﻿1
00:00:01,793 --> 00:00:05,339
‫پدرم عادت داشت بره
‫موعظه‌های یه واعظ احیاگرا رو گوش بده

2
00:00:05,422 --> 00:00:08,592
‫بساط‌شون رو راه می‌انداختن…
‫یه چادر سیرک بزرگ

3
00:00:09,760 --> 00:00:11,303
‫بعضی وقت‌ها من رو هم می‌برد

4
00:00:12,179 --> 00:00:14,097
‫می‌شه گفت اون تنها کاری بود
‫که دو نفری با هم انجام می‌دادیم

5
00:00:14,932 --> 00:00:16,600
‫شاید چون نمی‌تونستیم حرف بزنیم
‫از اون کار خوشش می‌اومد،

6
00:00:16,683 --> 00:00:18,435
‫چون مجبور نبود باهام حرف بزنه

7
00:00:18,519 --> 00:00:19,937
‫نمی‌دونم

8
00:00:20,020 --> 00:00:22,523
‫و یادم نمیاد چند سالم بود،

9
00:00:23,524 --> 00:00:25,651
‫اما همون موقع هم می‌تونستم
‫تشخیص بدم طرف حقه‌بازه

10
00:00:27,736 --> 00:00:29,780
‫عاشق گوش دادن به موعظه‌هاش بودم

11
00:00:30,864 --> 00:00:32,533
‫خودش رو «بیلی گریس» صدا می‌زد

12
00:00:33,784 --> 00:00:36,286
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم، اون یارو
‫خوب می‌دونست چطور باید با مردم حرف بزنه

13
00:00:37,829 --> 00:00:42,209
‫آخه هر بار ۳۰۰ نفر رو
‫تحت کنترل می‌گرفت

14
00:00:43,210 --> 00:00:45,921
‫وقتی موعظه‌ش تموم می‌شد
‫مجبور نبود از مردم پول بخواد

15
00:00:46,004 --> 00:00:48,173
‫خودشون با کمال میل
‫می‌خواستن بهش پول بدن

16
00:00:48,257 --> 00:00:51,176
‫فقط اون ظرف رو دست به دست می‌کردن
‫و همه پول می‌انداختن توش

17
00:00:51,260 --> 00:00:53,762
‫و یادمه به اون همه آدم نگاه می‌کردم،

18
00:00:53,846 --> 00:00:56,265
‫کارگرهایی که به زور
‫خرج زندگی‌شون رو درمی‌آوردن،

19
00:00:56,348 --> 00:00:59,226
‫و پولی که با زحمت به دست آورده بودن رو
‫به بیلی گریس می‌دادن،

20
00:00:59,309 --> 00:01:00,609
‫و با خودم می‌گفتم:

21
00:01:01,854 --> 00:01:03,313
‫«عجب احمق‌هایی»

22
00:01:05,357 --> 00:01:06,817
‫اون ظرف رو دست به دست می‌دادن

23
00:01:07,651 --> 00:01:09,945
‫و وقتی به ردیف ما رسید
‫پر از پول شده بود

24
00:01:10,028 --> 00:01:12,114
‫توی عمرم اون‌قدر پول ندیده بودم

25
00:01:12,197 --> 00:01:14,992
‫و بعدش دیدم پدرم یه ۲۰ دلاری
‫انداخت توی ظرف

26
00:01:17,786 --> 00:01:20,080
‫پدرم رو ندیدی، ولی این رو از من بشنو،

27
00:01:20,163 --> 00:01:22,583
‫اصلاً نمی‌تونستی پول ازش بگیری

28
00:01:23,834 --> 00:01:25,711
‫توی کارخونه‌ی کنسروسازی کار می‌کرد،

29
00:01:25,794 --> 00:01:27,588
‫یه پیراهن رو کل هفته می‌پوشید

30
00:01:28,797 --> 00:01:31,175
‫آدم خسیسی نبود.
‫فقط فقیر بود

31
00:01:31,925 --> 00:01:34,845
‫وقتی ازش می‌خواستم ۲ دلار بهم بده
‫تا از ماشین یه بستنی بخرم

32
00:01:34,928 --> 00:01:37,973
‫یه جور بهم نگاه می‌کرد
‫انگار می‌خواستم کلیه‌هاش رو بفروشه برام

33
00:01:38,682 --> 00:01:41,768
‫پس وقتی دیدم چقدر راحت
‫اون ۲۰ دلاری رو اهدا کرد…

34
00:01:43,270 --> 00:01:48,400
‫تنها چیزی که به ذهنم می‌رسید
‫این بود که پدرم هم یه احمق دیگه‌ست

35
00:01:49,693 --> 00:01:53,614
‫با اون پولی که توی ظرف انداخت
‫می‌شد ۱۰ تا بستنی خرید

36
00:01:55,616 --> 00:01:57,159
‫وقتی ظرف رو به من داد،

37
00:01:57,242 --> 00:01:59,369
‫تخمین زدم حدوداً ۷۰۰ دلاری توشه،

38
00:01:59,453 --> 00:02:01,163
‫و گفتم هیچ‌کس متوجه‌ی
‫گم شدن ۲۰ دلار نمی‌شه

39
00:02:01,246 --> 00:02:03,332
‫پس در حالی که داشتم
‫می‌دادمش به احمق بعدی…

40
00:02:03,415 --> 00:02:05,876
‫‏۲۰ دلاری پدرم رو کش رفتم

41
00:02:07,252 --> 00:02:08,312
‫چیز زیادی نمی‌دونستم،

42
00:02:08,336 --> 00:02:10,797
‫اما نمی‌خواستم بذارم بیلی گریس
‫پول بستنی‌هام رو ببره

43
00:02:13,675 --> 00:02:16,803
‫بگذریم… پدرم دید چیکار کردم

44
00:02:17,554 --> 00:02:20,516
‫پس بعد از مراسم گردنم رو گرفت

45
00:02:20,599 --> 00:02:23,977
‫و بردم پیش شخص بیلی گریس

46
00:02:24,520 --> 00:02:25,896
‫مجبورم کرد پول رو پس بدم

47
00:02:27,689 --> 00:02:29,358
‫بیلی اصلاً مشکلی نداشت

48
00:02:30,067 --> 00:02:31,367
‫تحقیر شده بودم

49
00:02:32,319 --> 00:02:33,779
‫وقتی رفتیم خونه…

50
00:02:35,781 --> 00:02:37,491
‫پدرم با کمربند کتکم زد

51
00:02:37,574 --> 00:02:39,701
‫و به مدت یه ماه تنبیهم کرد

52
00:02:41,662 --> 00:02:43,956
‫و خشمی وجودم رو فرا گرفته بود
‫که تا حالا حسش نکرده بودم

53
00:02:44,873 --> 00:02:46,173
‫از دست بیلی عصبانی نبودم،

54
00:02:46,375 --> 00:02:49,294
‫اصلاً به‌خاطر زرنگیش تحسینش می‌کردم

55
00:02:49,378 --> 00:02:51,255
‫از دست پدرم عصبانی بودم،

56
00:02:52,172 --> 00:02:54,341
‫پولی رو اهدا می‌کرد
‫که بدون اون از پس زندگی برنمی‌اومد،

57
00:02:54,967 --> 00:02:56,267
‫و چون احمق بود

58
00:02:58,595 --> 00:03:00,722
‫پس اون شب یواشکی زدم بیرون

59
00:03:00,806 --> 00:03:05,936
‫از پنجره‌ی یه تریلر
‫که جلوی چادر سیرک بود رفتم داخل

60
00:03:06,895 --> 00:03:09,147
‫و کل ظرف پول‌ها رو دزدیدم

61
00:03:12,192 --> 00:03:14,152
‫‏۹۴۲ دلار

62
00:03:16,864 --> 00:03:18,407
‫اون اولین سرقت واقعی عمرم بود

63
00:03:20,951 --> 00:03:23,579
‫و آخرین باری بود که با پدرم بیرون رفتم

64
00:03:26,832 --> 00:03:28,542
‫تا حالا اون داستان رو برام
‫تعریف نکرده بودی

65
00:03:30,127 --> 00:03:31,879
‫فکر کنم فراموشش کرده بودم

66
00:03:33,755 --> 00:03:36,884
‫وقتی ۲ سال زندان باشی
‫خیلی چیزها که فراموش‌شون کردی رو یادت میاد

67
00:03:38,427 --> 00:03:39,727
‫چند سالت بود؟

68
00:03:40,095 --> 00:03:41,805
‫هشت نُه سالی داشتم. نمی‌دونم

69
00:03:43,932 --> 00:03:45,350
‫اولین سرقت من رو یادته؟

70
00:03:46,810 --> 00:03:49,146
‫حقه‌ی شیشه و جعبه رو پیاده کردی

71
00:03:49,229 --> 00:03:51,398
‫من رو بیرون یه فروشگاه گذاشتی

72
00:03:51,899 --> 00:03:53,084
‫خدایا، خیلی استرس داشتم

73
00:03:53,108 --> 00:03:57,487
‫آره، می‌دونم.
‫اما زمان‌بندیت خیلی قشنگ بود

74
00:03:58,155 --> 00:04:01,825
‫این‌که اون‌طوری دقیقاً در لحظه‌ی مناسب
‫رفتی جلوی اون زن

75
00:04:01,909 --> 00:04:04,286
‫خیلی قانع‌کننده و طبیعی زمین خوردی

76
00:04:05,704 --> 00:04:08,165
‫- چقدر گیرت اومد؟ ۱۵۰ دلار؟
‫- ‏۲۲۰ دلار

77
00:04:08,248 --> 00:04:09,791
‫- ‏۲۲۰ دلار
‫- بی‌خیال

78
00:04:09,875 --> 00:04:11,175
‫درسته

79
00:04:12,044 --> 00:04:13,344
‫چند سالت بود؟

80
00:04:15,255 --> 00:04:16,555
‫‏۷

81
00:04:22,513 --> 00:04:25,849
‫می‌خوای رند رو چیکار کنیم؟
‫باهوش‌تر از چیزیه که دلم می‌خواد

82
00:04:25,933 --> 00:04:28,393
‫آره. باهامون معامله می‌کنه

83
00:04:29,728 --> 00:04:31,028
‫بهش اعتماد داری؟

84
00:04:31,480 --> 00:04:32,780
‫نه

85
00:04:33,232 --> 00:04:36,443
‫اما لازم نیست بهش اعتماد کنم.
‫می‌دونم چی می‌خواد

86
00:04:39,154 --> 00:04:40,454
‫خودت این رو یادم دادی

87
00:04:42,000 --> 00:04:53,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

88
00:05:51,261 --> 00:05:53,265
‫« بر اساس رمانی از ماریسا استیپلی »

89
00:05:56,402 --> 00:05:59,983
‫« لـاکـی »

90
00:06:12,077 --> 00:06:19,077
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

91
00:06:19,078 --> 00:06:21,611
‫[ وزارت دادگستری ]

92
00:06:47,908 --> 00:06:49,826
‫متوجه هستید که
‫حقوق‌تون براتون خونده شده

93
00:06:49,910 --> 00:06:51,912
‫و از حق حضور وکیل صرف نظر کردید؟

94
00:06:51,995 --> 00:06:53,664
‫- آره
‫- و اگه یه نوشیدنی گرم بهم بدید

95
00:06:53,747 --> 00:06:55,499
‫فکر می‌کنم آدم‌های خون‌گرمی هستید

96
00:06:55,582 --> 00:06:57,125
‫این‌طور بهتون آموزش دادن، درسته؟

97
00:07:00,212 --> 00:07:02,506
‫حساب ارز دیجیتال واقعیه

98
00:07:02,589 --> 00:07:04,883
‫الان فقط کلمات بازیابی رو می‌خوام
‫تا بتونم پول رو انتقال بدم

99
00:07:04,967 --> 00:07:06,267
‫هنوز به اون‌جا نرسیدیم

100
00:07:07,386 --> 00:07:08,686
‫- واقعاً؟
‫- آره

101
00:07:09,096 --> 00:07:10,396
‫باشه

102
00:07:13,392 --> 00:07:14,726
‫خیلی‌خب. بگو بشنویم

103
00:07:15,394 --> 00:07:19,147
‫مصونیت از هرگونه پیگرد قانونی
‫و تخفیف در مجازات برای پدرم

104
00:07:19,231 --> 00:07:20,816
‫با اون پول نمی‌تونی چنین چیزی بخری

105
00:07:21,316 --> 00:07:23,735
‫هنوز پیشنهاد ما رو نشنیدی

106
00:07:25,279 --> 00:07:26,579
‫«ما»؟

107
00:07:27,281 --> 00:07:30,617
‫منظورت از «ما» چه کساییه؟
‫این‌جا هیچ «ما»یی وجود نداره، جان

108
00:07:30,701 --> 00:07:32,202
‫هیچ چیزی نداری که من بخوام

109
00:07:32,786 --> 00:07:35,247
‫تا جایی که به تو مربوطه
‫من و لاکی یه نفر هستیم

110
00:07:35,330 --> 00:07:37,708
‫اشتباه می‌کنی. تو یه طعمه بودی

111
00:07:37,791 --> 00:07:41,920
‫و تا یه ساعت دیگه
‫برمی‌گردی به همون زندانی که توش بودی

112
00:07:42,004 --> 00:07:43,672
‫و تو هم اگه پیشنهاد بهتری ندی

113
00:07:43,755 --> 00:07:45,757
‫همراه پدرت توی همون ماشین
‫منتقل می‌شی

114
00:07:45,841 --> 00:07:47,342
‫سخنرانی خوبی بود

115
00:07:47,426 --> 00:07:49,094
‫- تنها مشکلش طرز بیانت بود
‫- واقعاً خوب نبود؟

116
00:07:49,178 --> 00:07:51,054
‫شبیه سخنرانی‌هاییه
‫که قبلاً انجام دادی

117
00:07:51,138 --> 00:07:52,723
‫شاید حتی توی همین اتاق

118
00:07:52,806 --> 00:07:55,893
‫چنین چاخان‌هایی رو
‫باید طبیعی‌تر بیان کنی

119
00:07:55,976 --> 00:07:57,477
‫با تو حرف نمی‌زدم

120
00:07:58,228 --> 00:07:59,528
‫داشتی می‌گفتی

121
00:08:00,522 --> 00:08:02,858
‫- می‌تونم پریسیلا رو گیر بندازم
‫- نمی‌تونی تضمین بدی

122
00:08:02,941 --> 00:08:05,319
‫شاید. اما بهترین شانسیه که دارید

123
00:08:05,944 --> 00:08:07,905
‫هر دو تامون می‌دونیم این تعقیب و گریز
‫اصلاً به‌خاطر من نبوده

124
00:08:07,988 --> 00:08:10,449
‫وقتی اون پول رو دزدیدی
‫پای خودت رو به ماجرا باز کردی

125
00:08:10,949 --> 00:08:13,660
‫و نمی‌تونی بهم شلیک کنی و فکر کنی
‫می‌تونی بیایی این‌جا و تصمیم‌گیری کنی

126
00:08:13,744 --> 00:08:15,204
‫- خیلی‌خب، من به کسی شلیک نکردم
‫- چی؟

127
00:08:15,287 --> 00:08:17,789
‫وقتی در جایگاه شهود ایستادی
‫دقیقاً همین‌طور حرفت رو بزن

128
00:08:17,873 --> 00:08:20,542
‫خیلی‌خب، دیگه دارید
‫مسخره‌ش رو درمیارید

129
00:08:21,126 --> 00:08:22,503
‫چه جرم‌هایی مرتکب شدن، گیتس؟

130
00:08:22,586 --> 00:08:24,796
‫فعالیت‌های مجرمانه‌ی سازمان‌یافته،
‫پول‌شویی، کلاهبرداری مالی،

131
00:08:24,880 --> 00:08:28,634
‫سرقت اموال دولتی، تبانی، جعل هویت

132
00:08:28,717 --> 00:08:30,594
‫و اینا چیزهایی هستن که الان یادمن

133
00:08:30,677 --> 00:08:33,514
‫و اینا مربوط به قبل از اینه
‫که ایالت هم به خاطر

134
00:08:33,597 --> 00:08:35,890
‫اون خوش‌گذرونی‌تون توی لاهویا
‫بخواد مجازاتت کنه

135
00:08:36,892 --> 00:08:38,192
‫حبس ابده

136
00:08:41,020 --> 00:08:42,320
‫حبس ابده

137
00:08:43,357 --> 00:08:44,657
‫لاکی

138
00:08:47,945 --> 00:08:52,783
‫تا آخر عمرت زندانی می‌شی

139
00:08:56,828 --> 00:08:59,331
‫و از اون‌جایی که تو و دخترت
‫یه نفر هستید

140
00:08:59,998 --> 00:09:01,667
‫دیگه نمی‌فرستمت به لامپوک

141
00:09:02,251 --> 00:09:04,044
‫می‌فرستمت جایی
‫که تدابیر امنیتی شدیدتری داره

142
00:09:04,127 --> 00:09:05,796
‫اِی‌دی‌اِکس فلورنس

143
00:09:06,922 --> 00:09:08,222
‫اسمش رو شنیدی، جان؟

144
00:09:09,049 --> 00:09:10,843
‫می‌دونم که شنیدی

145
00:09:11,677 --> 00:09:12,977
‫گیتس

146
00:09:13,011 --> 00:09:14,429
‫چی صداش می‌کنن؟

147
00:09:14,513 --> 00:09:17,683
‫- زندانِ آلکاترازِ کوه‌های راکی
‫- آلکاترازِ کوه‌های راکی

148
00:09:17,766 --> 00:09:21,019
‫‏۲۳ ساعت حبس کامل در روز

149
00:09:21,103 --> 00:09:23,063
‫- برو درت رو بذار
‫- چی بهم گفتی؟

150
00:09:23,146 --> 00:09:24,731
‫برو درت رو بذار

151
00:09:33,031 --> 00:09:34,331
‫خب، باشه

152
00:09:43,375 --> 00:09:44,675
‫خیلی‌خب، صبر کن

153
00:09:49,256 --> 00:09:50,883
‫بگو می‌خوای چیکار کنم

154
00:10:01,351 --> 00:10:02,936
‫می‌خوام پریسیلا رو گیر بندازی

155
00:10:03,937 --> 00:10:05,439
‫اما می‌خوام ویتاکر رو هم گیر بندازی

156
00:10:05,522 --> 00:10:06,583
‫چی؟

157
00:10:06,607 --> 00:10:08,984
‫می‌خوام خود ویتاکر پول رو بگیره

158
00:10:09,067 --> 00:10:11,570
‫باشه. اما ویتاکر هیچ‌وقت
‫خودش رو نشون نمی‌ده

159
00:10:11,653 --> 00:10:13,322
‫همیشه جوری کار می‌کنه
‫بتونه همه‌چیز رو انکار کنه

160
00:10:13,405 --> 00:10:16,116
‫خب، پس متوجهی چه مشکلی دارم

161
00:10:17,242 --> 00:10:19,411
‫می‌خوای به کشتنش بدی؟
‫خواسته‌ت همینه؟

162
00:10:19,995 --> 00:10:21,496
‫خودتون یه معامله خواستید

163
00:10:23,332 --> 00:10:24,632
‫اینم از معامله

164
00:10:25,834 --> 00:10:26,895
‫مزخرفه

165
00:10:26,919 --> 00:10:28,670
‫پریسیلا رو که گیر بندازی
‫کل تشکیلات رو گیر انداختی

166
00:10:30,506 --> 00:10:35,969
‫گیتس، نظرت چیه
جان رو ببری توی آشپزخونه؟

167
00:10:37,429 --> 00:10:38,729
‫به نظرم یه‌کم خوراکی نیاز داره

168
00:10:38,764 --> 00:10:40,766
‫نه، ممنون. گرسنه‌م نیست

169
00:10:40,849 --> 00:10:42,226
‫معلومه که گرسنه‌ته

170
00:11:02,412 --> 00:11:04,957
‫خب، از کجا مطمئن باشم مثل بار قبلی
‫نمی‌خوای دورم بزنی؟

171
00:11:05,541 --> 00:11:06,841
‫خب فکر کنم نمی‌تونی مطمئن باشی

172
00:11:12,005 --> 00:11:13,799
‫داشتم کارم رو انجام می‌دادم

173
00:11:14,758 --> 00:11:17,511
‫و اگه مجبور شدم زیر قولی
‫که به یه دزد دادم بزنم،

174
00:11:18,595 --> 00:11:19,895
‫مشکلی باهاش ندارم

175
00:11:31,279 --> 00:11:32,740
‫[ خروج ]

176
00:11:32,818 --> 00:11:34,118
‫حتی بهش فکر هم نکن

177
00:11:34,695 --> 00:11:35,995
‫به چی؟

178
00:11:36,280 --> 00:11:37,990
‫می‌بینم که داری خروجی رو
‫بررسی می‌کنی

179
00:11:39,074 --> 00:11:40,374
‫فکر کنم عادت کردم

180
00:11:41,201 --> 00:11:44,246
‫اما دخترم توی اتاق کناریه،
‫پس جایی نمی‌رم

181
00:11:44,872 --> 00:11:47,624
‫اما اگه می‌خواستم برم
‫تا الان رفته بودم

182
00:11:48,208 --> 00:11:50,002
‫همون شارلاتان همیشگی

183
00:11:50,085 --> 00:11:52,087
‫اون واژه‌ی «شارلاتان»…

184
00:11:52,171 --> 00:11:54,882
‫من یه کلاه‌بردار ساده‌ام

185
00:11:54,965 --> 00:11:56,265
‫با هم فرق دارن؟

186
00:11:56,717 --> 00:11:59,094
‫برای شارلاتان بودن باید نوآوری کنی.
‫من که نوآوری توی کارم نیست

187
00:11:59,178 --> 00:12:03,015
‫هیچ چیز معنوی‌ای توی کار نیست،
‫هیچ الهامی توی کارم نیست

188
00:12:03,098 --> 00:12:05,767
‫فقط طبیعت و غریزه‌ی بقاست

189
00:12:05,851 --> 00:12:07,686
‫راه‌های دیگه‌ای هم برای بقا وجود داره

190
00:12:08,896 --> 00:12:10,196
‫برای من نه

191
00:12:10,397 --> 00:12:12,191
‫آره، هر چیزی که دوست داری
‫باور کنی رو به خودت بگو

192
00:12:15,152 --> 00:12:17,154
‫توی لومپوک اصلاً دونات نداشتن

193
00:12:23,702 --> 00:12:25,787
‫یکی می‌خوای؟ بیا.
‫پلیس‌ها عاشق دونات هستن

194
00:12:27,998 --> 00:12:29,298
‫من پلیس نیستم

195
00:12:31,960 --> 00:12:33,629
‫هر چیزی که دوست داری
‫باور کنی رو به خودت بگو، پسر

196
00:12:34,213 --> 00:12:37,966
‫می‌خوای بهم بگی چرا یه مجرم سابقه‌دار
‫داره توی دفترم دونات می‌خوره؟

197
00:12:39,259 --> 00:12:43,305
‫دوباره بدون اطلاع من رفتی دادگستری

198
00:12:43,388 --> 00:12:46,600
‫و جان آرمسترانگ رو آزاد کردی

199
00:12:46,683 --> 00:12:47,869
‫بدون اطلاع نرفتم

200
00:12:47,893 --> 00:12:49,478
‫نه؟ خودت اسمش رو چی می‌ذاری؟

201
00:12:49,561 --> 00:12:50,896
‫بهش می‌گم کنار گذاشتن کاغذبازی

202
00:12:50,979 --> 00:12:53,273
‫پس الان سلسله مراتب فرماندهی
‫تبدیل به کاغذبازی شده

203
00:12:53,357 --> 00:12:55,484
‫فکر کنم الان مشکلت رو پیدا کردی

204
00:12:55,567 --> 00:12:58,612
‫و مشکل تو اینه که روی روال کار تمرکز می‌کنی
‫و تصویر کلی رو نمی‌بینی

205
00:12:58,695 --> 00:12:59,756
‫مراقب حرف‌هات باش، بیلی

206
00:12:59,780 --> 00:13:02,449
‫همین‌الان هم یه عالمه دلیل
‫برای اخراج کردنت دارم

207
00:13:08,121 --> 00:13:10,457
‫اون لوسیانا آرمسترانگ‌ـه

208
00:13:10,541 --> 00:13:13,627
‫یه هفته دنبالش بودم!
‫الان گرفتمش

209
00:13:13,710 --> 00:13:15,010
‫- به وسیله‌ی جان آرمسترانگ
‫- آره

210
00:13:15,087 --> 00:13:17,923
‫از جان برای بیرون کشیدن دخترش
‫استفاده کردم

211
00:13:18,006 --> 00:13:21,760
‫و ۱۰ میلیون دلار از پول‌های
‫دزدیده‌شده‌ی مالیات‌دهنده‌ها هم همراهشونه

212
00:13:21,844 --> 00:13:24,346
‫پس می‌گی برای رسیدن به هدف
‫ارزش داره هر کاری که می‌خوای بکنی؟

213
00:13:24,429 --> 00:13:25,848
‫آره، درسته.
‫آره، دقیقاً همین‌طوره

214
00:13:25,931 --> 00:13:27,975
‫وقتی پریسیلا و ویتاکر رو زندانی کنم
‫قطعاً ارزشش رو داشته

215
00:13:28,058 --> 00:13:30,060
‫خب مزخرفه!
‫اون نمی‌تونه ویتاکر رو گیر بندازه، رند

216
00:13:30,143 --> 00:13:31,770
‫معتقدم که می‌تونه!

217
00:13:38,735 --> 00:13:41,530
‫کرشا. وقتی دستگیرمون کردن
‫اون هم اون‌جا بود

218
00:13:41,613 --> 00:13:43,115
‫فکر کنم ترفیع شغلی گرفته

219
00:13:44,324 --> 00:13:45,624
‫فکر کنم

220
00:13:45,701 --> 00:13:47,119
‫انگار دل خوشی از همدیگه ندارن، نه؟

221
00:13:49,872 --> 00:13:53,083
‫خیلی‌خب، یکی از این دو اتفاق می‌افته

222
00:13:53,709 --> 00:13:55,502
‫یا رند تنها برمی‌گرده،

223
00:13:55,586 --> 00:13:57,421
‫در اون صورت می‌تونیم
‫شرایط خودمون رو تحمیل کنیم،

224
00:13:57,921 --> 00:13:59,882
‫یا کرشا همراهش میاد
‫و اگه اون اتفاق بیُفته

225
00:13:59,965 --> 00:14:02,843
‫قبل از این‌که این قهوه سرد بشه
‫من توی مسیر زندانم

226
00:14:09,141 --> 00:14:10,809
‫واقعاً فکر می‌کنی نتیجه می‌ده؟

227
00:14:10,893 --> 00:14:12,193
‫آره

228
00:14:14,855 --> 00:14:16,155
‫مسئولیتش با خودته

229
00:14:19,568 --> 00:14:21,028
‫خیلی‌خب، شروع شد

230
00:14:21,820 --> 00:14:24,907
‫- فقط عصبانیش نکن، باشه؟
‫- این رو به من می‌گی؟

231
00:14:24,990 --> 00:14:26,092
‫بذار من حرف بزنم

232
00:14:26,116 --> 00:14:27,218
‫فکر می‌کنم بهت…

233
00:14:27,242 --> 00:14:28,744
‫- بابا
‫- باشه. قبوله

234
00:14:32,998 --> 00:14:35,751
‫رئیست خوش‌حال به نظر نمی‌رسه.
‫بهتر نیست با اون حرف بزنیم؟

235
00:14:42,591 --> 00:14:43,891
‫معامله‌مون می‌شه؟

236
00:14:49,348 --> 00:14:51,558
‫آره، می‌شه

237
00:14:52,893 --> 00:14:54,937
‫اما نمی‌تونم برای کم کردن حکم جان
‫قولی بهتون بدم

238
00:14:55,020 --> 00:14:56,206
‫چند تا تماس می‌گیرم

239
00:14:56,230 --> 00:14:58,774
‫باشه، منتظر می‌مونیم

240
00:15:00,609 --> 00:15:04,279
‫در حالی که منتظری، باید با پریسیلا
‫تماس بگیری و یه دیدار ترتیب بدی

241
00:15:05,697 --> 00:15:08,158
‫نه. نمی‌تونه با پریسیلا تماس بگیره.
‫باید حضوری بره دیدنش

242
00:15:08,242 --> 00:15:10,118
‫پریسیلا تلفنی در مورد کار حرف نمی‌زنه

243
00:15:10,619 --> 00:15:12,829
‫ازم می‌خوای کاری بکنم
‫که تا حالا انجام ندادم

244
00:15:13,997 --> 00:15:15,541
‫باید توی چشم‌هام نگاه کنه
‫تا حرفم رو باور کنه

245
00:15:15,624 --> 00:15:17,376
‫- و اگه باور نکنه؟
‫- باور می‌کنه

246
00:15:18,001 --> 00:15:20,003
‫ببین، من بیشتر از تو
‫می‌خوام این کار انجام بشه

247
00:15:26,260 --> 00:15:31,014
‫خیلی‌خب، می‌رم چند تا تماس بگیرم
‫ببینم می‌تونم یه قاضی برای همکاری پیدا کنم یا نه

248
00:15:31,098 --> 00:15:32,724
‫شما دو نفر رو می‌فرستم توی یه هتل

249
00:15:32,808 --> 00:15:36,270
‫می‌خوام دو نفر ۲۴ ساعته
‫جلوی در نگهبانی بدن

250
00:15:36,271 --> 00:15:39,591
‫[ وستین ]

251
00:15:40,440 --> 00:15:41,740
‫فرار نمی‌کنیم

252
00:15:41,817 --> 00:15:44,194
‫خیال‌مون راحت شد.
‫دیگه نیازی به نگهبان نیست

253
00:15:48,115 --> 00:15:49,825
‫می‌خوام معامله‌مون کتبی باشه

254
00:15:50,325 --> 00:15:52,286
‫و به صورت رسمی
‫توسط تو و کرشا امضا بشه

255
00:15:52,369 --> 00:15:53,829
‫همین؟

256
00:15:55,080 --> 00:15:56,380
‫آره

257
00:16:01,753 --> 00:16:03,053
‫ممنون

258
00:16:08,886 --> 00:16:11,430
‫فکر کنید خونه‌ی خودتونه.
‫تا وقتی ماجرا به پایان برسه قراره این‌جا باشید

259
00:16:11,513 --> 00:16:13,140
‫خب، چقدر باکلاسه

260
00:16:16,185 --> 00:16:18,729
‫می‌دونم نیاز نیست این رو بگم،

261
00:16:18,812 --> 00:16:20,814
‫اما جلوی در می‌مونم، باشه؟

262
00:16:20,898 --> 00:16:22,983
‫ممنون. اگه چیزی نیاز داشتیم
‫حتماً در می‌زنیم

263
00:16:24,693 --> 00:16:25,993
‫آره، اون کار رو بکنید

264
00:16:38,332 --> 00:16:39,632
‫حالت خوبه؟

265
00:16:42,044 --> 00:16:43,344
‫آره

266
00:16:45,631 --> 00:16:49,676
‫فقط… می‌دونی، سکوت، فضا…

267
00:16:51,762 --> 00:16:53,096
‫ازش لذت می‌برم

268
00:16:55,974 --> 00:16:57,274
‫دیگه زندان نمی‌ری

269
00:16:58,060 --> 00:16:59,520
‫فعلاً مطمئن نیستیم

270
00:17:00,479 --> 00:17:01,779
‫من مطمئنم

271
00:17:07,236 --> 00:17:09,488
‫یادته در مورد اقیانوس برام تعریف می‌کردی؟

272
00:17:12,074 --> 00:17:16,203
‫این‌که بعضی از آدم‌ها توی کل عمرشون
‫نمی‌تونن اقیانوس رو ببینن،

273
00:17:16,286 --> 00:17:18,997
‫اما ما نمی‌خواستیم از اون آدم‌ها باشیم

274
00:17:21,708 --> 00:17:23,252
‫خیلی جابه‌جا می‌شدیم، اما…

275
00:17:25,253 --> 00:17:27,005
‫یه روزی بالاخره یه جا مستقر می‌شیم

276
00:17:28,799 --> 00:17:32,344
‫نه فقط به‌خاطر این‌که دلمون می‌خواد،
‫چون دیگه جایی برای رفتن نیست

277
00:17:35,430 --> 00:17:37,182
‫«یه روز، لاکی،

278
00:17:38,767 --> 00:17:42,354
‫پامون رو توی شن‌ها می‌ذاریم
‫و به اقیانوس بزرگ و آبی نگاه می‌کنیم…

279
00:17:45,190 --> 00:17:47,067
‫و بالاخره آروم می‌گیریم»

280
00:17:52,990 --> 00:17:54,867
‫من برای آروم گرفتن آماده‌م، بابا

281
00:18:00,539 --> 00:18:03,792
‫می‌خوام برم حموم و تا وقتی
‫آب گرم قطع نشه بیرون نمیام

282
00:18:41,205 --> 00:18:42,998
‫امروز واقعاً عالی بودی

283
00:18:45,125 --> 00:18:46,425
‫اون‌قدر عالی رند رو کنترل کردی

284
00:18:47,544 --> 00:18:49,588
‫واقعاً بی‌نظیر بود

285
00:18:52,132 --> 00:18:54,635
‫- اهرم فشار داشتم
‫- پول رو می‌گی؟

286
00:18:54,718 --> 00:18:57,679
‫آره، اهرم فشار داشتی،
‫اما اون هم داشت

287
00:18:57,763 --> 00:18:59,181
‫توی دفتر اون کنار همکارهاش بودیم

288
00:19:00,015 --> 00:19:01,683
‫و وقتی تهدیدت کرد که زندانیت می‌کنه…

289
00:19:02,684 --> 00:19:05,729
‫خیلی‌ها توی اون لحظه تسلیم می‌شن
‫و معامله‌ی بدتری رو می‌پذیرن

290
00:19:06,647 --> 00:19:10,734
‫عالی نقشت رو بازی کردی،
‫کاری کردی فکر کنه کنترل اوضاع دست اونه

291
00:19:15,405 --> 00:19:16,865
‫بهت افتخار می‌کنم، بچه‌جون

292
00:19:21,703 --> 00:19:23,003
‫نقشه چیه؟

293
00:19:23,664 --> 00:19:24,964
‫منظورت چیه؟

294
00:19:25,541 --> 00:19:28,252
‫ویتاکر و پریسیلا رو گیر می‌اندازیم،
‫و بعدش می‌ریم پِی زندگی‌مون

295
00:19:28,335 --> 00:19:30,671
‫نه، نه. پول رو می‌گم

296
00:19:32,422 --> 00:19:33,722
‫نقشه‌ای در کار نیست

297
00:19:34,466 --> 00:19:35,766
‫پول هم بخشی از معامله‌ست

298
00:19:36,426 --> 00:19:37,726
‫تا این‌که نباشه

299
00:19:40,138 --> 00:19:41,438
‫نه

300
00:19:41,682 --> 00:19:43,141
‫- لاکی…
‫- نه

301
00:19:43,225 --> 00:19:44,452
‫حتی بهش فکر هم نکن

302
00:19:44,476 --> 00:19:46,520
‫معلومه که بهش فکر می‌کنم.
‫پول منه

303
00:19:46,603 --> 00:19:48,730
‫- نمی‌تونی همین‌طوری بدیش بره
‫- همین‌طوری نمی‌دمش بره

304
00:19:48,814 --> 00:19:50,232
‫دارم آزادی‌مون رو می‌خرم

305
00:19:50,774 --> 00:19:52,192
‫کی می‌خواد آزاد و فقیر باشه؟

306
00:19:52,276 --> 00:19:53,576
‫من می‌خوام

307
00:19:54,236 --> 00:19:55,988
‫به نظرم حداقل باید
‫در موردش حرف بزنیم

308
00:19:56,071 --> 00:19:59,616
‫نه. نمی‌ذارم گند بزنی به زندگیم.
‫به زندگی‌مون

309
00:19:59,700 --> 00:20:01,243
‫این بار نه. نه

310
00:20:01,326 --> 00:20:03,370
‫منظورت چیه؟ چرا گند بزنم بهش؟

311
00:20:03,453 --> 00:20:05,581
‫چون همیشه این کار رو می‌کنی

312
00:20:07,583 --> 00:20:10,419
‫تمام زندگیم همین کار رو می‌کردی

313
00:20:11,545 --> 00:20:14,673
‫فرار می‌کنیم، ذخیره می‌کنیم،
‫دزدی می‌کنیم، و وقتی زندگی خوبی در جریانه،

314
00:20:14,756 --> 00:20:18,218
‫می‌دونی، زندگی‌ای که می‌تونه
‫دووم بیاره و یه‌کم ثبات بهم بده،

315
00:20:18,302 --> 00:20:21,513
‫تو دوباره حریص می‌شی
‫و همه‌چیز نابود می‌شه

316
00:20:21,597 --> 00:20:22,897
‫مزخرفه!

317
00:20:24,016 --> 00:20:27,352
‫اصلاً می‌دونی بزرگ شدن
‫با چنین پدری چقدر سخت بوده؟

318
00:20:28,103 --> 00:20:30,314
‫اصلاً می‌دونی چقدر سختی کشیدم؟

319
00:20:30,397 --> 00:20:33,192
‫چی… چی می‌گی؟

320
00:20:33,275 --> 00:20:35,110
‫دوران بچگی خیلی خوبی داشتی

321
00:20:35,194 --> 00:20:37,738
‫می‌دونی چند تا بچه حاضرن آدم بکشن
‫تا زندگی تو رو تجربه کنن؟

322
00:20:37,821 --> 00:20:39,781
‫- یا خدا. امکان نداره جدی بگی
‫- به نظرت چند تا پدر

323
00:20:39,865 --> 00:20:43,285
‫اون‌قدر که من برات وقت گذاشتم
‫برای بچه‌شون وقت می‌ذارن؟

324
00:20:43,368 --> 00:20:45,871
‫روز به روز، سال به سال؟

325
00:20:45,954 --> 00:20:47,998
‫بذار کمکت کنم. هیچ پدری

326
00:20:48,081 --> 00:20:49,666
‫وقتی ۸ ساله بودی

327
00:20:49,750 --> 00:20:52,211
‫چیزهایی رو دیده و تجربه کرده بودی
‫که بیشتر جوون‌ها تجربه نکرده بودن

328
00:20:52,294 --> 00:20:55,631
‫- همیشه من رو داشتی
‫- اما فقط همون رو داشتم

329
00:20:56,673 --> 00:20:57,734
‫تنها بودم

330
00:20:57,758 --> 00:20:58,943
‫- خوش‌حال بودی
‫- بابا…

331
00:20:58,967 --> 00:21:03,013
‫ببین، نمی‌دونم چندین سال گذشته
‫چه دروغ‌هایی به خودت می‌گفتی،

332
00:21:03,096 --> 00:21:07,351
‫اما هیچ‌وقت نمی‌تونی قانعم کنی
‫که بچه‌ی خوش‌حالی نبودی، چون خودم دیدمت

333
00:21:07,434 --> 00:21:10,020
‫- خودم بزرگت کردم
‫- و چیزی که توی ذهنت دوست داشتی رو می‌دیدی

334
00:21:10,896 --> 00:21:14,233
‫و اگه تلاش می‌کردم در مورد چیزهایی
‫که می‌خواستم باهات حرف بزنم…

335
00:21:14,316 --> 00:21:19,238
‫مثلاً یه خونه یا یه تخت یا چند تا دوست،
‫بحث رو عوض می‌کردی

336
00:21:19,321 --> 00:21:22,366
‫یا اون‌قدر بهت برمی‌خورد که مجبور می‌شدم
‫بی‌خیال بشم تا حالت بهتر بشه

337
00:21:22,449 --> 00:21:24,660
‫خیلی‌خب، باید می‌رفتم مدرسه

338
00:21:24,743 --> 00:21:27,329
‫و جبر یاد می‌گرفتم
‫و به پسرها علاقه‌مند می‌شدم

339
00:21:27,412 --> 00:21:30,332
‫در عوض کنار تو انواع حقه‌های
‫کلاه‌برداری رو یاد می‌گرفتم

340
00:21:30,415 --> 00:21:34,002
‫می‌فهمی که من هر شب
‫از خواب بیدار می‌شم

341
00:21:34,086 --> 00:21:37,464
‫و مطمئنم که با عجله میایی
‫و بهم می‌گی باید وسایلم رو جمع کنم

342
00:21:37,548 --> 00:21:40,217
‫و سوار ماشین بشم
‫چون اجاره رو پرداخت نکردی

343
00:21:40,801 --> 00:21:44,388
‫یا توی قمار باختی،
‫یا توی کلاه‌برداری گند زدی؟

344
00:21:44,471 --> 00:21:46,306
‫می‌ترسیدم، بابا

345
00:21:47,474 --> 00:21:50,310
‫وحشت‌زده بودم که این بار دیگه می‌گیرنت
‫و زندانی می‌شی

346
00:21:50,394 --> 00:21:52,271
‫و من تک و تنها می‌شم

347
00:21:53,230 --> 00:21:55,399
‫می‌دونی چند نفر ازم متنفرن…

348
00:21:56,733 --> 00:21:59,903
‫ازم متنفرن، و حتی اسمم رو نمی‌دونن؟

349
00:21:59,987 --> 00:22:02,531
‫- لاکی…
‫- لاکی حتی اسم واقعیم هم نیست!

350
00:22:04,533 --> 00:22:09,121
‫همیشه مطمئن بودی که دزدی بعدی
‫همون دزدی بزرگه که می‌خوای،

351
00:22:09,204 --> 00:22:11,039
‫ولی هیچ‌وقت اون اتفاق نیُفتاد

352
00:22:11,123 --> 00:22:12,457
‫چرا، افتاد!

353
00:22:12,958 --> 00:22:15,377
‫همین ۱۰ میلیون دلاریه
‫که می‌خوای بدیش بره

354
00:22:15,460 --> 00:22:18,463
‫‏۱۰ میلیون دلاری که از یه تبهکار دزدیدی؟

355
00:22:19,089 --> 00:22:22,134
‫به‌خاطر اون کارت توی این بدبختی افتادیم

356
00:22:22,217 --> 00:22:24,261
‫همون‌طور که دو سال پیش
‫با اون کلاه‌برداری بنزین بیچاره شدیم

357
00:22:24,344 --> 00:22:27,931
‫و دقیقاً مثل اون موقع،
‫دوباره من باید از دست خودت نجاتت بدم

358
00:22:28,015 --> 00:22:29,200
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

359
00:22:29,224 --> 00:22:31,351
‫هیچ‌کس رو نجات ندادی.
‫دستگیر شدم

360
00:22:31,435 --> 00:22:34,021
‫فکر می‌کنی چطور اِف‌بی‌آی
‫یه پرونده علیه پریسیلا تشکیل داد؟

361
00:22:35,000 --> 00:22:42,000


362
00:22:43,655 --> 00:22:44,955
‫کار تو بود؟

363
00:22:46,992 --> 00:22:48,052
‫پات رو از گلیمت درازتر کرده بودی

364
00:22:48,076 --> 00:22:50,204
‫ویتاکر داشت برات نقشه می‌کشید،
‫و اصلاً متوجه نبودی

365
00:22:50,287 --> 00:22:53,540
‫پس… آره، با رند همکاری کردم

366
00:23:00,547 --> 00:23:02,007
‫تو من رو تحویل‌شون دادی؟

367
00:23:02,090 --> 00:23:04,593
‫نه… پریسیلا رو تحویل‌شون دادم

368
00:23:05,427 --> 00:23:08,263
‫- می‌دونستی چی می‌شه
‫- بهم گفت فقط اون رو دستگیر می‌کنه

369
00:23:08,347 --> 00:23:10,098
‫- و باور کردی؟
‫- آره

370
00:23:10,182 --> 00:23:13,060
‫پس احمقی!

371
00:23:25,197 --> 00:23:26,497
‫تو…

372
00:23:35,707 --> 00:23:37,209
‫همه‌چیز رو ازم گرفتی

373
00:23:55,018 --> 00:23:56,318
‫خسته‌م

374
00:23:58,480 --> 00:24:00,482
‫فکر کنم دیگه می‌خوام بخوابم

375
00:24:00,566 --> 00:24:01,866
‫بابا…

377
00:24:18,458 --> 00:24:21,753
‫می‌دونم فکر می‌کنی از پسش برمیایی،

378
00:24:22,963 --> 00:24:24,965
‫اما پریسیلا قبلاً فریبت رو خورده

379
00:24:27,176 --> 00:24:29,303
‫پس مأمور می‌فرستیم
‫بیرون منتظر باشن

380
00:24:29,386 --> 00:24:31,638
‫بهت گفتم، باید تنها برم

381
00:24:32,139 --> 00:24:35,559
‫و منم بهت گفتم که باید مطمئن بشم
‫بعدش برمی‌گردی

382
00:24:36,185 --> 00:24:38,604
‫توی ماشین ردیاب هست
‫و چندین نفر تعقیبت می‌کنن

383
00:24:38,687 --> 00:24:39,987
‫قابل مذاکره هم نیست

384
00:24:44,860 --> 00:24:46,820
‫فکر کنم کلی حرف با هم داشتید

385
00:24:52,784 --> 00:24:54,328
‫فکر می‌کنم بهش گفتی

386
00:24:57,915 --> 00:25:00,125
‫خیلی‌خب، بیایید دیگه اون
‫زخم کهنه رو باز نکنیم، باشه؟

387
00:25:00,209 --> 00:25:03,003
‫خب، حتی خوابش رو هم نمی‌بینم.
‫چند تا برگه رو باید امضا کنم؟

388
00:25:03,086 --> 00:25:04,386
‫این‌جا

389
00:25:35,244 --> 00:25:36,544
‫خب…

390
00:25:36,912 --> 00:25:38,580
‫دیگه می‌خوام برگردم به هتل

391
00:25:40,040 --> 00:25:41,917
‫تا وقتی لاکی برگرده
‫باید همین‌جا بمونی

392
00:25:43,335 --> 00:25:47,756
‫گیتس با بچه‌های تیمی که قراره
‫ببرنت به ملیبو آشنات می‌کنه

393
00:25:47,840 --> 00:25:49,883
‫یه دیدار توی هتل ریجنسی ترتیب می‌دی

394
00:25:49,967 --> 00:25:51,718
‫حله؟

395
00:25:51,802 --> 00:25:53,679
‫- حله
‫- برو

396
00:26:01,395 --> 00:26:02,695
‫بعداً می‌بینمت

397
00:26:19,663 --> 00:26:22,124
‫دخترت رو دوباره وارد ماجرا کردی،
‫مگه نه، جان؟

398
00:26:22,833 --> 00:26:24,133
‫اون کار رو نکن

399
00:26:24,626 --> 00:26:26,837
‫وانمود نکن بهش اهمیت می‌دی

400
00:26:26,920 --> 00:26:28,839
‫فقط داری ازش استفاده می‌کنی
‫تا به خواسته‌ت برسی

401
00:26:28,922 --> 00:26:32,009
‫همون‌طور که دو سال پیش
‫ازش استفاده کردی

402
00:26:32,092 --> 00:26:36,305
‫می‌فرستیش توی دهن شیر
‫و حتی یه لحظه هم بهش فکر نمی‌کنی

403
00:26:38,432 --> 00:26:40,434
‫بچه داری، مأمور رند؟

404
00:26:41,977 --> 00:26:43,896
‫زن جاه‌طلبی مثل تو توی چنین حرفه‌ای

405
00:26:43,979 --> 00:26:46,940
‫شرط می‌بندم همیشه کارش رو
‫به خانواده‌ش ترجیح می‌ده

406
00:26:47,566 --> 00:26:49,484
‫فقط کارش اهمیت داره

407
00:26:50,068 --> 00:26:51,945
‫کارش یه کار معمولی نیست

408
00:26:52,029 --> 00:26:54,448
‫آخه انجام وظیفه‌ست، مگه نه؟

409
00:26:56,992 --> 00:26:58,327
‫همه‌تون مثل همید

410
00:27:01,830 --> 00:27:03,130
‫بچه‌هات…

411
00:27:03,665 --> 00:27:06,835
‫شرط می‌بندم ازت متنفرن

412
00:27:08,128 --> 00:27:10,380
‫و شرط می‌بندم از اون تنفرهای عادی نیست
‫که نوجوون‌ها حس می‌کنن

413
00:27:10,464 --> 00:27:12,799
‫یه نفرت واقعیه

414
00:27:13,634 --> 00:27:20,390
‫یه نفرت عمیق که نتیجه‌ی
‫سال‌ها کنار گذاشته شدن توسط مادره

415
00:27:20,474 --> 00:27:22,518
‫اونم به‌خاطر شغل و کار مهمش

416
00:27:24,186 --> 00:27:25,486
‫مگه نه؟

417
00:27:27,314 --> 00:27:30,234
‫شاید این وجه مشترک من و توئه، جان

418
00:27:30,317 --> 00:27:31,652
‫واقعاً؟ چی؟

419
00:27:33,070 --> 00:27:36,240
‫کار برای هر دو تامون
‫از بچه‌هامون مهم‌تره

420
00:27:41,453 --> 00:27:44,790
‫اما… بذار تفاوتش رو بهت بگم

421
00:27:46,875 --> 00:27:50,379
‫من بچه‌م رو تبدیل به وسیله‌ای
‫برای پول درآوردن نکردم

422
00:27:53,590 --> 00:27:54,890
‫درست می‌گی

423
00:27:56,593 --> 00:27:57,893
‫اهمیت نمی‌دم

424
00:27:58,887 --> 00:28:01,056
‫اما اگه اتفاقی هم براش بیُفته…

425
00:28:02,766 --> 00:28:04,476
‫من امشب با خیال راحت می‌خوابم

426
00:28:05,561 --> 00:28:07,187
‫چون به‌خاطر تو چنین کاری می‌کنه

427
00:28:07,271 --> 00:28:08,571
‫مسئولیتش با توئه

428
00:28:10,524 --> 00:28:11,824
‫همه‌ش گردن توئه

429
00:28:52,816 --> 00:28:55,152
‫آدم با تو که باشه هیچ‌وقت
‫حوصله‌ش سر نمی‌ره، نه؟

430
00:28:56,111 --> 00:28:57,213
‫می‌تونم ببینمش؟

431
00:28:57,237 --> 00:28:58,822
‫از کجا می‌دونی خونه‌ست؟

432
00:28:59,364 --> 00:29:00,741
‫چون تو این‌جایی

433
00:29:03,660 --> 00:29:05,037
‫توی اصطبله

434
00:29:06,955 --> 00:29:08,457
‫چطور پیداش کردی؟

435
00:29:09,333 --> 00:29:11,293
‫کری یه سری سرنخ برام گذاشته بود

436
00:29:12,336 --> 00:29:14,254
‫فقط یه‌کم طول کشید تا متوجه بشم

437
00:29:15,464 --> 00:29:17,549
‫همیشه تو آدم باهوشه بودی

438
00:29:18,467 --> 00:29:20,636
‫فقط نمی‌خواستم
‫مورد سوءاستفاده قرار بگیرم

439
00:29:20,719 --> 00:29:22,019
‫عزیزم،

440
00:29:22,304 --> 00:29:25,724
‫تمام زندگیت پدرت
‫ازت سوءاستفاده می‌کرده

441
00:29:26,808 --> 00:29:28,310
‫حداقل ازم دزدی نکرد

442
00:29:29,269 --> 00:29:32,314
‫نه، کری ازت دزدی کرد، نه؟

443
00:29:33,774 --> 00:29:37,945
‫پس به این نتیجه رسیدیم که هر دو تامون
‫در برابر مردهای پست نقطه ضعف داریم

444
00:29:38,028 --> 00:29:39,328
‫پسرت بود

445
00:29:43,116 --> 00:29:44,416
‫آره، دوستش داشتم

446
00:29:45,452 --> 00:29:48,705
‫اما بذار روراست باشیم،
‫کری از پس تو برنمی‌اومد

447
00:29:48,789 --> 00:29:50,089
‫ببخشید

448
00:29:53,418 --> 00:29:54,920
‫شاید همینش رو دوست داشتی

449
00:29:55,003 --> 00:29:56,672
‫من عاشقش بودم

450
00:29:59,633 --> 00:30:02,094
‫عشق توی دنیای کوچیک خودمون
‫یه تجمل محسوب می‌شه

451
00:30:02,177 --> 00:30:06,223
‫اگه قبلاً این رو نمی‌دونستی، عزیزم،
‫الان دیگه می‌دونی

452
00:30:07,349 --> 00:30:08,649
‫من توی دنیای شما زندگی نمی‌کنم

453
00:30:09,017 --> 00:30:10,317
‫معلومه که توی دنیای مایی

454
00:30:10,769 --> 00:30:12,437
‫همین چند وقت پیش فکر می‌کردی
‫توی دنیای ما نیستی،

455
00:30:12,521 --> 00:30:15,399
‫اما ببین، الان این‌جا جلوی من ایستادی

456
00:30:16,733 --> 00:30:19,570
‫منم وقتی جوون بودم
‫مثل تو توهم می‌زدم

457
00:30:20,320 --> 00:30:23,407
‫فکر می‌کردم می‌تونم آدم دیگه‌ای باشم،
‫آدم بهتری باشم

458
00:30:23,490 --> 00:30:26,910
‫اما قضیه اینه…
‫و این باید خیلی واضح باشه،

459
00:30:26,994 --> 00:30:30,664
‫در نهایت متوجه می‌شی هر جایی
‫که بری، هنوز خودت هستی

460
00:30:31,373 --> 00:30:33,584
‫نمی‌خوای از یه مکان فرار کنی، لاکی

461
00:30:33,667 --> 00:30:35,878
‫حتی سعی نمی‌کنی از زندگی فرار کنی

462
00:30:35,961 --> 00:30:37,838
‫می‌خوای از شخصیتی که داری فرار کنی

463
00:30:39,214 --> 00:30:41,508
‫فقط به این دلیل که
‫از خودت خوشت نمیاد

464
00:30:42,384 --> 00:30:44,803
‫به این معنی نیست
‫که می‌تونی از خودت فرار کنی

465
00:30:48,390 --> 00:30:50,559
‫مطمئنم می‌دونی این حقیقت داره

466
00:30:52,269 --> 00:30:53,569
‫آره

467
00:30:53,896 --> 00:30:55,196
‫شاید حق با توئه

468
00:30:56,648 --> 00:31:00,402
‫یا شاید این چیزیه که به خودت می‌گی
‫وقتی توی خونه‌ی بزرگ تنهایی،

469
00:31:00,485 --> 00:31:02,571
‫و کارهای وحشتناکی که
‫انجام دادی رو توجیه می‌کنی

470
00:31:04,615 --> 00:31:07,117
‫زودتر از چیزی که فکر می‌کنی
‫تبدیل به آدمی مثل من می‌شی

471
00:31:08,160 --> 00:31:09,460
‫پولم کجاست؟

472
00:31:09,661 --> 00:31:11,038
‫یه جای امن

473
00:31:11,121 --> 00:31:12,182
‫باشه

474
00:31:12,206 --> 00:31:13,707
‫نقشه‌ت چیه؟

475
00:31:13,790 --> 00:31:15,090
‫نقشه‌ای در کار نیست

476
00:31:15,375 --> 00:31:16,675
‫نمی‌خوامش

477
00:31:17,503 --> 00:31:19,421
‫پس بدش بهم و برو پِی کارت

478
00:31:19,505 --> 00:31:21,173
‫خب نه. پول وِین‌ـه

479
00:31:21,882 --> 00:31:23,634
‫می‌خوام شخصاً بدمش به خودش

480
00:31:24,593 --> 00:31:25,820
‫من اون کار رو انجام می‌دم

481
00:31:25,844 --> 00:31:27,179
‫نه

482
00:31:27,262 --> 00:31:28,562
‫باید خودم انجامش بدم

483
00:31:29,223 --> 00:31:30,492
‫آره، با کسی دیدار نمی‌کنه

484
00:31:30,516 --> 00:31:31,816
‫این بار می‌کنه

485
00:31:34,937 --> 00:31:36,237
‫عوضی کوچولو

486
00:31:36,313 --> 00:31:38,232
‫نمی‌تونی برای وین ویتاکر
‫شرط تعیین کنی…

487
00:31:38,315 --> 00:31:39,615
‫امروز می‌کنم

488
00:31:40,192 --> 00:31:42,986
‫باید توی چشم‌هاش نگاه کنم،
‫همون‌طور که الان توی چشم‌های تو نگاه می‌کنم،

489
00:31:43,070 --> 00:31:45,155
‫و بهش بگم که یه مهره‌ی سوخته نیستم

490
00:31:45,656 --> 00:31:48,242
‫و این‌که دارم پول آزادی
‫و نجات جونم رو پرداخت می‌کنم

491
00:31:49,701 --> 00:31:51,036
‫با پول خودش؟

492
00:31:53,080 --> 00:31:54,998
‫فکر می‌کنی چطور می‌شه؟

493
00:31:58,794 --> 00:32:00,094
‫باید متقاعدش کنم

494
00:32:00,504 --> 00:32:01,839
‫خوبه

495
00:32:01,922 --> 00:32:03,222
‫پس خودت هم بیا

496
00:32:09,721 --> 00:32:11,021
‫قبول نمی‌کنه

497
00:32:11,598 --> 00:32:13,892
‫معلومه که می‌کنه.
‫اگه قانعش کنی

498
00:32:14,434 --> 00:32:16,562
‫این یه مذاکره نیست، پریسیلا

499
00:32:17,187 --> 00:32:20,482
‫یا خودم پول رو می‌دم بهش،
‫یا اصلاً به پولش نمی‌رسه

500
00:32:21,900 --> 00:32:23,318
‫بهت اعتماد ندارم

501
00:32:24,236 --> 00:32:25,821
‫برام مهم نیست

502
00:32:39,001 --> 00:32:40,301
‫خیلی‌خب

503
00:32:40,627 --> 00:32:41,927
‫باهاش صحبت می‌کنم

504
00:32:43,505 --> 00:32:44,882
‫فردا صبح

505
00:32:45,716 --> 00:32:48,427
‫هتل ریجنسی. بلدیش؟

506
00:32:48,510 --> 00:32:51,263
‫بلدمش. اما اون‌جا دیدار نمی‌کنیم

507
00:32:51,346 --> 00:32:52,646
‫چرا؟

508
00:32:52,723 --> 00:32:55,058
‫خب، چون تو پیشنهادش دادی

509
00:32:55,142 --> 00:32:58,604
‫اگه قبول کنه، که خیلی بعیده،
‫خودش مکان رو انتخاب می‌کنه

510
00:33:02,941 --> 00:33:04,241
‫امیدوارم انعطاف‌پذیر باشی

511
00:33:07,112 --> 00:33:08,447
‫منتظر تماست می‌مونم

512
00:33:17,122 --> 00:33:19,291
‫می‌دونی، یه چیزی آزارم می‌ده

513
00:33:20,626 --> 00:33:22,461
‫از کجا فهمیدی کری توی لاهویاست؟

514
00:33:24,963 --> 00:33:26,507
‫وین پیداش کرد

515
00:33:26,590 --> 00:33:28,634
‫همون‌طوری که تو رو پیدا می‌کنه
‫اگه دورش بزنی

516
00:33:32,304 --> 00:33:35,891
‫آره، همون‌طور که گفتم، لاکی،
‫هر جایی که بری، هنوز خودت هستی

517
00:33:56,411 --> 00:33:58,121
‫- ساعت رو نگاه می‌کنی؟
‫- می‌بینمش

518
00:33:59,665 --> 00:34:01,708
‫وانمود نکن دلت نمی‌خواد
‫موقعیت ردیاب رو ببینی

519
00:34:01,792 --> 00:34:03,092
‫نیازی نیست

520
00:34:03,669 --> 00:34:05,712
‫پس واقعاً فکر می‌کنی انجامش می‌ده؟

521
00:34:07,005 --> 00:34:09,591
‫گیتس، رابطه‌ت با پدرت چطور بود؟

522
00:34:09,675 --> 00:34:10,975
‫پدرم؟

523
00:34:11,760 --> 00:34:13,060
‫آره

524
00:34:14,763 --> 00:34:16,348
‫فکر کنم خوب بود

525
00:34:19,351 --> 00:34:21,436
‫خب پس درک نمی‌کنی

526
00:34:53,927 --> 00:34:55,304
‫چطور پیش رفت؟

527
00:34:55,387 --> 00:34:56,687
‫خوب بود

528
00:34:57,139 --> 00:34:58,439
‫فکر کنم

529
00:34:59,099 --> 00:35:00,399
‫فکر کنی؟

530
00:35:00,601 --> 00:35:01,901
‫یه دیدار ترتیب می‌ده

531
00:35:02,728 --> 00:35:04,313
‫هتل رو قبول کرد؟

532
00:35:04,897 --> 00:35:06,440
‫آره، در مورد اون قضیه…

533
00:35:08,066 --> 00:35:09,568
‫داشت امتحانم می‌کرد

534
00:35:09,651 --> 00:35:11,486
‫اگه اصرار می‌کردم متوجه می‌شد
‫که یه تله‌ست

535
00:35:11,570 --> 00:35:13,572
‫- پس…
‫- خیلی‌خب، پس کجا قراره ببینی‌شون؟

536
00:35:13,655 --> 00:35:15,574
‫بهم خبر می‌ده

537
00:35:19,077 --> 00:35:20,704
‫باید فی‌البداهه کار کنیم

538
00:35:20,787 --> 00:35:21,973
‫شرمنده

539
00:35:21,997 --> 00:35:23,297
‫بمون همین‌جا

540
00:35:23,665 --> 00:35:24,965
‫باید یه تماس بگیرم

541
00:35:53,153 --> 00:35:54,453
‫ممنون

542
00:36:07,709 --> 00:36:09,009
‫قبول کرد؟

543
00:36:12,923 --> 00:36:14,223
‫آره

544
00:36:17,553 --> 00:36:18,853
‫سعی کرد وارد سرت بشه؟

545
00:36:22,516 --> 00:36:23,816
‫از قبل وارد شده

546
00:36:24,643 --> 00:36:26,395
‫باور کن می‌دونم منظورت چیه

547
00:36:29,648 --> 00:36:31,066
‫می‌خوام برم یه دوش بگیرم

548
00:36:33,318 --> 00:36:34,618
‫هی

549
00:36:40,409 --> 00:36:41,994
‫مامانت فوت کرد و…

550
00:36:44,246 --> 00:36:47,875
‫من با یه آدم کوچولو تنها موندم

551
00:36:48,417 --> 00:36:50,377
‫و براش آماده نبودم، می‌دونی؟

552
00:36:51,503 --> 00:36:52,963
‫نمی‌دونستم چی نیاز داری

553
00:36:53,046 --> 00:36:55,090
‫پس کاری رو انجام دادم
‫که توش حرفه‌ای بودم

554
00:36:55,174 --> 00:36:58,051
‫بهت راه و رسم بقا توی
اون زندگی رو یاد دادم

555
00:36:58,635 --> 00:37:02,139
‫بعداً درک کردم

556
00:37:03,223 --> 00:37:05,726
‫که نباید راه و رسم بقا
‫توی اون زندگی رو یادت می‌دادم،

557
00:37:05,809 --> 00:37:10,314
‫باید یه راهی پیدا می‌کردم
‫تا از اون زندگی خارجت کنم

558
00:37:12,482 --> 00:37:14,776
‫باید یه راهی پیدا می‌کردم
‫تا زندگی بهتری برات رقم بزنم

559
00:37:16,153 --> 00:37:17,863
‫می‌دونم مامانت اگه زنده می‌موند
‫اون کار رو می‌کرد

560
00:37:20,449 --> 00:37:22,993
‫بگذریم، من… واقعاً متأسفم، بچه‌جون

561
00:37:23,535 --> 00:37:27,414
‫متأسفم که الان دارم متوجه می‌شم
‫چه پدر مزخرفی بودم

562
00:37:31,001 --> 00:37:33,795
‫من… نباید اون حرف‌ها رو می‌زدم

563
00:37:33,879 --> 00:37:35,839
‫نه، حق با تو بود

564
00:37:37,424 --> 00:37:39,051
‫در مورد همه‌چیز

565
00:37:44,640 --> 00:37:47,392
‫- بابا…
‫- همیشه افتخار می‌کردم

566
00:37:47,476 --> 00:37:48,936
‫که اون‌قدر شبیه من هستی،

567
00:37:49,645 --> 00:37:54,316
‫اما چیزی که باعث می‌شه
‫خیلی بیشتر بهت افتخار کنم…

568
00:37:55,275 --> 00:37:59,988
‫اینه که در خیلی از جهات
‫اصلاً شبیه من نیستی، می‌دونی؟

569
00:38:01,448 --> 00:38:03,325
‫از همه‌نظر از من بهتری

570
00:38:06,453 --> 00:38:07,913
‫و فقط می‌خوام بدونی…

571
00:38:08,664 --> 00:38:11,083
‫هر چقدر هم که زندگی داغون بوده،

572
00:38:11,166 --> 00:38:13,710
‫به‌خاطر این نبوده که
‫به اندازه‌ی کافی دوستت ندارم

573
00:38:13,794 --> 00:38:16,171
‫دوستت داشتم و دارم

574
00:38:16,255 --> 00:38:17,631
‫و همیشه خواهم داشت

575
00:39:13,353 --> 00:39:14,688
‫سلام؟

576
00:39:16,940 --> 00:39:18,240
‫آره

577
00:39:19,902 --> 00:39:21,695
‫آره، یادمه کجا بود

578
00:39:23,614 --> 00:39:24,914
‫باشه

579
00:39:29,244 --> 00:39:30,544
‫آره؟

580
00:39:31,038 --> 00:39:32,338
‫آره

581
00:39:36,793 --> 00:39:38,093
‫گیتس؟

582
00:39:42,299 --> 00:39:43,675
‫بله؟

583
00:39:43,759 --> 00:39:45,059
‫با رئیست تماس بگیر

584
00:39:46,637 --> 00:39:48,722
‫این‌جا رو ببین. کاملاً بازه

585
00:39:49,389 --> 00:39:52,059
‫فقط یه راه برای ورود و خروج هست.
‫نمی‌تونیم اون‌جا مأمور بذاریم

586
00:39:53,352 --> 00:39:54,652
‫آره

587
00:39:55,729 --> 00:39:57,029
‫ویتاکر اون مکان رو انتخاب کرده

588
00:39:57,814 --> 00:39:59,316
‫کارش رو بلده

589
00:39:59,942 --> 00:40:01,985
‫و فقط تو و کرشا باید برید؟

590
00:40:02,694 --> 00:40:03,880
‫همین؟

591
00:40:03,904 --> 00:40:06,907
‫آره. تا چند کیلومتر دورتر
‫قرار نیست هیچ مأموری باشه

592
00:40:06,990 --> 00:40:08,951
‫و مشکلی با این قضیه نداری؟

593
00:40:12,496 --> 00:40:13,640
‫همینه که هست

594
00:40:13,664 --> 00:40:14,964
‫بگیر

595
00:40:16,291 --> 00:40:17,519
‫همین؟

596
00:40:17,543 --> 00:40:18,843
‫آره، همین

597
00:40:18,877 --> 00:40:21,213
‫با اون میکروفونِ روی دکمه
‫همه‌چیز شنیده می‌شه

598
00:40:21,922 --> 00:40:23,340
‫گوش می‌دیم و ضبط می‌کنیم

599
00:40:23,423 --> 00:40:25,133
‫- می‌شه یه بار امتحان کنیم؟
‫- چی؟

600
00:40:25,217 --> 00:40:26,677
‫عالیه، ممنون

601
00:40:27,177 --> 00:40:30,097
‫این گوشیه. یه کیف پول صوری
‫برای این معامله روش انداختیم

602
00:40:30,180 --> 00:40:33,058
‫باید کاری کنی ویتاکر گوشی رو بگیره

603
00:40:33,141 --> 00:40:34,476
‫و وارد حساب بشه،

604
00:40:34,560 --> 00:40:36,979
‫وقتی اون کار رو بکنه
‫ما وارد عمل می‌شیم. فهمیدی؟

605
00:40:37,062 --> 00:40:38,397
‫- فهمیدم
‫- حله

606
00:40:38,480 --> 00:40:40,649
‫بیا بریم پایانه‌ی گاز
‫و نگاهی به اون منطقه بندازیم

607
00:40:40,732 --> 00:40:42,609
‫- منم میام
‫- نه، نمیایی

608
00:40:42,693 --> 00:40:44,444
‫هیچ‌کدوم‌تون مثل من
‫اون آدم‌ها رو نمی‌شناسید

609
00:40:44,528 --> 00:40:45,828
‫مثلاً تو توی زندان هستی

610
00:40:45,904 --> 00:40:47,531
‫اگه تو رو ببینن
‫سریع متوجه می‌شن یه تله‌ست

611
00:40:47,614 --> 00:40:49,908
‫- رند
‫- می‌مونی همین‌جا،

612
00:40:49,992 --> 00:40:54,037
‫و مأمور گیتس هم بیرون می‌مونه که اگه
‫فکری به سرت زد سریع بهت شلیک کنه

613
00:40:54,121 --> 00:40:56,832
‫باشه، می‌شه یه دقیقه تنهامون بذارید؟

614
00:40:58,542 --> 00:40:59,842
‫بیا بریم، گیتس

615
00:41:06,925 --> 00:41:09,178
‫- تا حالا ویتاکر رو ندیدی، نه؟
‫- نه

616
00:41:09,261 --> 00:41:11,180
‫باید یه چیزی رو بدونی

617
00:41:11,680 --> 00:41:14,600
‫اون و پریسیلا رابطه‌ی پیچیده‌ای دارن

618
00:41:14,683 --> 00:41:16,810
‫می‌دونم خیلی وقت پیش
‫با هم توی رابطه بودن

619
00:41:16,894 --> 00:41:18,604
‫آره. ولی منظورم این نیست

620
00:41:18,687 --> 00:41:21,231
‫وقتی نزدیک ویتاکره
‫یه جوری می‌شه

621
00:41:21,315 --> 00:41:25,527
‫انگار ویتکار باعث می‌شه
‫پریسیلا بفهمه چقدر بدبخته

622
00:41:25,611 --> 00:41:27,613
‫نمی‌تونم بهتر از این توصیفش کنم

623
00:41:27,696 --> 00:41:31,617
‫اما وقتی نزدیک ویتاکره
‫مغزش خوب عمل نمی‌کنه

624
00:41:31,700 --> 00:41:33,368
‫و با این‌که زن خطرناکیه،

625
00:41:33,452 --> 00:41:35,704
‫و خیلی خیلی خطرناکه،

626
00:41:35,787 --> 00:41:38,290
‫وقتی کنار ویتاکره
‫خیلی خطرش بیشتر می‌شه

627
00:41:39,082 --> 00:41:40,268
‫عالیه

628
00:41:40,292 --> 00:41:43,295
‫در همه حال اون رو
‫زیر نظر داشته باش، خب؟

629
00:41:43,837 --> 00:41:46,673
‫ویتاکر یه قاتله، آره،

630
00:41:46,757 --> 00:41:50,093
‫اما اگه می‌خوای شرایط رو درک کنی
‫باید چشمت به پریسیلا باشه

631
00:41:50,177 --> 00:41:51,637
‫می‌فهمی؟

632
00:41:51,720 --> 00:41:53,388
‫آره، می‌فهمم

633
00:41:55,724 --> 00:41:57,601
‫کاش من به جات می‌رفتم

634
00:41:58,101 --> 00:41:59,853
‫- من که اون‌طور چیزی نمی‌خوام
‫- نه؟

635
00:41:59,937 --> 00:42:01,237
‫نه

636
00:42:02,231 --> 00:42:03,690
‫من توی این کار از تو حرفه‌ای‌ترم

637
00:42:06,693 --> 00:42:09,905
‫اگه اوضاع خراب بشه
‫مأمورهای رند به موقع نمی‌رسن

638
00:42:10,656 --> 00:42:12,741
‫اون بیرون خودتی و خودت، لاکی

639
00:42:14,493 --> 00:42:15,793
‫می‌دونم

640
00:42:23,252 --> 00:42:24,552
‫این‌جا منتظرت می‌مونم

641
00:42:27,756 --> 00:42:29,132
‫می‌دونم

642
00:42:37,140 --> 00:42:38,725
‫آماده‌ای؟

643
00:42:38,809 --> 00:42:40,109
‫آره

644
00:42:40,477 --> 00:42:41,777
‫خیلی‌خب، بزن بریم

645
00:42:51,446 --> 00:42:53,282
‫یالا. برو داخل

646
00:43:23,061 --> 00:43:24,438
‫مشکلی براش پیش نمیاد

647
00:43:25,189 --> 00:43:26,607
‫گفتنش برای تو آسونه

648
00:43:29,526 --> 00:43:31,528
‫از بچگی دوست داشتی
‫مأمور اِف‌بی‌آی بشی؟

649
00:43:32,362 --> 00:43:34,865
‫- اول یه تفنگدار دریایی بودم
‫- جداً؟

650
00:43:34,948 --> 00:43:36,617
‫‏۲ دوره توی افغانستان خدمت کردم

651
00:43:37,367 --> 00:43:40,787
‫وقتی برگشتم خونه حس می‌کردم
‫هیچ کاری نکردم، می‌دونی؟

652
00:43:40,871 --> 00:43:42,456
‫اما مهارت داشتم

653
00:43:42,998 --> 00:43:45,167
‫نیروی دریایی هزینه‌ی دانشگاه رو
‫پرداخت کرد، پس گفتم…

654
00:43:45,918 --> 00:43:47,586
‫شاید بتونم این‌جا کاری انجام بدم
‫که واقعاً اهمیت داشته باشه

655
00:43:47,669 --> 00:43:50,380
‫و حالا این‌جا داری
‫از من مراقبت می‌کنی

656
00:43:51,507 --> 00:43:53,258
‫دنیا خیلی پیچیده‌ست

657
00:43:55,219 --> 00:43:56,553
‫ممنون بابت زحماتی که کشیدی

658
00:43:56,637 --> 00:43:59,306
‫- خفه شو
‫- نه، جدی می‌گم، پسر

659
00:43:59,389 --> 00:44:00,575
‫یه کاری کردی

660
00:44:00,599 --> 00:44:03,185
‫به هدفی بزرگ‌تر از خودت خدمت کردی

661
00:44:04,520 --> 00:44:06,688
‫هر چیزی توی وجودت
‫باعث شده اون کار رو بکنی

662
00:44:08,148 --> 00:44:09,448
‫توی وجود من نبوده و نیست

663
00:44:11,360 --> 00:44:13,237
‫پس از بچگی می‌خواستی دزد بشی؟

664
00:44:13,320 --> 00:44:15,531
‫می‌دونی، جالبه که در مورد من
‫این حرف رو می‌زنی،

665
00:44:15,614 --> 00:44:18,116
‫و می‌دونم یه شهروند نمونه
‫نیستم، اما…

666
00:44:19,910 --> 00:44:22,371
‫هیچ‌وقت خودم رو به عنوان
‫یه دزد ندیدم

667
00:44:22,454 --> 00:44:24,289
‫میلیون‌ها دلار پول دزدیدی

668
00:44:24,957 --> 00:44:26,750
‫خب آره

669
00:44:26,834 --> 00:44:28,794
‫بعدش میلیون‌ها دلار
‫پولِ دزدیده‌شده رو دزدیدی

670
00:44:28,877 --> 00:44:30,754
‫اگه از قبل دزدیده‌شده باشه
‫واقعاً دزدی حساب می‌شه؟

671
00:44:30,838 --> 00:44:32,138
‫آره

672
00:44:32,506 --> 00:44:34,216
‫آره، مطمئنم دزدی حساب می‌شه

673
00:44:34,299 --> 00:44:36,593
‫خب، فکر کنم تو بیشتر می‌دونی

674
00:44:38,929 --> 00:44:40,806
‫پس اگه خودت رو به عنوان یه دزد ندیدی،

675
00:44:41,431 --> 00:44:42,731
‫خودت رو چطور دیدی؟

676
00:44:43,267 --> 00:44:44,494
‫نمی‌دونم

677
00:44:44,518 --> 00:44:46,144
‫فکر کنم اصلاً خودم رو ندیدم

678
00:44:46,228 --> 00:44:48,146
‫همیشه مشغول دیدن بقیه بودم

679
00:44:50,858 --> 00:44:52,359
‫همیشه دلم می‌خواست
‫از اون دنیا خارج بشم

680
00:44:53,151 --> 00:44:54,451
‫نقشه‌های زیادی داشتم

681
00:44:55,237 --> 00:44:56,537
‫واقعاً؟

682
00:44:56,947 --> 00:44:58,247
‫پس چی شد؟

683
00:45:00,075 --> 00:45:01,910
‫دنیا خیلی پیچیده‌ست

684
00:45:05,289 --> 00:45:06,589
‫درسته

685
00:45:08,458 --> 00:45:09,758
‫شاید تقلب کرده باشم

686
00:45:17,092 --> 00:45:18,392
‫اون صدا رو شنیدی؟

687
00:45:19,303 --> 00:45:20,603
‫نه

688
00:45:26,685 --> 00:45:28,896
‫چسیر، گیتس صحبت می‌کنه.
‫اوضاع چطوره؟

689
00:45:34,067 --> 00:45:36,361
‫چسیر، گیتس صحبت می‌کنه.
‫لطفاً جواب بده

690
00:45:43,368 --> 00:45:44,668
‫همین‌جا بمون

691
00:47:04,908 --> 00:47:06,208
‫گیتس؟

692
00:47:07,953 --> 00:47:09,253
‫گیتس!

693
00:47:10,497 --> 00:47:11,797
‫گیتس!

694
00:47:21,030 --> 00:47:41,030
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

