1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:19,000 --> 00:00:23,000
‫« جنگ ستارگان: ویژنز تقدیم می‌کند »

3
00:00:29,000 --> 00:00:33,000
‫« نُهُمین جدای »

4
00:00:33,024 --> 00:00:40,024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

5
00:00:52,625 --> 00:00:53,833
‫ها؟

6
00:00:53,917 --> 00:00:56,125
‫لازم نیست نگران باشی، خب؟

7
00:00:56,208 --> 00:01:00,333
‫داریم مستقیم میریم به بیبین،
‫همونطوری که مارگریو دستور داده بود.

8
00:01:00,417 --> 00:01:03,792
‫با این همه تجربه‌ای که داری،
‫نگران نیستم، پیرمرد.

9
00:01:03,875 --> 00:01:07,500
‫اوه؟

10
00:01:23,750 --> 00:01:24,750
‫دیگه کافیه.

11
00:01:26,500 --> 00:01:28,375
‫فکرت الان یه جای دیگه‌ست.

12
00:01:29,500 --> 00:01:31,583
‫تمرکز کن و توی لحظه باش.

13
00:01:33,583 --> 00:01:36,417
‫یه چیزی داره اذیتت می‌کنه. بگو چیه.

14
00:01:38,167 --> 00:01:40,167
‫وقتی توی ماکوماکو بودیم،

15
00:01:40,250 --> 00:01:42,000
‫اون مردی که دیدیم...

16
00:01:42,083 --> 00:01:43,458
‫همونی که اسمش گنو بود...

17
00:01:43,542 --> 00:01:45,417
‫یه شمشیر نوری قرمز داشت.

18
00:01:46,417 --> 00:01:49,417
‫فقط داشتم با خودم فکر می‌کردم
‫که نکنه پدرم، اون...

19
00:01:50,083 --> 00:01:51,875
‫اون شمشیر نوری قرمز رو ساخته باشه.

20
00:01:53,208 --> 00:01:56,500
‫یه افسانه‌ی قدیمی جدای هست...

21
00:01:56,583 --> 00:01:58,208
‫- ها؟
‫- البته،

22
00:01:58,292 --> 00:01:59,958
‫تو که نشنیدیش.

23
00:02:01,500 --> 00:02:07,958
‫خیلی وقت پیش، استاد سابق ما
‫یه بار سعی کرد فرقه‌ی جدای رو احیا کنه

24
00:02:08,042 --> 00:02:10,917
‫تا صلح رو به کهکشان برگردونه.

25
00:02:11,958 --> 00:02:15,542
‫همونطور که هرجا نور باشه،
‫تاریکی هم متولد می‌شه،

26
00:02:15,625 --> 00:02:20,958
‫کسایی هم پیدا شدن که از نیرو
‫برای خودخواهی و طمع استفاده کردن.

27
00:02:21,042 --> 00:02:22,875
‫به اونا می‌گفتن سیت.

28
00:02:23,708 --> 00:02:25,583
‫اون شمشیر نوری‌ای که دستش بود

29
00:02:25,667 --> 00:02:28,208
‫ممکنه از زمان‌های قدیم
‫دست‌به دست چرخیده باشه.

30
00:02:28,292 --> 00:02:30,833
‫پس یعنی ممکنه پدرم اون رو نساخته باشه.

31
00:02:32,500 --> 00:02:35,833
‫تنها چیزی که درباره‌ی ژیما می‌دونم
‫اینه که از اون آدم‌هاییـه

32
00:02:35,917 --> 00:02:39,292
‫که حتی اگه جونش هم به خطر بیفته،
‫به یه سیت کمک نمی‌کنه.

33
00:02:43,208 --> 00:02:46,750
‫حرفت رو باور می‌کنم،
‫اما هنوز یه جای کار می‌لنگه، جورو.

34
00:02:47,750 --> 00:02:49,750
‫یه حس بدی به این موضوع دارم.

35
00:02:51,500 --> 00:02:54,708
‫جورو، باید پدرم رو ببینم.

36
00:02:54,792 --> 00:02:57,167
‫باید هرچه زودتر پیداش کنیم.

37
00:02:58,333 --> 00:03:00,917
‫بهم اعتماد کن، می‌فهمم چه حسی داری.

38
00:03:01,000 --> 00:03:05,583
‫با این حال، روبرو شدن با ناوام به تنهایی،
‫تصمیم عاقلانه‌ای نیست.

39
00:03:05,667 --> 00:03:07,458
‫ما به جدای‌های بیشتری نیاز داریم.

40
00:03:07,542 --> 00:03:10,625
‫به سربازهایی نیاز داریم
‫که حاضر باشن دوشادوش ما بجنگن.

41
00:03:18,667 --> 00:03:21,500
‫کارا، تو پیوند عمیقی با نیرو داری.

42
00:03:21,583 --> 00:03:24,958
‫به نیرو ایمان داشته باش
‫و به قلبت گوش بده.

43
00:03:25,042 --> 00:03:27,750
‫وقتش که برسه، خودمون می‌فهمیم.

44
00:03:28,375 --> 00:03:29,375
‫هوم؟

45
00:03:31,250 --> 00:03:32,417
‫هوم؟

46
00:03:33,333 --> 00:03:35,333
‫جورو، لطفاً به پل فرماندهی بیا.

47
00:03:35,417 --> 00:03:37,208
‫به زودی از ابرفضا خارج می‌شیم.

48
00:03:38,232 --> 00:03:42,232
‫« قسمت دوم »
‫« سلاحی مخفی »

49
00:03:42,708 --> 00:03:44,542
‫وای.

50
00:03:50,042 --> 00:03:52,750
‫خیلی بزرگه...

51
00:03:59,958 --> 00:04:01,417
‫خودشه.

52
00:04:01,500 --> 00:04:04,250
‫همیشه آرزو داشتم
‫پام رو بذارم روی بیبین.

53
00:04:04,333 --> 00:04:05,542
‫چطور مگه؟

54
00:04:07,208 --> 00:04:12,833
‫بذار اینجوری بگم،
‫اینجا برای ما خیلی خاصه.

55
00:04:12,917 --> 00:04:14,792
‫خیلی وقت پیش...

56
00:04:14,875 --> 00:04:16,667
‫یه جدای بود که به تنهایی،

57
00:04:17,375 --> 00:04:19,750
‫اونجا یه فرقه‌ی کوچیک راه انداخت.

58
00:04:19,833 --> 00:04:24,000
‫و توی بیبین بود که نیرو رو یاد گرفتم.

59
00:04:24,083 --> 00:04:25,625
‫مثل پدرت.

60
00:04:25,708 --> 00:04:27,875
‫اونجا جایی بود که اون جدای شد.

61
00:05:01,958 --> 00:05:03,333
‫عجله کن دیگه، باشه؟

62
00:05:05,292 --> 00:05:06,292
‫صبر کن، چی؟

63
00:05:06,375 --> 00:05:09,708
‫فکر کردی با دیدن شمشیر نوری ناوام کُپ کرده بودم؟

64
00:05:10,292 --> 00:05:12,792
‫عمراً. اصلاً و ابداً.

65
00:05:21,458 --> 00:05:22,958
‫کریستال‌های کایبر؟

66
00:05:25,583 --> 00:05:28,083
‫فکر می‌کنی با این همه کریستال دارن چی کار می‌کنن؟

67
00:05:28,167 --> 00:05:29,792
‫چه نقشه‌ای ممکنه داشته باشن؟

68
00:06:15,083 --> 00:06:17,583
‫طلب بخشش دارم، ژنرال ناوام.

69
00:06:17,667 --> 00:06:19,917
‫توی دستگیر کردن جورو شکست خوردم.

70
00:06:20,000 --> 00:06:22,000
‫آماده‌ام تا مجازات‌تون رو بپذیرم.

71
00:06:22,917 --> 00:06:26,958
‫قصدی برای مجازات کردن آخرین سیت‌ها ندارم.

72
00:06:27,042 --> 00:06:32,750
‫فرصتش رو پیدا می‌کنی که دوباره با جورو
‫روبرو بشی و دفعه‌ی بعد جلوش رو بگیری.

73
00:06:32,833 --> 00:06:35,542
‫متاسفم، اما... اون نبود.

74
00:06:35,625 --> 00:06:38,042
‫دختر لاه ژیما بود که سد راهم شد.

75
00:06:38,125 --> 00:06:39,167
‫اوه؟

76
00:06:39,250 --> 00:06:41,875
‫حس کردم که نیرو توی وجودش خیلی قویه.

77
00:06:41,958 --> 00:06:43,917
‫هرچی زودتر شکستش بدیم، بهتره.

78
00:06:49,083 --> 00:06:52,083
‫کی فکرش رو می‌کرد
‫بشه اینطوری ازشون استفاده کرد؟

79
00:06:57,000 --> 00:07:01,167
‫هیچ راهی بهتر از استفاده از این نماد سراغ ندارم

80
00:07:01,250 --> 00:07:03,500
‫تا قدرتمون رو به کهکشان نشون بدیم.

81
00:07:07,375 --> 00:07:10,667
‫دارن از کریستال‌ها استفاده می‌کنن
‫تا یه سلاح بسازن؟

82
00:07:27,667 --> 00:07:29,625
‫ها؟

83
00:07:40,042 --> 00:07:41,500
‫متاسفم، ژنرال ناوام،

84
00:07:41,583 --> 00:07:44,183
‫اما هنوز نمی‌تونیم کریستال‌ها رو
‫با دستگاه هماهنگ کنیم...

85
00:07:46,458 --> 00:07:48,583
‫لرد ژیما رو بیارید پیشم.

86
00:07:50,000 --> 00:07:57,000


87
00:07:59,542 --> 00:08:01,500
‫خب، این قطعاً باعث غافلگیریـه.

88
00:08:01,583 --> 00:08:06,083
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم هیچ جدای‌ای
‫به این سیاره برگرده، مارگریو جورو.

89
00:08:06,167 --> 00:08:08,750
‫ممنونم که بهم وقت ملاقات دادید، بانو تافلا.

90
00:08:09,458 --> 00:08:10,917
‫ما خیلی سپاسگزاریم که شما...

91
00:08:11,000 --> 00:08:12,792
‫تعارفات رو بذار کنار.

92
00:08:12,875 --> 00:08:16,958
‫الان خیلی مشغله دارم،
‫پس فقط بگو چی کار داری.

93
00:08:17,458 --> 00:08:18,917
‫چی باعث شده بیای اینجا؟

94
00:08:19,000 --> 00:08:20,375
‫اه...

95
00:08:21,500 --> 00:08:25,083
‫ژنرالی به اسم ناوام هست
‫که می‌خواد کنترل کهکشان رو به دست بگیره

96
00:08:25,167 --> 00:08:27,833
‫و نفوذش هم داره به سرعت بیشتر می‌شه.

97
00:08:27,917 --> 00:08:30,833
‫من معتقدم که این کار
‫همه‌ی ما رو به نابودی می‌کشونه.

98
00:08:31,375 --> 00:08:34,167
‫به عنوان یه جدای، نمی‌تونم بشینم و تماشا کنم.

99
00:08:38,958 --> 00:08:40,750
‫و اینطوری شد که به اینجا هدایت شدم.

100
00:08:41,917 --> 00:08:45,208
‫هدایت شدی اینجا؟
‫منظورت اینه که نیرو هدایتت کرده؟

101
00:08:46,333 --> 00:08:49,542
‫متاسفم که این رو میگم،
‫اما از نظر من،

102
00:08:49,625 --> 00:08:51,208
‫شما جدای‌ها چیزی نیستید جز...

103
00:08:51,292 --> 00:08:53,167
‫عاملان هرج‌ومرج.

104
00:08:53,250 --> 00:08:55,208
‫حتماً اون اتفاق رو
‫به این زودی فراموش نکردی،

105
00:08:55,292 --> 00:08:57,375
‫مگه نه، مارگریو جورو؟

106
00:09:01,667 --> 00:09:03,917
‫نمی‌تونم توصیف کنم که ناوام چقدر خطرناکه.

107
00:09:04,000 --> 00:09:05,000
‫باید جلوش گرفته بشه.

108
00:09:07,250 --> 00:09:08,542
‫بسیار خب پس.

109
00:09:08,625 --> 00:09:13,250
‫به هر حال، هیچ تمایلی ندارم که بیشتر از این
‫توی تراژدی‌های گذشته غرق بشم.

110
00:09:13,333 --> 00:09:15,083
‫اما همونطور که می‌دونی،

111
00:09:15,167 --> 00:09:18,083
‫دیگه هیچ جدای‌ای
‫توی سیاره‌ی ما باقی نمونده.

112
00:09:18,167 --> 00:09:20,250
‫چیزی که ما دنبالشیم، متحدانیه

113
00:09:20,333 --> 00:09:23,042
‫که به خاطر کهکشان،
‫در کنار ما ایستادگی کنن.

114
00:09:25,625 --> 00:09:27,458
‫آزادی که جستجوت رو انجام بدی.

115
00:09:27,542 --> 00:09:29,500
‫اما یادت باشه که سیاره‌ی ما

116
00:09:29,583 --> 00:09:32,375
‫حق حاکمیت تک‌تک افراد رو به رسمیت می‌شناسه.

117
00:09:37,208 --> 00:09:39,042
‫توی منطقه‌ی استخراج فرود میایم.

118
00:09:39,750 --> 00:09:40,750
‫حله.

119
00:09:46,958 --> 00:09:51,000
‫هی هومن، می‌دونی چرا
‫فرقه‌ی جدای توی این سیاره از هم پاشید؟

120
00:09:51,083 --> 00:09:52,417
‫و اون کدوم اتفاق بود؟

121
00:09:53,833 --> 00:09:58,917
‫داستان از این قراره که استادی که اینجا
‫بر فرقه‌ی جدای نظارت داشت، کشته شد...

122
00:09:59,000 --> 00:10:01,125
‫به دست پادوان خودش.

123
00:10:11,875 --> 00:10:13,917
‫این چیه؟ یه سیارک داره

124
00:10:14,000 --> 00:10:17,000
‫- مستقیم میاد سمت ما.
‫- نه، نگران نباش. مشکلی پیش نمیاد.

125
00:10:17,083 --> 00:10:18,083
‫اما...

126
00:10:21,625 --> 00:10:23,750
‫از اینجا به بعدش رو خودم هندل می‌کنم.

127
00:10:36,083 --> 00:10:38,833
‫مطمئنی که این کار خطری نداره؟

128
00:10:38,917 --> 00:10:41,708
‫بهم اعتماد کن. فقط دنبالشون برو تو.

129
00:10:59,375 --> 00:11:01,750
‫هوم.

130
00:11:11,750 --> 00:11:14,667
‫اینا همون سربازهایی هستن
‫که دنبالشون بودیم؟

131
00:11:14,750 --> 00:11:16,958
‫اما اینا که فقط معدنچی‌های معمولیـن، مگه نه؟

132
00:11:17,042 --> 00:11:18,625
‫اینطوری به نظر می‌رسه، نه؟

133
00:11:19,917 --> 00:11:20,917
‫ها؟

134
00:11:41,333 --> 00:11:42,333
‫حمله کن!

135
00:11:44,167 --> 00:11:46,042
‫جورو!

136
00:12:12,833 --> 00:12:16,000
‫اگه تا حالا مهارت واقعی جدای رو ندیده بودم، الان دیدم.

137
00:12:16,083 --> 00:12:17,917
‫خودت هم دست‌کمی نداری.

138
00:12:18,000 --> 00:12:20,750
‫خوبه می‌بینم که مهارتت زنگ نزده، کوانا.

139
00:12:20,833 --> 00:12:24,208
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.
‫به نظر سرحال میای.

140
00:12:25,375 --> 00:12:29,375
‫هی! دوستان، استاد جورو برگشته به بیبین!

141
00:12:29,458 --> 00:12:30,458
‫اوهوم.

142
00:12:32,208 --> 00:12:33,833
‫ها؟

143
00:12:36,250 --> 00:12:37,917
‫بابت اونا معذرت می‌خوام.

144
00:12:38,000 --> 00:12:40,417
‫قصد و غرض بدی نسبت بهت ندارن.

145
00:12:40,500 --> 00:12:43,083
‫نگران نباش. یه واکنش طبیعیـه.

146
00:12:44,000 --> 00:12:48,292
‫از اون اتفاق به بعد،
‫مردم نگاهشون به جدای‌ها عوض شده.

147
00:12:48,375 --> 00:12:50,625
‫حتماً برات سخت بوده.

148
00:12:50,708 --> 00:12:54,250
‫تو بیشتر از هرکسی که می‌شناختم
‫الگوت استاد رنو بود.

149
00:12:54,958 --> 00:12:58,708
‫آره، آرزوی جدای شدنم
‫دیگه مربوط به گذشته‌ست.

150
00:13:00,042 --> 00:13:01,750
‫اما حالا که حرفش شد...

151
00:13:01,833 --> 00:13:04,667
‫ناراحت نمی‌شی اگه یه نگاهی
‫به شمشیر نوریت بندازم، جورو؟

152
00:13:06,792 --> 00:13:08,875
‫می‌دونم احتمالاً نباید این رو بپرسم،

153
00:13:08,958 --> 00:13:13,667
‫اما فقط خیلی افتخار می‌کنم که دوست قدیمیـم
‫الان یه استاد جدای واقعیـه.

154
00:13:28,708 --> 00:13:31,333
‫هوم؟

155
00:13:33,167 --> 00:13:35,458
‫پس شما دوتا همدیگه رو می‌شناسید؟

156
00:13:35,542 --> 00:13:37,708
‫یه چیزی فراتر از شناختنه.

157
00:13:37,792 --> 00:13:40,708
‫ما دوتا، جوونی‌مون رو باهم گذروندیم.

158
00:13:40,792 --> 00:13:43,125
‫مثل برادریم.

159
00:13:44,958 --> 00:13:46,500
‫کوانا، رفیق.

160
00:13:46,583 --> 00:13:48,250
‫یه درخواستی ازت دارم.

161
00:13:48,333 --> 00:13:51,083
‫چیزیـه که نه فقط به تو،
‫بلکه به معدنچی‌ها هم مربوط می‌شه.

162
00:13:51,167 --> 00:13:53,875
‫نمی‌تونم تصور کنم یه جدای
‫به چه کمکی ممکنه نیاز داشته باشه.

163
00:13:54,750 --> 00:13:56,500
‫برای متوقف کردن یه جنگ کمک می‌خوام.

164
00:13:57,250 --> 00:13:58,958
‫و ازت طلب یاری دارم.

165
00:14:00,333 --> 00:14:02,208
‫داری درباره‌ی ناوام حرف می‌زنی.

166
00:14:02,292 --> 00:14:05,167
‫داستان‌های ترسناکی دربارش شنیدم.

167
00:14:22,292 --> 00:14:24,500
‫اینا برای چیه؟

168
00:14:24,583 --> 00:14:27,792
‫خب، ممکنه مسلح نباشه،
‫اما به عنوان یه زندانی...

169
00:14:37,125 --> 00:14:41,000
‫بابت این بی‌احترامی معذرت می‌خوام، استاد.

170
00:14:41,083 --> 00:14:45,667
‫بارها بهت گفتم،
‫من استاد تو نیستم، ناوام.

171
00:14:48,167 --> 00:14:49,167
‫استاد؟

172
00:14:56,250 --> 00:14:57,917
‫اینا کریستال‌های کایبر هستن.

173
00:15:25,542 --> 00:15:26,542
‫هوم.

174
00:15:45,500 --> 00:15:47,750
‫یهو دوباره پایدار شد.

175
00:15:47,833 --> 00:15:51,125
‫نمی‌فهمم چطور این اتفاق افتاد.

176
00:15:53,958 --> 00:15:57,083
‫غیر از این هم ازتون انتظار نمی‌رفت، استاد.

177
00:15:58,667 --> 00:16:01,958
‫کاری که کردی برخلاف قوانین طبیعتـه.

178
00:16:02,042 --> 00:16:05,500
‫اگه همینطوری ادامه بدی،
‫کل سیاره رو نابود می‌کنی.

179
00:16:07,417 --> 00:16:10,667
‫این دستگاهیـه که باعث بیداری مردم می‌شه.

180
00:16:10,750 --> 00:16:15,583
‫به محض اینکه نور کریستال رها بشه،
‫اونا حقیقت رو می‌فهمن.

181
00:16:15,667 --> 00:16:19,417
‫اینکه برای صلح فقط به یک چیز
‫نیاز داریم... و اون قدرته.

182
00:16:20,000 --> 00:16:23,542
‫می‌دونستم اگه توضیح بدم،
‫درک می‌کنید، استاد.

183
00:16:27,208 --> 00:16:29,542
‫لرد ناوام، ماهواره‌های نظارتی ما

184
00:16:29,625 --> 00:16:31,208
‫موقعیت دقیق

185
00:16:31,292 --> 00:16:33,167
‫سفینه‌ی جورو رو پیدا کردن.

186
00:16:51,500 --> 00:16:55,125
‫از ظاهر ماجرا اینطور به نظر میاد که این کوانا خیلی محبوبـه.

187
00:16:55,208 --> 00:16:56,208
‫آره.

188
00:16:57,625 --> 00:16:59,417
‫- کارا، با من بیا.
‫- ها؟

189
00:16:59,500 --> 00:17:01,750
‫- هومن، تو هم باید این رو بشنوی.
‫- هوم؟

190
00:17:06,875 --> 00:17:10,042
‫جورو! نگاه کن.

191
00:17:10,125 --> 00:17:12,792
‫ببین چقدر آدم نترس اینجا جمع شدن!

192
00:17:12,875 --> 00:17:15,167
‫حالا بگو چطوری می‌تونیم بهت کمک کنیم.

193
00:17:16,000 --> 00:17:23,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

194
00:17:24,792 --> 00:17:27,000
‫ژیما توسط ناوام دزدیده شده.

195
00:17:27,083 --> 00:17:28,708
‫چی؟ واقعاً راسته؟

196
00:17:29,333 --> 00:17:31,375
‫من اون رو تویِ هی ایزلان مخفی کرده بودم

197
00:17:31,458 --> 00:17:34,917
‫جایی که اون زندگی جدیدی برای خودش
‫به عنوان یه شمشیرساز شروع کرده بود.

198
00:17:35,000 --> 00:17:36,958
‫دقیقاً نمی‌دونم چطوری،

199
00:17:37,042 --> 00:17:40,583
‫اما ناوام حتماً بو برده
‫و بعدش هم اون رو دزدیده.

200
00:17:40,667 --> 00:17:45,375
‫شک ندارم ناوام می‌خواد از تکنولوژی ژیما
‫برای فتح کهکشان استفاده کنه.

201
00:17:45,458 --> 00:17:47,708
‫و برای همینه که باید نجاتش بدم.

202
00:17:48,167 --> 00:17:51,833
‫هنوز اون روز رو یادمه.

203
00:17:51,917 --> 00:17:54,208
‫خیلی جوون بودیم، تو، من و اون.

204
00:17:54,292 --> 00:17:58,542
‫همه‌مون باهم عهد بستیم که یه روزی
‫بالاخره جدای بشیم.

205
00:17:58,625 --> 00:18:00,708
‫اون زمان بهش می‌گفتیم برادر.

206
00:18:02,125 --> 00:18:04,417
‫و امروز، اون یه جنایتکار فراریـه.

207
00:18:05,708 --> 00:18:07,417
‫ها؟

208
00:18:07,500 --> 00:18:10,167
‫این دختر، دختر ژیماست.

209
00:18:10,250 --> 00:18:13,083
‫اون این همه راه رو اومده
‫تا پدرش رو نجات بده.

210
00:18:13,167 --> 00:18:16,042
‫ها؟

211
00:18:16,125 --> 00:18:18,125
‫باورم نمی‌شه.

212
00:18:18,208 --> 00:18:20,083
‫- جورو...
‫- هوم؟

213
00:18:20,750 --> 00:18:23,167
‫ببخشید، اما... اون داشت از چی حرف می‌زد؟

214
00:18:23,792 --> 00:18:24,792
‫کارا.

215
00:18:24,875 --> 00:18:26,583
‫حقیقت تلخ اینه که،

216
00:18:26,667 --> 00:18:30,250
‫پدرت به عنوان یه جنایتکار از بیبین تبعید شد.

217
00:18:30,333 --> 00:18:33,833
‫جرمش قتل استادش، رنو تسوتارا بود.

218
00:18:37,042 --> 00:18:38,625
‫باید دلیلی فراتر از این داشته باشه!

219
00:18:41,917 --> 00:18:44,875
‫متاسفانه از جزئیات اتفاقی که افتاده خبر ندارم،

220
00:18:44,958 --> 00:18:47,333
‫چون اون زمان خودم تویِ هی ایزلان بودم،

221
00:18:47,417 --> 00:18:49,542
‫فقط شایعات رو شنیده بودم.

222
00:18:50,333 --> 00:18:53,750
‫بعد یه روز، اون یهو جلوی من ظاهر شد.

223
00:18:53,833 --> 00:18:55,625
‫اوضاع خیلی داغونی داشت.

224
00:18:55,708 --> 00:18:59,208
‫ازم خواست بهش پناه بدم
‫و ازم خواست که هیچ سوالی نپرسم.

225
00:19:00,417 --> 00:19:03,208
‫توی بغلش هم تو بودی که اون موقع نوزاد بودی.

226
00:19:09,333 --> 00:19:13,000
‫اما جورو، چطور می‌تونی بعد از اون کاری که کرده
‫بهش کمک کنی؟

227
00:19:14,792 --> 00:19:19,042
‫استاد ما... به دست اون کشته شد.

228
00:19:24,542 --> 00:19:26,792
‫من هنوز به ژیما ایمان دارم.

229
00:19:26,875 --> 00:19:28,750
‫حتماً دلایل خودش رو داشته.

230
00:19:30,792 --> 00:19:34,542
‫و من به این امید اومدم اینجا
‫که تو هم همین حس رو داشته باشی، برادر.

231
00:19:41,417 --> 00:19:43,167
‫هوم؟

232
00:19:52,083 --> 00:19:54,000
‫از همه‌تون ممنونم که امروز اینجا اومدید.

233
00:19:54,083 --> 00:19:55,708
‫اسم من مارگریو جوروست.

234
00:19:56,667 --> 00:20:01,500
‫من یه جدای هستم که همینجا
‫زیر نظر استاد رنو تسوتارا درس خوندم.

235
00:20:01,583 --> 00:20:06,708
‫ما شاهد بی‌رحمی ناوام بودیم،
‫در حالی که برای فتح کهکشانمون قدم برمی‌داره.

236
00:20:06,792 --> 00:20:09,458
‫اون با باقی‌مونده‌ی سیت‌ها متحد شده

237
00:20:09,542 --> 00:20:13,167
‫و با جذب کسایی که فقط دنبال قدرت هستن،
‫به تعداد نیروهاش اضافه می‌کنه.

238
00:20:13,917 --> 00:20:17,667
‫توی کهکشان هیچ گروهی نیست
‫که بتونه جلوی ناوام مقاومت کنه.

239
00:20:19,500 --> 00:20:21,917
‫من باور دارم که هنوزم می‌شه جلوش رو گرفت!

240
00:20:22,000 --> 00:20:23,833
‫اما فقط در صورتی که در کنار هم بایستیم.

241
00:20:23,917 --> 00:20:26,417
‫در غیر این صورت،
‫کهکشان وارد یه دوران تاریکی می‌شه.

242
00:20:27,750 --> 00:20:30,083
‫آینده‌ی ما الان به همه‌ی شما بستگی داره.

243
00:20:39,125 --> 00:20:40,125
‫ها؟

244
00:20:45,583 --> 00:20:47,542
‫خجالت می‌کشم که حتی شما ترسوها رو می‌شناسم!

245
00:20:47,625 --> 00:20:48,667
‫آه!

246
00:20:48,750 --> 00:20:50,458
‫غیرت‌تون چی شده؟

247
00:20:50,542 --> 00:20:52,833
‫از کی تا حالا همه‌تون اینقدر بزدل شدید؟

248
00:20:54,042 --> 00:20:56,250
‫کهکشان به قدرت ما معدنچی‌ها نیاز داره!

249
00:20:56,333 --> 00:20:58,042
‫الان بیشتر از هر وقت دیگه‌ای بهمون نیاز داره!

250
00:20:58,708 --> 00:21:00,333
‫پس این رو بهمون بگو، کوانا.

251
00:21:00,417 --> 00:21:01,792
‫چرا باید خودمون رو درگیر کنیم؟

252
00:21:01,875 --> 00:21:05,208
‫جنگ اون کهکشان
‫چه ربطی به ما سیارک‌کاوها داره؟

253
00:21:05,292 --> 00:21:08,792
‫راست میگی.
‫اگه کل عمرت رو توی این سنگ بگذرونی،

254
00:21:08,875 --> 00:21:12,333
‫اونوقت لازم نیست نگران بقیه‌ی کهکشان باشی.

255
00:21:12,417 --> 00:21:13,417
‫خیلی‌خب!

256
00:21:13,500 --> 00:21:16,958
‫اما اونوقت فقط مسئله‌ی زمانـه
‫تا اینکه ناوام بیاد سراغ خودمون.

257
00:21:17,042 --> 00:21:19,458
‫که چی؟ این چیزی رو عوض نمی‌کنه

258
00:21:19,542 --> 00:21:22,417
‫که ما در مقابل ناوام هیچ شانسی نداریم.
‫اون خیلی قدرتمنده.

259
00:21:22,500 --> 00:21:25,708
‫این مردی که اینجا ایستاده
‫اونقدر شجاع هست که این کار رو بکنه!

260
00:21:25,792 --> 00:21:28,125
‫و برای انجامش این همه راه رو سفر کرده!

261
00:21:28,208 --> 00:21:30,875
‫و من بیشتر از این نمی‌تونم افتخار کنم
‫که اون رو برادرم صدا بزنم!

262
00:21:32,333 --> 00:21:34,583
‫و من هم دنبالش میرم!

263
00:21:36,125 --> 00:21:39,542
‫چون... کمک کردن به همدیگه،
‫کاریـه که برادرها انجام میدن.

264
00:21:41,833 --> 00:21:42,833
‫کارا، صبر کن.

265
00:21:47,792 --> 00:21:50,458
‫گوش بدید! من هم قبلاً مثل شما فکر می‌کردم.

266
00:21:50,542 --> 00:21:52,750
‫اینکه جنگ فقط توی جاهای خیلی دور اتفاق می‌افته.

267
00:21:52,833 --> 00:21:56,208
‫اما بعد، یهو، یه روز، ناوام پدرم رو با خودش برد.

268
00:21:58,542 --> 00:21:59,667
‫معدنچی‌های شجاع!

269
00:21:59,750 --> 00:22:03,083
‫با کمک شما،
‫ما اونقدر قوی می‌شیم که ناوام رو شکست بدیم!

270
00:22:03,167 --> 00:22:05,917
‫لطفاً بهمون کمک کنید!

271
00:22:14,625 --> 00:22:16,292
‫من کمکت می‌کنم!

272
00:22:16,375 --> 00:22:18,250
‫هوم؟

273
00:22:20,750 --> 00:22:22,000
‫منم همینطور!

274
00:22:22,083 --> 00:22:23,083
‫منم میام!

275
00:22:23,167 --> 00:22:24,167
‫ما باهاتیم!

276
00:22:24,250 --> 00:22:25,875
‫بسپارش به ما!

277
00:22:36,042 --> 00:22:37,167
‫کوانا!

278
00:22:38,167 --> 00:22:40,708
‫من از اون آدم‌هایی نیستم که بشینم و غصه بخورم.

279
00:22:40,792 --> 00:22:42,958
‫مستقیم میرم سراغ خود ماجرا.

280
00:22:43,042 --> 00:22:44,375
‫و وقتی ژیما رو پیدا کنیم،

281
00:22:44,458 --> 00:22:47,708
‫می‌تونم جواب اتفاقاًتی که افتاده رو
‫مستقیم از زبون خودش بشنوم.

282
00:22:48,542 --> 00:22:49,542
‫کوانا.

283
00:22:51,042 --> 00:22:52,750
‫بیا، این رو بگیر.

284
00:22:57,542 --> 00:22:59,417
‫نمی‌فهمم. این چیه؟

285
00:23:01,292 --> 00:23:03,625
‫این یه شمشیر نوریه که ژیما ساختتش.

286
00:23:03,708 --> 00:23:07,125
‫نمی‌خوامش... نه این رو، نه دلسوزیت رو.

287
00:23:07,208 --> 00:23:10,292
‫خودت که می‌دونی
‫من توی نیرو قوی نیستم.

288
00:23:10,375 --> 00:23:13,375
‫من اون چیزی که برای جدای شدن لازمه رو ندارم.

289
00:23:13,458 --> 00:23:16,083
‫داشتن یه پیوند قوی با نیرو،

290
00:23:16,167 --> 00:23:18,833
‫چیزی بود که استاد سابق من
‫دنبالش می‌گشت.

291
00:23:19,583 --> 00:23:22,667
‫اما چیزی که من دنبالشم متفاوته.

292
00:23:22,750 --> 00:23:24,292
‫چیزی که من دنبالشم...

293
00:23:25,375 --> 00:23:29,250
‫افرادی هستن که حاضر باشن به خاطر بقیه بجنگن.

294
00:23:31,917 --> 00:23:34,917
‫محاله که بتونی اینقدر خوب بجنگی،

295
00:23:35,000 --> 00:23:38,167
‫اگه واقعاً از آرزوی جدای شدنت
‫دست کشیده بودی.

296
00:23:39,292 --> 00:23:41,292
‫ممکنه خودت رو باور نداشته باشی،

297
00:23:41,375 --> 00:23:44,875
‫اما من اونقدر باورت دارم
‫که این شمشیر نوری رو بهت بدم.

298
00:24:17,208 --> 00:24:18,250
‫هوم.

299
00:24:20,792 --> 00:24:24,250
‫پس این همون مدل جداییـه که جورو دنبالش بود.

300
00:24:24,333 --> 00:24:26,417
‫انگار من اصلاً حریفش نمی‌شم.

301
00:24:27,083 --> 00:24:29,292
‫فکر کنم آره.

302
00:24:29,375 --> 00:24:31,292
‫چی؟

303
00:24:40,958 --> 00:24:44,083
‫صدای من رو بشنوید، ساکنان کهکشان.

304
00:24:44,167 --> 00:24:46,042
‫اسم من ناوامـه،

305
00:24:46,125 --> 00:24:49,042
‫و من به این هرج‌ومرجی که احاطه‌مون کرده، نظم می‌بخشم.

306
00:24:50,250 --> 00:24:55,458
‫همین الان، در هر بخش،
‫چهره‌های قدرتمندی دارن برای رسیدن به قدرت رقابت می‌کنن.

307
00:24:56,667 --> 00:24:59,667
‫اما چند نفر از اونا
‫واقعاً به فکر کهکشان هستن؟

308
00:25:00,500 --> 00:25:04,417
‫چند نفر از اونا هدفشون
‫یکپارچه‌سازی کهکشانـه؟

309
00:25:06,958 --> 00:25:09,125
‫این پیامی برای تسلیم شدنه.

310
00:25:10,167 --> 00:25:13,917
‫الان تسلیم بشید، و بهتون اجازه داده می‌شه
‫که به ارتش من ملحق بشید.

311
00:25:16,292 --> 00:25:18,458
‫همه‌ی کسایی که
‫با ما مخالفت کنن، درهم شکسته می‌شن.

312
00:25:20,125 --> 00:25:23,583
‫نیروهای ما آماده و مستقر هستن
‫تا با هر کدوم از شما مقابله کنن.

313
00:25:26,000 --> 00:25:28,125
‫هیچ گوشه‌ای از کهکشان نیست

314
00:25:28,208 --> 00:25:31,625
‫که توپ کریستال کایبر من بهش نرسه.

315
00:25:31,708 --> 00:25:34,625
‫الان شاهد قدرتش خواهید بود.

316
00:25:34,708 --> 00:25:37,292
‫اول، نابودی کسایی رو بهتون نشون میدم

317
00:25:37,375 --> 00:25:41,917
‫که به اون موش‌های کثیف و فاسد جدای پناه دادن.

318
00:26:03,708 --> 00:26:04,708
‫شلیک کنید.

319
00:26:26,000 --> 00:26:56,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

320
00:26:56,000 --> 00:26:58,000
‫« الهام گرفته از جنگ ستارگان، ساخته جرج لوکاس »

