1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:19,000 --> 00:00:23,000
‫« جنگ ستارگان: ویژنز تقدیم می‌کند »

3
00:00:44,750 --> 00:00:45,875
‫اون چیه؟

4
00:00:47,000 --> 00:00:54,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

5
00:00:54,899 --> 00:00:58,899
‫« نُهُمین جدای »

6
00:01:26,142 --> 00:01:30,142
‫« قسمت سوم »
‫« صدایی از گذشته »

7
00:01:34,167 --> 00:01:36,458
‫بیبین باید فوراً تخلیه بشه.

8
00:01:37,250 --> 00:01:39,500
‫مردم ما به هر کمکی گیرشون بیاد نیاز دارن

9
00:01:39,583 --> 00:01:41,958
‫- تا به صورت امن از این سیاره خارج بشن.
‫- زودباشید!

10
00:01:44,042 --> 00:01:45,625
‫نور خطا رفت؟

11
00:01:46,583 --> 00:01:48,083
‫دومی رو شلیک کنید.

12
00:01:48,167 --> 00:01:49,167
‫قربان.

13
00:03:00,542 --> 00:03:02,333
‫همه آروم باشن.

14
00:03:02,417 --> 00:03:04,083
‫همه چیز درست می‌شه.

15
00:03:04,167 --> 00:03:05,417
‫- کوانا.
‫- هوم؟

16
00:03:06,750 --> 00:03:08,875
‫سفینه کافی واسه تخلیه‌ی همه نداریم.

17
00:03:08,958 --> 00:03:10,875
‫هوم.

18
00:03:11,708 --> 00:03:13,833
‫تمام سنگ معدن‌ها رو از انبار محموله تخلیه کنید.

19
00:03:13,917 --> 00:03:16,542
‫دوستان، باید وسایل‌تون رو جا بذارید.

20
00:03:16,625 --> 00:03:20,375
‫باید همکاری کنیم تا بتونیم تا حد امکان آدم سوار کنیم.

21
00:03:24,917 --> 00:03:27,000
‫از تمام سیارک‌کاوها می‌خوام به ما کمک کنن.

22
00:03:28,250 --> 00:03:31,458
‫سفینه کافی برای تخلیه بیبین نداریم.

23
00:03:31,542 --> 00:03:34,875
‫لطفاً، به یکی از سفینه‌هاتون
‫برای انتقال پناهندگان نیاز داریم.

24
00:03:34,958 --> 00:03:36,417
‫هوم.

25
00:03:39,375 --> 00:03:40,375
‫ایتن؟

26
00:03:40,458 --> 00:03:42,333
‫خیلی خوشحالم که زنده‌ای، جورو.

27
00:03:42,417 --> 00:03:43,625
‫ممنون.

28
00:03:43,708 --> 00:03:47,125
‫قدرت اون نور فراتر از تصورمه.

29
00:03:47,208 --> 00:03:50,792
‫با چه نوع سلاحی سر و کار داریم
‫و کجا مخفی شده؟

30
00:03:50,875 --> 00:03:53,333
‫دژ دشمن در یاگوست.

31
00:03:53,417 --> 00:03:55,625
‫مهندسانِ ناوام یه توپ قدرتمند ساختن،

32
00:03:55,708 --> 00:03:59,000
‫و منبع انرژیش انگار کریستال‌های کایبره.

33
00:03:59,083 --> 00:04:01,875
‫ولی نمی‌دونم چطوری به بیبین رسیده.

34
00:04:01,958 --> 00:04:04,000
‫بیشتر تحقیق می‌کنم و باهات تماس می‌گیرم.

35
00:04:04,083 --> 00:04:06,500
‫باشه. ولی حتماً گوش‌به‌زنگ باش.

36
00:04:06,583 --> 00:04:09,458
‫هوم.

37
00:04:39,417 --> 00:04:41,792
‫بعد از مدت‌ها.

38
00:04:57,000 --> 00:05:00,542
‫یه سفینه مطمئنِ قدیمی
‫در عرشه‌ی تعمیرات کاخ پیدا شده.

39
00:05:00,625 --> 00:05:02,083
‫دمِ بندر منتظر باشید.

40
00:05:33,750 --> 00:05:35,542
‫هوم؟

41
00:05:46,500 --> 00:05:48,542
‫ما یکی از گروه‌های جستجو هستیم.

42
00:05:48,625 --> 00:05:50,542
‫این گزارشی از افراد حاضره.

43
00:05:54,083 --> 00:05:57,792
‫ظاهراً بقیه توی بندر هستن.

44
00:05:57,875 --> 00:05:59,458
‫الان می‌تونیم تخلیه رو شروع کنیم.

45
00:06:00,333 --> 00:06:01,708
‫بانو تافلا کجاست؟

46
00:06:01,792 --> 00:06:04,625
‫گفتن میرن کاخ یه سفینه بیارن.

47
00:06:04,708 --> 00:06:07,000
‫- مایلم باهاش صحبت کنم.
‫- چشم.

48
00:06:07,083 --> 00:06:09,167
‫بانو تافلا.

49
00:06:10,542 --> 00:06:11,625
‫بانو تافلا؟

50
00:06:11,708 --> 00:06:14,125
‫صدامـو دارید، بانو تافلا؟

51
00:06:14,208 --> 00:06:15,583
‫بانو تافلا!

52
00:06:24,333 --> 00:06:27,875
‫اینجا آشیانه‌ی سلطنتیه.
‫زیرزمین یه عرشه‌ی تعمیرات هست.

53
00:06:43,333 --> 00:06:45,917
‫هوم.

54
00:07:17,708 --> 00:07:18,708
‫کارا!

55
00:07:58,583 --> 00:07:59,583
‫هوم.

56
00:08:00,417 --> 00:08:03,542
‫- بانوی من، حالـتون خوبه؟
‫- هوم.

57
00:08:07,958 --> 00:08:09,583
‫ها؟

58
00:08:18,667 --> 00:08:23,625
‫جورو، ما خوبیم،
‫ولی انگار در کامل بسته شده.

59
00:08:23,708 --> 00:08:25,083
‫فهمیدم.

60
00:08:25,167 --> 00:08:27,292
‫راه دیگه‌ای پیدا می‌کنیم
‫تا شما دوتا رو خارج کنیم.

61
00:08:27,375 --> 00:08:28,583
‫لطفاً منتظر باشید.

62
00:08:28,667 --> 00:08:31,542
‫ها؟

63
00:08:32,708 --> 00:08:34,000
‫خراب شده.

64
00:08:34,083 --> 00:08:35,875
‫و متاسفانه، بدون اون،

65
00:08:35,958 --> 00:08:39,250
‫راه دیگه‌ای برای باز کردن دریچه نداریم.

66
00:08:39,333 --> 00:08:40,875
‫می‌شه از راه دور انجامش داد؟

67
00:08:40,958 --> 00:08:43,833
‫اگه به یکی از سفینه‌ها سیگنال بدیم،
‫اونـا می‌تونن انجامش بدن؟

68
00:08:47,083 --> 00:08:48,375
‫تو یه جدای هستی؟

69
00:08:49,083 --> 00:08:53,625
‫گمونم. آره.
‫یعنی من پادوانِ جورو هستم. پس...

70
00:08:54,917 --> 00:08:56,583
‫اسمت چیه؟

71
00:08:56,667 --> 00:08:57,792
‫کارا.

72
00:08:57,875 --> 00:09:00,250
‫کارا، دخترِ لاه ژیما.

73
00:09:02,125 --> 00:09:06,167
‫می‌دونی، کوانا گفت پدرم یه قاتل حرفه‌ای بوده.

74
00:09:06,875 --> 00:09:09,000
‫می‌شه بپرسم پدرم دقیقاً چی کار کرده؟

75
00:09:09,700 --> 00:09:16,700


76
00:09:17,542 --> 00:09:20,292
‫نمی‌دونستم هنوز زنده‌ست.

77
00:09:23,167 --> 00:09:26,542
‫باید یه مداری باشه که اون دریچه خاص رو کنترل می‌کنه.

78
00:09:27,000 --> 00:09:28,643
‫پس یعنی فقط باید بفهمیم

79
00:09:28,667 --> 00:09:31,583
‫چطوری برق رو بهش برسونیم
‫و دوباره به اون مدار وصلش کنیم.

80
00:09:35,458 --> 00:09:36,917
‫که اینطور.

81
00:09:37,000 --> 00:09:39,333
‫ژیما آخرش شمشیرساز شد.

82
00:09:40,500 --> 00:09:41,583
‫بله.

83
00:09:41,667 --> 00:09:44,667
‫نمی‌دونم پدرم به عنوان یه جدای چطوری بوده.

84
00:09:44,750 --> 00:09:46,708
‫هیچوقت ماجراهای اون زمان رو نمی‌گفت.

85
00:09:47,625 --> 00:09:48,625
‫معلومه که نمی‌دونی.

86
00:09:49,542 --> 00:09:51,417
‫می‌دونی، در آخر، حقیقت اینه،

87
00:09:51,500 --> 00:09:53,667
‫فکر نمی‌کنم کسی از ما اصلاً می‌شناختیمش.

88
00:09:54,875 --> 00:09:57,917
‫پدرم واقعاً استادش رو کشت؟

89
00:09:59,792 --> 00:10:01,708
‫چرا چنین کاری کرده؟

90
00:10:02,375 --> 00:10:04,083
‫تمام چیزی که ازش مطمئنم

91
00:10:04,167 --> 00:10:06,875
‫اینه که ژیما واقعاً کاری که می‌گفت رو کرده.

92
00:10:06,958 --> 00:10:10,750
‫ولی علتش سوالیه که کسی جوابش رو نمی‌دونه.

93
00:10:14,458 --> 00:10:17,458
‫جدای‌ها خیلی وقت پیش ناپدید شدن.

94
00:10:17,542 --> 00:10:20,875
‫تعداد کمی آدم مونده بودن
‫که اصلاً بتونن ماجراهاشون رو تعریف کنن.

95
00:10:21,667 --> 00:10:24,292
‫رنو تسوتارا در این عده‌ی کم بود.

96
00:10:24,375 --> 00:10:26,625
‫همراهِ جورو به بیبین رسید.

97
00:10:28,250 --> 00:10:31,708
‫رنو یکی از ۵۰ استاد جدای بازمانده بود.

98
00:10:32,625 --> 00:10:35,667
‫با هدفِ احیای محفل به بیبین اومد.

99
00:10:36,625 --> 00:10:40,792
‫من و مردمم با تصورش موافقت کردیم
‫و تصمیم گرفتیم ازش حمایت کنیم.

100
00:10:42,083 --> 00:10:46,500
‫فکر کردم محفل داره برای صلح می‌جنگه،
‫عاری از علایق دیگه‌ست.

101
00:10:46,583 --> 00:10:48,792
‫و موفقیت‌شون سودمنده.

102
00:10:55,167 --> 00:10:56,833
‫ژیما در میان جوون‌هایی بود

103
00:10:56,917 --> 00:11:00,917
‫که از تمام گوشه‌ها کهکشان جمع شده بود
‫و به اینجا اومده بود.

104
00:11:01,000 --> 00:11:04,000
‫و زیاد طول نکشید تا بخواد جلب توجه کنه.

105
00:11:05,625 --> 00:11:07,500
‫پس پدرم قوی بود.

106
00:11:07,583 --> 00:11:08,792
‫بله.

107
00:11:09,625 --> 00:11:13,708
‫طولی نکشید که ژیما و جورو تعالیمـشون رو تموم کردن و جدای شدن.

108
00:11:16,042 --> 00:11:18,917
‫رنو می‌خواست محفل جدای رو گسترش بده.

109
00:11:19,000 --> 00:11:20,250
‫و جورو و ژیما هر دوتاشون

110
00:11:20,333 --> 00:11:22,625
‫به دستور اون دنبال پادوان می‌گشتن.

111
00:11:23,375 --> 00:11:26,958
‫گرچه ژیما ذاتاً معلم خوبی نبود،

112
00:11:27,750 --> 00:11:29,458
‫سریع یاد گرفت ازش لذت ببره.

113
00:11:31,292 --> 00:11:32,875
‫همون زمان،

114
00:11:32,958 --> 00:11:35,208
‫رنو به صورت فعال ماموریت‌های دیپلماتیک رو

115
00:11:35,292 --> 00:11:36,833
‫با سامانه‌های ستاره‌ای دیگه شروع کرد.

116
00:11:36,917 --> 00:11:40,000
‫در تجارت هم پیشرفت عالی داشت.

117
00:11:40,083 --> 00:11:43,250
‫از همین سفینه برای اون ماموریت‌ها استفاده می‌کرد.

118
00:11:45,750 --> 00:11:48,125
‫اون زمان، دولت مرکزی وجود نداشت.

119
00:11:49,417 --> 00:11:52,250
‫بنابراین، تجارت شکوفا نشده بود.

120
00:11:52,333 --> 00:11:57,417
‫ولی رنو بود که یه جوری تونست
‫دنیاهای دیگه رو قانع کنه تا اون رو سفیر تجارت کنن،

121
00:11:57,500 --> 00:12:00,542
‫تا به شکوفایی و رشدِ همه کمک کنه.

122
00:12:01,708 --> 00:12:05,042
‫وقتی رئیس یه بندرفضایی خانواده‌ای ثروتمند گم شد،

123
00:12:05,125 --> 00:12:08,083
‫حتی وارد عمل شد تا کشمکش داخلی‌ای که داشت رو تسکین بده.

124
00:12:09,792 --> 00:12:13,000
‫به همین خاطر، بازرگانیِ بیبین گسترش یافت.

125
00:12:13,083 --> 00:12:14,583
‫ولی پشت پرده،

126
00:12:14,667 --> 00:12:17,625
‫ژیما هم داشت چهره‌ای قدرتمند می‌شد.

127
00:12:17,708 --> 00:12:19,083
‫پدرم؟

128
00:12:20,667 --> 00:12:23,875
‫رنو اون رو می‌فرستاد تا با هر سیتی که زنده مونده بجنگه.

129
00:12:25,292 --> 00:12:27,958
‫اون زمان، سامانه‌های ستاره‌ای بودن
‫که سیت‌ها رو به کار می‌گرفتن

130
00:12:28,042 --> 00:12:29,875
‫تا مزیت تجاری به دست بیارن.

131
00:12:30,833 --> 00:12:34,958
‫ژیما کاملاً خوشحال بود که با نبرد واقعی
‫مهارت‌های مبارزه‌ی خودش رو اصلاح کنه.

132
00:12:35,792 --> 00:12:39,583
‫واقعاً باور داشت تمام این تهدیدات
‫باید حذف می‌شدن

133
00:12:39,667 --> 00:12:42,500
‫و کهکشان بدون سیت‌ها شرایط بهتری داره.

134
00:12:48,208 --> 00:12:52,625
‫گرچه، هر چه رنو بیشتر مشغول سیاست می‌شد،

135
00:12:52,708 --> 00:12:55,833
‫ژیما بیشتر مشغول نبرد می‌شد.

136
00:13:09,625 --> 00:13:10,625
‫ادامه بدید.

137
00:13:10,708 --> 00:13:13,500
‫شتابگرها این سمت هستن.
‫تا جایی که ممکنه سوار کنید.

138
00:13:13,583 --> 00:13:15,958
‫نگران نباشید، گروه من

139
00:13:16,042 --> 00:13:18,417
‫داره با یه سفینه بزرگتر برمی‌گرده
‫که بقیه رو جا بده.

140
00:13:19,875 --> 00:13:22,583
‫جورو تصمیم گرفته بود به هی ایزلان بره،

141
00:13:22,667 --> 00:13:26,375
‫که معنیش می‌شد اینکه ژیما رسماً
‫تنها شاگرد باقی‌مونده‌ی رنو می‌شد.

142
00:13:27,417 --> 00:13:30,333
‫این واقعیت رو پذیرفتم که دولت و محفل

143
00:13:30,417 --> 00:13:32,625
‫مکمل همدیگه بودن.

144
00:13:32,708 --> 00:13:36,042
‫و قدرت حفظ دوتاشون داشت کشت می‌شد.

145
00:13:38,583 --> 00:13:40,417
‫ولی ژیما شورش کرد،

146
00:13:40,500 --> 00:13:43,125
‫گفت جای جدای در سیاست نیست.

147
00:13:43,208 --> 00:13:45,583
‫برای همین با رنو جنگید.

148
00:13:46,708 --> 00:13:51,542
‫بعدش روزش رسید،
‫روز حادثه.

149
00:13:57,125 --> 00:13:58,125
‫لطفاً بس کنید!

150
00:15:10,500 --> 00:15:12,667
‫صبرکن، چی؟
‫شمشیر نوریت چی کار می‌کنه؟

151
00:15:13,333 --> 00:15:15,417
‫نمی‌دونم.

152
00:16:00,083 --> 00:16:01,625
‫اون چه رنگیه؟

153
00:16:29,667 --> 00:16:33,750
‫بعد از اون، دیگه کسی ژیما رو ندید.

154
00:16:34,542 --> 00:16:35,833
‫کلش همین بود.

155
00:16:35,917 --> 00:16:38,042
‫حالا هرچی می‌دونم رو بهت گفتم.

156
00:16:38,125 --> 00:16:40,583
‫آخرش چاره‌ای نداشتم.

157
00:16:40,667 --> 00:16:45,250
‫بعد از وقایع اون روز،
‫محفل جدای باید منحل می‌شد.

158
00:16:46,250 --> 00:16:49,458
‫ولی چرا؟ واسه چی اون کار رو کرد؟

159
00:16:51,708 --> 00:16:52,708
‫نمی‌دونم.

160
00:16:52,792 --> 00:16:55,708
‫فقط می‌تونم حدس بزنم
‫که شاید ژیما می‌خواست ثابت کنه

161
00:16:55,792 --> 00:16:57,667
‫از استادش فراتر رفته.

162
00:16:58,375 --> 00:16:59,458
‫تصورش سخته.

163
00:16:59,542 --> 00:17:02,708
‫فقط نمی‌تونم تصور کنم که پدرم
‫استاد خودش رو به چالش بکشه.

164
00:17:02,792 --> 00:17:04,792
‫تازه بماند که بعدش بکشتش.

165
00:17:06,542 --> 00:17:09,167
‫حتماً به خاطر اینه که پدر خوبی برای تو بوده.

166
00:17:10,042 --> 00:17:12,417
‫گرچه، وقتی ژیما اون روز شمشیر نوریش رو به دست گرفت...

167
00:17:13,667 --> 00:17:14,750
‫چشمـاش...

168
00:17:15,800 --> 00:17:22,800
آ و ا‌ مـ ـو و ی

169
00:17:23,708 --> 00:17:26,583
‫جورو، بندر دیگه زیاد دوام نمیاره.

170
00:17:28,125 --> 00:17:29,583
‫چیزی نمونده.

171
00:17:30,333 --> 00:17:31,958
‫هوم؟

172
00:17:49,958 --> 00:17:51,250
‫این...

173
00:17:52,292 --> 00:17:54,042
‫سفینه استاد رنو نیست؟

174
00:17:54,792 --> 00:17:57,958
‫چرا. قبلاً از بارانداز نمی‌تونستم بهش دسترسی داشته باشم.

175
00:17:58,042 --> 00:18:00,500
‫ولی انگار این مشکل حل شده.

176
00:18:15,292 --> 00:18:16,667
‫تا اینجا که خوب بوده.

177
00:18:16,750 --> 00:18:18,708
‫می‌شه یه نگاهی بندازم؟

178
00:18:20,250 --> 00:18:23,083
‫شاید چیزهایی باشه که بتونیم جابجا کنیم
‫تا جا برای مردم بیشتری باز بشه.

179
00:18:32,958 --> 00:18:34,792
‫ها؟

180
00:18:44,000 --> 00:18:45,625
‫اوه؟

181
00:19:10,125 --> 00:19:12,000
‫اون کیه؟

182
00:19:20,875 --> 00:19:23,625
‫خوب نیست.
‫زمان زیادی گذشته.

183
00:19:23,708 --> 00:19:26,000
‫هی کارا، این پایین هستی؟

184
00:19:26,083 --> 00:19:30,208
‫چرا اینجا راه‌پله هست؟

185
00:19:31,583 --> 00:19:33,667
‫اون چیه؟

186
00:19:35,375 --> 00:19:39,125
‫اون رهبر بارودوست که گم شد.

187
00:19:39,208 --> 00:19:43,208
‫رنو جانشینش رو انتخاب کرد،
‫زمانی که تجارت شروع شد.

188
00:19:43,292 --> 00:19:44,792
‫اینجا چی کار می‌کنه؟

189
00:19:44,875 --> 00:19:48,708
‫خب، خبر خوش اینه که اون انبار مخفی بزرگه.

190
00:19:48,792 --> 00:19:51,583
‫تقریباً هم‌اندازه‌ی یک سفینه باریِ بیبینـه.

191
00:19:51,667 --> 00:19:54,542
‫جا برای تمام شهروندان باقی‌مونده رو داره.

192
00:19:57,708 --> 00:20:01,208
‫انگار یه چیزهایی هست که هنوز باید
‫درباره استاد قدیمی یاد بگیریم.

193
00:20:01,292 --> 00:20:03,083
‫فعلاً بیاید خودمون رو به جای امن برسونیم.

194
00:20:04,625 --> 00:20:05,625
‫بریم.

195
00:20:30,375 --> 00:20:32,667
‫مردم من، اومدیم تخلیه‌تون کنیم.

196
00:20:32,750 --> 00:20:34,875
‫فوراً سوار بشید.

197
00:20:34,958 --> 00:20:36,292
‫به همدیگه کمک کنید،

198
00:20:36,375 --> 00:20:38,333
‫تا همه سوار بشیم.

199
00:21:25,708 --> 00:21:28,042
‫استاد رنو داشت مقامات بازرگانی رو جایگزین می‌کرد

200
00:21:28,125 --> 00:21:31,833
‫تا سود سنگ معدنی که از کانال‌های غیرقانونی
‫به فروش می‌رفت رو به جیب بزنه.

201
00:21:32,625 --> 00:21:34,625
‫این کار هیچ عدالتی نداره.

202
00:21:34,708 --> 00:21:38,250
‫الان باید بهش فکر کنیم که شاید استاد قدیمی‌مون
‫به طرف تاریک تسلیم شده.

203
00:21:39,792 --> 00:21:43,667
‫هوم.

204
00:21:43,750 --> 00:21:46,042
‫پس پدرم دلیلی برای درگیر شدن باهاش داشته؟

205
00:21:46,125 --> 00:21:47,125
‫بله.

206
00:21:51,208 --> 00:21:52,875
‫ژیما کسی بود که از بین ما

207
00:21:52,958 --> 00:21:55,667
‫با استاد رنو صمیمی‌تر بود.

208
00:21:55,750 --> 00:21:58,875
‫شاید می‌خواسته اشتباهات استادمون رو درست کنه.

209
00:22:02,000 --> 00:22:05,500
‫آره، نکته خوبیه. مطمئنم همینه!

210
00:22:09,500 --> 00:22:10,667
‫تقصیر منه.

211
00:22:10,750 --> 00:22:14,083
‫فقط به این خاطر این اتفاق افتاد

212
00:22:14,167 --> 00:22:15,500
‫که من واسه مدت زیادی اهمیت ندادم.

213
00:22:18,292 --> 00:22:19,917
‫ها؟

214
00:22:23,958 --> 00:22:26,083
‫ای لعنت.

215
00:22:26,167 --> 00:22:28,667
‫فقط باید از خود ژیما بپرسیم.

216
00:22:28,750 --> 00:22:30,042
‫هوم.

217
00:22:30,125 --> 00:22:31,542
‫ها؟

218
00:22:33,583 --> 00:22:35,375
‫خوشحالم می‌بینم حالت خوبه.

219
00:22:35,458 --> 00:22:36,458
‫وضعیت چیه؟

220
00:22:36,542 --> 00:22:38,417
‫توپ اصلی نقص فنی داشته.

221
00:22:38,500 --> 00:22:41,542
‫انگار مثل یه شمشیر نوری غول‌پیکره.

222
00:22:41,625 --> 00:22:44,792
‫و گمونم به همین خاطره که ناوام
‫به ژیما نیاز داره.

223
00:22:45,958 --> 00:22:47,000
‫اینجاش رو گوش کن.

224
00:22:47,083 --> 00:22:48,792
‫ناوام می‌تونه از نیرو استفاده کنه.

225
00:22:48,875 --> 00:22:51,583
‫و به دلیلی، هِی به ژیما میگه استاد.

226
00:22:51,667 --> 00:22:53,458
‫اه...

227
00:23:06,708 --> 00:23:09,125
‫فکر نکنم پدرم تا حالا شاگردی داشته باشه.

228
00:23:09,208 --> 00:23:13,542
‫مگه اینکه شاید شاگردی بوده
‫که وقتی با تو بوده داشته؟

229
00:23:14,750 --> 00:23:15,750
‫امکان نداره.

230
00:23:15,833 --> 00:23:18,417
‫اگه شاگرد می‌داشت، من می‌دونستم.

231
00:23:24,500 --> 00:23:25,625
‫نظرت چیه؟

232
00:23:25,708 --> 00:23:29,583
‫حتی یه کریستال کایبر بزرگ هم
‫سخته که هندلش کنه.

233
00:23:29,667 --> 00:23:33,542
‫اگه تعمیرش کنیم، احتمالاً
‫آخرش همین نتیجه بشه.

234
00:23:34,292 --> 00:23:35,833
‫ناامیدکننده‌ست.

235
00:23:35,917 --> 00:23:39,500
‫ژنرال ناوام، چطوره به بیبین بریم و حلش کنیم؟

236
00:23:39,583 --> 00:23:42,000
‫اگه نتونیم از توپ استفاده کنیم،
‫پس باید صبر کنیم.

237
00:23:42,083 --> 00:23:45,708
‫گرچه قاعدتاً، روش‌های دیگه‌ای
‫برای جنگیدن باهاشون هست.

238
00:23:48,000 --> 00:23:49,500
‫این نقشه‌ی حمله ماست.

239
00:23:50,708 --> 00:23:55,000
‫سفینه‌های سیارکی ما
‫اطراف یاگو وارد موقعیت می‌شن.

240
00:23:55,083 --> 00:23:59,208
‫بعدش مداری تشکیل میدیم
‫که شبیه یک کمربند سیارکی واقعی بشه

241
00:23:59,292 --> 00:24:01,333
‫و به فضای هوایی یاگو نفوذ می‌کنیم.

242
00:24:01,417 --> 00:24:03,875
‫بعدش سفینه‌ها رو وارد مسیر تصادف

243
00:24:03,958 --> 00:24:07,958
‫با این سلاح سری دشمن می‌کنیم
‫و مستقیم بهش می‌کوبیم.

244
00:24:08,042 --> 00:24:10,125
‫بعد از نفوذ به سفینه اصلی‌شون،

245
00:24:10,208 --> 00:24:13,208
‫باید با سفینه‌های کوچیکی که دارن تخلیه کنیم.

246
00:24:13,292 --> 00:24:16,542
‫ایتن با پدرم تماس می‌گیره
‫و ما رو صحیح و سالم میاره پیش ما.

247
00:24:16,625 --> 00:24:18,625
‫گفته شده سلاح‌شون بزرگه

248
00:24:18,708 --> 00:24:21,000
‫و احتمالاً زره سنگینی دورش داره.

249
00:24:21,083 --> 00:24:22,458
‫ولی هرچقدر قوی باشه،

250
00:24:22,542 --> 00:24:25,458
‫در برابر حملات سیارکی مداری
‫هیچ شانسی نداره.

251
00:24:25,542 --> 00:24:28,417
‫برتری ما در تعداد نیست
‫بلکه در غافلگیریه.

252
00:24:28,500 --> 00:24:31,875
‫باید به دشمن حمله کنیم
‫تا توپ رو تعمیر نکرده.

253
00:24:31,958 --> 00:24:33,375
‫هوم.

254
00:24:45,750 --> 00:24:48,000
‫بابت تمام زحماتی که برامون کشیدین ممنون.

255
00:24:48,083 --> 00:24:51,250
‫الان عازم می‌شیم
‫تا جای جدیدی برای خونه پیدا کنیم.

256
00:24:51,833 --> 00:24:54,000
‫کارا...

257
00:24:54,083 --> 00:24:56,667
‫جونم رو بهت مدیونم و مردمم باید این رو بدونن.

258
00:24:57,542 --> 00:24:59,083
‫بازم ممنون.

259
00:24:59,167 --> 00:25:01,792
‫- ولی همچنین، عذر می‌خوام.
‫- عذر می‌خوای؟

260
00:25:01,875 --> 00:25:04,167
‫من بابت مکالمه‌مون قدردانم.

261
00:25:04,833 --> 00:25:07,250
‫و برای شما و مردم‌تون
‫بهترین‌ها رو آرزومندم.

262
00:25:10,167 --> 00:25:11,958
‫امیدوارم نیرو با همه‌ی شما باشه.

263
00:25:12,042 --> 00:25:14,250
‫هوم.

264
00:25:19,167 --> 00:25:20,167
‫بالاخره...

265
00:25:23,042 --> 00:25:24,208
‫میریم یاگو.

266
00:25:36,458 --> 00:25:38,125
‫حالا عازم یاگو می‌شیم!

267
00:25:49,375 --> 00:25:50,458
‫هوم.

268
00:25:52,482 --> 00:25:54,482
‫« الهام گرفته از جنگ ستارگان، ساخته جرج لوکاس »

269
00:25:55,000 --> 00:26:15,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

