﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:10,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:10,790 --> 00:00:14,718
‫[ سال ۱۹۹۶ ]

3
00:00:16,225 --> 00:00:19,228
‫امشب یک مصاحبه‌ی
‫اختصاصیِ ۶۰ دقیقه‌ای داریم

4
00:00:20,062 --> 00:00:24,733
‫‏۱۰ سال پیش هیچ‌کس از ساکنان زمین
‫اطلاع نداشت که کسی ازمون محافظت می‌کنه

5
00:00:24,816 --> 00:00:27,736
‫که خودش رو «گرین لنترن» معرفی می‌کنه

6
00:00:28,362 --> 00:00:31,615
‫بعدش بدون هیچ هشداری
‫خودش رو به دنیا معرفی کرد،

7
00:00:31,698 --> 00:00:36,203
‫و به طور چشم‌گیری جلوی یک شهاب‌سنگ رو گرفت
‫و مانع از نابود شدن آبشار ویکتوریا شد

8
00:00:36,286 --> 00:00:39,039
‫یا حداقل تا حدودی خودش رو معرفی کرد

9
00:00:40,332 --> 00:00:45,379
‫امشب ما اولین مصاحبه‌ی بدون پرده
‫و صمیمانه با یه ابرقهرمان رو براتون آماده کردیم

10
00:00:46,505 --> 00:00:47,805
‫مضطرب هستی؟

11
00:00:48,090 --> 00:00:49,359
‫من اصلاً مضطرب نمی‌شم

12
00:00:49,383 --> 00:00:51,593
‫- بخشی از کارمه
‫- البته

13
00:00:51,677 --> 00:00:53,095
‫هیجان‌زده‌ام

14
00:00:53,178 --> 00:00:55,389
‫در اون صورت، کی هستی؟

15
00:00:57,015 --> 00:00:58,475
‫من «هال جوردن» هستم

16
00:00:59,726 --> 00:01:00,870
‫لعنت بهت، مارکوس!

17
00:01:00,894 --> 00:01:04,314
‫- همه‌مون رو توی دردسر می‌اندازی
‫- فقط حواست به پنجره باشه

18
00:01:07,526 --> 00:01:10,862
‫می‌خوای مردم دنیا در موردت
‫چه چیزی رو بدونن؟

19
00:01:11,530 --> 00:01:13,031
‫من کهنه‌سرباز نیروی هوایی هستم

20
00:01:13,574 --> 00:01:15,033
‫قبلاً خلبان آزمایش بودم

21
00:01:16,076 --> 00:01:17,376
‫و واقعاً…

22
00:01:21,415 --> 00:01:23,166
‫این‌که من یه آدم عادی‌ام

23
00:01:23,917 --> 00:01:25,217
‫مثل شما

24
00:01:25,586 --> 00:01:29,548
‫ولی خب تو همچنین
‫اولین گرین لنترن زمین هستی

25
00:01:30,173 --> 00:01:31,473
‫اون هم هست

26
00:01:31,800 --> 00:01:36,179
‫در خیلی از جهات، هال جوردن
‫برای بازی در این نقش متولد شده

27
00:01:36,680 --> 00:01:38,890
‫پدرش یه خلبان آزمایش پرافتخار بود

28
00:01:38,974 --> 00:01:42,227
‫که به طرز غم‌انگیزی زمانی که هال
‫فقط ۸ ساله بود در یک سانحه جان باخت

29
00:01:43,770 --> 00:01:46,189
‫هال پا جای پای پدرش گذاشت…

30
00:01:46,273 --> 00:01:48,400
‫گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن!
‫اومد خونه!

31
00:01:48,483 --> 00:01:50,902
‫لعنتی! یالا،
‫جان، تلویزیون رو خاموش کن!

32
00:01:50,986 --> 00:01:55,032
‫خب، من تنها نیروی این‌جا هستم،
‫اما ما مثل پلیس‌های گشتی هستیم

33
00:01:55,115 --> 00:01:56,575
‫- هر کدوم از ما…
‫- خاموشش کن!

34
00:01:56,658 --> 00:01:57,993
‫…مسئول بخشی از کهکشانه

35
00:01:58,076 --> 00:02:00,829
‫و چطور تو برای ما برگزیده شدی؟

36
00:02:00,912 --> 00:02:02,372
‫- امتحانی وجود داره؟
‫- جان!

37
00:02:02,456 --> 00:02:05,334
‫- بجنب، تلویزیون رو خاموش کن!
‫- فقط یه سوال پرسیدن

38
00:02:06,251 --> 00:02:08,587
‫- دخل‌مون اومده
‫- «می‌ترسی؟»

39
00:02:09,838 --> 00:02:11,757
‫و تو گفتی: «نه»

40
00:02:12,299 --> 00:02:13,599
‫درسته

41
00:02:14,176 --> 00:02:18,472
‫وحشتناک‌ترین ترس هر بچه‌ای
‫از دست دادن پدر یا مادرشه

42
00:02:19,681 --> 00:02:21,099
‫وقتی اون اتفاق بیُفته…

43
00:02:24,394 --> 00:02:26,021
‫دیگه چیزی نمی‌تونه بترسونتت

44
00:02:47,167 --> 00:02:48,835
‫می‌خوای اسم واقعیش رو بهم بگی؟

45
00:02:51,713 --> 00:02:53,090
‫هال نمی‌دونم‌چی

46
00:02:53,674 --> 00:02:54,974
‫هال؟

47
00:02:55,217 --> 00:02:56,517
‫بله، قربان

48
00:03:00,138 --> 00:03:01,438
‫همین‌الان برو بیرون

49
00:03:05,000 --> 00:03:12,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

50
00:03:27,833 --> 00:03:29,209
‫می‌ترسی؟

51
00:03:30,585 --> 00:03:31,885
‫نه، قربان!

52
00:04:00,365 --> 00:04:01,665
‫بیا بریم همبرگر بخوریم

53
00:04:23,513 --> 00:04:24,813
‫گندش بزنن

54
00:04:25,181 --> 00:04:29,190
‫[ سال ۲۰۱۶ ]

55
00:04:37,986 --> 00:04:42,986
‫♪ Boogie Shoes - The Sunshine Band ♪

56
00:05:04,596 --> 00:05:05,896
‫دیر اومدم

57
00:05:07,933 --> 00:05:09,233
‫بله، قربان

58
00:05:09,893 --> 00:05:11,603
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

59
00:05:30,872 --> 00:05:32,099
‫مطمئنی عصبانی نیستی؟

60
00:05:32,123 --> 00:05:34,459
‫- نه، قربان
‫- اگه من بودم که عصبانی می‌شدم

61
00:05:34,960 --> 00:05:36,837
‫دو هفته غیبم زده بود،

62
00:05:36,920 --> 00:05:40,298
‫بدون هیچ توضیحی، بعدش هم
‫در حالت خماری دیر اومدم سر قرار

63
00:05:41,758 --> 00:05:43,552
‫یالا، باید یه‌کم عصبانی باشی

64
00:05:43,635 --> 00:05:45,095
‫نه، قربان

65
00:05:46,388 --> 00:05:47,615
‫یه‌کم آشفته‌ای؟

66
00:05:47,639 --> 00:05:49,182
‫نه، قربان

67
00:05:49,266 --> 00:05:51,226
‫چرا هر بار می‌گی «قربان»

68
00:05:51,309 --> 00:05:53,144
‫حس می‌کنم منظورت اینه
‫که «کیرم دهنت»؟

69
00:05:53,228 --> 00:05:54,813
‫روحمم خبر نداره

70
00:05:55,355 --> 00:05:56,655
‫قربان

71
00:05:59,651 --> 00:06:01,862
‫حتماً کنجکاوی بدونی کجا بودم

72
00:06:01,945 --> 00:06:04,781
‫- تا حالا اسم «فارون ۴» رو شنیدی؟
‫- خب، دارم آموزش می‌بینم

73
00:06:04,865 --> 00:06:06,408
‫هنوز از سیاره خارج نشدیم

74
00:06:06,491 --> 00:06:08,952
‫آره، آره، درسته.
‫یه سیاره‌ی خراب‌شده‌ست

75
00:06:09,035 --> 00:06:10,579
‫که در آستانه‌ی جنگ داخلی بود

76
00:06:10,662 --> 00:06:12,747
‫منظورم اینه که دلیل این خماریم

77
00:06:12,831 --> 00:06:15,250
‫اینه که داشتیم صلح جدید رو
‫جشن می‌گرفتیم

78
00:06:15,333 --> 00:06:16,561
‫چطور موفق شدی انجامش بدی؟

79
00:06:16,585 --> 00:06:19,212
‫با یه‌کم دیپلماسی و یه‌کم مشت و لگد،
‫خودت روال کار رو می‌دونی

80
00:06:19,754 --> 00:06:21,339
‫در واقع نمی‌دونم، قربان.
‫برای همین دارم آموزش می‌بینم

81
00:06:21,423 --> 00:06:23,300
‫خب، یه عالمه وقت داری

82
00:06:23,383 --> 00:06:24,569
‫با کمال احترام،

83
00:06:24,593 --> 00:06:27,012
‫چند وقته داریم این کار رو می‌کنیم؟
‫دو ماهه؟

84
00:06:28,597 --> 00:06:30,140
‫و هنوز حتی حلقه رو هم دستم نکردم

85
00:06:30,223 --> 00:06:33,685
‫این‌قدر فکرت درگیر جواهرات نباشه، جونیور.
‫وقتی حلقه تو رو انتخاب کنه می‌تونی دستت کنی

86
00:06:33,768 --> 00:06:36,229
‫فکر می‌کردم نکته اینه
‫که نگهبانان من رو انتخاب کردن

87
00:06:36,313 --> 00:06:38,064
‫- همین
‫- رئیس‌های آبی‌رنگ بزرگ

88
00:06:38,148 --> 00:06:39,417
‫شاید فکر کنن تو خاصی،

89
00:06:39,441 --> 00:06:42,152
‫اما فقط یه معلم جایگزینی، جونیور

90
00:06:42,235 --> 00:06:43,945
‫هنوز آماده نیستی
‫که بری جلو کلاس

91
00:06:44,029 --> 00:06:45,488
‫تا زمانی که حلقه بگه

92
00:06:53,997 --> 00:06:55,297
‫بیا

93
00:06:55,582 --> 00:06:56,882
‫می‌خوایش؟

94
00:06:57,584 --> 00:06:59,044
‫یه امتحانه؟

95
00:07:01,379 --> 00:07:04,299
‫‏۵ کیلومتر دیگه یه تاکوفروشی
‫توی مسیر هست

96
00:07:04,382 --> 00:07:05,682
‫اون‌جا می‌بینمت

97
00:07:30,894 --> 00:07:34,480
‫« لـنـتـرن‌هـا »

98
00:07:45,548 --> 00:07:48,093
‫- سلام
‫- بابا، می‌خواست من رو بُکُشه

99
00:07:48,176 --> 00:07:50,804
‫توی مسیر تمرین پرواز بودیم، و اون…

100
00:07:50,887 --> 00:07:52,722
‫جوردن سعی کرد من رو بکشه

101
00:07:52,806 --> 00:07:54,391
‫نمی‌تونه تو رو بکشه

102
00:07:54,474 --> 00:07:55,976
‫فقط می‌خواد کلافه‌ت کنه

103
00:07:56,559 --> 00:07:57,894
‫کلافه نیستم

104
00:07:57,978 --> 00:07:59,246
‫پس داره امتحانت می‌کنه

105
00:07:59,270 --> 00:08:00,570
‫اونا اجازه دارن بداخلاقی کنن

106
00:08:00,605 --> 00:08:03,441
‫ما اجازه نداریم. پس نفس عمیق بکش،
‫خودت رو جمع‌وجور کن، و بروز نده

107
00:08:04,150 --> 00:08:06,194
‫باید خونسرد باشی.
‫می‌تونی خونسرد باشی، پسر؟

108
00:08:06,277 --> 00:08:08,488
‫- بله، قربان. می‌تونم خونسرد باشم
‫- خوبه

109
00:08:09,030 --> 00:08:11,533
‫- این رو می‌خوای، درسته؟
‫- معلومه که می‌خوامش

110
00:08:12,033 --> 00:08:13,333
‫فقط توی مسیر بمون

111
00:08:13,368 --> 00:08:14,703
‫تا بهش برسی

112
00:08:16,913 --> 00:08:18,213
‫آره، خب…

113
00:08:28,091 --> 00:08:29,318
‫گندش بزنن

114
00:08:29,342 --> 00:08:30,642
‫مُردم؟

115
00:08:31,177 --> 00:08:32,804
‫- چی؟
‫- حلقه‌ی من دستته

116
00:08:33,471 --> 00:08:34,931
‫این حرفت باید خنده‌دار باشه؟

117
00:08:36,766 --> 00:08:38,476
‫هی، کاری کردم که عصبانی بشی؟

118
00:08:38,560 --> 00:08:39,936
‫چون اگه کاری کردم، متأسفم

119
00:08:40,020 --> 00:08:42,313
‫تو؟ هال جوردن؟ متأسفی؟

120
00:08:42,397 --> 00:08:43,697
‫درسته

121
00:08:44,149 --> 00:08:45,449
‫حتماً سرم ضربه خورده

122
00:08:46,151 --> 00:08:48,153
‫صبر کن ببینم. بمون

123
00:08:48,695 --> 00:08:50,363
‫از اول شروع کن

124
00:08:51,406 --> 00:08:53,408
‫تو کی هستی و چرا حلقه‌ی من دستته؟

125
00:08:53,491 --> 00:08:55,326
‫من جان اِستوارت هستم، کارآموزت

126
00:08:56,411 --> 00:08:58,246
‫لنترن‌ها از بخش خودشون کارآموز نمی‌گیرن

127
00:08:58,329 --> 00:08:59,629
‫الان می‌گیرن

128
00:09:00,832 --> 00:09:02,167
‫توی چه سالی هستیم؟

129
00:09:02,792 --> 00:09:04,092
‫سال ۲۰۱۶

130
00:09:05,003 --> 00:09:06,303
‫یا…

131
00:09:07,380 --> 00:09:09,382
‫می‌خوای بهم بگی فکر می‌کنی
‫قضیه چیه؟

132
00:09:10,300 --> 00:09:11,968
‫من نسخه‌ی پشتیبان از آگاهی
‫هال جوردن هستم،

133
00:09:12,052 --> 00:09:14,554
‫که با آگاهیِ حلقه ترکیب شده،
‫اومدم یه پیغام به خودم بدم

134
00:09:15,180 --> 00:09:18,016
‫- پس هال هستی؟
‫- نه. آره. می‌شه گفت. یه جورایی

135
00:09:19,142 --> 00:09:21,019
‫خب، مثل اینه که خودت رو
‫توی فضای ابری دیجیتال ذخیره کنی،

136
00:09:21,102 --> 00:09:22,329
‫اما هر از گاهی

137
00:09:22,353 --> 00:09:23,938
‫وقتی توی دنیای واقعی
‫بهت نیاز دارن، باید…

138
00:09:25,482 --> 00:09:27,567
‫لنترن‌ها موظفن هر هفته
‫خودشون رو آپلود کنن،

139
00:09:27,650 --> 00:09:30,445
‫به‌خاطر آیندگان، محض اطمینان
‫شاید اتفاقی براشون بیُفته

140
00:09:33,656 --> 00:09:35,158
‫باید این رو بهت آموزش می‌دادم

141
00:09:36,659 --> 00:09:38,328
‫فکر می‌کردم دارم بهت آموزش می‌دم

142
00:09:38,411 --> 00:09:39,711
‫آره، منم چنین فکری می‌کردم

143
00:09:40,080 --> 00:09:41,414
‫آخرین بار کِی از خودت
‫نسخه‌ی پشتیبان گرفتی؟

144
00:09:41,998 --> 00:09:45,293
‫به نظر می‌رسه ۱۰ سال پیش.
‫گوش کن، باید خودم رو پیدا کنم

145
00:09:45,376 --> 00:09:47,087
‫- کجام؟
‫- ‏۵ کیلومتر دورتر

146
00:09:47,170 --> 00:09:49,047
‫داری تاکو می‌خوری

147
00:09:49,130 --> 00:09:50,673
‫خوبه. پس تا اون‌جا می‌تونی پرواز کنی

148
00:09:52,717 --> 00:09:54,135
‫من…

149
00:09:55,261 --> 00:09:56,930
‫پرواز کردن رو بهت آموزش ندادم، نه؟

150
00:10:01,434 --> 00:10:02,734
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم

151
00:10:02,811 --> 00:10:05,939
‫بهم بگو دوست داری بهت چی بگم

152
00:10:07,774 --> 00:10:09,074
‫بهت اعتماد دارم؟

153
00:10:10,026 --> 00:10:13,696
‫منظورم اینه که ما…
‫می‌دونی، با هم کنار میاییم؟

154
00:10:14,614 --> 00:10:15,914
‫عالی با هم کنار میاییم

155
00:10:20,578 --> 00:10:22,580
‫توی راشویلِ نبراسکا تگرگ می‌باره

156
00:10:25,291 --> 00:10:27,669
‫- همین؟
‫- خب، خودم می‌دونم منظورم چیه

157
00:10:40,056 --> 00:10:41,850
‫هی، گرین لنترن‌ـه!

158
00:10:42,976 --> 00:10:45,311
‫- تو یه افسانه‌ای، رفیق
‫- ممنون

159
00:10:45,395 --> 00:10:46,938
‫- می‌خوام باهات عکس بگیرم!
‫- ازش بپرس!

160
00:10:47,021 --> 00:10:48,523
‫بذارید نفس بکشه!

161
00:10:49,149 --> 00:10:50,449
‫باغ‌وحش مخصوص ناز کردن که نیست

162
00:10:50,483 --> 00:10:51,783
‫یالا

163
00:10:52,068 --> 00:10:53,945
‫غذاتون رو میارم سر میزتون، آقای جوردن

164
00:10:54,028 --> 00:10:55,905
‫- خیلی ممنون
‫- ممنون

165
00:10:55,989 --> 00:10:57,574
‫- خیلی‌خب، بچه‌ها
‫- خیلی ممنون. ممنون

166
00:10:58,449 --> 00:10:59,749
‫ببینید!

167
00:11:01,911 --> 00:11:02,972
‫من…

168
00:11:02,996 --> 00:11:04,664
‫به نظرتون می‌شه دخترم…

169
00:11:05,331 --> 00:11:07,625
‫حتماً. بیا این‌جا. بیا

170
00:11:08,126 --> 00:11:09,270
‫آماده!

171
00:11:09,294 --> 00:11:10,795
‫خیلی‌خب

172
00:11:11,379 --> 00:11:13,006
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

173
00:11:13,089 --> 00:11:16,050
‫- مامانم دلش برای لباس مخصوصت تنگ شده
‫- من چنین حرفی نزدم

174
00:11:16,801 --> 00:11:19,345
‫به مامانت بگو هنوز
‫توی مناسبت‌های خاص می‌پوشمش

175
00:11:19,846 --> 00:11:21,146
‫آره

176
00:11:21,755 --> 00:11:25,171
‫[ تاکوفروشی ]

177
00:11:40,366 --> 00:11:41,701
‫ممکن بود بمیرم

178
00:11:41,784 --> 00:11:43,953
‫می‌خوای آموزشت بدم،
‫منم دارم آموزشت می‌دم

179
00:11:46,039 --> 00:11:47,498
‫چطور خودت رو نجات دادی؟

180
00:11:48,124 --> 00:11:49,667
‫با حلقه چی به وجود آوردی؟

181
00:11:51,085 --> 00:11:52,385
‫حباب محافظ

182
00:11:54,255 --> 00:11:56,216
‫- یه نابغه‌ای
‫- آره

183
00:11:56,299 --> 00:11:57,675
‫دسر رو مهمون مایید

184
00:11:58,218 --> 00:12:00,094
‫خب، خیلی ممنون

185
00:12:00,595 --> 00:12:03,473
‫می‌تونم بپرسم چرا فقط
‫توی مناسبت‌های خاص لباس رو می‌پوشید؟

186
00:12:06,517 --> 00:12:07,977
‫مثل یه جوون که خیلی مشتاقه

187
00:12:08,061 --> 00:12:10,063
‫و دوست داره خودش رو ثابت کنه،
‫پس کراوات می‌زنه

188
00:12:10,146 --> 00:12:11,814
‫تا مردم جدی بگیرنش

189
00:12:12,440 --> 00:12:14,484
‫اما وقتی پیر و عاقل‌تر می‌شه…

190
00:12:17,153 --> 00:12:19,405
‫متوجه میشه که کراوت خیلی آزاردهنده‌ست

191
00:12:23,159 --> 00:12:26,162
‫- جالب بود
‫- آره. جالب بود

192
00:12:28,164 --> 00:12:29,464
‫حلقه‌م رو بده

193
00:12:35,213 --> 00:12:37,131
‫راستی برای خودت یه پیغام فرستادی

194
00:12:38,216 --> 00:12:40,051
‫- منظورت چیه؟
‫- حلقه

195
00:12:40,134 --> 00:12:41,594
‫نسخه‌ی پشتیبان آگاهیت

196
00:12:42,095 --> 00:12:43,554
‫‏۱۰ سال پیش خیلی مهربون‌تر بودی

197
00:12:43,680 --> 00:12:44,980
‫چی گفتم؟

198
00:12:45,765 --> 00:12:47,892
‫«توی راشویلِ نبراسکا تگرگ می‌باره»

199
00:12:48,685 --> 00:12:49,985
‫صورت‌حساب رو پرداخت کن

200
00:12:49,986 --> 00:12:54,986
‫♪ No Fun - The Stooges ♪

201
00:12:59,529 --> 00:13:00,829
‫مادرجنده

202
00:13:27,319 --> 00:13:29,605
‫[ راشویل ]

203
00:13:55,293 --> 00:13:56,919
‫شرمنده، هیچ‌کس اجازه‌ی ورود نداره

204
00:13:57,795 --> 00:13:59,881
‫واقعاً؟ آخه به نظر می‌رسه
‫کل شهر وارد شدن

205
00:13:59,964 --> 00:14:02,633
‫بی‌خیال. کافیه، موافق نیستی؟

206
00:14:04,719 --> 00:14:05,821
‫جان استوارت هستم

207
00:14:05,845 --> 00:14:07,764
‫همکار هال جوردن هستم

208
00:14:08,681 --> 00:14:10,600
‫فکر می‌کردم فقط یه گرین لنترن داریم

209
00:14:10,683 --> 00:14:14,062
‫- خب در اصل من دارم آموزش می‌بینم
‫- پس دستیارشی؟

210
00:14:18,900 --> 00:14:20,610
‫نظرت چیه خبر بدی؟

211
00:14:23,946 --> 00:14:25,246
‫هی، رئیس

212
00:14:26,991 --> 00:14:28,291
‫یکی دیگه اومده

213
00:14:29,952 --> 00:14:31,496
‫شوخی می‌کنی؟

214
00:14:32,080 --> 00:14:34,624
‫بهش بگو یه گوشه

215
00:14:34,707 --> 00:14:36,334
‫کنار اون یکی عوضی بمونه

216
00:14:38,628 --> 00:14:39,928
‫چشم، خانم

217
00:14:44,425 --> 00:14:45,725
‫چی گفت؟

218
00:14:48,679 --> 00:14:50,014
‫دخالت نکن

219
00:15:09,826 --> 00:15:11,126
‫من رو جا گذاشتی و رفتی

220
00:15:11,619 --> 00:15:14,247
‫داشتم امتحانت می‌کردم،
‫ببینم توانایی داری

221
00:15:14,330 --> 00:15:15,832
‫خودت تنها بیایی یا نه

222
00:15:15,915 --> 00:15:17,917
‫‏۶ ساعته این‌جایی،

223
00:15:18,000 --> 00:15:20,169
‫پس چرا هنوز دارن صحنه‌ی جرم رو
‫ارزیابی می‌کنن؟

224
00:15:21,462 --> 00:15:23,506
‫خدمات اورژانس از دو شهرستان مختلفن

225
00:15:23,589 --> 00:15:26,384
‫دارن با شاهدها صحبت می‌کنن،
‫هر بار ۱۰ نفر رو بیرون می‌برن

226
00:15:27,844 --> 00:15:29,846
‫سرعت کار توی شهرهای کوچیک همین‌قدره

227
00:15:31,347 --> 00:15:32,932
‫نمی‌فهمم. تا این‌جا پرواز کردی

228
00:15:33,015 --> 00:15:34,517
‫فقط برای این‌که بشینی روی نیمکت

229
00:15:37,103 --> 00:15:39,772
‫جواب اون معما داره میاد به سمتت

230
00:15:41,107 --> 00:15:42,407
‫سلام، کلانتر…

231
00:15:43,568 --> 00:15:45,653
‫کِین. جان استوارت

232
00:15:47,113 --> 00:15:48,413
‫کِری هستم

233
00:15:48,823 --> 00:15:52,785
‫- جان هستم، کارآموز هال
‫- باعث افتخاره

234
00:15:53,286 --> 00:15:55,079
‫چون قطعاً باعث افتخار بود که دیدمش

235
00:15:55,163 --> 00:15:56,622
‫وقتی خودش اومد

236
00:15:56,706 --> 00:15:58,541
‫- این توی حوزه‌ی اختیارات شما نیست
‫- الان می‌گه

237
00:15:58,624 --> 00:15:59,768
‫این توی حوزه‌ی اختیارات‌مون نیست

238
00:15:59,792 --> 00:16:01,061
‫- خب نیست
‫- خواهد شد

239
00:16:01,085 --> 00:16:02,753
‫نمی‌تونم دوباره این رو تحمل کنم

240
00:16:03,838 --> 00:16:07,300
‫ببین، یه آدم مهم هستی. می‌دونم.
‫اما حوزه‌ی اختیاراتت

241
00:16:07,383 --> 00:16:09,969
‫شامل حوادث فرازمینی می‌شه

242
00:16:10,052 --> 00:16:13,139
‫این کاملاً تعریف یه حادثه‌ی زمینیه

243
00:16:13,222 --> 00:16:14,891
‫این قربانی‌ها در نهایت
‫مشخص می‌شه فضایی هستن

244
00:16:14,974 --> 00:16:16,893
‫- بر اساس چه چیزی؟
‫- یه حسی دارم

245
00:16:16,976 --> 00:16:18,078
‫یه حسی داره

246
00:16:18,102 --> 00:16:20,104
‫شدیداً احساس می‌کنم چنین چیزیه

247
00:16:20,188 --> 00:16:22,565
‫پس صحنه‌ی جرم کامل در اختیار شماست

248
00:16:24,942 --> 00:16:29,530
‫خب آخه برای یه تیراندازی جمعی
‫خیلی آروم به نظر می‌رسه، موافق نیستی؟

249
00:16:30,740 --> 00:16:32,040
‫شوکه شدن

250
00:16:32,116 --> 00:16:34,035
‫یا هیچ‌کس قربانی‌ها رو نمی‌شناسه

251
00:16:34,869 --> 00:16:37,538
‫اون پایین به نظرت کسی
‫بیش از حد ناراحته؟

252
00:16:40,833 --> 00:16:42,710
‫ندیدی کسی پیش جسدها بمونه؟

253
00:16:43,878 --> 00:16:45,338
‫همراه من بگو

254
00:16:46,088 --> 00:16:47,388
‫فضایی‌ها

255
00:16:48,382 --> 00:16:51,427
‫ببین، می‌دونم فکر می‌کنی
‫داری کمک می‌دی،

256
00:16:51,511 --> 00:16:53,262
‫اما باید بهم اعتماد کنی

257
00:16:53,846 --> 00:16:56,516
‫این آدم‌ها دوست‌هامن.
‫همسایه‌هامن

258
00:16:56,599 --> 00:16:59,477
‫کار تو رو درک می‌کنن.
‫می‌دونن فقط خودمون نیستیم

259
00:16:59,977 --> 00:17:02,313
‫این‌که توی سی‌اِن‌اِن در موردش بشنون

260
00:17:02,396 --> 00:17:03,696
‫با این‌که حضوری ببیننش
‫خیلی فرق داره

261
00:17:04,148 --> 00:17:06,067
‫اگه در نهایت مشخص شد فضایی‌ان،
‫اون‌وقت بهش رسیدگی می‌کنیم

262
00:17:06,150 --> 00:17:09,153
‫اما تا اون موقع،
‫می‌خوام همه رو آروم نگه دارم

263
00:17:09,654 --> 00:17:14,242
‫پس اگه می‌شه یه لطفی بهم بکنید
‫و از ماشین‌های شبکه‌های خبر دور بمونید

264
00:17:15,826 --> 00:17:17,286
‫از دیدن‌تون خوش‌حال شدم

265
00:17:17,828 --> 00:17:21,332
‫حالا هر دو تاتون لطف کنید
‫و سر راه من پیداتون نشه

266
00:17:29,590 --> 00:17:31,467
‫دختر فوق‌العاده‌ایه، نه؟

267
00:17:31,968 --> 00:17:33,427
‫فکر کنم بدجور ازت متنفره

268
00:17:34,804 --> 00:17:36,806
‫آره، اما نحوه‌ی تنفرش هم فوق‌العاده‌ست

269
00:17:42,562 --> 00:17:43,862
‫خب، این‌جا چه خبره؟

270
00:17:43,938 --> 00:17:46,357
‫خب، اگه اشتباه نکنم…

271
00:17:48,234 --> 00:17:49,569
‫نظرت چیه تو بهم بگی؟

272
00:17:53,447 --> 00:17:57,493
‫به نظر من که تیم راشویل
‫با یه ضربه‌ی تعیین‌کننده پیروز شده

273
00:18:00,371 --> 00:18:02,164
‫پایه‌ی ضربه هنوز اون‌جاست

274
00:18:02,957 --> 00:18:04,257
‫فنس شکسته

275
00:18:04,709 --> 00:18:07,336
‫حدس می‌زنم طرفدارهای تیم میزبان
‫ریختن توی زمین

276
00:18:07,837 --> 00:18:09,064
‫چون بازی خیلی رقابتی بوده،

277
00:18:09,088 --> 00:18:11,674
‫چند نفر از طرفدارهای تیم مهمان هم
‫وارد زمین شدن

278
00:18:11,757 --> 00:18:14,468
‫و چون این‌جا نبراسکاست،
‫تعداد زیادی سلاح داشتن

279
00:18:15,469 --> 00:18:18,306
‫‏۴ نفر مُردن، همه‌شون لباس
‫تیم مهمان تنشونه

280
00:18:18,389 --> 00:18:23,477
‫ولی هیچ چیزی نشون نمی‌ده
‫چرا تو فکر می‌کنی ربطی به فضایی‌ها داره

281
00:18:27,607 --> 00:18:29,942
‫می‌دونی، از وقتی تو یه بچه بودی
‫من توی این کار بودم

282
00:18:30,026 --> 00:18:32,111
‫من تنها کسی‌ام که توی
‫این سیاره‌ی کوفتی

283
00:18:32,194 --> 00:18:33,613
‫این کار رو انجام دادم

284
00:18:33,696 --> 00:18:36,324
‫وقتی می‌گم یه حسی دارم
‫یعنی یه حسی دارم، جونیور

285
00:18:36,407 --> 00:18:38,451
‫«توی راشویلِ نبراسکا تگرگ می‌باره»

286
00:18:39,076 --> 00:18:41,162
‫این نقطه رو زیر نظر داشتی

287
00:18:41,245 --> 00:18:42,788
‫«تگرگ» مشخصاً یعنی فضایی‌ها

288
00:18:42,872 --> 00:18:44,874
‫خدایا، حتی تلفظ‌شون هم شبیه همه

289
00:18:45,708 --> 00:18:47,877
‫پس هر دو تامون می‌دونیم
‫قضیه چیزی فراتر از یه احساسه

290
00:18:47,960 --> 00:18:49,295
‫- می‌دونیم؟
‫- آره، می‌دونیم

291
00:18:50,588 --> 00:18:52,131
‫بذار هر چیزی
‫که نیازه بدونی رو بهت بگم

292
00:18:52,715 --> 00:18:54,050
‫این کار منه

293
00:18:54,550 --> 00:18:56,927
‫تا زمانی که زنده باشم،
‫هنوزم کار منه

294
00:18:57,428 --> 00:18:59,597
‫و قصد ندارم به این زودی بمیرم،

295
00:18:59,680 --> 00:19:02,016
‫پس نظرت چیه یه لطف بزرگ
‫به خودت بکنی

296
00:19:02,099 --> 00:19:04,435
‫و یه نفس خیلی عمیق بکشی، جونیور؟

297
00:19:14,904 --> 00:19:16,204
‫لعنتی

298
00:19:16,989 --> 00:19:18,616
‫فکر کنم یکی‌شون هنوز این‌جاست

299
00:19:19,492 --> 00:19:21,077
‫آره، همونی که آستین کوتاه تنشه

300
00:19:21,160 --> 00:19:22,495
‫از وقتی رسیدم زیر نظر دارمش،

301
00:19:22,578 --> 00:19:25,414
‫تلاش می‌کنم بفهمم چرا فرار نکرده،
‫و چی می‌خواد

302
00:19:25,956 --> 00:19:27,256
‫به کلانتر گفتی؟

303
00:19:27,708 --> 00:19:29,251
‫معلومه که نه

304
00:19:29,710 --> 00:19:31,087
‫اما صحنه‌ی جرم اونه

305
00:19:32,380 --> 00:19:34,674
‫اگه حلقه دست تو بود
‫اون کار رو می‌کردی؟

306
00:19:34,757 --> 00:19:35,817
‫آره

307
00:19:35,841 --> 00:19:37,385
‫به زنجیره‌ی فرماندهی احترام می‌ذارم

308
00:19:40,304 --> 00:19:42,264
‫خب بفرما برو احترام بذار

309
00:19:50,564 --> 00:19:51,864
‫ببخشید

310
00:19:54,110 --> 00:19:56,028
‫هی، عوضی

311
00:19:56,529 --> 00:19:59,573
‫کدوم بخش از «سر راه من
‫پیداتون نشه» رو متوجه نشدی؟

312
00:19:59,657 --> 00:20:00,957
‫یه چیزی رو باید ببینی

313
00:20:01,033 --> 00:20:02,260
‫اگه می‌خوای در مورد

314
00:20:02,284 --> 00:20:03,911
‫اون مرد روستایی که آستین کوتاه تنشه

315
00:20:03,994 --> 00:20:05,371
‫و تنها لباس گرمش رو دور انداخته

316
00:20:05,454 --> 00:20:07,456
‫تا به قربانی‌ها نپیونده برام بگی،

317
00:20:07,540 --> 00:20:09,583
‫می‌خوام مطمئن بشم نمی‌ترسه

318
00:20:09,667 --> 00:20:12,253
‫و مثل دوست‌های مُرده‌ش
‫شروع به تیراندازی نمی‌کنه

319
00:20:15,631 --> 00:20:17,049
‫گند زدم، نه؟

320
00:20:17,133 --> 00:20:18,801
‫فکر کنم آره

321
00:20:27,893 --> 00:20:29,193
‫گندش بزنن

322
00:21:52,520 --> 00:21:54,063
‫- حواس‌تون بهش هست؟
‫- آره

323
00:22:01,570 --> 00:22:04,406
‫- باید ازش بازجویی کنم
‫- حرفشم نزن

324
00:22:08,244 --> 00:22:09,544
‫سلام

325
00:22:09,745 --> 00:22:11,705
‫- آره
‫- تشنه‌ته؟

326
00:22:41,485 --> 00:22:43,485
‫♪ Brand New Key - Melanie ♪

327
00:22:43,487 --> 00:22:44,787
‫چطورید، رفقا؟

328
00:22:50,619 --> 00:22:53,205
‫هی، می‌شه دو بطری دیگه از این
‫و یه لیوان دیگه از اون بدی؟

329
00:22:53,289 --> 00:22:54,589
‫حتماً

330
00:22:55,833 --> 00:22:58,127
‫الان از اون حلقه برای
‫جعل اسکناس استفاده کردی؟

331
00:22:58,210 --> 00:23:01,297
‫نه. با اراده‌م یه اسکناس ساختم

332
00:23:01,380 --> 00:23:03,048
‫عجب. اما نمی‌تونستی

333
00:23:03,132 --> 00:23:05,467
‫برای یارو که من دنبالش بودم
‫یه چیزی بسازی. حله

334
00:23:06,260 --> 00:23:08,012
‫این حلقه یه سلاح خطرناکه

335
00:23:08,971 --> 00:23:12,099
‫اصل ماجرا اینه که بدونی
‫چه زمانی باید ازش استفاده کنی

336
00:23:14,268 --> 00:23:16,645
‫بهم بگو، چطور حلقه رو به دست آوردی؟

337
00:23:16,729 --> 00:23:17,914
‫خودت می‌دونی

338
00:23:17,938 --> 00:23:20,149
‫آره، اما چیزی که من می‌دونم
‫امکان نداره حقیقت داشته باشه، نه؟

339
00:23:20,900 --> 00:23:22,276
‫خب، به روش قدیمی گیرش آوردم

340
00:23:22,359 --> 00:23:25,613
‫- قطعاً با مصاحبه کردن به دستش نیاوردم
‫- خب، گندش بزنن، شاید باید مصاحبه می‌کردی

341
00:23:26,989 --> 00:23:29,491
‫آخه برای به دست آوردن چنین قدرتی
‫نباید براش تلاش کنی؟

342
00:23:29,575 --> 00:23:30,875
‫خوب عمل کنی، خودت رو ثابت کنی،

343
00:23:30,951 --> 00:23:33,537
‫به جای این‌که یهویی شانسی
‫به دستش بیاری؟

344
00:23:33,621 --> 00:23:35,581
‫اصلاً چرا برات مهمه
‫چطور حلقه‌م رو به دست آوردم؟

345
00:23:35,664 --> 00:23:38,500
‫چون به نظرم به همین دلیل
‫توی نبراسکای لعنتی هستیم

346
00:23:41,503 --> 00:23:43,964
‫چند سال بود خلبان آزمایش بودم

347
00:23:44,048 --> 00:23:45,317
‫می‌دونی، نصف‌شب بود

348
00:23:45,341 --> 00:23:46,842
‫و حدوداً ۹ لیوان مشروب خورده بودم،

349
00:23:46,926 --> 00:23:48,636
‫هنوز چکمه‌ها و شلوار جینم پام بود

350
00:23:50,554 --> 00:23:52,765
‫یهویی اتاقم شروع کرد به لرزیدن

351
00:23:54,308 --> 00:23:55,608
‫چشم‌هام رو باز کردم

352
00:23:56,060 --> 00:23:57,811
‫و توی یه حباب بزرگ بودم

353
00:23:57,895 --> 00:23:59,813
‫یه حباب سبز بزرگ

354
00:24:00,397 --> 00:24:02,733
‫اون حباب سبز از تخت‌خواب بیرون کشیدم

355
00:24:02,816 --> 00:24:04,193
‫یهویی یه صدا رو شنیدم

356
00:24:04,276 --> 00:24:05,694
‫که توی تمام بدنم،

357
00:24:05,778 --> 00:24:07,613
‫استخون‌هام، دندون‌هام، قلبم می‌پیچید

358
00:24:08,113 --> 00:24:09,413
‫و گفت:

359
00:24:11,325 --> 00:24:12,660
‫«می‌ترسی؟»

360
00:24:13,911 --> 00:24:17,790
‫منم گفتم: «نه. نمی‌ترسم»

361
00:24:17,873 --> 00:24:19,173
‫بـوم!

362
00:24:19,917 --> 00:24:22,628
‫مثل یه ماهی که گیر می‌افته
‫من رو از پنجره بیرون کشید و برد توی آسمون

363
00:24:22,711 --> 00:24:24,713
‫توی ۱۰ ثانیه حدوداً
‫چند صد کیلومتر جابه‌جام کرد

364
00:24:25,464 --> 00:24:26,924
‫من خلبان جنگنده بودم

365
00:24:27,007 --> 00:24:29,009
‫حس خیلی دقیقی نسبت
‫به سرعت و جهت پرواز دارم

366
00:24:29,093 --> 00:24:32,054
‫برای همین می‌دونم اون حباب سبز
‫دقیقاً کجا گذاشتم روی زمین

367
00:24:32,638 --> 00:24:33,698
‫نبراسکا

368
00:24:33,722 --> 00:24:36,350
‫بیشتر از ۳۲ کیلومتر
‫با جایی که الان نشستیم فاصله نداره

369
00:24:36,433 --> 00:24:38,811
‫یعنی وسط ناکجاآباد

370
00:24:39,353 --> 00:24:41,730
‫پس یه مکان عالی برای
‫سقوط یه سفینه بود

371
00:24:44,566 --> 00:24:45,866
‫و اون‌جا بود

372
00:24:46,318 --> 00:24:47,778
‫دقیقاً روبه‌روم

373
00:24:47,861 --> 00:24:49,161
‫خلبان

374
00:24:49,738 --> 00:24:51,323
‫یه فضایی واقعی بود

375
00:24:51,407 --> 00:24:54,368
‫صورتی و کچل، سرفه می‌کرد
‫و خونی بالا می‌آورد که توی تاریکی می‌درخشید

376
00:24:54,451 --> 00:24:56,078
‫خیلی تکون‌دهنده بود

377
00:25:03,919 --> 00:25:06,296
‫هی، به نظرت بامزه‌ای؟

378
00:25:07,172 --> 00:25:09,091
‫صورتی شروع کرد به حرف زدن

379
00:25:09,174 --> 00:25:12,219
‫و صداهای عجیب‌وغریبی
‫از دهنش خارج می‌شد. داشت می‌مُرد

380
00:25:13,595 --> 00:25:15,973
‫و حلقه‌ش رو بهم داد.
‫این حلقه رو

381
00:25:16,849 --> 00:25:18,475
‫و منم دستم کردمش

382
00:25:18,559 --> 00:25:20,894
‫اون‌وقت هر چیزی
‫که می‌گفت رو می‌فهمیدم

383
00:25:22,646 --> 00:25:24,314
‫«اسم من آبین سور هست،

384
00:25:25,274 --> 00:25:28,402
‫من مسئول حفظ صلح و حاکمیت

385
00:25:29,236 --> 00:25:30,863
‫در بخش ۲۸۱۴ هستم

386
00:25:32,948 --> 00:25:35,034
‫و این مسئولیت الان بر عهده‌ی توئه،

387
00:25:35,868 --> 00:25:38,495
‫چون حلقه تو رو برگزیده
‫تا جانشین من باشی»

388
00:25:40,247 --> 00:25:42,291
‫لعنتی، می‌دونستم حاکمیت یعنی چی؟

389
00:25:42,374 --> 00:25:45,335
‫معلومه که نمی‌دونستم.
‫و بعدش دو کلمه‌ی دیگه گفت

390
00:25:46,045 --> 00:25:47,345
‫آخرین کلمات عمرش

391
00:25:47,838 --> 00:25:49,214
‫و خیلی آروم زمزمه کرد،

392
00:25:49,298 --> 00:25:51,425
‫پس مطمئن نیستم گفت: «موفق باشی»

393
00:25:51,508 --> 00:25:52,808
‫یا گفت: «وای، لعنتی»

394
00:25:53,135 --> 00:25:55,679
‫بگذریم، معلوم شد زمین

395
00:25:55,763 --> 00:25:58,432
‫خیلی خارج از حوزه‌ی اختیارات اوناست.
‫یه نقطه‌ی بی‌اهمیت توی کهکشانه

396
00:25:59,016 --> 00:26:01,518
‫این‌که یه انسان حلقه گیرش بیاد
‫یه اتفاق شانسی نیست؟

397
00:26:03,604 --> 00:26:05,647
‫رئیس‌های آبی‌رنگ بزرگ
‫اصلاً نمی‌خواستن هیچ لنترنی

398
00:26:05,731 --> 00:26:07,649
‫نزدیک این سیاره‌ی خراب‌شده بشه

399
00:26:08,692 --> 00:26:12,654
‫و برای همین همیشه حس می‌کردم
‫که اون سقوط تصادفی نبوده

400
00:26:13,197 --> 00:26:15,324
‫وقتی بهم می‌گه یه فاجعه در راهه،

401
00:26:15,866 --> 00:26:18,994
‫مطمئن می‌شم یکی حواسش باشه
‫که بهم بگه کِی قراره شروع بشه

402
00:26:19,078 --> 00:26:20,537
‫هولوگرام

403
00:26:22,372 --> 00:26:24,124
‫هولوگرام. هوشمندانه‌ست

404
00:26:24,625 --> 00:26:26,460
‫- ممنون
‫- ولی اون‌قدرا هم هوشمندانه نیست

405
00:26:29,505 --> 00:26:32,216
‫هی، جوردن! کله‌کیری!

406
00:26:32,966 --> 00:26:34,152
‫بهم بی‌توجهی می‌کنی؟

407
00:26:34,176 --> 00:26:36,720
‫به خدا اگه اون آهنگ
‫یه بار دیگه پخش بشه،

408
00:26:36,804 --> 00:26:39,098
‫می‌ذارمت توی اون دستگاه پخش موسیقی

409
00:26:41,683 --> 00:26:43,393
‫هال، فکر کنم با توئه

410
00:26:43,477 --> 00:26:44,777
‫آره، می‌شنوم

411
00:26:45,187 --> 00:26:46,487
‫می‌خوای بجنگی؟

412
00:26:47,940 --> 00:26:49,608
‫می‌خوای دستگیر بشی

413
00:26:51,193 --> 00:26:53,987
‫می‌خوای دستگیر بشی
‫تا بتونی با اون مردی حرف بزنی

414
00:26:54,071 --> 00:26:55,739
‫که خانم کلانتر نمی‌خواد
‫باهاش حرف بزنی

415
00:26:55,823 --> 00:26:57,123
‫مرد نه

416
00:26:57,741 --> 00:26:59,993
‫- فضایی
‫- نقشه‌ی احمقانه‌ایه

417
00:27:00,077 --> 00:27:02,246
‫- نقشه‌های احمقانه‌تری هم داشتم
‫- شک ندارم همین‌طوره

418
00:27:05,999 --> 00:27:07,835
‫خیلی‌خب. دیگه وقتشه

419
00:27:14,007 --> 00:27:17,594
‫ببین، به نظر می‌رسه دارن
‫دهنم رو سرویس می‌کنن،

420
00:27:17,678 --> 00:27:20,430
‫پس ممکنه وسوسه بشی دخالت کنی،
‫اما ازت می‌خوام همین‌جا بمونی

421
00:27:20,514 --> 00:27:21,814
‫حتماً. خیالت راحت

422
00:27:25,060 --> 00:27:26,360
‫ممنون

423
00:27:32,651 --> 00:27:34,153
‫هی، رفقا

424
00:27:35,154 --> 00:27:36,613
‫یه چیزی رو بهم می‌گید؟

425
00:27:37,322 --> 00:27:39,992
‫مشکل‌تون با اسکیت چیه؟
‫(آهنگ در مورد اسکیته)

426
00:27:40,075 --> 00:27:42,327
‫ببین، بچه خوشگل.
‫نشونم بده چی بلدی

427
00:27:42,411 --> 00:27:44,288
‫یا خدا. شبیه خواهرم هستی

428
00:27:44,371 --> 00:27:45,515
‫خدا حفظت کنه. می‌دونی چیه؟

429
00:27:45,539 --> 00:27:46,915
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

430
00:27:46,999 --> 00:27:48,299
‫می‌خوای جواب بله بدی؟

431
00:27:49,668 --> 00:27:52,629
‫زانو نزد، اما بالاخره حلقه رو داده

432
00:27:53,714 --> 00:27:56,091
‫نه، فکر نمی‌کنم بخواد
‫این حلقه رو دستم کنم

433
00:27:56,175 --> 00:27:57,475
‫هیچ‌وقت

434
00:27:58,051 --> 00:28:00,679
‫- اما دادش بهت
‫- فکر کنم داره امتحانم می‌کنه

435
00:28:00,762 --> 00:28:02,062
‫چطور امتحانت می‌کنه؟

436
00:28:07,686 --> 00:28:10,063
‫- مگه مهمه؟
‫- یالا، نشونم بده

437
00:28:10,564 --> 00:28:12,274
‫- چی می‌خوری، غریبه؟
‫- کوکاکولا

438
00:28:12,858 --> 00:28:14,443
‫- کوکاکولا و چی؟
‫- کوکاکولای خالی

439
00:28:14,526 --> 00:28:16,111
‫نگو مشروب نمی‌خوری

440
00:28:16,195 --> 00:28:17,255
‫نه، فقط…

441
00:28:17,279 --> 00:28:18,822
‫الان وسط یه مأموریتم

442
00:28:18,906 --> 00:28:20,490
‫یه پلیس فضایی هستی

443
00:28:22,576 --> 00:28:24,536
‫کی بهت گفت من یه پلیس فضایی‌ام؟

444
00:28:25,120 --> 00:28:26,580
‫خب همکارت یه پلیس فضاییه

445
00:28:27,247 --> 00:28:28,707
‫گفتم حتماً تو هم هستی

446
00:28:29,333 --> 00:28:31,501
‫همکارم نیست. کارآموزشم

447
00:28:33,462 --> 00:28:35,047
‫چند تا کارآموز داره؟

448
00:28:35,130 --> 00:28:37,299
‫- فقط منم
‫- چرا تو رو انتخاب کرده؟

449
00:28:37,382 --> 00:28:39,092
‫اون انتخاب نکرده.
‫رئیس‌هامون من رو انتخاب کردن

450
00:28:40,052 --> 00:28:43,222
‫پلیس‌های فضایی هم رئیس دارن؟

451
00:28:45,140 --> 00:28:48,477
‫بی‌خیال، همه رئیس دارن، می‌دونی؟

452
00:28:51,772 --> 00:28:56,568
‫پس وقتی آموزشت تکمیل بشه،
‫اون‌وقت تو هم رسماً یه پلیس فضایی می‌شی؟

453
00:28:56,652 --> 00:28:59,988
‫خب، روال کار این‌طوره که زمین
‫فقط یه لنترن داره

454
00:29:00,072 --> 00:29:04,743
‫پس فقط دارم آموزش می‌بینم
‫برای زمانی که اتفاقی برای جوردن بیُفته

455
00:29:05,369 --> 00:29:07,120
‫تو کوارتربک ذخیره هستی

456
00:29:07,204 --> 00:29:08,504
‫صبورم

457
00:29:09,081 --> 00:29:10,381
‫نه، نیستی

458
00:29:11,541 --> 00:29:14,211
‫خیلی‌خب، احمق‌ها.
‫تمومش کنید!

459
00:29:16,088 --> 00:29:17,839
‫- برید بیرون!
‫- باید دوباره به مامانت زنگ بزنم؟

460
00:29:17,923 --> 00:29:19,508
‫از این‌جا برید بیرون. همین‌الان!

461
00:29:22,000 --> 00:29:29,000


462
00:29:32,271 --> 00:29:33,939
‫یالا. بریم

463
00:29:34,022 --> 00:29:35,322
‫از این‌جا ببریدش بیرون!

464
00:29:35,941 --> 00:29:37,241
‫آره، آره

465
00:29:37,317 --> 00:29:38,902
‫از حرف زدن باهات
‫خوش‌حال شدم، غریبه

466
00:29:41,363 --> 00:29:42,632
‫من جان هستم

467
00:29:42,656 --> 00:29:44,241
‫تا ماشینم همراهم میایی، جان؟

469
00:30:12,519 --> 00:30:14,062
‫می‌خوای برام سخنرانی کنی؟

470
00:30:14,771 --> 00:30:16,071
‫نه

471
00:30:17,190 --> 00:30:18,817
‫می‌خوام برات روشنش کنم

472
00:30:29,074 --> 00:30:31,658
‫[ کلانتری شهرستان شریدان ]

473
00:30:32,247 --> 00:30:34,499
‫چون نظری ندارم یعنی نظری ندارم

474
00:30:35,667 --> 00:30:39,129
‫در مورد یه تحقیقات در حال انجام
‫صحبت نمی‌کنم، خودت که می‌دونی

475
00:30:40,589 --> 00:30:41,889
‫باشه

476
00:30:42,257 --> 00:30:43,557
‫خوبه

477
00:30:44,217 --> 00:30:45,719
‫سلامم رو بارب برسون

478
00:30:48,847 --> 00:30:51,641
‫اومدی رفیقت رو آزاد کنی؟

479
00:30:51,725 --> 00:30:52,952
‫قهوه می‌خوای؟

480
00:30:52,976 --> 00:30:55,645
‫درسته، و نه، ممنون

481
00:30:56,188 --> 00:30:57,415
‫یه‌کم اعصباش خرابه

482
00:30:57,439 --> 00:30:59,900
‫چون توی کمد جاروها زندانیش کردم

483
00:31:00,942 --> 00:31:03,570
‫انگار دلش می‌خواسته دستگیر بشه

484
00:31:03,735 --> 00:31:06,155
‫تا کنار مظنونی زندانیش کنم

485
00:31:06,156 --> 00:31:07,908
‫که بهش گفتم
‫نمی‌تونه باهاش حرف بزنه

486
00:31:08,533 --> 00:31:10,744
‫بهش گفتم نقشه‌ی احمقانه‌ایه

487
00:31:11,244 --> 00:31:13,413
‫باید بلندتر بهش می‌گفتی

488
00:31:13,497 --> 00:31:16,666
‫خب گوش کن،
‫می‌تونم دوست احمقم رو ببرم خونه؟

489
00:31:17,793 --> 00:31:19,753
‫اول باید بره دادگاه

490
00:31:23,423 --> 00:31:24,723
‫واقعاً؟

491
00:31:24,758 --> 00:31:27,010
‫…و هشت فقره ضرب و جرح شدید

492
00:31:27,094 --> 00:31:28,394
‫و مقاومت در برابر دستگیری

493
00:31:28,428 --> 00:31:29,728
‫متهم چه دفاعی داره؟

494
00:31:29,805 --> 00:31:32,432
‫با کمال احترام، خانم قاضی، بی‌خیال

495
00:31:33,350 --> 00:31:34,410
‫«بی‌خیال»؟

496
00:31:34,434 --> 00:31:36,311
‫ببینید، فقط می‌خوام
‫از مظنونی بازجویی کنم

497
00:31:36,395 --> 00:31:38,188
‫که در جریان یه تحقیقات خیلی جدیه،

498
00:31:38,271 --> 00:31:40,065
‫- که من…
‫- تحقیقات

499
00:31:40,690 --> 00:31:42,067
‫درست متوجه شدم، جناب،

500
00:31:42,150 --> 00:31:44,403
‫که شما مأمور اجرای قانون هستید؟

501
00:31:44,486 --> 00:31:46,446
‫و اگر این‌طوره، می‌شه لطف کنید بگید

502
00:31:46,530 --> 00:31:48,281
‫نماینده‌ی کدوم سازمان هستید؟

503
00:31:49,533 --> 00:31:50,833
‫من گرین لنترنم

504
00:31:50,909 --> 00:31:52,536
‫نپرسیدم کی هستید

505
00:31:52,619 --> 00:31:55,664
‫گفتم مأمور کدوم اداره هستید

506
00:31:55,747 --> 00:31:56,974
‫من گرین لنترنم،

507
00:31:56,998 --> 00:31:58,834
‫و مأمور…

508
00:31:59,459 --> 00:32:01,211
‫گرین لنترنم، پس…

509
00:32:01,294 --> 00:32:05,643
‫ببینید، وقتی رفتم سر صحنه‌ی جرم
‫خودم رو به این بانوی عدالت معرفی کردم

510
00:32:05,644 --> 00:32:07,759
‫و به حوزه‌ی اختیاراتش احترام گذاشتم

511
00:32:07,843 --> 00:32:09,386
‫درسته، کلانتر؟

512
00:32:09,886 --> 00:32:12,889
‫آره، اما احترام گذاشتنش
‫گستاخانه بود، خانم قاضی

513
00:32:13,390 --> 00:32:15,058
‫گستاخ هستید، آقای جوردن؟

514
00:32:15,142 --> 00:32:16,893
‫آره، جواب ندید

515
00:32:18,061 --> 00:32:20,564
‫ویلیام مِیکون هستم،
‫وکیل مدافع، خانم قاضی

516
00:32:20,647 --> 00:32:22,482
‫- ببخشید که دیر اومدم
‫- آقای مِیکون

517
00:32:22,566 --> 00:32:25,444
‫متهم تصمیم گرفته
‫خودش از خودش دفاع کنه

518
00:32:25,527 --> 00:32:26,945
‫به این دلیله که نمی‌دونه

519
00:32:27,028 --> 00:32:30,073
‫قراره درس عبرتی برای
‫دیگران باشه، خانم قاضی،

520
00:32:30,157 --> 00:32:32,409
‫که خیلی مضحکه
‫چون آقای جوردن یه قهرمانه

521
00:32:33,326 --> 00:32:36,288
‫درسته که رسماً موافقت نکرده…

522
00:32:36,371 --> 00:32:38,832
‫- استخدامی. اون استخدامه
‫- فوق‌العاده‌ست

523
00:32:38,915 --> 00:32:41,251
‫وکیل مدافع درخواست
‫بی‌گناهی متهم رو داره

524
00:32:41,334 --> 00:32:43,920
‫و از شما می‌خوایم
‫وثیقه‌ی معقولی تعیین کنید،

525
00:32:44,004 --> 00:32:47,757
‫با این‌که آقای جوردن می‌تونه فرار کنه

526
00:32:48,258 --> 00:32:49,558
‫چون…

527
00:32:50,051 --> 00:32:51,351
‫می‌تونه پرواز کنه

528
00:32:51,636 --> 00:32:53,513
‫این یارو کیه؟

529
00:32:54,014 --> 00:32:55,199
‫شوهرمه

530
00:32:55,223 --> 00:32:57,517
‫مبلغ وثیقه ۱۰۰ هزار دلاره

531
00:32:57,601 --> 00:32:59,728
‫- بی‌خیال
‫- ‏۲۰۰ هزار دلار

532
00:33:00,395 --> 00:33:03,231
‫حالا می‌دونید هر «بی‌خیال»ـی که بگید
‫چقدر براتون هزینه داره، آقای جوردن

533
00:33:04,107 --> 00:33:06,526
‫- یه بار دیگه امتحان کنیم؟
‫- نه، متوجه شدیم

534
00:33:06,610 --> 00:33:08,069
‫و ممنون، خانم قاضی

535
00:33:08,153 --> 00:33:11,031
‫پدرم تا موقع ناهار
‫چک رو برای منشی‌تون می‌فرسته

536
00:33:11,531 --> 00:33:14,326
‫بسیار خب. آقای جوردن،
‫از شهر خارج نشید

537
00:33:14,951 --> 00:33:16,251
‫جلسه خاتمه یافت

538
00:33:19,122 --> 00:33:21,208
‫- ممنون که نجاتم دادی
‫- باعث افتخارمه

539
00:33:21,291 --> 00:33:23,585
‫اما معمولاً وقتی یه غریبه

540
00:33:23,668 --> 00:33:24,968
‫بهم چند صد هزار دلار می‌ده،

541
00:33:25,045 --> 00:33:27,797
‫و چیزی در عوض نمی‌خواد
‫مشخص می‌شه آدم بده‌ست

542
00:33:28,632 --> 00:33:31,051
‫اما یه چیزی می‌خوایم، آقای جوردن

543
00:33:31,134 --> 00:33:34,971
‫پدرم دوست دارن امروز عصر
‫باهاتون شام بخورن. خیلی طرفدار شماست

544
00:33:35,055 --> 00:33:37,807
‫و به نظرم هم‌فکر هستید

545
00:33:37,891 --> 00:33:39,118
‫چیکار می‌کنی، بیلی؟

546
00:33:39,142 --> 00:33:43,063
‫داشتم آقای جوردن رو دعوت می‌کردم
‫امشب بیاد به مزرعه، عزیزم

547
00:33:44,898 --> 00:33:46,274
‫زن و شوهرن

548
00:33:46,358 --> 00:33:49,361
‫معلومه که زن و شوهرن.
‫توی شهرهای کوچیک همه با هم فامیلن

549
00:33:50,529 --> 00:33:53,198
‫اگه حقیقت نداشت
‫خیلی بهم برمی‌خورد

550
00:33:53,281 --> 00:33:54,741
‫بیلی مِیکون هستم،
‫تو باید جان باشی

551
00:33:54,824 --> 00:33:56,159
‫- بله، قربان
‫- باربیکیو دوست داری؟

552
00:33:56,743 --> 00:33:57,887
‫جونیور گیاه‌خواره

553
00:33:57,911 --> 00:33:59,913
‫به هر چیزی که باعث می‌شه
‫آدم از زندگی لذت ببره اعتقاد نداره

554
00:33:59,996 --> 00:34:01,623
‫اما خیلی دوست داریم
‫شام تشریف بیاریم

555
00:34:01,706 --> 00:34:04,501
‫آره، اگه کلانتر مشکلی نداشته باشه

556
00:34:05,585 --> 00:34:07,003
‫هر چقدر بیشتر باشیم
‫بیشتر خوش می‌گذره

557
00:34:56,261 --> 00:34:57,561
‫گروه شبه‌نظامیه؟

558
00:34:59,347 --> 00:35:03,268
‫اگه مثل اردک راه می‌ره و مثل
‫یه اردک شلیک می‌کنه، پس قطعاً اردکه

559
00:35:23,413 --> 00:35:24,713
‫عصر بخیر

560
00:35:25,415 --> 00:35:27,292
‫- خیلی خوش‌حالم که اومدید
‫- چطوری؟

561
00:35:27,417 --> 00:35:29,794
‫- این پسرمون «نوآ»ست
‫- خیلی‌خب. چطوری، نوآ؟

562
00:35:29,878 --> 00:35:31,379
‫نوآ، این دوستان آقای استوارت
‫و آقای جوردن هستن

563
00:35:31,463 --> 00:35:32,763
‫نوآ

564
00:35:33,298 --> 00:35:34,598
‫حمله یا دفاع؟

565
00:35:34,633 --> 00:35:36,051
‫هر جا بهم نیاز داشته باشن، قربان

566
00:35:36,760 --> 00:35:38,637
‫اهل کار تیمیه. بچه‌ی خوبیه

567
00:35:40,764 --> 00:35:43,475
‫ببخشید. باید جواب بدم

568
00:35:43,558 --> 00:35:45,727
‫بابا توی آشپزخونه منتظرتونه

569
00:35:45,810 --> 00:35:47,979
‫نوآ، همراهم بیا
‫و کمک مادربزرگ بده

570
00:35:48,063 --> 00:35:49,363
‫سلام

571
00:35:50,649 --> 00:35:51,949
‫آره

572
00:35:56,279 --> 00:35:57,579
‫آبجو می‌خوری؟

573
00:35:59,699 --> 00:36:00,999
‫ای خدا، آره

574
00:36:02,077 --> 00:36:03,377
‫بذار بازش کنم

575
00:36:19,719 --> 00:36:22,847
‫پدر شوهرم ازت طلب داره
‫و هنوز حتی ندیدیش

576
00:36:23,765 --> 00:36:25,642
‫آدمی نیست که بخوای مدیونش باشی

577
00:36:26,184 --> 00:36:27,727
‫مثل یه زن که بدهکاره حرف می‌زنی

578
00:36:31,606 --> 00:36:32,906
‫خیلی دیر نیست

579
00:36:33,191 --> 00:36:34,693
‫می‌تونی پرواز کنی و بری خونه

580
00:36:34,776 --> 00:36:36,903
‫خودت رو نجات بده،
‫چون خیلی زود

581
00:36:36,986 --> 00:36:39,572
‫آرزو می‌کنی اصلاً به این‌جا نمی‌اومدی

582
00:36:41,074 --> 00:36:42,374
‫نه

583
00:36:49,374 --> 00:36:50,834
‫خب…

584
00:36:52,210 --> 00:36:54,212
‫همین که هال جوردن
‫اومده توی آشپزخونه‌م هیجان‌انگیزه،

585
00:36:54,295 --> 00:36:55,630
‫اما یه بسته آبجو هم همراهش باشه؟

586
00:36:55,714 --> 00:36:56,941
‫واقعاً خوش‌شانسم

587
00:36:56,965 --> 00:36:59,384
‫کوچیک‌ترین کاریه که می‌تونم بکنم.
‫این جانه

588
00:36:59,467 --> 00:37:00,969
‫جان، ویل مِیکون هستم

589
00:37:01,052 --> 00:37:03,596
‫دوست دارم بهت دست بدم،
‫اما دست‌هام گوشتی‌ان

590
00:37:03,680 --> 00:37:05,640
‫شنیدم گوشت نمی‌خوری

591
00:37:06,182 --> 00:37:07,892
‫برات یه‌کم استیک توفو سفارش دادم

592
00:37:07,976 --> 00:37:11,312
‫- امیدوارم کارت رو راه بندازه
‫- خیلی لطف داری. ممنونم

593
00:37:12,647 --> 00:37:14,431
‫و من بابت زحماتی
‫که کشیدی ممنونم، قربان

594
00:37:14,432 --> 00:37:17,003
‫تک‌تیرانداز تفنگداران دریایی.
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

595
00:37:17,004 --> 00:37:18,820
‫عـه، در موردم تحقیق کرده

596
00:37:19,446 --> 00:37:20,822
‫شما در مورد من تحقیق نکردید؟

597
00:37:22,365 --> 00:37:23,665
‫ای خدا

598
00:37:24,117 --> 00:37:26,161
‫با یه سلاح کشتار جمعی
‫که روی انگشت توئه

599
00:37:26,244 --> 00:37:29,372
‫وارد یه منطقه‌ی ناشناخته شدید،
‫یا اعتماد دارید، یا متکبرید

600
00:37:29,456 --> 00:37:30,999
‫خب اون اعتماد داره.
‫من متکبرم

601
00:37:31,082 --> 00:37:32,459
‫من به هیچ‌کس اعتماد ندارم

602
00:37:32,542 --> 00:37:33,877
‫دقیقاً مثل خودمی

603
00:37:35,712 --> 00:37:37,422
‫ملک خوبی داری، ویل

604
00:37:37,505 --> 00:37:38,840
‫آره، خوب نیست؟

605
00:37:39,674 --> 00:37:43,052
‫متأسفانه مال خودم نیست.
‫من فقط ازش مراقبت می‌کنم

606
00:37:43,136 --> 00:37:45,180
‫اشکالی نداره بپرسم برای کی
‫ازش مراقبت می‌کنی؟

607
00:37:45,722 --> 00:37:47,022
‫اصلاً مشکلی نیست

608
00:37:47,098 --> 00:37:50,477
‫متأسفانه توافق‌نامه‌ی عدم افشا اجازه نمی‌ده

609
00:37:50,560 --> 00:37:52,520
‫در مورد مدیرم یا افشای اسمش
‫صحبت کنم

610
00:37:53,605 --> 00:37:54,939
‫به‌خاطر دولت

611
00:37:55,857 --> 00:37:56,917
‫جانم؟

612
00:37:56,941 --> 00:37:58,568
‫دولت. حدس می‌زنم دولت

613
00:37:58,651 --> 00:38:00,111
‫احتمالاً رئیست رو زیر نظر داره

614
00:38:00,195 --> 00:38:02,906
‫و منتظر یه فرصت مناسبن
‫تا به این‌جا حمله کنن،

615
00:38:02,989 --> 00:38:04,449
‫و سلاح‌ها و حقوقش رو ازش بگیرن

616
00:38:04,532 --> 00:38:06,455
‫فکر می‌کنی برات وثیقه گذاشتیم

617
00:38:06,456 --> 00:38:08,912
‫تا توی یه جنگ دیوونه‌وار
‫علیه مأمورهای فدرال کمک‌مون کنی؟

618
00:38:10,955 --> 00:38:12,916
‫خب پس چرا برام وثیقه گذاشتید؟

619
00:38:12,999 --> 00:38:15,210
‫به‌خاطر فضایی‌ها، پسر

620
00:38:16,002 --> 00:38:17,302
‫چه دلیل دیگه‌ای می‌تونه داشته باشه؟

621
00:38:21,007 --> 00:38:24,719
‫اولین بار که تو پیدات شد
‫کل مردم دنیا مات و مبهوت موندن

622
00:38:25,553 --> 00:38:27,430
‫منطقیه، با توجه به کارهایی
‫که می‌تونی انجام بدی

623
00:38:28,097 --> 00:38:29,808
‫ولی به نکته‌ی اصلی توجه نشد

624
00:38:31,226 --> 00:38:33,812
‫هزاران سیاره وجود داره
‫که موجوداتی هوشمند توشون زندگی می‌کنن

625
00:38:34,687 --> 00:38:37,857
‫و خودمون این‌جا راحت‌الحلقومِ کهکشانیم

626
00:38:37,941 --> 00:38:39,776
‫و منتظریم بلعیده بشیم

627
00:38:39,859 --> 00:38:41,159
‫این زمینی که الان توش هستیم،

628
00:38:41,160 --> 00:38:43,484
‫مال قبیله‌ی «کیووا» بود،
‫بعدش مال قبیله‌ی «سو» شد

629
00:38:43,863 --> 00:38:46,282
‫ولی اون‌طرف اقیانوس
‫کشتی‌ها داشتن از راه می‌رسیدن

630
00:38:48,034 --> 00:38:50,995
‫بگذریم، به عنوان کسی
‫که توی کهکشان دور زده،

631
00:38:51,663 --> 00:38:53,373
‫اون بیرون خیلی آرومه

632
00:38:53,456 --> 00:38:55,959
‫خب پس چرا پلیس فضایی نیاز دارن؟

633
00:38:59,754 --> 00:39:04,050
‫ببین، من یه انزواطلب خل نیستم
‫که سرش رو توی برف کرده،

634
00:39:04,759 --> 00:39:06,427
‫تاریخ رو خوب خوندم

635
00:39:06,511 --> 00:39:08,555
‫استعمار از هر زاویه‌ای زشته،

636
00:39:08,638 --> 00:39:13,893
‫اما بذار بهت بگم، اگه تو کسی باشی
‫که مستعمره شدی دیگه خیلی زشت‌تره

637
00:39:14,811 --> 00:39:17,522
‫اینا رو یه کوچولو پیشگیری در نظر بگیر

638
00:39:17,605 --> 00:39:19,190
‫بیشتر از «یه کم» به نظر می‌رسه

639
00:39:19,274 --> 00:39:20,574
‫منظورم اینه که

640
00:39:20,942 --> 00:39:23,550
‫فکر می‌کنم کسی
‫که توی بازداشتگاه کلانتره

641
00:39:23,551 --> 00:39:25,363
‫عضوی از یه تیم پیشروئه

642
00:39:26,531 --> 00:39:28,408
‫و دوست دارم ازت بپرسم
‫چرا چنین فکری می‌کنی،

643
00:39:28,491 --> 00:39:30,702
‫اما حدس می‌زنم اونم
‫بخشی از توافق‌نامه‌ی عدم افشاست

644
00:39:31,703 --> 00:39:33,872
‫عروسم می‌گه خیلی باهوش نیستی

645
00:39:33,955 --> 00:39:36,332
‫عروست کسیه که نمی‌ذاره
‫با طرف صحبت کنم

646
00:39:38,209 --> 00:39:40,420
‫خیلی‌خب، می‌تونم حلش کنم

647
00:39:41,588 --> 00:39:42,888
‫در ازای چی؟

648
00:39:44,132 --> 00:39:45,432
‫بریم بخوریم

649
00:40:08,197 --> 00:40:09,497
‫هدف می‌گیری

650
00:40:09,866 --> 00:40:11,166
‫جانم، قربان؟

651
00:40:12,243 --> 00:40:13,543
‫هدف نگیر

652
00:40:13,745 --> 00:40:16,706
‫فقط رد شدنش رو تصور کن

653
00:40:20,251 --> 00:40:21,551
‫یه بار دیگه امتحان کن

654
00:40:23,463 --> 00:40:24,964
‫هی، به خودت فشار نیار

655
00:40:25,465 --> 00:40:26,765
‫فقط تمرکز کن

656
00:40:37,727 --> 00:40:39,027
‫هی!

657
00:40:39,270 --> 00:40:40,570
‫چی گفتم؟

658
00:40:40,939 --> 00:40:42,239
‫الان چی گفتم؟

659
00:40:43,274 --> 00:40:44,574
‫عالی بود

660
00:40:44,901 --> 00:40:46,201
‫از کجا می‌دونستی؟

661
00:40:46,235 --> 00:40:49,697
‫قبلاً بابام سیب روی سرم می‌ذاشت
‫و به سمتش شلیک می‌کرد

662
00:40:50,281 --> 00:40:51,467
‫مامان‌بزرگ!

663
00:40:51,491 --> 00:40:52,951
‫مامان‌بزرگ، موفق شدم یه بار ردش کنم!

664
00:40:53,034 --> 00:40:54,334
‫نشونم بده، عزیزدلم

665
00:40:59,749 --> 00:41:01,049
‫این‌جا زندگی می‌کنی؟

666
00:41:03,419 --> 00:41:04,719
‫زویی مِیکون هستم

667
00:41:08,800 --> 00:41:10,100
‫الان اسمم رو می‌دونی

668
00:41:11,594 --> 00:41:13,179
‫بیا، عزیزدلم.
‫بیا بریم پیش بقیه

669
00:41:13,262 --> 00:41:14,562
‫- خیلی‌خب
‫- یالا

670
00:41:20,019 --> 00:41:23,481
‫خب، همه‌ی آبجوهات رو خوردیم،
‫اما غذای باقی‌مونده رو برات بسته‌بندی کردم

671
00:41:24,273 --> 00:41:26,484
‫- خیلی ممنون
‫- و با کری صحبت کردم

672
00:41:26,985 --> 00:41:28,486
‫از اون‌جایی که منافع مشترکی داریم،

673
00:41:28,569 --> 00:41:31,030
‫حاضره اجازه بده فردا صبح
‫با مظنون صحبت کنی

674
00:41:31,990 --> 00:41:33,290
‫خب…

675
00:41:36,703 --> 00:41:38,413
‫می‌دونی، مشکل همینه، ویل

676
00:41:38,913 --> 00:41:40,665
‫نمی‌دونم منافع شما چی هستن

677
00:41:41,541 --> 00:41:43,626
‫دیشب نزدیک بود دو نفر از افرادم

678
00:41:44,168 --> 00:41:46,838
‫توی تیراندازی با کسایی
‫که هیچ‌کس تا حالا ندیده‌شون کشته بشن

679
00:41:47,839 --> 00:41:49,139
‫نظرت چیه هر دو تامون این رو بخوایم

680
00:41:49,140 --> 00:41:51,987
‫که از زمین در مقابل کسایی
‫که توش متولد نشدن محافظت کنیم؟

681
00:41:54,470 --> 00:41:56,514
‫امیدوارم توفوت بدمزه نبوده باشه، سرباز

682
00:41:57,640 --> 00:41:58,940
‫نه، قربان

683
00:41:59,475 --> 00:42:00,775
‫خوش‌مزه بود

684
00:42:01,060 --> 00:42:02,204
‫خوبه

685
00:42:02,228 --> 00:42:04,272
‫هیچی بهتر از خوردن
‫غذای کباب‌شده‌ی یه مرد دیگه نیست

686
00:42:07,275 --> 00:42:08,575
‫شبتون بخیر، آقایون

687
00:42:16,034 --> 00:42:17,334
‫هی

688
00:42:17,660 --> 00:42:18,960
‫قضیه چی بود؟

689
00:42:22,206 --> 00:42:23,750
‫شاید با زنش رابطه داشتم

690
00:42:24,625 --> 00:42:25,925
‫شاید؟

691
00:42:28,463 --> 00:42:30,465
‫قطعاً با زنش رابطه داشتم

692
00:42:32,925 --> 00:42:34,302
‫و خودش خبر داره؟

693
00:42:35,636 --> 00:42:36,936
‫ظاهراً

694
00:42:37,597 --> 00:42:40,433
‫یا خدا، ۲۴ ساعته اومدیم این‌جا

695
00:42:41,976 --> 00:42:43,276
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

696
00:42:57,432 --> 00:43:00,327
‫[ کلانتری شهرستان شریدان ]

697
00:43:00,328 --> 00:43:01,628
‫قرار بود ساعت ۹ بیایید

698
00:43:02,246 --> 00:43:03,432
‫الان ساعت چنده؟

699
00:43:03,456 --> 00:43:04,756
‫‏۹ که نیست

700
00:43:11,839 --> 00:43:13,883
‫اسمش «وِیلون ساندرز»ـه

701
00:43:13,966 --> 00:43:16,886
‫یه راننده‌ی کامیون با گواهینامه‌ی تجاریه.
‫با رئیسش تماس گرفتم،

702
00:43:16,969 --> 00:43:19,514
‫گفت دیگه ۵ سالی می‌شه
‫که براش کار می‌کنه

703
00:43:20,348 --> 00:43:23,559
‫فضایی‌ها توی جور کردن کارت شناسایی
‫و پول دادن به مردم برای دروغ گفتن حرفه‌ای هستن

704
00:43:23,643 --> 00:43:25,603
‫یه احمق اهل کیمبل‌ـه

705
00:43:26,229 --> 00:43:29,107
‫از دماغ شکسته‌ش توی بیمارستان
‫عکس‌برداری کردن

706
00:43:29,607 --> 00:43:33,528
‫تمام اندام رو داره
‫و هیچ شاخکان پنهانی نداره

707
00:43:34,195 --> 00:43:35,905
‫جمع کلمه‌ی «شاخک» می‌شه «شاخک‌ها»

708
00:43:35,988 --> 00:43:37,865
‫جمع کلمه‌ی «گه نخور» چیه؟

709
00:43:40,868 --> 00:43:42,995
‫جونیور، به کلانتر بگو
‫در حال حاضر چند گونه

710
00:43:43,079 --> 00:43:44,956
‫فناوری لازم رو دارن
‫که خودشون رو شبیه انسان‌ها کنن

711
00:43:45,039 --> 00:43:47,797
‫‏۱۴ تا. اِم‌آر‌آی، عکس‌‌برداری
‫با اشعه‌ی ایکس، آزمایش خون

712
00:43:47,798 --> 00:43:49,638
‫هیچ‌کدوم نمی‌تونن تشخیص بدن

713
00:43:50,461 --> 00:43:52,672
‫- پس نمی‌تونی ثابت کنی
‫- می‌تونم وادارش کنم اعتراف کنه

714
00:43:53,339 --> 00:43:56,008
‫اگه دست روش بلند کنی
‫دوباره باید جلوی قاضی بمونی

715
00:43:56,634 --> 00:43:58,970
‫یعنی نمی‌تونی با دفترتلفن‌های
‫سبز‌رنگ بزرگ کتکش بزنی،

716
00:43:59,053 --> 00:44:01,514
‫یا هر زهرمار دیگه‌ای که با حلقه‌ت می‌سازی

717
00:44:01,597 --> 00:44:02,866
‫جرئت چنین کاری رو ندارم

718
00:44:02,890 --> 00:44:05,268
‫- ‏۱۰ دقیقه فرصت داری
‫- فقط ۵ دقیقه می‌خوام

719
00:44:05,351 --> 00:44:07,061
‫- و منم باهات میام؟
‫- نه

720
00:44:15,611 --> 00:44:16,946
‫ارواح عمش اگه فضایی باشه

721
00:44:19,115 --> 00:44:20,658
‫می‌دونی، همه‌مون فضایی هستیم

722
00:44:21,367 --> 00:44:23,578
‫بستگی داره توی کدوم سیاره باشی

723
00:44:24,954 --> 00:44:26,581
‫یه فنجون قهوه می‌خوای؟

724
00:44:27,081 --> 00:44:28,541
‫- نه، ممنون
‫- خیلی‌خب

725
00:44:30,543 --> 00:44:33,254
‫آره، فکر کنم دوست داری
‫با خونه تماس بگیری، یا…

726
00:44:33,921 --> 00:44:35,756
‫- بری خونه
‫- بله، قربان

727
00:44:37,008 --> 00:44:38,384
‫و خونه‌ت توی کیمبل‌ـه؟

728
00:44:38,926 --> 00:44:40,887
‫خب، بیشتر روزهای سال توی جاده‌ام،

729
00:44:40,970 --> 00:44:43,181
‫اما توی کیمبل لنگر انداختم.
‫بله، قربان

730
00:44:43,264 --> 00:44:46,267
‫«لنگر انداختی.»
‫چه تعبیر انسانی قشنگی

731
00:44:46,350 --> 00:44:49,729
‫خب اگه برای بازی مهم به این شهر اومدی
‫حتماً خیلی رقابت‌تون شدیده

732
00:44:49,812 --> 00:44:53,941
‫آخه کیمبل چقدر فاصله داره؟
‫دو و نیم ساعت رانندگی کردی؟

733
00:44:54,734 --> 00:44:56,034
‫آره، شرمنده

734
00:44:56,068 --> 00:44:58,070
‫من فقط… عاشق فوتبالم

735
00:44:58,154 --> 00:44:59,822
‫و تیم شهرمه

736
00:44:59,906 --> 00:45:02,033
‫آره. منم عاشق فوتبالم

737
00:45:03,618 --> 00:45:06,287
‫نبراسکا اولین قهرمانی ملیش رو
‫کِی به دست آورد؟

738
00:45:07,038 --> 00:45:08,338
‫جانم؟

739
00:45:09,040 --> 00:45:11,250
‫عاشق فوتبالی. اهل نبراسکایی

740
00:45:11,334 --> 00:45:13,836
‫اولین قهرمانی هاسکرز کی بود؟

741
00:45:15,755 --> 00:45:20,885
‫- آره، سال ۱۹۷۰، باب دِوَنی
‫- درسته

742
00:45:22,053 --> 00:45:23,930
‫اولین بازیکن‌شون که ۲۰۰ یارد دوید؟

743
00:45:24,847 --> 00:45:27,516
‫- فرانک سولیچ؟
‫- اولین برنده‌ی جایزه هایزمن؟

744
00:45:27,600 --> 00:45:29,393
‫- جانی راجرز
‫- درسته

745
00:45:30,186 --> 00:45:31,646
‫هری پاتر توی کدوم مدرسه درس خوند؟

746
00:45:32,605 --> 00:45:33,905
‫جانم؟

747
00:45:34,232 --> 00:45:37,109
‫هری پاتر، همون جادوگره.
‫اسم مدرسه‌ش چی بود؟

748
00:45:39,028 --> 00:45:40,328
‫نمی‌دونم

749
00:45:41,322 --> 00:45:42,622
‫یه کتاب بود

750
00:45:43,199 --> 00:45:44,259
‫خیلی کتاب نمی‌خونم

751
00:45:44,283 --> 00:45:46,994
‫خب فیلم که می‌بینی، نه؟
‫‏۲۲ فیلم در موردش ساختن

752
00:45:47,078 --> 00:45:48,955
‫فوتبال زیاد نگاه می‌کنم

753
00:45:49,038 --> 00:45:51,415
‫- مشکل همینه، نه؟
‫- چی؟

754
00:45:51,499 --> 00:45:53,501
‫وانمود می‌کنی کسی هستی
‫که واقعاً نیستی

755
00:45:53,584 --> 00:45:54,770
‫تمام جزئیات رو یاد می‌گیری،

756
00:45:54,794 --> 00:45:57,004
‫اما چیزهایی که همه
‫می‌دونن رو نمی‌دونی

757
00:45:58,881 --> 00:46:01,217
‫من… متوجه نمی‌شم.
‫شما دقیقاً کی هستید؟

758
00:46:02,718 --> 00:46:04,220
‫هال جوردن، گرین لنترن

759
00:46:05,596 --> 00:46:08,391
‫نگهبانان کیهان من رو مأمور کردن
‫از بخش ۲۸۱۴

760
00:46:08,474 --> 00:46:09,892
‫در برابر همه‌ی تهدیدهای
‫فراسیاره‌ای محافظت کنم

761
00:46:10,434 --> 00:46:13,020
‫و تو، ویلون، یکی‌شون هستی

762
00:46:14,313 --> 00:46:17,858
‫یا خدا، واقعاً خیلی خودش رو
‫تحویل می‌گیره، نه؟

763
00:46:17,942 --> 00:46:19,318
‫حتماً خیلی سخته،

764
00:46:19,402 --> 00:46:21,862
‫این‌که کسی آموزشت بده
‫که بهش احترام نمی‌ذاری

765
00:46:21,946 --> 00:46:23,246
‫بهش احترام می‌ذارم

766
00:46:23,614 --> 00:46:25,157
‫- بی‌خیال
‫- جدی می‌گم

767
00:46:25,658 --> 00:46:26,958
‫چرا؟

768
00:46:28,911 --> 00:46:30,496
‫نمی‌دونم. نترسه

769
00:46:30,579 --> 00:46:32,707
‫اگه به مردم اهمیت می‌دی،

770
00:46:33,249 --> 00:46:35,960
‫می‌دونی، شوهر، همسر، والدین، بچه،

771
00:46:36,544 --> 00:46:38,212
‫پس می‌ترسی از دست‌شون بدی

772
00:46:38,754 --> 00:46:40,298
‫همون اولی که اومد پیشم

773
00:46:40,381 --> 00:46:43,634
‫مشخص بود جوردن به هیچ‌کس
‫اهمیت نمی‌ده

774
00:46:44,260 --> 00:46:46,053
‫و هیچ‌کس به اون اهمیت نمی‌ده

775
00:46:46,637 --> 00:46:48,306
‫نترس نیست

776
00:46:48,931 --> 00:46:50,231
‫تنهاست

777
00:46:50,558 --> 00:46:52,268
‫اما چرا موندی؟

778
00:46:52,351 --> 00:46:53,769
‫دنبال چی می‌گشتی؟

779
00:46:53,853 --> 00:46:56,939
‫می‌دونم وقتی من اومدم نمی‌تونستی
‫فرار کنی. باید هم‌رنگ جماعت می‌شدی

780
00:46:57,023 --> 00:46:58,250
‫اما قبلش…

781
00:46:58,274 --> 00:47:00,526
‫فقط رفتم دیدن بازی فوتبال
‫تیم‌های دبیرستانی، رفیق

782
00:47:00,609 --> 00:47:02,653
‫با بقیه‌ی طرفدارهای تیم کیمبل
‫که الان مُردن

783
00:47:02,737 --> 00:47:06,032
‫اونا رو نمی‌شناسم، باشه؟
‫بهتون گفتم، راننده‌ی کامیونم

784
00:47:06,115 --> 00:47:09,243
‫آره، مطمئنم می‌تونی خیلی در مورد
‫اون کامیون حرف بزنی، اما شرط می‌بندم نمی‌تونی

785
00:47:09,327 --> 00:47:11,746
‫در مورد مهمانی چای بوستون،
‫کلی کلارکسون،

786
00:47:11,829 --> 00:47:13,622
‫باراک اوباما، یا روپ…

787
00:47:13,706 --> 00:47:16,292
‫باراک اوباما رئیس‌جمهور
‫ایالات متحده‌ی آمریکاست

788
00:47:17,710 --> 00:47:19,010
‫همین؟

789
00:47:19,337 --> 00:47:21,422
‫به عنوان یه روستایی نبراسکایی

790
00:47:21,505 --> 00:47:23,966
‫کلاً نظرت در مورد
‫باراک حسین اوباما همینه؟

791
00:47:27,470 --> 00:47:30,056
‫اون ۴۴اُمین رئیس‌جمهوره.
‫اومد جای جورج دابلیو بوش

792
00:47:30,139 --> 00:47:33,100
‫در مورد گواهی تولدش
‫یه سری جنجال به پا شده

793
00:47:35,853 --> 00:47:38,564
‫یا خدا، قطعاً فضایی هستی

794
00:47:47,114 --> 00:47:48,449
‫فرض کنیم اصلاً حق با توئه

795
00:47:48,991 --> 00:47:50,291
‫وای، گندش بزنن

796
00:47:50,785 --> 00:47:52,661
‫فرض کنیم

797
00:47:52,745 --> 00:47:57,416
‫من اهل این دنیای بدبو و شور نیستم،
‫رهگذری‌ام که خیلی توی زحمت افتاده

798
00:47:57,500 --> 00:48:00,002
‫تا خودش رو خوب هم‌رنگ بقیه کنه
‫و قوانین مسخره‌ی

799
00:48:00,086 --> 00:48:02,189
‫مسابقات بیهوده‌ای رو یاد گرفته
‫که توش با توپ بازی می‌کنن

800
00:48:02,190 --> 00:48:03,672
‫و توجه مردم رو بیشتر

801
00:48:03,673 --> 00:48:05,383
‫از وخیم‌تر شدن وضعیت آب‌وهوا

802
00:48:05,466 --> 00:48:07,635
‫یا گرسنگیِ کم‌بضاعت‌ترین آدم‌های این دنیا
‫به خودش جلب می‌کنه

803
00:48:10,888 --> 00:48:12,556
‫اگه این همه زحمت کشیده باشم،

804
00:48:12,640 --> 00:48:14,433
‫یعنی حتماً برای هدف خیلی مهمی
‫به این‌جا اومدم

805
00:48:14,517 --> 00:48:17,061
‫هدفی که مستلزم نهایت احتیاط
‫و مخفی‌کاری بوده

806
00:48:17,144 --> 00:48:18,979
‫هدفی که باید اون رو

807
00:48:19,063 --> 00:48:21,190
‫از امثال سازمان حافظ صلح کهکشانی
‫پنهان نگه داشت

808
00:48:21,273 --> 00:48:23,859
‫چون نقطه‌ی مقابل صلحه

809
00:48:24,527 --> 00:48:25,827
‫یعنی جنگ

810
00:48:26,570 --> 00:48:27,839
‫بنابراین…

811
00:48:27,863 --> 00:48:30,533
‫اگه بخوام به دست چنین سازمانی بیُفتم

812
00:48:30,616 --> 00:48:32,910
‫مجبور می‌شم دست
‫به اقدامات شدیدی بزنم

813
00:48:32,993 --> 00:48:35,329
‫تا مطمئن بشم که هدفم فاش نمی‌شه

814
00:48:37,998 --> 00:48:39,298
‫فرضاً می‌گم

815
00:48:44,088 --> 00:48:47,508
‫و فرضاً برای این‌که چیزی نگی
‫چه کاری می‌تونی بکنی؟

816
00:48:47,591 --> 00:48:49,927
‫- قرص سیانور بخوری؟
‫- خیلی کوته‌بینانه فکر می‌کنی

817
00:48:50,010 --> 00:48:51,113
‫پس افق دیدم رو گسترش بده

818
00:48:51,137 --> 00:48:54,056
‫در اون صورت یه دستگاه نوترونی مبتنی
‫بر داده‌های بیومتریک توی اسکلت من ادغام شده

819
00:48:54,140 --> 00:48:56,308
‫و می‌تونم با فکر کردن فعالش کنم

820
00:48:57,768 --> 00:49:00,146
‫مگه این‌که بذاری همین‌الان برم

821
00:49:00,229 --> 00:49:01,939
‫دروغ می‌گه، درسته؟

822
00:49:02,022 --> 00:49:04,483
‫فرضاً یا واقعاً از این‌جا خارج نمی‌شی

823
00:49:04,567 --> 00:49:07,278
‫و اگه خودت رو منفجر کنی،
‫یه حباب درست می‌کنم

824
00:49:07,361 --> 00:49:09,447
‫و با حلقه‌م جلوی انفجارت رو می‌گیرم

825
00:49:09,530 --> 00:49:11,407
‫و بدون یه خراش کوچولو
‫از این‌جا خارج می‌شم

826
00:49:11,490 --> 00:49:12,717
‫‏۴۸ ساعته این‌جایی

827
00:49:12,741 --> 00:49:15,119
‫برای شارژ کردن حلقه‌ت
‫فانوس رو با خودت آوردی؟

828
00:49:16,912 --> 00:49:18,212
‫انرژی زیادی دارم

829
00:49:20,082 --> 00:49:21,382
‫اما تا کِی؟

830
00:49:24,503 --> 00:49:25,803
‫آره

831
00:49:31,010 --> 00:49:32,237
‫باید از خودت این رو بپرسی

832
00:49:32,261 --> 00:49:33,971
‫که آیا انرژی‌ای که آزاد می‌کنم

833
00:49:34,054 --> 00:49:35,764
‫برای نابودی کل این شهر کافیه یا نه

834
00:49:37,808 --> 00:49:41,103
‫می‌خوایم حرف بزنیم یا منفجر بشیم؟
‫چون دیگه وقت ناهاره

835
00:49:44,523 --> 00:49:46,442
‫تقریباً به نظر می‌رسه…

836
00:49:47,818 --> 00:49:52,281
‫دوست داری بمیری، هال جوردن.
‫این با سوگند مقدست در تضاد نیست؟

837
00:49:53,365 --> 00:49:55,576
‫«در روشن‌ترین روز و در تاریک‌ترین شب…»

838
00:49:55,659 --> 00:49:57,161
‫- نگو
‫- «…هیچ شری از دید من پنهان نخواهد ماند»

839
00:49:57,244 --> 00:50:01,040
‫- دهنت رو ببند
‫- «بگذارید همه‌ی پرستندگان شیطان

840
00:50:01,123 --> 00:50:02,833
‫- از قدرت من…
‫- گفتم خفه شو

841
00:50:03,876 --> 00:50:05,753
‫…از نور گرین لنترن برحذر باشند»

842
00:50:09,131 --> 00:50:12,510
‫اسم مدرسه‌ی هری پاتر هاگوارتز بود،
‫فضاییِ احمق بی‌شعور!

843
00:50:17,348 --> 00:50:19,725
‫- این صدای بوق از تو میاد؟
‫- بریم؟ باید بریم

844
00:50:19,808 --> 00:50:21,769
‫- نه، خیلی دیره
‫- چرا اومدی این‌جا؟

845
00:50:22,603 --> 00:50:23,903
‫چه دلیل دیگه‌ای می‌تونه داشته باشه…

846
00:50:24,396 --> 00:50:25,696
‫جز گرفتن انتقام؟

847
00:50:59,640 --> 00:51:01,100
‫گفتم فضاییه

848
00:51:27,072 --> 00:51:31,895
‫[ سال ۲۰۲۶ ]

849
00:52:27,353 --> 00:52:30,356
‫نگاهش کن. اصلاً پیر نشدی

850
00:52:30,439 --> 00:52:31,739
‫دروغ‌گو

851
00:52:34,860 --> 00:52:36,160
‫نوآ چطوره؟

852
00:52:37,112 --> 00:52:39,782
‫قدش بلند شده.
‫الان توی تیمه

853
00:52:40,282 --> 00:52:41,582
‫کوارتربک‌ـه

854
00:52:42,409 --> 00:52:43,827
‫بازیش هم خوبه؟

855
00:52:43,911 --> 00:52:45,211
‫یکی از بهترین‌های ایالته

856
00:52:47,498 --> 00:52:48,798
‫خوبه

857
00:52:53,420 --> 00:52:54,720
‫کَس دیگه‌ای خبر داره؟

858
00:52:56,924 --> 00:52:58,425
‫فقط مسئول زمین

859
00:53:00,678 --> 00:53:01,978
‫خیلی‌خب

860
00:54:13,292 --> 00:54:18,292
‫♪ Knievel - Scud Mountain Boys ♪

861
00:54:25,590 --> 00:54:45,590
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

