﻿1
00:00:04,000 --> 00:00:15,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:15,024 --> 00:00:22,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

3
00:00:22,750 --> 00:00:26,708
‫چه غلطا؟ این لابد نصفه‌شب
‫خزیده اومده توی بغلم، این کوچولو...

4
00:00:27,958 --> 00:00:29,358
‫خیلی‌خب، یکم تلویزیون ببینیم

5
00:00:30,500 --> 00:00:33,750
‫« گربه‌های خیابونی »
‫« فصل اول، قسمت اول: ویرانی »

6
00:00:33,833 --> 00:00:36,726
‫زود باشید دیگه، کسکش‌ها.
‫بزنید بترکونیدش.

7
00:00:36,750 --> 00:00:39,226
‫عین ما هستن، نه؟
‫هر غلطی دلمون خواست می‌کنیم

8
00:00:39,250 --> 00:00:41,309
‫- آره، آشوب
‫- آره!

9
00:00:41,333 --> 00:00:43,101
‫اون تلویزیون رو بنداز
‫وسط پنجره‌ی کوفتی

10
00:00:43,125 --> 00:00:45,059
‫- آره! آره!
‫- همینـه!

11
00:00:45,083 --> 00:00:48,517
‫- بذار بسوزه لامصب
‫- غارت و سرقت

12
00:00:48,541 --> 00:00:50,226
‫- خودشـه
‫- چاقو زدن

13
00:00:50,250 --> 00:00:51,934
‫یه کیسه‌ی بزرگ برنج. یالا

14
00:00:51,958 --> 00:00:53,500
‫- تابحال چاقو خوردی؟
‫- آره

15
00:00:54,083 --> 00:00:56,267
‫- تو تابحال چاقو خوردی؟
‫- چاقو؟ نه

16
00:00:56,291 --> 00:00:57,976
‫- ولی انگشتم کردن
‫- کی کرده؟

17
00:00:58,000 --> 00:01:00,142
‫چندتا پسر. تعطیلات تابستون بود

18
00:01:00,166 --> 00:01:03,267
‫یه مشت پسر که توی خیابون قوطی لگد
‫می‌کردن. می‌دونی که از کدوم قماش هستن

19
00:01:03,291 --> 00:01:05,101
‫- آره
‫- خیلی حوصله‌شون سر رفته بود. منو دیدن

20
00:01:05,125 --> 00:01:07,059
‫- از دُمم گرفتن بلندم کردن
‫- سوراخ کونت رو دیدن

21
00:01:07,083 --> 00:01:10,059
‫منو بردن خونه‌شون. باباشون واسشون
‫یه خونه‌ی درختی درست کرده بود.

22
00:01:10,083 --> 00:01:13,267
‫- بالای نردبون. توی خونه‌ی درختی
‫- اونجا هر اتفاقی میفته

23
00:01:13,291 --> 00:01:15,017
‫رازهایی که تا ابد بین خودشون می‌مونه

24
00:01:15,041 --> 00:01:19,517
‫داشتن توی عالم بچگی سِیر می‌کردن،
‫منو هم دست‌مالی کردن

25
00:01:19,541 --> 00:01:22,309
‫- پس پسره انگشتش رو کرد توی کونت؟
‫- آره بابا

26
00:01:22,333 --> 00:01:25,309
‫بعدش منو گذاشت زمین،
‫خودش رفت، من هم خوابم برد

27
00:01:25,333 --> 00:01:26,733
‫مأموریت انجام شد

28
00:01:27,125 --> 00:01:28,809
‫داریم دنبال خونه‌ی من می‌گردیم؟

29
00:01:28,833 --> 00:01:31,601
‫یکم امون بده، بچه‌جون.
‫تازه بیدار شدم.

30
00:01:31,625 --> 00:01:34,583
‫هنوز حتی خمیازه نکشیدم و
‫به بدنم کِش ندادم. می‌دونی؟

31
00:01:37,000 --> 00:01:38,267
‫نمی‌خوای یه کشی به بدنت بدی؟

32
00:01:38,291 --> 00:01:40,875
‫نکنه توی ارتشی چیزی هستیم؟

33
00:01:41,541 --> 00:01:43,351
‫- سلام، اراذل
‫- سیکتیر

34
00:01:43,375 --> 00:01:44,517
‫چه فوق‌العاده

35
00:01:44,541 --> 00:01:46,809
‫- «فوق‌العاده»
‫- آره، فوق‌العاده رو گاییدم

36
00:01:46,833 --> 00:01:51,392
‫کله‌ی سحر دهنش رو باز کرده
‫میگه «فوق‌العاده»! کون‌نشور!

37
00:01:51,416 --> 00:01:53,892
‫داشتیم در مورد انگشت شدنِ
‫این تخمالو حرف می‌زدیم

38
00:01:53,916 --> 00:01:55,892
‫بعدش تو تِلِپ اومدی و میگی «فوق‌العاده»

39
00:01:55,916 --> 00:01:57,476
‫- چی؟
‫- این دیگه چجور مکالمه‌ایـه؟

40
00:01:57,500 --> 00:01:59,351
‫فوق‌العاده‌ست؟
‫اینکه کونت رو انگشت کنن؟

41
00:01:59,375 --> 00:02:01,559
‫لابد واکنش ایشون به انگشت
‫شدن همینـه!

42
00:02:01,583 --> 00:02:03,601
‫«وای، فوق‌العاده‌ست! ادامه بده!»

43
00:02:03,625 --> 00:02:05,250
‫ناخن‌های کثیفش میره توی ماتحتت

44
00:02:06,666 --> 00:02:10,392
‫آره! میره پیش دامپزشک.
‫یه دماسنج می‌کنن توی کونش.

45
00:02:10,416 --> 00:02:12,892
‫- «آخ! مامانی، میشه بریم پیش دامپزشک؟»
‫- «چرا؟»

46
00:02:12,916 --> 00:02:14,976
‫«چون می‌خوام یه حالی به سوراخم بدن!»

47
00:02:15,000 --> 00:02:16,934
‫من که نخواستم چیزی بکنن توی کونم

48
00:02:16,958 --> 00:02:19,392
‫اون فقط واسه اینـه که
‫تشخیص بدن تب دارم یا نه

49
00:02:19,416 --> 00:02:20,809
‫کاملاً هم جنبه‌ی بهداشتی‌درمانی داره

50
00:02:20,833 --> 00:02:21,892
‫پسرک کثیف

51
00:02:21,916 --> 00:02:23,976
‫اونجا... چه خبره؟

52
00:02:24,000 --> 00:02:25,958
‫- کون لق همه‌شون
‫- آره بابا، تو ناموس‌شون خورده

53
00:02:26,458 --> 00:02:27,937
‫ما خمیازه‌مون رو کشیدیم و
‫بدن‌مون رو کش دادیم

54
00:02:27,938 --> 00:02:29,417
‫گاس خمیازه‌شو کشید.
‫ولی هنوز بدنش رو کش نداده.

55
00:02:30,000 --> 00:02:33,851
‫نه، باید یه کشی به خودت بدی.
‫جدی میگم، وگرنه آرتروز می‌گیری.

56
00:02:33,875 --> 00:02:35,842
‫من که به خودم کش دادم،
‫صبحونه‌مو میل کردم،

57
00:02:35,843 --> 00:02:37,810
‫اِسکرچرم رو تا حد مرگ خراشیدم

58
00:02:37,833 --> 00:02:40,184
‫- باید بیاید ببینید
‫- بعد فاز بچه‌کونی‌ها رو گرفتی و اومدی اینجا

59
00:02:40,208 --> 00:02:42,184
‫- نه بچه‌ام، نه کونی
‫- طبق معمول

60
00:02:42,208 --> 00:02:44,517
‫- سلام
‫- سلام، اولیو

61
00:02:44,541 --> 00:02:47,434
‫- چه خبرا؟
‫- گاس هنوز به خودش کش نداده

62
00:02:47,458 --> 00:02:50,750
‫گاییدید بابا! میشه بحث رو عوض کنیم؟
‫اون بچه کجاست؟

63
00:02:51,250 --> 00:02:52,650
‫من اینجام!

64
00:02:53,041 --> 00:02:54,601
‫تو کجا زندگی می‌کنی، اولیو؟

65
00:02:54,625 --> 00:02:56,267
‫بالا جای مخصوص خودمو دارم

66
00:02:56,291 --> 00:02:58,934
‫- چرا این پایین زندگی نمی‌کنی؟
‫- چون بوی زِنا میده

67
00:02:58,958 --> 00:03:01,059
‫- آها
‫- فوق‌العاده

68
00:03:01,083 --> 00:03:03,000
‫آره جدی یکم هوای تازه می‌خوام

69
00:03:05,541 --> 00:03:10,583
‫فقط... می‌خواستم بهت بگم واقعاً
‫شانس آوردی که اومدی پیش من

70
00:03:11,500 --> 00:03:12,809
‫- چطور؟
‫- خب...

71
00:03:12,833 --> 00:03:15,309
‫چون احتمالاً من بهترین گربه‌ی محله‌ام

72
00:03:15,333 --> 00:03:17,392
‫- جدی؟
‫- خودم نمی‌تونم در مورد خودم نظر بدم

73
00:03:17,416 --> 00:03:18,517
‫از کی باید بپرسم؟

74
00:03:18,541 --> 00:03:21,809
‫خب، از کسی نپرس،
‫چون احتمالاً نمی‌دونن،

75
00:03:21,833 --> 00:03:24,684
‫چون به پای من نمی‌رسن

76
00:03:24,708 --> 00:03:25,892
‫فقط ممنون باش ازم

77
00:03:25,916 --> 00:03:27,642
‫مرسی، گاس

78
00:03:27,666 --> 00:03:29,017
‫خواهش

79
00:03:29,041 --> 00:03:31,226
‫خب، بریم خونه‌ات رو پیدا کنیم

80
00:03:31,250 --> 00:03:34,208
‫سر راه هم یکم آتیش بسوزونیم

81
00:03:55,333 --> 00:03:56,733
‫پیت پیر اومد

82
00:03:57,541 --> 00:03:59,101
‫- سلام بچه‌ها
‫- سلام رفیق

83
00:03:59,125 --> 00:04:01,101
‫اوه

84
00:04:01,125 --> 00:04:02,517
‫- وای خدا
‫- سلام، پیت

85
00:04:02,541 --> 00:04:04,000
‫- سلام، پیت
‫- خوبی؟

86
00:04:04,750 --> 00:04:06,809
‫- دارم پیر میشم دیگه
‫- آره

87
00:04:06,833 --> 00:04:09,333
‫شتریه که در خونه‌ی همه‌مون می‌خوابه

88
00:04:10,166 --> 00:04:11,309
‫- پس...
‫- فعلاً، رفیق

89
00:04:11,333 --> 00:04:12,767
‫- موفق باشی
‫- می‌بینمت، پیتر

90
00:04:12,791 --> 00:04:15,041
‫بگذریم، بدرود

91
00:04:21,708 --> 00:04:25,101
‫همون گربه‌ای که روش کراش زدی،
‫همراه با دوست‌پسرش که ازش خایه می‌کنی

92
00:04:25,125 --> 00:04:26,642
‫- من خایه نکردم
‫- چرا، خوبم کردی، رفیق

93
00:04:26,666 --> 00:04:28,684
‫ببین، اگه تو می‌ترسی،
‫خودم به خدمتش برسم

94
00:04:28,708 --> 00:04:31,059
‫نه، ولش کن. من...
‫من نترسیدم لامصب‌ها!

95
00:04:31,083 --> 00:04:32,684
‫- قیافه‌ات که داد می‌زنه خایه کردی
‫- به هیچ‌جام نیست

96
00:04:32,708 --> 00:04:35,726
‫- چون از هیچ کوفتی نمی‌ترسم
‫- چرا. از عنکبوت می‌ترسی
‫-

97
00:04:35,750 --> 00:04:37,934
‫منظورم خشونت و درگیریـه

98
00:04:37,958 --> 00:04:39,892
‫- عنکبوت حساب نیست
‫- چرا؟

99
00:04:39,916 --> 00:04:42,184
‫چرا؟ نمی‌دونم

100
00:04:42,208 --> 00:04:45,559
‫شاید به خاطر اون هشت‌تا پای کیری و
‫ده‌تا چشم وامونده‌ای که اون کسکش‌ها دارن

101
00:04:45,583 --> 00:04:47,601
‫- دلیلش اینـه
‫- موجودات گوهی هستن خدایی

102
00:04:47,625 --> 00:04:52,809
‫به شدت گوه. به نظر من ترسناک‌ترین
‫موجودات روی زمین هستن

103
00:04:52,833 --> 00:04:54,934
‫شبیه یه تیکه گوهن که
‫کلی رشته ازش آویزونـه

104
00:04:54,958 --> 00:04:56,642
‫- ولی سازنده‌های خفنی هستن
‫- چی؟

105
00:04:56,666 --> 00:04:59,684
‫میگن تار عنکبوت در اندازه‌ی مشابه،

106
00:04:59,708 --> 00:05:02,184
‫به اندازه‌ی ستون فولادی مُحکمـه.
‫شنیده بودید؟

107
00:05:02,208 --> 00:05:04,059
‫- کیر تو تار عنکبوت‌شون
‫- خیلی‌خب

108
00:05:04,083 --> 00:05:06,476
‫ولی زیاد گنده که نیست؟
‫پس بزنیم پاره‌اش کنیم

109
00:05:06,500 --> 00:05:10,101
‫دفعه‌ی بعدی که یه عنکبوت رو دیدی
‫داشت تار می‌بافت، بگو «آره، ماشالا، ادامه بده»

110
00:05:10,125 --> 00:05:12,934
‫- چند ساعت زمان می‌بره. چه عالی!
‫- باریکلا. باریکلا

111
00:05:12,958 --> 00:05:16,267
‫شما عنکبوتش رو از سر راه بردارید.
‫من کیر می‌کنم توی اون تار کسشعرش.

112
00:05:16,291 --> 00:05:17,559
‫چقدر طول کشید ببافیش؟ دو روز؟

113
00:05:17,583 --> 00:05:19,375
‫- آره!
‫- ریدم تو تارت!

114
00:05:21,541 --> 00:05:25,101
‫- خیلی‌خب، یعنی جدی قراره دو روز صبر کنید؟
‫- آره

115
00:05:25,125 --> 00:05:28,559
‫کنار یه عنکبوت که داره توی تارش
‫می‌چرخه، بعدش تارش رو نابود می‌کنید؟

116
00:05:28,583 --> 00:05:29,642
‫- آره!
‫- طی چند ثانیه؟

117
00:05:29,666 --> 00:05:31,017
‫صرفاً جهت تفریح؟!

118
00:05:31,041 --> 00:05:33,184
‫- قلمرو حیواناتـه. قوانینش هم حیوانیـه
‫- باشه

119
00:05:33,208 --> 00:05:36,642
‫دقیقاً، در ضمن من از هیچی نمی‌ترسم

120
00:05:36,666 --> 00:05:38,601
‫- از تمساح چی؟
‫- نه

121
00:05:38,625 --> 00:05:40,226
‫یه سیلی بهش می‌زنم و
‫از دستش در میرم

122
00:05:40,250 --> 00:05:41,309
‫سیلی می‌زنی؟

123
00:05:41,333 --> 00:05:44,267
‫آره، می‌زنم توی صورتش. فرار می‌کنم.
‫پاهاش خیلی کوتاهن.

124
00:05:44,291 --> 00:05:46,684
‫توی آب که حرفشم نزن.
‫اونجا قلمرو اونـه.

125
00:05:46,708 --> 00:05:49,351
‫اینو قبول دارم، ولی من که
‫عمراً نمیرم توی آب

126
00:05:49,375 --> 00:05:51,142
‫- از آب می‌ترسی؟
‫- نه!

127
00:05:51,166 --> 00:05:53,101
‫نه، معلومه که نمی‌ترسم کیری!

128
00:05:53,125 --> 00:05:55,892
‫فقط موها رو خراب می‌کنه.
‫از تیپ و قیافه میفتی.

129
00:05:55,916 --> 00:05:59,434
‫بدتر از توی آب خیس شدن نداریم

130
00:05:59,458 --> 00:06:01,392
‫یه چیزی هست که
‫بدتر از خیس شدن توی آبـه

131
00:06:01,416 --> 00:06:03,476
‫- چی؟
‫- اینکه فیل روت بشاشه

132
00:06:03,500 --> 00:06:06,351
‫- چی؟ چرا روت می‌شاشه؟
‫- واسه خنده

133
00:06:06,375 --> 00:06:07,684
‫یه فکری به ذهنم رسید

134
00:06:07,708 --> 00:06:09,517
‫ما از شیرها تکامل پیدا کردیم دیگه؟

135
00:06:09,541 --> 00:06:11,601
‫- ما شیرهای کوچیک هستیم، مگه نه؟
‫- آره

136
00:06:11,625 --> 00:06:17,434
‫یک فیل در برابر یک شیر،
‫قطعاً کونِ اون شیر پاره‌ست

137
00:06:17,458 --> 00:06:21,851
‫ولی من دیدم که چهارتا شیر با کمک همدیگه
‫یه فیل رو کله‌پا کردن

138
00:06:21,875 --> 00:06:24,401
‫معادلش واسه ما چقدر میشه؟
‫اگه مثل یه باند با هم همکاری کنیم

139
00:06:24,402 --> 00:06:26,541
‫بزرگترین موجودی که
‫می‌تونیم کله‌پا کنیم چیه؟

140
00:06:27,125 --> 00:06:28,684
‫نمی‌دونم. یه بچه‌ی خپل؟

141
00:06:28,708 --> 00:06:31,434
‫- آره
‫- آره، بریم یه بچه‌ی چاقالو خِفت کنیم

142
00:06:31,458 --> 00:06:33,291
‫آره، بریم سمت مدرسه

143
00:06:39,458 --> 00:06:40,476
‫نه

144
00:06:40,500 --> 00:06:41,934
‫- نه
‫- نه

145
00:06:41,958 --> 00:06:46,351
‫- به نظرم سرِ این توی دردسر میفتی
‫- دردسر چرا؟ پلیس؟

146
00:06:46,375 --> 00:06:47,767
‫خب آره راستش

147
00:06:47,791 --> 00:06:49,863
‫اوه. اوه. «تو بازداشتی»
‫«عه، چرا؟»

148
00:06:49,864 --> 00:06:51,936
‫«چون گربه‌ای و یه بچه‌ی خپل رو کله‌پا کردی»

149
00:06:51,958 --> 00:06:54,517
‫نه به خاطر گربه بودن.
‫به خاطر تلاش برای کُشتن یه بچه، آره.

150
00:06:54,541 --> 00:06:55,726
‫- آره، ولی...
‫- واسه طبیعت...

151
00:06:55,750 --> 00:06:58,392
‫واسه یه گربه غیرقانونی نیست که
‫یه بچه رو بکُشه! نخیرم، نیست!

152
00:06:58,416 --> 00:06:59,809
‫مطمئنم هست

153
00:06:59,833 --> 00:07:02,059
‫نخیرم، نیست! یه گربه می‌تونه
‫هر گوهی که دلش خواست بخوره!

154
00:07:02,083 --> 00:07:04,726
‫- نه
‫- سگ‌ها رو خلاص می‌کنن

155
00:07:04,750 --> 00:07:08,059
‫اون قلدرهای گنده‌بکِ گور به گور شده،

156
00:07:08,083 --> 00:07:10,934
‫ولی گربه‌ها رو بابت کُشتن هیچ چیزی
‫خلاص نمی‌کنن

157
00:07:10,958 --> 00:07:13,726
‫مسئولیتش با ما نیست.
‫چقدر کسخلم من!

158
00:07:13,750 --> 00:07:14,800
‫آره!

159
00:07:14,801 --> 00:07:16,977
‫باشه. ایشالا که بتونید
‫استدلالِ محکمه‌پسند بیارید!

160
00:07:17,000 --> 00:07:19,892
‫آره، ولی ما سرمون به کون‌مون
‫پنالتی می‌زنه، مگه نه؟

161
00:07:19,916 --> 00:07:23,226
‫حتی انسان‌ها هم اگه چلاق یا کودن باشن،
‫قسر در میرن. می‌پرسن «چی شده؟»

162
00:07:23,250 --> 00:07:25,809
‫«من... من حدوداً 20 نفر رو کُشتم»

163
00:07:25,833 --> 00:07:28,642
‫«ناموساً، جانی؟
‫فدای سرت، اعدامت نمی‌کنیم»

164
00:07:28,666 --> 00:07:30,684
‫«می‌فرستیمت یه مرکز درمانی»

165
00:07:30,708 --> 00:07:33,267
‫«بعدش همراه کلی قرص و دارو
‫ژله می‌خوری»

166
00:07:33,291 --> 00:07:35,726
‫«چندتا هم الکترود برقی
‫می‌ذاریم روی خایه‌های مبارکت»

167
00:07:35,750 --> 00:07:37,217
‫«خوشم اومد»... معلومه که
‫خوشت میاد کسکش‌خان

168
00:07:37,218 --> 00:07:38,685
‫پرونده‌ات از نوع روانی و جنونـه!

169
00:07:38,708 --> 00:07:41,809
‫یارو قسر در میره. گربه هم
‫قسر در میره. ما رسماً مغز نداریم.

170
00:07:41,833 --> 00:07:44,101
‫سایز مغزمون اندازه‌ی یه گردوـه!

171
00:07:44,125 --> 00:07:46,767
‫اجازه داریم هر کوفتی رو که
‫خواستیم بکُشیم

172
00:07:46,791 --> 00:07:49,184
‫میشه با نشستن روی صورتِ ملت،
‫اونا رو بکُشیم؟

173
00:07:49,208 --> 00:07:51,059
‫- آره
‫- آره! مثل نوزادی که توی گهواره‌ست!

174
00:07:51,083 --> 00:07:52,142
‫- چی؟
‫- شب بخیر، شب بخیر

175
00:07:52,166 --> 00:07:54,059
‫نوزاد کوچولو، بخواب

176
00:07:54,083 --> 00:07:55,726
‫عه، گربه اومد!

177
00:07:55,750 --> 00:07:58,601
‫یه بچه‌ی کوچولوی ناز اینجاست.
‫می‌خوای روش بخوابی تا بکُشیش؟

178
00:07:58,625 --> 00:07:59,767
‫معلومه که دلم می‌خواد لعنتی

179
00:07:59,791 --> 00:08:03,059
‫تو چطوری یه نوزاد رو می‌کُشی
‫اگه توی گهواره‌اش خواب باشه؟

180
00:08:03,083 --> 00:08:04,934
‫کونم رو خیس می‌کنم

181
00:08:04,958 --> 00:08:06,976
‫که قشنگ بچسبه به صورتش

182
00:08:07,000 --> 00:08:09,708
‫می‌پریدم روش.
‫شاپ شاپ شاپ.

183
00:08:10,208 --> 00:08:12,934
‫مسئولیت سگ کیه؟
‫ازم بپرس دو بعلاوه‌ی دو چقدر میشه

184
00:08:12,958 --> 00:08:16,500
‫من اصلاً نمی‌دونم عدد چه کوفتیه!
‫در این حد احمقم!

185
00:08:17,000 --> 00:08:20,476
‫آره، ولی انگار خوب بلدی چطوری
‫نوزادها رو توی گهواره خفه کنی

186
00:08:20,500 --> 00:08:22,666
‫در عین حال ادعا می‌کنی که
‫خیلی احمقی

187
00:08:23,166 --> 00:08:27,226
‫ما فقط بین خودمون داریم حرفش رو
‫می‌زنیم. هیچ اتفاقی که نیفتاده، افتاده؟

188
00:08:27,250 --> 00:08:29,642
‫راستی، ما همچین کاری می‌کنیم یا روباه‌ها؟

189
00:08:29,666 --> 00:08:31,226
‫روباه‌ها تیکه‌تیکه‌شون می‌کنن

190
00:08:31,250 --> 00:08:33,476
‫اگه بچه رو توی باغ جا بذاری،
‫تقصیر خودتـه

191
00:08:33,500 --> 00:08:35,684
‫یا اگه در اتاقکِ حیوانات رو باز بذاری

192
00:08:35,708 --> 00:08:37,684
‫«وای، روباه بچه‌مو خورد!»

193
00:08:37,708 --> 00:08:40,476
‫آره، گذاشتیش توی اتاق نشیمن و
‫در رو هم باز گذاشتی، کسخل!

194
00:08:40,500 --> 00:08:41,892
‫بناااازم!

195
00:08:41,916 --> 00:08:44,309
‫- چی دیدی؟
‫- یه فسقلی چاقالوی مناسب

196
00:08:44,333 --> 00:08:47,434
‫- بابا بوس دیگه!
‫- عین یه کیسه پلاستیک پر از عن و گوه

197
00:08:47,458 --> 00:08:50,101
‫تا یه هفته غذامون تأمینـه

198
00:08:50,125 --> 00:08:53,392
‫وای خدا. چطوری بکُشیمش؟
‫گردنش رو گاز بگیریم؟

199
00:08:53,416 --> 00:08:55,726
‫- نگو که جدی‌جدی قراره بخوریمش
‫- معلومه که می‌خوریم

200
00:08:55,750 --> 00:08:57,309
‫- نگاه
‫- مزه‌شون چطوریه؟

201
00:08:57,333 --> 00:09:00,017
‫- نمی‌دونم. قراره بفهمیم
‫- مزه‌ی بهشت میده

202
00:09:00,041 --> 00:09:01,517
‫- این یکی مزه‌اش خوب نیست
‫- چرا؟

203
00:09:01,541 --> 00:09:04,601
‫نگاهش کن. گوشتش خیلی کم‌کیفیتـه

204
00:09:04,625 --> 00:09:06,934
‫- آره، ولی ما عاشق چربی هستیم خب
‫- من که از چربی بدم نمیاد

205
00:09:06,958 --> 00:09:10,559
‫نگاه کنید. بابا مامان حرومیش
‫حسابی بهش غذا دادن

206
00:09:10,583 --> 00:09:13,684
‫- این خپل عین استیک واگیو می‌مونه
‫- آره. «بخورش، فدات شم»

207
00:09:13,708 --> 00:09:15,267
‫«چی دلت می‌خواد؟»
‫«کیک می‌خوام!»

208
00:09:15,291 --> 00:09:18,642
‫- «پس بفرما کیک، کونی!»
‫- «گریه نکن! گریه نکن!»

209
00:09:18,666 --> 00:09:20,017
‫«یکم دیگه کیک بخور»

210
00:09:20,041 --> 00:09:24,267
‫«آره، بزنش توی رگ،
‫چاقالوی خپلِ چرب و چیل!»

211
00:09:24,291 --> 00:09:26,142
‫امان از پدر و مادرها و غذا دادن‌شون

212
00:09:26,166 --> 00:09:27,559
‫خیلی‌خب، اومد

213
00:09:27,583 --> 00:09:30,226
‫صبر کنید. آماده باشید

214
00:09:30,250 --> 00:09:32,291
‫یک، دو

215
00:09:35,041 --> 00:09:36,750
‫وای کیر توش!

216
00:09:42,750 --> 00:09:45,017
‫- بیخیال. بسشـه
‫- پس شماره‌ی سه چی شد؟

217
00:09:45,041 --> 00:09:47,767
‫- سه رو نگفتم. سرِ سه پریدم
‫- ما منتظر سه بودیم

218
00:09:47,791 --> 00:09:50,184
‫- آره می‌دونم
‫- این کارها روال دارن

219
00:09:50,208 --> 00:09:52,166
‫فکر کنید. یکم از اون مخ‌تون کار بکِشید

220
00:09:53,041 --> 00:09:55,309
‫شما هر روزتون اینقدر هیجان‌انگیزه؟

221
00:09:56,458 --> 00:09:57,858
‫گمونم آره

222
00:09:58,041 --> 00:10:00,666
‫بگذریم، بیا خانواده‌ات رو پیدا کنیم

223
00:10:01,000 --> 00:10:06,000


224
00:10:06,625 --> 00:10:08,226
‫پیت پیر رو نگاه

225
00:10:08,250 --> 00:10:09,666
‫انگار به گا رفته

226
00:10:10,166 --> 00:10:12,750
‫- سلام، پیت
‫- میرم پیش دامپزشک

227
00:10:13,333 --> 00:10:14,733
‫آره

228
00:10:15,000 --> 00:10:16,184
‫اون ردیفت می‌کنه

229
00:10:16,208 --> 00:10:17,601
‫نه

230
00:10:17,625 --> 00:10:20,392
‫دیگه برگشتی در کار نیست.
‫داشتن حرف می‌زدن و شنیدم.

231
00:10:20,416 --> 00:10:21,816
‫درست هم میگن

232
00:10:22,708 --> 00:10:24,142
‫زندگی خیلی خوبی داشتم

233
00:10:24,166 --> 00:10:26,458
‫چند هفته درد کشیدن ارزشش رو نداره

234
00:10:27,625 --> 00:10:29,434
‫از آشنایی‌تون خوشحال شدم

235
00:10:29,458 --> 00:10:32,333
‫من... شنیدم که هیچی حس نمی‌کنی

236
00:10:33,458 --> 00:10:35,208
‫اون‌طرف می‌بینم‌تون

237
00:10:39,083 --> 00:10:40,483
‫می‌بینمت، رفیق

238
00:10:41,000 --> 00:10:43,059
‫- فعلاً، رفیق قدیمی
‫- تا بعد

239
00:10:43,083 --> 00:10:44,767
‫- موفق باشی، پیت
‫- خداحافظ

240
00:10:44,791 --> 00:10:46,291
‫- موفق باشی
‫- آره

241
00:10:55,375 --> 00:10:59,309
‫ببخشید، بچه. اشکالی نداره ادامه‌ی
‫جستجوی خونه‌ات رو بذاریم برای فردا؟

242
00:10:59,333 --> 00:11:01,833
‫فکر کنم همگی به خاطر پیت
‫یکم دلگیر شدیم

243
00:11:02,333 --> 00:11:03,875
‫آره، حتماً

244
00:11:04,500 --> 00:11:06,017
‫پیت چند سالش بود؟

245
00:11:06,041 --> 00:11:07,441
‫خیلی پیر بود

246
00:11:07,708 --> 00:11:11,041
‫- چند بود لامصب؟ 16؟
‫- اوهوم

247
00:11:11,666 --> 00:11:13,750
‫اگه من هم همونقدر عمر کنم،
‫چقدر از عمرم مونده؟

248
00:11:14,583 --> 00:11:18,934
‫خب، تو... الان صفر هستی

249
00:11:18,958 --> 00:11:22,684
‫- پس 16 منهای صفر میشه...
‫- می‌تونی خودت حساب کنی؟

250
00:11:22,708 --> 00:11:24,767
‫- 16. آره
‫- 16، آره

251
00:11:24,791 --> 00:11:26,267
‫- آره، می‌خواستم خودم بگم...
‫- جدی؟

252
00:11:26,291 --> 00:11:27,601
‫- آره
‫- باشه

253
00:11:27,605 --> 00:11:29,500
‫داشتم حساب می‌کردم دیگه.
‫گفتی «می‌تونی خودت حساب کنی؟»

254
00:11:29,501 --> 00:11:31,018
‫آخه یکم مکث کردی. همین

255
00:11:31,041 --> 00:11:34,559
‫- خودت موقع حساب کردن مکث نمی‌کنی؟
‫- 16 منهای صفر

256
00:11:34,583 --> 00:11:36,851
‫- مکث نمی‌کنی یعنی؟
‫- وای چقدر سخته جوابش

257
00:11:36,875 --> 00:11:41,226
‫«بذار جوابش رو پیدا کنم!»
‫«نه! بذار مستقیم جواب رو بگم!»

258
00:11:41,250 --> 00:11:43,726
‫اگه جواب رو فوراً بگی که
‫دیگه نمیشه حساب کرد

259
00:11:43,750 --> 00:11:46,851
‫اگه سؤال 16 منهای یک باشه،
‫معمولاً زیاد فکر نمی‌خواد

260
00:11:46,875 --> 00:11:48,642
‫- عجب
‫- این حرف توئـه

261
00:11:48,666 --> 00:11:51,250
‫آره! این حرف توئـه، کونده!

262
00:11:59,666 --> 00:12:02,375
‫همیشه یه چیزی هست که
‫گند بزنه به روزمون

263
00:12:02,875 --> 00:12:07,625
‫ما همین‌جوریش هم روزهای کمی داریم،
‫بعد همیشه یه چیزی گند می‌زنه بهشون

264
00:12:08,500 --> 00:12:10,041
‫گربه بودن سختـه

265
00:12:10,833 --> 00:12:13,625
‫بهتر از حلزون بودنـه ولی.
‫همه لگدمالت می‌کنن.

266
00:12:14,125 --> 00:12:16,208
‫- خب آره. خیلی بهتره
‫- آره

267
00:12:16,708 --> 00:12:19,517
‫آره، ولی نمی‌خوام زندگیم رو
‫با یه حلزون مقایسه کنم

268
00:12:19,541 --> 00:12:23,059
‫البته که بهتره لامصب.
‫اونا کلاً وجدان و هوشیاری ندارن.

269
00:12:23,083 --> 00:12:26,684
‫ما خیلی درون‌گرا هستیم،
‫واسه همین درد زندگی رو خوب می‌فهمیم

270
00:12:26,708 --> 00:12:28,226
‫بعدش هم می‌گیم «وای بدخت شدم»

271
00:12:28,250 --> 00:12:30,976
‫حلزون سختی و آسونی رو متوجه نمیشه
‫چون کلاً هیچی متوجه نمیشه

272
00:12:31,000 --> 00:12:34,684
‫انگار که آب دماغ رو ریختی توی
‫یه پوسته‌صدف و شده حلزون؟ کونی!

273
00:12:34,708 --> 00:12:36,059
‫از کجا می‌دونی؟ حرف زدی باهاشون؟

274
00:12:36,083 --> 00:12:38,976
‫نه، حرف نزدم. چه فایده‌ای
‫داره حرف زدن؟ آخه اونا اصلاً...

275
00:12:39,000 --> 00:12:42,184
‫- مکالمه بلد نیستن؟
‫- شوخی و بگومگو بلد نیستن

276
00:12:42,208 --> 00:12:45,291
‫می‌تونی بری از یه حلزون بپرسی
‫«سلام رفیق، چطوری؟»

277
00:12:47,958 --> 00:12:50,851
‫- «چی؟»
‫- یکم احتیاط کن و صدات رو بیار پایین

278
00:12:50,875 --> 00:12:52,142
‫- چرا؟
‫- ممکنه بی‌ادبی باشه

279
00:12:52,166 --> 00:12:53,226
‫چی؟ بی‌ادبی؟

280
00:12:53,250 --> 00:12:55,309
‫داره طرفِ اون موجودات
‫لیز و چندش رو می‌گیره

281
00:12:55,333 --> 00:12:56,767
‫- چرا؟ چرا؟
‫- اتفاقاً آره

282
00:12:56,791 --> 00:12:58,642
‫نکنه حلزون‌ها رو می‌مالی به کیرت؟

283
00:12:58,666 --> 00:13:01,976
‫چون وقتی با شما نیستم، میرم با
‫حلزون‌ها می‌چرخم. اکیپ خوبی هستن

284
00:13:02,000 --> 00:13:03,517
‫- تو با حلزون‌ها می‌شینی؟
‫- آره

285
00:13:03,541 --> 00:13:05,101
‫- چرا؟
‫- می‌ریم پارک تفریحی

286
00:13:05,125 --> 00:13:07,601
‫- کنار سرسره‌ها وقت می‌گذرونیم
‫- چقدر زمان می‌بره؟

287
00:13:07,625 --> 00:13:09,708
‫- یک روز و نیم
‫- در مورد چی حرف می‌زنید؟

288
00:13:10,208 --> 00:13:11,767
‫هیچی نمی‌گیم.
‫فقط به همدیگه خیره می‌شیم.

289
00:13:11,791 --> 00:13:14,976
‫یعنی فقط داری مثل حلزون‌ها
‫آروم‌آروم میری سمت سرسره‌ها؟

290
00:13:15,000 --> 00:13:17,851
‫اصلاً می‌دونن کجا میرن؟ یا همینطوری
‫میرن و تو هم میفتی دنبال‌شون؟

291
00:13:17,875 --> 00:13:19,392
‫نکنه می‌شینی حلزون‌ها رو تماشا می‌کنی؟

292
00:13:19,416 --> 00:13:20,892
‫نه، من جلو میرم

293
00:13:20,916 --> 00:13:24,017
‫کیر توش. بذار بگم چی شبیه حلزونـه

294
00:13:24,041 --> 00:13:26,958
‫ولی بهتره و عمرش هم
‫خیلی بیشتره، لاک‌پشت

295
00:13:27,458 --> 00:13:29,476
‫برام سؤالـه لاک‌پشت بودن چطوریه

296
00:13:29,500 --> 00:13:32,017
‫من می‌دونم گاییدنِ لاک‌پشت چطوریه

297
00:13:32,041 --> 00:13:33,517
‫شب بخیر

298
00:13:33,541 --> 00:13:34,990
‫- شب بخیر
‫- فعلاً

299
00:13:44,625 --> 00:13:46,025
‫گاس

300
00:13:46,125 --> 00:13:47,309
‫چیه؟

301
00:13:47,333 --> 00:13:49,476
‫من حتماً باید بمیرم دیگه؟

302
00:13:49,500 --> 00:13:50,900
‫آره

303
00:13:51,750 --> 00:13:53,791
‫نمی‌خوام به نیستی برسم

304
00:13:54,291 --> 00:13:55,958
‫من... می‌خوام تا ابد زندگی کنم

305
00:13:57,125 --> 00:13:58,525
‫خب...

306
00:13:58,958 --> 00:14:01,059
‫یجورایی تا ابد زندگی می‌کنی

307
00:14:01,083 --> 00:14:06,750
‫چون ما توی خاطراتِ
‫دوستان و خانواده‌ای که

308
00:14:07,458 --> 00:14:11,517
‫ما رو می‌شناختن ادامه پیدا می‌کنیم،
‫اونا کارها و حرف‌هامون رو یادشونه،

309
00:14:11,541 --> 00:14:15,583
‫پس حتی وقتی دیگه
‫جسم‌مون اینجا نیست،

310
00:14:16,083 --> 00:14:19,059
‫هنوزم به نحوی اینجا حضور داریم

311
00:14:19,083 --> 00:14:20,483
‫آها

312
00:14:20,666 --> 00:14:25,309
‫پس تو از طریق چیزهایی که
‫به من یاد دادی، همیشه زنده می‌مونی

313
00:14:25,333 --> 00:14:26,733
‫آره

314
00:14:28,000 --> 00:14:48,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

