1
00:00:19,000 --> 00:00:23,000
‫« جنگ ستارگان: ویژنز تقدیم می‌کند »

2
00:00:28,024 --> 00:00:34,024
‫« نُهُمین جدای »

3
00:00:34,048 --> 00:00:45,048
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

4
00:00:51,000 --> 00:00:54,000
‫« قسمت ششم »
‫« نورِ نیرو »

5
00:01:16,000 --> 00:01:23,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

6
00:01:23,750 --> 00:01:26,000
‫از اون چیزی که به نظر می‌رسه سرسخت‌تره.

7
00:01:26,083 --> 00:01:29,083
‫بالاخره داره تمرین می‌کنه که یه جدای بشه.

8
00:01:30,000 --> 00:01:33,958
‫یه ناشی که شمشیر نوری خودش رو می‌اندازه،
‫ولی بازم یه جدایـه.

9
00:01:34,042 --> 00:01:37,167
‫خب، بیشتر از یکی همراهش بود.

10
00:01:38,708 --> 00:01:40,667
‫به نظرت حرکت بعدیش چی می‌تونه باشه؟

11
00:01:40,750 --> 00:01:45,125
‫جدای‌ها عاشق اینن که برای کمک به بی‌گناه‌ها
‫نمایش بازی کنن.

12
00:01:45,208 --> 00:01:47,208
‫بعید می‌دونم بخواد مقابله کنه.

13
00:01:47,292 --> 00:01:49,083
‫فقط به فرار کردن ادامه میده.

14
00:01:50,208 --> 00:01:53,542
‫هر چقدر دلش می‌خواد می‌تونه بدوئه،
‫ولی راه فراری نداره.

15
00:01:53,625 --> 00:01:55,875
‫جدای‌ها احمقن.

16
00:01:55,958 --> 00:01:58,667
‫همیشه همون اشتباهات رو تکرار می‌کنن.

17
00:02:15,208 --> 00:02:19,083
‫سرورم، تعمیرات توپ کایبر به پایان رسیده.

18
00:02:21,792 --> 00:02:26,042
‫حدس می‌زنم تنها چیزی که الان لازم داره،
‫یه کریستال کایبر غول‌پیکره.

19
00:02:46,875 --> 00:02:48,958
‫التماستون می‌کنم، لطفاً عقب بمونید.

20
00:02:54,500 --> 00:02:55,500
‫ایشا؟

21
00:02:58,542 --> 00:03:00,875
‫ایشا گروگان گرفته شده؟

22
00:03:01,583 --> 00:03:04,417
‫نه...

23
00:03:30,083 --> 00:03:32,667
‫فور‌ناینز، هنوز مقصد ناوام رو پیدا نکردی؟

24
00:03:36,292 --> 00:03:37,625
‫هی ایزلان؟

25
00:03:39,125 --> 00:03:41,750
‫حتماً دنبال کریستال مقدس توی معبد هواییه.

26
00:03:45,375 --> 00:03:47,250
‫مطمئن شو که ایتن از این موضوع باخبر می‌شه.

27
00:04:04,542 --> 00:04:05,542
‫موضوع چیه؟

28
00:04:06,833 --> 00:04:08,167
‫هان؟

29
00:04:08,250 --> 00:04:11,375
‫نگاه کن. همین الان از طرف فور‌ناینز رسید.

30
00:04:13,625 --> 00:04:14,625
‫این نمی‌تونه درست باشه!

31
00:04:41,750 --> 00:04:45,583
‫شما همونا هستید، مگه نه؟
‫همونایی که پدرم رو بُردید...

32
00:04:52,167 --> 00:04:54,417
‫الان می‌خواید من رو بکشید؟

33
00:04:54,500 --> 00:04:56,875
‫تصمیمش با ما نیست.

34
00:05:06,958 --> 00:05:10,625
‫هی، هی، هی! حیف می‌شه،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

35
00:05:10,708 --> 00:05:13,000
‫هنوز ممکنه به دردمون بخورن.

36
00:05:13,083 --> 00:05:15,750
‫منطقی‌تره که حداقل یکی‌شون رو با خودمون بیاریم.

37
00:05:15,833 --> 00:05:17,083
‫فکرشم نکن!

38
00:05:17,167 --> 00:05:19,208
‫چرا به خودمون زحمت بدیم؟

39
00:05:19,292 --> 00:05:21,458
‫زحمتش زیاده و سودش کم.

40
00:05:21,542 --> 00:05:23,125
‫باشه.

41
00:05:23,208 --> 00:05:25,083
‫ولی باید اعتراف کنی.

42
00:05:25,167 --> 00:05:27,125
‫پول همیشه پوله دیگه.

43
00:05:27,208 --> 00:05:28,542
‫مگه نه؟

44
00:05:41,583 --> 00:05:45,083
‫تا نظرش عوض نشده فرار کن.

45
00:06:11,792 --> 00:06:14,083
‫کارا!

46
00:06:45,125 --> 00:06:47,292
‫داری من رو پیش ناوام می‌بری؟

47
00:06:47,375 --> 00:06:49,917
‫نه هنوز. یه مسیر فرعی داریم.

48
00:06:50,000 --> 00:06:52,458
‫داریم میریم ژیما رو دوباره بگیریم.

49
00:06:52,542 --> 00:06:53,542
‫پدر؟

50
00:06:53,625 --> 00:06:58,333
‫خبر رسیده که توی یکی از پاسگاه‌های ناوام
‫حسابی وحشی‌بازی درآورده.

51
00:06:58,875 --> 00:07:01,583
‫کل اونجا رو تنهایی با خاک یکسان کرد.

52
00:07:02,708 --> 00:07:05,292
‫جدای... سیت... فرقی باهم ندارن.

53
00:07:05,375 --> 00:07:08,167
‫هر دوتاشون همون رد ویرانی رو
‫از خودشون به جا می‌ذارن.

54
00:07:08,250 --> 00:07:11,208
‫نه، اشتباه می‌کنی!
‫جدای‌ها به اسم عدالت می‌جنگن.

55
00:07:11,292 --> 00:07:12,792
‫بذار این رو ازت بپرسم.

56
00:07:12,875 --> 00:07:15,667
‫به خاطر عدالت، چند نفر رو کشتی؟

57
00:07:20,417 --> 00:07:21,958
‫قدرت، قدرته.

58
00:07:22,042 --> 00:07:23,542
‫یا قوی هستی، یا ضعیف.

59
00:07:23,625 --> 00:07:25,292
‫کل ماجرا همینه.

60
00:07:25,375 --> 00:07:28,250
‫ربطی هم به عدالت یا شرارت نداره.

61
00:07:30,208 --> 00:07:32,708
‫پس تهش همینه؟ فکر می‌کنی فقط قدرت مهمه؟

62
00:07:32,792 --> 00:07:35,083
‫همین الان یه نگاه درست و حسابی به خودت بنداز.

63
00:07:35,167 --> 00:07:37,708
‫این حق‌طلبیت چه خیری بهت رسونده؟

64
00:07:37,792 --> 00:07:39,125
‫بیخیال شو.

65
00:07:39,208 --> 00:07:42,208
‫انقدر روی تعالیم باستانی جدای کلید نکن.

66
00:07:43,167 --> 00:07:46,792
‫می‌دونی، اگه این کار رو می‌کردی،
‫شاید واقعاً حریف ما می‌شدی.

67
00:07:46,875 --> 00:07:49,167
‫قصد داری با من بجنگی؟

68
00:07:49,250 --> 00:07:52,917
‫هیچی بیشتر از جنگیدن با یه دشمن قوی بهم کیف نمیده.

69
00:07:53,000 --> 00:07:56,375
‫بالاخره برای همین هم
‫این شغل رو انتخاب کردم.

70
00:07:56,458 --> 00:08:01,042
‫و برای همینه که انقدر مایه ناامیدی از آب دراومدی.

71
00:08:03,958 --> 00:08:07,292
‫منظورش از این حرف چیه؟

72
00:08:09,000 --> 00:08:16,000


73
00:08:18,625 --> 00:08:21,750
‫من تمام تلاشم رو کردم
‫که از همه‌ی تعالیم جدای پیروی کنم.

74
00:08:22,875 --> 00:08:25,958
‫ولی دیگه نمی‌دونم دارم چی کار می‌کنم.

75
00:08:29,750 --> 00:08:33,000
‫چی شده، کارا؟

76
00:08:37,083 --> 00:08:38,208
‫جورو!

77
00:08:41,000 --> 00:08:44,917
‫من تسلیم جنبه‌ی تاریک شدم.

78
00:08:45,000 --> 00:08:46,375
‫ناامیدت کردم.

79
00:08:47,208 --> 00:08:50,333
‫کارا، چرا باید چنین فکری کنی؟

80
00:08:50,417 --> 00:08:53,958
‫چون وقتی که لازم بود،
‫نتونستم احساساتم رو کنترل کنم.

81
00:08:55,375 --> 00:08:58,083
‫و بعدش شمشیر نوریم قرمز شد.

82
00:09:01,625 --> 00:09:04,375
‫تمام اون شمشیرهای نوری که پدرت ساخته،

83
00:09:04,458 --> 00:09:07,708
‫این توانایی رو دارن که افکار
‫و احساسات صاحبشون رو بازتاب بدن.

84
00:09:07,792 --> 00:09:09,333
‫مثلاً،

85
00:09:09,417 --> 00:09:14,667
‫رنگ قرمز نماد خشم، نفرت و ترسه.

86
00:09:14,750 --> 00:09:17,750
‫جدای بودن به این معنی نیست
‫که این احساسات رو نداشته باشی.

87
00:09:17,833 --> 00:09:20,625
‫تا وقتی که نذاری اونا کنترلت کنن،

88
00:09:20,708 --> 00:09:23,042
‫اونوقت تسلیم جنبه‌ی تاریک نمی‌شی.

89
00:09:24,708 --> 00:09:26,958
‫ولی من... همه‌ی اون آدم‌ها رو کشتم...

90
00:09:27,667 --> 00:09:30,500
‫و می‌ترسم که دوباره اتفاق بیفته.

91
00:09:30,583 --> 00:09:31,875
‫دیگه نمی‌تونم بجنگم.

92
00:09:31,958 --> 00:09:33,333
‫اصلاً نمی‌تونم ریسکش رو بپذیرم.

93
00:09:34,000 --> 00:09:37,125
‫پس وقتی محتاج‌ها بیان و ازت کمک بخوان،

94
00:09:37,208 --> 00:09:38,792
‫از کمک بهشون خودداری می‌کنی؟

95
00:09:38,875 --> 00:09:41,500
‫آخه من باید چی کار کنم؟

96
00:09:42,958 --> 00:09:47,458
‫متاسفانه، این سوالیه که جوابی براش ندارم.

97
00:09:48,625 --> 00:09:52,167
‫اگه حتی تو هم نمی‌دونی باید چی کار کرد،
‫پس من چطوری بدونم؟

98
00:09:53,417 --> 00:09:55,167
‫به نیرو اعتماد کن.

99
00:09:55,250 --> 00:09:59,750
‫و اگه این کار رو بکنی، خودبه‌خود
‫به سمت جوابی که دنبالشی هدایت می‌شی.

100
00:10:04,333 --> 00:10:07,917
‫نیرو توی تک‌تک موجودات زنده جریان داره.

101
00:10:08,000 --> 00:10:11,000
‫تا وقتی که هر جا ما رو
‫هدایت می‌کنه دنبالش بریم،

102
00:10:11,083 --> 00:10:13,458
‫همیشه راه واقعی‌مون رو پیدا می‌کنیم.

103
00:10:13,542 --> 00:10:18,417
‫کارا، امیدوارم هر جوابی که پیدا می‌کنی

104
00:10:18,500 --> 00:10:21,167
‫تو رو به یه راه‌حل جدید برسونه

105
00:10:21,250 --> 00:10:24,833
‫راهی که با سبک زندگی قدیمی‌مون متفاوت باشه.

106
00:10:26,583 --> 00:10:28,333
‫جورو!

107
00:10:36,750 --> 00:10:38,750
‫جورو...

108
00:11:10,875 --> 00:11:12,125
‫چیزی پیدا کردی؟

109
00:11:12,208 --> 00:11:14,083
‫باید بدونیم کجا میره.

110
00:11:14,167 --> 00:11:15,708
‫فهمیدی؟

111
00:11:29,125 --> 00:11:32,000
‫اون این همه ویرانی به بار آورده،

112
00:11:32,083 --> 00:11:34,958
‫ولی با این حال،
‫جون حتی یک نفر رو هم نگرفته.

113
00:11:35,042 --> 00:11:36,417
‫چرا انقدر به خودش زحمت میده؟

114
00:11:36,500 --> 00:11:38,417
‫لابد فاز بخشندگی برداشته.

115
00:11:38,500 --> 00:11:40,333
‫- احمقه.
‫- آره.

116
00:11:40,417 --> 00:11:42,917
‫عجله کن و برو اتاق کنترل
‫تا دنبال سرنخ بگردی.

117
00:11:43,958 --> 00:11:45,875
‫مراقب خودت باش، پدر.

118
00:11:49,417 --> 00:11:50,542
‫چیزی پیدا کردی؟

119
00:11:52,250 --> 00:11:55,292
‫نشانه‌هایی از دسترسی به داده‌ها هست.

120
00:11:56,458 --> 00:11:59,917
‫داره میره سراغ ناوام.

121
00:12:00,000 --> 00:12:01,792
‫تنهایی؟

122
00:12:01,875 --> 00:12:03,833
‫جدای‌ها همه‌شون همینطوریـن.

123
00:12:03,917 --> 00:12:06,125
‫حالا چی کار کنیم؟

124
00:12:06,208 --> 00:12:09,208
‫خب، با این وضع، اون قبل از اینکه
‫فرصت کنیم جلوش رو بگیریم

125
00:12:09,292 --> 00:12:11,792
‫به ناوام می‌رسه.

126
00:12:11,875 --> 00:12:14,542
‫اگه برسه، اونوقت نمی‌تونیم دستگیرش کنیم،

127
00:12:14,625 --> 00:12:16,750
‫این یعنی پولی هم گیرمون نمیاد.

128
00:12:16,833 --> 00:12:19,292
‫همه‌ی این کارها بیهوده می‌شه.

129
00:12:19,375 --> 00:12:21,250
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم اینطوری بشه، مگه نه؟

130
00:12:21,333 --> 00:12:24,542
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه از اون دختره
‫برای بیرون کشیدن ژیما استفاده کنیم.

131
00:12:25,375 --> 00:12:28,458
‫در حالت عادی، شاکی می‌شدم که داریم
‫دو بار از یه حقه استفاده می‌کنیم،

132
00:12:28,542 --> 00:12:30,833
‫ولی برای یه بار هم که شده، باهات موافقم.

133
00:12:30,917 --> 00:12:32,458
‫حقه‌های کثیفشون...

134
00:12:34,250 --> 00:12:37,167
‫فکر می‌کنن می‌تونن از من استفاده کنن
‫تا برای پدرم تله بذارن.

135
00:12:37,250 --> 00:12:39,417
‫کور خوندید!

136
00:12:58,583 --> 00:13:00,583
‫هوم؟

137
00:13:01,625 --> 00:13:02,792
‫چی؟

138
00:13:08,917 --> 00:13:10,792
‫نمی‌ذارم دستتون به پدرم برسه!

139
00:13:11,542 --> 00:13:14,667
‫متاسفانه گنو بدجوری دلش می‌خواد
‫دوباره باهاش مبارزه کنه.

140
00:13:14,750 --> 00:13:15,750
‫برام مهم نیست!

141
00:13:15,833 --> 00:13:18,875
‫قرار بود طعمه باشی،
‫ولی دیگه اون گزینه روی میز نیست.

142
00:13:18,958 --> 00:13:20,458
‫وقت مُردنه.

143
00:13:29,458 --> 00:13:30,625
‫دود؟

144
00:13:30,708 --> 00:13:32,292
‫نه صبر کن. مِهـه.

145
00:13:33,333 --> 00:13:35,750
‫چقدر مبارز خوبی هستی؟

146
00:13:36,542 --> 00:13:39,542
‫آیا واقعاً نیرو تو رو هدایت می‌کنه؟

147
00:13:45,792 --> 00:13:49,250
‫از یه جدای کمتر از این هم انتظار نمی‌رفت.

148
00:13:49,333 --> 00:13:52,500
‫ولی تا کِی می‌تونی به جاخالی دادن ادامه بدی؟

149
00:14:07,000 --> 00:14:14,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

150
00:14:28,208 --> 00:14:31,042
‫اِت، چطوری انتظار داری هوات رو داشته باشم؟

151
00:14:31,125 --> 00:14:32,833
‫فقط خفه شو و تماشا کن.

152
00:14:47,417 --> 00:14:50,208
‫اون شمشیر نوری باعث شده
‫عین یه سیت به نظر بیای.

153
00:14:50,292 --> 00:14:51,458
‫خفه شو!

154
00:14:53,583 --> 00:14:57,417
‫ولی خب، اون مدل که می‌ذاری احساساتت
‫شمشیرت رو کنترل کنن هم همون حس رو میده.

155
00:15:04,625 --> 00:15:05,625
‫خفه شو!

156
00:15:07,542 --> 00:15:08,542
‫خفه شو!

157
00:15:09,292 --> 00:15:10,917
‫خفه...

158
00:15:12,917 --> 00:15:15,375
‫قایم نشو! ترسو!

159
00:15:19,625 --> 00:15:21,792
‫نذار احساساتت بهت غلبه کنن.

160
00:15:21,875 --> 00:15:24,250
‫روی نیرو تمرکز کن. بذار اون هدایتت کنه.

161
00:15:24,958 --> 00:15:26,208
‫جورو...

162
00:15:44,750 --> 00:15:45,917
‫اون چطوری...

163
00:15:53,500 --> 00:15:55,042
‫بسیارخب، پس...

164
00:15:58,625 --> 00:16:00,667
‫داره سریع‌تر از قبل واکنش نشون میده.

165
00:16:05,750 --> 00:16:07,083
‫شمشیرت رو خاموش کردی، هان؟

166
00:16:07,167 --> 00:16:09,833
‫اگه فکر می‌کنی اینطوری
‫دیدنت برای من سخت‌تر می‌شه،

167
00:16:09,917 --> 00:16:11,833
‫باید بگم سخت در اشتباهی.

168
00:16:24,125 --> 00:16:25,458
‫کِی سلاحش رو بیرون کشید؟

169
00:16:26,375 --> 00:16:27,792
‫بعد از اینکه پرتو شلیک شد؟

170
00:16:28,500 --> 00:16:32,125
‫یعنی الان پیش‌بینی کرد
‫که پرتوها از کجا میان؟

171
00:16:32,208 --> 00:16:34,500
‫داره ذهنـت رو می‌خونه؟

172
00:16:34,583 --> 00:16:35,583
‫نه...

173
00:16:36,375 --> 00:16:39,042
‫این دیگه چیه؟

174
00:16:53,833 --> 00:16:56,458
‫صبر کن. یعنی می‌تونه ببینتشون؟

175
00:16:58,375 --> 00:17:00,333
‫یه شمشیر نوریِ نقره‌ای؟

176
00:17:00,917 --> 00:17:02,292
‫تو...

177
00:17:12,500 --> 00:17:17,292
‫به محض اینکه فهمیدم چی به چیه،
‫دونستم که اینم یه حقه‌ی کثیف دیگه‌ست.

178
00:17:17,375 --> 00:17:19,125
‫فکر کردی این یه شوخیه؟

179
00:17:32,583 --> 00:17:35,208
‫اینکه هیچوقت ضربه‌ی نهاییـت رو لو نمیدی...

180
00:17:36,375 --> 00:17:39,292
‫اینم از جدای‌ها.

181
00:17:45,958 --> 00:17:48,292
‫خون بیشتر. خون بیشتری روی دست‌هامه.

182
00:17:51,375 --> 00:17:54,625
‫این شمشیر... هم‌رنگ مال ناوامه.

183
00:17:55,667 --> 00:17:56,667
‫این یعنی...

184
00:18:04,333 --> 00:18:07,167
‫داشتی بدون هیچ فکری می‌جنگیدی؟

185
00:18:08,208 --> 00:18:09,208
‫اوه اوه.

186
00:18:21,000 --> 00:18:25,375
‫وقتی نمی‌تونم حرکت بعدیت رو بخونم،
‫نمی‌تونم ریسک کنم و بهت نزدیک بشم.

187
00:18:25,458 --> 00:18:29,167
‫ولی... من از پسش برمیام!

188
00:18:41,583 --> 00:18:43,125
‫با من بازی نکن!

189
00:18:56,083 --> 00:18:57,500
‫نمی‌خوای من رو بکشی؟

190
00:19:00,000 --> 00:19:03,333
‫اگه ممکن باشه، ترجیح میدم
‫دیگه جون کسی رو نگیرم.

191
00:19:04,625 --> 00:19:06,250
‫خام و ساده‌لوحانه‌ست، نه؟

192
00:19:06,333 --> 00:19:09,333
‫آره، به نظر من که هست.

193
00:19:09,417 --> 00:19:10,667
‫با این حال،

194
00:19:10,750 --> 00:19:13,208
‫این یعنی از این به بعد جونت مال منه.

195
00:19:15,625 --> 00:19:18,000
‫به من خدمت می‌کنی و از دستوراتی
‫که بهت میدم اطاعت می‌کنی.

196
00:19:18,083 --> 00:19:19,083
‫هان؟

197
00:19:19,167 --> 00:19:20,167
‫فهمیدی؟

198
00:19:25,167 --> 00:19:27,250
‫خیلی‌خب، باشه.

199
00:19:27,333 --> 00:19:30,917
‫حدس می‌زنم از این به بعد
‫باید استاد صدات کنم.

200
00:19:47,958 --> 00:19:49,792
‫شما دوتا باهم دوست بودید؟

201
00:19:49,875 --> 00:19:51,750
‫مدت زیادی باهم کار کردیم.

202
00:19:53,083 --> 00:19:55,667
‫دهن‌سرویس آدم عجیبی بود.

203
00:19:55,750 --> 00:19:58,833
‫ولی با همکارهای شکارچیش خوب رفتار می‌کرد.

204
00:20:00,958 --> 00:20:02,625
‫لازم نیست نگران باشی.

205
00:20:02,708 --> 00:20:06,250
‫توی این شغل، جون گرفتن
‫و جون دادن بخشی از بازیه.

206
00:20:06,333 --> 00:20:08,167
‫پس، کینه‌ای در کار نیست.

207
00:20:15,583 --> 00:20:16,583
‫بیا بگیر.

208
00:20:18,083 --> 00:20:19,542
‫این چیه؟

209
00:20:19,625 --> 00:20:21,875
‫اگه قراره بهم کمک کنی،
‫بهش نیاز پیدا می‌کنی.

210
00:20:21,958 --> 00:20:24,500
‫یادم رفت بگم که الان دیگه
‫برای من کار می‌کنی؟

211
00:20:28,042 --> 00:20:30,292
‫هر چی تو بگی.
‫ولی بهتره دستمزد خوبی بهم بدی.

212
00:20:32,125 --> 00:20:35,083
‫گفتی مبارزه با دشمن‌های قوی رو دوست داری، مگه نه؟

213
00:20:35,167 --> 00:20:36,417
‫خب، اگه با من بیای،

214
00:20:36,500 --> 00:20:39,500
‫اونوقت بهت قول میدم
‫با کلی دشمن قوی روبرو بشی.

215
00:20:39,583 --> 00:20:41,250
‫منظورت ارتش ناوامه؟

216
00:20:42,208 --> 00:20:45,208
‫خب، این یعنی حکم مرگ حتمی.

217
00:20:45,292 --> 00:20:46,292
‫احتمالاً.

218
00:20:46,375 --> 00:20:49,667
‫ولی می‌تونی در جبهه‌ی عدالت بجنگی.

219
00:20:49,750 --> 00:20:52,208
‫بفرما، طبق معمول.

220
00:20:52,292 --> 00:20:54,333
‫بازم با تعالیم جدای.

221
00:20:55,708 --> 00:21:00,292
‫نه. این هیچ ربطی به قوانین یا تعالیم نداره.

222
00:21:00,375 --> 00:21:02,083
‫کاریـه که باید انجام بشه.

223
00:21:02,167 --> 00:21:03,792
‫این تصمیم منه.

224
00:21:05,625 --> 00:21:06,625
‫هوم.

225
00:21:16,042 --> 00:21:18,917
‫می‌بینی؟ می‌دونستم انتخاب درستی کردم.

226
00:21:20,125 --> 00:21:21,875
‫جدی؟

227
00:21:30,899 --> 00:21:32,899
‫« الهام گرفته از جنگ ستارگان، ساخته جرج لوکاس »

228
00:21:32,923 --> 00:21:52,923
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

