﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:45,700 --> 00:00:49,700
♪ Led Zeppelin - That's the Way ♪

3
00:01:00,627 --> 00:01:02,053
سیرش زیادیه

4
00:01:02,588 --> 00:01:05,766
داری به‌م می‌گی که سیرش زیادیه؟ -
چطوره تو به من بگی، کارْم؟ -

5
00:01:17,394 --> 00:01:18,519
آره، زیادیه

6
00:01:18,520 --> 00:01:19,905
نگفتم؟

7
00:01:34,286 --> 00:01:37,422
...می‌دونی، اون چیزه... آم

8
00:01:38,165 --> 00:01:42,552
...چیز نشد... می‌دونی، نتیجه نداشت، پس

9
00:01:44,296 --> 00:01:45,597
کدوم چیزه؟

10
00:01:46,298 --> 00:01:47,599
ماشین‌های اجاره‌ای

11
00:01:49,009 --> 00:01:51,228
همون چیزه. آره

12
00:01:51,470 --> 00:01:52,771
متأسف‌ام

13
00:01:56,808 --> 00:01:58,768
می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟ -
اِی ریدم تو این شانس، کارْم -

14
00:01:58,769 --> 00:02:00,144
چیه، داداش؟ چیه خب؟ -
چیه؟ -

15
00:02:00,145 --> 00:02:01,771
نه، چی می‌خواستی بگی؟ -
فراموش‌ش کن پس، مایک. فراموش‌ش کن -

16
00:02:01,772 --> 00:02:04,148
.همه فکر می‌کردن احمقانه‌ست»
«...این کارِ همیشه‌ته. مرتیکه

17
00:02:04,149 --> 00:02:05,983
چی می‌خواستی بگی؟ -
نه. نه. نه. مایک -

18
00:02:05,984 --> 00:02:07,568
فقط می‌خواستم بپرسم
به تخم‌ت هست یا نه

19
00:02:07,569 --> 00:02:10,446
که چی به تخم‌م هست یا نه، کارْم؟
زری که ملت می‌زنن؟

20
00:02:10,447 --> 00:02:11,989
نه، اون به تخم‌م هم نیست -
نه -

21
00:02:11,990 --> 00:02:14,742
که صنعت ماشین‌های اجاره‌ای
به تخم‌ت بود یا نه

22
00:02:14,743 --> 00:02:17,379
نمی... نمی... نه

23
00:02:17,663 --> 00:02:19,747
نه، اون به تخم‌م نیست

24
00:02:19,748 --> 00:02:22,959
.باید اون رو هم بزنی
آخه لامصب صدای چسبیدن‌ش داره میاد

25
00:02:22,960 --> 00:02:24,553
خیلی‌خب

26
00:02:29,508 --> 00:02:31,101
پول‌ش رو از کجا گیر آوردی؟

27
00:02:31,385 --> 00:02:32,802
دومین‌باره که اون رو ازم می‌پرسی

28
00:02:32,803 --> 00:02:34,896
دومین‌باره که جواب ندادی

29
00:02:37,182 --> 00:02:38,650
پول‌لازم‌ای، کارْم؟

30
00:02:41,395 --> 00:02:44,146
اگه بخوام یه رستوران باز کنم چی؟

31
00:02:44,147 --> 00:02:45,648
این دیگه چه کوفتیه؟ -
چی؟ -

32
00:02:45,649 --> 00:02:48,192
چرا رستوران؟ -
چی‌ش بَده مگه؟ -

33
00:02:48,193 --> 00:02:51,788
تو که خودت یه رستوران داری -
آره، ولی این رستورانه قراره فرق داشته باشه -

34
00:02:54,741 --> 00:02:56,459
بیش‌تر تعریف کن

35
00:03:00,581 --> 00:03:05,677
ببین، تک‌تکِ خاطرات خوب ما
توی رستوران‌ها اتفاق افتاده، درسته؟

36
00:03:06,420 --> 00:03:10,381
مثل «بستنی هومر» بعد از بیس‌بال

37
00:03:10,382 --> 00:03:11,766
...آ

38
00:03:12,509 --> 00:03:15,970
می‌دونی، «اُمگا»، بعد از اون
جشن‌تولد عجیب‌غریب با مامان

39
00:03:15,971 --> 00:03:19,190
می‌دونی، نمی‌تونستیم جلوی خنده‌مون رو بگیریم -
...آره، وامونده -

40
00:03:20,267 --> 00:03:24,487
،ببین، مثلاً، همۀ این چیزهای خوب
...توی رستوران‌ها برامون اتفاق افتاد، چون

41
00:03:26,064 --> 00:03:28,357
نمی‌دونم، رستوران‌ها جای خاصی‌ان، درسته؟

42
00:03:28,358 --> 00:03:29,775
آره

43
00:03:29,776 --> 00:03:34,623
و مردم می‌رن رستوران
که به‌شون رسیدگی بشه

44
00:03:35,115 --> 00:03:39,201
خیلی‌خب؟ می‌رن رستوران که
،جشن بگیرن، که استراحت کنن

45
00:03:39,202 --> 00:03:42,255
که دو دقیقه به بدبختی‌هاشون فکر نکنن

46
00:03:43,665 --> 00:03:46,426
می‌دونی، مردم می‌رن رستوران
که کم‌تر احساس تنهایی کنن

47
00:03:48,712 --> 00:03:50,096
می‌دونی، حتی بابا

48
00:03:51,798 --> 00:03:53,174
منظورت چیه «بابا»؟

49
00:03:53,175 --> 00:03:56,844
نمی‌دونم. تنها زمانی که یادمه
،حتی ذره‌ای خوش‌حال بوده باشه

50
00:03:56,845 --> 00:04:00,181
زمانی بود که دربارۀ اون جای ایرلندی که
تو خیلی دوست‌ش داری حرف می‌زد

51
00:04:00,182 --> 00:04:02,475
اون رو یادته؟ یا پیغمبر

52
00:04:02,476 --> 00:04:03,559
چیه؟

53
00:04:03,560 --> 00:04:06,154
اون‌جا رو یادته؟ یادته اسم‌ش چی بود؟

54
00:04:08,774 --> 00:04:11,192
نه، یادم نیست -
عن‌دونی بود -

55
00:04:11,193 --> 00:04:13,495
.بوی آشغالدونی می‌داد
خود جهنم بود

56
00:04:15,238 --> 00:04:16,998
خب، اون دوست‌ش داشت -
آره -

57
00:04:26,041 --> 00:04:29,344
واقعاً همچین کاری می‌کنی؟
به بابا فکر می‌کنی؟

58
00:04:33,215 --> 00:04:34,683
چجوری بود؟

59
00:04:35,676 --> 00:04:38,520
...آم

60
00:04:39,513 --> 00:04:41,147
...نمی‌دونم، مثلاً

61
00:04:42,933 --> 00:04:45,485
مثلاً، آخرین‌باری که
باهاش حرف زدی کِی بود؟

62
00:04:47,938 --> 00:04:49,781
نمی‌دونم -
آره -

63
00:04:50,732 --> 00:04:52,033
اون رو احساس می‌کنی؟

64
00:04:53,902 --> 00:04:55,453
کمابیش همون‌جوری

65
00:04:56,071 --> 00:04:57,789
کارمی، اون اون‌جوری بود

66
00:04:59,157 --> 00:05:01,084
عوضی بود

67
00:05:03,120 --> 00:05:05,338
خب، رستوران رو همه دوست دارن -
هوم -

68
00:05:05,664 --> 00:05:06,831
حتی عوضی‌ها -
فکر نکنم، پسر -

69
00:05:06,832 --> 00:05:09,125
من تک‌تکِ روزهای عمرم رو توی رستوران‌ام

70
00:05:09,126 --> 00:05:12,837
قطعاً با هزاران نفر آشنا شده‌ام
که قطعاً رستوران دوست ندارن

71
00:05:12,838 --> 00:05:14,380
آره، خب، مال ما رو دوست خواهند داشت -
آره، چطور؟ -

72
00:05:14,381 --> 00:05:15,923
چون مال ماست -
کارمی، گوش کن -

73
00:05:15,924 --> 00:05:20,678
حالا چون جناب‌عالی «ناپا»ی وامونده بودی، باعث
نمی‌شه این کسب‌وْکار به‌گایی نباشه، می‌دونی؟
شهرستانی در ایالت کالیفرنیا که  :Napa ]
[ به شراب‌ها و رستوران‌هایش معروف است

74
00:05:20,679 --> 00:05:24,640
...حالا چون علف می‌ذاری روی بشقاب وْ مثلاً -
می‌دونم. نه، خودم می‌دونم. خیلی سخته -

75
00:05:24,641 --> 00:05:26,809
درسته؟ کون آدم پاره می‌شه -
روح‌ت هم خبر نداره -

76
00:05:26,810 --> 00:05:28,686
و همین-همین خاص‌ش می‌کنه، درسته؟

77
00:05:28,687 --> 00:05:31,564
...کون آدم پاره می‌شه
،و-و-و ناخوشاینده

78
00:05:31,565 --> 00:05:33,691
،و بی‌رحمانه‌ست، و دقیق‌ـه

79
00:05:33,692 --> 00:05:35,151
و هرکسی از پس‌ش برنمیاد

80
00:05:35,152 --> 00:05:37,370
درسته -
ولی من از پس‌ش برمیام، مایک -

81
00:05:39,489 --> 00:05:41,249
ببین، ما می‌تونیم

82
00:05:41,658 --> 00:05:44,419
خب؟ می‌تونیم-می‌تونیم-می‌تونیم
به مردم رسیدگی کنیم

83
00:05:45,036 --> 00:05:48,214
.می‌تونیم آروم‌ش کنیم
می‌تونیم لذیذش کنیم

84
00:05:48,415 --> 00:05:50,175
می‌تونیم موسیقی خوب پخش کنیم

85
00:05:52,169 --> 00:05:54,670
مردم دل‌شون می‌خواد
بیان اون‌جا جشن بگیرن. خیلی‌خب؟

86
00:05:54,671 --> 00:05:57,465
دل‌شون می‌خواد بعد از این‌که
روزِ فوق‌العاده‌ای داشتن، بیان اون‌جا

87
00:05:57,466 --> 00:06:00,769
و بعد از این‌که روزِ تخمی‌ای داشتن
حتی بیش‌تر دل‌شون می‌خواد بیان اون‌جا

88
00:06:03,346 --> 00:06:06,399
ما می‌تونیم دل مردم رو شاد کنیم، مایک

89
00:06:10,771 --> 00:06:12,238
خودم وْ خودت؟

90
00:06:14,232 --> 00:06:15,700
آره، خودم وْ خودت

91
00:06:19,738 --> 00:06:21,039
...یعنی

92
00:06:21,740 --> 00:06:23,833
واقعاً به این فکر کردی، هان؟

93
00:06:26,286 --> 00:06:28,171
حتی بوش رو هم می‌تونم حس کنم -
هوم -

94
00:06:30,290 --> 00:06:31,716
اسم‌ش رو چی می‌ذاری؟

95
00:06:35,003 --> 00:06:36,638
«می‌تونیم اسم‌ش رو بذاریم «رستوران مایکی

96
00:06:48,850 --> 00:06:50,151
...فکر کنم

97
00:06:50,352 --> 00:06:52,237
فکر کنم من یه اسم بهتر داشته باشم

98
00:06:58,652 --> 00:07:02,872
خب، اگه فردایی نباشه چی؟
امروز که نبود
[ «از فیلم «روز گراندهاگ ]

99
00:07:04,824 --> 00:07:08,211
!الو؟ الو

100
00:07:21,700 --> 00:07:25,700
♪ Sonny & Cher - I Got You Babe ♪

101
00:07:42,028 --> 00:07:43,404
،می‌دونی

102
00:07:43,405 --> 00:07:47,706
:بعضی‌ها به این لیوان نگاه می‌کنن و می‌گن
«می‌دونی، اون لیوان یه نیمه‌ش خالیه»

103
00:07:47,742 --> 00:07:51,170
:بعضی‌های دیگه می‌گن
«اون لیوان یه نیمه‌ش پُره»

104
00:07:51,705 --> 00:07:55,466
من فکر می‌کنم تو از اون‌هایی باشی که می‌گن
اون لیوان یه نیمه‌ش خالیه». درست می‌گم؟»

105
00:07:57,210 --> 00:08:00,471
،تو بودی چی‌کار می‌کردی
،اگه یه جا گیر کرده بودی

106
00:08:00,672 --> 00:08:04,893
و هر روز دقیقاً عین روز قبل بود، و هیچ‌کدوم
از کارهایی که می‌کردی، اهمیتی نداشت؟

107
00:08:33,700 --> 00:08:37,950
« نقد رستوران »
(Bare و Bear کمبود ضروریات اولیه » (بازی‌باکلمات با دو واژۀ »
« بِر از ناموزونیِ آشپزی رنج می‌برد »

108
00:09:14,700 --> 00:09:15,450
« به مایکی: اسم رستورانه «کریگان» بود؟ »

109
00:09:15,451 --> 00:09:17,451
(به مایکی: اسم رستورانه «کریگان» بود؟ » (تحویل داده نشد »

110
00:09:17,452 --> 00:09:21,352
(به مایکی: دل‌م برات تنگ شده داداش » (تحویل داده نشد »
(به مایکی: قوطی‌های رب رو پیدا کردم » (تحویل داده نشد »
(به مایکی: دربارۀ کلِربِر درست می‌گفتی » (تحویل داده نشد »
(به مایکی: امروز دل‌م هوات رو کرده » (تحویل داده نشد »

111
00:10:21,563 --> 00:10:23,865
باید یه‌خرده واضح‌تر بگی

112
00:10:29,571 --> 00:10:30,872
...من، آم

113
00:10:32,574 --> 00:10:36,035
،من به‌قدرکافی خوب نبودم
و باید بهتر باشم

114
00:10:36,036 --> 00:10:38,796
خیلی‌خب، فکر نمی‌کنم
اون برداشت درستی باشه

115
00:10:39,414 --> 00:10:40,715
برداشت درست‌ش چیه؟

116
00:10:41,791 --> 00:10:43,718
...آ

117
00:10:43,918 --> 00:10:47,430
شیکاگو تریبون» سه بار این‌جا»
توی سه رستوران مختلف غذا خورد

118
00:10:48,631 --> 00:10:50,224
و غذا خوب به نظر می‌رسید

119
00:10:50,967 --> 00:10:53,102
بعضی‌وقت‌ها

120
00:10:55,430 --> 00:10:57,022
از فضاش خوش‌شون نیومده

121
00:11:00,560 --> 00:11:05,615
،از هرج‌وْمرج‌ش خوش‌شون نیومد. و... آره
حقیقتاً، مطمئن نیستم من هم خوش‌م بیاد

122
00:11:07,192 --> 00:11:08,868
فکر می‌کنی من از هرج‌وْمرج خوش‌م میاد؟

123
00:11:11,112 --> 00:11:12,872
...منظورم اینه، من

124
00:11:13,239 --> 00:11:16,739
من فکر می‌کنم که تو فکر می‌کنی
نیازه که باذوق باشی

125
00:11:19,095 --> 00:11:21,245
می‌تونی به‌همون‌اندازه خوب
باشی. می‌تونی عالی باشی

126
00:11:21,247 --> 00:11:29,722
می‌دونی... بدونِ این نیاز به مثلاً آشفتگی
شاید حتی بتونی آشپز بهتری هم باشی

127
00:11:30,965 --> 00:11:32,841
مبارکه. زدی قشنگ ذوق‌م رو کور کردی

128
00:11:32,842 --> 00:11:35,019
خب، نیازی به‌ش نداری -
به ذوق؟ -

129
00:11:35,678 --> 00:11:37,230
به ناکارآمدی

130
00:11:40,475 --> 00:11:41,892
داری از کار میوفتی

131
00:11:41,893 --> 00:11:43,736
می‌تونم حس کنم که داری از کار میوفتی

132
00:11:44,104 --> 00:11:46,030
می‌تونی توی این مکان حس‌ش کنی

133
00:11:46,272 --> 00:11:48,783
اصلاً نمی‌دونم فکرت کجاست

134
00:11:55,490 --> 00:11:57,291
من از ناکارآمدی خوش‌م نمیاد

135
00:11:58,284 --> 00:11:59,919
باشه، خب، از چی خوش‌ت میاد؟

136
00:12:03,373 --> 00:12:04,841
از این خوش‌م میاد

137
00:12:06,209 --> 00:12:13,975
باشه، فکر کنم شاید اون مفلوکانه‌ترین طرزبیانِ
تمام ادوار برای کسی بود که از چیزی خوش‌ش میاد

138
00:12:15,426 --> 00:12:18,053
آره، گفتم که سعی دارم بهتر باشم

139
00:12:18,054 --> 00:12:21,816
باشه. شاید بهتر باشه اول سعی
کنی از شدت مفلوکی‌ت کم کنی

140
00:12:25,061 --> 00:12:26,353
احساسات‌م جریحه‌دار شد

141
00:12:26,354 --> 00:12:27,822
خوبه

142
00:12:31,000 --> 00:12:35,000
♪ The Who - Getting In Tune ♪

143
00:12:48,543 --> 00:12:51,253
خیلی‌خب. پس... «بِر» (خرس) چی شد؟

144
00:12:51,400 --> 00:12:54,328
اون نقد، حکم لگد توی تخم‌هام رو داشت

145
00:12:54,716 --> 00:12:57,759
نه، نه. خرس توی فروشگاه رو می‌گم -
وایسا، مگه به‌ت گفت چی شده؟ -

146
00:12:57,900 --> 00:13:00,800
،خب، از خونۀ تو برگشت خونه
و حالا فکر می‌کنه ازش شاکی‌ای

147
00:13:00,805 --> 00:13:03,348
...نه، نه، نه. نه. بذار به‌ت بگم

148
00:13:03,499 --> 00:13:06,543
یه خرس می‌خواست که صد دلار
آب می‌خورد، من هم گفتم نه

149
00:13:06,544 --> 00:13:08,879
،و بعد کُفری شد
من هم کوتاه نیومدم

150
00:13:08,880 --> 00:13:11,089
.خیلی‌خب، رواله
فقط همین رو برای گفتن داری

151
00:13:11,090 --> 00:13:13,008
گفت حق‌مه

152
00:13:13,009 --> 00:13:15,010
و این‌که «نه» توی کت‌م نمی‌ره، و نمی‌دونم

153
00:13:15,011 --> 00:13:16,928
مگه فرانک زیاد چیزمیز براش می‌خره؟

154
00:13:16,929 --> 00:13:20,474
شاید الآن شما طرز تربیت‌تون رو عوض
کردید، و من در جریان نیستم، شاید

155
00:13:20,475 --> 00:13:21,683
چی داری می‌گی واسه خودت؟

156
00:13:21,684 --> 00:13:27,356
ببین، من سعی دارم با پرورش استقلال، براش قوانینی وضع
کنم و جا بندازم تا به‌ش کمک کنم به خویشتن‌داری برسه

157
00:13:27,357 --> 00:13:29,149
رواله -
نه بی‌شباهت با جوری که کسب‌وْکارم رو اداره می‌کنم -

158
00:13:29,150 --> 00:13:31,109
اوهوم. اون ۷ سال‌شه، ریچارد

159
00:13:31,110 --> 00:13:34,497
.می‌دونی چیه، تیف، شرمنده
پشت‌خطی دارم. دوباره باهات تماس می‌گیرم

160
00:13:36,182 --> 00:13:37,483
گُه بگیرن

161
00:13:38,726 --> 00:13:40,736
کسی می‌دونه چیز کجاست؟

162
00:14:04,460 --> 00:14:10,808
نظرت چیه که یک دقیقۀ دیگه هم
به‌ش خیره بشی و بعد بندازیم‌ش دور؟

163
00:14:12,760 --> 00:14:14,845
همین‌الآن بندازش دور. مشکلی نیست

164
00:14:14,846 --> 00:14:16,230
باخرسندی

165
00:14:21,144 --> 00:14:22,778
هی -
هی -

166
00:14:25,481 --> 00:14:26,866
‫روبه‌راه‌ای؟

167
00:14:29,485 --> 00:14:34,197
تابه‌حال حس کردی که مثلاً
مدام توی یک روز گیر کردی؟

168
00:14:34,198 --> 00:14:36,042
مثل «روز گراندهاگ»؟

169
00:14:36,868 --> 00:14:38,836
آره، انگار نمی‌تونی به فردا برسی

170
00:14:39,412 --> 00:14:41,005
قبلاً آره

171
00:14:41,706 --> 00:14:44,499
،آره، چی‌کار کردی؟ مثلاً
چجوری... چجوری درست‌ش کردی؟

172
00:14:44,500 --> 00:14:46,469
خب، این‌جا شروع‌به‌کار کردم

173
00:14:48,546 --> 00:14:49,930
اون رو امتحان کردم

174
00:14:52,000 --> 00:14:53,280
« درخواست پذیرش در کالج منطقه‌ای شیکاگو »

175
00:14:53,284 --> 00:14:54,669
عالی

176
00:14:58,122 --> 00:14:59,632
خانم

177
00:15:00,124 --> 00:15:02,635
آقا -
این‌جا چه خبره؟ -

178
00:15:03,127 --> 00:15:04,461
فرصت ایجاد می‌کنم

179
00:15:04,462 --> 00:15:06,088
خیلی‌خب. یه سیستم جدید؟

180
00:15:06,089 --> 00:15:09,299
.برای من، آره
و دارم یه اَپ تحویل راه می‌ندازم

181
00:15:09,300 --> 00:15:11,802
و سعی دارم باجه رو
تاجای‌ممکن مشغول نگه دارم

182
00:15:11,803 --> 00:15:16,014
اون‌جا که مشکلی نداره. نقد
ساندویچ‌های تو رو دوست داشت. باریکلّا

183
00:15:16,015 --> 00:15:17,474
چیزهای دیگه رو هم دوست داشتن

184
00:15:17,475 --> 00:15:19,475
آره، شاید

185
00:15:35,800 --> 00:15:40,200
شاپیرو: هرموقع تونستی یه زنگ به من بزن، هیجان‌زده‌ام »
« که صحبت دربارۀ مکان جدیدم رو ادامه بدیم

186
00:15:50,000 --> 00:15:57,000


187
00:16:03,521 --> 00:16:04,813
من باید سریع‌تر بشم

188
00:16:04,999 --> 00:16:07,149
توی نقد نوشته بودن که پاستا دیر می‌رسید

189
00:16:07,150 --> 00:16:09,693
.توی هر سه بازدید
به‌گایی داده‌ام، پسر

190
00:16:09,694 --> 00:16:12,204
خب، توی سیستم جدیدی هستیم

191
00:16:13,031 --> 00:16:15,240
نقد سیستم جدید باید
تا چند هفتۀ دیگه بیاد بیرون

192
00:16:15,241 --> 00:16:19,828
احساس می‌کنم تنها حالتی که می‌تونم به‌ش
نگاه کنم اینه که مثلاً حواس‌م رو شش‌دنگ جمع کنم

193
00:16:19,829 --> 00:16:22,372
.باید تمرکز داشته باشم
باید سریع‌تر بشم، می‌دونی؟

194
00:16:22,373 --> 00:16:25,176
کمی از نکات مثبت رو مدنظر قرار
بدم، کمی هم از نکات منفی رو

195
00:16:26,836 --> 00:16:30,681
سرم رو بندازم پایین، کارم رو خوب
انجام بدم. سیستم من اونه

196
00:16:32,216 --> 00:16:34,060
سیستم خوبیه، آقا

197
00:16:34,677 --> 00:16:36,479
سیستم، جیگر

198
00:16:37,346 --> 00:16:38,346
آره

199
00:16:41,776 --> 00:16:43,226
صبحِ ورزش‌دوست‌ها به‌خیر -
سلام -

200
00:16:43,227 --> 00:16:45,228
سلام، آقای کالینوفسکی. آقای رایانه -
سلام، عزیزم -

201
00:16:45,229 --> 00:16:47,314
هی، سید -
یه چیزی هست که می‌خوایم نشون‌تون بدیم -

202
00:16:47,315 --> 00:16:49,316
خیلی هم عالی -
رایانه، نمایش بده -

203
00:16:49,317 --> 00:16:51,359
پریز؟ -
آ... آره. همون‌جا -

204
00:16:51,360 --> 00:16:53,662
شرمنده، نَت هی زنگ می‌زنه

205
00:16:53,863 --> 00:16:57,908
هی، آره. فکر کنم بدونم جریان
چیه. عمو و رایانه این‌جان

206
00:16:57,909 --> 00:17:01,212
پس می‌ذارم‌ت روی بلندگو، موردی
نداره؟ خیلی‌خب، یه لحظه

207
00:17:01,496 --> 00:17:02,954
سلام، شوگ -
سلام -

208
00:17:02,955 --> 00:17:04,498
سلام -
دلبند شیرین من -

209
00:17:04,499 --> 00:17:06,875
احتمالاً بتونم حدس بزنم اون‌جا چه خبره

210
00:17:06,920 --> 00:17:10,420
فکر نکنم بتونی. رایانه رو داریم که
داره یه ساعت رو وصل می‌کنه به دیوار

211
00:17:10,421 --> 00:17:11,463
آ... چرا؟

212
00:17:11,464 --> 00:17:12,839
چرا داری یه ساعت رو
وصل می‌کنی به دیوار؟

213
00:17:12,840 --> 00:17:14,508
تأثیرگذاریِ ادوات نمایشْ ثابت‌شده‌ست

214
00:17:14,509 --> 00:17:18,437
آ... کسی اخیراً مطلب خوبی خونده؟

215
00:17:18,971 --> 00:17:20,481
فقط محض کنجکاوی

216
00:17:21,599 --> 00:17:23,266
خیلی‌خب، می‌گذریم، می‌گذریم

217
00:17:23,267 --> 00:17:26,686
این ساعت، ۱۴۴۰ ساعت رو نشون می‌ده

218
00:17:26,687 --> 00:17:28,313
کسی می‌دونه اون چقدر می‌شه؟

219
00:17:28,314 --> 00:17:29,731
سه ماه -
دو ماه -

220
00:17:29,732 --> 00:17:32,859
ریدم تو این شانس -
برادرزاده، نمی‌دونم توی چی بدتری، ریاضی یا جوابِ‌تماس‌دادن -

221
00:17:32,860 --> 00:17:37,239
بگذریم، اون ساعت به‌تون می‌گه
که رسماً چقدر پول برامون مونده

222
00:17:37,240 --> 00:17:39,408
باشه، ولی ۱۰ ماه وقت داریم
که پول‌ت رو پس بدیم

223
00:17:39,409 --> 00:17:40,867
نُه ماه -
نُه ماه -

224
00:17:40,868 --> 00:17:42,994
یا پیغمبر -
که یه فاصلۀ چقدری به جا می‌ذاره؟ -

225
00:17:42,995 --> 00:17:44,995
....هـ

226
00:17:44,996 --> 00:17:47,124
هفت ماه

227
00:17:47,125 --> 00:17:49,084
باشه. خب؟

228
00:17:49,085 --> 00:17:51,378
رایانه، آم... به یه زبون دیگه بگو

229
00:17:51,379 --> 00:17:52,921
ما یه اختیار توی معامله داریم

230
00:17:52,922 --> 00:17:57,634
اگه کسب‌وْکار شروع کنه به‌طرز افراطی
خون‌ریزی کنه، ما اجازۀ اقدام داریم

231
00:17:57,635 --> 00:17:59,761
اقدام؟ خب اون یعنی چی؟

232
00:17:59,762 --> 00:18:02,973
.یه شریان‌بند ساده‌ست، رفیق
،وقتی اون ساعتْ صفر رو نشون بده

233
00:18:02,974 --> 00:18:06,318
این رستوران باید از فعالیت ساقط بشه

234
00:18:18,531 --> 00:18:20,291
واقعاً متأسف‌ام

235
00:18:28,624 --> 00:18:30,292
سیدنی -
خیلی‌خب -

236
00:18:30,293 --> 00:18:34,971
ولی من اشتباه فکر می‌کنم که
دو ماه، عملاً چترنجاتِ نسبتاً خوبیه؟

237
00:18:34,972 --> 00:18:37,224
‫- آره، موافق‌ام
‫- نه، نه، حق با جفت‌تونه

238
00:18:37,225 --> 00:18:38,433
‫پس مشکل چیه؟

239
00:18:38,434 --> 00:18:40,936
اولاً، مشکلی نداره که
دست‌به‌دامن چترنجات بشیم

240
00:18:40,937 --> 00:18:44,481
‫که کُلی هم متشکر آقای محترمی هستیم
‫که باجۀ «بیف» رو می‌چرخونه،

241
00:18:44,482 --> 00:18:46,566
‫چون اون کسب‌وْکار
‫به‌طرز بهت‌آوری ترکونده

242
00:18:46,567 --> 00:18:54,783
‫ثانیاً، این چترنجات شامل بازپرداخت وام‌ها، ‫شرایط
محصول یا ‫شرایط تحویل و عدم‌حضور رزروی‌ها نمی‌شه

243
00:18:54,784 --> 00:18:59,329
‫نمونه‌گیری من هیچ رشد یا ارتقایی رو نشون
نمی‌ده، که حاکی از رکود کسب‌وْکاره

244
00:18:59,330 --> 00:19:01,164
‫ثالثاً، صحبت از یه چترنجاتِ سالمه

245
00:19:01,165 --> 00:19:03,833
‫- این سالم نیست
‫- چی چترنجاتِ ما رو ناسالم می‌کنه؟

246
00:19:03,834 --> 00:19:05,126
‫- آره
‫- کُلی سوراخ‌سُنبه داره

247
00:19:05,127 --> 00:19:06,503
‫چه‌جور سوراخ‌سُنبه‌ای؟

248
00:19:06,504 --> 00:19:09,256
‫از اون‌هایی که بازوکا درست می‌کنه،
‫به‌لطف «شیکاگو تریب»ِ بی‌صاحب‌مونده

249
00:19:09,257 --> 00:19:10,465
‫خب، کلمات خوب هم داشت

250
00:19:10,466 --> 00:19:13,760
‫قطعاً، ولی کلمات «گیج‌کننده» و «نمایشی» هم بود

251
00:19:13,761 --> 00:19:15,554
‫- و «ناموزونی»
‫- «ناموزونی»

252
00:19:15,555 --> 00:19:18,181
‫بگو ببینم، نیکلاس، اون کلمه
‫به‌شخصه چه معنایی برات داره؟

253
00:19:18,182 --> 00:19:19,849
‫ازلحاظ هماهنگی به‌گارفته، جیمز

254
00:19:19,850 --> 00:19:22,018
‫خیلی‌خب، رایانه. حرف‌ت چیه؟

255
00:19:22,019 --> 00:19:23,478
‫- نمودارهام رو خوندی؟
‫- به‌هیچ‌وجه

256
00:19:23,479 --> 00:19:25,021
‫برای تو رنگ‌نشان‌شون کردم

257
00:19:25,022 --> 00:19:29,651
‫خب، من نگاه کردم، و جسارتاً
‫رنگ‌ها عجیب و افسرده‌کننده بود

258
00:19:29,652 --> 00:19:31,570
‫- آره، نمودارها رو خوندم
‫- و؟

259
00:19:31,571 --> 00:19:32,904
افسرده‌کننده شدن

260
00:19:32,905 --> 00:19:36,825
‫خب، پس می‌دونی، اگه تفاوت آشکاری رخ نده

261
00:19:36,826 --> 00:19:39,953
‫یعنی تفاوت عظیمی که بگی:
.یا خدا، این همه‌چی رو عوض می‌کنه»

262
00:19:39,954 --> 00:19:42,590
‫عجب تغییر غول‌آساییه لامصب»

263
00:19:42,873 --> 00:19:45,801
‫اگه این‌طوری نشه، تمومه

264
00:19:46,419 --> 00:19:49,337
‫مهلت تموم بشه، درجا تعطیل‌اید

265
00:19:49,338 --> 00:19:52,924
‫- عمو، این واقعیه؟
‫- واقعاً متأسف‌ام، دلبندم

266
00:19:52,925 --> 00:19:55,802
‫باید رستوران رو بذارم برای فروش.
‫سعی کنم بخشی از پول رو زنده کنم

267
00:19:55,803 --> 00:19:58,013
‫من دوست دارم ناگزیرها رو فوری روی میز بذارم،

268
00:19:58,014 --> 00:19:59,889
‫- برخلاف شریک‌م این‌جا...
‫- خفه‌خون بگیر

269
00:19:59,890 --> 00:20:02,475
‫...که مسئله رو مثل گاری بچه همین‌طور می‌کِشه

270
00:20:02,476 --> 00:20:04,561
‫- که چرخی هم دیگه براش نمونده
‫- خفه شو!

271
00:20:04,562 --> 00:20:05,854
‫اوه، تُف

272
00:20:05,855 --> 00:20:06,938
‫قضیه چیه؟

273
00:20:06,939 --> 00:20:08,898
‫آره، داستان چیه؟
‫سلام، رایانه. سلام، عمو

274
00:20:08,899 --> 00:20:10,734
‫- درود، نیل
‫- سلام، عشق‌م

275
00:20:10,735 --> 00:20:11,943
‫- سلام، نَت
‫- سلام، شوگربِر

276
00:20:11,944 --> 00:20:15,030
‫- کسی مایله این دو تا رو در جریان بذاره؟
‫- یه چترنجاتِ دوماهه داریم

277
00:20:15,031 --> 00:20:16,615
‫- اِی‌ول
‫- نه، اشتباه

278
00:20:16,616 --> 00:20:17,949
‫- چرا اشتباه؟
‫- سوراخ‌سُنبه

279
00:20:17,950 --> 00:20:19,784
‫- چه‌جور سوراخ‌سُنبه‌ای؟
‫- از اون گنده‌هاش، عسل

280
00:20:19,785 --> 00:20:23,371
‫به‌محض اتمام چترنجات، اشاره کردن...

281
00:20:23,372 --> 00:20:25,290
‫نه، اشاره نه. گفتیم

282
00:20:25,291 --> 00:20:29,628
‫به‌مون گفتن که مجبور می‌شیم رستوران رو ببندیم،

283
00:20:29,629 --> 00:20:30,879
‫چون بعد از اون زمان...

284
00:20:30,880 --> 00:20:32,881
‫مثل زدن یه اسب مُرده‌ست
‫[ استعاره از آب‌درهاون‌کوبیدن ]

285
00:20:32,882 --> 00:20:36,676
‫آره، مثل این می‌مونه که یه‌مشت تاپالۀ آبکی رو
‫بزنی به‌ش و از روی پرتگاه پرت‌ش کنی پایین

286
00:20:36,677 --> 00:20:39,054
‫بعد با یه تانک «پنزر» از روش رد بشی

287
00:20:39,055 --> 00:20:42,349
‫قبل از این‌که آتیش‌ش بزنی و
‫بندازی‌ش توی چوب‌خردکن کوفتی

288
00:20:42,350 --> 00:20:44,476
‫بعد کنار هم بذاری‌ش و آخر غرق‌ش کنی

289
00:20:44,477 --> 00:20:45,685
‫- بعدش...
‫- فکر کنم گرفتیم

290
00:20:45,686 --> 00:20:47,738
‫فقط... مرسی ولی

291
00:20:51,233 --> 00:20:52,826
‫می‌شه من یه لحظه صحبت کنم؟

292
00:20:53,235 --> 00:20:54,745
‫خواهش می‌کنم

293
00:20:55,112 --> 00:20:56,279
‫آم...

294
00:20:56,280 --> 00:20:58,540
‫خیلی‌خب. عموجِی، عمورایانه

295
00:20:59,158 --> 00:21:02,452
‫آیا فرض‌م درسته که این سخنرانی

296
00:21:02,453 --> 00:21:05,413
‫به یه مقالۀ کمی ناخوشایند توی روزنامه مربوطه؟

297
00:21:05,414 --> 00:21:08,833
‫- می‌شه همچین فرضی گرفت. آره
‫- خیلی‌خب

298
00:21:08,834 --> 00:21:11,920
‫این چیزیه که می‌خوام بگم. این، آم...

299
00:21:11,921 --> 00:21:13,129
‫همون‌طور که تمرین کردیم

300
00:21:13,130 --> 00:21:15,015
‫باشه، آم...

301
00:21:15,383 --> 00:21:17,184
‫من اون مقاله رو دقیق خوندم

302
00:21:17,760 --> 00:21:23,348
‫اقرار می‌کنم که اول‌ش جبهه گرفتم و به‌عنوانِ ‫خیال‌بافی‌های
یه «اِسکوستوماد»ِ الدنگ نسل هزاره‌ای ‫به‌ش اعتنایی نکردم
[ اصطلاحی ایتالیایی-آمریکایی برای شخصی شکم‌باره ]

303
00:21:23,349 --> 00:21:24,766
‫جسارت نباشه

304
00:21:24,767 --> 00:21:30,021
‫اما طی تأمل و بازخوانی بیش‌تر و یه سیگار،

305
00:21:30,022 --> 00:21:33,817
‫متوجه شدم که حقایق زیادی در اون مقاله بود

306
00:21:33,818 --> 00:21:36,236
‫کمی شِروْوِر اما کُلی هم حقیقت

307
00:21:36,237 --> 00:21:38,988
‫مدتیه سخت دارم روی خودم کار می‌کنم

308
00:21:38,989 --> 00:21:44,336
‫فکر نکنم بر کسی پوشیده باشه.
‫و باعث شد متوجه بشم که من...

309
00:21:45,287 --> 00:21:48,456
‫دارم خیطی بالا میارم. خب؟
‫بهونه‌ای هم ندارم

310
00:21:48,457 --> 00:21:51,209
‫اون مَرده سه بار اومد. باید می‌فهمیدم

311
00:21:51,210 --> 00:21:53,837
‫نه چون منتقده. چون مهمون تکراریه

312
00:21:53,838 --> 00:21:57,298
‫بهونه‌ای براش ندارم. و خیلی‌خیلی متأسف‌ام

313
00:21:57,299 --> 00:22:00,051
‫- ریچی، بسه. وایسا. بسه
‫- ممنون

314
00:22:00,052 --> 00:22:03,952
‫- نه. ریچی
‫- نه، واقعاً، به‌نظرم من باید ‫تقصیر رو گردن بگیرم

315
00:22:03,973 --> 00:22:05,557
‫جان‌فدایی کافیه. بذار حرف‌م تموم بشه

316
00:22:05,558 --> 00:22:08,226
‫- نه، می‌خوام بگم که تقصیر من بود
‫- ولی به حرف من گوش نمی‌کنی

317
00:22:08,227 --> 00:22:09,519
‫نه، تو گوش نمی‌کنی

318
00:22:09,520 --> 00:22:11,896
‫- باشه، خداحافظ
‫- من بودم که هی صورت‌غذا رو تغییر می‌دادم

319
00:22:11,897 --> 00:22:13,064
‫به نکته‌م نرسیدم...

320
00:22:13,065 --> 00:22:15,734
‫- دارم به‌ت می‌گم من...
‫- من چند نفر رو استخدام کردم که کمک‌م کنن

321
00:22:15,735 --> 00:22:18,486
‫این‌قدر این‌وْاون رو استخدام نکنید لامصب‌ها!

322
00:22:18,487 --> 00:22:21,489
‫همه استعفا کردن. باید جایگزین‌شون
می‌کردم خب. به‌ش می‌گن علم

323
00:22:21,490 --> 00:22:23,742
‫- کی استعفا کرد؟
‫- اریک، دبی و دوید

324
00:22:23,743 --> 00:22:26,161
‫- اریک، دبی و دوید کدوم خری‌ان؟
‫- اریک، دبی و دوید کدوم خری‌ان؟

325
00:22:26,162 --> 00:22:28,997
‫دبی خیلی با من مهربون بود،
‫اریک هم تعریفی نبود

326
00:22:28,998 --> 00:22:31,708
‫- ولی دوید رودست نداره
‫- ناموزونی کوفتی، داش

327
00:22:33,711 --> 00:22:35,012
‫خیلی‌خب

328
00:22:35,546 --> 00:22:37,681
‫- وقتی ستاره بگیریم چی؟
‫- اگه

329
00:22:38,048 --> 00:22:39,850
‫اگه ستاره بگیریم

330
00:22:45,473 --> 00:22:46,774
‫نه؟

331
00:22:51,771 --> 00:22:53,772
‫آره، هرقدر هم غریب به نظر بیاد

332
00:22:53,773 --> 00:22:57,317
‫چی؟ «صدای خنده‌اش
«در خواب‌هایت طنین‌انداز می‌شود؟
[ متنی از ترانۀ فیلم موزیکال «آرام جنوبی» محصول ۱۹۵۸ ]

333
00:22:57,318 --> 00:23:01,580
‫اوه، راجرز و همرستاین. ۱۹۵۸، ۵۸
‫[ سازندگان موسیقی فیلم مذکور ]

334
00:23:02,031 --> 00:23:03,323
‫آره، ۵۸

335
00:23:03,324 --> 00:23:04,708
‫جدی می‌گم

336
00:23:04,909 --> 00:23:10,255
‫کارمن، تابه‌حال از این جدی‌تر
نبوده. خب؟ هیچ‌وقت

337
00:23:12,917 --> 00:23:14,301
‫ما ستاره رو می‌گیریم

338
00:23:16,420 --> 00:23:19,473
‫خب، اون‌قدر زمان دارید که بگیریدش

339
00:23:25,262 --> 00:23:27,347
‫- هی، عمورایانه
‫- هی، چاک

340
00:23:27,348 --> 00:23:28,765
‫می‌خواستم خبر بدم که یه ربات گرفتیم

341
00:23:28,766 --> 00:23:30,934
‫پس اگه کسی دید بیرون داره می‌گرده نگرخه

342
00:23:30,935 --> 00:23:32,894
‫- گوش می‌دیم
‫- اسم‌ش چاکی‌ـه

343
00:23:32,895 --> 00:23:34,312
‫و کار چاکی چیه؟

344
00:23:34,313 --> 00:23:36,648
‫چاکی تحویل می‌ده. با یه اَپ
تحویل غذا اشانتیون گرفتم

345
00:23:36,649 --> 00:23:38,191
‫- اَپ تحویل غذا؟
‫- باریکلّا

346
00:23:38,192 --> 00:23:39,234
‫- آفرین
‫- ادامه بده

347
00:23:39,235 --> 00:23:40,360
‫مرسی، سرآشپز

348
00:23:40,361 --> 00:23:45,240
‫خب، محض شفاف‌سازی، کسی نمی‌تونه
‫پول بیش‌تری خرج کنه، خب؟

349
00:23:45,241 --> 00:23:46,658
‫صاف دارم به تو نگاه می‌کنم، ریچارد

350
00:23:46,659 --> 00:23:48,368
‫- چاک که ربات انسان‌نما خریده
‫- اشانتیون بود

351
00:23:48,369 --> 00:23:53,173
‫- مفتی بود
‫- ببین، من کس دیگه‌ای رو استخدام نمی‌کنم، خب؟

352
00:23:55,125 --> 00:23:58,002
‫کس دیگه؟ مگه کی رو استخدام کردی؟

353
00:23:58,500 --> 00:24:02,500
♪ Tangerine Dream - Diamond Diary ♪

354
00:24:04,218 --> 00:24:05,644
‫بی‌چون‌وْچراها

355
00:24:07,930 --> 00:24:09,231
‫خب...

356
00:24:10,766 --> 00:24:12,851
‫بزرگ‌ترین مشکل چی به نظر میاد؟

357
00:24:12,852 --> 00:24:15,988
ارتباط

358
00:24:20,484 --> 00:24:21,860
‫هرچی که این هست

359
00:24:21,861 --> 00:24:24,204
‫سوراخ‌سُنبه. خب سوراخ‌سُنبه

360
00:24:25,823 --> 00:24:28,116
‫گرفتم. بیاید با علائم شروع کنیم

361
00:24:28,117 --> 00:24:30,159
‫بدون یه کلمه حرف‌زدن
‫با هم ارتباط برقرار می‌کنیم

362
00:24:30,160 --> 00:24:31,494
‫چطوری؟

363
00:24:31,495 --> 00:24:33,872
‫اگه ارتباط چشمی مستقیم برقرار کردم
‫و این حرکت رو کردم، میاید طرف من

364
00:24:33,873 --> 00:24:36,958
‫- از کجا بدونم که داری به من نگاه می‌کنی؟
‫- چون داره صاف به تو نگاه می‌کنه

365
00:24:36,959 --> 00:24:38,418
‫- مرسی، گَری
‫- گرفتم

366
00:24:38,419 --> 00:24:39,669
‫- سرآشپزها کارمن و سیدنی
‫- سرآشپز

367
00:24:39,670 --> 00:24:42,714
‫می‌تونید روزانه ۲۰ دقیقه برای بحث دربارۀ
‫صورت‌غذا با تمام کارکنان وقت بذارید؟

368
00:24:42,715 --> 00:24:44,382
‫- بله، سرآشپز
‫- بله، سرآشپز

369
00:24:44,383 --> 00:24:48,395
‫بعد پُپیتِ حلواماهی دووِر با
‫کنگرفرنگی و ترافل سفید. خوبه؟

370
00:24:51,098 --> 00:24:54,735
‫آم، شاید بهتره دوباره بگی. یواش‌تر

371
00:24:56,562 --> 00:24:58,313
‫بعدی فهرست شراب‌هاست

372
00:24:58,314 --> 00:24:59,981
‫گَری، از ترکیب‌ها راضی هستی؟

373
00:24:59,982 --> 00:25:01,182
‫بله، سرآشپز

374
00:25:03,068 --> 00:25:04,569
‫سال‌ها داره سخت‌تر می‌شه

375
00:25:04,570 --> 00:25:06,571
‫چطور با ترکیب‌بندی‌ها کنار میای؟

376
00:25:06,572 --> 00:25:09,449
‫دارم واردتر می‌شم. فقط طبقه‌بندی‌ش خیلی فنیه

377
00:25:09,450 --> 00:25:11,784
‫کُلی چیزها رو نمی‌فهمم

378
00:25:11,785 --> 00:25:13,212
‫اوم

379
00:25:14,622 --> 00:25:16,322
‫یه دوستی دارم که می‌خوام ببینی‌ش

380
00:25:18,500 --> 00:25:21,250
‫- خیلی‌خب. وایسا. من یه سؤال دارم
‫- بله، آقای کالینوفسکی

381
00:25:21,253 --> 00:25:26,215
‫اگه یه میز چهارنفره دقیقه‌نودی لغو
کنه چی، مثل همین لامصبِ الآن؟

382
00:25:26,216 --> 00:25:28,009
‫- تُف
‫- گُه توش

383
00:25:28,010 --> 00:25:30,386
‫- طوری نیست. بیش‌ازظرفیت گرفتیم
‫- ما بیش‌ازظرفیت نمی‌گیریم

384
00:25:30,387 --> 00:25:31,787
‫می‌دونم. من می‌گیرم

385
00:25:32,348 --> 00:25:35,141
‫رایانه، براساس نمودار شما، وسط هفته
‫معمولاً شبی دو میز عدم‌حضور داریم،
« سود و زیان »

386
00:25:35,142 --> 00:25:37,644
‫- پس دو میز بیش‌ازظرفیت رزرو می‌گیرم
‫- آره، ولی اگه همه بیان چی؟

387
00:25:37,645 --> 00:25:39,245
‫به‌ش می‌گن «مشکل شامپاینی»
‫[ مشکلاتی که جزئی هستند. همچنین
‫اشاره به ترانه‌ای از تیلور سوئیفت ]

388
00:25:45,319 --> 00:25:46,703
‫برو، چاکی، برو

389
00:25:48,447 --> 00:25:50,114
‫- این چیه؟
‫- سبز یعنی سرِوقت‌ایم

390
00:25:50,115 --> 00:25:51,199
‫قرمز یعنی عقب‌ایم

391
00:25:51,200 --> 00:25:53,877
‫- سبز خوب، قرمز بد
‫- زدی تو خال

392
00:25:56,205 --> 00:25:58,539
‫خیلی‌خب.
‫سلام به همه (به ایتالیایی)

393
00:25:58,540 --> 00:26:00,333
‫همچنین یه مشکل زمان‌بندی داریم

394
00:26:00,334 --> 00:26:05,097
‫یکی برای شبه. یکی برای نوبت. یکی هم برای خوراک

395
00:26:05,756 --> 00:26:07,882
‫هر وعده باید زیر سه دقیقه بره بیرون

396
00:26:07,883 --> 00:26:09,342
‫تو ساعت من هستی

397
00:26:09,343 --> 00:26:10,426
چی می‌گی، سرآشپز؟

398
00:26:10,427 --> 00:26:12,521
‫بله، سرآشپز

399
00:26:31,323 --> 00:26:32,723
‫گندش بزنه

400
00:26:39,123 --> 00:26:41,123
‫- مارکوس، برای امشب آماده کردی؟
‫- تقریباً، سرآشپز

401
00:26:44,920 --> 00:26:47,171
‫به نظر میاد مارکوس توی
شیرینی‌پزی کمک می‌خواد

402
00:26:47,172 --> 00:26:48,589
‫- یکی کمک‌ش می‌کنه؟
‫- من می‌رم

403
00:26:48,590 --> 00:26:49,674
‫مرسی، تینا

404
00:26:49,675 --> 00:26:52,552
‫اوه، راستی، کسی بلند شد، دستمال‌سفره رو تا نکنید

405
00:26:52,553 --> 00:26:54,679
‫خب؟ این‌جا رفتار منفعل-پرخاشگرانه معنی نداره

406
00:26:54,680 --> 00:26:56,556
‫احسنت. خیلی بدم میاد
‫کسی وسایل ما رو دست‌کاری کنه

407
00:26:56,557 --> 00:26:57,557
‫دقیقاً

408
00:27:00,019 --> 00:27:01,820
با ‫همین‌ فرمون برو. چیزی نمونده

409
00:27:09,611 --> 00:27:12,030
‫این مدل صرفه‌جویی به نظر نمیاد
‫صرفۀ اقتصادی داشته باشه

410
00:27:12,031 --> 00:27:15,250
‫- اوه، کم‌تر و بهتر خرج می‌کنیم
‫- به زبون خوب میاد

411
00:27:15,659 --> 00:27:20,413
‫ریچی، مادرقحبه. بودجۀ گل‌مون سرسام‌آوره، خب؟

412
00:27:20,414 --> 00:27:23,550
‫می‌دونم، و معذرت می‌خوام، خب؟

413
00:27:24,084 --> 00:27:26,753
‫گردن کلاس‌م می‌ندازم‌ش.
‫باکمال‌میل کم‌ش می‌کنم

414
00:27:26,754 --> 00:27:30,047
‫آره خب، ولی مثلاً، واقعاً کم کن.
‫یعنی، مثل بچۀ آدم کم کن

415
00:27:30,048 --> 00:27:33,050
‫ناتالی، عذر می‌خوام. نیازی
‫نیست صدات رو برام بالا ببری

416
00:27:33,051 --> 00:27:35,386
‫این‌قدر گل بی‌صحاب سفارش نده

417
00:27:36,805 --> 00:27:38,347
‫ببخشید، عزیزم

418
00:27:38,348 --> 00:27:41,798
‫باشه، سفارش نمی‌دم.
ببخشید. دوست‌ت دارم

419
00:27:42,561 --> 00:27:43,603
‫من هم دوست‌ت دارم

420
00:27:43,604 --> 00:27:45,730
‫وایسا. ازم شاکی‌ای؟

421
00:27:45,731 --> 00:27:47,699
‫کسی سؤالی داره؟

422
00:27:49,610 --> 00:27:51,778
‫خیال‌م راحت شد. من پای تسریع‌کننده‌ام

423
00:27:51,779 --> 00:27:54,405
‫ریچی، نیل، گَری، رنِی، و گرت، شما مهمانگاه هستید

424
00:27:54,406 --> 00:27:56,124
‫بقیه هم همین پشت

425
00:27:57,910 --> 00:28:00,077
‫هفت ساعت تا خدمات،
‫دو ساعت تا باجۀ «بیف»

426
00:28:00,078 --> 00:28:03,378
‫- هر ثانیه ارزش داره. بریم سر کار
‫- سرآشپز!

427
00:28:09,379 --> 00:28:10,722
‫روبه‌راه‌ای، سرآشپز؟

428
00:28:11,131 --> 00:28:13,225
‫بله، سرآشپز. ممنون

429
00:28:23,185 --> 00:28:24,685
‫- در!
‫- درها!

430
00:28:24,686 --> 00:28:26,154
‫- درها!
‫- درها!

431
00:28:29,399 --> 00:28:31,901
‫- دو تا فندق آتیش کنید، دو تا بی‌صدف
‫- سرآشپز!

432
00:28:31,902 --> 00:28:33,319
‫- تینا، منتظر دو تا گوشت گاوم
‫- بله، سرآشپز

433
00:28:33,320 --> 00:28:35,822
‫چهار تا کاواتلی باید بیرون بره.
‫گل‌کلم آتیش کنید

434
00:28:35,823 --> 00:28:37,448
‫۱۲ تا پاناکاتا درمجموع می‌خوایم

435
00:28:37,449 --> 00:28:39,376
‫آخرهاشه، سرآشپز. یه دقیقه

436
00:28:39,785 --> 00:28:42,161
‫و این پُپیتِ حلواماهی دووِره

437
00:28:42,162 --> 00:28:43,204
‫شش تا کاناپه تحویل بدید

438
00:28:43,205 --> 00:28:45,873
‫...که بافت لطیف و پوسته‌پوستۀ دل‌نشینی داره

439
00:28:45,874 --> 00:28:48,292
‫- دوباره گلم‌کلم آتیش بشه
‫- بله، سرآشپز. آمادۀ رفتنه

440
00:28:48,293 --> 00:28:52,255
‫که به‌زیبایی با سُس سوبیز کنگرفرنگی
‫و پورۀ سانچوک در پایین مکمل شده

441
00:28:52,256 --> 00:28:56,592
‫سه تا ساردین آتیش کنید. دو تا ساردین آتیش کنید.
‫شش تا کلم رومی، یکی بدون تخم‌مرغ آتیش کنید

442
00:28:56,593 --> 00:28:59,143
‫شش تا کلم رومی، دو تا بدون تخم‌مرغ آتیش کنید

443
00:29:05,227 --> 00:29:07,728
‫شش تا برّه چقدر مونده؟
‫خیلی طول کشید

444
00:29:07,729 --> 00:29:09,897
‫چهار تا برّه با استخون، دو تا
ساندویچ گیاهی آتیش کنید

445
00:29:09,898 --> 00:29:13,025
‫- دست
‫- مارکوس، مینیاردیز برای بی۴ و بی۵ فوراً

446
00:29:13,026 --> 00:29:14,652
‫آب‌گوجه رو دوباره آتیش کن

447
00:29:14,653 --> 00:29:16,496
‫ماهی باس رو دوباره آتیش کن

448
00:29:16,864 --> 00:29:19,740
‫تینا، منتظر ده تا کاواتلی‌ام،
‫شش در کنار چهار در کنار دو تا

449
00:29:19,741 --> 00:29:22,159
‫- السّاعه، سرآشپز
‫- مرسی، سرآشپزها

450
00:29:22,160 --> 00:29:23,536
‫مارکوس، بعدش چی داری؟

451
00:29:23,537 --> 00:29:27,331
‫آم، دارم دو تا هلوی دیگه می‌دم بره. کیک هلو

452
00:29:27,332 --> 00:29:28,842
سفارش‌ها سر به فلک می‌کشه

453
00:29:29,209 --> 00:29:32,053
‫چهار تا کاواتلی بره. یکی بدون گلوتن به میز پی۳

454
00:29:33,881 --> 00:29:35,006
‫هشت تا کاواتلی عقب افتاده

455
00:29:35,007 --> 00:29:37,383
‫- سید، می‌تونی پاستاها رو شمارش کنی؟
‫- بله، سرآشپز

456
00:29:37,384 --> 00:29:38,885
‫منتظر شش تا تارت شکلات‌ام

457
00:29:38,886 --> 00:29:40,636
‫- چقدر مونده؟
‫- یک دقیقه، سرآشپز

458
00:29:40,637 --> 00:29:42,597
‫چهار تا قزل‌آلا آتیش کنید.
‫شش تا برّه با استخون عقبه

459
00:29:42,598 --> 00:29:44,724
‫بعد از این شش تا دیگه داریم، بعدش روال‌ایم

460
00:29:44,725 --> 00:29:47,444
‫- شیرفهمه
‫- شش سفارش، یکی بی‌صدف

461
00:29:48,687 --> 00:29:50,313
‫- ممنون، سرآشپز
‫- هوات رو دارم

462
00:29:50,314 --> 00:29:53,357
‫ساردین‌ها برای شش نفر چقدر مونده؟
‫شش تا کاناپه تحویل بدید

463
00:29:53,358 --> 00:29:55,952
‫- تینا، منتظر دو تا گوشت گاوم
‫- دست، لطفاً

464
00:30:04,650 --> 00:30:06,000
« هر ثانیه ارزش داره »

465
00:30:10,500 --> 00:30:30,500
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

