﻿1
00:00:00,167 --> 00:00:01,961
‫آنچه گذشت در استرلینگ پوینت…

2
00:00:02,044 --> 00:00:03,129
‫تو پدرشی.

3
00:00:03,212 --> 00:00:05,798
‫متأسفم. هیچ‌وقت نمی‌خواستم
‫این‌طوری لو بره.

4
00:00:05,881 --> 00:00:07,967
‫پس نقشه‌ات چی بود؟
‫اصلاً نقشه‌ای داشتی؟

5
00:00:08,050 --> 00:00:09,593
‫خدایا، متنفرم از اینکه برگشتم اینجا.

6
00:00:09,677 --> 00:00:11,637
‫چطور ازش نمی‌ترسی؟

7
00:00:11,721 --> 00:00:12,888
‫چون دوستت دارم.

8
00:00:14,140 --> 00:00:15,433
‫-وای، خدای من!
‫-واو!

9
00:00:16,308 --> 00:00:18,644
‫رفتم بَری
‫با وکیل گوردون حرف بزنم.

10
00:00:19,437 --> 00:00:20,646
‫باید اینو امضا کنی.

11
00:00:20,730 --> 00:00:21,814
‫این چیه؟

12
00:00:21,897 --> 00:00:23,774
‫نمی‌خوام قیم من باشی.

13
00:00:23,858 --> 00:00:26,861
‫وقتی برگردیم شهر،
‫دوباره خودت می‌شی.

14
00:00:26,944 --> 00:00:28,154
‫راستش شاید همین‌جا بمونم.

15
00:00:28,237 --> 00:00:29,155
‫که چی کار کنی؟

16
00:00:29,238 --> 00:00:30,781
‫زندگی کنم.

17
00:00:30,865 --> 00:00:32,366
‫به بچه‌هام بگم کانادایی نیستن

18
00:00:32,450 --> 00:00:34,744
‫و راضیشون کنم برگردن خونه،
‫خیلی خوب می‌شه.

19
00:00:34,827 --> 00:00:37,913
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا استرلینگ پوینت
‫و تو و… رو ترک کنم.

20
00:00:37,997 --> 00:00:39,457
‫داشتی می‌گفتی الیس.

21
00:00:39,540 --> 00:00:40,624
‫-نه.
‫-چرا، داشتی می‌گفتی.

22
00:00:40,708 --> 00:00:42,376
‫- ما همدیگه رو بوسیدیم.

23
00:00:42,460 --> 00:00:43,294
‫می‌دونم.

24
00:00:43,377 --> 00:00:44,587
‫- خفه شو.
‫-توی کمد.

25
00:00:44,670 --> 00:00:46,547
‫چرا جوراب‌های بابات رو براش چک می‌کنی؟

26
00:00:46,630 --> 00:00:49,633
‫چون کوررنگه و سرمه‌ای رو با مشکی
‫اشتباه می‌گیره.

27
00:00:49,717 --> 00:00:53,137
‫فکر می‌کنم تو
‫خیلی خوب قایم می‌شی.

28
00:00:53,220 --> 00:00:55,139
‫اما اگه همین‌طوری جلو بری
‫و باهاش روبه رو بشی، چی؟

29
00:00:55,222 --> 00:00:56,682
‫باید توی یه لوله تف کنی.

30
00:00:56,766 --> 00:00:57,808
‫می‌تونم بپرسم چرا؟

31
00:00:57,892 --> 00:01:00,186
‫چون فکر می‌کنم شاید تو پدرم باشی.

32
00:01:01,186 --> 00:01:12,186
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

33
00:01:13,115 --> 00:01:15,701
‫باورم نمی‌شه
‫باید اینجا رو ترک کنم.

34
00:01:17,828 --> 00:01:20,956
‫آخه این دقیقاً
‫همون جاییه که باید باشم.

35
00:01:22,249 --> 00:01:23,667
‫-می‌فهمی چی می‌گم؟
‫-آره.

36
00:01:27,546 --> 00:01:29,924
‫-کنار دقیقاً همون کسی که باید باشم.
‫-آخی.

37
00:01:30,007 --> 00:01:32,259
‫ببخشید.
‫باید جدی‌تر می‌گفتمش.

38
00:01:34,386 --> 00:01:37,306
‫می‌تونیم برای هم نامه بنویسیم.
‫تا حالا نامه نوشتی؟

39
00:01:38,224 --> 00:01:40,392
‫-همیشه دلم می‌خواست یه چیزی مثل…
‫-چی؟

40
00:01:40,476 --> 00:01:42,228
‫…ماجرای هنری هشتم و آن بولین،

41
00:01:42,311 --> 00:01:44,647
‫البته نه دقیقاً. سرش رو بریدن.

42
00:01:45,648 --> 00:01:47,900
‫پس خیلی هم ایدئال نیست.

43
00:01:52,488 --> 00:01:53,405
‫خب…

44
00:01:55,199 --> 00:01:57,743
‫می‌خوای توی این چند روز آخرت
‫چه کار کنی؟

45
00:01:59,662 --> 00:02:01,539
‫هوم…

46
00:02:02,790 --> 00:02:04,834
‫خب، معلومه دیگه، همین کار.

47
00:02:06,000 --> 00:02:13,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

48
00:03:14,403 --> 00:03:16,906
‫-خوبی؟
‫-هوم‌هوم.

49
00:03:18,032 --> 00:03:19,909
‫آره، فقط یکم استرس دارم.

50
00:03:20,492 --> 00:03:21,994
‫اگه چیزی شده می‌تونی بهم بگی.

51
00:03:22,077 --> 00:03:22,912
‫می‌دونم.

52
00:03:23,787 --> 00:03:24,663
‫باشه.

53
00:03:41,639 --> 00:03:42,848
‫-به سلامتی.
‫-به سلامتی.

54
00:04:38,445 --> 00:04:39,822
‫-سلام.
‫-سلام.

55
00:04:40,447 --> 00:04:41,281
‫صبح بخیر.

56
00:04:49,832 --> 00:04:52,126
‫-چی؟
‫-بلند شدی دندون‌هات رو مسواک بزنی؟

57
00:04:52,209 --> 00:04:54,003
‫-نه.

58
00:04:54,086 --> 00:04:57,214
‫حقیقت آدم رو آزاد می‌کنه.
‫آرایشت رو کردی. اشکالی نداره.

59
00:04:57,297 --> 00:05:00,134
‫-نباید آرایش صبحگاهی رو فراموش کرد.
‫-هیچ‌کس همین‌جوری این شکلی نیست.

60
00:05:49,391 --> 00:05:50,517
‫این خوبه؟

61
00:05:54,396 --> 00:05:55,397
‫آره.

62
00:06:16,502 --> 00:06:18,504
‫نه،
‫علاقه‌ای ندارم، ممنون.

63
00:06:19,421 --> 00:06:20,255
‫نه.

64
00:06:21,840 --> 00:06:22,674
‫باشه.

65
00:06:24,593 --> 00:06:26,095
‫اوه.

66
00:06:53,455 --> 00:06:54,456
‫لعنتی.

67
00:07:20,065 --> 00:07:21,900
‫-حداقل آلَتت کار می‌کنه.

68
00:07:21,984 --> 00:07:23,485
‫من... باشه.

69
00:07:23,569 --> 00:07:28,657
‫پس اون صددرصد بچهٔ بیولوژیکی تو و مامانه؟

70
00:07:28,740 --> 00:07:32,077
‫یعنی، راستش رو بخوای،
‫اصلاً فکر نمی‌کردم همچین احتمالی وجود داشته باشه.

71
00:07:32,161 --> 00:07:33,328
‫ضمناً آنی، این موضوع...

72
00:07:33,954 --> 00:07:37,332
‫این هیچ چیزی رو
‫بین ما عوض نمی‌کنه یا...

73
00:07:37,416 --> 00:07:41,253
‫چرا همون لحظه‌ای که فکر کردی ممکنه حقیقت داشته باشه،
‫به من نگفتی؟

74
00:07:41,336 --> 00:07:43,213
‫نمی‌خواستم اگه حقیقت نداشت،
‫بی‌خودی نگرانت کنم.

75
00:07:43,297 --> 00:07:46,133
‫نمی‌خواستم بی‌دلیل
‫چند روز آخرت اینجا رو خراب کنم.

76
00:07:46,633 --> 00:07:49,469
‫تازه، من نمی‌خواستم...
‫نمی‌خواستم حقیقت داشته باشه.

77
00:07:50,554 --> 00:07:54,308
‫این‌طور نبود که از قبل چنین نقشه‌ای داشته باشم.

78
00:07:55,726 --> 00:07:58,896
‫برم آزمایش پدر بودن بدم؟
‫شاید مثلاً بابای مخفی یه نفر باشم.

79
00:07:58,979 --> 00:07:59,897
‫باشه، خواهش می‌کنم.

80
00:08:00,480 --> 00:08:01,607
‫از دستم عصبانی‌ای؟

81
00:08:01,690 --> 00:08:03,275
‫نه، از دستت عصبانی نیستم، رامونا.

82
00:08:04,234 --> 00:08:05,903
‫فقط...

83
00:08:05,986 --> 00:08:08,655
‫از دستت عصبانی نیستم.
‫فقط دارم هضمش می‌کنم.

84
00:08:08,739 --> 00:08:10,949
‫فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم...

85
00:08:12,743 --> 00:08:14,661
‫که اونا واقعاً پدر و مادرت هستن.

86
00:08:15,579 --> 00:08:18,707
‫ولی مگه تو نگفتی پدر و مادر آدم،
‫کسانی هستن که بزرگش کردن؟

87
00:08:18,790 --> 00:08:20,959
‫فکر کنم همه‌مون باید

88
00:08:21,043 --> 00:08:23,795
‫تا جایی که می‌تونیم،
‫همدیگه رو در این مورد درک کنیم.

89
00:08:25,631 --> 00:08:26,632
‫می‌تونیم بیرون حرف بزنیم؟

90
00:08:28,967 --> 00:08:29,968
‫آره، باشه.

91
00:08:39,061 --> 00:08:40,938
‫فکر کنم برم دستشویی.

92
00:08:41,521 --> 00:08:42,981
‫آره، برو.

93
00:08:46,276 --> 00:08:47,277
‫هی، اِم...

94
00:08:47,861 --> 00:08:49,613
‫نه، این... آره، اشکالی نداره.

95
00:08:51,698 --> 00:08:56,161
‫راستش بابت این موضوع باهات همدردی می‌کنم.
‫خبر خیلی شوکه‌کننده‌ایه.

96
00:08:56,245 --> 00:08:57,704
‫آره، می‌شه این‌جوری هم گفت.

97
00:08:58,830 --> 00:09:02,167
‫فقط نمی‌خوام دربارهٔ چیزی که ممکنه ازم بخوای،
‫پیش‌فرضی داشته باشم.

98
00:09:02,251 --> 00:09:05,128
‫فقط می‌تونم بگم اگه یه روزی خواستی
‫بیای نیویورک...

99
00:09:09,508 --> 00:09:12,219
‫-لطف داری. نمی‌خوام، ولی ممنون.

100
00:09:12,302 --> 00:09:16,348
‫اِم، ولی می‌خوام تأیید کنی
‫که دیگه سرپرست قانونی من نباشی.

101
00:09:17,849 --> 00:09:19,351
‫کی می‌خواد ازت مراقبت کنه؟

102
00:09:20,185 --> 00:09:21,144
‫خودم.

103
00:09:22,396 --> 00:09:24,273
‫نه، نه. غم‌انگیز نیست. فقط...

104
00:09:24,356 --> 00:09:26,692
‫این‌طوری نیست.
‫لازم نیست این کارو بکنی.

105
00:09:27,276 --> 00:09:29,569
‫جدی می‌گم، واقعاً این‌طوری نیست.
‫من به این وضعیت عادت دارم.

106
00:09:29,653 --> 00:09:32,531
‫یه مدتیه همین‌طوریه
‫و می‌خوام همین‌طور بمونه.

107
00:09:34,658 --> 00:09:36,118
‫این‌طوری همه‌مون می‌تونیم به زندگی‌مون ادامه بدیم و...

108
00:09:37,953 --> 00:09:40,539
‫یعنی فکر می‌کنی
‫همین‌جوری می‌تونیم ادامه بدیم؟

109
00:09:40,622 --> 00:09:41,623
‫آره.

110
00:09:47,254 --> 00:09:48,797
‫-باشه. من می‌خوام...
‫-آره.

111
00:10:03,562 --> 00:10:04,396
‫هی.

112
00:10:06,440 --> 00:10:07,441
‫اِم...

113
00:10:09,735 --> 00:10:10,736
‫دوستت دارم.

114
00:10:11,361 --> 00:10:12,362
‫تو دختر منی.

115
00:10:12,779 --> 00:10:14,489
‫هیچی اینو عوض نمی‌کنه، باشه؟

116
00:10:17,075 --> 00:10:20,120
‫برمی‌گردی طرفم؟ می‌تونیم حرف بزنیم یا...

117
00:10:20,954 --> 00:10:23,415
‫باشه. ولی دیگه نگو
‫که هیچ‌چیزی عوض نشده.

118
00:10:23,665 --> 00:10:25,042
‫واقعاً همه‌چیز عوض شده.

119
00:10:25,125 --> 00:10:27,586
‫دیگه حتی حس نمی‌کنم
‫اون خواهرم باشه.

120
00:10:27,669 --> 00:10:30,213
‫حس می‌کنم اون دختر توئه
‫و منم بچه‌خوانده‌ام.

121
00:10:30,297 --> 00:10:32,299
‫انگار من خواهر قلابی‌ام
‫و دختر قلابی‌اتم،

122
00:10:32,382 --> 00:10:34,343
‫و اون همونیه که
‫همیشه واقعاً می‌خواستی.

123
00:10:34,426 --> 00:10:35,719
‫اون واقعاً بچه‌ی معجزه‌ست.

124
00:10:35,802 --> 00:10:38,096
‫اَنی، بی‌خیال.
‫هیچ‌کدوم از اینا واقعیت نداره.

125
00:10:38,513 --> 00:10:41,183
‫تعجب می‌کنم که این‌طوری واکنش نشون می‌دی.

126
00:10:41,266 --> 00:10:44,186
‫ببخشید که دارم به یه موقعیت پیچیده

127
00:10:44,811 --> 00:10:47,606
‫و واقعاً به‌هم‌ریخته،
‫واکنش پیچیده‌ای نشون می‌دم،

128
00:10:48,023 --> 00:10:51,109
‫پس فقط ازت می‌خوام بفهمی که من...

129
00:10:51,193 --> 00:10:54,863
‫الان نمی‌تونم کاملاً خوب باشم.
‫نمی‌تونم با یه بشکن یهو حالم خوب بشه.

130
00:10:54,946 --> 00:10:56,907
‫منم خوب نیستم.
‫تمام زندگی رامونا رو از دست دادم.

131
00:10:56,990 --> 00:10:59,534
‫وای خدایا! دقیقاً منظورم همینه!

132
00:10:59,618 --> 00:11:03,580
‫-چی؟
‫-وقتی تو ناراحتی، منم خیلی ناراحت می‌شم.

133
00:11:04,331 --> 00:11:06,249
‫واقعاً نمی‌تونم تحملش کنم.

134
00:11:06,792 --> 00:11:08,960
‫داغونم می‌کنه. برای همین... بعدش درستش می‌کنم.

135
00:11:09,044 --> 00:11:11,380
‫ولی الان نمی‌تونم
‫برای تو درستش کنم.

136
00:11:11,463 --> 00:11:13,298
‫نمی‌تونم اینو برات درست کنم.

137
00:11:13,882 --> 00:11:15,550
‫معلومه که می‌خوام اوضاع رو بهتر کنم،

138
00:11:15,634 --> 00:11:18,428
‫و وانمود کنم حالم خوبه، ولی نیست،
‫چون من بچه‌ام.

139
00:11:19,888 --> 00:11:20,847
‫می‌فهمی؟

140
00:11:21,348 --> 00:11:23,100
‫من بچه‌ام.

141
00:11:30,816 --> 00:11:31,817
‫حق با توئه.

142
00:11:32,609 --> 00:11:33,610
‫معذرت می‌خوام.

143
00:11:36,071 --> 00:11:37,072
‫خیلی معذرت می‌خوام.

144
00:11:40,283 --> 00:11:41,159
‫من نمی‌خواستم...

145
00:11:43,286 --> 00:11:46,540
‫می‌دونم تو این کار خیلی خوب نیستم. من...
‫ولی واقعاً سعی کردم...

146
00:11:46,998 --> 00:11:50,293
‫فقط سعی می‌کردم ازت محافظت کنم
‫و بهترین زندگی رو برات بسازم، ولی می‌دونم.

147
00:11:50,377 --> 00:11:52,295
‫می‌دونم، می‌دونم،
‫ولی فقط حس می‌کنم...

148
00:11:54,631 --> 00:11:57,384
‫شاید، نمی‌دونم،
‫زندگی من اینجا برام بهتره.

149
00:12:04,057 --> 00:12:06,101
‫زندگی‌ات اینجا؟ جدی؟

150
00:12:06,643 --> 00:12:08,520
‫تو که اینجا زندگی‌ای نداری.

151
00:12:08,603 --> 00:12:10,730
‫این زندگی خیلی واقعی‌تر از اون زندگی مزخرفیه

152
00:12:10,814 --> 00:12:13,400
‫-که تو نیویورک دارم. واقعاً همین‌طوره.
‫-این فقط یه چیز تابستونیه.

153
00:12:13,483 --> 00:12:14,985
‫تو فقط یه سؤال ازم پرسیدی.

154
00:12:15,068 --> 00:12:18,029
‫تو چه کوفتی از تابستون من می‌دونی؟
‫تابستون من.

155
00:12:18,113 --> 00:12:20,615
‫فکر نمی‌کنم چیزی رو که دنبالش هستی پیدا کنی.

156
00:12:21,992 --> 00:12:24,327
‫فقط فکر نمی‌کنم پا گذاشتن جای پای مادرت

157
00:12:24,411 --> 00:12:27,539
‫و تلاش برای زندگی کردنِ زندگی‌ای که فکر می‌کرد می‌خواد

158
00:12:27,622 --> 00:12:29,583
‫چیزی رو که می‌خوای بهت بده.

159
00:12:29,666 --> 00:12:31,251
‫مادرت رو برنمی‌گردونه.

160
00:12:31,334 --> 00:12:32,752
‫باعث نمی‌شه...

161
00:12:34,254 --> 00:12:35,672
‫هیچ‌چیزی رو درست نمی‌کنه.

162
00:12:38,341 --> 00:12:40,260
‫کی می‌خوای به‌خاطر مردنش ببخشیش؟

163
00:12:43,597 --> 00:12:45,223
‫واسه همینه که نمی‌تونی به رامونا نگاه کنی؟

164
00:12:47,642 --> 00:12:49,186
‫چون خیلی شبیه اونه؟

165
00:13:01,281 --> 00:13:04,784
‫می‌دونی، کانر، من یه جورایی نقش مادر رو برات دارم.

166
00:13:04,868 --> 00:13:07,204
‫منم، دنیس.

167
00:13:07,287 --> 00:13:10,207
‫می‌تونی درباره چیزایی که داره می‌گذره باهام حرف بزنی.

168
00:13:10,290 --> 00:13:11,541
‫آخی.

169
00:13:11,625 --> 00:13:12,792
‫مرسی، بیگ دی.

170
00:13:13,543 --> 00:13:16,796
‫و... اگه بخوام کاملاً صادق باشم،

171
00:13:17,464 --> 00:13:21,510
‫یه مقدار از قارچ‌هات رو که توی کشوی کنار تختت نگه می‌داری برداشتم.

172
00:13:21,593 --> 00:13:23,887
‫-راستش، حسابی پرواز می‌کنم.

173
00:13:23,970 --> 00:13:25,430
‫چیزی هم برای من گذاشتی؟

174
00:13:31,770 --> 00:13:33,438
‫نه.

175
00:13:33,688 --> 00:13:35,857
‫یه‌کم خنده‌داره.

176
00:13:35,941 --> 00:13:40,320
‫یعنی بابام و مادرِ مُرده‌م یه بچه واقعی دارن؟

177
00:13:40,403 --> 00:13:42,656
‫یعنی چه شوخی روان‌پریشانه‌ای.

178
00:13:43,698 --> 00:13:45,242
‫اون راکونه خیلی مهربون به نظر میاد.

179
00:13:45,325 --> 00:13:50,080
‫کانر عزیزم، فکر نمی‌کنم واقعاً به نظرت خنده‌دار بیاد.

180
00:13:52,999 --> 00:13:54,668
‫می‌دونی، احتمالاً تو از همه...

181
00:13:55,794 --> 00:13:58,463
‫از نظر عاطفی باهوش‌ترین آدمِ خانواده‌تی.

182
00:14:00,840 --> 00:14:03,969
‫و می‌دونی، تحمل این بار می‌تونه خیلی سنگین باشه.

183
00:14:04,511 --> 00:14:05,428
‫ممنون.

184
00:14:06,012 --> 00:14:07,556
‫ولی من می‌فهممت، رفیق.

185
00:14:10,308 --> 00:14:12,227
‫فکر می‌کنی اون راکونه دیستمپر داره؟

186
00:14:15,230 --> 00:14:16,356
‫اون صندوق پسته.

187
00:14:17,107 --> 00:14:18,858
‫باشه، خوبه. خوشحالم حالش خوبه.

188
00:14:27,409 --> 00:14:28,368
‫انی؟

189
00:14:29,160 --> 00:14:30,704
‫-سلام.
‫-سلام.

190
00:14:32,581 --> 00:14:33,748
‫دنبالت می‌گشتم.

191
00:14:47,304 --> 00:14:48,305
‫خوبی؟

192
00:15:14,164 --> 00:15:16,458
‫فکر کنم انی فقط یه کم زمان می‌خواد.

193
00:15:17,542 --> 00:15:21,087
‫آره. نمی‌دونم، فقط حس می‌کنم...
‫الان همه‌چیز خیلی فرق کرده.

194
00:15:21,171 --> 00:15:22,172
‫اوهوم.

195
00:15:23,340 --> 00:15:26,217
‫حس می‌کنم اگه بخوام

196
00:15:26,926 --> 00:15:30,055
‫نمی‌دونم، یه روزی بخوام بشناسمش یا مثلاً

197
00:15:30,930 --> 00:15:31,765
‫برم نیویورک،

198
00:15:31,848 --> 00:15:33,099
‫احتمالاً دیگه نمی‌تونم این کارو بکنم

199
00:15:33,183 --> 00:15:35,393
‫چون واقعاً حس می‌کنم اون با این قضیه مشکل پیدا می‌کنه.

200
00:15:35,477 --> 00:15:37,062
‫انگار دارم باباشو ازش می‌دزدم.

201
00:15:38,146 --> 00:15:39,189
‫چی؟ یعنی، مثلاً...

202
00:15:40,065 --> 00:15:43,401
‫فکر می‌کنی بری اونجا و باهاش رابطه داشته باشی؟

203
00:15:43,902 --> 00:15:44,778
‫نمی‌دونم.

204
00:15:45,278 --> 00:15:46,112
‫آها.

205
00:15:47,405 --> 00:15:48,531
‫چی؟

206
00:15:48,615 --> 00:15:49,699
‫نه، هیچی.

207
00:15:49,783 --> 00:15:52,118
‫نه، معلومه یه چیزی هست.

208
00:15:52,202 --> 00:15:54,079
‫-چی--
‫-نه، نه، نه، فقط...

209
00:15:54,162 --> 00:15:56,373
‫نمی‌دونستم اصلاً به این فکر می‌کنی که، مثلاً،

210
00:15:57,415 --> 00:16:00,085
‫-شاید توی نیویورک زندگی کنی.
‫-من نگفتم دارم اسباب‌کشی می‌کنم.

211
00:16:00,168 --> 00:16:03,296
‫اگه می‌خوای باهاش رابطه داشته باشی،
‫باید یه مدتی اونجا زندگی کنی.

212
00:16:04,339 --> 00:16:05,173
‫مگه نه؟

213
00:16:05,256 --> 00:16:07,133
‫باشه، ببخشید.
‫الان چه خبره؟

214
00:16:07,217 --> 00:16:08,677
‫نه، خبری نیست.

215
00:16:09,094 --> 00:16:11,846
‫-به نظر میاد که--
‫-عزیزم، فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم چی شده.

216
00:16:11,930 --> 00:16:12,889
‫-ببخشید.
‫-باشه، آره.

217
00:16:12,972 --> 00:16:16,393
‫پنج دقیقه پیش این‌قدر مطمئن بودی
‫که نمی‌خوای هیچ کاری با اون مرد داشته باشی.

218
00:16:16,476 --> 00:16:18,812
‫کلاً شدیداً مخالفش بودی.

219
00:16:18,895 --> 00:16:22,148
‫داشتی درباره این حرف می‌زدی که
‫زمستون بیام پیشت زندگی کنم.

220
00:16:22,607 --> 00:16:24,693
‫-هنوز می‌خوای این کارو بکنم؟
‫-آره، فقط...

221
00:16:25,402 --> 00:16:29,489
‫رفیق، تازه فهمیدم
‫پدر بیولوژیکیم استیونه.

222
00:16:29,948 --> 00:16:32,033
‫-هوم.
‫-استیون. یعنی...

223
00:16:33,243 --> 00:16:35,995
‫-فقط دارم بلندبلند فکر می‌کنم. من نمی‌-
‫-آره، می‌دونم.

224
00:16:36,538 --> 00:16:38,623
‫-باشه.
‫-آره، منم دارم بلندبلند فکر می‌کنم.

225
00:16:39,958 --> 00:16:41,418
‫می‌دونم آخرش چی می‌شه.

226
00:16:41,501 --> 00:16:43,586
‫-می‌دونی آخرش چی می‌شه؟
‫-آره.

227
00:16:43,670 --> 00:16:45,839
‫-باشه، بگو.
‫-تو می‌ری نیویورک.

228
00:16:45,922 --> 00:16:48,383
‫اونجا رو بیشتر از اینجا دوست خواهی داشت،
‫چون نیویورکه،

229
00:16:48,466 --> 00:16:51,094
‫هیجان‌انگیز و باحاله،
‫و پول هم دستت میاد.

230
00:16:51,177 --> 00:16:52,512
‫سفر می‌کنی، هر کاری دلت بخواد می‌کنی،

231
00:16:52,595 --> 00:16:54,431
‫همه این چیزهای خفن و دیوونه‌وار رو تجربه می‌کنی

232
00:16:54,514 --> 00:16:56,015
‫و منو فراموش می‌کنی.

233
00:16:56,099 --> 00:16:58,143
‫دیگه برنمی‌گردی. اشکالی هم نداره.

234
00:16:58,226 --> 00:17:01,146
‫مونا، باشه، فهمیدم.

235
00:17:01,646 --> 00:17:03,606
‫به‌خاطرش هم نمی‌تونم سرزنشت کنم.

236
00:17:03,690 --> 00:17:05,692
‫صددرصد. خیلی هم عالی.

237
00:17:07,402 --> 00:17:09,446
‫فکر می‌کردم منو
‫یه کم بهتر از اینا می‌شناسی.

238
00:17:11,281 --> 00:17:13,032
‫اونا، نگام کن، من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم.

239
00:17:13,116 --> 00:17:15,577
‫-آره، باشه.
‫-عمراً همچین کاری بکنم.

240
00:17:15,660 --> 00:17:16,870
‫الان اینو می‌گی.

241
00:17:20,707 --> 00:17:22,834
‫خوبه که می‌دونم این‌قدر منو پست می‌دونی. عالیه.

242
00:17:22,917 --> 00:17:26,421
‫-نه، بابا، منظورم این نیست.
‫-چه عالی. آره، آره، من دیگه می‌رم.

243
00:17:26,504 --> 00:17:30,592
‫نه، نرو. رامونا، قرار گذاشته بودیم
‫که این بدترین کار ممکنه.

244
00:17:30,675 --> 00:17:32,761
‫-برام مهم نیست.
‫-بیا فقط درباره‌ش حرف بزنیم.

245
00:17:32,844 --> 00:17:34,471
‫-برات مهم نیست؟
‫-نه، مهم نیست.

246
00:17:34,554 --> 00:17:37,891
‫الان کاملاً برام روشنه که
‫برات مهم نیست من دارم چی می‌کشم.

247
00:17:37,974 --> 00:17:40,268
‫این‌همه بی‌تفاوتی واقعاً باورنکردنیه.

248
00:17:40,351 --> 00:17:43,229
‫فقط برات مهمه که این قضیه
‫چه تأثیری روی تو می‌ذاره

249
00:17:43,313 --> 00:17:46,191
‫و روی زندگی و خوشبختی
‫و حال خوبت، و...

250
00:17:47,901 --> 00:17:50,904
‫هیچ‌کدوم از اینا واقعاً درباره من نیست.

251
00:17:53,406 --> 00:17:54,491
‫همه‌ش درباره خودته.

252
00:17:54,824 --> 00:17:56,826
‫درباره توئه
‫و عقده‌های لعنتی‌ات با مادرت.

253
00:17:56,910 --> 00:17:59,204
‫چون فکر می‌کنی منم مثل اون ترکت می‌کنم.

254
00:17:59,287 --> 00:18:01,664
‫من هیچ‌وقت هیچ دلیلی بهت ندادم که همچین فکری کنی.

255
00:18:01,748 --> 00:18:03,958
‫- عاشقشم.
‫- من واقعاً هیچ‌وقت حتی ترکت نکردم.

256
00:18:04,042 --> 00:18:07,796
‫آفرین. آفرین. تا جایی که می‌تونستی منو از خودت روندی.

257
00:18:08,379 --> 00:18:10,632
‫خوشت اومد؟ حس خوبی داشت؟

258
00:18:10,715 --> 00:18:12,175
‫- من خوشم اومد؟
‫- عالی بود.

259
00:18:13,343 --> 00:18:16,638
‫دقیقاً همون چیزی بود که می‌خواستم، عزیزم.
‫مرسی. خیلی خوب.

260
00:18:17,472 --> 00:18:19,182
‫اونا، من... من نمی‌خواستم...

261
00:18:19,265 --> 00:18:21,935
‫نه، اشکالی نداره. خوبه.

262
00:18:22,852 --> 00:18:24,604
‫- بهتره همین‌جا تمومش کنیم.
‫- متأسفم.

263
00:18:24,687 --> 00:18:27,315
‫باید قبل از اینکه بیشتر به هم آسیب بزنیم، تمومش کنیم. اشکالی نداره.

264
00:18:31,027 --> 00:18:34,322
‫این دیگه یعنی چی؟
‫تو که به من آسیب نمی‌زنی. نمی‌دونم...

265
00:18:34,405 --> 00:18:38,368
‫نمی‌دونم، فقط حس می‌کنم الان وقتِ ما نیست، و اشکالی هم نداره.

266
00:18:38,451 --> 00:18:40,703
‫- الان وقت ما نیست؟
‫- نه، نیست.

267
00:18:40,787 --> 00:18:42,664
‫واضحه که این رابطه دیگه جواب نمی‌ده.

268
00:18:42,747 --> 00:18:45,250
‫- پس همین‌طوری از هم جدا می‌شیم؟
‫- آره، فکر می‌کنم باید همین کارو بکنیم.

269
00:18:46,417 --> 00:18:48,545
‫فکر می‌کنم این به نفع هردومونه.

270
00:18:49,671 --> 00:18:51,589
‫تو فکر می‌کنی این به نفعمونه...

271
00:18:51,673 --> 00:18:55,176
‫پس الان تویی که یک‌طرفه درباره وضعیت رابطه‌مون تصمیم می‌گیری؟

272
00:18:55,760 --> 00:18:58,513
‫- باید بری دنیا رو ببینی.
‫- نمی‌خوام برم دنیا رو ببینم.

273
00:18:58,596 --> 00:19:00,223
‫می‌خوای. برو.

274
00:19:00,974 --> 00:19:02,100
‫بهم بگو چه‌جوریه.

275
00:19:08,690 --> 00:19:09,691
‫خوش بگذره.

276
00:19:32,380 --> 00:19:35,300
‫خیلی عذاب وجدان دارم که با رامونا چطور برخورد کردم.

277
00:19:35,508 --> 00:19:37,510
‫همه‌چی... همه‌چی درست می‌شه.

278
00:19:38,845 --> 00:19:39,762
‫واقعاً؟

279
00:19:43,600 --> 00:19:44,434
‫آره.

280
00:19:46,311 --> 00:19:50,273
‫ما این تابستون حسابی سختی کشیدیم، مگه نه؟

281
00:19:50,356 --> 00:19:53,109
‫- نمی‌دونم داری درباره چی حرف می‌زنی.

282
00:19:53,192 --> 00:19:55,236
‫تابستون من که خیلی بی‌حادثه بود.

283
00:19:55,320 --> 00:19:56,738
‫آره. نه، کاملاً. آره.

284
00:19:56,821 --> 00:19:59,449
‫خدایا. کاش فقط یه اتفاقی افتاده بود.

285
00:19:59,949 --> 00:20:03,536
‫خب، کدومش خسته‌کننده‌تر بود؟ وقتی فهمیدی بابات

286
00:20:03,620 --> 00:20:05,246
‫ممکنه بابای بهترین دوستت هم باشه،

287
00:20:05,330 --> 00:20:09,542
‫یا وقتی فهمیدیم پدر و مادرهامون با هم رابطه داشتن؟

288
00:20:09,626 --> 00:20:12,712
‫- آره، اون یه‌کم خسته‌کننده بود.
‫- چون اون یکی واقعاً افتضاح بود.

289
00:20:12,795 --> 00:20:14,088
‫- آره.
‫- اوم...

290
00:20:16,716 --> 00:20:19,719
‫درواقع هیچ‌کدوم.
‫فکر کنم خسته‌کننده‌ترین قسمتش

291
00:20:21,346 --> 00:20:22,931
‫تماشای ازدواج پدر و مادرم بود که...

292
00:20:23,014 --> 00:20:24,766
‫- کاملاً.
‫- ...از هم پاشید.

293
00:20:24,849 --> 00:20:27,894
‫- که واقعاً خیلی دردناکه.
‫- بی‌رحمانه‌ست.

294
00:20:27,977 --> 00:20:31,272
‫- ولی خنده‌داره. نه، واقعاً خنده‌داره.
‫- خنده‌دار نیست. واسه همینه که نمی‌خندم.

295
00:20:31,356 --> 00:20:34,817
‫نه، خواهش می‌کنم بخند.
‫تنها کاریه که ازمون برمیاد.

296
00:20:34,901 --> 00:20:36,277
‫- اشکالی نداره.
‫- راست می‌گی. راست می‌گی.

297
00:20:37,487 --> 00:20:38,488
‫راست می‌گی.

298
00:20:48,164 --> 00:20:49,123
‫این صورت رو ببین.

299
00:20:50,708 --> 00:20:54,212
‫- می‌خوام تا ابد بهش خیره بشم. چیه؟
‫- الیس، نه، نه.

300
00:20:54,295 --> 00:20:55,129
‫چیه؟

301
00:20:55,213 --> 00:20:56,547
‫نه، لازم نیست...

302
00:20:57,840 --> 00:21:00,760
‫لازم نیست کار رو برای خودمون سخت‌تر کنیم. اوم...

303
00:21:02,136 --> 00:21:04,222
‫برای هم نامه می‌نویسیم

304
00:21:04,305 --> 00:21:06,724
‫با هم حرف می‌زنیم و به هم سر می‌زنیم. خوبه.

305
00:21:09,268 --> 00:21:10,269
‫آنی.

306
00:21:11,145 --> 00:21:12,146
‫چیه؟

307
00:21:18,403 --> 00:21:19,570
‫الیس، نه.

308
00:21:21,531 --> 00:21:22,740
‫خیلی دلم برات تنگ می‌شه.

309
00:21:22,824 --> 00:21:25,451
‫خواهش می‌کنم نذار این جدایی
‫بیشتر از چیزی که باید درد داشته باشه.

310
00:21:26,285 --> 00:21:27,578
‫خواهش می‌کنم.

311
00:21:54,188 --> 00:21:55,481
‫فکر کنم ما...

312
00:21:55,565 --> 00:21:57,275
‫فکر کنم باید بذاریم این دردش رو داشته باشه.

313
00:22:04,782 --> 00:22:05,658
‫باشه؟

314
00:22:07,243 --> 00:22:08,202
‫آره.

315
00:22:09,704 --> 00:22:10,621
‫آره.

316
00:22:12,790 --> 00:22:13,791
‫نه.

317
00:22:19,000 --> 00:22:26,000


318
00:22:31,768 --> 00:22:33,102
‫نمی‌خوام برم.

319
00:22:35,938 --> 00:22:38,024
‫باشه. می‌دونم گفتی

320
00:22:38,107 --> 00:22:40,651
‫می‌خوای چند جور قارچ مختلف رو امتحان کنی،

321
00:22:40,735 --> 00:22:43,905
‫برای همین یه‌کم قارچ شاهی و انوکی گرفتم،

322
00:22:43,988 --> 00:22:45,156
‫یه‌کم قارچ لابستر هم گرفتم.

323
00:22:45,239 --> 00:22:47,658
‫کدوم‌یکی از اینا باعث می‌شه
‫دوباره راکون ببینم؟

324
00:22:48,242 --> 00:22:50,369
‫-چی؟ راکون؟

325
00:22:52,747 --> 00:22:53,915
‫-تموم شد.
‫-چی؟

326
00:22:53,998 --> 00:22:55,333
‫چی... چی تموم شد؟

327
00:22:56,501 --> 00:22:57,627
‫اونا باهام به هم زد.

328
00:22:58,211 --> 00:22:59,837
‫-نه! وای خدای من، عزیزم.
‫-صبر کن، نه!

329
00:22:59,921 --> 00:23:02,715
‫چی شد؟ شما دوتا محشر بودین،
‫مثل برت و ارنی.

330
00:23:02,799 --> 00:23:05,009
‫باشه، بیا بشین. الان برمی‌گردم، باشه؟

331
00:23:05,093 --> 00:23:06,677
‫سالی، برام غذا نیار.

332
00:23:06,761 --> 00:23:10,431
‫هرقدر دلم بخواد بهت غذا می‌دم،
‫چون همیشه حالت رو بهتر می‌کنه.

333
00:23:10,515 --> 00:23:12,266
‫-الان بالا میارم.
‫-الان برمی‌گردم.

334
00:23:16,062 --> 00:23:17,396
‫من باید چی‌کار کنم؟

335
00:23:19,273 --> 00:23:21,818
‫آنی ازم عصبانیه و اونا ازم متنفره.

336
00:23:21,943 --> 00:23:23,986
‫باورم نمی‌شه دارم اینو می‌گم، ولی...

337
00:23:25,696 --> 00:23:27,490
‫من از اینجا متنفرم، لعنتی.

338
00:23:28,491 --> 00:23:31,119
‫انگار همه‌چی فقط درد داره.

339
00:23:35,164 --> 00:23:36,666
‫می‌دونی می‌تونی چی‌کار کنی؟

340
00:23:37,416 --> 00:23:38,292
‫چی‌کار؟

341
00:23:40,920 --> 00:23:42,213
‫اون خراب‌شده رو بفروش.

342
00:23:43,005 --> 00:23:48,136
‫یعنی اگه بفروشیش، می‌تونی بری
‫و تا آخر عمر هر کاری دلت خواست بکنی.

343
00:23:48,970 --> 00:23:51,597
‫دنِیز که از قبل یه پیشنهاد جور کرده.

344
00:23:51,681 --> 00:23:56,227
‫توی یه پوشه کوچولوی شیک بهم تحویلش داد،
‫پس معلومه کاملاً رسمیه.

345
00:23:56,310 --> 00:23:59,188
‫فقط به آنی بگو می‌خوای چی‌کار کنی.

346
00:23:59,272 --> 00:24:02,108
‫قول داده هر تصمیمی بگیری،
‫همون رو قبول کنه.

347
00:24:02,191 --> 00:24:06,904
‫با اینکه خودم رو از کل این معامله کشیدم کنار،
‫ولی واقعاً دوستت دارم.

348
00:24:07,488 --> 00:24:10,950
‫تازه این قبل از این بود که بفهمم
‫بابام اهداکننده اسپرم تو بوده،

349
00:24:11,033 --> 00:24:12,702
‫پس الان علاقه‌م دوبرابره.

350
00:24:14,162 --> 00:24:16,122
‫-فکر کنم منم دوستت دارم.
‫-تعجبی نداره.

351
00:24:16,205 --> 00:24:17,999
‫-لزبین‌ها معمولاً ازم خوششون میاد.
‫-باشه.

352
00:24:19,125 --> 00:24:21,502
‫یعنی،
‫نمی‌خوای سفر کنی؟

353
00:24:21,586 --> 00:24:24,672
‫نمی‌دونم،
‫مثلاً یه جای باحال مثل ایتالیا درس بخونی.

354
00:24:24,755 --> 00:24:28,885
‫باهوشی. یعنی کتاب می‌خونی،
‫نه از اون مدل مردهایی که فقط می‌خوان خودی نشون بدن.

355
00:24:28,968 --> 00:24:31,554
‫یه‌جورایی هم قیافه‌ت ایتالیاییه.
‫احتمالاً اونجا خیلی بهت خوش می‌گذره.

356
00:24:32,388 --> 00:24:33,222
‫تازه، منظورم اینه که

357
00:24:34,348 --> 00:24:37,935
‫دیگه چی برای از دست دادن داری؟
‫تقریباً همه‌چی رو از قبل از دست دادی.

358
00:24:40,104 --> 00:24:41,731
‫آره. باشه. لعنتی.

359
00:24:41,814 --> 00:24:44,108
‫ببخشید. این دیگه… زیاده‌روی بود.

360
00:24:52,783 --> 00:24:54,869
‫باشه، پس فقط

361
00:24:54,952 --> 00:24:58,664
‫فرضاً اگه بخوام این کارو بکنم…

362
00:25:01,626 --> 00:25:04,629
‫هیچ اتفاقی برای الیس نمی‌افته

363
00:25:05,504 --> 00:25:06,505
‫یا برای اسکله.

364
00:25:08,549 --> 00:25:12,511
‫فرضاً، می‌تونی هر چیزی رو که می‌خوای
‫از این معامله حذف کنی.

365
00:25:33,199 --> 00:25:34,033
‫سلام.

366
00:25:36,244 --> 00:25:37,078
‫سلام.

367
00:25:38,788 --> 00:25:40,790
‫فقط می‌خوام دربارهٔ یه چیزی
‫باهات حرف بزنم.

368
00:25:41,249 --> 00:25:42,458
‫اگه می‌خوای بشینی.

369
00:25:45,419 --> 00:25:46,254
‫باشه.

370
00:25:49,090 --> 00:25:50,132
‫همه‌چی خوبه؟

371
00:25:50,925 --> 00:25:51,759
‫آره.

372
00:25:54,679 --> 00:25:55,554
‫می‌خوام بفروشمش.

373
00:25:57,348 --> 00:25:59,016
‫-بفروشی…
‫-جزیره رو بفروشم.

374
00:26:03,521 --> 00:26:04,397
‫چی؟

375
00:26:06,857 --> 00:26:08,150
‫ببخشید، من، ام…

376
00:26:10,027 --> 00:26:11,779
‫گیج شدم. چی… از کی تا حالا؟

377
00:26:11,862 --> 00:26:14,115
‫فهمیدم دیگه چیزی اینجا برام نمونده،
‫می‌فهمی؟

378
00:26:17,201 --> 00:26:18,452
‫-چی؟
‫-گوردون مرده،

379
00:26:18,536 --> 00:26:21,289
‫جو عملاً دیگه برام مرده،
‫من و اونا هم از هم جدا شدیم.

380
00:26:21,664 --> 00:26:23,874
‫-تو جدا شدی…
‫-تو واقعاً نمی‌خوای خواهرم باشی.

381
00:26:23,958 --> 00:26:27,086
‫در حد تئوری برات جالب بود،
‫ولی حالا که واقعیه، دیگه نمی‌خوایش.

382
00:26:27,169 --> 00:26:28,379
‫داری از کوره درمی‌ری.

383
00:26:31,090 --> 00:26:33,217
‫باشه. هیچ‌کدومش درست نیست.

384
00:26:33,301 --> 00:26:35,803
‫فقط حس می‌کنم بابای من
‫حالا بیشتر بابای توئه تا من.

385
00:26:35,886 --> 00:26:38,556
‫پس ببخشید که واکنشم به این موضوع
‫کاملاً ایدئال نیست.

386
00:26:41,392 --> 00:26:43,769
‫این خونه‌ته، رامونا.
‫اینجا رو دوست داری.

387
00:26:43,853 --> 00:26:46,397
‫اگه فقط به این خاطر دوستش داشته باشم
‫که چیز دیگه‌ای نمی‌شناسم چی؟

388
00:26:46,480 --> 00:26:49,191
‫اینجا بهترین جای دنیاست.
‫خودت همیشه اینو می‌گی.

389
00:26:49,275 --> 00:26:52,403
‫تو همه‌جای دنیا رو دیدی، آنی.

390
00:26:53,446 --> 00:26:54,739
‫و گوردون، اون

391
00:26:55,823 --> 00:26:59,827
‫از مرگ دخترش ضربهٔ روحی خورده بود،
‫بعد هم…

392
00:27:01,203 --> 00:27:03,164
‫اینجا گیر افتاده بود.
‫نمی‌تونست بره،

393
00:27:03,247 --> 00:27:05,708
‫و این‌همه اصول اخلاقی
‫و ارزش رو توی وجودم نهادینه کرد،

394
00:27:05,791 --> 00:27:09,879
‫ولی نمی‌دونم واقعاً
‫برای خودم مهم بودن یا نه.

395
00:27:09,962 --> 00:27:12,798
‫راستش، تهِ وجودم،
‫نمی‌دونم واقعاً بهشون باور دارم یا نه.

396
00:27:14,925 --> 00:27:17,219
‫و فروختن اینجا فقط…

397
00:27:19,180 --> 00:27:21,140
‫زندگیم رو… عوض می‌کنه.

398
00:27:21,223 --> 00:27:22,641
‫آره. آره.

399
00:27:23,893 --> 00:27:25,227
‫کاملاً درکت می‌کنم.

400
00:27:26,937 --> 00:27:27,813
‫ببخشید.

401
00:27:29,231 --> 00:27:30,941
‫من فقط… من، ام…

402
00:27:33,611 --> 00:27:36,655
‫نمی‌دونم پولش ارزش اینو داشته باشه
‫که خونه‌ت رو بفروشی

403
00:27:36,739 --> 00:27:40,201
‫-چون گزینه‌های زیادی هست، رامونا.
‫-تو که همه‌چی داشتی!

404
00:27:40,701 --> 00:27:42,203
‫تو که همه‌چی داشتی!

405
00:27:42,995 --> 00:27:45,414
‫کرم‌های صورتت رو که می‌بینم، بابا.

406
00:27:45,915 --> 00:27:48,334
‫تو هیچ‌وقت نگران هیچی نبودی.

407
00:27:50,544 --> 00:27:53,130
‫بد نیست که منم برای خودم
‫یه زندگی بزرگ‌تر بخوام.

408
00:27:53,214 --> 00:27:54,340
‫اصلاً بد نیست.

409
00:27:54,423 --> 00:27:56,467
‫ولی زندگی بزرگ‌تر،
‫راستش می‌تونه خیلی سخت‌تر باشه.

410
00:27:56,550 --> 00:27:58,260
‫کوچیکه‌ش هم می‌تونه سخت باشه!

411
00:28:00,262 --> 00:28:02,056
‫اگه به نیویورک فکر می‌کنی،

412
00:28:02,139 --> 00:28:04,642
‫نمی‌دونم چقدر ازش خوشت میاد،
‫رامونا.

413
00:28:04,725 --> 00:28:06,727
‫حتی برای من هم جای راحتی
‫برای زندگی نیست.

414
00:28:06,811 --> 00:28:08,646
‫برای همینه که شاید بخوام همین‌جا بمونم.

415
00:28:10,064 --> 00:28:12,191
‫اینجا خونهٔ مامان بود و اون می‌خواست--

416
00:28:12,274 --> 00:28:14,318
‫مامان مرده. مامان مرده.

417
00:28:16,529 --> 00:28:19,407
‫نمی‌تونیم ازش بپرسیم چی می‌خواسته.
‫من نمی‌دونم. تو هم نمی‌دونی.

418
00:28:21,158 --> 00:28:23,285
‫آنی، اون اینجا بزرگ شد
‫و بعد رفت.

419
00:28:27,164 --> 00:28:28,707
‫و بعد برگشت.

420
00:28:33,504 --> 00:28:35,714
‫می‌دونی چیه؟ من... بیا، اِم...

421
00:28:35,798 --> 00:28:38,175
‫چرا یه شب بهش فکر نکنیم و بخوابیم؟

422
00:28:38,259 --> 00:28:40,386
‫-نه. نه، ببخشید. نه.
‫-فقط...

423
00:28:42,513 --> 00:28:44,473
‫فردا صبح نظرم عوض نمی‌شه.

424
00:28:46,058 --> 00:28:48,602
‫رامونا، نمی‌تونی برای همچین تصمیم بزرگی
‫همون یه روزه تصمیم بگیری.

425
00:28:48,686 --> 00:28:50,312
‫فقط یه لحظه... یه لحظه صبر کن.

426
00:28:52,356 --> 00:28:54,775
‫چون فقط چیزی که تو می‌خوای مهمه.

427
00:28:55,568 --> 00:28:58,946
‫نمی‌خوای بفروشم، ولی لعنتی اصلاً هم
‫نمی‌خوای برم نیویورک.

428
00:29:00,573 --> 00:29:02,199
‫قول داده بودی، لعنتی.

429
00:29:12,251 --> 00:29:13,085
‫باشه.

430
00:29:14,044 --> 00:29:14,920
‫باشه؟

431
00:29:15,463 --> 00:29:16,589
‫آره، قول داده بودم.

432
00:29:18,048 --> 00:29:20,926
‫آره، قول داده بودم. گفتم
‫هر کاری بخوای می‌کنم، پس می‌کنم.

433
00:29:25,931 --> 00:29:26,807
‫باشه.

434
00:29:30,769 --> 00:29:32,271
‫-ممنون.
‫-هوم.

435
00:30:23,531 --> 00:30:24,615
‫رامونا؟

436
00:30:24,698 --> 00:30:25,533
‫بله؟

437
00:30:26,534 --> 00:30:28,369
‫تو... تو اونجایی خوابت برده؟

438
00:30:29,870 --> 00:30:30,704
‫آره.

439
00:30:45,094 --> 00:30:46,971
‫هیچی یادت نمیاد؟

440
00:30:48,764 --> 00:30:51,517
‫یعنی، یه چیزایی یادمه،
‫ولی انگار...

441
00:30:51,600 --> 00:30:54,395
‫واقعاً نمی‌دونم این
‫یه خاطرهٔ واقعیه

442
00:30:54,478 --> 00:30:56,814
‫یا فقط یه عکس
‫یا داستانیه که یکی برام تعریف کرده،

443
00:30:56,897 --> 00:31:00,150
‫پس احتمالاً واقعی نیست.

444
00:31:02,278 --> 00:31:04,613
‫توی تخت دراز کشیده بودیم
‫و اون پشتم رو می‌خاروند،

445
00:31:04,697 --> 00:31:06,365
‫همون‌جوری که آدم پشت یکی رو آروم می‌خارونه، می‌دونی؟

446
00:31:07,741 --> 00:31:09,952
‫و نفس کشیدنش رو حس می‌کردم،
‫و انگار...

447
00:31:11,036 --> 00:31:15,457
‫فقط احساس گرما می‌کردم،
‫انگار کاملاً امن بودم و بغلم کرده بودن.

448
00:31:41,692 --> 00:31:42,735
‫بفرما.

449
00:32:19,938 --> 00:32:20,773
‫ممنون.

450
00:32:34,495 --> 00:32:35,788
‫مامان؟

451
00:32:39,291 --> 00:32:40,125
‫اشکالی نداره.

452
00:32:44,129 --> 00:32:45,547
‫...در رودخونهٔ تنبل رو پایین می‌ریم.

453
00:32:46,382 --> 00:32:47,508
‫خوبه.

454
00:32:47,591 --> 00:32:49,843
‫بعدش می‌تونیم بریم...

455
00:32:54,807 --> 00:32:55,683
‫آره!

456
00:33:15,327 --> 00:33:16,370
‫سلام.

457
00:33:22,584 --> 00:33:25,003
‫عزیزم، بیا اینجا. بیا دیگه.

458
00:33:44,940 --> 00:33:46,358
‫خیلی متأسفم.

459
00:33:52,865 --> 00:33:54,032
‫اشکالی نداره.

460
00:34:47,544 --> 00:34:49,087
‫- رامونا؟
‫-هوم؟

461
00:34:49,671 --> 00:34:50,964
‫نمی‌تونم این کارو بکنم. ببخشید.

462
00:34:54,134 --> 00:34:55,135
‫چه کاری رو نمی‌تونی بکنی؟

463
00:34:55,219 --> 00:34:56,512
‫نمی‌شه فقط یه سال صبر کنیم؟

464
00:34:57,721 --> 00:35:00,140
‫خواهش می‌کنم. حس می‌کنم تازه دارم مامان رو می‌شناسم.

465
00:35:00,224 --> 00:35:03,310
‫نمی‌فهمیدم چقدر به اینجا نیاز دارم. ولی واقعاً دارم.

466
00:35:05,479 --> 00:35:06,855
‫باورم نمی‌شه.

467
00:35:06,939 --> 00:35:08,398
‫فقط دارم ازت یه سال وقت می‌خوام.

468
00:35:08,482 --> 00:35:11,068
‫حس می‌کنم اگه یه سال دیگه اینجا بمونم، می‌میرم.

469
00:35:11,151 --> 00:35:14,154
‫می‌دونم الان خیلی ناراحتی و بابتش واقعاً متأسفم.

470
00:35:15,697 --> 00:35:18,534
‫ولی تو فقط ۱۶ سالته، رامونا، و اگه اینجا رو بفروشی،

471
00:35:18,617 --> 00:35:20,911
‫بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌ت رو می‌کنی.

472
00:35:20,994 --> 00:35:24,540
‫به خدا قسم. خواهش می‌کنم درست و حسابی بهش فکر کن.

473
00:35:25,123 --> 00:35:27,709
‫دارم کاملاً منطقی فکر می‌کنم. خیلی هم واضح.

474
00:35:27,793 --> 00:35:28,710
‫منم همین‌طور.

475
00:35:30,003 --> 00:35:35,801
‫واقعاً حس می‌کنم مامان می‌خواست هردومون با هم اینجا باشیم.

476
00:35:35,884 --> 00:35:38,262
‫واقعاً؟ تو این‌طور فکر می‌کنی؟ واقعاً فکر می‌کنی مامان اینو می‌خواست؟

477
00:35:38,345 --> 00:35:41,139
‫یا شاید هم مثل من فکر می‌کنی؟

478
00:35:41,223 --> 00:35:45,310
‫یعنی تازه دارم می‌فهمم زندگی‌م، لعنتی، انگار...

479
00:35:46,478 --> 00:35:49,606
‫یه مشت مزخرفه و می‌خوام یه چیز جدید ببینم.

480
00:35:49,690 --> 00:35:54,653
‫ولی حالا چون تو نمی‌خوای بفروشی، من اینجا گیر افتادم؟

481
00:35:56,446 --> 00:35:58,448
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم. ببخشید.

482
00:36:00,909 --> 00:36:03,620
‫باشه. باشه. باشه.

483
00:36:09,376 --> 00:36:11,169
‫رامونا، من امروز می‌رم...

484
00:36:24,266 --> 00:36:25,309
‫الو؟

485
00:36:25,392 --> 00:36:27,519
‫سلام. با کانر جیکوبسون صحبت می‌کنم؟

486
00:36:27,811 --> 00:36:29,021
‫بله.

487
00:36:29,104 --> 00:36:32,441
‫سلام، کانر. من داون فیشر هستم، از مؤسسه فرزندخواندگی اوپن هارتس.

488
00:36:33,108 --> 00:36:36,862
‫در مورد درخواستت از مادر بیولوژیکی‌ت جواب گرفتیم.

489
00:36:36,945 --> 00:36:40,032
‫و اون خیلی دوست داره باهات تماس بگیره.

490
00:36:48,123 --> 00:36:49,041
‫سلام، میپل.

491
00:36:49,875 --> 00:36:50,709
‫سلام.

492
00:36:53,211 --> 00:36:55,964
‫اینجاست؟ می‌خوام باهاش حرف بزنم.

493
00:36:57,799 --> 00:36:58,800
‫نه.

494
00:37:00,135 --> 00:37:01,428
‫می‌دونی کی برمی‌گرده؟

495
00:37:04,097 --> 00:37:05,849
‫باشه. خب...

496
00:37:07,643 --> 00:37:10,354
‫اگه دیدیش، بهش بگو من برای همیشه اینجا گیر افتادم،

497
00:37:10,854 --> 00:37:12,522
‫اگه یه وقت خواست باهام حرف بزنه.

498
00:37:16,026 --> 00:37:16,860
‫ممنون.

499
00:37:19,613 --> 00:37:20,530
‫ببخشید.

500
00:37:21,114 --> 00:37:21,949
‫چی؟

501
00:37:22,491 --> 00:37:23,533
‫ببخشید.

502
00:37:26,411 --> 00:37:27,287
‫آره.

503
00:37:29,247 --> 00:37:30,248
‫آره، منم همین‌طور.

504
00:37:48,517 --> 00:37:51,103
‫می‌دونی مجبور کردن یه بچه به دروغ گفتن
‫چقدر کار مزخرفیه؟

505
00:37:51,186 --> 00:37:52,187
‫آره، می‌دونم.

506
00:37:53,021 --> 00:37:54,815
‫ببخشید. و ممنونم.

507
00:37:58,652 --> 00:38:00,404
‫چرا نمی‌خواستی باهاش حرف بزنی؟

508
00:38:02,239 --> 00:38:05,075
‫اگه می‌فهمید من اینجام،
‫کاری رو که باید انجام بده نمی‌کرد.

509
00:38:06,493 --> 00:38:09,371
‫خب، باید چی کار کنه؟

510
00:38:12,165 --> 00:38:14,001
‫باید کاری رو بکنه که به نفع خودشه.

511
00:38:18,171 --> 00:38:19,047
‫خوبی؟

512
00:38:19,131 --> 00:38:20,090
‫آره.

513
00:38:21,842 --> 00:38:22,676
‫آره.

514
00:38:23,552 --> 00:38:26,013
‫ـ مطمئنی؟
‫ـ آره، خوبم.

515
00:38:38,734 --> 00:38:39,568
‫سلام.

516
00:38:39,651 --> 00:38:40,652
‫سلام.

517
00:38:41,778 --> 00:38:44,865
‫فکر کنم الیس بیرونه و داره
‫هواپیما رو برات آماده می‌کنه.

518
00:38:47,784 --> 00:38:49,578
‫ـ باشه. ممنون. عالیه.
‫ـ به‌زودی برمی‌گرده.

519
00:38:49,661 --> 00:38:50,495
‫عالیه.

520
00:39:04,134 --> 00:39:06,053
‫دیشب خواب مادرم رو دیدم.

521
00:39:11,433 --> 00:39:12,434
‫جدی؟

522
00:39:13,935 --> 00:39:15,812
‫فکر می‌کنی از به‌هم ریختن زندگی‌اش
‫پشیمون شده بود؟

523
00:39:18,148 --> 00:39:22,736
‫نه، فکر کنم شاید بعضی کارها رو
‫یه کم متفاوت انجام می‌داد، ولی نه.

524
00:39:27,324 --> 00:39:28,492
‫اون...

525
00:39:30,077 --> 00:39:31,703
‫بالاخره خوشحال بود.

526
00:39:32,746 --> 00:39:36,083
‫راستش بهم گفت
‫کاش زودتر این کار رو کرده بود.

527
00:39:42,297 --> 00:39:45,884
‫پس بین وقتی که بابام ما رو برد
‫تا وقتی که مامانم مرد، چی شد؟

528
00:39:47,344 --> 00:39:50,430
‫ـ قرار بود برگرده؟
‫ـ معلومه که قرار بود برگرده.

529
00:39:52,057 --> 00:39:55,685
‫دو روز بعد از رفتنتون
‫برای نیویورک بلیت داشت.

530
00:39:56,394 --> 00:39:57,938
‫اولین بلیتی بود که تونسته بود گیر بیاره.

531
00:39:58,021 --> 00:39:59,356
‫ـ واقعاً؟
‫ـ آره.

532
00:40:00,232 --> 00:40:02,067
‫پس استرس اینکه بابام ما رو برده بود

533
00:40:02,150 --> 00:40:04,277
‫باعث شد زودتر از موعد
‫درد زایمانش شروع بشه یا...

534
00:40:04,361 --> 00:40:05,195
‫نه.

535
00:40:05,779 --> 00:40:08,031
‫ـ خب، مگه می‌شه علتش نبوده باشه؟
‫ـ نه، نه، نه.

536
00:40:10,325 --> 00:40:11,827
‫دکتر گفت نه.

537
00:40:12,828 --> 00:40:13,662
‫باشه؟

538
00:40:15,831 --> 00:40:17,165
‫اون مشکل قلبی داشت.

539
00:40:19,709 --> 00:40:20,961
‫یعنی، هیچ‌کس خبر نداشت.

540
00:40:23,421 --> 00:40:27,801
‫پس، یعنی...
‫دقیقاً اون شب چی شد؟

541
00:40:27,884 --> 00:40:28,969
‫انی، اِم...

542
00:40:30,595 --> 00:40:31,429
‫ببخشید، من...

543
00:40:32,639 --> 00:40:33,473
‫باشه.

544
00:40:35,934 --> 00:40:37,269
‫اون...

545
00:40:38,520 --> 00:40:39,479
‫درد داشت.

546
00:40:41,314 --> 00:40:46,945
‫نمی‌دونست درد زایمانه یا نه،
‫برای همین...

547
00:40:48,071 --> 00:40:49,531
‫با عجله بردمش بیمارستان.

548
00:40:51,449 --> 00:40:52,951
‫یادمه با خودم فکر می‌کردم...

549
00:40:54,911 --> 00:40:58,039
‫دیگه محال بود این قایق
‫بتونه سریع‌تر حرکت کنه، می‌دونی،

550
00:40:58,123 --> 00:41:00,458
‫ولی داشتیم با سرعت از روی دریاچه رد می‌شدیم.

551
00:41:01,710 --> 00:41:03,086
‫همین‌طور فشار می‌دادم و می‌رفتم.

552
00:41:03,170 --> 00:41:06,214
‫واقعاً دسته‌گاز رو خم کردم.

553
00:41:08,633 --> 00:41:09,759
‫و رسیدیم اونجا.

554
00:41:09,843 --> 00:41:14,347
‫فقط یادمه پر بود از دکتر و پرستار.

555
00:41:14,973 --> 00:41:15,932
‫خیلی شلوغ بود.

556
00:41:16,016 --> 00:41:18,476
‫هی منو هل می‌دادن بیرون.

557
00:41:18,560 --> 00:41:20,687
‫برای همین توی چارچوب در ایستاده بودم،

558
00:41:21,813 --> 00:41:23,190
‫که یه‌دفعه صدای یه تصادف اومد.

559
00:41:23,815 --> 00:41:25,442
‫یادمه به راهرو نگاه کردم،

560
00:41:26,818 --> 00:41:29,946
‫و یه دکتر، که از همه مسن‌تر بود،

561
00:41:30,739 --> 00:41:32,991
‫با عجله از سرِ راهرو پیچید،

562
00:41:33,617 --> 00:41:37,621
‫و خورد به یه ترالی پزشکی و همه‌چی پخش‌وپلا شد.

563
00:41:38,205 --> 00:41:40,832
‫و با تمام سرعت از کنارم رد شد و رفت توی اتاق،

564
00:41:42,042 --> 00:41:44,669
‫و یادمه همون‌جا بود که فهمیدم

565
00:41:44,753 --> 00:41:47,130
‫اوضاع خیلی خراب بود، می‌فهمی؟

566
00:41:49,841 --> 00:41:52,219
‫و اونا بردنش اتاق عمل.

567
00:41:52,302 --> 00:41:56,139
‫اتاق عمل؟ چی… چه عملـ… نمی‌دونستم عملش کردن.

568
00:41:56,223 --> 00:41:58,558
‫سزارین اورژانسی شد.

569
00:41:58,642 --> 00:42:00,101
‫نمی‌دونستم سزارین شده.

570
00:42:05,732 --> 00:42:07,067
‫ترسیده بود؟

571
00:42:10,946 --> 00:42:12,364
‫می‌دونی، مادرت

572
00:42:13,823 --> 00:42:17,285
‫شجاع‌ترین و نترس‌ترین آدمی بود

573
00:42:18,328 --> 00:42:20,038
‫که تا حالا می‌شناختم.

574
00:42:20,872 --> 00:42:24,209
‫وقتی داشتن می‌بردنش بیرون اتاق، چشم‌مون به هم افتاد،

575
00:42:25,919 --> 00:42:27,921
‫و یادمه بهم لبخند زد،

576
00:42:28,964 --> 00:42:32,884
‫انگار می‌خواست خیالم رو راحت کنه.

577
00:42:41,017 --> 00:42:42,018
‫بعدش چی شد؟

578
00:42:42,102 --> 00:42:44,104
‫خب، دیگه هیچ‌وقت ندیدمش.

579
00:42:44,980 --> 00:42:46,398
‫از اتاق عمل بیرون نیومد.

580
00:42:50,235 --> 00:42:52,070
‫پس هیچ‌وقت رامونا رو ندید؟

581
00:42:53,655 --> 00:42:55,282
‫بغلش نکرد؟ هیچ‌کدوم از این کارها؟

582
00:42:59,661 --> 00:43:00,495
‫نه.

583
00:43:04,499 --> 00:43:05,333
‫نه.

584
00:43:58,970 --> 00:43:59,888
‫سلام.

585
00:44:01,514 --> 00:44:03,099
‫خیلی خوشحالم که اومدی. داشتم…

586
00:44:03,725 --> 00:44:07,228
‫می‌دونی، امیدوار بودم قبل از رفتنم بتونم ببینمت.

587
00:44:07,812 --> 00:44:08,646
‫-اوم…
‫-آره.

588
00:44:10,231 --> 00:44:13,485
‫نمی‌دونم تو چه حالی هستی یا اصلاً…

589
00:44:14,486 --> 00:44:16,029
‫شاید توی یه دنیایی بشه…

590
00:44:17,572 --> 00:44:20,909
‫من و تو یه‌کم با هم وقت بگذرونیم. چون واقعاً می‌خوام…

591
00:44:50,939 --> 00:44:52,107
‫رامونا؟

592
00:44:53,024 --> 00:44:55,068
‫تو تمام عمرت دخترِ مامان‌مرده بودی.

593
00:44:56,903 --> 00:44:57,779
‫باشه.

594
00:44:57,862 --> 00:44:59,656
‫و همیشه اینجا رو داشتی و اون رو…

595
00:45:00,407 --> 00:45:03,451
‫همه خاطراتش رو، گوردون رو و… منظورم اینه…

596
00:45:03,535 --> 00:45:05,703
‫هر تابستون توی تخت اون می‌خوابیدی. یعنی، این…

597
00:45:07,831 --> 00:45:09,207
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست.

598
00:45:10,291 --> 00:45:11,292
‫منم اینو می‌خوام.

599
00:45:12,085 --> 00:45:13,962
‫منم نیاز دارم دخترِ مامان‌مرده باشم.

600
00:45:15,171 --> 00:45:17,465
‫و تو هیچ‌وقت فرصت نداشتی دخترِ یه پدرِ زنده باشی.

601
00:45:18,091 --> 00:45:19,217
‫ولی من این فرصت رو داشتم.

602
00:45:21,010 --> 00:45:23,012
‫من ۱۸ ساله که اینو دارم.

603
00:45:25,515 --> 00:45:27,100
‫هو...

604
00:45:28,017 --> 00:45:29,936
‫و راستش، اون واقعاً پدر خوبیه.

605
00:45:31,604 --> 00:45:33,064
‫و می‌خوام تو هم اینو داشته باشی.

606
00:45:33,148 --> 00:45:35,859
‫واقعاً می‌خوام تو هم اینو داشته باشی.

607
00:45:49,956 --> 00:45:51,666
‫تو لیاقت اینو داری که یکی مراقبت باشه.

608
00:45:52,542 --> 00:45:54,169
‫آره. نه، می‌دونم لیاقتش رو دارم.

609
00:45:56,713 --> 00:45:58,715
‫فقط... نمی‌دونم واقعاً می‌خوامش یا نه.

610
00:46:01,676 --> 00:46:02,552
‫خب، به‌نظرم...

611
00:46:04,220 --> 00:46:05,305
‫فکر می‌کنم بهش نیاز داری.

612
00:46:07,891 --> 00:46:09,142
‫تو از کجا می‌دونی من به چی نیاز دارم؟

613
00:46:15,190 --> 00:46:16,399
‫چون من خواهرتم.

614
00:46:26,784 --> 00:46:28,203
‫پس باید چیکار کنیم؟

615
00:46:29,203 --> 00:46:49,203
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

