﻿1
00:00:00,084 --> 00:00:02,044
‫آنچه در استرلینگ پوینت گذشت...

2
00:00:02,128 --> 00:00:04,422
‫واقعاً بابت فوت پدربزرگتون
‫تسلیت می‌گم.

3
00:00:04,505 --> 00:00:06,132
‫کانر و آنی جاکوبسون،

4
00:00:06,215 --> 00:00:08,551
‫گوردون شما رو
‫ذی‌نفع اموالش کرده.

5
00:00:08,634 --> 00:00:10,886
‫که شامل یه قطعه
‫زمین توی کاناداست.

6
00:00:10,970 --> 00:00:13,931
‫گوردون کل زندگی‌مون برامون نامه می‌نوشت.
‫بابا توی گاوصندوق قایمشون کرده بود.

7
00:00:14,014 --> 00:00:16,142
‫ما حتی نسبت خونی هم
‫با هم نداریم.

8
00:00:16,225 --> 00:00:18,811
‫توی آخرین نامه‌ای که گوردون نوشت،
‫گفت: «پیداش کن.»

9
00:00:18,894 --> 00:00:21,439
‫- کی رو پیدا کنم؟
‫- دقیقاً! یه خبرایی هست.

10
00:00:21,522 --> 00:00:23,399
‫باید بفهمیم
‫چه اتفاقی داره میفته.

11
00:00:23,482 --> 00:00:25,317
‫«آنی، پیداش کن.»

12
00:00:28,279 --> 00:00:30,906
‫- آنی؟ سلام، آره. آلیس هستم، خلبانتون.
‫- سلام.

13
00:00:30,990 --> 00:00:33,951
‫به استرلینگ پوینت خوش اومدید.
‫صاحب قبلیش می‌گفت هیچ‌وقت اجارَش نمی‌ده.

14
00:00:34,034 --> 00:00:35,953
‫- می‌شناختیش؟
‫- صاحب این جزیره بود.

15
00:00:36,036 --> 00:00:37,246
‫هی، مامان.

16
00:00:37,329 --> 00:00:39,373
‫عجیب نیست اون دختره
‫کلبه‌ی گورد رو اجاره کرده؟

17
00:00:39,457 --> 00:00:41,667
‫کدوم دختره کلبه‌ش رو
‫اجاره کرده؟

18
00:00:42,793 --> 00:00:44,670
‫صبر کن، آنی؟ آنی جاکوبسون؟

19
00:00:45,254 --> 00:00:46,255
‫روری.

20
00:00:46,338 --> 00:00:47,757
‫صبر کن، خب چرا اینجایی؟

21
00:00:47,840 --> 00:00:49,049
‫مامانم یه مدت اینجا می‌موند.

22
00:00:49,133 --> 00:00:50,342
‫راستی، مامانت اینجاست؟

23
00:00:50,426 --> 00:00:52,219
‫- سلام.
‫- وای خدای من. آنی جاکوبسون.

24
00:00:52,303 --> 00:00:55,222
‫مادرت... خیلی ناراحت بود.

25
00:00:55,306 --> 00:00:57,183
‫همین مسئله در نهایت
‫باعث شد درخواست بده.

26
00:00:57,266 --> 00:00:59,268
‫درخواست طلاق از بابات رو.

27
00:01:03,063 --> 00:01:04,190
‫یا خدا!

28
00:01:05,316 --> 00:01:07,359
‫- تو کی هستی؟
‫- تو کی هستی؟

29
00:01:07,443 --> 00:01:09,612
‫توی کلبه‌ی پدربزرگم
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

30
00:01:30,277 --> 00:01:41,277
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

31
00:02:08,000 --> 00:02:15,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

32
00:02:15,302 --> 00:02:16,303
‫کسی اونجاست؟

33
00:02:38,993 --> 00:02:40,202
‫یا خدا!

34
00:02:42,121 --> 00:02:43,330
‫تو کی هستی؟

35
00:02:45,583 --> 00:02:46,583
‫تو کی هستی؟

36
00:02:47,793 --> 00:02:50,588
‫توی کلبه‌ی پدربزرگم
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

37
00:02:52,756 --> 00:02:54,049
‫- الو؟
‫- ببخشید.

38
00:02:54,967 --> 00:02:58,137
‫سلام. خب، مـ... من...
‫فکر کردم کلبه‌ی منه.

39
00:02:58,220 --> 00:03:01,432
‫- فکر کردی کلبه‌ی توئه؟
‫- یعنی اقامتگاه ایربی‌ان‌بی‌ام.

40
00:03:01,515 --> 00:03:05,269
‫- خب، خیلی متأسفم. اسمت چیه؟
‫- بهت نمی‌گم!

41
00:03:05,352 --> 00:03:07,563
‫اسم تو چیه؟ در ضمن،
‫اینجا اقامتگاه نیست.

42
00:03:08,564 --> 00:03:10,024
‫چند وقته اینجایی؟

43
00:03:10,733 --> 00:03:11,733
‫همین امروز رسیدم.

44
00:03:11,775 --> 00:03:14,737
‫پس چرا صدتا
‫قوطی‌ و کوزه توی حمومه؟

45
00:03:14,820 --> 00:03:15,821
‫اون‌ها کرم‌های منن.

46
00:03:17,823 --> 00:03:21,201
‫- خب ببخشید، اسم من آنیه.
‫- آره، عالیه.

47
00:03:21,285 --> 00:03:22,282
‫خوش‌وقتم آنی.

48
00:03:22,324 --> 00:03:24,747
‫وسایلت رو جمع کن و همین الان
‫بزن به چاک. شکایت هم نمی‌کنم.

49
00:03:24,830 --> 00:03:25,915
‫ای بابا.

50
00:03:32,838 --> 00:03:33,881
‫وای خدایا.

51
00:03:58,822 --> 00:04:00,781
‫متوجه شدم خیلی
‫شبیه زنی هستی...

52
00:04:00,823 --> 00:04:03,118
‫که توی عکس‌های روی دیواره.

53
00:04:04,912 --> 00:04:07,665
‫رک بگم، حرفت الان خیلی
‫ترسناک و رو اعصابه.

54
00:04:07,748 --> 00:04:08,874
‫کاملاً.

55
00:04:09,667 --> 00:04:12,252
‫ببخشید، خواستم تعریف کنم.
‫آخه هردوتون...

56
00:04:13,128 --> 00:04:14,171
‫خیلی خوشگلید.

57
00:04:17,424 --> 00:04:18,424
‫نسبتی داری باهاش؟

58
00:04:18,801 --> 00:04:19,802
‫یه جورایی.

59
00:04:22,054 --> 00:04:23,054
‫مامانمه.

60
00:04:25,516 --> 00:04:27,434
‫توی این جزیره هیچ
‫اقامتگاهی نیست،

61
00:04:27,518 --> 00:04:30,062
‫- پس بهتره بری بندر کارلینگ.
‫- صبر کن! ببخشید.

62
00:04:30,145 --> 00:04:31,877
‫هیچ راهی نداره امشب
‫همین‌جا بمونم...

63
00:04:31,919 --> 00:04:33,649
‫و فردا صبح درباره‌ش
‫حرف بزنیم؟

64
00:04:33,732 --> 00:04:36,068
‫جوابش «عمراً»ـه.
‫اصلاً و ابداً.

65
00:04:36,151 --> 00:04:38,029
‫می‌شه لطفاً یه لحظه
‫درباره‌ش حرف بزنیم؟

66
00:04:38,071 --> 00:04:39,321
‫این کار یه‌کم خل‌بازیه.

67
00:04:39,405 --> 00:04:40,405
‫داری من رو پرت
‫می‌کنی بیرون...

68
00:04:40,447 --> 00:04:41,949
‫- نصف شبی؟
‫- آره.

69
00:04:42,032 --> 00:04:44,034
‫- می‌تونم سوءپیشینه‌م رو نشون بدم.
‫- برام مهم نیست.

70
00:04:44,118 --> 00:04:47,413
‫وای! لعنتی، فکر می‌کردم
‫کانادایی‌ها آدم‌های مهربونی باشن.

71
00:04:47,496 --> 00:04:48,956
‫این‌طور نیست.

72
00:04:54,294 --> 00:04:55,295
‫باشه.

73
00:05:07,975 --> 00:05:10,144
‫ای خدا.

74
00:05:12,354 --> 00:05:14,273
‫- بابا، لازم نیست گریه کنی.
‫- من...

75
00:05:15,232 --> 00:05:16,140
‫اگه بخوام می‌تونم گریه کنم.

76
00:05:16,182 --> 00:05:18,652
‫راستش الان دلایل زیادی
‫برای گریه کردن دارم، پس...

77
00:05:23,574 --> 00:05:27,202
‫اسم کاملت چیه تا توی گوگل
‫سوءپیشینه‌ت رو سرچ کنم؟

78
00:05:29,371 --> 00:05:30,371
‫خب...

79
00:05:31,206 --> 00:05:32,374
‫آنی جاکوبسون.

80
00:05:37,463 --> 00:05:39,506
‫- تو اسم خودت رو بم می‌گی؟
‫- نه.

81
00:05:39,590 --> 00:05:40,591
‫باشه.

82
00:05:40,674 --> 00:05:42,843
‫می‌تونی یک شب روی
‫کاناپه بخوابی.

83
00:05:42,926 --> 00:05:44,386
‫اگه خرس بخورتت
‫وجدان‌درد می‌گیرم.

84
00:05:44,636 --> 00:05:46,346
‫ولی صبح باید رفته باشی.

85
00:05:47,681 --> 00:05:50,309
‫خیلی ممنونم. خیلی ممنونم.

86
00:05:50,893 --> 00:05:53,062
‫نمی‌دونی چقدر
‫از لطفت ممنونم.

87
00:06:22,174 --> 00:06:24,426
‫خب، احیاناً
‫مامانت هم داره میاد؟

88
00:06:26,011 --> 00:06:28,055
‫مامانت داره میاد؟ چیزه...

89
00:06:28,806 --> 00:06:31,183
‫یا اینکه تنهایی یه جزیره رو
‫توی کانادا اجاره کردی؟

90
00:06:31,266 --> 00:06:34,019
‫- این چه سوالیه؟
‫- خب، مامان من مرده، برای همین...

91
00:06:37,147 --> 00:06:38,147
‫متأسفم.

92
00:06:38,816 --> 00:06:40,901
‫نه، متأسف نباش.
‫مشکلی نیست. مال خیلی...

93
00:06:42,069 --> 00:06:43,070
‫وقت پیشه.

94
00:06:49,993 --> 00:06:50,993
‫اسم من راموناست.

95
00:06:54,331 --> 00:06:55,541
‫مامان منم مرده.

96
00:07:26,405 --> 00:07:28,323
‫کانر،
‫باهام تماس بگیر، تمام.

97
00:07:28,407 --> 00:07:31,326
‫یه دختره اینجاست که عیناً شبیه به مامانه،
‫علامت تعجب.

98
00:07:31,410 --> 00:07:34,580
‫شدیداً زهره‌تَرَک شدم.
‫مامان دختر واقعی مخفی داشته؟

99
00:07:34,663 --> 00:07:36,540
‫علامت سوال،
‫علامت سوال، علامت سوال.

100
00:07:40,335 --> 00:07:44,506
‫و کلی ماجرا درباره‌ی مامان و بابا، نقطه،

101
00:07:44,590 --> 00:07:46,800
‫و گیومه باز، پدربزرگ،
‫گیومه بسته.

102
00:07:53,182 --> 00:07:55,412
‫لعنتی. چرا همه‌شون سبز می‌شن؟

103
00:07:55,454 --> 00:07:57,853
‫علامت تعجب، علامت تعجب.

104
00:08:20,792 --> 00:08:22,544
‫من که اصلاً برنامه جزیره‌ی عشق رو دانلود نکردم.

105
00:08:34,973 --> 00:08:36,767
‫چقدر تاریکه لعنتی.

106
00:09:41,081 --> 00:09:42,874
‫لعنتی!

107
00:09:42,958 --> 00:09:45,377
‫گفتی تا صبح رفتی.
‫الان صبحه.

108
00:09:45,460 --> 00:09:46,628
‫واقعاً لازم بود این کار؟

109
00:09:46,712 --> 00:09:48,922
‫وقتی برمی‌گردم
‫بهتره رفته باشی.

110
00:10:00,142 --> 00:10:01,142
‫عالی شد.

111
00:10:31,423 --> 00:10:32,423
‫یالا دیگه.

112
00:10:35,218 --> 00:10:37,054
‫فقط یک خط آنتن
‫می‌خوام لعنتی.

113
00:10:47,230 --> 00:10:48,231
‫خب.

114
00:10:52,486 --> 00:10:54,071
‫خب، مشکلی نیست.

115
00:10:54,613 --> 00:10:55,739
‫همه‌چی ردیفه.

116
00:10:58,617 --> 00:11:00,952
‫وای.

117
00:11:01,036 --> 00:11:02,036
‫وای، لعنتی!

118
00:11:04,373 --> 00:11:05,874
‫گندش بزنن. وای، لعنت.

119
00:11:05,957 --> 00:11:08,794
‫گندش بزنن، لعنت،
‫لعنت، لعنت، لعنت. وای!

120
00:11:09,378 --> 00:11:10,378
‫وای، گندش بزنن.

121
00:11:11,671 --> 00:11:13,215
‫لعنت، لعنت، لعنت.

122
00:11:15,967 --> 00:11:17,803
‫خب، خب.

123
00:11:21,306 --> 00:11:22,766
‫این اصلاً کار نمی‌کنه؟

124
00:11:26,728 --> 00:11:27,729
‫گندش بزنن، لعنت!

125
00:11:28,563 --> 00:11:30,148
‫وای، لعنتی.

126
00:11:30,649 --> 00:11:32,567
‫وای، لعنتی! لعنت.

127
00:11:35,112 --> 00:11:36,530
‫وای، گندش بزنن.

128
00:11:37,906 --> 00:11:39,408
‫نه! نه، نه، نه.

129
00:11:40,158 --> 00:11:41,159
‫نه، نه، نه!

130
00:11:47,040 --> 00:11:48,166
‫لعنتی!

131
00:11:49,042 --> 00:11:51,128
‫ریدم تو این شانس. لعنتی!

132
00:11:52,421 --> 00:11:53,880
‫آره، آره.

133
00:11:54,881 --> 00:11:55,881
‫نه!

134
00:11:57,843 --> 00:11:58,885
‫وای، نکن!

135
00:12:00,178 --> 00:12:01,555
‫زیرم نگیر!

136
00:12:02,055 --> 00:12:03,055
‫هی!

137
00:12:06,435 --> 00:12:07,769
‫- هی!
‫- چه خبر؟

138
00:12:08,937 --> 00:12:10,188
‫چه عجب از این طرفا.

139
00:12:10,772 --> 00:12:13,817
‫خب، می‌دونم به نظرت چطوری میاد.

140
00:12:14,484 --> 00:12:18,864
‫یه نمونه‌ی کلاسیک از «مردی که
‫زنی رو از یه قدمی مرگ نجات می‌ده».

141
00:12:18,947 --> 00:12:22,134
‫آره. حالا نه این‌طوریا هم...

142
00:12:22,159 --> 00:12:25,620
‫- اشکالی نداره، خودم تا خونه شنا می‌کنم.
‫- نه، نه، خب...

143
00:12:27,414 --> 00:12:28,415
‫من ردیفش می‌کنم.

144
00:12:30,083 --> 00:12:31,209
‫- فوق‌العاده‌ست.
‫- خیلی‌خب؟

145
00:12:31,293 --> 00:12:32,669
‫- زندگی قشنگه.
‫- باشه.

146
00:12:32,752 --> 00:12:34,379
‫همه‌چی طبق نقشه پیش می‌ره.

147
00:12:35,046 --> 00:12:36,339
‫همین‌جا. بنداز دورتر.

148
00:12:59,237 --> 00:13:00,906
‫هی، کمک می‌خوای؟

149
00:13:00,989 --> 00:13:03,241
‫کمرت رو نشکونی.
‫دیگه پیر شدی.

150
00:13:03,909 --> 00:13:07,037
‫تو رو خدا ببین،
‫اون‌قدرها هم پیر نیستم.

151
00:13:07,621 --> 00:13:09,259
‫- نمی‌دونستم داری میای اینجا.

152
00:13:09,301 --> 00:13:11,124
‫- فکر کردی کلاً غیبم می‌زنه برای همیشه؟

153
00:13:11,208 --> 00:13:14,044
‫خب امیدوار بودم نباشم،
‫ولی اصلاً روحم خبر نداشت.

154
00:13:14,127 --> 00:13:15,295
‫پس واقعاً...

155
00:13:15,378 --> 00:13:16,505
‫آره، اینجام.

156
00:13:16,588 --> 00:13:18,048
‫و...

157
00:13:18,173 --> 00:13:20,675
‫جایی هم نمی‌رم،
‫پس باهاش کنار بیا.

158
00:13:21,343 --> 00:13:23,345
‫- هی، رامونا، وایستا. گوش کن.
‫- آره.

159
00:13:23,929 --> 00:13:26,056
‫خیلی‌خب، اگه چیزی نیاز داشتی، می‌تونی...

160
00:13:26,973 --> 00:13:30,143
‫نیاز پیدا نمی‌کنم.
‫ولی ممنون بابت نگرآنیت.

161
00:13:36,483 --> 00:13:40,195
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب. خیلی‌خب، بدون
‫گلوتن و بدون لبنیات برای میپل.

162
00:13:40,278 --> 00:13:43,031
‫- وای خدایا، به به! دستت درد نکنه.
‫- بدون سس سالسا ورده برای الیس.

163
00:13:43,114 --> 00:13:45,325
‫- مرسی!
‫- مال من پنیرش زیادتره،

164
00:13:45,408 --> 00:13:46,660
‫احیاناً؟

165
00:13:46,743 --> 00:13:48,078
‫نه؟

166
00:13:48,578 --> 00:13:50,539
‫اخ! سالی، مگه من
‫چه بدی بهت کردم؟

167
00:13:52,999 --> 00:13:54,668
‫بچه‌ها، شوخی بودا.

168
00:13:55,252 --> 00:13:57,254
‫وقتی من نبودم چه بلایی
‫سرت اومده آخه؟

169
00:13:57,837 --> 00:13:59,130
‫رامونا، چی؟

170
00:13:59,214 --> 00:14:00,090
‫وای خدای من!

171
00:14:00,173 --> 00:14:01,508
‫- سلام!
‫- هی!

172
00:14:01,591 --> 00:14:03,843
‫می‌تونم بهت دست بزنم؟
‫واقعی هستی؟

173
00:14:03,927 --> 00:14:05,512
‫آره واقعی هستی.
‫سلام، وای خدایا!

174
00:14:05,595 --> 00:14:06,376
‫باورم نمی‌شه... کی رسیدی؟

175
00:14:06,418 --> 00:14:07,681
‫آره.

176
00:14:07,764 --> 00:14:10,141
‫- دیشب.
‫- و به ما نگفتی؟ چرا؟

177
00:14:10,225 --> 00:14:11,810
‫چون همین دیشب برگشتم!

178
00:14:11,893 --> 00:14:14,145
‫- ردیفیم.
‫- وای خدایا، می‌مونی؟ هی.

179
00:14:14,980 --> 00:14:17,649
‫نمی‌دونم. بستگی داره
‫هنوز شغل داشته باشم یا نه.

180
00:14:18,650 --> 00:14:22,737
‫یعنی رسماً از مرخصی‌هات سواستفاده کردی،
‫ولی بی‌خیال.

181
00:14:22,821 --> 00:14:24,906
‫پس یعنی آره.

182
00:14:25,490 --> 00:14:27,534
‫خب، راستش خیلی شرمنده‌م.
‫برای تو نگرفتم.

183
00:14:27,617 --> 00:14:29,098
‫و می‌دونم مال تو
‫پنیر اضافه می‌خواد.

184
00:14:29,140 --> 00:14:30,662
‫همه این رو می‌دونن.
‫برای همین ببخشید.

185
00:14:30,745 --> 00:14:32,205
‫هی، دیوونه‌ی خوشگل من.

186
00:14:32,289 --> 00:14:35,208
‫این‌قدر بابت همه‌چی عذرخواهی نکن.
‫مشکلی نیست، تو فوق‌العاده‌ای.

187
00:14:35,292 --> 00:14:37,210
‫دیگه هیچ‌وقت لازم نیست عذرخواهی کنی، باشه؟

188
00:14:37,294 --> 00:14:39,754
‫- آره، اصلاً مشکلی نیست. ببخشید.
‫- آره، خوبی.

189
00:14:39,838 --> 00:14:41,798
‫- چی؟ وای! مرسی.
‫- خوش اومدی.

190
00:14:41,881 --> 00:14:42,881
‫مرسی.

191
00:14:43,341 --> 00:14:45,218
‫- این‌ها چی‌ان؟
‫- وای، پیرهنن.

192
00:14:45,302 --> 00:14:47,220
‫- آره درسته، مارینا...
‫- وای خدایا!

193
00:14:47,304 --> 00:14:48,638
‫- مارینا...
‫- خدمه‌ی اسکله.

194
00:14:52,267 --> 00:14:53,518
‫یوهو!

195
00:14:59,399 --> 00:15:00,399
‫بپر!

196
00:15:22,797 --> 00:15:23,797
‫نه!

197
00:15:26,217 --> 00:15:28,970
‫- دفعه‌ی بعد بگیرش لطفاً.
‫- همه‌ی سعیم رو می‌کنم، ممنون.

198
00:15:29,763 --> 00:15:30,889
‫چطور شدم؟

199
00:15:30,972 --> 00:15:32,223
‫- خوبه.
‫- باشه.

200
00:15:33,224 --> 00:15:34,559
‫- گرفتیش؟
‫- آره.

201
00:15:37,187 --> 00:15:38,521
‫می‌دونی که، بهت زنگ زدم.

202
00:15:39,439 --> 00:15:40,523
‫خیلی، زیاد.

203
00:15:41,149 --> 00:15:43,610
‫ببخشید. حقیقت خیلی سخت‌تر
‫از اون چیزیه که فکرش رو بکنی،

204
00:15:43,693 --> 00:15:45,236
‫مراقبت از یه پیرمرد
‫در حال مرگ...

205
00:15:48,323 --> 00:15:49,324
‫رامونا، من...

206
00:15:51,201 --> 00:15:52,577
‫واقعاً نگرا‌نت بودم.

207
00:15:53,495 --> 00:15:54,954
‫دلم هم برات تنگ شده بود، رفیق.

208
00:15:57,582 --> 00:15:58,667
‫خوشحالم برگشتی.

209
00:16:04,798 --> 00:16:08,134
‫واقعاً متأسفم که مجبور شدی همه
‫این‌ها رو به تنهایی از سر بگذرونی.

210
00:16:10,470 --> 00:16:11,721
‫آره، الان خوبم.

211
00:16:12,722 --> 00:16:13,722
‫ممنون.

212
00:16:16,184 --> 00:16:18,186
‫خب، کی داره ازت
‫مراقبت می‌کنه؟

213
00:16:20,230 --> 00:16:21,606
‫خب،

214
00:16:21,690 --> 00:16:23,066
‫خودم.

215
00:16:24,275 --> 00:16:26,152
‫- خودت که می‌دونی چطوریه.
‫- اوهوم.

216
00:16:27,487 --> 00:16:30,615
‫گوردون همه‌چیزهایی که لازمه بدونی رو
‫برات ردیف کرد؟

217
00:16:31,700 --> 00:16:33,076
‫آره. خب،

218
00:16:33,910 --> 00:16:36,246
‫کلبه و جزیره رو دارم و...

219
00:16:39,332 --> 00:16:40,750
‫همه‌چیز. اوضاعم خوبه.

220
00:16:41,918 --> 00:16:43,169
‫- باشه.
‫- آره.

221
00:16:58,560 --> 00:17:00,270
‫چقدر قشنگ شدی.

222
00:17:00,353 --> 00:17:02,981
‫- توی لباس‌های مامانت؟
‫- خب، آره، عجیبه.

223
00:17:03,064 --> 00:17:05,024
‫- ولی برای مهمونی عالیه.
‫- مهمونی؟

224
00:17:05,108 --> 00:17:06,818
‫مهمونی نه. دورهمی.

225
00:17:06,901 --> 00:17:09,612
‫- باشه.
‫- خیلی خاکی و بی‌سرودصدا.

226
00:17:09,696 --> 00:17:11,448
‫- می‌ذارم جابه‌جا بشی.
‫- اوه، آره. من...

227
00:17:11,531 --> 00:17:12,776
‫شماها اینجا آنتن دارید؟

228
00:17:12,818 --> 00:17:14,492
‫باید درباره موضوعی
‫به کانر زنگ بزنم.

229
00:17:14,576 --> 00:17:16,828
‫- آره، می‌تونی از استارلینک استفاده کنی.
‫- اوه!

230
00:17:16,911 --> 00:17:19,831
‫- خیلی ممنون.
‫- آره. تنہات می‌ذارم راحت باشی.

231
00:17:19,914 --> 00:17:21,374
‫- مرسی.
‫- خیلی‌خب.

232
00:17:22,625 --> 00:17:24,252
‫فعلاً.

233
00:17:25,879 --> 00:17:26,879
‫خب.

234
00:17:28,506 --> 00:17:29,507
‫یعنی...

235
00:17:29,591 --> 00:17:32,260
‫می‌خوام یه تخم‌مرغ محلی تازه
‫هم بزنم روش؟

236
00:17:34,763 --> 00:17:35,764
‫آره، چرا که نه؟

237
00:17:37,891 --> 00:17:38,892
‫وای خدا.

238
00:17:39,350 --> 00:17:40,977
‫چی می‌خوای؟ رو اعصابی‌ها.

239
00:17:41,060 --> 00:17:43,396
‫سفارش پروپیمونم از فور چارلز رو
‫از دست دادم تا بیام این رو تحویل بگیرم.

240
00:17:43,480 --> 00:17:45,356
‫- صبر کن، خونه‌ای؟
‫- آره.

241
00:17:45,440 --> 00:17:46,983
‫- اوه، ولت کرد؟
‫- خفه‌شو.

242
00:17:47,066 --> 00:17:48,985
‫راستی، کانادا چطوره؟

243
00:17:49,068 --> 00:17:51,863
‫بابا هنوز فکر می‌کنه تایلندی.
‫خواهش می‌کنم، کاری نکردم.

244
00:17:51,946 --> 00:17:55,116
‫واقعاً؟ خوبه. مرسی.
‫چون یه خبر خیلی مهم دارم.

245
00:17:55,200 --> 00:17:56,451
‫اوه! اتفاقاً من هم همین‌طور.

246
00:17:56,534 --> 00:17:57,928
‫- فکر کنم یه خواهر مخفی داریم.

247
00:17:57,970 --> 00:17:59,829
‫- اولیور پرچم دگرباش‌ها رو گذاشته تو بایوی اینستاش.

248
00:18:01,706 --> 00:18:03,708
‫فکر کنم اول باید
‫به خبر من برسیم.

249
00:18:03,792 --> 00:18:05,585
‫- کانر!
‫- خب، وقتی می‌گی «خواهر»،

250
00:18:05,668 --> 00:18:07,504
‫منظورت خانواده خونیه؟

251
00:18:07,587 --> 00:18:12,008
‫نه، مامانمون. مادر‌خوانده‌مون. از این کلمه بدم میاد،
‫ولی بی‌خیال.

252
00:18:12,091 --> 00:18:14,010
‫فکر کنم یه دختر
‫خونی مخفی داشته،

253
00:18:14,093 --> 00:18:15,345
‫چون یه دختری اینجاست...

254
00:18:15,428 --> 00:18:18,139
‫- که دقیقاً کپی خودشه.
‫- خب.

255
00:18:18,223 --> 00:18:19,516
‫ولی بابا که کلاً نازاست.

256
00:18:19,599 --> 00:18:21,976
‫نمی‌تونستن بچه‌دار بشن. برای
‫همین ما رو به سرپرستی گرفتن.

257
00:18:22,060 --> 00:18:24,103
‫می‌دونم. ولی مشخصه
‫یه جای کار می‌لنگه،

258
00:18:24,187 --> 00:18:26,564
‫چون این دختره تقریباً
‫هم‌سن‌وسال خودمونه.

259
00:18:26,648 --> 00:18:29,108
‫تازه گفت اینجا
‫کلبه پدربزرگشم هست،

260
00:18:29,192 --> 00:18:31,653
‫که ظاهراً کل جزیره مال اون بوده.
‫اوه! اوه!

261
00:18:31,736 --> 00:18:33,738
‫راستی،
‫همه عاشق گوردون بودن.

262
00:18:33,822 --> 00:18:36,366
‫برای همین نمی‌فهمم چرا
‫بابا می‌گفت آدم مزخرفیه.

263
00:18:36,449 --> 00:18:37,909
‫صبر کن، ما صاحب جزیره‌ایم؟

264
00:18:37,992 --> 00:18:40,119
‫خفن و باحاله یا نه؟

265
00:18:40,203 --> 00:18:42,789
‫چون همین الان توی باشگاه
‫کنار مایک وایت بودم.

266
00:18:42,872 --> 00:18:45,250
‫فصل نهم وایت لوتوس
‫باید اونجا ساخته بشه؟

267
00:18:45,333 --> 00:18:47,070
‫اوه، شنیدم هالی
‫جوئل آزمنت هم میاد...

268
00:18:47,095 --> 00:18:48,253
‫کانر، حواست رو جمع کن!

269
00:18:49,337 --> 00:18:51,881
‫خبر مهم دیگه اینه که
‫مامان درخواست طلاق داده.

270
00:18:52,465 --> 00:18:54,759
‫- عجیبه.
‫- احساس می‌کنم به این دختره ربط داره.

271
00:18:54,843 --> 00:18:56,344
‫پس یعنی همون خواهرمون؟

272
00:18:56,427 --> 00:18:58,304
‫باشه، یه لحظه صبر کن.

273
00:18:58,388 --> 00:19:01,182
‫تا وقتی کل داستان رو نمی‌دونیم
‫کلمه خواهر رو به زبان نیار.

274
00:19:01,266 --> 00:19:03,184
‫یعنی، بابا
‫از وجودش خبر داره؟

275
00:19:03,268 --> 00:19:06,604
‫کانر، نمی‌دونم. و تو رو
‫خدا چیزی بهش نگو،

276
00:19:06,688 --> 00:19:08,423
‫چون با هواپیما میاد اینجا
‫و من رو می‌کشه می‌بره خونه...

277
00:19:08,465 --> 00:19:10,108
‫قبل از اینکه بفهمم
‫جریان چی به چیه‌.

278
00:19:12,402 --> 00:19:14,487
‫راستش واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم
‫که داری همچین کاری می‌کنی.

279
00:19:14,571 --> 00:19:16,906
‫مرسی. واقعاً می‌خوام
‫حقیقت روشن بشه.

280
00:19:17,657 --> 00:19:19,604
‫نه. از اینکه داری
‫دروغ می‌گی تعجب کردم،

281
00:19:19,646 --> 00:19:21,911
‫مخصوصاً به بابا.
‫تو اهل این کارها نبودی.

282
00:19:22,412 --> 00:19:23,413
‫باشه. آره. ممنون.

283
00:19:28,209 --> 00:19:29,210
‫بابت کاپوسین متأسفم.

284
00:19:30,587 --> 00:19:31,588
‫مرسی.

285
00:19:33,464 --> 00:19:36,509
‫و متأسفم که دوست‌پسرت
‫علنی گرایشش رو اعلام کرد،

286
00:19:36,593 --> 00:19:38,219
‫قبل اینکه به خودت بگه.

287
00:19:38,303 --> 00:19:40,805
‫همین‌طور برای اینکه ظاهراً داره
‫تابستون فوق‌العاده‌ای رو می‌گذرونه.

288
00:19:40,889 --> 00:19:43,641
‫و هم اینکه مطمئنم داره
‫با دوست‌پسر جدیدش...

289
00:19:43,725 --> 00:19:46,686
‫و یه مرد تایلندی پیر
‫مایه‌دار جذاب حال می‌کنه.

290
00:19:46,769 --> 00:19:48,021
‫- و همین‌طور...
‫- باشه، خداحافظ.

291
00:19:48,771 --> 00:19:49,772
‫عوضی.

292
00:19:53,151 --> 00:19:54,777
‫ببینیم.

293
00:19:55,778 --> 00:19:56,821
‫لعنت.

294
00:19:57,864 --> 00:19:58,907
‫خراب شده.

295
00:20:01,367 --> 00:20:04,037
‫بابا، من...
‫گوشیم از کار افتاده.

296
00:20:04,662 --> 00:20:06,164
‫یه جدیدش رو می‌خوام.

297
00:20:07,999 --> 00:20:09,500
‫این‌قدر آب نپاش.

298
00:20:09,584 --> 00:20:11,127
‫- موهام خیس نشه.
‫- رامونا، بیا تو.

299
00:20:11,210 --> 00:20:13,755
‫- نه، خوبم.
‫- بیا تو، عزیزم. لطفاً.

300
00:20:13,838 --> 00:20:15,381
‫- بیا تو.
‫- ولی باحاله، نه؟

301
00:20:15,465 --> 00:20:17,116
‫اگه تو هم می‌اومدی
‫خیلی بهتر می‌شد.

302
00:20:17,158 --> 00:20:17,884
‫زود باش.

303
00:20:17,967 --> 00:20:18,968
‫خیلی خوش می‌گذره.

304
00:20:19,052 --> 00:20:21,429
‫- ای بابا!
‫- می‌تونی تیوپ من رو قرض بگیری.

305
00:20:21,512 --> 00:20:23,598
‫- بیا تو.
‫- بازی مارکو پولو؟

306
00:20:23,681 --> 00:20:25,475
‫- آره، آره.
‫- مارکو.

307
00:20:26,601 --> 00:20:28,561
‫- لعنتی، باید بگی «پولو».
‫- پولو.

308
00:20:28,645 --> 00:20:30,104
‫دمت گرم. داشتم می‌گفتم...

309
00:20:30,188 --> 00:20:32,482
‫مارکو.

310
00:20:33,816 --> 00:20:34,901
‫مارکو.

311
00:20:34,984 --> 00:20:36,110
‫پولو.

312
00:20:36,194 --> 00:20:37,862
‫- مارکو.
‫- هی.

313
00:20:37,946 --> 00:20:38,947
‫هی.

314
00:20:39,989 --> 00:20:42,659
‫ببخشید اصلاً بهت زنگ نزدم.

315
00:20:42,742 --> 00:20:43,952
‫نه، نه، نه.

316
00:20:44,035 --> 00:20:45,036
‫راستش اشکالی نداره.

317
00:20:45,703 --> 00:20:47,205
‫حداقل...

318
00:20:47,288 --> 00:20:48,790
‫کسی پیشت بود؟

319
00:20:49,916 --> 00:20:51,876
‫- منظورت چیه؟
‫- یعنی، پیشت باشه.

320
00:20:52,919 --> 00:20:53,962
‫دوست‌های مدرسه‌ت؟

321
00:20:54,837 --> 00:20:55,838
‫دوست‌دختر؟

322
00:20:59,759 --> 00:21:01,594
‫نه. خیلی ناراحت‌کننده نیست؟

323
00:21:01,678 --> 00:21:05,014
‫قراره هر دومون تا ابد
‫بدون دوست‌دختر بمونیم؟

324
00:21:05,098 --> 00:21:06,391
‫آنی توی ایربی‌ان‌بی چطوره؟

325
00:21:06,474 --> 00:21:08,184
‫به نظر میاد مجرده
‫و دو جنس‌گراست.

326
00:21:08,267 --> 00:21:09,268
‫صبر کن، چی؟

327
00:21:10,061 --> 00:21:12,939
‫- شماها اصلاً از کجا آنی رو می‌شناسید؟
‫- تمام روز کانادا رو با هم گذروندیم.

328
00:21:13,022 --> 00:21:14,399
‫- دختر باحالیه.
‫- و شبش رو.

329
00:21:14,482 --> 00:21:16,609
‫مگه کلبه رو بهش
‫اجاره نداده بودی؟

330
00:21:17,568 --> 00:21:19,654
‫نه، من کلبه رو
‫بهش اجاره ندادم.

331
00:21:19,737 --> 00:21:21,781
‫اصلاً نمی‌دونم
‫این دختره کیه و چیه.

332
00:21:21,864 --> 00:21:23,241
‫وایستا، وایستا، وایستا.

333
00:21:23,950 --> 00:21:26,828
‫فکر می‌کردم با هم
‫دوستید یا همچین چیزی،

334
00:21:26,911 --> 00:21:29,038
‫- چون می‌دونست کلبه مال گوردونه.
‫- نه.

335
00:21:29,122 --> 00:21:30,122
‫دوست؟ نه.

336
00:21:30,164 --> 00:21:32,107
‫بهم گفت مامان مرحومش
‫تابستون‌ها می‌اومده اینجا،

337
00:21:32,149 --> 00:21:33,251
‫برای همین اومده.

338
00:21:33,334 --> 00:21:37,046
‫خب، این دیگه چه سمیه؟
‫دزده؟ هویت کسی رو دزدیده؟

339
00:21:37,130 --> 00:21:39,507
‫نه. راستش اصلاً حس
‫مجرم بودن ازش نگرفتم.

340
00:21:39,590 --> 00:21:41,217
‫بیشتر حس می‌شد...

341
00:21:41,300 --> 00:21:43,511
‫خیلی مهربون و با محبت و...

342
00:21:43,594 --> 00:21:44,637
‫خوشگله.

343
00:21:44,721 --> 00:21:47,306
‫فکر کنم تو هم خوشت بیاد.
‫خیلی بانمکه، دوست‌داشتنیه.

344
00:21:47,932 --> 00:21:50,810
‫شاید یه مشاور
‫املاک نوجوونه...

345
00:21:50,893 --> 00:21:52,550
‫که می‌خواد خامت کنه تا...

346
00:21:52,592 --> 00:21:54,022
‫جزیره رو بفروشی
‫به هتل‌های فور سیزنز.

347
00:21:54,105 --> 00:21:56,774
‫- دختر چی می‌گی؟
‫- مشاور املاک نوجوان؟ آره ارواح عمه‌ت.

348
00:21:56,858 --> 00:22:00,153
‫یا شاید ۴۰ سالشه و فقط یه روتین
‫مراقبت از پوست فوق‌العاده داره.

349
00:22:00,236 --> 00:22:02,780
‫صبر کن. اتفاقاً روتین
‫پوستی عجیبی هم داره.

350
00:22:02,864 --> 00:22:05,408
‫حدود ۷۵ تا قوطی
‫کرم‌ومرم توی حموم دیدم.

351
00:22:05,491 --> 00:22:08,411
‫هفتادوپنج تا؟ ۷۵ تا؟
‫دیوانه‌کننده‌ست. زیاده‌روی کرده.

352
00:22:08,494 --> 00:22:10,329
‫ولی اون‌قدرها هم
‫عجیب نیست که اینجاست.

353
00:22:10,413 --> 00:22:13,124
‫فکرش رو بکن.
‫صدها اقامتگاه توی این جزیره‌ها هست.

354
00:22:13,207 --> 00:22:15,168
‫احتمالاً اشتباهی
‫اومده و گیج شده.

355
00:22:15,251 --> 00:22:19,616
‫تازه رامونا، کی می‌تونه تو رو راضی کنه جزیره رو
‫بفروشی؟ هیچ‌کس. الکی استرس نداده باش.

356
00:22:21,132 --> 00:22:23,593
‫- چون جذابه‌ داری این‌ها رو می‌گی؟
‫- جذاب نیست.

357
00:22:23,676 --> 00:22:26,637
‫چرا هست، خیلی هم جذابه.
‫نیم‌رخش رو دیدی؟

358
00:22:26,721 --> 00:22:29,599
‫آره، باید مطمئن بشم
‫رفته و چیزی ندزدیده.

359
00:22:29,682 --> 00:22:30,682
‫چی می‌خواد بدزده؟

360
00:22:30,725 --> 00:22:33,936
‫این‌قدر چون ازش خوشت اومده ازش دفاع نکن.
‫روی اعصابه.

361
00:22:34,020 --> 00:22:37,106
‫- انگار داریم میریم.
‫- رامونا، من ازش خوشم نیومده.

362
00:22:37,190 --> 00:22:38,191
‫باشه تو گفتی
‫و من هم باور کردم.

363
00:22:39,817 --> 00:22:41,819
‫- خب، یالا.
‫- زود باش.

364
00:22:42,695 --> 00:22:44,822
‫بیا میپل.

365
00:22:50,161 --> 00:22:51,245
‫مارکو؟

366
00:22:54,207 --> 00:22:55,208
‫دوستان؟

367
00:22:59,378 --> 00:23:01,964
‫کسی هست؟ آهای؟

368
00:23:05,968 --> 00:23:07,637
‫- یا خدا.
‫- ببخشید.

369
00:23:09,263 --> 00:23:10,681
‫دنبال چی می‌گرده؟

370
00:23:11,974 --> 00:23:13,893
‫نمی‌دونم. راموناست دیگه.

371
00:23:18,231 --> 00:23:19,440
‫همه‌چیز سر جاشه؟

372
00:23:19,524 --> 00:23:20,733
‫آره، فکر کنم.

373
00:23:21,400 --> 00:23:22,610
‫خوبه.

374
00:23:22,693 --> 00:23:23,986
‫و رفته؟

375
00:23:24,070 --> 00:23:26,072
‫آره، انگار رفته.

376
00:23:31,285 --> 00:23:34,622
‫فکر کنم باید ۴۵ دقیقه
‫پیش سر کار می‌بودم.

377
00:23:35,414 --> 00:23:37,125
‫چطوری تا الان اخراجت نکردن؟

378
00:23:37,208 --> 00:23:39,252
‫واقعاً یکی از بزرگ‌ترین
‫رازهای تاریخ بشریته.

379
00:23:39,836 --> 00:23:41,838
‫می‌تونی من رو ببری، لطفاً؟

380
00:23:42,380 --> 00:23:43,631
‫میای؟

381
00:23:43,714 --> 00:23:45,091
‫آره.

382
00:23:45,174 --> 00:23:46,884
‫تو راه برگشت سیب‌زمینی
‫سرخ‌کرده بزنیم؟

383
00:23:46,968 --> 00:23:47,969
‫اوهوم.

384
00:23:58,938 --> 00:24:00,064
‫این دیگه چه...

385
00:24:05,000 --> 00:24:12,000


386
00:24:17,290 --> 00:24:20,501
‫- به‌به، بچه‌ها.
‫- از دیدنتون واقعاً خوشحال شدم.

387
00:24:20,585 --> 00:24:22,461
‫از آشنایی باهاتون خوش‌بختم. فعلاً.

388
00:24:22,545 --> 00:24:24,088
‫- می‌بینمت.
‫- خوشحال شدم دیدمت.

389
00:24:26,591 --> 00:24:29,177
‫- خب.
‫- نوشیدنی می‌خوای؟

390
00:24:29,260 --> 00:24:32,430
‫آره. راستش می‌خوام سریع
‫یه سلامی به مامانت بکنم.

391
00:24:32,513 --> 00:24:35,516
‫- جین و آب؟
‫- آره. مرسی.

392
00:24:35,600 --> 00:24:36,601
‫اون چیه‌؟

393
00:24:38,060 --> 00:24:39,979
‫- واقعیتش...
‫- ببخشید، سلام.

394
00:24:40,062 --> 00:24:42,148
‫- سلام!
‫- سلام. وای خدا!

395
00:24:42,231 --> 00:24:45,484
‫واقعاً ممنونم که گذاشتید بمونم.
‫جداً می‌گم.

396
00:24:45,568 --> 00:24:47,361
‫اصلاً نرو. جدی می‌گم.

397
00:24:47,445 --> 00:24:49,655
‫می‌خوام کاری کنم تمام
‫تابستون رو بمونی.

398
00:24:49,739 --> 00:24:50,740
‫صبر کن.

399
00:24:51,282 --> 00:24:53,242
‫این پیراهن رو از کجا آوردی؟
‫یه بچرخ ببینم.

400
00:24:53,326 --> 00:24:56,454
‫- هیکلت چقدر عالی شده.
‫- اوه، ممنون. راستش...

401
00:24:57,413 --> 00:24:58,414
‫واقعاً مال خودتونه.

402
00:24:58,497 --> 00:24:59,707
‫مال من چی؟

403
00:24:59,790 --> 00:25:01,834
‫لباسه. واقعاً شرمنده‌م.

404
00:25:01,918 --> 00:25:03,044
‫دیگه نیستی.

405
00:25:03,127 --> 00:25:05,880
‫ببین، بیا برات یه نوشیدنی بگیرم،
‫چون خیلی زیادی هوشیاری.

406
00:25:05,963 --> 00:25:07,757
‫- آره، هستم.
‫- این‌طوری شدی که «اوم!»

407
00:25:07,840 --> 00:25:11,010
‫می‌دونم. راستش،
‫خیلی سریع. ببخشید. خب...

408
00:25:11,719 --> 00:25:15,556
‫می‌تونم درباره حرفی
‫که دیروز زدی ازت بپرسم؟

409
00:25:15,640 --> 00:25:17,767
‫- آره. آره.
‫- درباره درخواست طلاق مامانم؟

410
00:25:17,850 --> 00:25:20,353
‫- آره، آره، حتماً.
‫- آره. فقط کنجکاو بودم. خب...

411
00:25:22,063 --> 00:25:23,397
‫از کجا این رو می‌دونستی؟

412
00:25:24,065 --> 00:25:24,272
‫خب،

413
00:25:24,314 --> 00:25:27,652
‫همه توی شهر می‌دونستن
‫چون بابات از ماسکوکا با دو تا بچه...

414
00:25:27,735 --> 00:25:29,654
‫و بدون زن برگشت.

415
00:25:31,155 --> 00:25:34,825
‫کانر و من با مامانم
‫توی ماسکوکا بودیم؟

416
00:25:35,409 --> 00:25:37,536
‫آره، اون برای تابستون
‫شما رو آورد اینجا.

417
00:25:38,329 --> 00:25:41,123
‫ولی بعدش دیگه هیچ‌وقت...
‫هیچ‌وقت برنگشت خونه.

418
00:25:41,707 --> 00:25:44,293
‫متأسفم، عزیزم. آره.

419
00:25:45,294 --> 00:25:47,978
‫وای خدای من، وکیلم داره
‫توی کوکتل میگو بالا میاره.

420
00:25:48,020 --> 00:25:48,714
‫یه لحظه صبر کن.

421
00:25:49,423 --> 00:25:52,051
‫آیزایا، خیلی‌خب،
‫بیا ببرمت بیرون.

422
00:25:57,640 --> 00:25:58,766
‫عالیه.

423
00:25:59,725 --> 00:26:00,726
‫خوبه، مامان؟

424
00:26:01,435 --> 00:26:02,436
‫عالیه.

425
00:26:04,855 --> 00:26:05,829
‫چرا من باید
‫این آشغال‌ها رو خرد کنم؟

426
00:26:05,871 --> 00:26:06,941
‫اون‌ها.

427
00:26:07,024 --> 00:26:08,359
‫این قیافه مال جلوی سالنه.

428
00:26:08,442 --> 00:26:09,962
‫تو توی هر مراسمی من رو
‫به دردسر می‌ندازی...

429
00:26:10,004 --> 00:26:11,696
‫چون با تمام زن‌های متأهل لاس می زنی.

430
00:26:11,779 --> 00:26:13,489
‫مامانم گفت دیگه نمی‌تونیم
‫از این کارها داشته باشیم.

431
00:26:14,115 --> 00:26:15,241
‫من هیچ‌وقت شروع‌کننده نیستم.

432
00:26:17,702 --> 00:26:19,704
‫- باشه، بعضی وقت‌ها شروع می‌کنم.
‫- دختره دیوونه.

433
00:26:20,997 --> 00:26:21,998
‫من فقط می‌خوام...

434
00:26:42,476 --> 00:26:44,103
‫آره. آره.

435
00:26:46,689 --> 00:26:48,899
‫- درسته.
‫- فکر می‌کردم رفته.

436
00:26:51,527 --> 00:26:53,612
‫هی.

437
00:26:53,696 --> 00:26:54,822
‫- خوبی؟
‫- آره.

438
00:26:59,869 --> 00:27:00,870
‫چی شده؟

439
00:27:02,872 --> 00:27:03,872
‫فقط حس می‌کنم...

440
00:27:04,832 --> 00:27:06,751
‫فقط حس می‌کنم به‌سختی
‫می‌تونم نفس بکشم.

441
00:27:07,335 --> 00:27:09,003
‫خب، باشه.

442
00:27:09,086 --> 00:27:10,755
‫طوری نیست. چیزی نیست. خب...

443
00:27:16,510 --> 00:27:18,763
‫خیلی شرمنده‌م.
‫واقعاً ببخشید.

444
00:27:18,846 --> 00:27:20,538
‫رسماً یادم رفته
‫بود این دستمه.

445
00:27:20,580 --> 00:27:22,141
‫خب تموم شد.

446
00:27:27,730 --> 00:27:29,565
‫می‌شه برامون، مثلاً،
‫درباره‌ش حرف بزنیم، لطفا؟

447
00:27:32,568 --> 00:27:34,403
‫حس می‌کنی الان
‫می‌تونی یه‌کم نفس بکشی؟

448
00:27:34,487 --> 00:27:35,488
‫آره، یه‌کم.

449
00:27:37,323 --> 00:27:39,325
‫ریختن آب سرد کف پاها،

450
00:27:39,408 --> 00:27:41,744
‫کمک می‌کنه، خب،
‫عصب واگ تنظیم بشه.

451
00:27:42,953 --> 00:27:45,081
‫منم قبلاً حمله‌های عصبی
‫وحشتناکی می‌گرفتم.

452
00:27:45,915 --> 00:27:47,708
‫خیلی بهم کمک کرد.
‫اگر به تو کمک نمی‌کنه...

453
00:27:47,792 --> 00:27:49,877
‫- نه. این واقعاً خوبه.
‫- آره؟

454
00:27:49,960 --> 00:27:51,587
‫- آره، خیلی داره کمک می‌کنه.
‫- خیلی‌خب.

455
00:28:04,850 --> 00:28:07,728
‫فقط حس می‌کنم هرچی درباره
‫خودم می‌دونستم اشتباه بود.

456
00:28:12,483 --> 00:28:13,484
‫خب.

457
00:28:16,487 --> 00:28:19,573
‫حس ترسناکیه،
‫که آدم این‌قدر، خب...

458
00:28:21,325 --> 00:28:22,326
‫حس وابستگی بکننه.

459
00:28:26,914 --> 00:28:29,333
‫آره، راستش،
‫کلمه خیلی خوبی واسه‌شه.

460
00:28:30,793 --> 00:28:32,503
‫فقط، آره، یه جورایی حس تعلقه.

461
00:28:36,715 --> 00:28:38,217
‫چرا همچین حسی داری؟

462
00:28:41,095 --> 00:28:42,263
‫آره، خب...

463
00:28:48,519 --> 00:28:48,724
‫آره.

464
00:28:48,766 --> 00:28:51,981
‫اینجا بودن باعث می‌شه بفهمم
‫چقدر کم به مامانم فکر می‌کنم.

465
00:28:58,237 --> 00:28:59,238
‫خب،

466
00:29:00,072 --> 00:29:01,574
‫الان داری بهش فکر می‌کنی.

467
00:29:02,908 --> 00:29:05,119
‫آره. آره.

468
00:29:14,295 --> 00:29:16,922
‫ولی تو چیپس نمک و سرکه دوست داری.
‫اینم دقیقاً همونه.

469
00:29:17,006 --> 00:29:18,340
‫- چی می‌گی؟
‫- اون فرق داره.

470
00:29:18,424 --> 00:29:19,884
‫- هی.
‫- فکر می‌کردم سر کاری.

471
00:29:19,967 --> 00:29:22,261
‫نه، اخراج شدم چون نزدیک
‫بود به یکی چاقو بزنم.

472
00:29:22,720 --> 00:29:23,721
‫- ها؟
‫- چی؟

473
00:29:23,804 --> 00:29:26,140
‫- اوه، ولی آنی توی مهمونی بود.
‫- چی؟

474
00:29:26,724 --> 00:29:28,976
‫- چه مهمونی؟
‫- فقط یه مهمونی توی خونه روری.

475
00:29:29,560 --> 00:29:30,853
‫چرا پیش اونه؟

476
00:29:30,936 --> 00:29:34,190
‫نمی‌دونم. ولی مجبور شدم
‫فرصت نشد باهاش حرف بزنم.

477
00:29:34,273 --> 00:29:36,901
‫نه، باید بفهمم چه مرگشه که
‫چه اتفاقی داره براش میفته.

478
00:29:36,984 --> 00:29:39,195
‫هی، شاید بهتر باشه یه ذره
‫آروم‌تر برخورد کنی؟

479
00:29:39,278 --> 00:29:41,489
‫تو آروم می‌شدی اگه یکی
‫مخفیانه می‌اومد تو خونه‌ت...

480
00:29:41,572 --> 00:29:43,324
‫و عکس مامان
‫خدابیامرزت رو می‌دزدید؟

481
00:29:46,744 --> 00:29:48,245
‫این راستش یه ذره عجیبه.

482
00:29:55,169 --> 00:29:56,462
‫هی. خب...

483
00:29:57,421 --> 00:29:59,590
‫- می‌شه یه‌کم آروم‌تر بری؟
‫- خفه‌شو.

484
00:29:59,673 --> 00:30:01,717
‫- تندتر برو.
‫- فقط یه ذره.

485
00:30:01,800 --> 00:30:02,968
‫یه ذره تندتر.

486
00:30:05,596 --> 00:30:05,977
‫رامونا، راستش
‫حالم داره بد می‌شه.

487
00:30:06,019 --> 00:30:08,015
‫آهای!

488
00:30:08,933 --> 00:30:11,727
‫هی! حواسم کاملاً بهت هست!

489
00:30:12,436 --> 00:30:14,355
‫اوه، قشنگ دارم می‌بینمت.

490
00:30:15,022 --> 00:30:17,733
‫- آره. آره. هی.
‫- رامونا، کمش کن!

491
00:30:17,816 --> 00:30:19,527
‫یه قدمم تکون نخور!

492
00:30:20,986 --> 00:30:23,405
‫- رامونا.
‫- آهای، پس اقامتگاهت رو پیدا کردی.

493
00:30:23,489 --> 00:30:26,742
‫آره، اینجا کاملاً عین خونه منه. فهمیدم.

494
00:30:26,825 --> 00:30:27,993
‫- آره.
‫- می‌تونم این رو توضیح بدم.

495
00:30:28,077 --> 00:30:29,453
‫- میشه توضیح بدی؟
‫- آره.

496
00:30:29,537 --> 00:30:31,372
‫خیلی دلم می‌خواد توضیح
‫بدی چرا دروغ گفتی،

497
00:30:31,455 --> 00:30:33,499
‫- چرا اسم پدربزرگم رو می‌دونی...
‫- رامونا...

498
00:30:33,582 --> 00:30:35,694
‫...چرا وارد
‫ویلای من شدی و...

499
00:30:35,736 --> 00:30:37,711
‫عکس مامان
‫خدابیامرزم رو دزدیدی،

500
00:30:37,795 --> 00:30:39,171
‫اصلاً چه مرگیته
‫اینجا اومدی؟

501
00:30:39,255 --> 00:30:40,589
‫خدایی می‌تونم توضیح بدم...

502
00:30:40,673 --> 00:30:42,716
‫چرا عکس مامان
‫خدابیامرزم رو دزدیدی؟

503
00:30:42,758 --> 00:30:43,801
‫چون اون مامان منم هست!

504
00:30:46,971 --> 00:30:48,013
‫الان چی گفتی؟

505
00:30:48,097 --> 00:30:50,474
‫اون مامان منم هست.

506
00:30:51,809 --> 00:30:54,353
‫و پاک بیخبرم که
‫اینجا داره چه اتفاقی میفته،

507
00:30:55,813 --> 00:30:57,856
‫ولی فکر کنم ما خواهر باشیم.

508
00:30:57,940 --> 00:30:59,692
‫ای بابا.

509
00:31:05,114 --> 00:31:06,740
‫- سوار قایق شو.
‫- چرا؟

510
00:31:06,824 --> 00:31:08,367
‫- فقط سوار شو.
‫- باشه.

511
00:31:20,296 --> 00:31:22,256
‫اون دختره قرار نیست بکشتش، نه؟

512
00:31:22,881 --> 00:31:23,882
‫نه.

513
00:31:26,051 --> 00:31:27,261
‫نه.

514
00:31:29,138 --> 00:31:31,098
‫تقریباً مطمئنم که نه.

515
00:31:36,854 --> 00:31:38,981
‫- شما بچه‌ها حواستون به آنی هست؟
‫- آره، ردیفش می‌کنیم.

516
00:31:48,198 --> 00:31:51,827
‫یه بخش کوچیکی از وجودت هست که
‫مطمئن نباشه رامونا نمی‌کشتش؟

517
00:31:55,789 --> 00:31:57,207
‫- آره.
‫- منم همین‌طور. خب، بریم.

518
00:32:10,429 --> 00:32:12,931
‫ببخشید، می‌شه لطفاً
‫یه‌کم آروم‌تر بری؟

519
00:32:13,015 --> 00:32:14,350
‫باشه، باشه.

520
00:32:14,975 --> 00:32:16,143
‫می‌خوریم به اون!

521
00:32:17,519 --> 00:32:18,771
‫لعنتی!

522
00:32:20,272 --> 00:32:21,857
‫هرچی می‌دونی رو بهم بگو.

523
00:32:22,858 --> 00:32:23,942
‫هرچی می‌دونی بهم بگو.
‫- باشه. خب... - همین الان.

524
00:32:24,026 --> 00:32:26,737
‫باشه. گُلدی... مامانم هست.

525
00:32:27,237 --> 00:32:28,614
‫خب، مادرخونده‌م.

526
00:32:28,697 --> 00:32:31,575
‫و اون و بابام، من و برادر دوقلوم،
‫کانر رو به سرپرستی گرفتن،

527
00:32:31,659 --> 00:32:32,826
‫وقتی تازه به دنیا
‫اومده بودیم.

528
00:32:33,285 --> 00:32:36,288
‫خب و بعد اون بر اثر سرطان فوت
‫کرد وقتی ما دو سالمون بود، و...

529
00:32:36,372 --> 00:32:39,583
‫خب، من هیچ‌وقت چیزی درباره
‫اینجا یا تو نمی‌دونستم.

530
00:32:40,709 --> 00:32:42,378
‫بعد یه وکیل زنگ زد
‫وقتی گوردون فوت کرد...

531
00:32:42,461 --> 00:32:43,852
‫و یه نامه پیدا
‫کردم که نوشته بود:

532
00:32:43,894 --> 00:32:45,881
‫«پیداش کن»، که الان
‫حدس می‌زنم منظور تویی.

533
00:32:45,964 --> 00:32:48,842
‫و بابام خیلی
‫عجیب رفتار می‌کرد،

534
00:32:48,926 --> 00:32:51,095
‫که باعث شد این‌قدر مشکوک
‫بشم که تصمیم گرفتم...

535
00:32:51,970 --> 00:32:56,016
‫تصمیم گرفتم فقط خودم بیام
‫اینجا و از نزدیک ببینمش.

536
00:32:56,100 --> 00:32:59,103
‫و بعد تو رو دیدم و تو
‫این‌قدر شبیه مامانم بودی...

537
00:32:59,812 --> 00:33:01,146
‫که فهمیدم...

538
00:33:02,398 --> 00:33:04,024
‫که تو هم دخترشی.

539
00:33:07,319 --> 00:33:08,445
‫تو از وجود من خبر داشتی؟

540
00:33:11,615 --> 00:33:12,616
‫نه.

541
00:33:16,995 --> 00:33:19,665
‫عالی شد. پس انگار کل عمرمون
‫همه داشتن بهمون دروغ می‌گفتن.

542
00:33:21,959 --> 00:33:24,002
‫ راستش خیلی نامردیه.

543
00:33:27,840 --> 00:33:29,633
‫چرا می‌خواستن
‫ما رو جدا نگه دارن؟

544
00:33:31,468 --> 00:33:32,469
‫ما خواهریم.

545
00:33:41,812 --> 00:33:43,147
‫گفتی تو رو به سرپرستی گرفتن؟

546
00:33:44,022 --> 00:33:45,023
‫آره.

547
00:33:50,779 --> 00:33:51,905
‫پس نسبتی با هم نداریم.

548
00:33:53,782 --> 00:33:55,200
‫تو خواهرم نیستی.

549
00:34:00,205 --> 00:34:01,665
‫همین الان برمی‌گردی نیویورک.

550
00:34:02,750 --> 00:34:04,334
‫برای همیشه‌م باشه
‫که چه بهتر.

551
00:34:22,394 --> 00:34:23,395
‫سلام.

552
00:34:23,479 --> 00:34:24,897
‫- سلام.
‫- دنبالت می‌گشتم.

553
00:34:25,397 --> 00:34:28,358
‫- سلام.
‫- خب...

554
00:34:28,442 --> 00:34:30,402
‫- چقدر بد بود؟
‫- خب...

555
00:34:31,737 --> 00:34:33,530
‫بخوام توصیفش کنم...

556
00:34:35,741 --> 00:34:36,742
‫داغونم کرد.

557
00:34:37,201 --> 00:34:38,452
‫لعنتی.

558
00:34:39,077 --> 00:34:40,871
‫- از من متنفره.
‫- چی؟

559
00:34:40,954 --> 00:34:45,042
‫- آره.
‫- نه، نیست، خب؟ رامونا...

560
00:34:46,418 --> 00:34:47,920
‫آدم پیچیده‌ایه.

561
00:34:48,962 --> 00:34:53,509
‫سال سختی رو داشته...
‫یا راستش دو سال سختی رو داشته.

562
00:34:53,592 --> 00:34:58,305
‫گوردون تنها کسی بود که داشته.
‫الان تنهاست، می‌دونی؟

563
00:35:01,934 --> 00:35:05,103
‫ببخشید، منظورم این نبود که...
‫منظورم این نبود تو خانواده‌ش نیستی.

564
00:35:05,187 --> 00:35:06,563
‫- ببخشید. منظورم...
‫- نه.

565
00:35:06,647 --> 00:35:08,690
‫- من اصلاً این‌طوری برداشت نکردم.
‫- باشه. ببخشید.

566
00:35:09,858 --> 00:35:12,110
‫نه، مشکلی نیست،
‫مشکلی نیست. آره.

567
00:35:12,528 --> 00:35:13,821
‫خب واقعاً هم نیستیم، پس...

568
00:35:17,950 --> 00:35:19,243
‫باباش کجاست؟

569
00:35:21,787 --> 00:35:23,455
‫کلاً توی ماجرا نبوده.

570
00:35:24,540 --> 00:35:27,876
‫ظاهراً یه توریست ناشناس بوده که
‫گلدی باهاش رابطه کوتاهی داشته.

571
00:35:30,671 --> 00:35:32,756
‫ وقتی با بابای
‫من ازدواج کرده بود؟

572
00:35:32,840 --> 00:35:34,216
‫همینجوری گفتم

573
00:35:36,009 --> 00:35:38,846
‫ببخشید. این کارها اصلاً
‫به مامانم نمی‌خوره.

574
00:35:38,929 --> 00:35:44,226
‫که با یه آدم ناشناس رابطه
‫داشته باشه و بعد هیچ‌وقت...

575
00:35:44,309 --> 00:35:46,892
‫به شوهرش نگه که یه بچه‌ی دیگه هم
‫داره؟

576
00:35:46,934 --> 00:35:47,646
‫این دیگه، خیلی...

577
00:35:52,401 --> 00:35:54,778
‫فکر کنم اصلاً مامانم رو نمی‌شناسم، پس...

578
00:35:54,862 --> 00:35:56,864
‫من چه می‌دونم؟

579
00:36:01,410 --> 00:36:03,954
‫به نظر احتمالاً داستان خیلی
‫مفصل‌تر از این حرف‌هاست، نه؟

580
00:36:05,330 --> 00:36:06,331
‫ باید دید...

581
00:36:07,416 --> 00:36:10,836
‫واقعاً نمی‌دونم
‫باید چه‌کار کنم.

582
00:36:13,922 --> 00:36:15,674
‫به نظرت بهتره رام رو بکشم برم؟

583
00:36:16,967 --> 00:36:19,094
‫حس می‌کنی جواب‌هایی
‫که می‌خواستی رو گرفتی؟

584
00:36:21,346 --> 00:36:23,307
‫حس می‌کنم تازه
‫سرنخ‌ها رو پیدا کردم.

585
00:36:25,434 --> 00:36:26,727
‫شاید جوابت همین باشه.

586
00:36:34,693 --> 00:36:35,861
‫تو نیا.

587
00:36:40,699 --> 00:36:43,702
‫توی کیف سامسونتش پیدا
‫کردم بعد از اینکه فوت کرد...

588
00:36:45,078 --> 00:36:47,831
‫و فقط دلش رو
‫نداشتم بازش کنم.

589
00:36:48,665 --> 00:36:50,000
‫و الان حس می‌کنم مجبورم،

590
00:36:50,042 --> 00:36:51,877
‫چون اون گفت اونم
‫یه نامه داشته...

591
00:36:53,170 --> 00:36:55,255
‫پس، نه. ببخشید.

592
00:36:55,797 --> 00:36:59,301
‫مجبور نیستی بازش کنی فقط
‫چون اون یه نامه رو باز کرده.

593
00:37:00,594 --> 00:37:03,931
‫آره، ولی اگه چیزی
‫درباره اون توش باشه یا...

594
00:37:04,431 --> 00:37:05,432
‫منظورم اینه، ممکنه باشه.

595
00:37:08,644 --> 00:37:11,396
‫چرا عرضه ندارم بازش کنم؟

596
00:37:12,940 --> 00:37:14,782
‫چون این آخرین
‫نامه بازنشده‌ست...

597
00:37:14,824 --> 00:37:16,860
‫که قراره از پدربزرگت
‫داشته باشی.

598
00:37:18,070 --> 00:37:19,780
‫معلومه که دلت
‫نمی‌خواد بخونیش.

599
00:37:20,530 --> 00:37:21,530
‫غم‌انگیزه.

600
00:37:26,912 --> 00:37:27,955
‫خیلی سنگینه.

601
00:37:35,337 --> 00:37:36,380
‫تو بخونش.

602
00:37:37,005 --> 00:37:38,006
‫چی؟

603
00:37:38,090 --> 00:37:40,884
‫بلند نخونش. فقط توی
‫دلت بخون و بعد...

604
00:37:41,593 --> 00:37:42,109
‫نمی‌دونم،

605
00:37:42,151 --> 00:37:44,596
‫از روی قیافه‌ت می‌فهمم که
‫خودم می‌تونم بخونمش یا نه.

606
00:37:44,680 --> 00:37:46,682
‫صبر کن، مطمئنی؟

607
00:37:46,765 --> 00:37:50,769
‫آره. مشکلی نیست. به خدا،
‫اشکالی نداره. دیوونه‌بازی درنمیارم.

608
00:38:13,959 --> 00:38:14,793
‫چی شد؟

609
00:38:14,876 --> 00:38:16,712
‫می‌خوای بهت بگم؟

610
00:38:16,795 --> 00:38:20,632
‫نه، خب... بده؟
‫چون به نظر میاد بد باشه.

611
00:38:21,133 --> 00:38:22,467
‫- یعنی...
‫- خودت باید بخونیش.

612
00:38:26,596 --> 00:38:29,599
‫نه. نه-نه.

613
00:38:31,143 --> 00:38:33,812
‫آنی دروغ نمی‌گه.

614
00:38:36,106 --> 00:38:39,401
‫مامانم فقط یک دختر داشت،
‫اون هم من بودم. اون...

615
00:38:39,484 --> 00:38:42,696
‫اون دختره اصلاً مامانم رو نمی‌شناخت.
‫اصلاً امکان نداره.

616
00:38:42,779 --> 00:38:44,698
‫می‌دونم، می‌دونم.

617
00:38:45,657 --> 00:38:48,994
‫ولی رامونا،
‫تو هم نمی‌شناختیش.

618
00:38:58,336 --> 00:38:59,379
‫درسته. آره.

619
00:39:20,108 --> 00:39:21,318
‫فکر کنم بقیه‌ش رو
‫خودم بتونم برم.

620
00:39:22,694 --> 00:39:24,738
‫مطمئنی؟
‫من مشکلی ندارما، آخه...

621
00:39:24,821 --> 00:39:26,448
‫آره. مرسی.

622
00:39:30,368 --> 00:39:31,369
‫باشه.

623
00:40:01,942 --> 00:40:03,735
‫میای یا نه؟

624
00:40:05,000 --> 00:40:25,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

