﻿1
00:00:15,824 --> 00:00:23,091
‫« جنگ ستارگان: ویژنز تقدیم می‌کند »

2
00:00:30,293 --> 00:00:34,693
‫« قسمت 8: جدای نهم »

3
00:00:34,717 --> 00:00:45,717
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

4
00:01:00,986 --> 00:01:09,319
‫« نهمین جدای »

5
00:01:09,343 --> 00:01:16,343
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

6
00:02:19,646 --> 00:02:21,728
‫برو کریستال رو بگیر!‬

7
00:02:36,271 --> 00:02:39,146
‫با این وضع، به موقع نمیرسیم اون‌جا.‬

8
00:02:40,104 --> 00:02:42,104
‫از این طرف!‬

9
00:02:47,313 --> 00:02:48,313
‫چیکار کنیم؟‬

10
00:02:51,854 --> 00:02:53,812
‫نصب کریستال تموم شده‌

11
00:02:53,813 --> 00:02:56,239
‫و اندازه‌گیری‌های نهایی توپ

12
00:02:56,263 --> 00:02:58,688
‫همین الان در حال انجام هستن.

13
00:03:23,063 --> 00:03:25,853
‫همه مرکز توپ کایبر رو هدف بگیرین.‬

14
00:03:25,854 --> 00:03:28,853
‫یالا، وقتی برای هدر دادن نداریم!‬

15
00:03:31,271 --> 00:03:33,812
‫نذارین هیچ جوره به قلعه نزدیک بشن.‬

16
00:03:33,813 --> 00:03:35,938
‫اون سنگ‌های لعنتی رو نابود کنین!‬

17
00:03:46,229 --> 00:03:48,146
‫نمیذارم جلومون رو بگیرین!‬

18
00:04:21,146 --> 00:04:22,826
‫آتش دشمن خیلی زیاده،

19
00:04:22,850 --> 00:04:24,853
‫نمی‌تونیم نزدیک‌تر بشیم.‬

20
00:04:24,854 --> 00:04:26,829
‫کارا، ایتان، صدام رو می‌شنوین؟

21
00:04:26,853 --> 00:04:28,270
‫وضعیت‌تون چیه؟‬

22
00:04:28,271 --> 00:04:30,062
‫می‌تونین توپ رو نابود کنین؟‬

23
00:04:30,063 --> 00:04:32,091
‫ایتان، ایتان!

24
00:04:32,115 --> 00:04:33,938
‫صدام رو می‌شنوی؟‬

25
00:04:34,729 --> 00:04:36,103
‫آره، آره. دریافت می‌کنم.‬

26
00:04:36,104 --> 00:04:39,062
‫خبر بد. ما هنوز به مرکز فرماندهی هم نرسیدم.‬

27
00:04:39,063 --> 00:04:40,645
‫ادامه بدین.‬

28
00:04:40,646 --> 00:04:43,145
‫ما در هر صورت به برجک حمله می‌کنیم.‬

29
00:04:43,146 --> 00:04:45,478
‫کوانا، حمله‌ت رو روی واحد قدرت متمرکز کن!‬

30
00:04:45,479 --> 00:04:47,770
‫چی؟ وایسا.
‫اما اگه این کار رو بکنیم...‬

31
00:04:47,771 --> 00:04:49,687
‫اگه باعث بشیم به های‌ایزلان بخورن،‬

32
00:04:49,688 --> 00:04:52,020
‫توپ از کار میوفته
‫و برامون زمان میخره، مگه نه؟‬

33
00:04:52,021 --> 00:04:54,687
‫تو تئوری جواب میده
‫اما خودتون چی؟‬

34
00:04:54,688 --> 00:04:56,270
‫لازم نیست نگران ما باشین.‬

35
00:04:56,271 --> 00:04:58,895
‫یه فکری براش می‌کنیم!‬

36
00:04:58,896 --> 00:05:00,562
‫فور-ناینز، ما رو از این‌جا ببر بیرون.‬

37
00:05:00,563 --> 00:05:02,853
‫از هدایت خودکار برای کنترل از راه دور
‫سفینه‌ها استفاده کن.‬

38
00:05:06,563 --> 00:05:09,062
‫مطمئنم کارا جوان
‫از پس خودش برمیاد.‬

39
00:05:13,229 --> 00:05:16,062
‫خیلی خب یاغی‌ها.‬

40
00:05:16,063 --> 00:05:17,937
‫هدف‌مون تغییر کرده.‬

41
00:05:17,938 --> 00:05:19,270
‫موتورها رو منفجر کنین،‬

42
00:05:19,271 --> 00:05:22,645
‫می‌خوایم کل اون آهن قراضه معلق رو
‫نابود کنیم.

43
00:05:22,646 --> 00:05:23,895
‫- دریافت شد!‬
‫- دریافت شد!‬

44
00:05:23,896 --> 00:05:24,978
‫آره. دریافت شد.‬

45
00:05:56,896 --> 00:05:59,271
‫ما هر کاری از دست‌مون برمیومد کردیم کارا!‬

46
00:05:59,979 --> 00:06:00,979
‫کارا!‬

47
00:06:02,229 --> 00:06:04,229
‫بقیه‌ش با تو‌ـه.‬

48
00:06:32,979 --> 00:06:35,770
‫فکر کردم گفتی قراره یه فکری براش بکنی؟‬

49
00:06:35,771 --> 00:06:37,313
‫دارم روش کار می‌کنم.‬

50
00:06:46,479 --> 00:06:48,437
‫واو.‬

51
00:06:48,438 --> 00:06:50,521
‫نیروی توی وجودش خیلی قدرتمنده.‬

52
00:07:05,729 --> 00:07:07,353
‫آسیب به موتور اصلی.‬

53
00:07:07,354 --> 00:07:09,729
‫فرود اضطراری روی های‌ایزلان.‬

54
00:07:10,563 --> 00:07:13,938
‫نیرو رو به موتور کنترل هدایت کن.‬

55
00:07:20,063 --> 00:07:21,688
‫کاهش ارتفاع ادامه داره.‬

56
00:07:45,188 --> 00:07:47,437
‫خیلی خب، ممکنه زنده مونده باشیم

57
00:07:47,438 --> 00:07:49,687
‫اما اون قدری که امیدوار بودیم
‫آسیب وارد نکردیم.‬

58
00:07:49,688 --> 00:07:50,688
‫نوام...‬

59
00:07:56,938 --> 00:07:58,688
‫به توپ کایبر آسیبی رسیده؟‬

60
00:07:59,646 --> 00:08:01,479
‫هیچ آسیب در عملکرد شناسایی نشده.‬

61
00:08:02,302 --> 00:08:04,037
‫پس به محض این که مقدمات آماده شد،

62
00:08:04,062 --> 00:08:05,603
‫شلیک می‌کنیم.‬

63
00:08:05,604 --> 00:08:09,020
‫و ازش برای نابود کردن ناوگان دفاعی‌شون
‫استفاده می‌کنیم.‬

64
00:08:09,021 --> 00:08:12,103
‫نیروهای خودمون هم
‫توی خط آتش خواهند بود.‬

65
00:08:12,104 --> 00:08:13,895
‫اهمیتی نداره.‬

66
00:08:13,896 --> 00:08:15,062
‫فهمیدم.‬

67
00:08:15,063 --> 00:08:16,312
‫آماده‌سازی برای شلیک.‬

68
00:08:16,313 --> 00:08:17,979
‫شارژ کردن توپ کایبر.‬

69
00:08:22,896 --> 00:08:24,437
‫آماده‌سازی برای شلیک.‬

70
00:08:24,438 --> 00:08:26,520
‫شارژ کردن توپ کایبر.‬

71
00:08:26,521 --> 00:08:27,937
‫آماده‌سازی برای شلیک...‬

72
00:08:27,938 --> 00:08:30,603
‫نگاه کنین. ارباب دونبای، بانو تافلا.‬

73
00:08:30,604 --> 00:08:33,020
‫اون‌ها از همین حالا دارن
‫برای شلیک توپ آماده میشن.‬

74
00:08:33,021 --> 00:08:34,895
‫سفینه‌هاتون رو تا جای ممکن دور کنین.‬

75
00:08:34,896 --> 00:08:36,687
‫این جز گزینه‌ها نیست.

76
00:08:36,688 --> 00:08:38,145
‫این سلاح خیلی مخرب‌ـه.‬

77
00:08:38,146 --> 00:08:41,187
‫اگه شلیکش کنن، حفره‌ای
‫درست وسط کهکشان ایجاد می‌کنه.‬

78
00:08:41,188 --> 00:08:43,658
‫و من قصد ندارم شاهد تکرار اتفاقی باشم

79
00:08:43,682 --> 00:08:45,145
‫که برای بیبین افتاد.‬

80
00:08:45,146 --> 00:08:47,978
‫ما می‌خوایم حساب‌مون رو تسویه کنیم،
‫به هر قیمتی که شده.‬

81
00:08:47,979 --> 00:08:49,859
‫همه سفینه‌ها،

82
00:08:49,884 --> 00:08:51,699
‫روی های‌ایزلان فرود بیاین!‬

83
00:09:00,396 --> 00:09:02,562
‫انگار باز هم آخرش همه‌چی
‫به ما بستگی داره.‬

84
00:09:11,521 --> 00:09:12,937
‫وضعیت کریستال کایبر.‬

85
00:09:12,938 --> 00:09:14,396
‫شارژ در جریانه.‬

86
00:09:17,146 --> 00:09:20,103
‫تنظیمات سلاح.
‫توپ کایبر رو اندازه‌گیری و تراز کنین.

87
00:09:20,104 --> 00:09:21,353
‫دریافت شد.‬

88
00:09:33,229 --> 00:09:35,604
‫تک تک‌شون رو تا آخرین نفر نابود کنین!‬

89
00:09:51,354 --> 00:09:53,229
‫ها؟‬

90
00:09:56,646 --> 00:09:58,147
‫همین الان نیروهای دشمن

91
00:09:58,171 --> 00:09:59,771
‫به اتاق کنترل نفوذ کردن.‬

92
00:10:00,479 --> 00:10:02,562
‫واقعاً سرسخت هستن.‬

93
00:10:02,563 --> 00:10:03,770
‫برای ادای احترام،‬

94
00:10:03,771 --> 00:10:06,646
‫فکر کنم خودم شخصاً
‫به حساب‌شون برسم.‬

95
00:10:12,000 --> 00:10:19,000


96
00:10:25,688 --> 00:10:29,478
‫پس تصمیم گرفتی برگردی استاد ژیما؟‬

97
00:10:29,479 --> 00:10:31,145
‫این بی‌مسئولیتی من رو نشون بده،

98
00:10:31,146 --> 00:10:33,813
‫اگه بذارم بار جنایاتت از این سنگین‌تر بشه.‬

99
00:10:50,063 --> 00:10:51,353
‫چی شده کارا؟‬

100
00:10:51,354 --> 00:10:54,229
‫پدرم و نوام همین الان دارن با هم می‌جنگن.‬

101
00:11:09,729 --> 00:11:11,312
‫نمی‌بینی که راه تو‬

102
00:11:11,313 --> 00:11:14,728
‫فقط باعث شکوفایی احمق‌های تشنه قدرت
‫و جنایتکارها میشه،‬

103
00:11:14,729 --> 00:11:17,187
‫در حالی که مردم عادی و خوش ذات
‫عذاب می‌کشن؟‬

104
00:11:17,188 --> 00:11:19,395
‫کسایی که مقاومت می‌کنن،
‫لایق عذاب هستن.‬

105
00:11:19,396 --> 00:11:20,828
‫من اون قدری قدرت جمع کردم که

106
00:11:20,852 --> 00:11:22,645
‫هر موجودی رو وادار کنم تسلیمم بشه.‬

107
00:11:22,646 --> 00:11:23,853
‫اشتباه می‌کنی.‬

108
00:11:23,854 --> 00:11:25,789
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی
‫فقط با تکبه به قدرت،

109
00:11:25,813 --> 00:11:27,188
‫اراده‌ت رو به بقیه تحمیل کنی.‬

110
00:11:29,896 --> 00:11:31,671
‫باشه استاد،

111
00:11:31,695 --> 00:11:33,978
‫من دیگه بهت نیازی ندارم.‬

112
00:11:33,979 --> 00:11:36,194
‫هیچ‌چیزی جلودارم نیست،

113
00:11:36,218 --> 00:11:37,729
‫از جمله تو.‬

114
00:11:39,146 --> 00:11:41,188
‫یعنی هیچ‌چیزی نیست
‫که نظرت رو عوض کنه؟‬

115
00:12:03,438 --> 00:12:04,438
‫کارا!‬

116
00:12:05,063 --> 00:12:06,438
‫پدرم...‬

117
00:12:17,563 --> 00:12:19,729
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم باهات
‫شمشیر به شمشیر بشم.‬

118
00:12:21,063 --> 00:12:22,896
‫پس یعنی داشتی مراعات می‌کردی.‬

119
00:12:23,563 --> 00:12:25,479
‫من رو دست کم گرفتی، مگه نه؟‬

120
00:12:35,896 --> 00:12:39,021
‫آه، بله. تو از اون شمشیر
‫برای از کشتن استادت استفاده کردی.‬

121
00:12:40,479 --> 00:12:42,754
‫خیلی خب، به من نشون بده

122
00:12:42,778 --> 00:12:44,604
‫که واقعاً چه کارهایی ازت برمیاد.‬

123
00:13:07,313 --> 00:13:09,646
‫یکی داره میاد!‬

124
00:13:10,438 --> 00:13:11,438
‫ژیما؟‬

125
00:13:34,604 --> 00:13:36,396
‫نوام...‬

126
00:13:40,021 --> 00:13:41,437
‫بذار حدس بزنم.‬

127
00:13:41,438 --> 00:13:42,729
‫منتظر ژیما بودی؟‬

128
00:13:43,896 --> 00:13:45,854
‫پدر...‬

129
00:13:48,146 --> 00:13:51,312
‫نمیذارم توپ کایبر رو نابود کنی.‬

130
00:13:51,313 --> 00:13:54,020
‫ترجیح میدم همه‌تون رو بکشم،
‫همون طوری که ژیما رو کشتم.‬

131
00:13:54,021 --> 00:13:56,478
‫تاوانش رو پس میدی.‬

132
00:13:56,479 --> 00:14:00,854
‫اوه، شمشیر تو هم نقره‌ای‌ـه. جالبه.‬

133
00:14:01,521 --> 00:14:02,521
‫اون رو بسپار به من.‬

134
00:14:03,146 --> 00:14:04,895
‫تو برو و کریستال رو بردار.‬

135
00:14:04,896 --> 00:14:06,021
‫کارا! نه!‬

136
00:14:16,521 --> 00:14:19,354
‫ایتان، باید خودمون رو به توپ برسونیم.‬

137
00:14:58,271 --> 00:15:00,395
‫نمی‌تونیم کمکی بهش بکنیم.

138
00:15:00,396 --> 00:15:01,563
‫اون دیگه تنها‌ست.‬

139
00:15:03,479 --> 00:15:06,395
‫وظیفه ما الان نابود کردن اون توپ‌ـه.‬

140
00:15:17,813 --> 00:15:21,395
‫تو حالا می‌تونی احساساتت رو مهار کنی.‬

141
00:15:21,396 --> 00:15:24,770
‫حیف که هنوز هم نمی‌تونی من رو شکست بدی.‬

142
00:15:24,771 --> 00:15:26,932
‫تو با هیچ‌کدوم از کارهایی که می‌کنی،

143
00:15:26,956 --> 00:15:28,812
‫به کهکشان نظم نمیدی.‬

144
00:15:28,813 --> 00:15:29,896
‫داری تحت سلطه‌ت در میاریش.‬

145
00:15:30,479 --> 00:15:31,937
‫و فرق‌شون چیه؟‬

146
00:15:31,938 --> 00:15:34,126
‫اگه از سلطه برای
‫حکومت استفاده کنی،

147
00:15:34,150 --> 00:15:35,520
‫مردم شورش می‌کنن.‬

148
00:15:35,521 --> 00:15:37,709
‫رهبرهایی که بدون دلسوزی
‫مردم رو کنترل می‌کنن،

149
00:15:37,733 --> 00:15:39,187
‫محکوم به سرنگونی هستن.‬

150
00:15:39,188 --> 00:15:40,353
‫این مزخرفه.

151
00:15:40,354 --> 00:15:42,562
‫غم‌انگیز‌ه.‬

152
00:15:42,563 --> 00:15:45,603
‫تو فقط یه بچه تنها بودی
‫که کسی رو نداشتی بهت آموزش بده.‬

153
00:15:45,604 --> 00:15:47,021
‫مجبور بودی تنهایی از پس خودت بر بیای.

154
00:15:48,063 --> 00:15:50,562
‫داری بهم میگی دلت برام می‌سوزه؟‬

155
00:15:50,563 --> 00:15:51,563
‫حرفم این نیست.‬

156
00:15:52,479 --> 00:15:55,145
‫میگی داشتی تلاش می‌کردی
‫قلبت رو تهی کنی.‬

157
00:15:55,146 --> 00:15:58,437
‫اما اون پسر‌بچه داخل همون قلبت بود.‬

158
00:15:58,438 --> 00:16:00,688
‫و این حالت پوچی نیست.‬

159
00:16:02,604 --> 00:16:03,604
‫چطور جرئتش رو به خودت میدی؟‬

160
00:16:10,604 --> 00:16:13,228
‫همین حالا هم نصفش شارژ شده.‬

161
00:16:13,229 --> 00:16:16,271
‫منبع انرژی چی؟
‫نمی‌تونیم فقط قطعش کنیم؟‬

162
00:16:18,313 --> 00:16:20,854
‫اگه نمی‌تونیم سیستم‌شون رو هک کنیم،‬

163
00:16:22,104 --> 00:16:24,103
‫پس باید توپ رو فیزیکی نابود کنیم.‬

164
00:16:24,104 --> 00:16:27,229
‫چطوری باید آهن قراضه‌ای
‫به این سایز رو نابود کنیم؟

165
00:16:28,271 --> 00:16:29,353
‫خیلی خب.‬

166
00:16:29,354 --> 00:16:31,242
‫اگه نمی‌تونیم به توپ آسیب بزنیم،

167
00:16:31,266 --> 00:16:33,103
‫پس باید کریستال کایبر رو نابود کنیم!‬

168
00:16:34,563 --> 00:16:37,895
‫این کریستال بزرگ و مقدس های‌ایزلان‌ـه‬

169
00:16:37,896 --> 00:16:39,938
‫که خود جورو قسم خورده بود
‫ازش محافظت می‌کنه.‬

170
00:16:42,063 --> 00:16:43,979
‫اما چاره دیگه‌ای نداریم.‬

171
00:17:00,000 --> 00:17:07,000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

172
00:17:19,604 --> 00:17:21,585
‫وقتی پدرم استادش رو کشت،

173
00:17:21,609 --> 00:17:23,395
‫به خاطر این بود که
‫چاره دیگه‌ای نداشت.‬

174
00:17:23,396 --> 00:17:25,717
‫بعدش شمشیرش رو گذاشت کنار

175
00:17:25,741 --> 00:17:28,062
‫تا توی دارک ساید سقوط نکنه.‬

176
00:17:28,063 --> 00:17:30,853
‫اگه اصرار داری که این‌طوری
‫بر بقیه حکومت کنی،‬

177
00:17:30,854 --> 00:17:33,270
‫در نهایت دارک ساید تو رو می‌بلعه.‬

178
00:17:33,271 --> 00:17:35,514
‫تصورات تو از تاریکی و روشنایی،

179
00:17:35,538 --> 00:17:37,562
‫چیزی جز مزخرفات منسوخ‌شده نیست.‬

180
00:17:37,563 --> 00:17:39,430
‫پایبند بودن به این تفاوت‌ها،

181
00:17:39,454 --> 00:17:41,645
‫هیچ‌وقت ثبات رو به کهکشان نمیاره.‬

182
00:17:47,604 --> 00:17:49,979
‫هیچ آسیبی ندیده.‬

183
00:17:52,396 --> 00:17:53,396
‫نه، وایسا!‬

184
00:18:17,063 --> 00:18:19,312
‫یادت رفته وسط یه کاری هستیم؟‬

185
00:18:19,313 --> 00:18:21,270
‫همین الان اون رو ندیدی؟‬

186
00:18:21,271 --> 00:18:23,978
‫هیچ می‌دونی چندتا آدم بی‌گناه می‌میرن‬

187
00:18:23,979 --> 00:18:26,145
‫اگه فقط یه بار دیگه اون توپ رو شلیک کنی؟‬

188
00:18:26,146 --> 00:18:28,437
‫این همون چیزیه که جدای‌ها رو ضعیف می‌کنه.‬

189
00:18:28,438 --> 00:18:29,520
‫محدودیت‌هاشون.‬

190
00:18:29,521 --> 00:18:31,549
‫نباید بذاری چیزی مثل دلسوزی

191
00:18:31,573 --> 00:18:33,478
‫تو رو از اهدافت دور کنه،‬

192
00:18:33,479 --> 00:18:35,353
‫مهم هم نیست چقدر قربانی داده بشه.‬

193
00:18:35,354 --> 00:18:36,812
‫این درست نیست!‬

194
00:19:01,271 --> 00:19:03,188
‫چه اتفاقی افتاد؟‬

195
00:19:05,146 --> 00:19:07,478
‫من چیکار کردم؟‬

196
00:19:07,479 --> 00:19:09,437
‫ازش رد شدم.‬

197
00:19:09,438 --> 00:19:11,813
‫اما اون هنوز زنده‌ست.‬

198
00:19:13,688 --> 00:19:15,688
‫تو دیگه نمی‌خواستی کسی رو بکشی.‬

199
00:19:16,604 --> 00:19:17,604
‫مگه نه؟

200
00:19:19,396 --> 00:19:20,771
‫می‌فهمم...‬

201
00:19:30,878 --> 00:19:32,359
‫پس طبق محاسباتت،

202
00:19:32,384 --> 00:19:34,437
‫اون فقط بخش کوچکی
‫از قدرت کاملش بود؟‬

203
00:19:37,146 --> 00:19:39,646
‫باید یه فکری برای این بکنیم... سریع.‬

204
00:19:47,146 --> 00:19:50,395
‫- چی؟‬
‫- انگار حتی نمی‌تونیم بهش نزدیک بشیم.‬

205
00:20:15,563 --> 00:20:16,645
‫زنیکه نکبت!‬

206
00:20:33,729 --> 00:20:35,771
‫این چیه دارم می‌بینم؟‬

207
00:21:30,938 --> 00:21:33,145
‫چطور ممکنه؟‬

208
00:21:33,146 --> 00:21:34,813
‫چطور شمشیرت سبز‌ه؟‬

209
00:21:36,146 --> 00:21:39,896
‫حاضری حالت پوچی رو به خاطر
‫راه جدای رها می‌کنی؟‬

210
00:21:41,146 --> 00:21:42,353
‫نمی‌بینی؟‬

211
00:21:42,354 --> 00:21:44,853
‫جدای‌ها حتی از پس به سرانجام رسوندن
‫آرمان‌های خودشون هم برنمیان!‬

212
00:21:44,854 --> 00:21:46,822
‫این شمشیر صرفاً داره

213
00:21:46,846 --> 00:21:49,021
‫به چیزی که توی قلبمه پاسخ میده.‬

214
00:21:50,313 --> 00:21:53,688
‫تو جون‌های بی‌شماری رو قربانی می‌کنی
‫تا به رویای خودت برسی.‬

215
00:21:55,063 --> 00:21:56,688
‫و این شرورانه‌ست.‬

216
00:21:57,396 --> 00:22:00,437
‫در نهایت خیر و شر با هم فرقی ندارن.

217
00:22:00,438 --> 00:22:02,395
‫اون‌ها دو روی یه سکه‌ـن.

218
00:22:02,396 --> 00:22:04,895
‫تا وقتی هردو رو نپذیری،
‫سردرگم می‌مونی.‬

219
00:22:14,854 --> 00:22:16,609
‫تیغه شمشیرت داره بهت نشون میده

220
00:22:16,633 --> 00:22:18,063
‫که الان رنگ قلبت چیه.‬

221
00:23:04,896 --> 00:23:05,896
‫پدر...‬

222
00:23:45,688 --> 00:23:47,438
‫چطور من نمردم؟‬

223
00:23:48,813 --> 00:23:51,896
‫نه، صبر کن.
‫من بالاخره مردم.‬

224
00:24:10,021 --> 00:24:12,076
‫اون از نیرو برای خاموش کردن

225
00:24:12,100 --> 00:24:13,895
‫تیغه لایت‌سیبر استفاده کرد.‬

226
00:24:13,896 --> 00:24:14,896
‫غیرممکنه.‬

227
00:24:16,646 --> 00:24:18,907
‫کارا به نقطه‌ای رسید
‫که خیلی فراتر از چیزیه

228
00:24:18,931 --> 00:24:20,729
‫که من و تو تو عمرمون بهش رسیدیم.‬

229
00:24:23,813 --> 00:24:25,188
‫من شکست خوردم.‬

230
00:24:37,646 --> 00:24:40,145
‫بشکن!‬

231
00:24:48,688 --> 00:24:50,271
‫شلیک کن.‬

232
00:24:54,771 --> 00:24:56,728
‫اه...‬

233
00:25:33,354 --> 00:25:36,270
‫توپ کایبر نابود شد.‬

234
00:25:36,271 --> 00:25:38,479
‫موتورهای قلعه نابود شدن.‬

235
00:25:39,438 --> 00:25:42,313
‫سیستم ارتباطی به زودی قطع میشه.‬

236
00:25:43,979 --> 00:25:45,478
‫چی شد؟ نوام کجاست؟‬

237
00:25:45,479 --> 00:25:47,937
‫فرض میشه توسط یه جدای
‫کشته شده باشه.

238
00:25:49,979 --> 00:25:52,313
‫اوه...‬

239
00:26:15,979 --> 00:26:18,937
‫موفق شدی کارا.
‫خیلی پیشرفت کردی.‬

240
00:26:20,604 --> 00:26:21,604
‫پدر؟‬

241
00:26:28,354 --> 00:26:31,521
‫در نهایت معلوم شد
‫که قلبش اصلاً تهی نبوده.‬

242
00:26:35,563 --> 00:26:39,103
‫- هی، کارا!‬
‫- ها؟‬

243
00:26:39,500 --> 00:26:59,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

