﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:22,492 --> 00:00:25,625
‫«دختران مرده»
"ساخته‌ی "لوئیس استرادا

3
00:00:28,187 --> 00:00:31,625
‫بر اساس رمانی از
"خورخه ایبارگوئنگویتیا"

4
00:01:02,003 --> 00:01:03,187
‫ آهای!

5
00:01:04,049 --> 00:01:05,966
.‫خوشگله، بیا اینجا

6
00:01:11,791 --> 00:01:13,846
‫اسمت چیه عزیزم؟
.‫‫بلانکا

7
00:01:17,791 --> 00:01:20,458
‫قیافه‌ات به آدمایی می‌خوره که
‫یه کار درست‌حسابی می‌خوای؟

8
00:01:21,403 --> 00:01:23,247
.‫اوم... آره، باشه

9
00:01:24,770 --> 00:01:26,518
.‫یالا، بزن بریم

10
00:01:26,543 --> 00:01:27,639
‫کجا زندگی می‌کنی؟

11
00:01:27,664 --> 00:01:30,623
‫بلانکا رو خانوم جوویتا
‫به خواهرهای بالادرو فروخت

12
00:01:30,648 --> 00:01:32,641
‫از اونایی بود که
«بهشون می‌گفتن «جنس‌جورکن

13
00:01:32,666 --> 00:01:35,125
.‫با رئیس‌های من حسابی معامله می‌کرد

14
00:01:35,150 --> 00:01:38,766
‫خانوم جوویتا کل مکزیک رو زیر و رو می‌کرد
.‫تا دختر بخره و به فاحشه‌خونه‌ها بفروشه

15
00:01:39,239 --> 00:01:41,234
‫حسابی هوای دخترتون رو دارن

16
00:01:41,259 --> 00:01:43,250
‫می‌ره توی یه خونه خدمتکاری می‌کنه

17
00:01:43,275 --> 00:01:46,275
‫تا به دو تا خانوم مهربون
.‫که تو «مسکالا» زندگی می‌کنن کمک کنه

18
00:01:47,206 --> 00:01:48,206
.بفرمایید

19
00:01:48,231 --> 00:01:50,510
‫ اینم 50 پزویی
.‫که در ازاش می‌تونم بهتون بدم

20
00:01:51,291 --> 00:01:53,309
.‫دخترتون دست آدم‌های مطمئنی می‌افته

21
00:01:55,241 --> 00:01:56,616
.‫چیزی‌ت نمیشه بلانکا

22
00:02:02,708 --> 00:02:04,916
‫از بین تمام دخترهایی
‫که پاشون به خونه‌هامون باز شد،

23
00:02:04,941 --> 00:02:06,732
.‫هیچ‌کس بلانكا نمی‌شد

24
00:02:07,515 --> 00:02:09,293
‫نه تنها یکی از سوگلی‌های رئیس‌ها بود،

25
00:02:09,318 --> 00:02:12,270
‫بلکه همه‌ی ماهایی که باهاش کار می‌کردیم
.‫عاشق مرام و معرفتش بودیم

26
00:02:13,500 --> 00:02:16,250
‫وقتی اون همه داستان خوندیم که ما رو
‫به کشتن اون دختر بیچاره متهم کرده بودن،

27
00:02:16,275 --> 00:02:18,400
‫این بزرگ‌ترین دروغی بود
.‫که روزنامه‌ها سر هم کرده بودن

28
00:02:25,231 --> 00:02:27,750
«دنـدان‌هـای بلانکـا»

29
00:02:53,875 --> 00:02:57,125
"پناهم ده و راهنمام باش"

30
00:02:57,150 --> 00:02:59,549
"به سوی منزلگه آسمانی"

31
00:02:59,574 --> 00:03:02,130
‫خواهرا همیشه آدمای
‫باایمان و مذهبی‌ای بودن،

32
00:03:02,155 --> 00:03:05,513
‫و هر سال تو جشنی که به افتخار مریم مقدس
.‫تو روستا برگزار می‌شد شرکت می‌کردن

33
00:03:07,603 --> 00:03:13,479
"ای تسلی‌بخش فانیـان"

34
00:03:14,333 --> 00:03:20,000
"پناهم ده و راهنمام باش"

35
00:03:20,025 --> 00:03:25,483
"به سوی منزلگه آسمانی"

36
00:03:26,125 --> 00:03:31,500
"پناهم ده و راهنمام باش"

37
00:03:31,525 --> 00:03:36,900
"به سوی منزلگه آسمانی"

38
00:03:36,925 --> 00:03:42,675
"آه ماریـا، ای مـادر من"

39
00:03:42,700 --> 00:03:49,656
"ای تسلی‌بخش فانیـان"

40
00:03:50,023 --> 00:03:52,391
‫علاوه بر اینکه برای ‫خودشون
،و کسب‌وکارشون دعا می‌کردن

41
00:03:52,416 --> 00:03:55,187
‫همیشه از طرف بقیه‌مون هم
.‫یه مبلغ کلان، نذری می‌دادن

42
00:04:05,583 --> 00:04:08,250
‫اما اون جشن فقط برای
.‫بزرگداشت مریم مقدس نبود

43
00:04:08,275 --> 00:04:09,770
.‫یه جورایی بازار هم بود

44
00:04:10,333 --> 00:04:15,028
‫خوک و الاغ و بوقلمون
.‫و گوسفند و مرغ می‌فروختن

45
00:04:16,000 --> 00:04:17,648
.‫و بعضی وقتا، حتی دختر

46
00:04:18,871 --> 00:04:20,808
جنسای من حرف نداره
،خودتون که می‌دونین

47
00:04:20,833 --> 00:04:23,750
‫معلومه که تر و تازه و
‫خوشگل و دست‌نخورده‌ان

48
00:04:23,775 --> 00:04:25,233
.‫دقیقاً همون چیزی که دنبالشین

49
00:04:26,208 --> 00:04:27,653
.‫هیچ‌کدومشون رو نمی‌خوام

50
00:04:27,678 --> 00:04:29,261
.‫لاغرمردنی‌ان با قیافه‌های تخمی

51
00:04:30,095 --> 00:04:31,813
.‫ولی اون یکی به نظر بد نمیاد

52
00:04:31,838 --> 00:04:33,666
.‫این سبزه 400 تا میشه

53
00:04:33,691 --> 00:04:35,058
‫دیوونه شدی جوویتا؟

54
00:04:35,083 --> 00:04:38,526
‫مردا که دلشون نمی‌خواد دندونای به این
.زشتی رو ببینن، ‫ته تهش 200 تا می‌ارزه

55
00:04:41,375 --> 00:04:42,582
.‫باشه بابا

56
00:04:48,450 --> 00:04:51,408
‫برو دیگه.
.چون از این به بعد ‫مال این خانومایی

57
00:04:51,433 --> 00:04:53,808
‫مثل دختر خودشون
.باهات رفتار می‌کنن، بلانکا

58
00:04:53,833 --> 00:04:56,166
‫ممنون خانوم.
.چشم، هر چی شما بگید

59
00:04:57,267 --> 00:04:58,309
.‫بریم خونه

60
00:04:59,583 --> 00:05:00,583
.‫می‌بینیمت

61
00:05:02,821 --> 00:05:04,332
.‫بریم. کارمون اینجا تمومه

62
00:05:17,291 --> 00:05:20,750
‫گوش کن بلانکا، اینجا می‌شه اتاق تو
.‫و هیچی هم کم و کسری نداری

63
00:05:20,775 --> 00:05:23,565
‫ولی در عوضش، باید پول جا
.و غذایی ‫که بهت می‌دیم رو دربیاری

64
00:05:24,166 --> 00:05:26,760
‫اگه مشتری ازت خواست
.باهاش برقصی، ‫می‌رقصی

65
00:05:27,078 --> 00:05:28,926
‫و اگه خواست بکنتت، تو هم می‌دی

66
00:05:29,458 --> 00:05:31,781
‫چون تو اینجایی که جندگی کنی، فهمیدی؟

67
00:05:32,250 --> 00:05:34,208
‫فهمیدم.
.چشم خانوم، هر چی شما بگید

68
00:05:35,083 --> 00:05:36,114
.‫خوبه

69
00:05:53,009 --> 00:05:57,301
‫چونه نزن آقای نازاریو
.‫150 که خیلی مفته

70
00:05:58,208 --> 00:05:59,801
.‫خودتم می‌دونی لنگه‌اش پیدا نمی‌شه

71
00:06:04,699 --> 00:06:05,786
.‫بریم بالا

72
00:06:16,377 --> 00:06:17,395
‫بلانکا؟

73
00:06:18,273 --> 00:06:20,231
‫ایشون آقا نازاریو هستن

74
00:06:20,256 --> 00:06:23,423
‫یه دوست خیلی خوب که اومده
.‫ورودت به خونه‌ی جدیدت رو خوش‌آمد بگه

75
00:06:23,970 --> 00:06:26,304
‫حرفشو گوش می‌کنی و
.هر کاری ازت خواست انجام می‌دی

76
00:06:26,329 --> 00:06:28,328
.‫باشه خانوم، هر چی بگن انجام می‌دم

77
00:06:32,351 --> 00:06:33,973
‫وقتی بهش گفتن برای چی اونجاست،

78
00:06:33,998 --> 00:06:37,440
‫همون لحظه‌ای که دخترای جدید همیشه
.‫می‌زنن زیر گریه، بلانکا خم به ابرو نیاورد

79
00:06:37,703 --> 00:06:40,391
‫و تو تمام سال‌هایی
‫که پیش رئیس‌هامون بود،

80
00:06:40,416 --> 00:06:42,870
‫هیچ‌وقت شکایتی ازش نشد،
.‫فقط ازش تعریف و تمجید می‌کردن

81
00:06:48,692 --> 00:06:50,957
‫13 می 1960

82
00:06:54,367 --> 00:06:55,908
‫این چندمی بود، اسکلت؟

83
00:06:55,933 --> 00:06:58,718
‫آه، با این یکی،
‫می‌شه پنجمی امشب، بلانکا

84
00:06:58,743 --> 00:07:00,576
.‫ولی مشتری شیش‌دونگت اونجاست

85
00:07:00,601 --> 00:07:01,674
‫ها؟

86
00:07:05,751 --> 00:07:06,710
.‫نه

87
00:07:11,125 --> 00:07:12,507
‫چه جیگری!

88
00:07:14,018 --> 00:07:15,383
‫نوبت شماست آقا ماریانو،

89
00:07:15,408 --> 00:07:17,741
‫نه نه، نوبت منه
‫‫اوه!

90
00:07:18,000 --> 00:07:20,766
‫من بیشتر منتظر بودم. اول من می‌رم
.‫‫صبر کن ببینم

91
00:07:20,791 --> 00:07:23,615
‫خانوم آرکانجلا؟
.‫برام از قبل وقت گرفته

92
00:07:23,640 --> 00:07:26,542
‫من الان می‌رم، تو بعداً میری. چیه؟
‫‫نه بابا، کسکش!

93
00:07:26,567 --> 00:07:28,651
‫فکر کردی از من سرتری؟
‫‫گاله رو ببند!

94
00:07:28,676 --> 00:07:32,109
‫برو پی کارت. اینجا دعوا نداریم،
‫دعوا نه! آروم باش!

95
00:07:32,134 --> 00:07:33,842
‫لازم نیست
.اینقدر خودتونو اذیت کنین، قربان

96
00:07:34,166 --> 00:07:37,166
‫ما حسابی از خجالتتون درمیایم و
.‫به قیمت یکی، دو تا دختر بهتون می‌دیم

97
00:07:37,191 --> 00:07:38,343
.‫دخترا، بیاید اینجا

98
00:07:39,059 --> 00:07:41,016
.‫این آقا هر دوتون رو می‌خواد

99
00:07:41,041 --> 00:07:44,791
‫حسابی بهش برسین، و به اسکلت هم بگین
.‫فقط پول یه نفر رو باهاش حساب کنه

100
00:07:44,816 --> 00:07:45,950
.‫چشم خانوم

101
00:07:46,204 --> 00:07:49,348
‫دو تا دختر. حالا شد یه چیزی
.‫بریم بالا

102
00:07:50,958 --> 00:07:53,640
‫شکی نیست که
.زن کاردرستی هستی، خانوم آرکانجلا

103
00:07:53,665 --> 00:07:54,725
.‫خیلی ممنون

104
00:07:54,750 --> 00:07:56,698
.‫خواهش می‌کنم آقای ماریانو

105
00:07:56,723 --> 00:07:59,851
‫شما یکی از مشتری‌های پروپاقرص منی
.‫و دیگه مثل خونواده‌ی خودمون می‌مونی

106
00:07:59,876 --> 00:08:01,975
‫ تو، بلانکا
.‫وقتی کارت تموم شد معطل نکن

107
00:08:02,000 --> 00:08:05,215
‫هنوز سر شبه خیلی سرمون شلوغه
.‫‫چشم. هر چی شما امر کنین خانوم

108
00:08:05,240 --> 00:08:07,407
‫والا من یکی
.با این حرفت موافق نیستم، آرکانجلا

109
00:08:07,432 --> 00:08:09,700
.‫ بلانکا رو تا فردا صبح نگه می‌دارم

110
00:08:11,332 --> 00:08:12,707
.‫اختیار پولتون رو دارین

111
00:08:17,945 --> 00:08:19,516
.‫اسکلت. شب تا صبح حساب کن

112
00:08:19,541 --> 00:08:21,604
.‫خوش بگذره آقا ماریانو
.‫‫ممنونم

113
00:08:21,629 --> 00:08:22,698
.‫شب‌تون بخیر، قربان

114
00:08:23,820 --> 00:08:25,515
‫به گفته‌ی مشتری‌های بلانکا...

115
00:08:26,034 --> 00:08:28,016
...‫بزرگ‌ترین استعداد ‫و راز موفقیتش

116
00:08:28,041 --> 00:08:29,916
‫مهارتش تو کشف کردن
‫توانایی‌های مردایی بود

117
00:08:29,941 --> 00:08:32,332
‫که خودشونم
.نمی‌دونستن همچین چیزایی بلدن

118
00:08:32,625 --> 00:08:36,190
‫بعضی‌ها هم بودن، مثل آقای ماریانو،
.‫که دیوونه‌وار عاشقش می‌شدن

119
00:08:36,215 --> 00:08:38,590
‫اینجوری نباش دیگه عشقم
.‫یه لبخند بهم بزن

120
00:08:38,625 --> 00:08:41,291
،‫می‌دونی که دوست ندارم
.‫یه چیز دیگه ازم بخواه

121
00:08:41,316 --> 00:08:43,774
‫دندونام افتضاحن،
.‫می‌دونی که دوست ندارم نشونش بدم

122
00:08:43,799 --> 00:08:46,841
‫وقتی با همیم،
‫لازم نیست چیزی رو قایم کنی

123
00:08:47,179 --> 00:08:50,909
‫تو رو از بچگی می‌شناسم
‫و همینجوری که هستی دوسِت دارم، هوم؟

124
00:08:51,315 --> 00:08:52,442
.‫ببینم اون لبخند رو

125
00:09:03,531 --> 00:09:04,889
.‫چه حالی می‌ده

126
00:09:06,799 --> 00:09:08,916
.‫آخ، بلانکای عزیز من

127
00:09:19,250 --> 00:09:20,625
.‫ببخشید مزاحم شدم خانوم

128
00:09:21,750 --> 00:09:24,710
‫دخترا دارن باهام میان
.‫همون قراری که بهتون گفته بودم

129
00:09:25,640 --> 00:09:27,331
.‫آره، گفتم که می‌تونی بری بلانکا

130
00:09:27,666 --> 00:09:30,458
‫می‌خواستم ببینم می‌شه اون پولی
‫که خواستم قرض بدید رو بهم بدین؟

131
00:09:30,775 --> 00:09:32,775
.‫فقط همونو کم دارم که پولشو حساب کنم

132
00:09:36,583 --> 00:09:37,875
.‫آخ، از دست این دختر

133
00:09:42,474 --> 00:09:44,308
‫مطمئنی می‌خوایش؟
.اوهوم

134
00:09:44,333 --> 00:09:46,375
‫صاف کردن همچین بدهی سنگینی
.‫سال‌ها طول می‌کشه

135
00:09:46,400 --> 00:09:47,981
.‫از بچگی آرزوشو داشتم

136
00:09:48,006 --> 00:09:50,381
‫مشتری بیشتری جور می‌کنم
.‫و زود باهاتون تسویه می‌کنم

137
00:09:50,406 --> 00:09:51,864
.‫پشیمون نمی‌شید خانوم

138
00:09:54,708 --> 00:09:55,750
.‫ممنونم

139
00:09:55,775 --> 00:09:57,690
.‫ممنون، حواسمون بهش هست
.‫‫ممنون خانوم

140
00:09:57,715 --> 00:09:58,773
.‫بریم بلانکا

141
00:10:04,156 --> 00:10:06,359
داروخانه و ‫خدمات دندانپزشکی

142
00:10:09,999 --> 00:10:11,537
"خودتان را وزن کنید"

143
00:10:18,916 --> 00:10:20,081
.‫عصربخیر

144
00:10:40,041 --> 00:10:41,625
.‫لطفاً سعی کنین تکون نخورین خانوم

145
00:10:41,650 --> 00:10:43,065
.‫دیگه تقریباً تمومه

146
00:10:43,416 --> 00:10:45,416
‫خیلی زود
.از همیشه خوشگل‌تر می‌شی

147
00:10:49,708 --> 00:10:50,750
.‫ممنونم

148
00:11:01,458 --> 00:11:03,958
‫چه حسی داری؟
ورم کرده؟

149
00:11:03,983 --> 00:11:04,983
.نه

150
00:11:05,414 --> 00:11:06,648
.‫حس فوق‌العاده‌ای دارم

151
00:11:07,166 --> 00:11:09,750
.‫خیلی وقت بود اینو می‌خواستم
.‫حس می‌کنم یه آدم جدید شدم

152
00:11:09,775 --> 00:11:11,516
.‫واقعاً بهت میاد
‫جدی؟

153
00:11:11,541 --> 00:11:13,458
.‫خوشگل‌تر هم شدی
.‫‫آخ

154
00:11:13,483 --> 00:11:16,025
‫یالا اون صورت خوشگلتو ببریم خونه،
.‫که همین الانشم دیر شده

155
00:11:16,050 --> 00:11:17,634
.‫خواهرا شاکی می‌شن
.‫‫بیا

156
00:11:19,583 --> 00:11:22,100
‫ببخشید اینقدر دیر کردیم
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم طول کشید،

157
00:11:22,125 --> 00:11:23,729
.‫ولی عوضش الان می‌تونم لبخند بزنم

158
00:11:24,666 --> 00:11:26,184
.‫خیلی خوب شده بلانکا

159
00:11:26,416 --> 00:11:28,956
‫برو بالا لباستو عوض کن
.‫و به مشتری‌ت برس

160
00:11:29,518 --> 00:11:30,721
نظرت چیه؟

161
00:11:30,746 --> 00:11:33,808
‫چقدر فرق کردی بلانکا!
.‫عین ملکه‌ها شدی

162
00:11:33,833 --> 00:11:35,156
.‫بعداً با دقت بیشتری می‌بینمشون

163
00:11:35,181 --> 00:11:36,497
.‫حالا بهتره زودتر بری
.باشه

164
00:11:40,129 --> 00:11:42,239
‫ببین!
‫‫اوه اوه، دندوناشو به رخ می‌کشه!

165
00:11:43,362 --> 00:11:45,891
‫هنوزم باورم نمی‌شه
.‫‫خوشگل شدی

166
00:11:45,916 --> 00:11:46,924
‫مرسی!

167
00:11:48,017 --> 00:11:48,975
‫خوشت اومد؟

168
00:11:49,000 --> 00:11:51,854
‫ای جانم،
. از قبلتم ‫خوشگل‌تر شدی عزیزم

169
00:11:51,879 --> 00:11:54,156
‫به نظرم دیگه مشتری‌هات
.‫صف می‌کشن دم در

170
00:11:56,291 --> 00:11:57,808
‫چه دندونای طلایی‌ای، ها؟

171
00:11:58,757 --> 00:11:59,843
‫یالا دیگه

172
00:12:02,549 --> 00:12:04,002
‫همه خوششون اومده!

173
00:12:11,974 --> 00:12:14,016
‫وقتی بلانکا
،ایده‌ی نمایش کاباره‌ای رو داد

174
00:12:14,041 --> 00:12:15,516
‫واسه افتتاحیه بزرگ کازینو،

175
00:12:15,541 --> 00:12:18,000
‫خودش فلیزا و اولیا رو
.‫انتخاب کرد که باهاش باشن

176
00:12:18,375 --> 00:12:20,791
‫مثل اینکه اون سه تا
.‫یه رابطه‌ی عشقی رو با هم شروع کردن

177
00:12:20,816 --> 00:12:22,520
‫که تا مدت‌ها بعد از اون نمایش،

178
00:12:22,833 --> 00:12:24,823
و بیشتر ‫از سلامتیِ
.خود بلانکای بیچاره دووم آورد

179
00:12:25,125 --> 00:12:27,666
بهتره بجنبین
.چون رئیس می‌خواد پایین کونتونو ببینه

180
00:12:27,691 --> 00:12:29,482
.‫ماریانو هم منتظرته

181
00:12:29,507 --> 00:12:31,085
‫ماریانو.
.اوه

182
00:12:31,492 --> 00:12:32,522
.زودباش

183
00:12:32,547 --> 00:12:33,672
.‫ببخشید

184
00:12:48,930 --> 00:12:49,942
.‫برنگرد

185
00:12:50,582 --> 00:12:52,082
.‫یه سورپرایز خوب برات دارم

186
00:12:52,107 --> 00:12:54,808
.‫بلانکای من، اینجایی پس
.‫منتظرت بودم

187
00:12:54,833 --> 00:12:56,468
‫می‌دونی که
.ارزش منتظر موندن رو دارم

188
00:12:56,493 --> 00:12:58,713
‫سورپرایزی که برام داری رو
.نشونم بده دیگه، ‫طاقت ندارم

189
00:12:58,738 --> 00:13:01,289
‫نه، این فقط مال خودمونه
.‫وقتی تنها شدیم بهت نشون می‌دم

190
00:13:01,314 --> 00:13:02,125
...اوه

191
00:13:02,149 --> 00:13:03,948
.‫مطمئنم از همیشه بیشتر عاشقم می‌شی

192
00:13:05,350 --> 00:13:06,475
.‫باشه پس

193
00:13:06,500 --> 00:13:09,416
‫چشماتو باز نکن
.‫تا وقتی که بهت اجازه بدم

194
00:13:10,320 --> 00:13:11,695
.‫آه، بلانکا

195
00:13:12,958 --> 00:13:15,585
‫اوه، بلانکا!

196
00:13:17,729 --> 00:13:18,799
.‫حالا

197
00:13:21,157 --> 00:13:23,574
.‫اوه! بلانکا

198
00:13:25,403 --> 00:13:27,958
‫اوه! وقتی کج و کوله هم بودن
.‫خوشگل بودی

199
00:13:27,983 --> 00:13:29,675
‫الان دیگه عین یه الهه شدی!

200
00:13:29,700 --> 00:13:30,799
‫آره ماریانو

201
00:13:34,106 --> 00:13:36,179
‫تو آخر منو به خاک سیاه می‌شونی!

202
00:13:40,940 --> 00:13:42,768
‫3 دسامبر 1962

203
00:13:50,625 --> 00:13:51,958
‫چیزی شده عزیزم؟

204
00:13:53,375 --> 00:13:55,265
.‫نکنه می‌خوای بگی ‫دوباره حامله‌ای

205
00:13:55,290 --> 00:13:56,915
.‫متاسفانه فکر کنم آره

206
00:13:57,875 --> 00:14:00,125
‫ولی تا حالا
.هیچ‌وقت اینقدر حالم بد نبوده

207
00:14:02,166 --> 00:14:03,737
‫اصلاً نگران نباش، هوم؟

208
00:14:04,375 --> 00:14:07,916
‫برات یه چایی با افسنتین و سداب
.دم می‌کنم، ‫زودِ زود خوب می‌شی

209
00:14:07,941 --> 00:14:09,429
.‫ممنون، لازمش دارم

210
00:14:10,700 --> 00:14:12,031
‫فقط می‌شه بهشون نگی؟

211
00:14:12,546 --> 00:14:15,718
‫نمی‌خوام رئیس‌ها بفهمن
‫دوباره حامله شدم، باشه؟

212
00:14:16,023 --> 00:14:19,023
‫دفعه‌ی پیش که اینجوری شد حسابی دعوام کردن
.‫می‌دونم از این قضیه خوششون نمیاد

213
00:14:19,048 --> 00:14:20,489
.‫شاید از اینجا پرتم کنن بیرون

214
00:14:21,375 --> 00:14:24,617
‫تو چند روز این معجون رو بخور،
.‫این قضیه هم بین خودمون دو تا می‌مونه

215
00:14:25,041 --> 00:14:26,085
.‫ممنون

216
00:14:29,708 --> 00:14:32,135
‫چه خبره بلانکا؟
‫حالت خوب نیست؟

217
00:14:33,697 --> 00:14:35,614
.‫یه جورایی، خانوم سرافینا

218
00:14:36,581 --> 00:14:40,465
‫می‌دونم از شنیدنش ناامید می‌شین،
.‫ولی دوباره حامله شدم

219
00:14:40,490 --> 00:14:42,625
.‫فکر کنم چهار ماهم رد شده

220
00:14:42,650 --> 00:14:44,781
‫چهار ماهِ کوفتی رو رد کردی، بلانکا؟

221
00:14:45,095 --> 00:14:47,720
‫چرا هیچی نگفتی؟
‫‫نمی‌دونم

222
00:14:47,745 --> 00:14:49,708
‫چند هفته‌ست دارم اون چایی رو می‌خورم

223
00:14:49,733 --> 00:14:51,933
‫که خانوم اسکلت برام درست کرده،

224
00:14:51,958 --> 00:14:54,304
.‫ولی... ولی فقط ‫شکممو راه میندازه

225
00:14:54,843 --> 00:14:56,183
.‫با گریه چیزی درست نمی‌شه

226
00:14:56,208 --> 00:14:59,250
‫همین الان به دکتر آریانو زنگ می‌زنم،
.‫اون این قضیه رو راست و ریس می‌کنه

227
00:14:59,593 --> 00:15:00,600
‫واقعاً لازمه؟

228
00:15:00,625 --> 00:15:02,416
‫می‌دونم وقتی میاد کلی پول می‌گیره،

229
00:15:02,441 --> 00:15:04,578
.‫منم که الان ‫هیچی پس‌انداز ندارم

230
00:15:05,539 --> 00:15:07,693
‫تازه از خانوم آرکانجلا هم پول قرض گرفتم

231
00:15:07,718 --> 00:15:10,291
.‫که هنوز بابت دندونپزشکی ‫بهش بدهکارم

232
00:15:10,316 --> 00:15:11,975
.‫عقلت درست کار نمی‌کنه

233
00:15:12,000 --> 00:15:14,127
‫با خواهرم حرف می‌زنم
.‫که مبلغ وام‌ت رو بیشتر کنه

234
00:15:14,152 --> 00:15:16,218
‫همین که روبه‌راه شدی،
.‫شروع می‌کنی به صاف کردنش

235
00:15:16,583 --> 00:15:17,833
.‫خدا خیرتون بده

236
00:15:18,614 --> 00:15:19,848
‫کی می‌خوای آدم شی؟

237
00:15:20,270 --> 00:15:21,333
.‫ممنونم

238
00:15:22,475 --> 00:15:23,924
.‫پس بذار حرفامونو یکی کنیم

239
00:15:24,434 --> 00:15:26,350
‫اگه کمک کنی بلانکا برگرده سر کارش،

240
00:15:26,375 --> 00:15:29,429
‫تمام این چک‌سفته‌هایی که ازت جمع کردم
.‫مال خودت، و با هم بی‌حساب می‌شیم

241
00:15:30,313 --> 00:15:31,313
...ولی

242
00:15:31,679 --> 00:15:34,083
.‫این عمل خیلی پرخطریه، ‫خانوم آرکانجلا

243
00:15:34,108 --> 00:15:37,882
‫می‌دونی که چند ماهش گذشته و
.‫این کارو خیلی خطرناک می‌کنه

244
00:15:38,583 --> 00:15:41,750
‫طبق حساب کتاب من، اگه
 بدهی‌ای ‫که دست منه رو صاف نکنی،

245
00:15:41,775 --> 00:15:43,358
‫فردا ممکنه کار و کاسبی‌ت بخوابه،

246
00:15:43,398 --> 00:15:45,176
‫و همه هم می‌فهمن
.‫چطوری ورشکست شدی

247
00:15:45,201 --> 00:15:47,637
‫چون پاتو از جنده‌خونه بیرون نکشیدی!

248
00:15:48,373 --> 00:15:50,207
‫ولی تصمیم با خودته، هوم؟

249
00:15:52,666 --> 00:15:55,770
‫یعنی تضمین می‌کنی اگه سقط رو
‫انجام بدم، بدهی منو صفر ‌کنی؟

250
00:15:57,382 --> 00:15:59,801
‫شما دکترا هم دوست دارین ‫همه چی
.رو مثل لقمه‌ی جویده شده بذارن دهنتون

251
00:16:00,137 --> 00:16:02,471
‫قول می‌دم
به محض اینکه ‫کارت تموم شد،

252
00:16:02,496 --> 00:16:04,412
.‫اینا رو به عنوان دستمزدت تحویلت بدم

253
00:16:04,437 --> 00:16:06,557
‫دوباره بهت اجازه می‌دم
.‫دخترا رو نسیه ببری

254
00:16:06,583 --> 00:16:08,208
.بهت قول شرف می‌دم
.‫باشه

255
00:16:08,233 --> 00:16:10,225
‫یکی دیگه بزن،
.‫لازم می‌شه جرئت پیدا کنی

256
00:16:10,250 --> 00:16:11,250
‫ممنون

257
00:16:14,171 --> 00:16:15,125
‫تموم شد.

258
00:16:15,532 --> 00:16:16,968
.اون قسمتش دیگه گذشته

259
00:16:18,500 --> 00:16:21,625
‫دکتر، معمولاً اینجوری
‫خونریزی نمی‌کنه، مگه نه؟

260
00:16:21,650 --> 00:16:25,442
‫به خاطر هر معجون و قرص کوفتی‌ایه
.که ‫خورده تا خودش سقطش کنه

261
00:16:28,586 --> 00:16:31,502
‫اگه نتونیم
.جلوی خونریزی رو بگیریم، ‫می‌میره

262
00:16:32,500 --> 00:16:36,083
‫به خواهرا بگو یکی رو بفرستن
،‫هشت تا آمپول ویتامین کا بگیره

263
00:16:36,108 --> 00:16:37,233
‫‫ها؟

264
00:16:44,541 --> 00:16:47,709
‫کار من تمومه، همونطور که قول دادم
‫من دیگه رفع زحمت می‌کنم، هوم؟

265
00:16:47,734 --> 00:16:49,109
‫اون برگه‌های منو آوردی؟

266
00:16:49,840 --> 00:16:53,141
‫چک‌سفته‌هات. حرف من طلاست،
.‫اینو هیچ‌وقت یادت نره

267
00:16:53,166 --> 00:16:54,187
.‫ممنون

268
00:16:54,434 --> 00:16:56,975
‫هفته‌ی دیگه برمی‌گردم
.‫ببینم حال دختره چطوره

269
00:16:57,296 --> 00:16:58,393
.‫شب خوش

270
00:17:00,825 --> 00:17:02,676
.‫صبحونه حاضره عزیزم

271
00:17:03,809 --> 00:17:06,796
‫برات یه چیزی آوردم
‫که زودتر روبه‌راه شی، هوم؟

272
00:17:10,148 --> 00:17:11,707
‫بلانکا، جانم؟

273
00:17:23,000 --> 00:17:24,040
‫اسکلت؟

274
00:17:26,583 --> 00:17:29,528
‫یه بلایی سر بلانکا اومده
.‫فکر کنم باید دکتر دوباره برگرده

275
00:17:30,375 --> 00:17:33,583
.‫قیافه‌اش یه جوری شده، طفلکی
‫‫چه مرگته؟ یعنی چی؟

276
00:17:33,608 --> 00:17:37,775
‫وقتی برگشت نگام کنه،
.‫صورتش کلا کج شده بود. اینجوری

277
00:17:37,800 --> 00:17:40,717
‫سریع برو پیش دکتر آریانو
.‫و بهش بگو بیاد ببینتش

278
00:17:40,916 --> 00:17:43,135
‫حرومزاده‌ی هفت‌خط
!نکنه ریده باشه بهمون

279
00:17:43,566 --> 00:17:44,525
‫اه...

280
00:17:49,150 --> 00:17:51,362
.‫اه، اسکلت پیازداغشو زیاد نکرده بود

281
00:17:53,208 --> 00:17:55,682
.‫متاسفانه نکرده. وحشتناکه

282
00:17:58,986 --> 00:18:02,007
‫دکتر گفت خیلی متاسفه،
.‫ولی نمیاد ببینتش

283
00:18:02,333 --> 00:18:04,291
‫می‌گه بهتون هشدار داده
‫که عمل خطرناکیه

284
00:18:04,316 --> 00:18:07,399
.‫داره شونه خالی می‌کنه
‫‫دکترای کسکش!

285
00:18:07,773 --> 00:18:10,450
‫منم خر شدم از روی دلسوزی
.گذاشتم از زیرش در بره

286
00:18:10,916 --> 00:18:13,515
‫باید کمکش کنیم
.‫بلانکا باید دکتر منه‌سِس ببینتش

287
00:18:13,825 --> 00:18:15,073
‫طفلکی نصفه‌جونه

288
00:18:15,098 --> 00:18:16,681
‫خل شدی سرافینا؟

289
00:18:17,041 --> 00:18:20,641
‫اون دکتر با اون اداهای اخلاق‌مدارانه‌اش
.‫گرون‌ترین دکتر سن پدروئه

290
00:18:20,666 --> 00:18:23,125
‫خب چیکار کنیم؟
.‫نمی‌تونیم اینجوری ولش کنیم

291
00:18:23,567 --> 00:18:25,434
‫اگه حالش بدتر بشه چی؟

292
00:18:26,291 --> 00:18:28,791
‫اسکلت!
"‫برو بیمارستان "سنیورا دل پیلار

293
00:18:28,816 --> 00:18:31,274
‫حتماً به منه‌سِس بگو
‫یه مورد اورژانسی داریم

294
00:18:31,299 --> 00:18:32,465
.‫چشم، همین الان

295
00:18:34,583 --> 00:18:36,583
‫شما احمقا کار و زندگی ندارین؟

296
00:18:36,608 --> 00:18:38,752
‫اینجا خبری واسه زر زدن نیست،
‫پس گم شید!

297
00:18:39,085 --> 00:18:40,215
‫گم شید!

298
00:18:53,833 --> 00:18:55,604
‫چندوقته دختره اینجوری شده؟

299
00:18:56,375 --> 00:18:57,750
‫چون فقط صورتش نیست

300
00:18:57,775 --> 00:19:00,359
.‫تقریباً کل سمت چپ بدنش ‫فلج شده

301
00:19:01,349 --> 00:19:03,023
.‫پیداش که کردیم همینجوری بود، دکتر

302
00:19:03,371 --> 00:19:05,538
‫تو این یه شبه چه بلایی سرش اومده،
.‫فقط خدا می‌دونه

303
00:19:06,125 --> 00:19:09,979
‫فکر کنم خودتون خوب می‌دونین
.چرا اینجوری شده، ‫ولی این مشکل من نیست

304
00:19:10,541 --> 00:19:14,583
‫علاوه بر فلجی، ‫متوجه شدم
.که کم‌خونی شدید هم داره

305
00:19:15,208 --> 00:19:17,848
.‫چند وقتی می‌شه که خیلی ‫اشتها نداره

306
00:19:20,291 --> 00:19:22,468
.‫باید فوراً بستری بشه

307
00:19:23,125 --> 00:19:27,125
‫هماهنگ می‌کنم ‫که ‫تو آسایشگاهِ
.سنیورا دل پیلار پذیرشش کنن

308
00:19:27,536 --> 00:19:30,225
‫باید یه دوره‌ی درمانی
‫نسبتاً فشرده رو بگذرونه،

309
00:19:30,250 --> 00:19:31,645
.‫تا ببینیم بدنش چه جوابی می‌ده

310
00:19:32,059 --> 00:19:34,007
‫ نمی‌دونین چقدر خرجش می‌شه، نه؟

311
00:19:34,333 --> 00:19:37,416
‫اون بستگی داره به تشخیص و
.‫مراقبت‌هایی که لازم داره

312
00:19:37,916 --> 00:19:42,281
‫این طفلکی حالش خیلی بده،
دیگه نمی‌تونه ‫اینجا بمونه. متوجه شدین؟

313
00:19:45,627 --> 00:19:47,225
.‫در مورد حرفام فکر کنین خانوم‌ها

314
00:19:47,250 --> 00:19:49,250
.‫همین کارو می‌کنیم دکتر
.‫‫ممنون دکتر

315
00:19:56,547 --> 00:19:59,156
"آسایشگاه نوئسترا سنیورا دل پیلار"

316
00:20:31,791 --> 00:20:35,542
‫بیعانه‌ی هفته‌ی اول رو از قبل بدید
.‫بعد ببینیم چی پیش میاد

317
00:20:35,958 --> 00:20:37,667
‫می‌شه بگید چقدر می‌شه؟

318
00:20:38,125 --> 00:20:40,916
‫واسه چیزایی که لازم داره،
.‫فکر کنم 500 تا خرجش رو پوشش بده

319
00:20:40,941 --> 00:20:42,857
‫ولی خیلی مهمه
.‫که همیشه پرداخت کنین

320
00:20:42,882 --> 00:20:45,058
‫لطفاً هر هفته تشریف بیارین
.و به موقع پرداخت کنین

321
00:20:45,083 --> 00:20:47,171
.‫وگرنه مجبور می‌شیم درمان رو متوقف کنیم

322
00:20:47,906 --> 00:20:48,979
.‫بفرمایید، دکتر

323
00:20:49,212 --> 00:20:51,712
‫خیالتون راحت باشه
.‫که به بهبودی اون متعهدیم

324
00:21:01,106 --> 00:21:02,981
‫اصلاً نگران هیچی نباش عزیزم

325
00:21:03,791 --> 00:21:06,968
‫اینجا حسابی هواتو دارن
.‫خیلی زود حالت بهتر می‌شه

326
00:21:07,708 --> 00:21:10,523
‫خانوم سرافینا گفت
.‫هوای همه چیزت رو دارن

327
00:21:11,041 --> 00:21:14,250
‫ما هم هر وقت بیکار شدیم،
‫میایم اینجا بهت سر می‌زنیم، هوم؟

328
00:21:16,814 --> 00:21:19,148
.‫آه. ایمانت رو از دست نده بلانکای عزیز

329
00:21:25,565 --> 00:21:26,641
.‫خب. ما دیگه باید بریم

330
00:21:26,666 --> 00:21:28,965
‫رئیس‌ها احتمالاً منتظرن
‫برگردیم خونه. مگه نه؟

331
00:21:31,416 --> 00:21:32,588
.‫مراقبش باشین، خواهر

332
00:21:39,260 --> 00:21:40,500
.‫گناهکارای کثیف

333
00:22:09,458 --> 00:22:10,833
.‫شب بخیر خانوم اسکلت

334
00:22:11,625 --> 00:22:14,625
‫حتماً بلانکای من بالا سرش شلوغه
‫می‌شه اسم منم تو لیستش بنویسین؟

335
00:22:16,125 --> 00:22:17,440
.‫خبر بدی دارم

336
00:22:17,875 --> 00:22:19,600
‫بلانکای شیرین ما مریض شده

337
00:22:19,625 --> 00:22:22,350
‫و پیش خواهرهای روحانی تو
.‫آسایشگاه سنیورا دل پیلاره

338
00:22:22,375 --> 00:22:23,864
‫می‌دونی چش شده؟

339
00:22:24,458 --> 00:22:27,250
‫شاید چله افتاده روش
،‫یا یکی چشمش زده

340
00:22:27,275 --> 00:22:28,650
‫ولی مجبور شدیم ببریمش اونجا

341
00:22:29,000 --> 00:22:32,166
‫مطمئنم دلش می‌خواد بهش سر بزنین
.‫ خوشحال می‌شه وقتشو با شما بگذرونه

342
00:22:32,745 --> 00:22:36,000
‫منم همینطور. باید فردا برم
‫یه حالی ازش بپرسم، نه؟

343
00:22:36,625 --> 00:22:40,116
‫ولی حالا که تا اینجا اومدم،
‫بهتره دست خالی برنگردم، درسته؟

344
00:22:40,141 --> 00:22:42,558
‫البته. یکی دو تا نوشیدنی میل دارین؟

345
00:22:42,792 --> 00:22:46,062
‫اوم، با بقیه‌ی دخترا آشنا شید
‫تا برای امشب انتخاب کنین. هوم؟

346
00:22:46,087 --> 00:22:47,096
‫هوم

347
00:22:48,403 --> 00:22:49,975
.‫شب بخیر خانوم‌های خوشگل

348
00:22:50,000 --> 00:22:51,141
.‫سلام
.‫خوش‌تیپ شدین

349
00:22:51,166 --> 00:22:53,940
.‫اینقدر خوشگل و تشنه
‫کدومتون اون خانوم خوش‌شانسه؟

350
00:22:55,458 --> 00:22:56,492
.‫شما بگو

351
00:23:07,541 --> 00:23:09,416
.‫صبح شما بخیر، خواهر
.‫‫صبح بخیر آقا

352
00:23:09,441 --> 00:23:12,183
‫می‌شه بگید دختری به اسم
‫بلانکا رو کجا پیدا کنم؟

353
00:23:12,208 --> 00:23:13,684
.‫فقط اسم کوچیکش رو بلدم

354
00:23:14,875 --> 00:23:16,708
‫منظورتون اون فاحشه‌ی سیاه‌پوسته؟

355
00:23:18,208 --> 00:23:20,453
.‫اتاق ته راهرو، تخت شماره چهار

356
00:23:23,174 --> 00:23:24,174
‫ممنون

357
00:23:25,942 --> 00:23:27,625
"لطفاً سکوت را رعایت فرمایید"

358
00:23:43,047 --> 00:23:44,370
.‫بلانکای من

359
00:23:46,000 --> 00:23:47,291
‫حالت چطوره؟

360
00:23:48,958 --> 00:23:51,789
‫دیشب که اومدم دیدنت،
‫اسکلت گفت اینجایی،

361
00:23:52,012 --> 00:23:53,676
.‫گفتم بیام یه سلامی بکنم

362
00:23:55,120 --> 00:23:57,058
‫آه، طفلکی،
‫دیگه نمی‌تونه حرف بزنه

363
00:23:57,083 --> 00:23:59,296
.‫بعید می‌دونم چیزی هم بفهمه

364
00:24:00,125 --> 00:24:02,375
‫اگه نظر منو بخواین،
.‫این کار، کار خود خداست

365
00:24:02,400 --> 00:24:04,858
‫عدالت الهی
.‫برای تمام گناهان این زن هرجایی

366
00:24:08,966 --> 00:24:10,934
.‫دوباره میام بهت سر می‌زنم بلانکا

367
00:24:11,666 --> 00:24:13,583
.‫امیدوارم زودتر خوب شی

368
00:24:16,250 --> 00:24:17,708
‫اینا رو می‌ذارید تو آب؟

369
00:24:19,833 --> 00:24:23,585
خدایا، لطفاً اونو ببخش»
«گناهکار نمی‌دونه داره چی کار می‌کنه

370
00:24:27,875 --> 00:24:31,041
‫درست وقتی به نظر می‌رسید که اوضاع
‫بلانکا دیگه از این بدتر نمیتونه بشه،

371
00:24:31,066 --> 00:24:33,918
‫چشم شور سرنوشت و بدشانسی
.‫نگاه نحسش رو به همه‌مون دوخت

372
00:24:35,850 --> 00:24:37,981
‫چون یه هفته بعد از
‫اینکه بلانکا رفت بیمارستان،

373
00:24:38,006 --> 00:24:39,881
.‫بتوی بیچاره‌ی ما رو با تیر زدن و کشتن

374
00:24:39,906 --> 00:24:40,979
.‫آرکانجلا

375
00:24:42,291 --> 00:24:44,083
‫بسته شدن مکزیکو لیندو...

376
00:24:45,083 --> 00:24:46,971
‫ماتم‌زدگی خانوم آرکانجلا...

377
00:24:48,333 --> 00:24:52,041
‫و بازگشت غیرمنتظره‌ی ما
‫به «پلان د آباخو» و «کازینو دل دانزون»

378
00:24:58,777 --> 00:25:00,937
"کازینو دل دانزون"

379
00:25:05,625 --> 00:25:07,754
.‫بیشتر از یه هفته‌ست که‫ چپیدیم اینجا

380
00:25:08,583 --> 00:25:09,968
.‫فکر کنم حالا حالاها موندگاریم

381
00:25:10,343 --> 00:25:12,266
‫از همه بدتر اینه که
‫خواهرا انگار یادشون رفته

382
00:25:12,291 --> 00:25:13,723
.‫بلانکا تو بیمارستانه

383
00:25:14,793 --> 00:25:16,809
‫دارم می‌میرم از کنجکاوی
.که بدونم بهتر شده یا نه

384
00:25:17,625 --> 00:25:19,817
‫خانوم آرکانجلا هنوز از اون
‫حالت ماتم‌زدگی درنیومده

385
00:25:20,791 --> 00:25:24,565
‫سرافینا هم با این گندی که سر
.‫مکزیکو لیندو بالا اومده، عقلشو از دست داده

386
00:25:25,583 --> 00:25:27,291
‫به نظرت باید باهاش حرف بزنیم؟

387
00:25:28,000 --> 00:25:29,653
.‫نه، من که جرئتشو ندارم

388
00:25:30,000 --> 00:25:33,167
‫اگه نتیجه‌ی عکس بده، دق دلیشو
.سر ما خالی می‌کنه، ‫که اصلاً خوب نیست

389
00:25:33,614 --> 00:25:35,340
.‫اسکلت همیشه هوای بلانکا رو داشته

390
00:25:35,814 --> 00:25:37,189
.‫می‌تونه از طرف ما بره بپرسه

391
00:25:37,791 --> 00:25:40,166
.خواهرا ‫فقط به حرف اون‫ گوش می‌دن

392
00:25:46,156 --> 00:25:48,879
‫واقعاً نمی‌دونم
.‫چجوری می‌خوایم از این گه دربیایم

393
00:25:48,904 --> 00:25:51,571
‫آرکانجلا که تو حال خودش نیست،
.‫اون رندون کسکش هم غیبش زده

394
00:25:51,596 --> 00:25:54,180
‫این روزایی که تو این چاردیواری
.‫حبس شدیم عین شکنجه‌ست

395
00:25:54,205 --> 00:25:56,573
‫واسه همین بهت گفتم به فکر این باش
.‫که شر این جنده‌ها رو بکَنی

396
00:25:56,605 --> 00:25:58,147
.‫و یه کاسبی جدید راه بندازین

397
00:25:58,541 --> 00:26:01,458
‫یه مزرعه که توش محصولات
.‫خودتو بکاری، گزینه‌ی خوبیه

398
00:26:01,483 --> 00:26:03,983
.‫می‌دونی که باید منتظرخواهرم بمونم، سروان

399
00:26:04,008 --> 00:26:06,502
‫ولی به محض اینکه حالش
.سر جاش بیاد، ‫بهش می‌گم

400
00:26:07,416 --> 00:26:09,833
‫چیکار داری اسکلت؟
.‫‫به کمکتون احتیاج داریم

401
00:26:10,375 --> 00:26:13,250
‫ببخشید تو این وضعیت که
‫دستتون بنده ازتون چیزی می‌خوام،

402
00:26:13,275 --> 00:26:15,557
‫ولی دخترا نگرانن،
‫راستش خودمم به فکرش افتادم

403
00:26:15,582 --> 00:26:18,415
‫می‌شه یکی بره یه خبری
‫از حال بلانکای ما بگیره؟

404
00:26:19,750 --> 00:26:22,432
.‫اسکلت، اصلاً یادم نبود ‫هنوز تو بیمارستانه

405
00:26:22,762 --> 00:26:24,176
‫چرا همونجا ولش نمی‌کنین؟

406
00:26:24,916 --> 00:26:27,002
‫یه جنده که ریخت و قیافه‌شو
‫از دست داده به چه دردتون می‌خوره؟

407
00:26:27,027 --> 00:26:29,075
‫نمی‌تونیم ولش کنیم، سروان

408
00:26:29,100 --> 00:26:31,850
‫دکتر منه‌سس ازمون برگه امضا گرفته
.‫که ما رو مسئول می‌کنه

409
00:26:31,875 --> 00:26:35,010
‫واسه خودشو و درمانش،
.‫برای همین هنوزم باید خرج مراقبتش رو بدیم

410
00:26:35,500 --> 00:26:37,968
‫به اسکلرا بگو
.همین الان داریم ‫می‌ریم بیمارستان

411
00:26:37,993 --> 00:26:39,118
.‫چشم خانم

412
00:26:51,220 --> 00:26:52,845
.‫همینجا منتظرمون بمون، اسکلرا

413
00:27:01,583 --> 00:27:04,266
خانوم بالادرو
.خوشحالم ‫که بالاخره برگشتین

414
00:27:04,291 --> 00:27:06,141
‫ برای این خانوم جوون
،کاری از دستمون برنمیاد

415
00:27:06,166 --> 00:27:09,125
.‫و حسابش هم ‫از 2000 پزو گذشته

416
00:27:09,150 --> 00:27:11,942
‫من و خواهرم الان
.همچین ‫پولی نداریم، دکتر

417
00:27:11,967 --> 00:27:14,377
‫احتمالاً شنیدین،
‫اخیراً خیلی بدشانسی آوردیم،

418
00:27:14,402 --> 00:27:16,902
.‫و اوضاع مالی‌مون ‫خیلی به هم ریخته

419
00:27:17,166 --> 00:27:20,747
‫درک می‌کنم اوضاع مالی‌تون سخته،
.‫ولی اینجا که خیریه نیست

420
00:27:21,291 --> 00:27:23,346
‫اگه پرداخت نکنین،
.‫از راه قانونی اقدام می‌کنیم

421
00:27:30,958 --> 00:27:33,541
.‫این 1500 تا. پیشنهاد آخر منه

422
00:27:33,566 --> 00:27:35,364
.‫یا همینو برمی‌دارین یا هیچی

423
00:27:40,541 --> 00:27:43,223
.‫فوراً مجوز ترخیص دختره رو می‌گیرم

424
00:27:43,887 --> 00:27:47,750
‫تیچو، اسکلت. برید یه نگاهی به بلانکا بندازین
.‫مطمئن شید هنوز همه‌ی دندوناش سر جاشه

425
00:27:47,775 --> 00:27:50,725
‫این کفتارهای یبس و این
.کرکس حریص ‫ممکنه دزدیده باشنش

426
00:27:50,750 --> 00:27:51,833
.‫چشم رئیس

427
00:28:00,000 --> 00:28:07,000


428
00:28:15,127 --> 00:28:17,640
‫19 دسامبر 1962

429
00:28:23,681 --> 00:28:25,306
.‫خیلی گشنمه، اسکلت

430
00:28:26,750 --> 00:28:30,958
‫آه، خانوم آرکانجلا. بیاید، بفرمایید بشینید
‫الان یه چیزی براتون درست می‌کنم

431
00:28:32,075 --> 00:28:33,879
‫چیز خاصی میل دارین؟

432
00:28:37,728 --> 00:28:38,973
‫حالتون چطوره؟

433
00:28:44,333 --> 00:28:47,065
‫هفته‌ای چقدر خرج
‫این کوفت و زهرمارا می‌کنی؟

434
00:28:47,750 --> 00:28:49,458
‫نمی‌دونم چقدر می‌شه

435
00:28:51,478 --> 00:28:53,687
‫برو خواهرمو بیدار کن
.‫و بهش بگو بیاد اینجا

436
00:28:53,712 --> 00:28:54,712
.‫چشم خانوم

437
00:29:01,083 --> 00:29:03,467
‫وقتی خانوم آرکانجلا
‫بالاخره به خودش اومد،

438
00:29:03,492 --> 00:29:05,674
‫از اتفاقاتی که در غیابش
‫افتاده بود خوشش نیومد،

439
00:29:05,699 --> 00:29:07,532
‫برای همین شروع کرد
.به برقراری دوباره‌ی نظم

440
00:29:10,791 --> 00:29:12,875
.‫خوشحالم که بهتری، آرکانجلا

441
00:29:12,900 --> 00:29:14,483
‫چرا همه چی اینقدر به گا رفته؟

442
00:29:15,166 --> 00:29:18,000
‫خرجایی که از وقتی ما رو ‫جابه‌جا
کردی و رو دستمون گذاشتی دیدی؟

443
00:29:18,708 --> 00:29:21,582
‫خرجای منم همونقده که همیشه
.واسه خونه‌های دیگه می‌کردی

444
00:29:21,923 --> 00:29:23,215
.‫احمقِ نفهم

445
00:29:24,245 --> 00:29:26,375
‫نمی‌فهمی که
‫وقتی دخترا کار نمی‌کنن،

446
00:29:26,400 --> 00:29:28,150
‫چیزی درنمیاد تا
 خرجی که می‌ره رو جبران کنه؟

447
00:29:28,802 --> 00:29:31,468
‫اگه همینجوری به خرج کردن ادامه بدیم،
.‫تا یه هفته دیگه ورشکستیم

448
00:29:33,266 --> 00:29:34,766
‫باید یه چیز دیگه هم بهت بگم،

449
00:29:34,791 --> 00:29:36,917
.‫ولی می‌ترسم اصلاً ‫بهت خوش نیاد

450
00:29:37,458 --> 00:29:40,992
‫مجبور شدم کلی پول دیگه هم خرج کنم
.‫تا بلانکا رو از بیمارستان دربیارم

451
00:29:42,151 --> 00:29:44,409
‫چقدر خرج اون آسایشگاه مسخره شد؟

452
00:29:44,739 --> 00:29:47,718
‫هوم. بهتره بهت نگم،
‫وگرنه ممکنه سکته کنی

453
00:29:48,614 --> 00:29:49,822
‫بیشتر از 1000 تا؟

454
00:29:50,416 --> 00:29:51,416
‫اوم

455
00:29:54,090 --> 00:29:56,007
.‫پس حسابی خرت کردن

456
00:29:57,000 --> 00:29:58,708
‫اون راهبه‌های جنده خوبش کردن؟

457
00:29:59,251 --> 00:30:01,225
.‫بلانکای بیچاره عین یه تیکه گوشت افتاده

458
00:30:01,250 --> 00:30:04,250
‫وقتی رفتیم ببینیمش، اون دکتر کسکش
.‫گفت یا باید پولو بدیم یا هیچی

459
00:30:04,275 --> 00:30:07,645
‫اون جنده‌های مقدس‌نما واسه
.‫پر کردن جیبشون دست به هر کاری می‌زنن

460
00:30:09,138 --> 00:30:11,656
‫و تو چه نقشه‌ی کوفتی‌ای
‫واسه بلانکا کشیدی؟

461
00:30:12,541 --> 00:30:13,541
.‫هیچی

462
00:30:18,262 --> 00:30:20,720
‫ببخشید که دخالت می‌کنم،
.‫به من مربوط نیست

463
00:30:21,333 --> 00:30:25,713
‫ولی می‌تونم برم پدرونس پیش توماسا
.‫ازش بپرسم دوایی برای بلانکا داره یا نه

464
00:30:26,353 --> 00:30:29,325
‫تو آسایشگاه همه کاری کردن،
.‫ولی دارو گیاهی معجزه می‌کنه

465
00:30:29,975 --> 00:30:31,176
.‫خوبه اسکلت

466
00:30:32,000 --> 00:30:35,293
‫امیدوارم توماسا یه دوایی بهت بده
.‫که این دختره رو دوباره راه بندازه

467
00:30:35,318 --> 00:30:37,318
.‫اینجا که خیریه باز نکردیم
.‫‫نه

468
00:32:05,500 --> 00:32:07,333
‫حالت چطوره عزیزم؟

469
00:32:08,421 --> 00:32:10,254
.‫می‌خوام یه لطفی بهم بکنی

470
00:32:11,708 --> 00:32:15,833
‫می‌خوام آروم دراز بکشی و مثل یه
دختر خوب ‫دهنتو قشنگ باز کنی. هوم؟

471
00:32:16,541 --> 00:32:18,375
‫قول می‌دم یه ذره هم دردت نیاد

472
00:32:18,400 --> 00:32:19,468
‫نه!

473
00:32:19,997 --> 00:32:20,997
...نه

474
00:32:23,656 --> 00:32:24,820
‫تکون نخور!

475
00:32:24,845 --> 00:32:27,046
‫نه!
‫‫سلیطه‌ی پتیاره!

476
00:32:27,870 --> 00:32:30,141
‫جواب این همه کاری که
‫برات کردم رو اینجوری می‌دی؟

477
00:32:30,166 --> 00:32:31,192
‫آخ!

478
00:32:31,916 --> 00:32:33,458
‫توله‌سگِ لوس!

479
00:32:45,500 --> 00:32:47,082
.‫سلام توماسا

480
00:32:47,401 --> 00:32:48,831
.سلام ‫اسکلت

481
00:32:49,977 --> 00:32:53,432
‫خانوم توماسا، بلانکای بیچاره‌ی ما
‫ریختش به هم ریخته و فلج شده

482
00:32:53,457 --> 00:32:55,725
.‫از فرق سرش بگیر ‫تا نوک پاش

483
00:32:55,750 --> 00:32:59,708
.‫اول، باید ببندینش به تخت

484
00:33:01,458 --> 00:33:03,791
بعد باید داغش کنین
.‫تا طلسم از تنش بره بیرون

485
00:33:04,375 --> 00:33:06,208
‫آخ، آچی، آچی!

486
00:33:07,280 --> 00:33:08,546
‫اگه جواب نداد،

487
00:33:09,046 --> 00:33:11,713
.‫اینقدر داغش کنین تا جواب بده

488
00:33:12,673 --> 00:33:13,895
‫فهمیدی؟

489
00:33:14,875 --> 00:33:16,573
.‫ممنون خانوم توماسا

490
00:33:16,598 --> 00:33:19,723
زن خیلی دانایی هستی
‫چقدر تقدیم کنم؟

491
00:33:19,748 --> 00:33:21,542
.‫30 پزو، اسکلت

492
00:33:35,567 --> 00:33:37,900
.‫اگه غذا نخوری، ‫عزیزم، خوب نمی‌شی

493
00:33:37,925 --> 00:33:41,021
‫آه، اِولیا، فایده نداره
.‫حتی نمی‌تونیم باهاش حرف بزنیم

494
00:33:41,046 --> 00:33:43,364
‫انگار دیگه اصلاً
.‫نمی‌شناسه که کی هستیم

495
00:33:45,517 --> 00:33:47,031
.‫گندی که اینجا زدی رو ببین

496
00:33:47,500 --> 00:33:49,114
.‫بلانکا از همیشه بدتر شده

497
00:33:50,250 --> 00:33:51,339
‫این چیه؟

498
00:33:51,474 --> 00:33:53,129
‫این آشغالو برگردوندین اینجا؟

499
00:33:54,062 --> 00:33:56,593
‫چطور می‌تونی اینقدر بی‌رحم باشی سروان؟
.‫اون بلانکای خودمونه

500
00:33:57,041 --> 00:33:58,870
.‫این دختره دیگه به هیچ دردی نمی‌خوره

501
00:34:00,309 --> 00:34:02,315
‫به آدمت تیچو بگو ‫ببرتش یه دوری بزنه

502
00:34:02,340 --> 00:34:04,823
‫هوا که تاریک شد ببرتش آشغالدونی

503
00:34:04,848 --> 00:34:06,965
.‫ولش کنه اونجا سگا بخورنش

504
00:34:07,948 --> 00:34:09,698
‫چطور جرئت می‌کنی
همچین حرفی بزنی، سروان؟

505
00:34:10,093 --> 00:34:11,770
‫بلانکا کلی پول برامون درآورده

506
00:34:11,795 --> 00:34:14,212
‫حداقل کاری که می‌تونیم بکنیم
.‫اینه که یه کم بهش محبت کنیم

507
00:34:15,626 --> 00:34:17,458
.‫دختره رو بندازین جلوی سگا

508
00:34:24,406 --> 00:34:25,958
‫خانوم توماسا گفت
‫خیلی محکم نگهش دارین،

509
00:34:25,983 --> 00:34:28,010
‫و اینقدر ادامه بدین
.‫تا بلانکا به حرف بیاد

510
00:34:28,035 --> 00:34:30,234
‫و سعی کنه
.انگشتای فلجش رو تکون بده

511
00:34:30,259 --> 00:34:32,218
‫نگفت چقدر طول می‌کشه ‫تا خوب شه؟

512
00:34:32,567 --> 00:34:33,567
.نه نگفت

513
00:34:33,592 --> 00:34:35,475
.‫ولی کم کم، ‫باید بهتر بشه

514
00:34:35,500 --> 00:34:37,820
‫و اگه نشد، باید
‫برگردیم پیشش یا بلانکا رو ببریم

515
00:34:37,845 --> 00:34:40,683
‫تا یه دوای دیگه پیدا کنه
.‫‫باید همین امروز این کارو بکنیم

516
00:34:40,708 --> 00:34:43,167
‫فکر نکنم راهی باشه
.‫که این طفلکی از این بدتر نشه

517
00:34:44,039 --> 00:34:45,738
.‫همه چیز رو با تیچو آماده کن

518
00:34:45,763 --> 00:34:47,680
.‫چشم. الان دست به کار می‌شم

519
00:34:54,573 --> 00:34:56,632
‫خواهرا به هر کدومتون
‫یه پزو می‌دن، باشه؟

520
00:34:57,083 --> 00:35:00,721
‫برای خودتون از بازار یه چیزی بخرین،
.‫یه هله هوله‌ای بخورین و یه گشتی بزنین

521
00:35:01,192 --> 00:35:03,229
.‫‫هیچ‌کس قبل از ساعت پنج برنگرده

522
00:35:03,833 --> 00:35:06,916
‫با هم بمونین و با کسی حرف نزنین،
‫یادتون نره. هوم؟

523
00:35:07,416 --> 00:35:09,581
‫شما چهار تا اینجا با من بمونین.
.کمک لازم دارم

524
00:35:10,000 --> 00:35:11,565
.‫شما یه روز دیگه می‌رید

525
00:35:13,208 --> 00:35:15,875
‫ما دیگه آماده‌ایم.
.می‌رم اتاق رو آماده کنم

526
00:35:33,986 --> 00:35:35,515
.‫فکر کنم همه چیز آمادهست

527
00:35:36,458 --> 00:35:38,523
.‫آره تیچو، میز هم محکمه

528
00:35:40,598 --> 00:35:42,034
.‫ برو یه گشت طولانی بزن

529
00:35:42,583 --> 00:35:45,565
.‫هوا که تاریک شد می‌تونی برگردی
.‫‫چشم اسکلت و ممنون

530
00:35:45,590 --> 00:35:46,590
.‫هوم

531
00:36:04,812 --> 00:36:06,600
،‫ این نرده داره شل می‌شه

532
00:36:06,625 --> 00:36:08,539
.‫خدا نکنه بیفته رو سر یکی

533
00:36:17,280 --> 00:36:19,093
"ای پدر، از تو طلب برکت می‌کنیم"

534
00:36:27,750 --> 00:36:31,273
‫حالا پتو رو می‌ندازیم روش
.‫لوپه، روش آب بپاش

535
00:36:31,489 --> 00:36:33,354
.‫باید همیشه خیس بمونه

536
00:36:43,833 --> 00:36:45,051
.‫شروع می‌کنم به داغ کردن

537
00:36:52,604 --> 00:36:55,186
‫داره تکون می‌خوره!
‫داره بلندش می‌کنه اسکلت،

538
00:36:55,211 --> 00:36:56,586
.‫ زیر دستم داره تکون می‌خوره

539
00:36:59,958 --> 00:37:01,833
‫می‌سوزه! می‌سوزه!

540
00:37:01,858 --> 00:37:03,820
‫می‌فهمم چی می‌گه!
‫‫می‌دونم!

541
00:37:05,276 --> 00:37:08,625
‫ولی توماسا گفت باید اینقدر با اتو
‫ادامه بدم تا رنگ پتو تیره بشه

542
00:37:15,330 --> 00:37:17,539
‫تمومش کنیم؟
بلانکا خوب شده؟

543
00:37:21,704 --> 00:37:23,704
.‫یه نوشابه‌ی خنک بیار به هوش بیاد

544
00:37:28,000 --> 00:37:29,041
.‫بیا

545
00:37:41,325 --> 00:37:44,783
‫سعی کن یه کم دیگه بهش بدی،
.‫ببینیم این دفعه قورت می‌ده

546
00:37:51,500 --> 00:37:52,666
.‫بلانکا

547
00:37:58,261 --> 00:37:59,885
.‫بیاین زیرشو نگاه کنیم
.‫‫آماده‌ام

548
00:38:05,416 --> 00:38:07,750
‫بپوشونیدش! بپوشونیدش!

549
00:38:14,743 --> 00:38:16,770
‫طناب‌ها رو باز کنین و...
.‫و ببرینش تو اتاقش

550
00:38:17,583 --> 00:38:18,541
.‫باشه

551
00:38:27,606 --> 00:38:29,885
.‫فرشته کوچولومون دیگه نفس نمی‌کشه

552
00:38:51,549 --> 00:38:53,635
‫ای پدر ما که در آسمانی،

553
00:38:54,041 --> 00:38:56,041
‫نام تو مقدس باد

554
00:38:56,541 --> 00:38:58,375
.‫ملکوت تو بیاید

555
00:39:00,290 --> 00:39:02,320
"نمـاهـای مختـلف"

556
00:39:10,728 --> 00:39:11,738
.‫تیچو

557
00:39:12,309 --> 00:39:13,309
.‫تیچو

558
00:39:14,000 --> 00:39:15,528
.‫آه، بالاخره می‌تونم تو رو داشته باشم

559
00:39:15,906 --> 00:39:17,447
.‫خیلی وقته منتظر این لحظه بودم

560
00:39:19,595 --> 00:39:21,599
‫این مسخره‌بازی رو تموم کن
.و همین الان با من بیا

561
00:39:28,750 --> 00:39:30,291
.‫کلنگ و بیلت رو هم بیار

562
00:39:39,583 --> 00:39:42,210
‫می‌خوام یه کاری تو حیاط انجام بدی،
.‫ولی نباید هیچ صدایی ازت دربیاد

563
00:39:49,500 --> 00:39:51,893
‫یه چاله از اینجا تا اونجا بِکَن

564
00:39:52,625 --> 00:39:55,617
‫عمقش تا زیر بغلت باشه
‫و پهناش هم اندازه‌ی کونت. فهمیدی؟

565
00:39:56,585 --> 00:39:59,145
‫فهمیدم.
.یه چاله‌ی گنده. گود و پهن

566
00:40:25,208 --> 00:40:28,875
‫کل محل رو بیدار می‌کنی
‫چرا اینقدر سر و صدا می‌کنی؟

567
00:40:28,900 --> 00:40:31,275
‫دارم سعی می‌کنم ساکت باشم،
‫ولی خاکش مثل سنگ سفته

568
00:40:31,300 --> 00:40:33,342
.‫مجبورم قبل از بیل زدن، با کلنگ بکنم

569
00:40:33,367 --> 00:40:34,715
‫پس همونجوری ولش کن!

570
00:40:34,740 --> 00:40:37,692
‫نصف ده رو می‌کشونی دم در
.ما ‫و دخترا رو هم بیدار می‌کنی

571
00:40:38,208 --> 00:40:40,875
.‫برو بگیر بخواب
.‫‫هر چی شما بگی رئیس

572
00:41:21,252 --> 00:41:22,961
.‫حالا روشو بپوشون، اسکلت

573
00:41:54,333 --> 00:41:55,333
.‫تیچو

574
00:41:56,791 --> 00:41:58,039
.‫تیچو، پاشو

575
00:41:59,041 --> 00:42:00,437
‫دیگه چیه اسکلت؟

576
00:42:00,462 --> 00:42:02,385
‫اومدی تشکر کنی؟ ها؟

577
00:42:03,250 --> 00:42:04,375
.‫اُسکل نباش

578
00:42:04,705 --> 00:42:05,872
.‫بیا بیرون

579
00:42:18,958 --> 00:42:22,833
‫بقیه‌ی چاله رو پر کن،
.‫و با یه کنده‌ی درخت خاکشو صاف کن

580
00:42:22,858 --> 00:42:25,183
‫بعد هر چی خاک اضافه موند
‫رو دور و بر حیاط پخش کن،

581
00:42:25,208 --> 00:42:27,385
‫که هیچ‌کس اصلاً نفهمه
.‫اینجا چاله‌ای بوده

582
00:42:27,900 --> 00:42:28,921
‫فهمیدی؟

583
00:42:29,375 --> 00:42:30,823
.‫آره، فهمیدم اسکلت

584
00:42:47,978 --> 00:42:50,114
‫صبح‌بخیر، صبحونه هنوز آماده نشده؟

585
00:42:50,375 --> 00:42:51,760
.‫نه، لوبیاها هنوز نپخته

586
00:42:53,172 --> 00:42:55,942
‫قضیه‌ی بلانکا چی شد؟
.‫همه می‌گن حالش بدتره

587
00:42:56,578 --> 00:42:57,596
‫همینطوره،

588
00:42:58,000 --> 00:42:59,434
 طفلکی ‫حال و روز خیلی بدی داشت،

589
00:42:59,458 --> 00:43:01,416
.‫دیشب مجبور شدیم دوباره برش گردونیم

590
00:43:28,456 --> 00:43:29,862
.‫آه! عصربخیر، سروان

591
00:43:29,887 --> 00:43:31,395
.‫عصر بخیر خانوم بناویدس

592
00:43:31,420 --> 00:43:33,350
‫ببینید، قصد فضولی ندارم،

593
00:43:33,375 --> 00:43:36,541
‫ولی می‌دونین دیروز
‫خونه‌ی خانوم‌های همسایه چه خبر بود؟

594
00:43:36,566 --> 00:43:39,316
‫از پشت دیوار
.صدای جیغ وحشتناکی شنیدم

595
00:43:39,341 --> 00:43:42,475
‫بعدش هم یه بوی سوختگی
.‫که خیلی تند و بد بود

596
00:43:42,500 --> 00:43:44,500
.‫من که خبر ندارم ‫اون تو چه خبر بوده

597
00:43:44,525 --> 00:43:48,608
‫پایگاه بودم، ولی از خواهرا می‌پرسم
.‫و نگرانیتون رو بهشون می‌گم

598
00:43:48,633 --> 00:43:50,774
‫لطفاً همین کارو بکنین. ممنون
.‫‫خواهش می‌کنم

599
00:43:50,799 --> 00:43:52,143
.‫مزاحمتون نمی‌شم
.‫‫خیلی ممنون

600
00:43:52,168 --> 00:43:53,585
.‫بعداً می‌بینمتون
.‫‫بله

601
00:44:06,500 --> 00:44:08,458
‫چرا پکری؟ چیزی شده؟

602
00:44:09,541 --> 00:44:10,729
.‫همه چی بهم ریخته

603
00:44:11,012 --> 00:44:13,262
‫مطمئن نیستم بتونم
‫خیلی بیشتر از این دووم بیارم

604
00:44:13,768 --> 00:44:16,833
‫بلانکا نصفه شب حالش بدتر شد
.‫مجبور شدیم برش گردونیم بیمارستان

605
00:44:16,858 --> 00:44:19,192
‫امیدوارم این دفعه
.‫برده باشینش بیمارستان دولتی

606
00:44:19,217 --> 00:44:21,467
‫بیشتر از این خرج کردن براش
.‫پول دور ریختنه

607
00:44:22,656 --> 00:44:23,739
.‫همین کارو کردیم

608
00:44:24,067 --> 00:44:26,792
‫بردیمش اونجا چون دیگه فایده‌ای نداره
.‫پول بیشتری خرج دوا درمونش کنیم

609
00:44:28,125 --> 00:44:30,250
.‫پس دیگه زندگیش دست خداست

610
00:44:33,458 --> 00:44:34,762
‫اگه بخوام رو راست باشم،

611
00:44:35,208 --> 00:44:38,799
‫من و آرکانجلا امید زیادی نداریم که
.‫دوباره هیچ‌کدوم از خونه‌ها رو باز کنیم

612
00:44:39,375 --> 00:44:41,840
‫چون شما دو تا
.‫بالاخره دارین منطقی فکر می‌کنین

613
00:44:42,458 --> 00:44:45,622
‫من که ماه‌هاست قیدشو زدم
‫چی برای تو و خواهرت عوض شده؟

614
00:44:46,125 --> 00:44:49,516
‫همه چی داره بدتر می‌شه
‫خیلی چیزا خراب از آب دراومد.

615
00:44:49,541 --> 00:44:51,875
‫اوضاع اینقدر پیچیده شده
.‫که دیگه امیدم رو از دست دادم

616
00:44:52,625 --> 00:44:55,375
‫کاری که تو و خواهرت باید بکنین
.‫اینه که اینقدر کله‌شقی نکنین

617
00:44:55,400 --> 00:44:57,183
.‫و با پول اون مزرعه‌ی کوفتی زندگی کنین

618
00:44:57,208 --> 00:44:59,333
‫چاره‌ی دیگه‌ای هم نداریم، سروان

619
00:44:59,358 --> 00:45:01,926
‫آرکانجلا تصمیم گرفته هر چی
.دختر ‫برامون مونده رو بفروشیم

620
00:45:03,054 --> 00:45:04,739
.‫اون صورت خوشگلتو بیار جلوتر

621
00:45:05,739 --> 00:45:07,953
‫و بذار کمکت کنم
.‫همه‌ی مشکلاتت رو فراموش کنی

622
00:46:24,958 --> 00:46:26,106
‫سرافینا، پاشو!

623
00:46:28,008 --> 00:46:29,114
‫سرافینا!

624
00:46:29,685 --> 00:46:32,058
.‫اوضاع خیطه
‫‫ها؟ چه خبر شده سروان؟

625
00:46:32,083 --> 00:46:35,792
‫رفتم بیرون بشاشم، دیدم دو تا
.‫کرکس دارن دقیقا بالای سرم می‌چرخن

626
00:46:36,828 --> 00:46:39,850
‫تو... تو بیرون کرکس دیدی؟
.‫خیالاتی شدی

627
00:46:39,875 --> 00:46:43,083
‫نه، نه، نه. دیدمشون. شاید
.‫کافر باشم، ولی به خدا قسم، راسته

628
00:46:43,108 --> 00:46:47,159
‫وقتی اون پرنده‌های نحس رو دیدم،
‫یه حس خیلی شوم و تاریکی بهم دست داد

629
00:46:47,184 --> 00:46:48,901
.‫که بی‌اختیار ‫صلیب کشیدم

630
00:46:49,375 --> 00:46:51,723
.‫می‌ترسم اون پرنده‌ها ‫یه نشونه باشن

631
00:46:52,637 --> 00:46:54,164
.‫اینا همش خرافاته سروان

632
00:46:54,742 --> 00:46:56,290
‫چرا برنمی‌گردی تو تخت؟

633
00:46:57,208 --> 00:46:58,247
.‫بیا بخوابیم

634
00:47:03,916 --> 00:47:04,933
‫اوم...

635
00:47:06,583 --> 00:47:07,601
‫اوم...

636
00:47:19,250 --> 00:47:20,403
.‫زُل نزن، تیچو

637
00:47:20,428 --> 00:47:22,651
.‫ تکون بخور
.‫ اون حیوونای کوفتی رو فراری بده

638
00:47:31,500 --> 00:47:32,958
‫آه!

639
00:47:35,573 --> 00:47:36,642
!گم شین

640
00:47:37,374 --> 00:47:38,374
‫آه!

641
00:47:43,156 --> 00:47:44,289
!گم شین

642
00:47:49,278 --> 00:47:50,336
.‫بیا پایین، تیچو

643
00:47:50,361 --> 00:47:53,058
‫باید اون کرکسا رو بکشیم
‫قبل از اینکه برامون بدبختی بیارن!

644
00:47:53,083 --> 00:47:54,747
‫اونو بذار زمین!

645
00:47:54,772 --> 00:47:58,109
‫دیوونه شدی؟ اگه با تفنگ شلیک کنی،
.‫یکی زنگ می‌زنه پلیس

646
00:48:05,625 --> 00:48:06,625
‫پاشو!

647
00:48:09,345 --> 00:48:12,137
.‫این کرکسای لعنتی ‫دارن دیوونه‌م می‌کنن

648
00:48:12,916 --> 00:48:15,135
‫پس بهتره امشب
.‫یه فکری به حالش بکنیم

649
00:48:15,541 --> 00:48:18,656
‫مطمئنم دخترا و همسایه‌ها
.‫دارن به موضوع شک می‌کنن

650
00:48:19,041 --> 00:48:20,083
.‫بیا اینجا اسکلت

651
00:48:24,208 --> 00:48:25,208
.‫بدش تیچو

652
00:48:28,140 --> 00:48:30,937
‫بهش بگو بره پمپ بنزین
.‫و دو تا دبه بنزین بگیره

653
00:48:30,962 --> 00:48:31,962
.‫چشم

654
00:48:43,041 --> 00:48:45,791
‫داره می‌گنده. بریزم روش؟

655
00:48:45,816 --> 00:48:47,375
.‫یه دقیقه صبر کن، تیچو

656
00:48:47,400 --> 00:48:49,400
.‫اون دختره هنوز یه چیزی بهم بدهکاره

657
00:48:50,833 --> 00:48:53,737
‫قبل از اینکه کبریت رو بزنی،
.‫ دندون طلاهاشو می‌خوام

658
00:49:08,333 --> 00:49:09,911
.‫اینجا نیستن رئیس

659
00:49:09,936 --> 00:49:12,698
‫فکر کنم یکی زودتر از شما
.دست به کار شده. نگاه کن

660
00:49:13,531 --> 00:49:15,573
‫تخم حرومِ جنده!

661
00:49:15,598 --> 00:49:17,682
‫مطمئنم کار یکی از دخترا بوده!

662
00:49:17,707 --> 00:49:20,540
‫جنده‌های نمک‌نشناسِ حریصِ کیری!

663
00:49:20,565 --> 00:49:22,926
‫حالا می‌بینن
!وقتی با ما دربیفتن چی می‌شه

664
00:49:22,958 --> 00:49:24,318
‫بنزینو بریز تیچو!

665
00:50:19,875 --> 00:50:21,809
‫اینقدر کفری‌ام،
.‫که خواب به چشمم نمیاد

666
00:50:22,458 --> 00:50:24,167
‫دزد و خائن دورمو گرفته!

667
00:50:24,862 --> 00:50:26,517
.‫طلایی رو که پولشو دادم می‌خوام

668
00:50:26,541 --> 00:50:28,809
‫پیدا می‌کنم کدوم یکی از
‫اون جنده‌ها طلاهای منو دزدیده!

669
00:50:29,090 --> 00:50:30,804
‫به کی شک داری، آرکانجلا؟

670
00:50:31,195 --> 00:50:33,945
‫چه می‌دونم کیه
‫یه مشت عوضی دروغگو!

671
00:50:33,970 --> 00:50:35,095
‫ولی کی اهمیت می‌ده؟

672
00:50:35,833 --> 00:50:37,773
‫فردا اول وقت
‫می‌ریم با سیرنیو حرف می‌زنیم،

673
00:50:37,798 --> 00:50:39,673
‫و شر کون‌لق همه‌شون کنده می‌شه!

674
00:50:47,885 --> 00:50:50,025
"چهاردهم سپتامبر"

675
00:50:56,291 --> 00:50:59,292
‫صبح بخیر خانوم آرکانجلا.
.سرافینا

676
00:50:59,674 --> 00:51:01,395
‫14 سپتامبر 1963
.‫دوباره همدیگه رو می‌بینیم

677
00:51:01,420 --> 00:51:02,851
"پدرونس، پلان د آباخو"
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

678
00:51:02,875 --> 00:51:04,636
.‫‫اومدم 15 تا از دخترام رو بهت بفروشم

679
00:51:04,661 --> 00:51:07,298
‫کاسبی‌مون به مشکل خورده
.‫نمی‌تونم خونه‌هام رو دوباره باز کنم

680
00:51:07,323 --> 00:51:09,766
‫آه. پونزده تا یه جا؟

681
00:51:10,000 --> 00:51:11,156
.‫آخرین دخترامون

682
00:51:11,458 --> 00:51:13,791
‫حتی اگه بهترین دختراتم باشن،
‫جنس زیادیه،

683
00:51:13,816 --> 00:51:15,524
.‫دست منم خالیه

684
00:51:15,549 --> 00:51:18,468
‫اون قانون مسخره‌ی اخلاقی
.‫رو همه تاثیر گذاشته

685
00:51:19,208 --> 00:51:21,184
‫بهترین قیمتی که می‌تونم بدم

686
00:51:21,666 --> 00:51:23,370
.‫شاید 4500 تا واسه همه‌شونه

687
00:51:23,843 --> 00:51:26,558
.‫ریدم تو این وضعیت، سرافینا
.‫بهمون توهین کردی، سیرنیو

688
00:51:26,583 --> 00:51:29,500
‫دونه‌ای 300 تا؟ ترجیح می‌دم
.‫روحمو بفروشم تا اینقدر خودمو کوچیک کنم

689
00:51:29,525 --> 00:51:33,650
‫صبر کن، ببخشید. هنوز مونده،
.‫داریم حرف می‌زنیم. می‌تونم تا 400 هم بدم

690
00:51:34,051 --> 00:51:35,850
‫دو برابرش کن،
.‫لباساشونم اشانتیون می‌دم

691
00:51:35,875 --> 00:51:37,208
.‫پونصد تا، نه بیشتر

692
00:51:41,208 --> 00:51:42,854
‫داری منو می‌کُشی، ولی بیا بگیم،

693
00:51:43,184 --> 00:51:46,059
‫پیشنهاد نهایی من 10,000 تا
.‫برای هر 15 تا دختر

694
00:51:48,156 --> 00:51:49,572
.‫سیرنیوی کسکش

695
00:51:49,597 --> 00:51:51,722
‫چون دستمون زیر سنگته
.‫داری سوءاستفاده می‌کنی

696
00:51:51,747 --> 00:51:52,987
‫10,000 تا

697
00:51:53,012 --> 00:51:56,034
‫معامله حله. نصفشو
.‫از قبل بهت می‌دم، مثل همیشه

698
00:51:59,250 --> 00:52:00,333
.‫همیشه باعث خوشحالیه

699
00:52:00,358 --> 00:52:01,526
.‫همچنین
.‫‫بریم

700
00:52:02,332 --> 00:52:03,332
.‫زود می‌بینمت

701
00:52:06,625 --> 00:52:07,625
.‫هوم

702
00:52:19,375 --> 00:52:21,583
‫با اینا چیکار می‌کنی؟
‫‫مال منه!

703
00:52:21,608 --> 00:52:24,171
‫دزدیدیشون، می‌دونی که
‫بلانکا قولشونو به من داده بود

704
00:52:24,196 --> 00:52:25,737
‫خفه شو!
‫‫جنده‌ی دروغگو!

705
00:52:25,762 --> 00:52:27,303
!‫دروغگوی عوضی
‫‫مال تو نیستن!

706
00:52:27,328 --> 00:52:29,744
‫حق منه. ولم کن، روانی!
‫‫نه، نیست!

707
00:52:29,769 --> 00:52:31,308
‫طلای منه!
‫‫ولم کن!

708
00:52:31,333 --> 00:52:32,500
‫کیفو بده به من!

709
00:52:32,525 --> 00:52:35,150
‫اونا رو برای من گذاشته بود، جنده!
بدش من! ‫‫ولم کن!

710
00:52:35,836 --> 00:52:36,836
!آخ

711
00:52:36,861 --> 00:52:39,119
‫گازم گرفتی جنده!

712
00:52:39,666 --> 00:52:40,963
‫ می‌کشمت!

713
00:53:38,458 --> 00:53:40,750
‫جنده‌ی ‫پتیاره! بدش من! همین الان!

714
00:53:45,625 --> 00:53:47,307
‫نه! مال منه!
‫‫مال منه!

715
00:53:47,625 --> 00:53:48,625
‫مال منه!

716
00:54:07,750 --> 00:54:10,148
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه
‫وای خدای من!

717
00:54:12,750 --> 00:54:14,125
‫کدومتون هولشون داد؟

718
00:54:14,150 --> 00:54:16,817
‫هیچ‌کدوم! داشتن دعوا می‌کردن،
.‫خودشون افتادن

719
00:54:16,842 --> 00:54:19,266
‫پس تقصیر شماست
.‫که جلوشون رو نگرفتین

720
00:54:19,291 --> 00:54:20,762
.‫قسم می‌خورم، هیچ‌کس نمی‌تونست

721
00:54:21,192 --> 00:54:23,891
‫انگار جن رفته بود تو جلدشون
.‫هیچ کاری از دستمون برنمیومد

722
00:54:23,916 --> 00:54:27,367
‫همدیگه رو گاز می‌گرفتن، هول می‌دادن
.‫بعدم هر دوتاشون با نرده پرت شدن پایین

723
00:54:48,958 --> 00:54:51,041
!‫خائن‌های جنده

724
00:54:52,583 --> 00:54:54,583
‫جنده‌ها به سزای عملشون رسیدن،
.‫شکرت عیسی مسیح

725
00:54:54,608 --> 00:54:56,781
.‫دیگه لازم نیست خودمون مجازاتشون کنیم

726
00:54:57,712 --> 00:55:00,171
‫همه‌تون!
‫بسه دیگه علاف وایسادن! گم شید!

727
00:55:01,458 --> 00:55:02,708
‫برگردید تو اتاق‌هاتون!

728
00:55:30,343 --> 00:55:33,250
‫اون دخترا اونجا بودن و دیدن
.‫چه بلایی سر اولیا و فلیزا اومده

729
00:55:33,275 --> 00:55:36,234
‫و اگه فقط یکی‌شون دهن
‫کوفتیشو باز کنه، کارمون تمومه!

730
00:55:38,541 --> 00:55:41,354
‫می‌تونیم به سروان بگیم چی شده،
.‫شاید یه راهی جلوی پامون بذاره

731
00:55:42,145 --> 00:55:43,090
.نه

732
00:55:43,325 --> 00:55:45,125
.‫فعلاً اونو قاطی ماجرا نمی‌کنیم

733
00:55:45,150 --> 00:55:47,460
‫بهتره تمرکزمون رو بذاریم
‫رو چال کردن اون دو تا جنده،

734
00:55:48,083 --> 00:55:49,807
.‫و وقت بذاریم ببینیم چیکار باید بکنیم

735
00:55:50,556 --> 00:55:51,968
‫پس معامله با سیرنیو چی؟

736
00:55:52,156 --> 00:55:54,739
‫منتظره که فردا بیاد
.‫15 تا دخترش رو ببره

737
00:55:54,764 --> 00:55:57,473
‫بیعانه‌شو پس می‌دیم
.‫و بهش می‌گیم معامله کنسله

738
00:55:59,916 --> 00:56:00,924
.‫تیچو

739
00:56:02,416 --> 00:56:04,416
‫چیزی لازم داری اسکلت؟
.‫‫بیا

740
00:56:06,824 --> 00:56:08,179
.‫کلنگ و بیلت رو بیار

741
00:56:11,887 --> 00:56:13,720
.‫می‌خوام مثل دفعه‌ی پیش چاله بکَنی

742
00:56:13,745 --> 00:56:15,870
‫ولی این یکی باید
.‫دو برابر بزرگ‌تر و پهن‌تر باشه

743
00:56:15,895 --> 00:56:17,075
‫چاق و چله‌ست؟

744
00:56:17,100 --> 00:56:18,687
.‫دو تا لاغر مُردنی
‫‫دو تا؟

745
00:56:20,820 --> 00:56:22,766
‫ولی همین الان انجامش بده،
.‫وگرنه بدجور به مشکل می‌خوریم

746
00:56:22,791 --> 00:56:25,500
‫اگه الان بکنم مردم می‌شنون
.‫رئیس گفت سر و صدا نکنم

747
00:56:25,525 --> 00:56:28,020
‫رئیس گفت باید هر چی سریع‌تر
.‫این کارو تموم کنی

748
00:56:28,864 --> 00:56:30,333
.‫اگه شما می‌گید، پس باشه

749
00:56:47,039 --> 00:56:49,114
سالگرد شکوهمند ‫15 سپتامبر 1810

750
00:56:49,555 --> 00:56:51,254
‫16 سپتامبر 1963

751
00:56:54,078 --> 00:56:57,392
«کنسپسیون دِ روئیز، پلان دِ آباخو»

752
00:57:37,523 --> 00:57:40,291
‫باید یه چیزی بزنم
.‫این خفَت رو بشوره ببره

753
00:57:54,375 --> 00:57:56,707
‫نمی‌تونی تصور کنی
.‫چقدر خجالت کشیدم سرافینا

754
00:57:57,458 --> 00:58:00,088
‫اسب کیری منو مثل
‫ یه سرباز صفر انداخت زمین،

755
00:58:00,113 --> 00:58:02,096
.‫و تا به خودم اومدم ‫کونم رو زمین بود

756
00:58:03,416 --> 00:58:06,243
‫دو سه تا گروهبان کمکم کردن پاشم
‫تونستم تا آخرش راه برم،

757
00:58:06,268 --> 00:58:08,406
.‫ ولی آبروی خودمو ‫و لباسمو بردم

758
00:58:09,166 --> 00:58:10,875
.‫ناراحتی. این منو غمگین می‌کنه

759
00:58:11,760 --> 00:58:14,354
‫ولی وقتی تو رژه بودی،
.‫یه اتفاق وحشتناک دیگه برامون افتاد

760
00:58:14,916 --> 00:58:18,789
‫ از روزی که ‫امیدوار بودیم ‫با افتتاح کازینو
.زندگیمون عوض شه، دیروز می‌شد دو سال

761
00:58:19,166 --> 00:58:21,918
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
.‫شانسمون بتونه اینقدر سریع برگرده

762
00:58:21,943 --> 00:58:24,096
‫اون شب، شروع پایان بود.

763
00:58:24,791 --> 00:58:27,292
‫ولی مهم‌ترین چیز اینه
‫که ما هنوز همدیگه رو داریم.

764
00:58:29,308 --> 00:58:30,808
‫شاید الان وقتش نباشه،

765
00:58:30,833 --> 00:58:33,489
‫ولی نمی‌خوام از این به بعد
.‫رازی بین‌مون باشه

766
00:58:33,837 --> 00:58:34,924
‫چه رازهایی؟

767
00:58:35,333 --> 00:58:37,916
‫یادته یه مدتی پیش بهت گفتم
‫بلانکا حالش بدتر شد،

768
00:58:37,941 --> 00:58:40,332
‫و ما تصمیم گرفتیم
‫برش گردونیم بیمارستان؟

769
00:58:41,058 --> 00:58:42,167
.‫دروغ بود

770
00:58:42,192 --> 00:58:45,268
‫حقیقت اینه که بلانکا همون شب
.اینجا مُرد، ‫و تو حیاط دفن شده

771
00:58:45,875 --> 00:58:49,012
‫برای همینم بود که بوی گندی میومد
.‫و اون کرکسای کوفتی رو کشونده بود اینجا

772
00:58:49,734 --> 00:58:52,421
‫حداقل دندوناشو ‫قبل از اینکه
 دختره رو چال کنین درآوردین؟

773
00:58:53,297 --> 00:58:54,665
.‫اونم خودش یه داستان دیگه‌ست

774
00:58:54,690 --> 00:58:56,943
‫خواهرم اونا رو برداشته و می‌خواد
‫به یه جواهر فروش بفروشه

775
00:58:56,968 --> 00:58:58,315
.‫تا بدهی بلانکا رو صاف کنه

776
00:58:58,666 --> 00:59:01,898
‫ولی اون دندونا گم شده بودن
.‫فلیزا و اولیا هم سقوط کردن و مُردن

777
00:59:01,923 --> 00:59:05,492
‫اون احمقای جنده سر اون ‫دندون طلاهای کوفتی
دعواشون شده بود که هر دوتاشون می‌گفتن

778
00:59:05,517 --> 00:59:07,184
.‫بلانکا بهشون قولش رو داده

779
00:59:08,001 --> 00:59:11,109
‫اونا رو هم تو حیاط چال کردیم
.‫چون باید سریع کارو تموم می‌کردیم

780
00:59:12,083 --> 00:59:13,773
...‫اوم. خب

781
00:59:14,472 --> 00:59:15,875
.جون خودتونو نجات دادین

782
00:59:17,125 --> 00:59:19,416
‫ یه راهی پیدا کنین
‫اون 13 تای باقیمونده رو هم بکشین،

783
00:59:19,441 --> 00:59:22,176
‫اونوقت بهترین کلکسیون جنده‌ رو دارین
.‫که هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌بینتشون

784
00:59:22,708 --> 00:59:24,708
‫زنده باد مکزیک و همه‌ی دختران مُرده!

785
00:59:53,256 --> 01:00:13,256
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

