﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:18,180 --> 00:00:19,600
‫مگه اون فراری نیست؟

3
00:00:20,746 --> 00:00:23,680
‫- چرا باید ریسک کنه و برگرده اینجا؟
‫- تا کار رو تموم کنه؟

4
00:00:23,690 --> 00:00:24,850
‫چه کاری رو؟

5
00:00:25,690 --> 00:00:28,610
‫حقیقتش، هر کاری که هست،
‫احتمالاً خوب نیست، برای همین...

6
00:00:30,000 --> 00:00:37,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

7
00:00:44,460 --> 00:00:47,710
‫بابا طلا رو برای همه‌مون گذاشت.
‫تنی‌هیل رو برای همه‌مون گذاشت

8
00:00:47,710 --> 00:00:51,090
‫و حالا میگی می‌خوای تنی‌هیل رو بفروشی،
‫که بدون رضایت ما نمی‌تونی بفروشیش

9
00:00:51,090 --> 00:00:52,000
‫ریف...

10
00:00:52,010 --> 00:00:55,220
‫من سهم خودم از تنی‌هیل و طلا رو می‌خوام.
‫مال خودمـه

11
00:00:55,220 --> 00:00:57,090
‫هیشکی از وجود اون طلا خبر نداشته، ریف

12
00:00:57,090 --> 00:01:01,180
‫هیچ‌وقت مالیاتی روش وضع نشده.
‫یعنی به‌لحاظ قانونی، اصلاً وجود نداره

13
00:01:01,180 --> 00:01:02,430
‫- خب کجاست؟
‫- یه جای امن

14
00:01:02,430 --> 00:01:03,470
‫یعنی دزدیدیش؟

15
00:01:03,480 --> 00:01:04,890
‫گذاشتمش یه جای امن

16
00:01:05,440 --> 00:01:08,230
‫و اگه یه تار از موی من کم بشه،
‫هیچ‌وقت پیدا نمیشه

17
00:01:08,230 --> 00:01:11,610
‫دست هیشکی به اون طلا نمی‌رسه،
‫نه تو، نه سارا و نه ویزی

18
00:01:11,610 --> 00:01:13,980
‫پس اگه من جات بودم،
‫دست از پا خطا نمی‌کردم

19
00:01:13,990 --> 00:01:16,320
‫من بودم که از باهاما آوردمش

20
00:01:16,320 --> 00:01:18,240
‫هیچ می‌دونی که چه بدبختی‌هایی کشیدم؟

21
00:01:18,240 --> 00:01:20,780
‫- ریف
‫- هان؟ این چیزی نیست که بابا می‌خواست!

22
00:01:20,780 --> 00:01:22,330
‫تو بیشتر از همه باید این رو بدونی!

23
00:01:22,330 --> 00:01:25,750
‫می‌دونم، اما متأسفانه،
بابات دیگه اینجا نیست، خب؟

24
00:01:25,750 --> 00:01:27,935
‫برای همین خودم مجبور شدم ترتیب کارها رو بدم

25
00:01:27,960 --> 00:01:29,000
‫نقشه‌ی تو چی بود؟

26
00:01:29,000 --> 00:01:32,630
‫می‌خواستی عین صلیب طلاییت، کلش رو آب کنی؟

27
00:01:32,630 --> 00:01:36,680
‫نه، باید اون طلا رو قانونیش کنیم.
‫واسه انجام اون هم، باید تنی‌هیل رو بفروشم

28
00:01:39,680 --> 00:01:42,260
‫- به کمک قاضی هولدن؟
‫- اوهوم. قاضی هولدن

29
00:01:42,260 --> 00:01:45,520
‫پدربزرگِ تاپر تأیید می‌کنه که طلا

30
00:01:45,520 --> 00:01:48,100
‫بعد از این که وارد، مِلک کرین رو خریده،
پیدا شده

31
00:01:48,100 --> 00:01:51,360
‫قانونیش می‌کنه و در ازاش،
‫تنی‌هیل به تاپر و دیل می‌رسه

32
00:01:51,360 --> 00:01:52,980
‫جزو قرارداد ساخت‌و‌ساز بزرگ‌شون میشه

33
00:01:52,980 --> 00:01:54,800
‫که می‌دونم تو هم داری واردش میشی

34
00:01:54,800 --> 00:01:56,520
‫به نفع خودت هم هست، ریف

35
00:01:56,530 --> 00:01:58,850
‫به‌محض این که قاضی هولدن
‫اون طلا رو قانونی کنه،

36
00:01:58,850 --> 00:02:02,670
‫همه‌مون بی‌ شیله‌پیله و قانونی،
‫به سهم‌مون می رسیم

37
00:02:03,100 --> 00:02:07,450
‫اما بدون فروختن تنی‌هیل،
هیچ‌کدوم از این‌ها شدنی نیست

38
00:02:07,450 --> 00:02:09,970
‫تنی‌هیل مال تو نیست که بخوای بفروشیش

39
00:02:17,010 --> 00:02:19,050
‫یه مسئله‌ی دیگه هم هست

40
00:02:20,150 --> 00:02:22,000
‫من یه سری شواهد دارم...

41
00:02:23,010 --> 00:02:25,350
‫درمورد بلایی که سر کلانتر پیترکین آوردی

42
00:02:27,420 --> 00:02:30,000
‫شواهدی که شاید اون پرونده رو دوباره باز کنه

43
00:02:33,620 --> 00:02:35,900
‫من هیچ دخلی به اون ماجرا نداشتم

44
00:02:39,700 --> 00:02:40,811
‫بخونش

45
00:02:40,836 --> 00:02:42,256
‫از طرف باباتـه

46
00:02:45,240 --> 00:02:46,700
‫درست همین قسمتش

47
00:02:46,700 --> 00:02:49,600
‫«بعد از این که ریف به کلانتر پیترکین
‫شلیک کرد...»

48
00:02:52,520 --> 00:02:55,000
‫می‌تونی نگهش داری.
‫من یکی دیگه‌ش رو دارم

49
00:02:55,500 --> 00:02:58,970
‫یادآوری خوبیـه برای این که
‫اگه کوچیک‌ترین بلایی سر من بیاد...

50
00:03:00,150 --> 00:03:01,740
‫می‌ذارمش کف دست شوپ

51
00:03:02,020 --> 00:03:04,350
‫دلم نمی‌خواد همچین کاری کنم، ریف

52
00:03:04,350 --> 00:03:06,930
‫ببین، امضای ویزی رو گرفتم.
‫فقط مونده امضای تو و سارا

53
00:03:06,930 --> 00:03:09,370
‫طلا رو قانونی می‌کنیم، برد می‌کنیم

54
00:03:10,390 --> 00:03:13,470
‫اگه من جات بودم، خیلی سر فکر کردن بهش
‫طول نمی‌دادم

55
00:03:16,900 --> 00:03:19,900
‫خیلی خب، یه چیز کوچیکی هست که
‫باید بهت بگم

56
00:03:19,900 --> 00:03:22,780
‫یادتـه که بهت گفتم...
چطوری اون ماهیه رو فروختم؟

57
00:03:22,780 --> 00:03:24,700
‫- و از همون‌جا پول در آوردم؟
‫- آره

58
00:03:24,700 --> 00:03:26,030
‫خب...

59
00:03:26,720 --> 00:03:27,900
‫دروغ گفتم

60
00:03:29,000 --> 00:03:30,080
‫چی؟ چطوری؟ خیلی خب

61
00:03:30,830 --> 00:03:33,080
‫موقع ماهی‌گیری، یه کپه ماری‌جوآنا پیدا کردم

62
00:03:33,080 --> 00:03:35,540
‫و اون یه کپه ماری‌جوآنا رو
‫ ۲۵ هزار دلار آب کردم

63
00:03:35,540 --> 00:03:37,670
‫بعدش صاحبای اون کپه ماری‌جوآنا پیدام کردن و

64
00:03:37,670 --> 00:03:41,630
‫حالا یا ماری‌جوآناشون رو می‌خوان،
‫یا ۷۰‌ هزار دلارشون رو

65
00:03:41,630 --> 00:03:44,720
‫۷۰ هزار دلار؟ تا کِی وقت داری؟

66
00:03:44,720 --> 00:03:46,800
‫- فردا شب
‫- ۲۴ ساعت؟

67
00:03:46,810 --> 00:03:48,250
‫آره

68
00:03:48,250 --> 00:03:50,810
‫وگرنه تو رو می‌برن ماهی‌گیری.
‫که البته نمی‌ذاریم

69
00:03:50,835 --> 00:03:53,140
‫- منظورم چیـه که من رو می‌برن؟
‫- نمی‌برن. من یه نقشه دارم

70
00:03:53,140 --> 00:03:55,520
‫نقشه داری؟ می‌خوای یه روزه
این مشکل رو حلش کنی؟

71
00:03:55,520 --> 00:03:57,310
‫می‌دونم اوضاع جالب نیست.
‫فقط گوش کن

72
00:03:57,320 --> 00:04:01,650
‫نقشه اینـه. تو میری برای خودت می‌چرخی و
‫تو قایق ریف قایم میشی

73
00:04:01,650 --> 00:04:03,660
‫من هم برمی‌گردم

74
00:04:06,546 --> 00:04:07,616
‫هی...

75
00:04:08,910 --> 00:04:09,970
‫معذرت می‌خوام

76
00:04:10,500 --> 00:04:12,960
‫- بابت این که جونم تو خطره؟
‫- تو خطر نیست. نیست

77
00:04:12,960 --> 00:04:14,960
‫- تو خطره
‫- یه کاریش می‌کنم

78
00:04:14,960 --> 00:04:16,420
‫- میرم دنبالش
‫- باشه

79
00:04:16,420 --> 00:04:18,090
‫زود درستش می‌کنم

80
00:04:18,670 --> 00:04:20,090
‫آره

81
00:04:22,300 --> 00:04:23,380
‫درستش کن

82
00:04:23,380 --> 00:04:24,846
‫دارم می‌کنم

83
00:04:26,300 --> 00:04:27,446
‫گندش بزنن

84
00:04:29,950 --> 00:04:31,890
‫سلام، باراکودا مایک

85
00:04:32,430 --> 00:04:35,980
‫ای خدا. چیزی ندارم بهت بدم، جان بی.
‫اصلاً شروع نکن

86
00:04:35,980 --> 00:04:38,190
‫نه، نه، نه، گوش کن...
‫من فقط یه کمک کوچولو ازت می‌خوام

87
00:04:38,190 --> 00:04:39,820
‫خب، جای اشتباهی اومدی

88
00:04:39,820 --> 00:04:42,610
‫- تو رو خدا فقط کمکم کن. بهت پول میدم
‫- چقدر؟

89
00:04:42,610 --> 00:04:43,650
‫۱۷‌ هزار دلار

90
00:04:43,650 --> 00:04:47,030
‫بدش به خولیو. شاید از تو قبول کنه و
‫یه هفته بیشتر بهم فرصت بده

91
00:04:47,030 --> 00:04:48,450
‫من پولت رو نمی‌خوام، داداش

92
00:04:48,450 --> 00:04:49,490
‫بذارش کنار

93
00:04:49,490 --> 00:04:52,660
‫پولم رو نمی‌خوای؟ یعنی چی؟
‫همه دنبال پولـن. هی، گوش کن

94
00:04:52,660 --> 00:04:55,410
‫گوش کن چی میگم،
برام پادرمیونی کن دیگه، باشه؟

95
00:04:55,420 --> 00:04:58,330
‫قبلاً براش کار می‌کردی، دوست بودید و
‫گند‌کاری می‌کردید. رفیق همدیگه بودید

96
00:04:58,340 --> 00:04:59,540
‫- هی
‫- چیه؟

97
00:04:59,540 --> 00:05:01,870
‫ببین، اون روز که بن رودز رو
بست به اون نیزه‌ماهی

98
00:05:01,880 --> 00:05:03,840
‫من باهاش تو یه قایق بودم

99
00:05:03,840 --> 00:05:06,260
‫تو فلوریدا پنج‌تا حکم بازداشت داره

100
00:05:06,260 --> 00:05:08,890
‫آدم‌ربایی و بدتر از اون.
‫اصلاً براش مهم نیست

101
00:05:08,890 --> 00:05:13,140
‫برای همین من بین خولیو و هیچ‌کسی،
واسطه نمیشم

102
00:05:13,140 --> 00:05:15,750
‫زندگیم رو خیلی دوست دارم

103
00:05:17,900 --> 00:05:18,970
‫ببین...

104
00:05:20,050 --> 00:05:22,050
‫شاید وقتش رسیده بزنی به چاک، پسرجون

105
00:05:22,050 --> 00:05:24,530
‫یه مدت تو شهر نباش

106
00:05:24,530 --> 00:05:26,110
‫دفعه‌ی بعد هم...

107
00:05:26,110 --> 00:05:28,410
‫چیزی که مال تو نیست رو نفروش

108
00:05:40,630 --> 00:05:41,750
‫رُز و گراف...

109
00:05:42,630 --> 00:05:43,630
‫با همـن؟

110
00:05:43,630 --> 00:05:44,760
‫اوهوم

111
00:05:44,760 --> 00:05:47,510
‫خدایا، این اوضاع رو ده برابر
قاراشمیش‌تر می‌کنه

112
00:05:47,510 --> 00:05:48,430
‫می‌دونم

113
00:05:48,430 --> 00:05:49,970
‫رُز می‌دونه این یارو اصلاً کی هست؟

114
00:05:49,970 --> 00:05:53,100
‫رُز خبر داره؟
‫معلومـه که نداره

115
00:05:53,100 --> 00:05:57,080
‫هر چی که هست، این مزخرفات گراف رو می‌ذاریم
‫برای بعد چون این قضیه مهم‌تره

116
00:05:57,570 --> 00:06:00,480
‫تا دو روز دیگه، دیل یه قرارداد بهم میده تا
امضا کنم و

117
00:06:00,480 --> 00:06:03,770
‫اگه امضاش نکنم یا امضای تو رو نگیرم

118
00:06:03,780 --> 00:06:06,650
‫دهنم سرویس میشه و هیچ‌وقت نمی‌تونیم
‫طلا رو از چنگ رُز در بیاریم

119
00:06:06,650 --> 00:06:07,758
‫خب من امضا می‌کنم

120
00:06:07,783 --> 00:06:08,820
‫- امضا می‌کنی؟
‫- آره

121
00:06:08,820 --> 00:06:10,780
‫گوش کن، چیزی که تو متوجهش نیستی اینـه، خب؟

122
00:06:10,780 --> 00:06:13,120
‫اگه امضا کنی، از حقت برای تنی‌هیل می‌گذری

123
00:06:13,120 --> 00:06:14,135
‫خب؟

124
00:06:14,160 --> 00:06:17,160
‫و تا امضاها رو به رُز بدیم،
‫می‌تونه با گراف فرار کنه

125
00:06:17,160 --> 00:06:19,830
‫آره اما اگه اراده کنه، هر وقت بخواد
‫می‌تونه این کار رو بکنه

126
00:06:19,830 --> 00:06:22,148
‫در ضمن، فرض رو بر این بذار که
سر قولش به بابا می‌مونه و

127
00:06:22,173 --> 00:06:23,186
‫همه به سهم‌مون می‌رسیم

128
00:06:23,210 --> 00:06:26,050
‫اما تو همین حین، اگه تو امضا نکنی
‫میفتی زندان

129
00:06:28,150 --> 00:06:30,240
‫من دلم نمی‌خواد که تو بیفتی زندان، ریف

130
00:06:30,800 --> 00:06:32,430
‫من دارم بچه‌دار هم میشم

131
00:06:33,470 --> 00:06:35,040
‫و می‌خوام بچه‌م تو رو بشناسه

132
00:06:35,600 --> 00:06:36,850
‫- واقعاً؟
‫- آره، واقعاً

133
00:06:36,850 --> 00:06:39,000
‫اگه بابا بود هم همچین چیزی می‌خواست

134
00:06:43,310 --> 00:06:44,400
‫حالا چی میگی؟

135
00:06:44,400 --> 00:06:48,570
‫فقط... یکم بهت وقت بده.
‫باید برم یه چیزی رو چک کنم

136
00:06:48,570 --> 00:06:51,410
‫- کجا داری میری؟
‫- باید بهش فکر کنم، خب؟

137
00:06:51,410 --> 00:06:54,750
‫تو می‌تونی بمونی همین‌جا.
‫فقط به چیزی دست نزن. بعداً می‌بینمت

138
00:07:09,050 --> 00:07:12,220
‫ببین، واقعاً دارم تلاش می‌کنم
تو کارهات دخالت نکنم، پوپ

139
00:07:13,090 --> 00:07:14,180
‫اما حالت خوبـه؟

140
00:07:14,180 --> 00:07:17,760
‫من کسی نیستم که یه کوه کتاب
‫درمورد یه تاج جادویی تو ماشینش داره

141
00:07:17,770 --> 00:07:19,230
‫خب دیگه چی‌کار دارم که بکنم؟

142
00:07:21,350 --> 00:07:22,650
‫دلم براش تنگ شده

143
00:07:25,400 --> 00:07:26,690
‫اجازه هست؟

144
00:07:27,193 --> 00:07:29,320
‫- اجازه‌ی چی هست؟
‫- فقط یه چندتا پوک می‌زنم

145
00:07:29,320 --> 00:07:31,780
‫هی، هی، مگه همین الان سر این بهم گیر ندادی؟

146
00:07:31,780 --> 00:07:33,030
‫نمی‌دونم، دادم؟

147
00:07:34,120 --> 00:07:35,273
‫مهم نیست

148
00:07:35,500 --> 00:07:37,100
‫دوران سختی شده

149
00:07:39,870 --> 00:07:41,580
‫راستش، با تموم این اوصاف

150
00:07:41,580 --> 00:07:44,420
‫واقعاً فکر می‌کنم که کارمون خیلی خوب بوده

151
00:07:45,040 --> 00:07:47,250
‫داریم ادامه میدیم

152
00:07:47,250 --> 00:07:48,800
‫با شرایط کنار میایم

153
00:07:49,380 --> 00:07:51,090
‫فقط این که گراف داره برمی‌گرده

154
00:07:51,720 --> 00:07:53,300
‫به اون فکر کردی؟

155
00:07:53,300 --> 00:07:56,090
‫حقیقتش به هیچ چیز دیگه‌ای فکر نمی‌کنم

156
00:07:56,100 --> 00:07:57,680
‫آخه با عقل جور در نمیاد

157
00:07:58,250 --> 00:08:00,620
‫اصلاً چرا باید این ریسک رو بکنه که برگرده؟

158
00:08:03,480 --> 00:08:04,900
‫من یه فکری کردم

159
00:08:06,220 --> 00:08:08,860
‫بلک‌استون. حس می‌کنم باید بلک‌استون باشه

160
00:08:08,860 --> 00:08:10,980
‫به‌گمونم یه چیزی تو خونه هست که دنبالشـه

161
00:08:10,990 --> 00:08:13,530
‫بلک‌استون؟ اون روز که از خلیج رد شدم دیدمش

162
00:08:13,530 --> 00:08:14,740
‫کلش رو بستن

163
00:08:14,740 --> 00:08:18,490
‫آره، خب گوش کن. ما می‌دونیم که ریش‌سیاه
‫از مورات دزدی کرده

164
00:08:18,490 --> 00:08:21,700
‫خب، ریش‌سیاه اون چیزمیزها رو
برگردونده به بلک‌استون

165
00:08:21,700 --> 00:08:23,580
‫چیزهایی که صد در صد به تاج مرتبطـن

166
00:08:23,580 --> 00:08:25,330
‫چون وقتی فینچ رو تو تله‌‌کابین دیدم...

167
00:08:25,330 --> 00:08:28,550
‫دقیقاً همون‌روز که بهت گفت
‫تاج می‌تونه مُرده‌ها رو زنده کنه

168
00:08:31,210 --> 00:08:32,260
‫این...

169
00:08:32,260 --> 00:08:33,970
‫این فقط یه افسانه‌ست، پوپ

170
00:08:33,970 --> 00:08:35,590
‫این‌طوری نیست که باور کنم

171
00:08:35,590 --> 00:08:38,760
‫مسئله اینـه که ازم پرسید که چیز دیگه‌ای هم
پیدا کردیم یا نه

172
00:08:38,760 --> 00:08:41,850
‫چیزی که خیلی برای قدرت‌هاش اهمیت داشت

173
00:08:43,600 --> 00:08:44,640
‫خیلی خب

174
00:08:46,190 --> 00:08:47,610
‫قصدم این نیست که...

175
00:08:48,940 --> 00:08:51,190
‫مثلاً... خیلی تو کارهات دخالت کنم اما

176
00:08:51,190 --> 00:08:53,940
‫حس می‌کنم که تو
به‌خاطر دلایل احساسی دیگه‌ای

177
00:08:53,950 --> 00:08:56,990
‫درگیر این قضیه شدی

178
00:08:56,990 --> 00:08:58,200
‫حالت خوبـه؟

179
00:09:00,620 --> 00:09:01,660
‫ببین...

180
00:09:01,660 --> 00:09:04,710
‫۹۹ درصد مطمئنم که یه چیزی توی بلک‌استونـه

181
00:09:04,710 --> 00:09:06,750
‫و مطمئنم گراف اومده دنبال همین

182
00:09:06,750 --> 00:09:09,250
‫و به‌نظرم اون چیزی که دنبالشـه،
‫همون چیزیـه که

183
00:09:09,250 --> 00:09:11,210
‫فینچ سراغش رو ازم گرفت

184
00:09:11,210 --> 00:09:12,760
‫مگه این که اول دست ما بهش برسه

185
00:09:15,220 --> 00:09:17,090
‫- میای یا نه؟
‫- چاره‌ی دیگه‌ای هم دارم؟

186
00:09:18,260 --> 00:09:19,430
‫نه

187
00:09:20,140 --> 00:09:22,640
‫خیلی خب، پس فوراً ۵۳ هزارتا پول لازم داریم

188
00:09:22,640 --> 00:09:24,020
‫چیزی هست که بفروشیم؟

189
00:09:24,020 --> 00:09:28,980
‫خب، دو تا ساک لباس داریم که
‫احتمالاً یه ۱۵۰ دلاری بشه

190
00:09:28,980 --> 00:09:31,610
‫قایق چطوره؟ احتمالاً ارزون نباشه

191
00:09:31,610 --> 00:09:33,940
‫- فکر کردی پول این قایق رو تسویه کرده؟
‫- نمی‌دونم

192
00:09:33,940 --> 00:09:35,900
‫ریف منتظره که بیان و ببرنش

193
00:09:39,300 --> 00:09:42,390
‫نمی‌دونم، سارا.
‫فکر می‌کنم باید از جزیره فرار کنیم

194
00:09:44,790 --> 00:09:46,210
‫بیا. یه فکری دارم

195
00:09:57,380 --> 00:10:00,300
‫- بعد از ظهرتون به‌خیر، جناب کلانتر
‫- یا خدا!

196
00:10:00,300 --> 00:10:03,470
‫می‌دونستید که زهره‌ترک کردن آدم‌ها
جرمـه دیگه؟

197
00:10:03,470 --> 00:10:04,560
‫ببخشید

198
00:10:04,560 --> 00:10:07,560
‫نزدیک بود قهوه‌ی کوفتی که از
دادگاه آوردم رو بریزم

199
00:10:07,560 --> 00:10:10,270
‫تو ماشین من چی‌کار می‌کنید؟

200
00:10:10,270 --> 00:10:11,520
‫خولیو والدز

201
00:10:11,520 --> 00:10:13,900
‫نمی‌دونم دقیقاً چی تو سرتونـه

202
00:10:13,900 --> 00:10:16,900
‫شوپ، اون داره کلی محموله‌‌ی سنگین رو
‫تو ساحل‌مون قاچاق می‌کنه

203
00:10:16,900 --> 00:10:19,360
‫- بن رودز رو یادتـه؟
‫- خودم خوب می‌دونم که والدز کیه

204
00:10:19,360 --> 00:10:20,660
‫داریم دنبالش می‌گردیم

205
00:10:20,660 --> 00:10:21,990
‫می‌دونم قراره کجا بره

206
00:10:22,580 --> 00:10:25,910
‫- می‌خوای در میون بذاری؟
‫- فردا، تو جزیره، باهام قرار داره

207
00:10:26,370 --> 00:10:30,040
‫واسه چی باید با همچین آدمی قرار داشته باشی؟

208
00:10:30,040 --> 00:10:31,750
‫خب، اینش یکم پیچیده‌ست

209
00:10:31,750 --> 00:10:32,880
‫مطمئنم که هست

210
00:10:33,460 --> 00:10:35,090
‫حالا این یارو رو می‌خوای یا نه، شوپ؟

211
00:10:36,090 --> 00:10:39,010
‫شوپ، ما تو کمپ ماهی‌گیری زندگی می‌کنیم.
‫نمی‌تونیم کار گیر بیاریم

212
00:10:39,010 --> 00:10:40,930
‫نمی‌تونیم بریم قاتی مردم

213
00:10:40,930 --> 00:10:42,350
‫من هم حامله‌م

214
00:10:42,986 --> 00:10:44,066
‫تو...

215
00:10:44,560 --> 00:10:45,560
‫آره

216
00:10:45,560 --> 00:10:46,640
‫بله، قربان

217
00:10:46,640 --> 00:10:48,640
‫خب، گندش بزنن...

218
00:10:49,940 --> 00:10:51,520
‫به‌گمونم باید تبریک بگم

219
00:10:51,520 --> 00:10:52,610
‫مرسی

220
00:10:52,610 --> 00:10:55,690
‫خوشحالم که می‌بینم حالا که بارداری،
‫تصمیم گرفتید راه درست و سالم رو

221
00:10:55,690 --> 00:10:57,480
‫پیش بگیرید

222
00:10:57,480 --> 00:10:59,900
‫که خودش یه جور تأکید روی سؤال اصلیمـه

223
00:10:59,900 --> 00:11:02,280
‫چطوری خودتون رو درگیر همچین آدمی کردید؟

224
00:11:04,320 --> 00:11:06,020
‫بهش بدهی دارم

225
00:11:07,910 --> 00:11:10,580
‫و اگه تا فردا شب بهش پس ندم،
سارا رو می‌کشه

226
00:11:14,770 --> 00:11:18,470
‫یه بار بهترین رفیقم رو از دست دادم.
‫نمی‌تونم اون رو هم از دست بدم

227
00:11:19,270 --> 00:11:20,700
‫خواهش می‌کنم

228
00:11:21,100 --> 00:11:22,820
‫کمکم می‌کنی؟

229
00:11:26,626 --> 00:11:27,660
‫آره

230
00:11:28,650 --> 00:11:31,870
‫دیگه لازم نداریم که همچین اتفاقی تکرار بشه

231
00:11:32,720 --> 00:11:35,980
‫ای خدا، شماها رو که می‌بینم،
‫ناخودآگاه اون میاد تو ذهنم و

232
00:11:35,980 --> 00:11:38,590
‫چه باور کنید یا نکنید،
‫دلم برای اون بچه تنگ شده

233
00:11:39,360 --> 00:11:41,150
‫از همون اول هم نباید...

234
00:11:41,150 --> 00:11:42,920
‫این‌طوری ول‌تون می‌کردم

235
00:11:44,910 --> 00:11:47,600
‫خب، الان این فرصت رو داری تا جبران کنی

236
00:12:01,550 --> 00:12:04,430
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با پای خودمون
‫برگردیم بلک‌استون

237
00:12:17,480 --> 00:12:19,480
‫دیگه کسی اینجا زندگی می‌کنه؟

238
00:12:19,480 --> 00:12:21,780
‫بعید بدونم. نه از وقتی که گراف رفته

239
00:12:24,130 --> 00:12:25,395
« مصادره شده »

240
00:12:25,420 --> 00:12:26,800
‫به‌گمونم خالیـه

241
00:12:33,160 --> 00:12:35,580
‫بذار من هم امتحان کنم

242
00:12:38,880 --> 00:12:40,460
‫آخ!

243
00:12:40,460 --> 00:12:41,510
‫حالت خوبـه؟

244
00:12:41,510 --> 00:12:43,020
‫آره

245
00:12:43,020 --> 00:12:44,180
‫اومدیم تو

246
00:12:44,180 --> 00:12:45,970
‫مثل همیشه، چندش‌آوره

247
00:12:45,970 --> 00:12:46,970
‫آره

248
00:12:48,680 --> 00:12:49,720
‫یالا

249
00:13:08,910 --> 00:13:10,330
‫مامانِ جی‌جی‌

250
00:13:13,080 --> 00:13:14,540
‫کپی خودش بوده

251
00:13:20,960 --> 00:13:23,630
‫حالا دقیقاً دنبال چی هستیم؟

252
00:13:23,630 --> 00:13:25,090
‫تحقیقات‌شون

253
00:13:25,090 --> 00:13:27,550
‫مکاتبات تاریخی. مدارک

254
00:13:27,550 --> 00:13:29,970
‫فینچ سراغ یه چوبدستی رو هم گرفت.
‫دنبال اون باش

255
00:13:29,970 --> 00:13:31,090
‫باشه

256
00:13:39,400 --> 00:13:40,860
‫داری تغییر چیدمان میدی؟

257
00:13:40,860 --> 00:13:44,400
‫دنبال مکاتباتـم.
شاید بعضی‌هاشون اینجا باشن

258
00:13:46,720 --> 00:13:48,150
‫کاملاً هم بی‌خطره

259
00:13:48,820 --> 00:13:50,200
‫چیزی نیست. حواسم هست

260
00:13:57,750 --> 00:13:59,370
‫پشمام، پوپ!

261
00:13:59,380 --> 00:14:00,420
‫حالت خوبـه؟

262
00:14:00,420 --> 00:14:01,590
‫آخ، کمرم

263
00:14:03,590 --> 00:14:04,630
‫اصلاً حس خوبی نداشت

264
00:14:04,630 --> 00:14:06,970
‫- پوپ، چه خبره؟ دیوار داره تکون می‌خوره
‫- چی؟

265
00:14:09,220 --> 00:14:13,120
‫حتماً وقتی افتادم، دستم خورده به یه ماسماسکی
‫توی قفسه کتاب‌ها

266
00:14:24,610 --> 00:14:25,610
‫بریم تو؟

267
00:14:27,360 --> 00:14:28,360
‫اول تو

268
00:14:35,490 --> 00:14:36,580
‫وای

269
00:14:38,920 --> 00:14:40,290
‫انگار میشه یه امیدی داشت

270
00:14:40,830 --> 00:14:42,170
‫اینجا دیگه کجاس؟

271
00:14:47,420 --> 00:14:49,590
‫هر جا که هست، بوی پنبه‌ی نسوز میده

272
00:14:52,220 --> 00:14:53,248
‫امکان نداره

273
00:14:53,273 --> 00:14:57,890
‫«این شمشیر عدالتی است که جانِ ریش‌سیاه،
‫دزد دریایی مخوف را گرفت»

274
00:14:57,890 --> 00:14:59,980
‫شمشیر عدالت؟

275
00:14:59,980 --> 00:15:01,075
‫وای، اینـه؟

276
00:15:01,100 --> 00:15:03,270
‫آره، با خودم میارمش

277
00:15:03,270 --> 00:15:05,000
‫پوپ!

278
00:15:05,650 --> 00:15:08,570
‫- ای خدا!
‫- شرمنده. شمشیر عدالتـه

279
00:15:08,570 --> 00:15:10,650
‫با خودت نمیاریش

280
00:15:10,660 --> 00:15:14,100
‫شمشیر عدالت رو میارم.
‫شرمنده

281
00:15:15,220 --> 00:15:18,600
‫همیشه دلم یه اتاق کوچیک،
‫پشت قفسه‌ی کتاب‌‌ها می‌خواست

282
00:15:23,790 --> 00:15:25,540
‫«موزه‌ی خانوادگی جنرت»

283
00:15:26,050 --> 00:15:28,260
‫انگار موزه‌ی کل دارایی‌هاشونـه

284
00:15:33,260 --> 00:15:36,640
‫«کشف نهانگاه ریش‌سیاه، ۱۸۴۲»

285
00:15:38,750 --> 00:15:39,963
‫نهانگاه دیگه چیـه؟

286
00:15:39,988 --> 00:15:42,968
‫یه‌جور جاییـه که دزدای دریایی،
‫غنائم‌شون رو نگه می‌دارن

287
00:15:44,700 --> 00:15:47,190
‫این که بهش می‌خوره یه‌جور چوب‌دستی باشه

288
00:15:47,190 --> 00:15:50,150
‫وایسا، پوپ. باید همین باشه.
‫این چیه روش؟

289
00:15:50,670 --> 00:15:53,260
‫- یه نوشته‌ روشـه
‫- ولی راحت نمیشه خوندش

290
00:15:54,160 --> 00:15:55,240
‫مواظب باش!

291
00:15:56,990 --> 00:15:58,580
‫بذار یه عکس بهتر بگیرم

292
00:16:02,250 --> 00:16:04,330
‫- چی روش نوشته؟
‫- انگلیسی نیست

293
00:16:04,330 --> 00:16:06,290
‫عربی هم نیست

294
00:16:06,290 --> 00:16:08,130
‫یعنی باید... همین‌طوری ببریمش؟

295
00:16:08,130 --> 00:16:10,710
‫- نه، دست نزن
‫- حالا مگه دل کسی قراره براش تنگ شه؟

296
00:16:10,720 --> 00:16:12,510
‫- بذارش سر جاش
‫- کی اینجاس؟

297
00:16:12,510 --> 00:16:13,970
‫- وای خدا!
‫- گندش بزنن!

298
00:16:13,970 --> 00:16:18,100
‫ما... پوپ و کیارا هستیم... بچه‌ها

299
00:16:18,100 --> 00:16:21,310
‫- همون بچه‌های گنج‌یاب تو جزیره
‫- وای خدا

300
00:16:21,310 --> 00:16:22,520
‫می‌شناسم‌تون

301
00:16:22,520 --> 00:16:24,770
‫- خیلی خب
‫- اینجا چی‌کار می‌کنید؟

302
00:16:24,770 --> 00:16:26,750
‫راستش... ما...

303
00:16:27,360 --> 00:16:32,280
‫دنبال یه یادگاری‌ از مادر جی‌جی بودیم...
‫از لاریسا

304
00:16:32,280 --> 00:16:33,780
‫دنبال یه چیزی بودیم

305
00:16:33,780 --> 00:16:36,320
‫ببخشید... باید می‌گفتیم که اومدیم

306
00:16:36,910 --> 00:16:39,580
‫اینجا... اینجا دیگه کجاست؟

307
00:16:39,580 --> 00:16:40,633
‫اینجا؟

308
00:16:41,250 --> 00:16:43,500
‫مایه‌ی افتخار و شادی آقای جنرت

309
00:16:45,040 --> 00:16:46,960
‫کل تاریخچه‌ی بلک‌استون

310
00:16:47,790 --> 00:16:49,300
‫هی، شما بنا بر اتفاق...

311
00:16:49,970 --> 00:16:53,170
‫می‌دونید این چیزی که تو عکس
گرفتن دست‌شون، چیه؟

312
00:16:53,170 --> 00:16:55,050
‫خب، این یه سیتالیـه

313
00:16:55,050 --> 00:16:56,050
‫چی؟

314
00:16:56,050 --> 00:16:58,340
‫- سیتالی، متوجه نمیشم...
‫- «سیتالی»

315
00:16:58,350 --> 00:17:00,180
‫تعجبی نداره که می‌خواید بدونید

316
00:17:00,180 --> 00:17:01,220
‫چطور مگه؟

317
00:17:01,220 --> 00:17:04,140
‫آقای گراف هم دنبالش بود

318
00:17:04,140 --> 00:17:05,560
‫فکر و ذکرش شده بود

319
00:17:05,560 --> 00:17:07,580
‫همه‌چی رو درموردش برام تعریف می‌کرد

320
00:17:08,060 --> 00:17:10,070
‫دمپ عزیزم، این سیتالی...

321
00:17:10,840 --> 00:17:14,280
‫همون‌طور که می‌بینی،
یه‌ نوع رمزنگاری باستانی بوده

322
00:17:14,280 --> 00:17:18,370
‫دو تا قسمت داشته... نوار و چوب‌دستی

323
00:17:19,910 --> 00:17:23,600
‫و اگه هر دوش رو نداشته باشی،
‫نمی‌تونی پیامش رو بخونی

324
00:17:24,500 --> 00:17:25,910
‫یه مشت خط‌خطی مسخره‌ست

325
00:17:25,920 --> 00:17:27,960
‫خب، خیلی بیشتر از این حرفاست، دوست من

326
00:17:27,960 --> 00:17:30,710
‫این سازه‌ی خیلی قیمتی‌ایـه و

327
00:17:30,710 --> 00:17:33,380
‫این خط‌خطی‌ها، احتمالاً یه‌ وِرد باشن که

328
00:17:33,380 --> 00:17:36,950
‫به یکی از بزرگ‌ترین گنجینه‌های
دوران باستان مرتبطـن

329
00:17:37,760 --> 00:17:38,800
‫تاج آبی

330
00:17:38,800 --> 00:17:42,720
‫و اگه بتونی درست قرائتش کنی،
‫توی زمان درست

331
00:17:43,350 --> 00:17:45,480
‫دروازه‌ای رو به جهان زیرین باز می‌کنه

332
00:17:45,480 --> 00:17:47,100
‫جهان زیرین؟

333
00:17:47,730 --> 00:17:49,610
‫چرا می‌خواید همچین کاری کنید؟

334
00:17:50,310 --> 00:17:51,980
‫تا مُرده‌ها رو زنده کنم

335
00:17:54,240 --> 00:17:56,876
‫بعد از این که لاریسا مُرد،
وس افتاد دنبال این کار

336
00:17:56,901 --> 00:17:57,958
‫کجاس؟

337
00:17:57,983 --> 00:18:00,240
‫سیتالی رو میگم. اینجاس؟

338
00:18:00,240 --> 00:18:02,830
‫تو اولین نفری نیستی که این سؤال
براش پیش اومده

339
00:18:02,830 --> 00:18:05,250
‫آقای گراف تمام روز بهش فکر می‌کرد

340
00:18:05,250 --> 00:18:07,790
‫هم به اون و هم به تاج آبی

341
00:18:09,750 --> 00:18:11,750
‫احتمالاً برای همین برگشت اینجا

342
00:18:11,750 --> 00:18:13,960
‫خب، هیچ‌وقت تونست بهش برسه؟

343
00:18:13,960 --> 00:18:15,590
‫نه، بهش نرسید

344
00:18:15,590 --> 00:18:17,920
‫و اصلاً به نفع شما هم نیست که برید دنبالش

345
00:18:17,930 --> 00:18:19,010
‫مطمئنید؟

346
00:18:19,010 --> 00:18:21,220
‫به نفع وس و کسای دیگه که
‫رفتن دنبالش هم نبود...

347
00:18:21,220 --> 00:18:22,300
‫- صبر کن
‫- خواهش می‌کنم...

348
00:18:22,300 --> 00:18:25,020
‫- این قضیه خیلی مهمـه
‫- خواهش می‌کنم، باید بدونیم

349
00:18:25,020 --> 00:18:26,193
‫هر چیزی که هست

350
00:18:27,366 --> 00:18:28,533
‫خواهش می‌کنم

351
00:18:34,070 --> 00:18:35,230
‫خانواده‌ی جنرت

352
00:18:35,780 --> 00:18:37,400
‫فروختنش

353
00:18:37,400 --> 00:18:39,280
‫درست بعد از این که پیداش کردن

354
00:18:40,110 --> 00:18:42,370
‫به کی؟ می‌دونید به کی فروختنش؟

355
00:18:44,120 --> 00:18:46,660
‫این هم سند فروششـه. همون‌جا

356
00:18:52,840 --> 00:18:53,893
‫«دی‌تی»

357
00:18:56,460 --> 00:18:57,720
‫دنمارک تنی

358
00:19:03,600 --> 00:19:05,510
‫خیلی قدیمیـه، رفیق

359
00:19:05,510 --> 00:19:08,520
‫- تنی‌هیل خونه‌ی اجدادی توئـه
‫- آره

360
00:19:08,520 --> 00:19:10,940
‫احتمالاً همیشه فکر می‌کردی که
تو خونواده‌تون می‌مونه

361
00:19:10,940 --> 00:19:13,480
‫پسر، می‌دونم قراره خاطره‌های زیادی رو
از دست بدی اما

362
00:19:13,480 --> 00:19:15,230
‫قول میدم با چیزی که در ازاش می ‌گیری

363
00:19:15,230 --> 00:19:16,480
‫خاطره‌های جدیدی می‌سازی

364
00:19:16,480 --> 00:19:20,110
‫تونستیم سر میز اینجا بشینیم.
‫۵ درصد از کل پروژه؟

365
00:19:20,110 --> 00:19:22,160
دیل که همچین گفته

366
00:19:22,160 --> 00:19:23,910
‫ریف، پای ده‌ها میلیون پول وسطـه

367
00:19:23,910 --> 00:19:25,910
‫آره، می‌دونم پای ده‌ها میلیون پول وسطـه

368
00:19:25,910 --> 00:19:29,370
‫فقط کل این ماجرا یکم مشکوکـه، خب؟

369
00:19:29,370 --> 00:19:33,290
‫- چرا چیزی از اون ۵ درصد تو قرارداد نیومده؟
‫- نمی‌خوان ردی بذارن

370
00:19:33,290 --> 00:19:35,710
‫خب ضمانت این کار کجاس پس؟

371
00:19:35,710 --> 00:19:39,190
‫منـم... داداش. بیخیال، کلکی تو کارشون نیست

372
00:19:44,050 --> 00:19:47,430
‫با این‌حال یه سؤال داشتم، رفیق.
‫چرا پای تو رو کشیدن وسط؟

373
00:19:48,216 --> 00:19:49,220
‫منظورت...

374
00:19:49,230 --> 00:19:51,890
‫قصد اهانت یا چیزی ندارم اما
دیل رو من جور کردم

375
00:19:51,890 --> 00:19:53,730
‫من... همه‌ی سرمایه‌گذارها رو جور کردم

376
00:19:53,730 --> 00:19:58,030
‫من همه‌ رو آوردم اما... تو چی آوردی؟

377
00:19:58,780 --> 00:20:01,900
‫منظورت... منظورت چیـه؟
‫من... من...

378
00:20:02,910 --> 00:20:04,780
‫خب من اون... اون آدمِ مردمیـم

379
00:20:05,740 --> 00:20:07,580
‫و من... من... تو رو می‌شناسم...

380
00:20:07,580 --> 00:20:11,460
‫پس من... من همه‌ی هماهنگی‌ها رو انجام میدم

381
00:20:15,000 --> 00:20:22,000


382
00:20:25,470 --> 00:20:28,550
‫همه‌جا رو دنبال‌تون گشتم، بچه‌ها

383
00:20:28,560 --> 00:20:30,680
‫یه سفارش برای خولیو آوردم

384
00:20:31,270 --> 00:20:32,810
‫هفت تا بیسکوییت بزرگ

385
00:20:34,700 --> 00:20:36,190
‫هی، پسرها

386
00:20:36,190 --> 00:20:38,690
‫این «پندخوی» فسقلی رو نگاه کنید.
‫واسه‌مون بیسکویت آوردی پس

387
00:20:38,690 --> 00:20:42,110
‫- حقیقتش معنیش رو بلد نیستم
‫- گفتم بیسکوییت، عوضی. تازه حدس بزن چی شده؟

388
00:20:42,110 --> 00:20:43,240
‫یه راست رفت سر اصل مطلب

389
00:20:43,240 --> 00:20:44,780
‫- آره
‫- روبو

390
00:20:45,280 --> 00:20:47,240
‫دست بردار، رفیق.
‫من کربوهیدرات نمی‌خورم

391
00:20:47,240 --> 00:20:50,080
‫بده به توی. اون عاشق روغن نخلـه

392
00:20:51,250 --> 00:20:52,910
‫هی، چرا این‌قدر استرس داری، پسر؟

393
00:20:54,210 --> 00:20:55,830
‫من می‌دونم چرا استرس داره

394
00:20:56,790 --> 00:20:59,960
‫نگران اون جنده‌ی کثافتتی، مگه نه؟

395
00:21:00,840 --> 00:21:02,260
‫ببینید، من پول‌تون رو دادم

396
00:21:02,260 --> 00:21:04,260
‫خب؟ پس مشکلی نداریم، باشه؟

397
00:21:04,260 --> 00:21:06,900
‫پس لازم نیست نگران چیزی باشیم.
‫فقط باید...

398
00:21:09,970 --> 00:21:12,770
‫- گندش بزنن، تعقیب شدی
‫- نه، خودت تحت‌نظر بودی

399
00:21:12,770 --> 00:21:13,980
‫من زندان‌برو نیستم

400
00:21:13,980 --> 00:21:16,350
‫حواسم به والدز هست.
‫بچه‌هه رو پیداش کنید

401
00:21:16,350 --> 00:21:17,730
‫خولیو والدز!

402
00:21:17,730 --> 00:21:19,730
‫فوراً تسلیم شو! محاصره شدی

403
00:21:19,730 --> 00:21:21,110
‫گندش بزنن

404
00:21:21,110 --> 00:21:22,650
‫هی، وایسا سر جات

405
00:21:22,650 --> 00:21:24,610
‫خولیو، بذارش زمین!

406
00:21:24,610 --> 00:21:26,110
‫چاقو رو بذار زمین!

407
00:21:29,910 --> 00:21:31,490
‫یالا، بنتون. ای خدا

408
00:21:31,490 --> 00:21:34,230
‫شرمنده، رفیق. باید یه کاری کنیم باورشون شه

409
00:21:35,370 --> 00:21:36,750
‫چاقو رو بذار روی میز

410
00:21:36,750 --> 00:21:39,630
‫بخواب رو زمین.
‫دستات رو بذار روی سرت. همین حالا!

411
00:21:39,630 --> 00:21:40,796
‫تکون بخور!

412
00:21:42,460 --> 00:21:44,010
‫دستا بالا، رفیق

413
00:21:46,090 --> 00:21:50,100
‫خیلی خب، خولیو والدز.
‫تو به‌علت داشتن چندین حکم فعال، بازداشتی

414
00:21:50,680 --> 00:21:52,060
‫بلندش کن!

415
00:21:53,470 --> 00:21:54,970
‫این حق رو داری که ساکت بمونی

416
00:21:54,980 --> 00:21:57,190
‫- ولم کنید
‫- این مسخره‌بازیا چیه

417
00:21:57,190 --> 00:21:58,560
‫ولم کنید...

418
00:21:58,560 --> 00:21:59,900
‫بس کن! پاهات رو باز کن!

419
00:21:59,900 --> 00:22:01,820
‫خفه‌خون می‌گیری

420
00:22:01,820 --> 00:22:03,280
‫حواسم بهت هست

421
00:22:04,070 --> 00:22:05,440
‫بذاریدش تو ماشین

422
00:22:13,450 --> 00:22:15,410
‫چیزی واسه از دست دادن نیست، پوپ

423
00:22:16,000 --> 00:22:17,000
‫پوپ!

424
00:22:17,000 --> 00:22:18,420
‫نه!

425
00:22:19,330 --> 00:22:20,380
‫نه، پوپ!

426
00:22:20,380 --> 00:22:22,840
‫همین حالا بیا بیرون!
‫می‌ذارم زنده بمونی

427
00:22:22,840 --> 00:22:24,420
‫فردا نه. پوپ!

428
00:23:10,630 --> 00:23:13,800
‫...تاج آبی که در دوران باستان اغلب از آن

429
00:23:13,800 --> 00:23:15,720
‫با نام «تاج ملّه» یاد می‌شد

430
00:23:15,720 --> 00:23:18,640
‫چیزی فراتر از نماد پادشاهی پارسی بود

431
00:23:18,640 --> 00:23:20,810
‫این تاج که در دوران امپراتوری ایلام
ساخته شد

432
00:23:20,810 --> 00:23:23,810
‫تصور می‌شد که تجسم مادی...

433
00:23:25,400 --> 00:23:29,740
‫یا شکوه شاهانه و نیروی الهی‌ای باشد که
‫به حق فرامانرویی پادشاه، مشروعیت می‌داد

434
00:23:29,740 --> 00:23:32,780
‫و به او بر انسان‌ها و حیوانات،
سلطه‌ می‌بخشید

435
00:23:32,780 --> 00:23:37,790
‫در قرن ششمِ پیش از میلاد، پادشاه کوروش
‫دستور ساخت منشورش را داد که...

436
00:23:37,790 --> 00:23:39,790
‫...موازنه‌ی قدرت را مدون می‌کرد...

437
00:23:49,880 --> 00:23:54,180
‫تا کل اینجا رو با ماشین‌های سرراهی اومدم،
‫اون‌وقت این‌طوری ازم استقبال میشه؟

438
00:23:57,480 --> 00:23:59,080
‫دلت برام تنگ شده بود؟

439
00:24:07,820 --> 00:24:08,820
‫پوپ؟

440
00:24:10,860 --> 00:24:12,070
‫من دیگه برگشتم

441
00:24:15,570 --> 00:24:20,290
‫هی، شوپ. می‌خواستم تشکر کنم که به
‫من و نقشه‌مون اعتماد کردی

442
00:24:20,290 --> 00:24:22,790
‫حس خیلی خوبی داره که سمت درستِ قانون باشی

443
00:24:22,790 --> 00:24:25,250
‫آره، آره. خب تو تقریباً کار درست رو کردی

444
00:24:25,250 --> 00:24:27,500
‫- آره، آره. چی؟
‫- چیزی یادت رفته؟

445
00:24:27,500 --> 00:24:29,300
‫اوه، آره. مرسی

446
00:24:29,300 --> 00:24:30,420
‫نه، بچه زبل

447
00:24:30,420 --> 00:24:33,600
‫هیچ‌وقت نگفتی که چرا داشتی به
این یارو تو اسکله‌ی ماهی‌ها

448
00:24:33,600 --> 00:24:35,430
‫۷۰ هزار دلار پول می‌دادی

449
00:24:37,050 --> 00:24:39,430
‫وکیلم گفت به متمم شیشم استناد کنم

450
00:24:39,430 --> 00:24:40,520
‫- پنجم
‫- پنجم

451
00:24:40,520 --> 00:24:41,980
‫آره

452
00:24:41,980 --> 00:24:43,940
‫اون‌قدرها که فکر می‌کنی باهوش نیستی

453
00:24:44,430 --> 00:24:46,130
‫این‌قدر آتیش نسوزونید

454
00:24:46,810 --> 00:24:49,570
‫- بله، قربان. تشکر
‫ - از دیدن‌تون خوشحال شدم

455
00:24:50,450 --> 00:24:52,240
‫ممنون، شوپ

456
00:24:52,950 --> 00:24:54,360
‫بهترین زنِ دنیا

457
00:24:55,280 --> 00:24:56,740
‫- برو تو ماشین
‫- چیـه؟

458
00:24:56,740 --> 00:24:57,870
‫ایده‌ی نابی بود

459
00:24:57,870 --> 00:24:59,450
‫آره بابا، حتماً

460
00:24:59,450 --> 00:25:01,200
‫باورم نمیشه جواب داد

461
00:25:01,200 --> 00:25:03,080
‫حقیقتش من هم همین‌طور

462
00:25:16,550 --> 00:25:18,220
‫رسیده بودم به ته خط

463
00:25:18,220 --> 00:25:19,970
‫افتاده بودم تو چاله

464
00:25:19,970 --> 00:25:23,680
‫مدام حس می‌کردم که دارم
بیشتر و بیشتر، فرو میرم

465
00:25:23,680 --> 00:25:27,190
‫نمی‌دونم. هی سُر می‌خوردم

466
00:25:28,970 --> 00:25:31,890
‫و بعد بیشتر از حد عادی، رفتم سراغ دود

467
00:25:32,610 --> 00:25:35,280
‫راهی برای این شده بود که
حس بهتری داشته باشم

468
00:25:35,280 --> 00:25:37,910
‫تا اون اتفاقات مزخرف رو فراموش کنم

469
00:25:37,910 --> 00:25:40,050
‫می‌دونم فکر می‌کنی آدم ضعیفیـم

470
00:25:40,870 --> 00:25:42,200
‫می‌دونم آدم ضعیفیـم

471
00:25:44,790 --> 00:25:46,370
‫تو جون من رو نجات دادی، پوپ

472
00:25:47,080 --> 00:25:49,630
‫چطور ممکنه که فکر کنم آدم ضعیفی هستی؟

473
00:25:49,630 --> 00:25:51,420
‫ببین، الان دیگه وقتشـه که قوی باشی

474
00:25:55,090 --> 00:25:56,680
‫دلم خیلی برات تنگ شده بود

475
00:25:58,090 --> 00:25:59,640
‫من هم دلم خیلی برات تنگ شده بود

476
00:26:04,560 --> 00:26:06,020
‫وای خدا

477
00:26:06,020 --> 00:26:07,690
‫- اون...
‫- تو برگشتی؟

478
00:26:07,690 --> 00:26:09,100
‫- چی؟!
‫- یعنی چی؟

479
00:26:09,100 --> 00:26:10,400
‫زنده و سرحال

480
00:26:13,820 --> 00:26:15,530
‫سلام!

481
00:26:17,530 --> 00:26:19,410
‫- کل دارودسته اینجان
‫- خیلی خب

482
00:26:19,410 --> 00:26:20,660
‫خیلی باحالـه، مگه نه؟

483
00:26:20,660 --> 00:26:21,820
‫وقت بغلـه

484
00:26:21,830 --> 00:26:24,490
‫- اخمات رو وا کن
‫- باشه

485
00:26:24,490 --> 00:26:26,910
‫واسه چی داریم بغل گروهی می‌کنیم؟
‫همین الان دیدم‌تون

486
00:26:26,910 --> 00:26:28,580
‫- سلام. راستش...
‫- یالا دیگه

487
00:26:29,080 --> 00:26:31,830
‫یکی از کتاب‌ها رو کشیدم و
‫قفسه‌ی کتاب‌ها باز شد

488
00:26:31,840 --> 00:26:33,460
‫عین فیلم‌ها بود

489
00:26:33,460 --> 00:26:36,260
‫- بعدش از یه راه‌پله‌ی مخفی رفتیم پایین
‫- پشت قفسه‌ی کتاب‌ها

490
00:26:36,260 --> 00:26:37,380
‫هان؟

491
00:26:37,380 --> 00:26:38,720
‫غذای ویژه‌ی مایک. برای شما

492
00:26:38,720 --> 00:26:40,300
‫- مایک!
‫- خواهش می‌کنم

493
00:26:40,300 --> 00:26:42,720
‫- نوش جان
‫- خیلی خب. ادامه بده

494
00:26:42,720 --> 00:26:45,780
‫بعدش دمپ پیداش شد و شروع کرد به
‫حرف زدن درمورد یه عتیقه‌ای که

495
00:26:45,780 --> 00:26:47,600
‫به تاج آبی مرتبطـه

496
00:26:47,600 --> 00:26:48,600
‫اینجا رو باش

497
00:26:48,600 --> 00:26:51,020
‫به‌گمونم فهمیدیم که چرا گراف اومده به جزیره

498
00:26:51,020 --> 00:26:53,810
‫به‌گمونم دنبال این شیئه‌ست.
‫بهش میگن سیتالی

499
00:26:53,820 --> 00:26:55,730
‫روش نوشته‌های رمزی هست،
‫روی نوارش

500
00:26:55,730 --> 00:26:59,990
‫توی بلک‌استون بوده اما بعدش دنمارک تنی
‫اون رو خریده

501
00:27:01,200 --> 00:27:02,660
‫دنمارک چی ازش می‌خواسته؟

502
00:27:02,685 --> 00:27:04,111
‫- زنش رو
‫- زنش رو

503
00:27:05,370 --> 00:27:09,370
‫افسانه میگه که اگه سیتالی و تاج رو

504
00:27:09,900 --> 00:27:13,380
‫با هم داشته باشی، می‌تونه...

505
00:27:13,380 --> 00:27:14,420
‫مُرده‌ها رو برگردونه

506
00:27:17,420 --> 00:27:19,090
‫- چی؟
‫- نه... چیزی نیست

507
00:27:19,090 --> 00:27:21,930
‫فقط یه افسانه‌ست، بچه‌ها. من که...

508
00:27:21,930 --> 00:27:26,350
‫من که خل و چل نیستم، خب؟
‫مسئله اینـه که خیلی می‌ارزه

509
00:27:26,700 --> 00:27:29,100
‫و تقریباً مطمئنم این همون چیزیـه که
فینچ دنبالشـه

510
00:27:29,100 --> 00:27:30,730
‫من مطمئنم که اون دنبال همینـه

511
00:27:30,730 --> 00:27:31,690
‫- چی؟
‫ - از کجا؟

512
00:27:31,690 --> 00:27:35,270
‫پسرهاش اومده بودن ناسائو، دنبال من.
‫دقیقاً دنبال همین بودن

513
00:27:35,830 --> 00:27:37,700
‫اون‌موقع با عقل جور در نمیومد اما

514
00:27:37,700 --> 00:27:39,680
‫استابی قبلاً واسه دزدهای دریایی کار می‌کرد و

515
00:27:39,680 --> 00:27:42,310
‫بهم گفت که آقای فینچ،
یه دختر داشته که مُرده

516
00:27:43,530 --> 00:27:45,120
‫پس کل ماجرا همینـه

517
00:27:45,120 --> 00:27:48,370
‫فینچ دنبال سیتالیـه تا باهاش بتونه
‫دختر مُرده‌ش رو برگردونه؟

518
00:27:48,370 --> 00:27:49,540
‫اوهوم

519
00:27:49,540 --> 00:27:51,410
‫احتمالاً گراف هم برای همین دنبالشـه

520
00:27:51,420 --> 00:27:52,920
‫تا بتونه بفروشتش به فینچ

521
00:27:52,920 --> 00:27:54,580
‫اگه ما زودتر از گراف بهش برسیم چی؟

522
00:27:54,580 --> 00:27:57,590
‫ببریمش پیش فینچ. گراف میفته دنبال‌مون.
‫می‌تونیم گراف رو بدیم دست پلیس

523
00:27:57,590 --> 00:28:00,420
‫یه تیر و دو نشونـه.
‫هم به پول می‌رسیم و هم گراف میفته زندان

524
00:28:00,420 --> 00:28:03,580
‫خودمون رو هم می‌کشیم کنار.
‫کی، این...

525
00:28:03,930 --> 00:28:05,160
‫این انتقام‌مونـه

526
00:28:07,526 --> 00:28:08,680
‫می‌دونم

527
00:28:09,100 --> 00:28:11,100
‫خیل خب. حالا چی‌کار کنیم؟

528
00:28:11,100 --> 00:28:13,270
‫خیلی خب، پس می‌دونیم واسه چی اومده اینجا

529
00:28:13,850 --> 00:28:15,730
‫- می‌دونیم که دنمارک تنی خریدتش
‫- درستـه

530
00:28:16,360 --> 00:28:19,690
‫چیزهای دیگه‌ای که از دنمارک تنی پیدا کردیم
‫تو تنی‌هیل بودن

531
00:28:19,690 --> 00:28:21,400
یعنی می‌تونه تو تنی‌هیل باشه؟

532
00:28:21,400 --> 00:28:23,740
‫- بعید بدونم تو تنی‌هیل باشه
‫- منظورت چیـه؟

533
00:28:23,740 --> 00:28:26,160
‫اگه تو تنی‌هیل نباشه،
‫پس کجا می‌تونه باشه؟

534
00:28:26,160 --> 00:28:29,790
‫فکر می‌کنم قبلاً این رو توی قلعه دیدم

535
00:28:29,790 --> 00:28:31,750
‫همونی که مال خانواده‌ی مادریمـه

536
00:28:31,750 --> 00:28:34,580
‫بعد از طلاقش از بابام،
همه‌ی وسایلش رو برد اونجا

537
00:28:34,580 --> 00:28:37,500
‫و فکر می‌کنم یادمـه که قبل از رفتنش
‫این رو هم برد

538
00:28:37,500 --> 00:28:40,210
‫و احتمال خیلی زیادی داره که هنوز

539
00:28:41,510 --> 00:28:42,970
‫پیش بقیه‌ی وسایلش باشه

540
00:28:44,300 --> 00:28:46,550
‫حالا این سیتالیه رو کجا دیدی؟

541
00:28:47,220 --> 00:28:50,220
‫فکر می‌کنم حدوداً ۴ سالم بود چون
‫همون زمان‌ها بود که

542
00:28:50,220 --> 00:28:52,640
‫مامانم بعد از جدایی، رفت قلعه

543
00:28:52,640 --> 00:28:55,190
‫و همه‌ی وسایلی که بعد از طلاق
‫سرش بحث داشتن، اونجا بود

544
00:28:55,190 --> 00:28:56,100
‫درستـه

545
00:28:56,100 --> 00:28:59,400
‫و یه روز که من و ریف داشتیم تو
‫اتاق زیر شیروونی بازی می‌کردیم...

546
00:28:59,400 --> 00:29:01,860
‫یه صندوق خیلی قدیمی پیدا کردیم

547
00:29:01,860 --> 00:29:04,700
‫و یادمـه که مادرم با گریه و زاری
اومد تو اتاق زیر شیروونی و

548
00:29:04,700 --> 00:29:07,910
‫همش می‌گفت، «نباید بهش دست بزنید.
‫این مقدسـه» و از این دری‌وریا

549
00:29:07,910 --> 00:29:10,236
‫بعدش هم دیگه نذاشت من و ریف
بریم تو اتاق زیر شیروونی و

550
00:29:10,260 --> 00:29:12,500
یکم بعد از اون اتفاق، جدا شد

551
00:29:12,525 --> 00:29:15,258
‫بعدش هم همه‌چی رو ول کرد و
بعید بدونم که ‫از اون موقع...

552
00:29:15,282 --> 00:29:17,282
کسی پاش رو تو اون خونه گذاشته باشه

553
00:29:17,290 --> 00:29:19,000
‫به‌نظرت برای چی رفته؟

554
00:29:19,000 --> 00:29:22,600
‫حقیقتش فکر می‌کنم که می‌دونست...

555
00:29:22,600 --> 00:29:25,470
‫آمادگی مادر بودن رو نداره

556
00:29:25,470 --> 00:29:28,000
‫به‌نظرم می‌دونست که از پسش بر نمیاد

557
00:29:31,850 --> 00:29:32,909
‫هی...

558
00:29:33,390 --> 00:29:34,810
‫تو مامان فوق‌العاده‌ای میشی

559
00:29:37,060 --> 00:29:39,030
‫خودم هم همین فکر رو می‌کنم

560
00:29:45,530 --> 00:29:46,990
‫گندش بزنن

561
00:29:46,990 --> 00:29:48,056
‫چی شده؟

562
00:29:49,230 --> 00:29:50,770
‫دوستای خولیوئـن

563
00:29:51,900 --> 00:29:54,050
‫مطمئنی اتفاقی نیست؟

564
00:30:03,510 --> 00:30:04,510
‫گندش بزنن

565
00:30:04,510 --> 00:30:06,550
‫آره، صد در صد اتفاقی نیست

566
00:30:09,890 --> 00:30:12,850
‫- مراقب باش. خیلی خب. همین حالا وایسا
‫- خیلی خب، دلم رو می‌زنم به دریا

567
00:30:12,850 --> 00:30:14,720
‫برو، برو، برو!

568
00:30:14,720 --> 00:30:15,760
‫- خیلی خب
‫- وای خدا!

569
00:30:16,520 --> 00:30:17,520
‫نترس، عزیزم!

570
00:30:19,020 --> 00:30:20,590
‫نه، نه، نه

571
00:30:20,590 --> 00:30:21,610
‫پل

572
00:30:21,610 --> 00:30:23,820
‫باید بزنیم کنار.
‫باید بزنیم کنار

573
00:30:30,120 --> 00:30:32,240
‫- هی، دارید چی‌کار می‌کنید؟
‫- باید بریم

574
00:30:32,240 --> 00:30:33,333
‫وایسید!

575
00:30:34,240 --> 00:30:35,450
‫گندش بزنن!

576
00:30:35,450 --> 00:30:37,080
‫- برو، واینسا!
‫- وای!

577
00:30:37,080 --> 00:30:38,710
‫باید از پل رد شیم

578
00:30:42,090 --> 00:30:43,880
‫- بیا. کمکم کن
‫- یالا. هوات رو دارم

579
00:30:45,340 --> 00:30:46,380
‫هی!

580
00:30:46,380 --> 00:30:47,720
‫عزیزم، بدو!

581
00:30:50,340 --> 00:30:52,220
‫- حالا کجا می‌خواید برید؟
‫- داره جابه‌جا میشه

582
00:30:52,890 --> 00:30:54,510
‫- بجنب! بریم!
‫- بجنب!

583
00:30:56,100 --> 00:30:58,140
‫- گندش بزنن! برو، برو، برو!
‫- زود باش. بدو

584
00:30:58,690 --> 00:30:59,810
‫زود باش، سارا!

585
00:31:01,310 --> 00:31:03,400
‫- نمی‌تونید در برید!
‫- گندش بزنن!

586
00:31:05,690 --> 00:31:07,690
‫- باید بپریم
‫- فکر کردید کجا دارید میرید؟

587
00:31:07,690 --> 00:31:08,860
‫برو!

588
00:31:11,200 --> 00:31:12,200
‫گندش بزنن

589
00:31:13,660 --> 00:31:14,740
‫لعنت بهش

590
00:31:14,740 --> 00:31:16,870
‫- خیلی خب. بریم
‫- یالا، زود باش

591
00:31:16,870 --> 00:31:19,160
‫دیر یا زود پیداتون می‌کنیم

592
00:31:19,160 --> 00:31:21,040
‫- بریم
‫- زود باش، از این طرف

593
00:31:21,040 --> 00:31:23,710
‫دارید اوضاع رو برای خودتون بدتر می‌کنید

594
00:31:23,710 --> 00:31:26,460
‫نگرانش نباش.
‫من که می‌دونم دارن کجا میرن

595
00:31:28,840 --> 00:31:32,010
‫سارا این رو توی قلعه دیده.
‫گفت تو هم دیدیش

596
00:31:32,010 --> 00:31:35,430
‫آره، شاید ۱۵ سال پیش این رو
توی قلعه دیده باشم

597
00:31:35,430 --> 00:31:37,770
‫خب که چی؟
‫من بیشتر از اون، چیزی از این ماجرا نمی‌دونم

598
00:31:37,770 --> 00:31:40,310
‫من فقط پیغام‌رسونم، ریف.
‫اتفاقای زیادی داره میفته

599
00:31:40,310 --> 00:31:41,900
‫آره، می‌دونم

600
00:31:43,150 --> 00:31:45,320
‫حالا این یه تیکه چوب مثلاً چی هست؟

601
00:31:47,830 --> 00:31:50,570
‫یه عتیقه‌ست با یه پیغام رمزدار

602
00:31:50,570 --> 00:31:52,700
‫مربوطـه به تاج و...

603
00:31:52,700 --> 00:31:54,850
‫قدرت‌هاش

604
00:31:55,350 --> 00:31:57,230
‫از اونا که «دشمنات رو سلاخی می‌کنه»؟

605
00:31:57,230 --> 00:32:00,110
‫بیشتر از اونا که «مُرده‌ها رو برمی‌گردونه»

606
00:32:01,920 --> 00:32:02,960
‫اوه

607
00:32:04,080 --> 00:32:05,540
‫شماها هم باور کردید؟

608
00:32:07,109 --> 00:32:08,123
‫نه

609
00:32:15,600 --> 00:32:17,640
‫ولی می‌خوای باور کنی. کاملاً مشخصـه

610
00:32:18,260 --> 00:32:21,340
‫من دیوونه نیستم، ریف

611
00:32:27,150 --> 00:32:29,150
‫آره، می‌دونم

612
00:32:29,150 --> 00:32:33,450
‫من هم بعد از مُردن بابام همین‌طوری شدم.
‫فکر می‌کردم دارم عقلم رو از دست میدم

613
00:32:34,610 --> 00:32:35,820
‫نمی‌دونم...

614
00:32:36,450 --> 00:32:38,700
‫همش تو جمعیت‌ها می‌دیدمش

615
00:32:38,700 --> 00:32:41,040
‫فکر می‌کردم طبقه‌ بالای خونه‌ست و
داره حرف می‌زنه

616
00:32:41,040 --> 00:32:43,960
‫هر بار که گوشیم زنگ می‌خورد،
‫می‌گفتم شاید اون باشه

617
00:32:43,960 --> 00:32:45,080
‫فقط...

618
00:32:46,710 --> 00:32:47,830
‫آره...

619
00:32:48,290 --> 00:32:49,920
‫هنوز هم همین‌طوری فکر می‌کنی؟

620
00:32:51,510 --> 00:32:53,760
‫که وقتی گوشیت زنگ می‌خوره،
‫ممکنه اون باشه؟

621
00:32:56,260 --> 00:32:58,180
‫نه، بعد از یه مدتی دیگه رفت

622
00:33:07,560 --> 00:33:09,570
‫من اصلاً نمی‌خوام که حسش بره

623
00:33:12,280 --> 00:33:14,450
‫یه‌جورایی فکر می‌کنم که شاید جی‌جی باشه

624
00:33:25,420 --> 00:33:27,750
‫همینـه. این خونه‌ی قدیمی مامانمـه

625
00:33:28,710 --> 00:33:29,750
‫یالا

626
00:33:32,260 --> 00:33:34,590
‫این پنجره‌هه. بیا از داخل این بریم. باید...

627
00:33:35,380 --> 00:33:36,433
‫وایسا

628
00:33:37,340 --> 00:33:38,470
‫جلو نیا، سارا

629
00:33:44,730 --> 00:33:46,640
‫- آره، بلندت می‌کنم
‫- مرسی

630
00:33:52,150 --> 00:33:53,150
‫کسی رو می‌بینی؟

631
00:33:53,490 --> 00:33:56,360
‫- نه، نه، به‌گمونم مشکلی نیست
‫- آره

632
00:33:56,360 --> 00:33:59,070
‫مطمئنی بعد از شما،
دیگه هیشکی اینجا زندگی نکرده؟

633
00:34:00,120 --> 00:34:01,160
‫بعید بدونم

634
00:34:10,590 --> 00:34:11,800
‫وای

635
00:34:12,500 --> 00:34:16,800
‫خب، خونواده‌ت خیلی به
سبک دکوراسیون‌شون وفادارن

636
00:34:16,800 --> 00:34:20,160
‫همون تم همیشگی مرگ و چوب‌های کپک‌زده

637
00:34:22,010 --> 00:34:25,600
‫گوش کن، سارا. واقعاً شرمنده‌تم.
‫فکر می‌کردم نقشه‌ی بیسکوییت جواب بده

638
00:34:25,600 --> 00:34:27,770
‫شاید هم این که شوپ خولیو رو دستگیر کرد،
‫به نفع‌مون باشه

639
00:34:27,770 --> 00:34:29,140
‫اوضاع کثافتیـه

640
00:34:29,150 --> 00:34:32,310
‫من هم نمی‌خوام ذهنم رو درگیرش کنم اما
‫واقعاً فاجعه‌ست

641
00:34:32,320 --> 00:34:34,360
‫- بابتش هم شرمنده‌م
‫- بس کن

642
00:34:34,360 --> 00:34:35,990
‫- فکر می‌کردم جواب بده
‫- جان بی

643
00:34:37,280 --> 00:34:39,490
‫می‌خوای بدونی فاجعه یعنی چی؟

644
00:34:40,870 --> 00:34:42,990
‫فاجعه اونـه. بابام مُرده

645
00:34:42,990 --> 00:34:45,330
‫با مامانم‌ هم که نمی‌دونم
چند ساله حرف نزدم

646
00:34:45,330 --> 00:34:46,450
‫ریف می‌خواست من رو بکشه و

647
00:34:46,450 --> 00:34:49,370
‫ویزی هم گیر یه نامادری وحشتناک افتاده

648
00:34:49,370 --> 00:34:52,080
‫اوضاع کثافت اینـه. خب؟

649
00:34:53,460 --> 00:34:57,670
‫تو فقط قول بده که تحت هیچ شرایطی،
‫کار ما به اینجا نمی‌کشه

650
00:35:00,260 --> 00:35:01,320
‫باشه

651
00:35:08,560 --> 00:35:10,980
‫چیه؟

652
00:35:10,980 --> 00:35:12,040
‫بیا دیگه

653
00:35:14,150 --> 00:35:15,583
‫من، جان بوکر راتلج...

654
00:35:15,608 --> 00:35:16,690
‫بس کن

655
00:35:16,690 --> 00:35:18,323
‫از صمیم قلب سوگند می‌خورم تا

656
00:35:18,347 --> 00:35:20,347
قبل از کار درست، ‫کار غلط رو بکنم

657
00:35:21,740 --> 00:35:24,080
‫...تا هیچ‌وقت قبل از انجام کاری، فکر نکنم

658
00:35:24,580 --> 00:35:27,700
‫تا یکم بی‌نظم و شلخته باشم و...

659
00:35:28,410 --> 00:35:30,129
‫همیشه هم تقریباً دیر کنم

660
00:35:34,750 --> 00:35:35,790
‫اما قول میدم که...

661
00:35:37,710 --> 00:35:39,980
‫تا ابد عاشقت بمونم

662
00:35:41,900 --> 00:35:43,830
‫می‌تونی عروس رو ببوسی

663
00:35:54,270 --> 00:35:56,820
‫گفتی اون سیتالیه کجا بود؟

664
00:36:07,290 --> 00:36:08,340
‫خدایا

665
00:36:11,370 --> 00:36:13,040
‫- خیلی خب، مراقب باش
‫- ببخشید، ببخشید

666
00:36:14,210 --> 00:36:15,500
‫این کار می‌کنه؟

667
00:36:17,130 --> 00:36:18,160
‫وای، چه فکر خوبی

668
00:36:19,710 --> 00:36:21,760
‫اینجا فقط یه مشت خنزر پنزر هست

669
00:36:22,630 --> 00:36:27,510
‫- گفتی دنبال چی بودیم؟
‫- یه جعبه‌ی چوبی دراز. قشنگ. باریک

670
00:36:33,390 --> 00:36:34,940
‫گفت جعبه‌ی دراز باریک؟

671
00:36:34,940 --> 00:36:36,190
‫اوهوم

672
00:36:36,190 --> 00:36:37,360
‫سارا، اینجاس

673
00:36:37,860 --> 00:36:39,860
‫نه، اون قشنگ نیست

674
00:36:39,860 --> 00:36:41,740
‫یادت باشه، دراز، باریک و قشنگ

675
00:36:43,320 --> 00:36:47,030
‫اگه من یه جعبه‌ی کوچیک باریک قشنگ بودم،
‫کجا می‌رفتم؟

676
00:36:47,030 --> 00:36:49,620
.وایسا، نگاه کن
‫این حکم طلاق‌شونـه

677
00:36:49,620 --> 00:36:53,830
‫«الی کمرون، خیابان پایتی ۹۰۰،
‫نیواورلئان، لوئیزیانا»

678
00:36:53,830 --> 00:36:55,920
‫- پایتی... نیواورلئان؟
‫- آره

679
00:36:56,750 --> 00:36:57,960
‫جالبـه

680
00:36:57,960 --> 00:37:00,160
‫- چرا باید بره نیواورلئان؟
‫- همین رو بگو

681
00:37:15,230 --> 00:37:17,150
‫شرط می‌بندم رفتن همین‌جا

682
00:37:17,150 --> 00:37:19,730
‫حتماً. تو این جزیره، هیچ‌جای دیگه‌ای نیست

683
00:37:31,580 --> 00:37:33,410
‫وای خدا. جان بی

684
00:37:33,410 --> 00:37:34,476
‫همینـه

685
00:37:38,170 --> 00:37:39,880
‫دقیقاً همون‌طوریـه که یادم مونده

686
00:37:39,880 --> 00:37:41,710
‫- بیا بازش کنیم
‫- باشه

687
00:37:51,136 --> 00:37:52,169
‫وای

688
00:37:52,836 --> 00:37:56,060
‫خیلی خب. نرو تو فکر، نرو تو فکر.
‫وای. خیلی خب

689
00:37:56,060 --> 00:37:57,270
‫چیزی نیست. مشکلی نیست

690
00:37:57,270 --> 00:38:01,230
‫فقط یه گنج دیگه‌ایـه که از دست‌مون رفته

691
00:38:01,230 --> 00:38:04,280
‫چون ۴۰۰ میلیون طلا بود،
‫بعدش هم اون صلیبه و

692
00:38:04,280 --> 00:38:05,360
‫بعدش هم این؟

693
00:38:05,360 --> 00:38:06,740
‫تاج آبی با...

694
00:38:08,360 --> 00:38:09,490
‫در

695
00:38:09,490 --> 00:38:10,950
‫ما اومدیم!

696
00:38:10,950 --> 00:38:13,330
‫- وای خدا. برو، برو، برو!
‫- باید از اینجا بریم

697
00:38:17,670 --> 00:38:18,960
‫می‌دونیم که اینجایید

698
00:38:18,960 --> 00:38:20,830
‫- گندش بزنن. برگرد بالا. برو، برو، برو
‫- نه؟

699
00:38:20,840 --> 00:38:22,340
‫هر جا که هستید، بیاید بیرون!

700
00:38:23,000 --> 00:38:25,260
‫- چی‌کار کنیم؟
‫- کمکم کن این رو ببندم

701
00:38:33,850 --> 00:38:35,020
‫دارن میان

702
00:38:38,840 --> 00:38:40,090
‫گیرتون انداختم، توله‌سگ‌ها

703
00:38:44,400 --> 00:38:46,530
‫- فکر کنم یه راه خروج دیگه هم باشه
‫- باشه

704
00:38:48,240 --> 00:38:50,620
‫یکی این بالاست

705
00:38:53,030 --> 00:38:54,063
‫سلام

706
00:38:56,620 --> 00:38:57,790
‫بیا بیرون

707
00:39:06,503 --> 00:39:07,510
‫سارا؟

708
00:39:07,510 --> 00:39:08,670
‫هیس!

709
00:39:09,510 --> 00:39:12,260
‫بیا پایین، پسر.
‫فقط می‌خوام باهات حرف بزنم

710
00:39:12,260 --> 00:39:14,060
‫- گندش بزنن
‫- نه! بازش کن!

711
00:39:15,710 --> 00:39:17,580
‫سارا

712
00:39:18,230 --> 00:39:20,060
‫بیا پایین! می‌خوایم یه گپی بزنیم

713
00:39:22,650 --> 00:39:24,560
‫سیتالی کجاست؟

714
00:39:24,570 --> 00:39:26,860
‫همون‌جاست. شلیک کن!

715
00:39:28,173 --> 00:39:29,173
‫سارا!

716
00:39:33,809 --> 00:39:53,809
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

