 00:23:29,263
‫ام، تونستی چندتا کارت دعوت اون تو پخش کنی؟‬

519
00:23:29,346 --> 00:23:31,534
‫آره، اما الان دارم کلا درباره‌ی

520
00:23:31,558 --> 00:23:33,517
‫نوع پوشش مهمونی تجدیدنظر می‌کنم.‬

521
00:23:33,600 --> 00:23:35,936
‫اون مردی که کاندیدای شهرداری شده بود‬

522
00:23:36,019 --> 00:23:38,313
‫شبیه بازیگرهای فرعی فیلم‬
‫«انجمن شاعران مرده» بود.‬

523
00:23:38,397 --> 00:23:40,190
‫هیچ‌کس هم تعجب نکرد.‬

524
00:23:40,274 --> 00:23:41,525
‫وای خدای من...‬

525
00:23:42,526 --> 00:23:43,735
‫وایسا.‬

526
00:23:45,028 --> 00:23:46,572
‫اون همون اسکیت‌بازه‌ست؟‬

527
00:23:46,655 --> 00:23:47,823
‫عه...‬

528
00:23:47,906 --> 00:23:49,408
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

529
00:23:49,491 --> 00:23:51,493
‫چرا روی ماشین من‌ـی؟‬

530
00:23:51,577 --> 00:23:53,632
‫می‌دونی، بنزت وقتی که من رو

531
00:23:53,656 --> 00:23:55,164
‫زیر نمی‌کنه، خیلی راحته.‬

532
00:23:55,247 --> 00:23:57,457
‫ام، مامان، این داستینه...‬

533
00:23:59,334 --> 00:24:01,503
‫...هم‌گروهی درس اقتصادم.‬

534
00:24:02,629 --> 00:24:04,506
‫هی، همون‌طور که قبلا صحبت کردیم،‬

535
00:24:04,590 --> 00:24:06,358
‫محتویات این برگه
‫بین خودمون می‌مونه

536
00:24:06,382 --> 00:24:08,302
‫تا وقتی که به یه برنامه‌ی
‫مشخص متعهد بشیم.‬

537
00:24:10,929 --> 00:24:12,472
‫این مال توـه.‬

538
00:24:12,556 --> 00:24:15,184
‫حالا فهمیدم که چرا
‫به اون نمره‌ی کمکی نیاز داری.‬

539
00:24:16,268 --> 00:24:17,811
‫خب، فعلا، ال.‬

540
00:24:17,895 --> 00:24:20,314
‫اگه خواستی دوباره هروئین امتحان کنی،‬
‫حتما بهم خبر بده.‬

541
00:24:24,735 --> 00:24:26,716
‫واقعا نگرانتم که برای
‫همرنگ جماعت شدن،

542
00:24:26,740 --> 00:24:28,655
‫معیارهات رو پایین بیاری.‬

543
00:24:28,739 --> 00:24:30,449
‫شوخی می‌کنی؟‬

544
00:24:30,532 --> 00:24:33,410
‫داستین کارهای زیادی واسه این مدرسه کرده.
‫تازه من در حد معیارهای اون نیستم.‬

545
00:24:33,493 --> 00:24:35,996
‫- اوه، این چیز بدی نیست.‬
‫- تو اصلا نمی‌شناسیش.‬

546
00:24:36,021 --> 00:24:37,754
‫بر اساس برخورد
‫کوتاهی که باهاش داشتم،

547
00:24:37,778 --> 00:24:38,932
‫به‌اندازه‌ی کافی می‌شناسمش.‬

548
00:24:38,957 --> 00:24:41,084
‫خب، آدم‌ها فراتر از برخورد اولیه‌شون هستن.‬

549
00:24:41,168 --> 00:24:43,295
‫من فقط دارم تلاش می‌کنم
‫مطمئن بشم دخترم اشتباه نمی‌کنه...‬

550
00:24:43,378 --> 00:24:44,588
‫خب، دخترت یه هرزه‌ست.‬

551
00:24:45,172 --> 00:24:47,257
‫این اصلا حقیقت نداره.‬

552
00:24:47,341 --> 00:24:50,302
‫تو تا حالا حتی یه پسر رو هم نبوسیدی.
‫ تو معیارهای خودت رو داری.‬

553
00:24:50,385 --> 00:24:52,471
‫خب، یکی این رو روی کمد مدرسه‌م نوشته بود.‬

554
00:24:52,554 --> 00:24:54,056
‫- چی؟‬
‫- با ماژیک ضدآب. می‌خواستم‬

555
00:24:54,139 --> 00:24:56,516
‫بهت بگم، اما تو این‌قدر غرق‬

556
00:24:56,600 --> 00:24:58,355
‫بازسازی آبروی
‫خانواده‌مون با مردهای

557
00:24:58,379 --> 00:25:00,395
‫هم‌جنس‌گرا و کاغذهای رنگی شدی،‬

558
00:25:00,479 --> 00:25:02,231
‫که ترسیدم بهت بگم و سکته کنی.‬

559
00:25:02,814 --> 00:25:04,191
‫اوه، عزیزم.‬

560
00:25:05,484 --> 00:25:07,112
‫این بچه‌ها از قصد خودشون رو

561
00:25:07,136 --> 00:25:08,528
‫به بی‌راهه می‌زنن.‬

562
00:25:08,612 --> 00:25:10,385
‫اون‌ها هیچی نمی‌دونن.

563
00:25:10,410 --> 00:25:11,798
‫تو دوست‌های واقعی‌ت
‫رو پیدا می‌کنی.‬

564
00:25:11,823 --> 00:25:15,071
‫فقط باید قبل از این
‫‌که به کسی متعهد بشی،

565
00:25:15,095 --> 00:25:16,803
‫چند نفر رو امتحان کنی.‬

566
00:25:17,829 --> 00:25:20,540
‫اصلا کل دلیل این ‌که داریم
‫مهمونی باغ رو می‌گیریم همینه.‬

567
00:25:20,624 --> 00:25:23,585
‫می‌دونی چیه مامان؟
‫من به مهمونی تو نمیام.‬

568
00:25:23,669 --> 00:25:24,962
‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟‬

569
00:25:25,545 --> 00:25:28,799
‫من می‌رم مهمونی استخر کیمبرلی‬

570
00:25:28,882 --> 00:25:31,343
‫با همون داستین معتاد هروئینی
‫که از دخترهای هرزه خوشش میاد.‬

571
00:25:31,426 --> 00:25:33,553
‫پس نگران نباش، دختر هرزه‌ت‬

572
00:25:33,637 --> 00:25:35,498
‫با قیافه‌ی هرزه‌گونه‌ش
‫مهمونی بی‌نقصت رو

573
00:25:35,522 --> 00:25:37,057
‫خراب نمی‌کنه.‬

574
00:25:41,103 --> 00:25:43,258
‫تا «تی‌سی‌بی‌وای» بسته نشده

575
00:25:43,282 --> 00:25:45,274
‫سوار ماشین شو.‬

576
00:26:01,581 --> 00:26:03,583
‫<i>♪ واقعا این‌طور فکر می‌کنی؟ ♪</i>‬

577
00:26:04,584 --> 00:26:06,586
‫<i>♪ واقعا این‌طور فکر می‌کنی؟ ♪</i>‬

578
00:26:10,966 --> 00:26:13,677
‫تا این‌جاییم، احتمالا باید درباره‌ی
‫یه سری قوانین پایه با هم صحبت کنیم.‬

579
00:26:13,760 --> 00:26:15,788
‫ارتباط چشمی طولانی ممنوع،

580
00:26:15,812 --> 00:26:17,431
‫متلک‌پرانی هم ممنوع.‬

581
00:26:17,514 --> 00:26:18,682
‫می‌تونی من رو «ال» یا «عزیزم» صدا کنی،‬

582
00:26:18,765 --> 00:26:21,143
‫اما اگه اسم مستعار خاص‌تری مد نظرت هست،
‫استقبال می‌کنم.‬

583
00:26:21,226 --> 00:26:23,478
‫مثلا «ال معرکه»؟‬

584
00:26:24,521 --> 00:26:25,647
‫یا «اچ‌ـال»؟‬

585
00:26:27,858 --> 00:26:30,027
‫اومدی.‬

586
00:26:30,110 --> 00:26:31,945
‫اون هم با بیکینی.‬

587
00:26:35,073 --> 00:26:37,826
‫اوه، می‌بینم که هنوز
‫به این رابطه‌ی قلابی پایبندین.‬

588
00:26:38,410 --> 00:26:40,037
‫اجازه داده ببوسیش؟‬

589
00:26:40,120 --> 00:26:42,331
‫ظاهرا شرایط خیلی خاصی داره.‬

590
00:26:42,414 --> 00:26:44,291
‫بریم، داست بانی.‬

591
00:26:44,374 --> 00:26:47,044
‫راه رو نشون بده، ال‌ای.‬

592
00:26:47,127 --> 00:26:49,004
‫واقعا بد نبود.‬

593
00:26:50,464 --> 00:26:52,632
‫راستی، از کدوم شرایط حرف می‌زد؟‬

594
00:26:52,716 --> 00:26:54,259
‫برای تو، آخرالزمان.‬

595
00:26:54,343 --> 00:26:56,511
‫حالا می‌ذارم بری لباس عوض کنی
‫و خودم کنار استخر منتظرت می‌مونم.‬

596
00:26:56,595 --> 00:26:58,555
‫- چی بپوشم؟‬
‫- مایوی...

597
00:26:58,638 --> 00:27:00,766
‫<i>♪ خورشید سیاه‌چاله ♪</i>‬

598
00:27:00,849 --> 00:27:04,144
‫<i>♪ نمی‌خوای بیای ♪</i>‬

599
00:27:04,227 --> 00:27:07,105
‫<i>♪ و بارون رو بشوری و ببری؟ ♪</i>‬

600
00:27:07,189 --> 00:27:09,775
‫<i>♪ خورشید سیاه‌چاله ♪</i>‬

601
00:27:09,858 --> 00:27:11,860
‫<i>♪ نمی‌خوای بیای؟ ♪</i>‬

602
00:27:11,943 --> 00:27:16,531
‫<i>♪ نمی‌خوای بیای؟ ♪</i>‬

603
00:27:16,615 --> 00:27:21,495
‫<i>♪ خورشید سیاه‌چاله، نمی‌خوای بیای... ♪</i>‬

604
00:27:21,578 --> 00:27:23,413
‫فکر می‌کردم این یه مهمونی استخره.‬

605
00:27:23,497 --> 00:27:25,540
‫آره، فکر کنم این‌جا توی سیاتل
‫معنی دیگه‌ای داره.‬

606
00:27:25,624 --> 00:27:28,668
‫می‌خواستم بهت بگم
‫ولی در واقع دعوتت نکرده بودم.‬

607
00:27:28,752 --> 00:27:30,295
‫<i>♪ نمی‌خوای بیای؟ ♪</i>‬

608
00:27:30,379 --> 00:27:34,257
‫<i>♪ نمی‌خوای بیای... ♪</i>‬

609
00:27:34,341 --> 00:27:36,259
‫چرا بهم نگفتی که مثل دیوانه‌ها لباس پوشیدم؟‬

610
00:27:37,094 --> 00:27:39,137
‫فکر کردم این یه جور مد مخصوص ال‌ای‌ـه.‬

611
00:27:43,934 --> 00:27:49,064
‫<i>♪ نمی‌خوای بیای؟ ♪</i>‬

612
00:27:54,611 --> 00:27:56,655
‫سلام.‬

613
00:27:56,738 --> 00:27:57,864
‫سلام.‬

614
00:27:57,948 --> 00:28:01,243
‫آرماند، عزیزم، چندتا از این‌ها رو
‫برام بیار، لطفا.‬

615
00:28:01,326 --> 00:28:03,621
‫سلام. فکر نمی‌کنم مهمون‌ها

616
00:28:03,645 --> 00:28:05,580
‫متوجه باشن که
‫این شامپاین واقعیه.‬

617
00:28:05,664 --> 00:28:07,958
‫چندین نفر از من آبجو خواستن.‬

618
00:28:08,041 --> 00:28:09,459
‫- آه.‬
‫- ممنون.‬

619
00:28:12,212 --> 00:28:15,799
‫اون مری توی پارک سگ‌ها نیست؟‬

620
00:28:15,882 --> 00:28:17,634
‫به به.

621
00:28:17,717 --> 00:28:21,555
‫آره. احتمالا بدون کیسه‌ی مدفوع
‫توی دستم من رو نشناخته، درست می‌گم؟‬

622
00:28:23,098 --> 00:28:25,225
‫بیا به‌جاش این رو بذاریم توی دستت.‬

623
00:28:25,308 --> 00:28:26,852
‫از «کوت د بلان»‌ـه.‬

624
00:28:26,935 --> 00:28:29,813
‫نه، ممنون. راستش فقط داشتم
‫دنبال یه کم کربوهیدرات می‌گشتم.‬

625
00:28:29,896 --> 00:28:32,649
‫فینگر فودهای تربچه...‬

626
00:28:32,732 --> 00:28:35,735
‫پسر، خیلی خنک و عالی‌ـن
‫ ولی راستش مستی من رو نمی‌پرونن،‬

627
00:28:35,819 --> 00:28:37,237
‫اگه منظورم رو متوجه می‌شین.‬

628
00:28:37,320 --> 00:28:39,281
‫خب، مگه همه‌ی هدف این کار همین نیست؟‬

629
00:28:39,364 --> 00:28:42,534
‫که فقط مست کنی و همه‌چیز رو فراموش کنی؟‬

630
00:28:42,617 --> 00:28:44,536
‫چون دنیای واقعی؟ اه، افتضاحه.‬

631
00:28:44,619 --> 00:28:46,037
‫اه.‬

632
00:28:46,121 --> 00:28:47,497
‫من از دنیا متنفرم.‬

633
00:28:47,581 --> 00:28:50,459
‫ام، ولی جدی، نان رول
‫یا چیزی شبیه به اون دارین؟‬

634
00:28:51,835 --> 00:28:53,462
‫چون...‬

635
00:28:53,545 --> 00:28:55,373
‫واقعا نمی‌خوای مست کنی

636
00:28:55,397 --> 00:28:57,591
‫و همه‌چیز رو فراموش کنی،‬

637
00:28:57,674 --> 00:28:59,462
‫چون فردا باید بیدار بشی

638
00:28:59,486 --> 00:29:01,636
‫و به کارهات برسی.

639
00:29:02,637 --> 00:29:05,140
‫اوه خدای من، اصلا به ذهنم
‫نرسیده بود که نون تدارک ببینم.‬

640
00:29:05,223 --> 00:29:06,808
‫هی، نه، اشکالی نداره. مشکلی نیست.‬

641
00:29:06,892 --> 00:29:10,854
‫مشکلی نیست. من یه کم بلینی
‫از خاویار برمی‌دارم.‬

642
00:29:10,937 --> 00:29:12,731
‫نمی‌دونم چه طور این‌قدر بی‌دقتی کردم.‬

643
00:29:12,814 --> 00:29:15,066
‫ام، ما جو دوسر داریم.‬

644
00:29:15,650 --> 00:29:19,154
‫پس همین‌جا بمون
‫و می‌گم سرآشپز برات آماده کنه.‬

645
00:29:19,237 --> 00:29:20,739
‫باشه. اه، چندش‌آوره.‬

646
00:29:20,822 --> 00:29:23,033
‫من... ممنون.‬

647
00:29:29,789 --> 00:29:32,542
‫لطفا به سرآشپز بگین سریع
‫یه کم آب بجوشونه.‬

648
00:29:32,626 --> 00:29:36,963
‫اوه، نامزد شهرداری دین ویلسون، اومدین.‬

649
00:29:37,047 --> 00:29:38,423
‫چه باعث افتخاره.‬

650
00:29:38,507 --> 00:29:41,384
‫ام، هفت نوامبر، برین و رأی بدین.‬

651
00:29:41,468 --> 00:29:43,595
‫به «تیم دین» ملحق بشین.‬

652
00:29:43,678 --> 00:29:45,514
‫این رو همین الان خودم ساختم
‫ولی می‌تونین ازش استفاده کنین.‬

653
00:29:45,597 --> 00:29:46,640
‫ممنون از تبلیغاتت.‬

654
00:29:46,665 --> 00:29:48,091
‫خب، اگه نمیومدین،

655
00:29:48,115 --> 00:29:50,936
‫مجبور می‌شدم وضعیت
‫اضطراری اعلام کنم.‬

656
00:29:51,019 --> 00:29:52,354
‫شهردارها این کار رو می‌کنن، مگه نه؟‬

657
00:29:52,437 --> 00:29:54,147
‫بله.‬

658
00:29:54,231 --> 00:29:55,732
‫فکر کنم.‬

659
00:29:55,815 --> 00:29:58,068
‫راستش، این چیزی‌ـه که باید
‫درباره‌ش مطمئن بشم.‬

660
00:29:58,151 --> 00:29:59,861
‫ام، می‌خواستم بیام بیرون
‫تا بتونم حضوری صحبت کنم‬

661
00:29:59,945 --> 00:30:01,112
‫- با رأی‌دهنده‌ها.‬
‫- اوهوم.‬

662
00:30:01,196 --> 00:30:02,656
‫می‌دونین، بگذارم بفهمن کاندیداـی وجود داره‬

663
00:30:02,739 --> 00:30:04,449
‫که فقط به قشر مرفه خدمت نمی‌کنه.‬

664
00:30:04,533 --> 00:30:06,348
‫خب، اگه دنبال
‫آدم‌های خاکی و مردمی

665
00:30:06,372 --> 00:30:08,578
‫می‌گردین، جای درستی اومدین.‬

666
00:30:08,603 --> 00:30:10,343
‫عزیزم، سرآشپز اشتباهی هر دو طرف

667
00:30:10,367 --> 00:30:11,806
‫جیگر غاز رو سرخ کرده.‬

668
00:30:11,831 --> 00:30:13,667
‫می‌خوای دور بندازدش؟‬

669
00:30:14,960 --> 00:30:17,295
‫- یه لحظه ما رو ببخشین.‬
‫- اوهوم.‬

670
00:30:20,215 --> 00:30:22,384
‫خیلی خب.

671
00:30:23,677 --> 00:30:26,304
‫خب، ال...‬

672
00:30:26,388 --> 00:30:29,683
‫خب، مثبت‌اندیش باش.‬

673
00:30:29,766 --> 00:30:32,227
‫همه‌چیز عالی‌ـه.‬

674
00:30:32,310 --> 00:30:34,354
‫چی؟‬

675
00:30:37,440 --> 00:30:39,442
‫اوه، نه.‬

676
00:30:39,526 --> 00:30:41,361
‫افتادم وسط لایه‌ی اژدها.‬

677
00:30:41,444 --> 00:30:42,612
‫ام...‬

678
00:30:43,989 --> 00:30:46,116
‫این اتاق کیمبرلی‌ـه؟‬

679
00:30:49,202 --> 00:30:50,495
‫اوه، خیلی خب.

680
00:30:50,579 --> 00:30:53,164
‫خب، فقط این رو جابه‌جا کنم...
‫این رو بذارم کنار.‬

681
00:30:54,499 --> 00:30:55,500
‫باشه.‬

682
00:30:58,753 --> 00:30:59,963
‫لیز.‬

683
00:31:13,852 --> 00:31:15,937
‫- سلام، دانا هستم...‬
‫- و لیز.‬

684
00:31:16,021 --> 00:31:17,772
‫...و ما رفتیم بیرون تا تتو ست بزنیم.‬

685
00:31:17,856 --> 00:31:19,858
‫- مامان، بس کن.‬
‫- خیلی خب، باشه، ما حوصله‌سربر هستیم.‬

686
00:31:19,941 --> 00:31:21,985
‫به‌هرحال پیغام بذارین.‬

687
00:31:22,068 --> 00:31:24,696
‫لیز؟ سلام.‬

688
00:31:24,779 --> 00:31:28,533
‫من توی مهمونی کیمبرلی‌ـم،
‫با یه بیکینی.‬

689
00:31:28,617 --> 00:31:30,994
‫برای همین، مشخصا خودم رو
‫توی اتاقش قایم کردم‬

690
00:31:31,077 --> 00:31:33,371
‫چون می‌ترسیدم بقیه
‫چی درباره‌م فکر می‌کنن.‬

691
00:31:34,372 --> 00:31:36,791
‫بعد تازه دوزاریم افتاد که چرا
‫این‌قدر ازت خوشم میاد.‬

692
00:31:37,792 --> 00:31:39,711
‫تو برات مهم نیست.‬

693
00:31:39,794 --> 00:31:42,172
‫مثلا، درباره‌ی هیچ‌چیزی.‬

694
00:31:42,255 --> 00:31:44,215
‫این ‌که چه طور لباس می‌پوشی، چه طور رفتار می‌کنی.‬

695
00:31:44,299 --> 00:31:46,009
‫یه مجله می‌نویسی که تقریبا
‫هیچ‌کس نمی‌خونه‌

696
00:31:46,092 --> 00:31:49,012
‫و با تمام وجود با این قضیه‌ی
‫لیزبین کنار اومدی...‬

697
00:31:50,013 --> 00:31:51,514
‫...که الان دارم می‌فهمم
‫شاید نباید این حرف رو‬

698
00:31:51,598 --> 00:31:53,475
‫توی پیغام‌گیرت می‌گفتم.‬

699
00:31:53,558 --> 00:31:56,353
‫خلاصه، نیاز دارم بهم یاد بدی
‫چه طور بی‌خیال باشم.‬

700
00:31:56,436 --> 00:31:59,189
‫و در ضمن، لطفا لباس مهمونی
‫اضطراری من رو برام بیار.‬

701
00:31:59,272 --> 00:32:00,482
‫مامانم می‌تونه بهت نشون بده کدوم‌ـه.‬

702
00:32:01,066 --> 00:32:02,525
‫ترجیحا همین الان.‬

703
00:32:03,526 --> 00:32:05,403
‫و توی خونه‌ی کیمبرلی.‬

704
00:32:05,487 --> 00:32:07,030
‫<i>اوه، راستی من ال هستم.</i>‬

705
00:32:07,113 --> 00:32:09,240
‫ال وودز. از کلاس زبان.‬

706
00:32:09,324 --> 00:32:10,992
‫اوه، و به مامانت بگو من گفتم...

707
00:32:12,535 --> 00:32:15,038
‫نمی‌دونم چرا نمی‌خوای
‫به اون دختر یه شانس بدی.‬

708
00:32:16,498 --> 00:32:18,625
‫این پیغام گذاشتنش بود.‬

709
00:32:18,708 --> 00:32:21,961
‫- حضوری دیدنش رو تجسم کن.‬
‫- من حضوری می‌شناسمش.‬

710
00:32:22,045 --> 00:32:24,339
‫من بیست ساله که توی
‫دبیرستان «رینی‌یر وست» کار می‌کنم.‬

711
00:32:24,422 --> 00:32:27,926
‫اسم تمام دانش‌آموزهام
‫و حساسیت‌هاشون رو می‌دونم.‬

712
00:32:28,009 --> 00:32:31,471
‫می‌دونی، ال تنها کسی بود‬

713
00:32:31,554 --> 00:32:33,932
‫که وقتی اخراج شدم زنگ زد تا حالم رو بپرسه.‬

714
00:32:35,475 --> 00:32:37,310
‫فقط یه هفته بود من رو می‌شناخت.‬

715
00:32:38,728 --> 00:32:40,980
‫اون رو به‌عنوان یه دوست واقعی تجسم کن.‬

716
00:32:42,000 --> 00:32:48,000
آ و ا‌ مـ ـو و ی

717
00:32:49,280 --> 00:32:51,574
‫...چون ماه به ماه به‌صورت تصاعدی رشد کرده.‬

718
00:32:51,658 --> 00:32:53,284
‫ما قطعا ثابت کردیم که این کارسازه.‬

719
00:32:53,309 --> 00:32:54,636
‫منظورم از همه‌ی این‌ها اینه که

720
00:32:54,660 --> 00:32:56,179
‫منتظر سرمایه‌گذاری مرحله‌ی ب خودمون هستیم.‬

721
00:32:56,204 --> 00:32:57,539
‫- مدیرعامل واقعا نگرانه...‬
‫- درسته.‬

722
00:32:57,622 --> 00:32:59,250
‫...درباره‌ی
‫ارزش‌گذاری واسه همین،

723
00:32:59,274 --> 00:33:00,792
‫الان به همه‌چیز گیر میده.‬

724
00:33:00,875 --> 00:33:02,316
‫حرف‌هاش شبیه مربیم‌ـه.

725
00:33:02,340 --> 00:33:04,087
‫اسمش بیلی بلنکس نیست، هست؟‬

726
00:33:05,380 --> 00:33:06,423
‫اسمش جان‌ـه.‬

727
00:33:07,340 --> 00:33:08,550
‫درسته.‬

728
00:33:10,176 --> 00:33:14,013
‫خب، کارهای کامپیوتری
‫خیلی مهم هستن، کریگ. من...

729
00:33:14,097 --> 00:33:15,974
‫خب، این بیشتر شبیه
‫یه بخش نیازمندی‌های آنلاینه...

730
00:33:16,057 --> 00:33:18,435
‫عکس از بچه‌هات داری؟‬

731
00:33:18,518 --> 00:33:20,439
‫ام، راستش، تازه
‫متوجه شدم کیف پولم رو

732
00:33:20,463 --> 00:33:22,355
‫توی ماشینم جا گذاشتم.‬

733
00:33:22,439 --> 00:33:24,107
‫که اون رو دادم دست یه غریبه‌ی کامل.‬

734
00:33:24,190 --> 00:33:25,316
‫- اوه...‬
‫- می‌دونی کجا پارکش کردن؟‬

735
00:33:25,400 --> 00:33:26,860
‫می‌گم مسئول پارک بیارتش جلوی در.‬

736
00:33:26,943 --> 00:33:28,278
‫ماشینت چیه؟‬

737
00:33:28,361 --> 00:33:29,946
‫- خودم می‌تونم برم سوییچم رو بگیرم.‬
‫- نه، نه، نه.‬

738
00:33:30,029 --> 00:33:33,032
‫این کار مسئول پارکه‌، کریگ.‬

739
00:33:33,116 --> 00:33:35,869
‫کار تو اینه که لذت ببری.‬

740
00:33:35,952 --> 00:33:37,120
‫بخور.‬

741
00:33:37,203 --> 00:33:38,329
‫بنوش.‬

742
00:33:38,413 --> 00:33:39,956
‫معاشرت کن.‬

743
00:33:40,039 --> 00:33:42,542
‫سلام. می‌شه یه لحظه به ما وقت بدین، لطفا؟‬

744
00:33:42,625 --> 00:33:44,586
‫ممنون.‬

745
00:33:44,669 --> 00:33:46,212
‫- داری چه‌کار می‌کنی؟‬
‫- نمی‌دونم.‬

746
00:33:46,296 --> 00:33:47,797
‫نمی‌دونم دارم چه‌کار می‌کنم.‬

747
00:33:47,881 --> 00:33:49,562
‫توی لس‌آنجلس،
‫مهارتم به‌عنوان میزبان

748
00:33:49,586 --> 00:33:50,984
‫روی کتی هیلتون رو کم می‌کرد،‬

749
00:33:51,009 --> 00:33:53,052
‫و حالا کاملا از قلمروی خودم خارج شدم.‬

750
00:33:53,136 --> 00:33:56,848
‫اون‌ها نون می‌خوان، آبجو می‌خوان،‬

751
00:33:56,931 --> 00:33:58,475
‫خودشون می‌تونن یه جا بشینن.‬

752
00:33:58,558 --> 00:34:00,477
‫یه جوری درباره‌شون حرف می‌زنی
‫انگار از یه سیاره‌ی دیگه‌ـن.‬

753
00:34:00,560 --> 00:34:01,936
‫می‌خوام ازم خوششون بیاد.‬

754
00:34:02,020 --> 00:34:03,441
‫خب، اونا ازت خوششون میاد

755
00:34:03,465 --> 00:34:05,523
‫چون خودتی، نه
‫به‌خاطر همه‌ی این چیزها.‬

756
00:34:06,858 --> 00:34:09,027
‫خیلی‌خب. خودت میزبانی کن.‬

757
00:34:09,110 --> 00:34:11,091
‫باید برم ببینم «بوکو» باگت

758
00:34:11,115 --> 00:34:13,072
‫تحویل می‌د‌ه یا نه.‬

759
00:34:18,536 --> 00:34:20,455
‫«ال» رو دیدی؟‬

760
00:34:20,538 --> 00:34:22,457
‫احتمالا رفته.‬

761
00:34:22,540 --> 00:34:24,000
‫راستی، دیگه می‌تونی
‫این فیلم بازی کردن رو تموم کنی.‬

762
00:34:24,083 --> 00:34:25,668
‫- منظورت چیه؟‬
‫- بی‌خیال بابا،‬

763
00:34:25,752 --> 00:34:27,754
‫کاملا مشخصه‌ که اون دوست‌دخترت نیست.‬

764
00:34:27,837 --> 00:34:29,964
‫منظورم اینه که اگه داری تلاش می‌کنی
‫مخش رو بزنی، موفق باشی.‬

765
00:34:30,048 --> 00:34:31,216
‫اون حتی تا حالا یه پسر رو هم نبوسیده.‬

766
00:34:31,299 --> 00:34:34,052
‫خب، ولی چیزی که روی کمدش
‫نوشتن این رو نمی‌گه.‬

767
00:34:34,928 --> 00:34:36,963
‫ببین، ال از اون‌ آدم‌هاست
‫که می‌خواد یه شبه‬

768
00:34:36,987 --> 00:34:38,681
‫راه صدساله بره و
‫موقعیت اجتماعی پیدا کنه،‬

769
00:34:38,765 --> 00:34:40,683
‫و محض اطلاعت، تو همون کسی هستی
‫که الان پاش رو گذاشته روی دوشش تا بره بالا.‬

770
00:34:40,767 --> 00:34:41,893
‫نمی‌دونم این وسط دنبال چی می‌گردی.‬

771
00:34:41,976 --> 00:34:44,036
‫اون بامزه و دوست‌داشتنی‌ـه،

772
00:34:44,061 --> 00:34:45,322
‫حرف همدیگه رو هم می‌فهمیم.‬

773
00:34:46,147 --> 00:34:48,066
‫نمی‌دونم کجای این قضیه این‌قدر پیچیده‌ست.‬

774
00:34:49,442 --> 00:34:51,986
‫صبر کن، تو واقعا ازش خوشت نمیاد، میاد؟‬

775
00:34:52,070 --> 00:34:53,571
‫می‌دونی، شاید اگه تو هم
‫یه خورده کمتر بدجنس بودی،‬

776
00:34:53,655 --> 00:34:55,365
‫الان واسه خودت یه دوست‌پسر داشتی.‬

777
00:35:15,802 --> 00:35:17,011
‫ال؟‬

778
00:35:18,388 --> 00:35:19,514
‫ال؟ کجایی؟‬

779
00:35:19,597 --> 00:35:21,015
‫لیز؟‬

780
00:35:21,599 --> 00:35:22,934
‫من این‌جام.‬

781
00:35:33,987 --> 00:35:35,280
‫باشه.‬

782
00:35:36,281 --> 00:35:39,075
‫صبر کن، مینی‌ژوپ چرمی
‫و پلیور پاستلی گس من کجاست؟‬

783
00:35:39,158 --> 00:35:40,910
‫نیاوردم‌شون.‬

784
00:35:40,994 --> 00:35:42,745
‫خیلی بامزه بود. کجان؟‬

785
00:35:42,829 --> 00:35:43,997
‫جدی می‌گم.‬

786
00:35:44,789 --> 00:35:46,875
‫باشه. ایرادی نداره.‬

787
00:35:46,958 --> 00:35:48,960
‫ایرادی نداره. نقشه جایگزین.‬

788
00:35:49,043 --> 00:35:52,005
‫از کیم یه چیزی قرض می‌گیرم...‬

789
00:35:53,631 --> 00:35:55,049
‫این دیگه چیه؟‬

790
00:35:57,886 --> 00:35:59,554
‫لباس‌های کیمبرلی کجان؟‬

791
00:35:59,637 --> 00:36:00,972
‫لباس‌هاش همینان دیگه.‬

792
00:36:01,055 --> 00:36:02,223
‫چی؟‬

793
00:36:02,307 --> 00:36:03,683
‫اون توی مدرسه لباسش رو عوض می‌کنه.‬

794
00:36:03,766 --> 00:36:05,261
‫اگه پدر و مادرش
‫می‌دیدن واقعا چی می‌پوشه،

795
00:36:05,285 --> 00:36:07,145
‫می‌فرستادنش مدرسه نظامی.‬

796
00:36:07,228 --> 00:36:09,105
‫خب، حالا کی داره تظاهر می‌کنه؟‬

797
00:36:09,606 --> 00:36:11,608
‫واقعا این قضیه یه جورهایی دلم رو می‌سوزونه.‬

798
00:36:13,151 --> 00:36:15,152
‫خیلی خب، خب، من تا حالا

799
00:36:15,176 --> 00:36:16,613
‫سارافون چهارخونه نپوشیدم،‬

800
00:36:16,696 --> 00:36:18,448
‫اما امان از وضعیت اضطراری...‬

801
00:36:18,531 --> 00:36:20,325
‫خیلی خب، دست به وسایل اون نزن، باشه؟‬

802
00:36:20,909 --> 00:36:23,244
‫من عمدا دست‌خالی اومدم.‬

803
00:36:23,328 --> 00:36:25,641
‫خودت گفتی نمی‌خوای اهمیت بدی،

804
00:36:25,666 --> 00:36:27,199
‫پس اهمیت نده.‬

805
00:36:27,224 --> 00:36:28,308
‫همون رو بپوش.‬

806
00:36:28,333 --> 00:36:29,542
‫من نمی‌تونم این رو بپوشم.‬

807
00:36:29,626 --> 00:36:32,545
‫همین الانش هم شایعه راه افتاده
‫که من یه هرزه‌ام.‬

808
00:36:32,629 --> 00:36:33,713
‫خب، کی این رو گفته؟‬

809
00:36:33,796 --> 00:36:35,006
‫خودت چی فکر می‌کنی؟‬

810
00:36:36,007 --> 00:36:37,592
‫باشه.‬

811
00:36:37,675 --> 00:36:39,093
‫واقعیت اینه.‬

812
00:36:39,177 --> 00:36:41,971
‫یه زمانی توی زندگیت،
‫اون مایو رو پشت ویترین دیدی.‬

813
00:36:42,055 --> 00:36:43,890
‫درسته؟ اون مایو رو خریدی.‬

814
00:36:43,973 --> 00:36:46,100
‫امروز هم اون مایو رو پوشیدی. چرا؟‬

815
00:36:46,184 --> 00:36:47,602
‫چون مایوهای یه تکه
‫خط برنزه‌ ضایعی به‌جا میذارن.‬

816
00:36:47,685 --> 00:36:50,063
‫چون فکر می‌کنی باهاش جذاب می‌شی.‬

817
00:36:50,563 --> 00:36:52,191
‫راهش برای این ‌که به
‫حرف بقیه اهمیت ندی،‬

818
00:36:52,215 --> 00:36:54,067
‫اینه‌ که به سلیقه خودت
‫ایمان داشته باشی.‬

819
00:36:54,150 --> 00:36:55,610
‫خود خودت باش.‬

820
00:36:56,527 --> 00:36:58,154
‫اگه دوست داری، با افتخار نشونش بده.‬

821
00:36:59,530 --> 00:37:02,033
‫♪ تو می‌گی ♪‬

822
00:37:02,951 --> 00:37:06,329
‫♪ من فقط چیزی رو می‌شنوم
‫که دلم می‌خواد ♪‬

823
00:37:08,373 --> 00:37:09,791
‫برو.‬

824
00:37:15,046 --> 00:37:17,340
‫کارتون عالی بود دخترها.‬

825
00:37:17,423 --> 00:37:18,967
‫خیلی خوب به نظر می‌رسید بچه‌ها.‬

826
00:37:19,050 --> 00:37:20,259
‫اشکالی نداره من نفر بعدی باشم؟‬

827
00:37:34,148 --> 00:37:36,089
‫♪  این روبان صورتی رو ♪

828
00:37:36,113 --> 00:37:38,194
‫♪ از روی چشم‌هام باز کن ♪

829
00:37:38,277 --> 00:37:40,165
‫♪  من بی‌دفاع‌ـم ♪

830
00:37:40,189 --> 00:37:42,490
‫♪ و این چیز عجیبی نیست ♪

831
00:37:42,573 --> 00:37:44,781
‫♪  فکر نمی‌کنی خودم دقیقا ♪

832
00:37:44,805 --> 00:37:46,995
‫♪ می‌دونم جایگاهم کجاست؟‬ ♪

833
00:37:47,078 --> 00:37:49,319
‫♪  این دنیا داره من رو مجبور ♪

834
00:37:49,343 --> 00:37:51,457
‫♪ می‌کنه دستت رو بگیرم ‬ ♪

835
00:37:51,541 --> 00:37:53,918
‫♪ چون من فقط یه دخترم ♪‬

836
00:37:54,002 --> 00:37:55,795
‫♪ اوه، من ناچیز و ضعیف ♪‬

837
00:37:55,878 --> 00:37:59,716
‫♪ خب، نذار از جلو چشمت دور بشم ♪‬

838
00:38:00,800 --> 00:38:02,635
‫- ♪ چون من فقط یه دخترم ♪‬
‫- ♪ من فقط یه دخترم ♪‬

839
00:38:02,719 --> 00:38:04,846
‫♪ همه‌چی‌تموم و ظریف ♪‬

840
00:38:04,929 --> 00:38:09,475
‫♪ پس نذار هیچ حقی داشته باشم ♪‬

841
00:38:09,559 --> 00:38:11,644
‫♪ اوه ♪‬

842
00:38:11,728 --> 00:38:15,023
‫♪ دیگه جونم به لبم رسیده ♪‬

843
00:38:18,192 --> 00:38:20,361
‫خیلی به هم میان.‬

844
00:38:22,155 --> 00:38:23,865
‫نمی‌دونستم با هم‌ان.‬

845
00:38:23,948 --> 00:38:25,074
‫فکر کنم تازه شروع کردن.‬

846
00:38:25,158 --> 00:38:27,368
‫♪ من فقط یه دخترم ♪‬

847
00:38:27,452 --> 00:38:29,787
‫داستین خیلی به تیپ اون نمی‌خوره، نه؟‬

848
00:38:29,871 --> 00:38:33,624
‫♪ من فقط یه دخترم توی این دنیا ♪‬

849
00:38:33,708 --> 00:38:35,418
‫♪ این تمام چیزیه که تو ♪‬

850
00:38:35,501 --> 00:38:38,337
‫♪ می‌ذاری باشم ♪‬

851
00:38:38,421 --> 00:38:40,590
‫♪ اوه، من فقط یه دخترم ♪‬

852
00:38:40,673 --> 00:38:42,258
‫♪ سرنوشت من چیه؟ ♪‬

853
00:38:42,341 --> 00:38:47,013
‫♪ چیزی که بهش تن دادم داره بی‌حسم می‌کنه ♪‬

854
00:38:47,096 --> 00:38:49,223
‫♪ اوه ♪‬

855
00:38:49,307 --> 00:38:51,851
‫♪ دیگه جونم به لبم... ♪‬

856
00:38:51,934 --> 00:38:53,978
‫♪ اوه ♪‬

857
00:38:54,062 --> 00:38:56,105
‫♪ دیگه جونم به لبم... ♪‬

858
00:38:56,189 --> 00:39:00,318
‫- ♪ اوه ♪‬
‫- ♪ همه‌چیز ♪‬

859
00:39:00,401 --> 00:39:05,364
‫♪ تو تکیه‌گاه منی ♪‬

860
00:39:07,366 --> 00:39:09,118
‫♪ گفتم شاید ♪‬

861
00:39:09,202 --> 00:39:11,579
‫♪ شاید ♪‬

862
00:39:11,662 --> 00:39:14,499
‫♪ تو همونی باشی که نجاتم میده ♪‬

863
00:39:14,582 --> 00:39:17,001
‫♪ نجاتم میده ♪‬

864
00:39:17,085 --> 00:39:20,213
‫♪ و بعد از همه‌ی این‌ها ♪‬

865
00:39:22,298 --> 00:39:26,928
‫♪ تو تکیه‌گاه منی... ♪‬

866
00:39:28,429 --> 00:39:30,765
‫- یه بار دیگه.‬
‫- ♪ گفتم شاید ♪‬

867
00:39:30,848 --> 00:39:33,684
‫- ♪ گفتم شاید ♪‬
‫- آره.‬

868
00:39:33,768 --> 00:39:36,354
‫♪ تو همونی باشی که نجاتم میده ♪‬

869
00:39:36,437 --> 00:39:39,023
‫- ♪ که نجاتم میده ♪‬
‫- آره.‬

870
00:39:39,107 --> 00:39:43,277
‫♪ و بعد از همه‌ی این‌ها ♪‬

871
00:39:43,361 --> 00:39:44,403
‫تمومش کنین.‬

872
00:39:44,487 --> 00:39:49,117
‫♪ تو تکیه‌گاه منی ♪‬

873
00:39:52,036 --> 00:39:53,162
‫ال! ال! ال!‬

874
00:39:53,246 --> 00:39:55,498
‫ال! ال! ال!‬

875
00:39:55,581 --> 00:39:57,416
‫ال، ال، ال، ال،‬

876
00:39:57,500 --> 00:39:58,751
‫ال، ال، ال، ال،‬

877
00:39:58,835 --> 00:40:01,045
‫ال، ال، ال، ال،‬
‫ال، ال، ال، ال،‬

878
00:40:01,129 --> 00:40:04,090
‫ال، ال، ال، ال...‬

879
00:40:08,594 --> 00:40:10,054
‫خوشحالم که موندی.‬

880
00:40:10,138 --> 00:40:11,681
‫ببخشید که فرار کردم.‬

881
00:40:11,764 --> 00:40:14,225
‫ولی می‌تونستی درمورد تیپ ضایعم
‫بهم هشدار بدی.‬

882
00:40:14,308 --> 00:40:15,768
‫ببخشید.‬

883
00:40:15,852 --> 00:40:17,547
‫ولی راستش رو بخوای، من هیچ‌وقت

884
00:40:17,571 --> 00:40:18,945
‫به یه دختر نمی‌گم سعی کنه
‫کمتر جذاب به نظر برسه.‬

885
00:40:25,403 --> 00:40:26,821
‫مرسی.‬

886
00:40:30,449 --> 00:40:31,868
‫اون، اوم، داستین‌ـه، آره؟‬

887
00:40:31,951 --> 00:40:33,911
‫اوم، آره.‬

888
00:40:33,995 --> 00:40:35,830
‫آره، تازه‌ست.‬

889
00:40:35,913 --> 00:40:38,666
‫فکر کنم من هم واقعا درمورد تو
‫و شنن چیزی نمی‌دونستم، درسته؟‬

890
00:40:38,749 --> 00:40:40,710
‫آره، ولی واسه ما تازه نیست. دو ساله‌ست.‬

891
00:40:44,255 --> 00:40:47,049
‫- عه...‬
‫- عه... می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

892
00:40:47,633 --> 00:40:49,343
‫احمقانه‌ست.‬

893
00:40:51,888 --> 00:40:53,306
‫من کار اشتباهی کردم؟‬

894
00:40:55,308 --> 00:40:56,767
‫عه...‬

895
00:40:59,270 --> 00:41:00,271
‫نه.‬

896
00:41:01,355 --> 00:41:02,982
‫نه، یعنی، همه‌چی خوبه.‬

897
00:41:03,065 --> 00:41:04,192
‫منظورم اینه‌ که چه طور ممکنه؟‬

898
00:41:04,275 --> 00:41:05,610
‫ما که اصلا همدیگه رو نمی‌شناسیم، مگه نه؟‬

899
00:41:06,235 --> 00:41:10,948
‫هر دو تازه فهمیدیم که شریک عاطفی داریم.‬

900
00:41:11,032 --> 00:41:12,450
‫درسته.‬

901
00:41:16,370 --> 00:41:17,914
‫اوم، حالا که حرفش شد، بهتره برم...‬

902
00:41:17,997 --> 00:41:20,416
‫- آره. او‌هوم.‬
‫- ...پیداش کنم.‬

903
00:41:21,918 --> 00:41:23,336
‫عه...‬

904
00:41:34,471 --> 00:41:36,184
‫{\an8}[مدرسه ما به دست مدیر اسکامدرسن می‌گرده]

905
00:41:34,471 --> 00:41:36,184
‫«می‌دونین ناهارتون کجا میره؟»
‫«چه قدر مدیرتون رو می‌شناسین»
‫«و از همه مهم‌تر، تات‌ها کجان؟»

906
00:41:36,057 --> 00:41:38,017
‫- وای، خدای من.‬
‫- این واقعا جنایتکارانه‌ست.‬

907
00:41:38,100 --> 00:41:40,978
‫داره از تک‌تک ما دزدی می‌کنه.
‫جدی می‌گم بچه‌ها.‬

908
00:41:44,732 --> 00:41:46,275
‫عالیه. آره. بفرمایید.‬

909
00:41:46,359 --> 00:41:47,818
‫- داستی؟‬
‫- روز جمعه درموردش صحبت می‌کنیم.‬

910
00:41:47,902 --> 00:41:49,320
‫عزیزم، داری چیکار می‌کنی؟‬

911
00:41:49,403 --> 00:41:50,529
‫از مدرسه پول بالا می‌کشن،‬

912
00:41:50,613 --> 00:41:51,781
‫- و این تازه چیزهایی‌ـه که ازش خبر داریم.‬
‫- داستین، تمومش کن.‬

913
00:41:51,864 --> 00:41:53,532
‫- تمام اتفاقاتی که داره میفته...‬
‫- گفتم تمومش کن.‬

914
00:41:54,116 --> 00:41:55,785
‫این چه مسخره‌بازی‌ـه، ال؟‬

915
00:41:55,868 --> 00:41:57,370
‫تو به من دروغ گفتی.‬

916
00:42:02,833 --> 00:42:05,253
‫داداش، اون خیلی از دستت شاکیه.‬

917
00:42:12,301 --> 00:42:13,678
‫داری چیکار می‌کنی؟‬

918
00:42:13,761 --> 00:42:16,222
‫فکر کردم توافق کردیم که کار رو
‫بسپریم به وکیل‌ها.‬

919
00:42:16,305 --> 00:42:17,848
‫نه.‬

920
00:42:17,932 --> 00:42:19,392
‫تو توافق کردی بسپری به وکیل‌ها.‬

921
00:42:19,475 --> 00:42:21,102
‫و، اوم، شاید توی لس‌آنجلس،‬

922
00:42:21,185 --> 00:42:22,728
‫اون‌ها کارهای سخت رو برات انجام بدن،
‫ولی این‌جا این‌طور نیست.

923
00:42:22,812 --> 00:42:24,272
‫این‌جا این‌جوری پیش نمی‌ره.‬

924
00:42:24,355 --> 00:42:26,899
‫اگه می‌خوایم کاری پیش بره،
‫باید خودمون آستین بالا بزنیم.‬

925
00:42:26,983 --> 00:42:28,567
‫ولی تو حتی نمی‌دونی داری چیکار می‌کنی.‬

926
00:42:28,651 --> 00:42:30,528
‫واقعا؟ بودجه مدرسه‬

927
00:42:30,611 --> 00:42:32,905
‫ادعا می‌کنه که سه تا
‫نیروی خدماتی تمام‌وقت داره.‬

928
00:42:32,989 --> 00:42:34,448
‫مگه مارتیندل بهت نگفت که فقط یه نفر دارن؟‬

929
00:42:34,532 --> 00:42:37,118
‫بله، واسه همین هم بود
‫که نشد کمد من رو تمیز کنن.‬

930
00:42:37,201 --> 00:42:38,953
‫بودجه مدرسه پر از هزینه‌های ساختگی‌ـه،‬

931
00:42:39,036 --> 00:42:40,371
‫مثلا ۵۰۰۰ دلار واسه سیب‌زمینی سرخ‌کرده؟‬

932
00:42:40,454 --> 00:42:41,789
‫من سه ساله توی اون مدرسه‌م،‬

933
00:42:41,872 --> 00:42:44,333
‫و حتی یه بار هم سیب‌زمینی سرخ‌کرده
‫توی دبیرستان «رینیر وست» ندیدم.‬

934
00:42:44,417 --> 00:42:46,460
‫می‌خوای اون قضیه
‫توطئه سیب‌زمینی سرخ‌کرده رو لو بدی؟‬

935
00:42:46,544 --> 00:42:49,463
‫می‌دونستی حقوق دانا هنوز
‫توی لیست بودجه ثبت می‌شه؟‬

936
00:42:49,547 --> 00:42:51,632
‫نیروی موقت قاعدتا یک‌چندم
‫چیزی که اون می‌گرفت رو می‌گیره.‬

937
00:42:51,716 --> 00:42:53,718
‫اون پول‌ها کجا میره؟ اصلا چرا اخراج شد؟‬

938
00:42:53,801 --> 00:42:56,137
‫- دانا به‌ خاطر من اخراج شد.‬
‫- شاید هم نشد.‬

939
00:42:56,220 --> 00:42:58,889
‫شاید این فقط یه راه راحت واسه
‫آزاد کردن یه مقدار پول اضافه بوده.

940
00:43:00,349 --> 00:43:01,809
‫ببین، اگه دست‌مون رو
‫روی یه رسوایی بزرگ گذاشتیم،

941
00:43:01,892 --> 00:43:04,520
‫باید همین الان کل مدرسه رو بسیج کنیم.‬

942
00:43:05,983 --> 00:43:07,564
‫صبر کن، واسه همین بود که این‌قدر

943
00:43:07,588 --> 00:43:09,625
‫مشتاق بودی با من
‫بیای به این مهمونی؟‬

944
00:43:09,650 --> 00:43:10,943
‫که از من به عنوان راهی برای
‫دسترسی به بقیه استفاده کنی.‬

945
00:43:11,027 --> 00:43:12,570
‫درست مثل همون‌طوری که
‫تو از من استفاده کردی؟‬

946
00:43:12,653 --> 00:43:13,696
‫که، عه... چی رو ثابت کنی؟‬

947
00:43:13,779 --> 00:43:15,364
‫ثابت کنی که روی دوست‌پسر دوستت کراش نداری؟‬

948
00:43:15,448 --> 00:43:16,490
‫من حتی نمی‌دونستم اون‌ها
‫با هم سر قرار میرن.

949
00:43:16,574 --> 00:43:18,409
‫- پس من چرا این‌جام؟‬
‫- به عنوان یه اطمینان اضافی

950
00:43:18,492 --> 00:43:21,120
‫برای مواقعی که ممکنه
‫ضایع‌بازی دربیارم و کراشم لو بره.‬

951
00:43:23,039 --> 00:43:24,707
‫پس تو واقعا ازش خوشت میاد.‬

952
00:43:24,790 --> 00:43:28,336
‫ببین، این مدرسه واسه من مهمه، باشه؟‬

953
00:43:28,419 --> 00:43:31,088
‫و نمی‌خوام جلوی راهت رو بگیرم
‫ولی این قضیه ربطی به من نداره.‬

954
00:43:31,172 --> 00:43:32,590
‫در مورد من‌ـه.

955
00:43:34,216 --> 00:43:36,385
‫من دقیقا خارج از منطقه آموزشی
‫«رینیر وست» زندگی می‌کنم،‬

956
00:43:36,469 --> 00:43:39,180
‫ولی اندرسون با این حال
‫اجازه داد برم اون‌جا.‬

957
00:43:39,263 --> 00:43:41,057
‫مامانم نگرانه که یه وقت
‫کسی زیرآبش رو بزنه،‬

958
00:43:41,140 --> 00:43:43,184
‫چون اگه اون بره،
‫ممکنه من رو هم اخراج کنن.‬

959
00:43:45,061 --> 00:43:46,604
‫ال داره سعی می‌کنه
‫از من محافظت کنه.‬

960
00:43:47,605 --> 00:43:48,731
‫ممنونم.‬

961
00:43:50,691 --> 00:43:51,901
‫معلومه دیگه.‬

962
00:43:51,984 --> 00:43:53,486
‫می‌خوای برسونمت؟‬

963
00:43:53,569 --> 00:43:55,905
‫بله، لطفا.‬

964
00:44:14,590 --> 00:44:16,300
‫مهمونی استخر چه طور بود؟‬

965
00:44:16,384 --> 00:44:17,551
‫افتضاح.‬

966
00:44:17,635 --> 00:44:18,803
‫حتی توی استخر آب هم نبود.‬

967
00:44:18,886 --> 00:44:20,012
‫- و تو پوشیده بودی...‬
‫- آره.‬

968
00:44:20,096 --> 00:44:21,847
‫- بعد از این ‌که اون حرف رو بهت زدن...‬
‫- آره.‬

969
00:44:24,350 --> 00:44:25,976
‫واقعا خیلی بی‌کلاسی‌ـه.‬

970
00:44:26,060 --> 00:44:28,896
‫مطمئنم تا ۲۰ سال دیگه هیچ‌کس
‫حتی از این کلمه استفاده هم نمی‌کنه.‬

971
00:44:28,979 --> 00:44:31,690
‫مثل اون کتابفروشی آنلاین فسقلی‬

972
00:44:31,774 --> 00:44:33,943
‫که دوست کریگ هی یک‌ریز درموردش حرف می‌زد.‬

973
00:44:35,820 --> 00:44:38,489
‫پسر اسکیت‌باز تا دم در باهات نیومد؟‬

974
00:44:38,572 --> 00:44:40,908
‫من و داستین دیگه رابطه‌مون رو
‫ادامه نمی‌دیم.‬

975
00:44:41,909 --> 00:44:43,494
‫اون اعتمادم رو از بین برد.‬

976
00:44:43,577 --> 00:44:44,954
‫عزیزم، متاسفم.‬

977
00:44:46,455 --> 00:44:48,457
‫ولی تو لایق بهتر از این‌هاـی.‬

978
00:44:48,541 --> 00:44:50,543
‫بیا با همسایه‌ها آشنا شو.‬

979
00:44:52,086 --> 00:44:54,463
‫اوه، ببین کی رو پیدا کردم.‬

980
00:44:54,547 --> 00:44:56,674
‫اوه. تو باید ال باشی.‬

981
00:44:56,757 --> 00:44:58,092
‫- سلام.‬
‫- من چد کوهن هستم.‬

982
00:44:58,175 --> 00:45:00,469
‫- چارلی.‬
‫- ال. وودز.‬

983
00:45:00,553 --> 00:45:02,179
‫- باز هم ببخشید که این‌قدر دیر رسیدیم.‬
‫- شوخی می‌کنی؟‬

984
00:45:02,263 --> 00:45:05,015
‫هدف اصلی از مهمونی گرفتن،
‫رسیدن به دورهمی بعد مهمونی‌ـه.‬

985
00:45:05,099 --> 00:45:07,017
‫اوم، چد و چارلی با پسرشون
‫ته همین کوچه زندگی می‌کنن.‬

986
00:45:07,101 --> 00:45:08,602
‫اوه. چه عالی.‬

987
00:45:08,686 --> 00:45:09,895
‫سلام.‬

988
00:45:13,399 --> 00:45:14,733
‫سلام.‬

989
00:45:18,529 --> 00:45:21,782
‫اوم، بزرگ‌ترها می‌خوان این رو
‫اون پشت باز کنن؟‬

990
00:45:21,866 --> 00:45:23,576
‫یا این ‌که کسی آبجو می‌خواد؟‬

991
00:45:23,659 --> 00:45:26,495
‫آبجو؟ پسر. نمی‌دونستم این‌جا رو
‫کردی خوابگاه دانشجویی، ایوا.‬

992
00:45:26,579 --> 00:45:29,165
‫وایت، ما آدم‌های خودمون رو پیدا کردیم!‬

993
00:45:29,248 --> 00:45:31,500
‫- بیاید.‬
‫- از آشنایی باهاتون خوشحال شدم.‬

994
00:45:31,584 --> 00:45:33,544
‫نظرتون درمورد رسوایی هیو گرانت چیه؟‬

995
00:45:33,627 --> 00:45:35,546
‫چون من... فکر نمی‌کنم
‫دیگه بتونه کمر راست کنه.‬

996
00:45:39,508 --> 00:45:41,135
‫خب، راستش، من فقط فکر می‌کردم
‫ اون بریتانیایی‌ـه.‬

997
00:45:42,761 --> 00:45:44,922
‫پس، اون زوج
‫همجنسگرای اون‌ور خیابون

998
00:45:44,946 --> 00:45:46,682
‫که مامانم روشون
‫کلید کرده بود...؟‬

999
00:45:46,765 --> 00:45:48,934
‫پدرهای من‌ـن. آره.‬

1000
00:45:50,102 --> 00:45:54,273
‫که این یعنی تو همسایه‌م‌ـی.‬

1001
00:45:55,274 --> 00:45:58,694
‫- اگه می‌خوای، می‌تونم برم...‬
‫- نه، نه. می‌تونی بمونی.‬

1002
00:46:00,946 --> 00:46:02,448
‫بابت رفتار قبلم معذرت می‌خوام.‬

1003
00:46:03,449 --> 00:46:05,201
‫حق با تو بود. من یه کمی
‫عجیب رفتار می‌کردم.‬

1004
00:46:05,284 --> 00:46:06,744
‫- نه.‬
‫- سلامتی.‬

1005
00:46:06,827 --> 00:46:09,205
‫سلامتی.‬

1006
00:46:09,288 --> 00:46:11,040
‫- به محله جدید خوش اومدی.‬
‫- خیلی ممنونم.‬

1007
00:46:11,123 --> 00:46:14,835
‫هرچند فکر کنم از این به بعد فرار کردن
‫ از دست من برات سخت‌تر بشه.‬

1008
00:46:20,841 --> 00:46:23,010
‫«اگه دخترهای مجله کازمو شبیه کیک باشن،‬

1009
00:46:23,093 --> 00:46:25,596
‫پس کیک، طبق تعریف،‬

1010
00:46:25,679 --> 00:46:27,681
‫از مواد زیادی تشکیل شده.‬

1011
00:46:27,765 --> 00:46:29,900
‫پس اون چیزی که ما رو "ما" می‌کنه

1012
00:46:29,924 --> 00:46:32,019
‫نباید شامل کلمه‌های زیادی باشه؟‬

1013
00:46:32,102 --> 00:46:34,730
‫زینا فقط یه جنگجو نیست‬

1014
00:46:34,813 --> 00:46:37,024
‫یا فقط یه پرنسس.‬

1015
00:46:37,107 --> 00:46:39,777
‫و تا جایی که ما می‌دونیم،
‫بافی می‌تونه بدون داشتن صفت مناسب،‬

1016
00:46:39,860 --> 00:46:41,779
‫بچه گربه‌ها رو هم بکشه.‬

1017
00:46:42,863 --> 00:46:45,578
‫ببخشید کازمو، ولی من حاضر نیستم

1018
00:46:45,602 --> 00:46:47,910
‫این مقاله رو طبق شرایط تو بنویسم.‬

1019
00:46:47,993 --> 00:46:50,829
‫من مدام در حال تغییر و پیشرفتم.‬

1020
00:46:50,913 --> 00:46:55,834
‫و قرار نیست ال وودز رو
‫توی قالب یه کلمه محدود کنم.»‬

1021
00:47:25,990 --> 00:47:28,867
‫<i>♪ بیست و پنج ساله که زندگیم هنوز ♪</i>‬

1022
00:47:28,951 --> 00:47:33,581
‫<i>♪ داره تلاش می‌کنه از
‫اون تپه‌ی بزرگ امید بالا بره ♪</i>‬

1023
00:47:34,873 --> 00:47:37,710
‫<i>♪ برای رسیدن به یه مقصد ♪</i>‬

1024
00:47:39,461 --> 00:47:42,590
‫<i>♪ خیلی زود فهمیدم، وقتی که باید می‌فهمیدم ♪</i>‬

1025
00:47:42,673 --> 00:47:47,803
‫<i>♪ که دنیا از این انجمن برادری
‫ انسان‌ها ساخته شده ♪</i>‬

1026
00:47:49,138 --> 00:47:51,640
‫<i>♪ به هر معنی‌ای که می‌خواد باشه ♪</i>‬

1027
00:47:53,392 --> 00:47:57,146
‫<i>♪ و واسه همین، بعضی وقت‌ها که
‫ توی تخت دراز کشیدم گریه می‌کنم ♪</i>‬

1028
00:47:57,229 --> 00:48:01,108
‫<i>♪ فقط برای این ‌که هرچی
‫توی سرم می‌گذره رو بریزم بیرون ♪‬

1029
00:48:01,500 --> 00:48:21,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

