﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:18,435 --> 00:00:21,312
‏‫نمیشه چند تا شمع روشن کنیم؟‬
‏‫می‌دونی چی میگم؟‬

3
00:00:21,313 --> 00:00:24,565
‏‫یکم رمانتیک‌ترش کنیم.‬
‏‫حالا که قرار دوتایی‌مون اینجوریه؟‬

4
00:00:24,566 --> 00:00:27,026
‏‫- اوه، فکر خوبیه.‬
‏‫- ممنون.‬

5
00:00:27,027 --> 00:00:28,986
‏‫من ترجیح میدم چراغ‌ها روشن بمونه.‬

6
00:00:28,987 --> 00:00:33,032
‏‫و شاید بهتر باشه، می‌دونی،‬
‏‫بریم داخل خونه.‬

7
00:00:33,033 --> 00:00:34,534
‏‫چرا؟‬

8
00:00:34,535 --> 00:00:37,537
‏‫بخاطر اون دزدی‌ها از خونه‌ها.‬
‏‫یکشنبه شب هم یکی دیگه اتفاق افتاد.‬

9
00:00:37,538 --> 00:00:41,040
‏‫و وقتی اون دزدی‌ها اتفاق افتاد،‬
‏‫خونه‌ها تاریک بودن؟‬

10
00:00:41,041 --> 00:00:42,625
‏‫منظورم اینه که واسه همین زدن به خونه‌ها؟‬

11
00:00:42,626 --> 00:00:46,379
‏‫نمیدونم، ولی فکر کنم‬
‏‫روشن بودن چراغ‌ها بازدارنده باشه.‬

12
00:00:46,380 --> 00:00:47,381
‏‫بازدارنده.‬

13
00:00:48,423 --> 00:00:50,299
‏‫- بازدارنده.‬
‏‫- هر کی که این کار رو می‌کنه‬

14
00:00:50,300 --> 00:00:54,262
‏‫حیوونای خونگی مردم رو هم می‌دزده،‬
‏‫گربه‌هاشون، سگ‌هاشون.‬

15
00:00:54,263 --> 00:00:55,805
‏‫ازشون تو مراسم‌های آیینی استفاده می‌کنه.‬

16
00:00:55,806 --> 00:00:57,390
‏‫یادت میاد سوزان،‬

17
00:00:57,391 --> 00:00:59,684
‏‫اون نماد مدرسه رو‬
‏‫روز اول مدرسه؟‬

18
00:00:59,685 --> 00:01:02,270
‏‫- فرقه.‬
‏‫- یه دختر دیگه هم گم شده.‬

19
00:01:02,271 --> 00:01:04,606
‏‫- کی؟‬
‏‫- جولی سلوین از مریمونت.‬

20
00:01:05,274 --> 00:01:07,400
‏‫تقریباً هشت هفته گذشته‬
‏‫که ناپدید شده.‬

21
00:01:07,401 --> 00:01:08,734
‏‫شاید فقط فرار کرده باشه.‬

22
00:01:08,735 --> 00:01:12,530
‏‫خیلی خب بچه‌ها،‬
‏‫بیاید انقدر خودمون رو نترسونیم.‬

23
00:01:12,531 --> 00:01:14,241
‏‫می‌خوام در مورد مهمونی حرف بزنم.‬

24
00:01:16,618 --> 00:01:18,328
‏‫- مهمونی؟‬
‏‫- آره.‬

25
00:01:19,329 --> 00:01:21,373
‏‫می‌خوام برای رابرت مالوری‬
‏‫یه مهمونی بگیرم.‬

26
00:01:22,249 --> 00:01:23,583
‏‫قراره خونه ما باشه،‬

27
00:01:23,584 --> 00:01:27,003
‏‫و فکر کنم باید همگی با هم بگیریمش،‬
‏‫چهار نفری، تا بهش خوش‌آمد بگیم.‬

28
00:01:27,004 --> 00:01:29,130
‏‫و همه بچه‌های سال آخری رو هم‬
‏‫دعوت می‌کنیم.‬

29
00:01:29,131 --> 00:01:32,718
‏‫- فوق‌العاده‌ست.‬
‏‫- عالیه. باحاله. عاشقشم.‬

30
00:01:33,427 --> 00:01:34,511
‏‫صبر کن، چرا؟‬

31
00:01:35,262 --> 00:01:37,138
‏‫چرا براش مهمونی بگیریم؟‬

32
00:01:37,139 --> 00:01:39,223
‏‫فکر کنم باید کاری کنیم احساس راحتی کنه.‬

33
00:01:39,224 --> 00:01:42,978
‏‫فکر کنم روزگار سختی داشته،‬
‏‫و باید حس کنه که اینجا جاش امنه.‬

34
00:01:44,646 --> 00:01:45,897
‏‫روزگار سخت؟‬

35
00:01:47,399 --> 00:01:49,067
‏‫چه روزگار سختی؟‬

36
00:01:54,197 --> 00:01:56,866
‏‫دیروز دفتر مدیر کرافت بودم...‬

37
00:01:56,867 --> 00:01:59,952
‏‫یه مدتی رو توی یه مرکز توانبخشی‬
‏‫صرف کار روی...‬

38
00:01:59,953 --> 00:02:02,997
‏‫دکتر کرافت ازم خواست این مهمونی رو بگیرم.‬

39
00:02:02,998 --> 00:02:04,749
‏‫گفت نگران رابرت هست‬

40
00:02:04,750 --> 00:02:07,543
‏‫و اینکه وظیفه من به عنوان‬
‏‫رئیس شورای دانش‌آموزی اینه که‬

41
00:02:07,544 --> 00:02:10,379
‏‫کاری کنم که همه تا جای ممکن‬
‏‫احساس راحتی کنن.‬

42
00:02:10,380 --> 00:02:11,590
‏‫من کاملاً موافقم.‬

43
00:02:12,215 --> 00:02:14,383
‏‫- انگار که...‬
‏‫- چی؟‬

44
00:02:14,384 --> 00:02:17,386
‏‫رابرت رو بستری کرده بودن.‬

45
00:02:17,387 --> 00:02:19,639
‏‫تیمارستان؟ داری شوخی می‌کنی.‬

46
00:02:19,640 --> 00:02:22,600
‏‫کرافت گفت بیشتر شبیه‬
‏‫مرکز توانبخشی بوده.‬

47
00:02:22,601 --> 00:02:25,019
‏‫برای افسردگی و یه سری مشکلات دیگه‬
‏‫تحت درمان بوده.‬

48
00:02:25,020 --> 00:02:27,563
‏‫عالیه. پس یارو رو قایم کرده بودن‬
‏‫توی دیوونه‌خونه.‬

49
00:02:27,564 --> 00:02:30,524
‏‫یکم داری اغراق می‌کنی برت.‬
‏‫تو همیشه همه چیز رو بزرگ می‌کنی.‬

50
00:02:30,525 --> 00:02:33,319
‏‫- من نویسنده‌ام، کارمه.‬
‏‫- ببین، مسئله مهمی نیست.‬

51
00:02:33,320 --> 00:02:35,071
‏‫طرف روزگار سختی رو گذرونده.‬

52
00:02:35,072 --> 00:02:39,158
‏‫طلاق پدر و مادرش و این حرفا،‬
‏‫فوت مادرش.‬

53
00:02:39,159 --> 00:02:40,327
‏‫دلم براش می‌سوزه.‬

54
00:02:42,329 --> 00:02:45,956
‏‫رابرت مالوری به یه دوست نیاز داره‬
‏‫و من می‌خوام اون دوست باشم.‬

55
00:02:45,957 --> 00:02:47,333
‏‫- منم همین‌طور.‬
‏‫- منم همین‌طور.‬

56
00:02:47,334 --> 00:02:48,542
‏‫می‌خوای یه دودی بگیری، تامی؟‬

57
00:02:48,543 --> 00:02:51,379
‏‫نه ممنون، دبز.‬
‏‫باید فردا صبح زود بیدار شم تمرین کنم.‬

58
00:02:51,380 --> 00:02:53,798
‏‫- پس این‌طوری بدنت رو رو فرم نگه می‌داری؟‬
‏‫- من همین الانشم رو فرمم.‬

59
00:02:53,799 --> 00:02:56,509
‏‫- دارم رو فرم نگهش می‌دارم.‬
‏‫- می‌دونی چیه؟ هوس یه کم شراب قرمز کردم.‬

60
00:02:56,510 --> 00:02:58,678
‏‫- کسی شراب کابرنه می‌خواد؟‬
‏‫- لطفاً.‬

61
00:02:58,679 --> 00:03:00,971
‏‫بچه‌ها، این آدم دروغگوئه.‬

62
00:03:00,972 --> 00:03:02,765
‏‫دروغ گفت که من رو‬
‏‫توی سینما دیده‬

63
00:03:02,766 --> 00:03:06,435
‏‫تابستون پارسال موقع فیلم «درخشش».‬
‏‫من بهش اعتماد ندارم، شما هم نباید داشته باشید.‬

64
00:03:06,436 --> 00:03:09,563
‏‫برت، این فقط یه مهمونیه.‬

65
00:03:09,564 --> 00:03:11,440
‏‫نه سوزان، این یه جور تاییدیه.‬

66
00:03:11,441 --> 00:03:14,360
‏‫هی بچه‌ها،‬
‏‫فضا داره یه کم متشنج می‌شه.‬

67
00:03:14,361 --> 00:03:18,280
‏‫- شاید بهتره بریم تو جکوزی.‬
‏‫- آره بریم تو جکوزی. بیاید.‬

68
00:03:18,281 --> 00:03:20,199
‏‫بریم سمت جکوزی. باشه؟ بیاید.‬

69
00:03:20,200 --> 00:03:21,201
‏‫بیاید.‬

70
00:03:29,668 --> 00:03:33,088
‏‫خدایا‬

71
00:03:34,881 --> 00:03:37,091
‏‫یه روز دیگه هم گذشت‬

72
00:03:41,000 --> 00:03:48,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

73
00:03:51,523 --> 00:03:56,360
‏‫ببین،‬
‏‫ما توی مرکز خرید بودیم. یادت نیست؟‬

74
00:03:56,361 --> 00:03:57,737
‏‫نه.‬

75
00:04:04,453 --> 00:04:05,454
‏‫اوه، نه.‬

76
00:04:06,037 --> 00:04:07,663
‏‫اون چیه؟ قاتله؟‬

77
00:04:10,834 --> 00:04:13,086
‏‫برت، لطفاً یه دائم‌الخمر شو.‬

78
00:04:13,670 --> 00:04:16,630
‏‫وقتی مستی‬
‏‫خیلی باحال‌تری.‬

79
00:04:16,631 --> 00:04:19,425
‏‫خیلی خب، پس می‌ذاریمش برای شنبه.‬

80
00:04:19,426 --> 00:04:21,635
‏‫خونه من. مهمونی رابرت.‬

81
00:04:21,636 --> 00:04:24,013
‏‫- حله. حله.‬
‏‫- حله.‬

82
00:04:24,014 --> 00:04:25,765
‏‫- چی؟‬
‏‫- برنامه‌ریزی شد.‬

83
00:04:25,766 --> 00:04:27,975
‏‫بچه‌ها، فقط برای اینکه حقایق رو بگم.‬

84
00:04:27,976 --> 00:04:29,727
‏‫اون تا مرکز خرید دنبالم اومد.‬

85
00:04:29,728 --> 00:04:34,524
‏‫عجیبه، چون اون به من گفت‬
‏‫که تو بودی که داشتی دنبالش می‌اومدی.‬

86
00:04:36,568 --> 00:04:38,779
‏‫از کجا می‌دونی؟ باهاش حرف زدی؟‬

87
00:04:44,284 --> 00:04:46,702
‏‫وای خدای من!‬

88
00:04:46,703 --> 00:04:50,081
‏‫عاشق این آهنگم.‬

89
00:04:55,504 --> 00:04:56,838
‏‫صداش رو زیاد کن!‬

90
00:04:58,423 --> 00:05:01,218
‏‫ووو. دمت گرم سوزان.‬

91
00:05:03,678 --> 00:05:07,097
‏‫قراره نمایش اجرا کنی؟ ووو.‬

92
00:05:07,098 --> 00:05:09,809
‏‫آره! سوزان.‬

93
00:05:09,810 --> 00:05:11,936
‏‫اوه، تام.‬
‏‫کارت تمومه. کارت تمومه.‬

94
00:05:11,937 --> 00:05:13,522
‏‫- آماده باش.‬
‏‫- اون پشت سرمه؟‬

95
00:05:15,273 --> 00:05:17,859
‏‫اوه.‬

96
00:05:18,777 --> 00:05:22,863
‏‫حالا پنج سال گذشته‬
‏‫و دنیا زیر پاته‬

97
00:05:22,864 --> 00:05:26,116
‏‫موفقیت برات خیلی آسون بوده‬

98
00:05:26,117 --> 00:05:27,118
‏‫بیا.‬

99
00:05:28,286 --> 00:05:30,205
‏‫بیا دیگه، یه رقص برامون طراحی کن.‬

100
00:05:35,335 --> 00:05:38,630
‏‫نمی‌خوای، نمی‌خوای منو؟‬

101
00:05:39,339 --> 00:05:43,592
‏‫می‌دونی نمی‌تونم باور کنم‬
‏‫وقتی می‌شنوم که نمی‌خوای منو ببینی‬

102
00:05:43,593 --> 00:05:46,888
‏‫نمی‌خوای، نمی‌خوای منو؟‬

103
00:05:47,514 --> 00:05:51,809
‏‫♪ می‌دونم که باورم نداری‬
‏‫وقتی می‌گی که دیگه منو نمی‌خوای ♪‬

104
00:05:51,810 --> 00:05:55,729
‏‫♪ خیلی دیره واسه اینکه بفهمی‬
‏‫فکر می‌کنی نظرت عوض شده ♪‬

105
00:05:55,730 --> 00:06:00,067
‏‫♪ بهتره نظرتو برگردونی‬
‏‫وگرنه جفتمون پشیمون می‌شیم ♪‬

106
00:06:00,068 --> 00:06:03,154
‏‫♪ منو نمی‌خوای عزیزم؟ ♪‬

107
00:06:04,364 --> 00:06:07,992
‏‫♪ منو نمی‌خوای؟ اوه ♪‬

108
00:06:07,993 --> 00:06:11,371
‏‫♪ منو نمی‌خوای عزیزم؟ ♪‬

109
00:06:12,581 --> 00:06:14,790
‏‫♪ منو نمی‌خوای؟ اوه ♪‬

110
00:06:14,791 --> 00:06:20,213
‏‫اوه، برت،‬
‏‫لطفاً هر شب مست کن.‬

111
00:06:35,145 --> 00:06:36,354
‏‫سلام، جذاب.‬

112
00:06:37,606 --> 00:06:39,357
‏‫دیشب فوق‌العاده بودی.‬

113
00:06:40,275 --> 00:06:42,068
‏‫بودم، مگه نه؟‬

114
00:06:43,236 --> 00:06:44,446
‏‫مت زنگ زد.‬

115
00:06:46,531 --> 00:06:47,991
‏‫- کی؟‬
‏‫- مت.‬

116
00:06:48,700 --> 00:06:49,784
‏‫همون که هم‌مدرسه‌ای بود؟‬

117
00:06:51,453 --> 00:06:52,578
‏‫چی می‌خواست؟‬

118
00:06:52,579 --> 00:06:55,248
‏‫اوه، انقدر بیهوش خوابیده بودی،‬
‏‫نخواستم بیدارت کنم.‬

119
00:06:56,625 --> 00:06:58,793
‏‫گفت دیگه زنگ نزنی.‬

120
00:07:00,670 --> 00:07:02,546
‏‫یعنی چی؟‬

121
00:07:02,547 --> 00:07:04,090
‏‫نمی‌دونم.‬

122
00:07:06,676 --> 00:07:08,011
‏‫امشب می‌بینمت.‬

124
00:07:21,983 --> 00:07:24,610
‏‫یکی از ویژگی‌های بارز‬
‏‫اوایل دهه ۸۰ میلادی‬

125
00:07:24,611 --> 00:07:26,446
‏‫برای یه جوون توی لس‌آنجلس‬

126
00:07:27,030 --> 00:07:30,158
‏‫این بود که باید از چیزهایی جون سالم در می‌بردی‬
‏‫تا بزرگسال بشی.‬

127
00:07:32,160 --> 00:07:35,913
‏‫لولوخورخوره‌های واقعی‬
‏‫یعنی قاتل‌های سریالی، یه تهدید بودن.‬

128
00:07:37,082 --> 00:07:38,625
‏‫و همین‌طور فرقه‌ها.‬

129
00:07:43,213 --> 00:07:46,507
‏‫فرقه‌ای که لس‌آنجلس رو‬
‏‫در سال ۱۹۸۱ به وحشت انداخت،‬

130
00:07:46,508 --> 00:07:48,509
‏‫زمانی که سال آخر دبیرستان بودم،‬

131
00:07:48,510 --> 00:07:54,014
‏‫خون‌خوار و وحشتناک بود‬
‏‫و عادت‌هایی شبیه به «ترالر» داشت.‬

132
00:07:55,225 --> 00:07:56,392
‏‫در واقع،‬

133
00:07:56,393 --> 00:08:00,146
‏‫پلیس شک داشت که این فرقه‬
‏‫توی قتل‌های «ترالر» دست داشته‬

134
00:08:00,980 --> 00:08:04,483
‏‫و اون قتل‌های آیینی وحشیانه‌ای که‬
‏‫شهر رو گرفتار کرده بود‬

135
00:08:04,484 --> 00:08:07,945
‏‫کارِ یه نفر نبود،‬
‏‫بلکه کارِ چند نفر بود.‬

136
00:08:22,919 --> 00:08:25,129
‏‫شهر هیچ‌وقت واقعاً از شوک‬

137
00:08:25,130 --> 00:08:27,465
‏‫قتل‌های منسون در دهه‌ی قبلش بیرون نیومده بود.‬

138
00:08:28,174 --> 00:08:30,300
‏‫و درست مثل چارلی و دخترهای منسون،‬

139
00:08:30,301 --> 00:08:33,846
‏‫«سوارانِ پس از مرگ»،‬
‏‫همون‌طور که خودشون رو صدا می‌کردن،‬

140
00:08:33,847 --> 00:08:36,056
‏‫از اوهای تا دره‌ی سن‌فرناندو‬
‏‫حکمرانی می‌کردن.‬

141
00:08:39,102 --> 00:08:40,602
‏‫این گروه از جوون‌های‬

142
00:08:40,603 --> 00:08:44,314
‏‫هیپیِ بی‌سروپا که توی موهاوی شکل گرفته بودن،‬

143
00:08:44,315 --> 00:08:47,568
‏‫مریدِ رهبری بودن که فقط‬
‏‫«بروس» صداش می‌کردن،‬

144
00:08:47,569 --> 00:08:51,030
‏‫کسی که معلوم شد یه معلم زبان انگلیسی‬
‏‫دبیرستان از لنکستر بوده،‬

145
00:08:51,031 --> 00:08:54,743
‏‫که به‌خاطر روابط نامشروع با دانش‌آموزهای دخترش‬
‏‫اخراج شده بود.‬

146
00:08:58,913 --> 00:09:02,458
‏‫این فرقه مواد مصرف می‌کردن،‬
‏‫اسید، آرام‌بخش‬

147
00:09:02,459 --> 00:09:05,502
‏‫و فعالیت‌هاشون اون سال‬
‏‫خیلی سریع شدت گرفت‬

148
00:09:05,503 --> 00:09:08,422
‏‫چون بروس بیشتر معتاد‬
‏‫و دچار توهمِ ناجی‌گری شد.‬

149
00:09:11,718 --> 00:09:12,801
‏‫آره.‬

150
00:09:12,802 --> 00:09:16,764
‏‫خب، شاید باید دستور پختشو بپرسم‬
‏‫که بتونم برات درستش کنم.‬

151
00:09:16,765 --> 00:09:18,098
‏‫عزیزم؟‬

152
00:09:22,812 --> 00:09:23,938
‏‫اوه خدای من.‬

153
00:09:24,731 --> 00:09:25,940
‏‫این خونه؟‬

154
00:09:27,734 --> 00:09:29,486
‏‫برو تو و به پلیس زنگ بزن.‬

155
00:09:31,112 --> 00:09:33,740
‏‫بعدش نوبت سرقت‌ها رسید‬
‏‫به هنکاک پارک و سیلور لیک.‬

156
00:09:34,407 --> 00:09:36,493
‏‫می‌خواستن با ترس، همه رو متحد کنن.‬

157
00:09:37,494 --> 00:09:39,661
‏‫و بعد اوضاع بدتر شد.‬

158
00:09:39,662 --> 00:09:42,372
‏‫حمله به خونه‌ها به خشونت کشیده شد.‬

159
00:09:42,373 --> 00:09:44,374
‏‫قربانی‌هایی که از اون‬
‏‫حملات اولیه جون سالم به در بردن‬

160
00:09:44,375 --> 00:09:48,671
‏‫می‌گفتن مهاجم یه ماسک اسکی سیاه‬
‏‫با شلوار جین و یقه اسکی همرنگش پوشیده بود.‬

161
00:09:50,799 --> 00:09:52,842
‏‫اون یه موجود ترسناک و تغییرشکل‌دهنده بود.‬

162
00:09:58,932 --> 00:10:01,392
‏‫و بعد اولین قتل اتفاق افتاد.‬

163
00:10:09,734 --> 00:10:12,486
‏‫در حالی که مقامات همچنان‬
‏‫دنبال «ترالر» می‌گردن،‬

164
00:10:12,487 --> 00:10:16,281
‏‫قاتل سریالی که جوون‌ها رو‬
‏‫توی سراسر لس‌آنجلس هدف قرار می‌ده.‬

165
00:10:16,282 --> 00:10:19,201
‏‫پلیس می‌ترسه که ترالر دوباره دست به کار بشه.‬

166
00:10:19,202 --> 00:10:23,539
‏‫پلیس به ساکنین سراسر لس‌آنجلس‬
‏‫هشدار می‌ده که هوشیار باشن.‬

167
00:10:23,540 --> 00:10:27,835
‏‫کشف هولناکی امشب در برنت‌وود‬
‏‫بعد از اینکه یه حمله به خونه به قتل ختم شد.‬

168
00:10:27,836 --> 00:10:31,255
‏‫بین گزارش‌های خبری شبانه‬
‏‫از قتل‌های ترالر،‬

169
00:10:31,256 --> 00:10:33,757
‏‫دو تا جوون دیگه هم حالا گم شده بودن،‬

170
00:10:33,758 --> 00:10:36,927
‏‫و بعد گزارش‌هایی از‬
‏‫حملات «سواران زندگی پس از مرگ».‬

171
00:10:36,928 --> 00:10:39,639
‏‫شهر ملتهب بود و من هم همین‌طور.‬

172
00:10:43,977 --> 00:10:47,313
‏‫هر شب، مدام فکر می‌کردم‬
‏‫که صدای کسی رو توی خونه می‌شنوم.‬

173
00:10:48,106 --> 00:10:50,066
‏‫پشت میزم بودم و داشتم روی رمانم کار می‌کردم،‬

174
00:10:50,650 --> 00:10:52,901
‏‫و هر وقت تایپ کردن رو متوقف می‌کردم‬
‏‫حس می‌کردم یه نفر اونجاست‬

175
00:10:52,902 --> 00:10:55,238
‏‫یا بیرون خونه پرسه می‌زنه‬

176
00:10:55,738 --> 00:10:57,322
‏‫یا یه جایی داخلش.‬

177
00:11:14,716 --> 00:11:16,925
‏‫چندین بار‬
‏‫فکر کردم صدای زنگ در رو شنیدم‬

178
00:11:16,926 --> 00:11:19,846
‏‫یا صدای بوقی که‬
‏‫باز شدن درهای گاراژ رو خبر می‌داد.‬

179
00:11:21,014 --> 00:11:24,100
‏‫هفته‌ها توی خونه می‌خزیدم‬
‏‫و یه سلاح دستم بود.‬

180
00:12:01,429 --> 00:12:02,722
‏‫اما کسی اونجا نبود.‬

181
00:12:04,265 --> 00:12:05,350
‏‫هنوز نه.‬

182
00:12:08,478 --> 00:12:10,312
‏‫ولی می‌تونستم حس کنم که دارن میان.‬

183
00:12:53,189 --> 00:12:55,566
‏‫لعنتی، لیز.‬

184
00:12:56,359 --> 00:12:58,610
‏‫مامان!‬

185
00:13:00,113 --> 00:13:01,155
‏‫مامان!‬

186
00:13:02,365 --> 00:13:04,784
‏‫♪ خیلی وقت پیش ♪‬

187
00:13:07,412 --> 00:13:09,872
‏‫♪ چطور ممکنه؟ ♪‬

188
00:13:12,041 --> 00:13:13,583
‏‫اون لانکومِ منه.‬

189
00:13:13,584 --> 00:13:15,836
‏‫تو اجازه نداری‬
‏‫توی مدرسه سایه چشم بزنی.‬

190
00:13:15,837 --> 00:13:17,170
‏‫دارم می‌رم بیرون.‬

191
00:13:17,171 --> 00:13:18,630
‏‫الان تمومش می‌کنم.‬

192
00:13:20,008 --> 00:13:23,386
‏‫دارم با جونی کارسون و جکی کالینز‬
‏‫می‌رم لا اسکالا.‬

193
00:13:25,596 --> 00:13:28,098
‏‫امشبم دوباره می‌خوای با برت بری بیرون؟‬

194
00:13:28,099 --> 00:13:29,684
‏‫آره مامان، ما عاشق همیم.‬

195
00:13:30,310 --> 00:13:34,187
‏‫اینکه هر وقت می‌تونی پیش هم باشین‬
‏‫معنی عاشق بودنه. یادت رفته؟‬

196
00:13:34,188 --> 00:13:37,149
‏‫می‌خوای برای مردت قشنگ به نظر بیای.‬
‏‫می‌فهمم.‬

197
00:13:37,150 --> 00:13:39,986
‏‫آه عزیزم.‬

198
00:13:40,737 --> 00:13:42,071
‏‫مردها.‬

199
00:13:43,072 --> 00:13:46,199
‏‫تمام اون لاس زدن‌های بی‌معنی که فکر می‌کنی‬
‏‫به یه جایی می‌رسونتت‬

200
00:13:46,200 --> 00:13:48,243
‏‫- و خوشبختت می‌کنه.‬
‏‫- فقط اون پنکیک رو بده به من‬

201
00:13:48,244 --> 00:13:49,620
‏‫و یه شراب دیگه بخور، مامان.‬

202
00:13:52,915 --> 00:13:54,708
‏‫خیلی چیزها هست که‬
‏‫درباره‌شون نمی‌دونی.‬

203
00:13:54,709 --> 00:13:56,418
‏‫خیلی چیزها هست که نمی‌دونی.‬

204
00:13:56,419 --> 00:13:58,920
‏‫می‌دونم خیلی باهوشی و زرنگی‬

205
00:13:58,921 --> 00:14:02,382
‏‫ولی تو خیلی چیزا ساده‌لوحی.‬

206
00:14:02,383 --> 00:14:04,635
‏‫- خیلی حسودی. - حسود؟‬

207
00:14:06,012 --> 00:14:08,431
‏‫حسادت به مربی اصطبل؟‬

208
00:14:09,223 --> 00:14:12,768
‏‫همون احمقی که بابات تو اون فیلم مسخره‌ی اسکیت‌سواری بازی داد؟‬

209
00:14:12,769 --> 00:14:14,187
‏‫حالا هم که نوبت برته؟‬

210
00:14:15,646 --> 00:14:18,357
‏‫- برت چه مشکلی داره؟ - خیلی بی‌تفاوت و سرده.‬

211
00:14:19,317 --> 00:14:21,485
‏‫انگار بیشتر از اینکه بخواد بیاد مهمونی دوست‌دخترش‬

212
00:14:21,486 --> 00:14:22,944
‏‫مشغول نوشتن اون کتابش بود‬

213
00:14:22,945 --> 00:14:24,613
‏‫و مثل یه جنتلمن تا آخر فیلم بمونه.‬

214
00:14:24,614 --> 00:14:26,616
‏‫خب، اومد که، مگه نه؟‬

215
00:14:27,909 --> 00:14:29,744
‏‫قبل از اینکه بره با هم بودیم.‬

216
00:14:32,538 --> 00:14:33,623
‏‫چطور بود؟‬

217
00:14:34,540 --> 00:14:35,541
‏‫تنوعی بود؟‬

218
00:14:36,417 --> 00:14:38,585
‏‫فقط حواست رو بده که بابات رو راضی کنی دوباره بهت توجه کنه.‬

219
00:14:39,837 --> 00:14:43,757
‏‫اگه همین‌طوری ادامه بدی، عاقبت خوشی نداری.‬

220
00:14:43,758 --> 00:14:46,219
‏‫چون قراره عاقبتم مثل تو بشه؟‬

221
00:14:48,012 --> 00:14:49,013
‏‫توی آینه نگاه کن.‬

222
00:14:52,975 --> 00:14:54,352
‏‫تو خودِ منی.‬

223
00:14:55,269 --> 00:14:57,230
‏‫♪ مدام به یادتم ♪‬

224
00:14:58,314 --> 00:15:00,525
‏‫♪ دژاوو ♪‬

225
00:15:08,241 --> 00:15:10,158
‏‫ما اصلاً چطوری داریم می‌ریم تو این کلاب؟‬

226
00:15:10,159 --> 00:15:12,702
‏‫شب افتتاحیه‌ست. لیست وی‌آی‌پی باید خیلی شلوغ باشه.‬

227
00:15:12,703 --> 00:15:14,705
‏‫بابام صاحبش رو می‌شناسه. معلومه دیگه.‬

228
00:15:15,498 --> 00:15:17,708
‏‫- خیلی هیجان‌زده‌ام. - منم همین‌طور.‬

229
00:15:19,710 --> 00:15:23,296
‏‫موزیک‌ویدئوها قراره بشن یه هنر جدید و عالی.‬

230
00:15:23,297 --> 00:15:25,715
‏‫توی کمتر از پنج دقیقه یه داستان رو تعریف می‌کنن‬

231
00:15:25,716 --> 00:15:28,176
‏‫و تو رو می‌برن به دنیای ذهن اون موزیسین.‬

232
00:15:28,177 --> 00:15:32,013
‏‫باعث می‌شن بفهمی که بعضی وقتا‬

233
00:15:32,014 --> 00:15:33,932
‏‫- لایه‌های زیرین آهنگ چیه. - اوه، برت.‬

234
00:15:33,933 --> 00:15:36,393
‏‫تو چقدر در مورد هنر می‌فهمی.‬

235
00:15:36,394 --> 00:15:38,271
‏‫اشتیاق عجیبی بهش داری،‬

236
00:15:39,230 --> 00:15:41,815
‏‫برخلاف بابام که فقط می‌خواد پولدار باشه.‬

237
00:15:41,816 --> 00:15:42,899
‏‫هوم.‬

238
00:15:42,900 --> 00:15:44,651
‏‫♪ بچه‌هات رو دیدم ♪‬

239
00:15:44,652 --> 00:15:46,153
‏‫♪ اوه-وا، اوه-آه ♪‬

240
00:15:46,154 --> 00:15:47,946
‏‫♪ بهشون چی گفتی؟ ♪‬

241
00:15:47,947 --> 00:15:55,203
‏‫♪ ویدئو ستاره‌ی رادیو رو کشت ♪‬

242
00:15:55,204 --> 00:15:56,872
‏‫♪ تصاویر اومدن... ♪‬

243
00:15:56,873 --> 00:15:58,456
‏‫اوه. من برم یه نوشیدنی بگیرم.‬

244
00:15:58,457 --> 00:16:01,502
‏‫- چیزی می‌خوری؟ - هر چی خودت می‌خوری.‬

245
00:16:02,003 --> 00:16:04,881
‏‫به حساب تو.‬

246
00:16:05,756 --> 00:16:08,009
‏‫سلام، دو تا ودکا سودا لطفاً.‬

247
00:16:10,052 --> 00:16:13,513
‏‫♪ و یادت میاد ♪ ♪ اون آهنگ‌های تبلیغاتی رو ♪‬

248
00:16:13,514 --> 00:16:14,891
‏‫♪ اوه-وا، اوه-آه ♪‬

249
00:16:15,600 --> 00:16:17,142
‏‫♪ تو اولین نفر بودی ♪‬

250
00:16:17,143 --> 00:16:18,894
‏‫♪ اوه-وا، اوه-آه ♪‬

251
00:16:18,895 --> 00:16:20,812
‏‫♪ تو آخرین نفر بودی ♪‬

252
00:16:20,813 --> 00:16:28,111
‏‫♪ ویدئو ستاره‌ی رادیو رو کشت ♪‬

253
00:16:28,112 --> 00:16:31,615
‏‫♪ تو ذهنم و تو ماشینم ♪‬

254
00:16:31,616 --> 00:16:35,660
‏‫♪ دیگه نمیشه برگشت، خیلی دور شدیم ♪‬

255
00:16:35,661 --> 00:16:37,955
‏‫♪ اوه، آهاها، اوه ♪‬

256
00:16:39,999 --> 00:16:42,167
‏‫- یالا، بریم.‬
‏‫- کجا؟‬

257
00:16:42,168 --> 00:16:44,753
‏‫بریم به صاحب اینجا سلام کنیم، دوست بابامه،‬
‏‫مایک یا یه همچین چیزی.‬

258
00:16:44,754 --> 00:16:46,255
‏‫مـ... من می‌خوام اون ویدیو رو ببینم.‬

259
00:16:46,756 --> 00:16:50,092
‏‫پنج دقیقه دیگه همین‌جا باش. ‬
‏‫همه چیز خیلی باحاله، نه؟‬

260
00:16:51,719 --> 00:16:52,720
‏‫خیلی.‬

261
00:16:53,638 --> 00:16:57,474
‏‫♪ دیگه نمیشه برگشت، خیلی دور شدیم ♪‬

262
00:16:57,475 --> 00:17:00,769
‏‫♪ تقصیر رو بنداز گردن وی‌تی‌آر ♪‬

263
00:17:18,621 --> 00:17:23,917
‏‫♪ چرا ازش نمی‌پرسی‬
‏‫که می‌مونه یا نه؟ ♪‬

264
00:17:23,918 --> 00:17:29,006
‏‫♪ چرا ازش نمی‌پرسی‬
‏‫که داره میره یا نه؟ ♪‬

265
00:17:31,842 --> 00:17:32,843
‏‫هی.‬

266
00:17:34,971 --> 00:17:36,806
‏‫شرط می‌بندم فکر کردی دنبالت اومدم اینجا، مگه نه؟‬

267
00:17:37,890 --> 00:17:39,599
‏‫- اومدی؟‬
‏‫- نه، نیومدم.‬

268
00:17:39,600 --> 00:17:41,893
‏‫- دعوتم کردن.‬
‏‫- کی؟‬

269
00:17:41,894 --> 00:17:44,146
‏‫دبی. همون دوست‌دخترت دیگه.‬

270
00:17:45,523 --> 00:17:46,606
‏‫تام هم داره میاد.‬

271
00:17:46,607 --> 00:17:48,942
‏‫فکر کنم کل گروه می‌خوان قبل از مهمونی‌ای که‬
‏‫به افتخار من می‌گیری، بیشتر باهام آشنا بشن.‬

272
00:17:48,943 --> 00:17:50,819
‏‫قبل از مهمونی‌ای که‬
‏‫به افتخار من می‌گیری.‬

273
00:17:50,820 --> 00:17:52,947
‏‫اوه، باشه، عالیه.‬

274
00:17:56,242 --> 00:17:59,453
‏‫راستی، متاسفم که شنیدم چه اتفاقی‬
‏‫بین تو و مت افتاده. بهم گفت.‬

275
00:18:01,122 --> 00:18:04,207
‏‫- چی بهت گفت؟‬
‏‫- گفت که با هم به مشکل خوردین.‬

276
00:18:04,208 --> 00:18:05,459
‏‫اون اینو گفت؟‬

277
00:18:06,127 --> 00:18:07,128
‏‫آره.‬

278
00:18:08,921 --> 00:18:11,089
‏‫خیلی با همه حرف می‌زنی، مگه نه رابرت؟‬

279
00:18:11,090 --> 00:18:13,467
‏‫هر کسی نیاز داره با یکی دردودل کنه.‬

280
00:18:15,886 --> 00:18:18,848
‏‫خب، بد متوجه شدی،‬

281
00:18:20,266 --> 00:18:22,684
‏‫در مورد من و مت.‬
‏‫ما به مشکل نخوردیم.‬

282
00:18:22,685 --> 00:18:26,146
‏‫الان فقط دوست‌دختر دارم،‬
‏‫دیگه مثل قبل همو زیاد نمی‌بینیم.‬

283
00:18:26,147 --> 00:18:27,523
‏‫شاید زیادی بهش می‌چسبیدی.‬

284
00:18:28,816 --> 00:18:31,485
‏‫- زده تو ذوقش یا یه همچین چیزی.‬
‏‫- شاید بهتره بری گم‌شی.‬

285
00:18:32,570 --> 00:18:35,615
‏‫اوناش. اینم رفیق ما.‬

286
00:18:37,700 --> 00:18:40,453
‏‫- سوزان هم میاد؟‬
‏‫- نه، باید درس بخونه یا یه همچین چیزی.‬

287
00:18:41,245 --> 00:18:42,580
‏‫ولی کاش می‌اومد.‬

288
00:18:44,248 --> 00:18:45,708
‏‫شماها تا حالا با هم بودین؟‬

289
00:18:46,751 --> 00:18:47,752
‏‫نه.‬

290
00:18:48,628 --> 00:18:49,629
‏‫چرا؟‬

291
00:18:50,129 --> 00:18:54,300
‏‫چون از وقتی بچه بودیم، همیشه فقط بهترین دوست هم بودیم.‬

292
00:18:56,969 --> 00:18:58,804
‏‫هیچ‌وقت نخواستی باهاش بخوابی؟‬

293
00:19:00,806 --> 00:19:01,807
‏‫نه.‬

294
00:19:03,267 --> 00:19:04,268
‏‫من چرا.‬

295
00:19:05,311 --> 00:19:06,687
‏‫خیلی دلم می‌خواد باهاش بخوابم.‬

296
00:19:07,938 --> 00:19:09,273
‏‫اون کسِ شیرین و کوچولوشو بچشم.‬

297
00:19:10,274 --> 00:19:11,775
‏‫از پشت بکنمش.‬

298
00:19:11,776 --> 00:19:14,111
‏‫کاری کنم جیغ بزنه، کاری کنم التماس کنه.‬

299
00:19:26,582 --> 00:19:28,416
‏‫یادمه بعدش فکر کردم‬

300
00:19:28,417 --> 00:19:30,877
‏‫که باید تو اتاق پیش رابرت می‌موندم‬

301
00:19:30,878 --> 00:19:33,838
‏‫و باهاش حرف می‌زدم تا بفهمم‬

302
00:19:33,839 --> 00:19:37,092
‏‫برنامه‌اش برای سوزان رینولدز‬

303
00:19:37,093 --> 00:19:39,220
‏‫واقعاً چی بوده، چون می‌دونستم قراره عملی‌اش کنه.‬

304
00:19:39,970 --> 00:19:44,057
‏‫می‌دونستم که می‌خواد براش مهمونی بگیره‬
‏‫و نمی‌تونستم جلوش رو بگیرم.‬

305
00:19:44,058 --> 00:19:45,726
‏‫اون خیلی مجذوبش شده بود.‬

306
00:19:46,435 --> 00:19:49,771
‏‫می‌خواست خودش رو‬
‏‫غرقِ دیوونگیِ اون کنه‬

307
00:19:49,772 --> 00:19:51,565
‏‫و همه چیز خراب می‌شد.‬

308
00:19:54,610 --> 00:19:55,777
‏‫♪ عاج ♪‬

309
00:20:30,020 --> 00:20:31,689
‏‫♪ می‌خونن ♪‬

310
00:20:34,900 --> 00:20:37,361
‏‫♪ نگاهشون کن که عشق‌بازی می‌کنن ♪‬

311
00:20:38,112 --> 00:20:40,447
‏‫♪ روی یه... ♪‬

312
00:20:56,005 --> 00:20:57,213
‏‫چرا هی به من زنگ می‌زنی؟‬

313
00:20:57,214 --> 00:21:00,425
‏‫- چی داری می‌گی؟‬
‏‫- چرا هی به من زنگ می‌زنی؟‬

314
00:21:00,426 --> 00:21:01,885
‏‫من به تو زنگ نمی‌زنم.‬

315
00:21:01,886 --> 00:21:04,596
‏‫پس می‌خوای بگی تو نیستی که زنگ می‌زنی‬
‏‫و توی گوشی فوت می‌کنی؟‬

316
00:21:04,597 --> 00:21:06,473
‏‫- مت...‬
‏‫- خیلی پیگیر بودی، برت.‬

317
00:21:06,474 --> 00:21:10,185
‏‫اون من نیستم.‬
‏‫هر عوضی‌ای که این کارو می‌کنه، من نیستم.‬

318
00:21:10,186 --> 00:21:13,354
‏‫رفیق، کل هفته همین بساط بوده.‬
‏‫می‌دونم کار توئه.‬

319
00:21:13,355 --> 00:21:16,566
‏‫قسم می‌خورم،‬
‏‫موقع زنگ زدنِ تو، پیش دبی بودم.‬

320
00:21:16,567 --> 00:21:18,526
‏‫فقط زنگ زدم که بگم دست از این کار برداری،‬

321
00:21:18,527 --> 00:21:22,489
‏‫و بگم این کارایی که اینجا کردی،‬
‏‫اصلاً خنده‌دار نیست.‬

322
00:21:22,490 --> 00:21:25,617
‏‫- چیکار کردم؟‬
‏‫- وقتی نبودم اومدی خونه‌م‬

323
00:21:25,618 --> 00:21:27,285
‏‫و آکواریومم رو خالی کردی‬

324
00:21:27,286 --> 00:21:30,455
‏‫و اون علامتِ عجیب رو‬
‏‫چسبوندی روی پوسترِ «فورینر».‬

325
00:21:34,376 --> 00:21:36,587
‏‫- من این کارو نکردم.‬
‏‫- کار خودت بود، رفیق.‬

326
00:21:37,338 --> 00:21:40,424
‏‫از مادرت یا خدمتکارت پرسیدی؟‬

327
00:21:47,890 --> 00:21:51,851
‏‫مت، رابرت مالوری اون روز تو پارکینگ‬
‏‫راجع به چی باهات حرف زد؟‬

328
00:21:51,852 --> 00:21:53,604
‏‫خودش رو بهم معرفی کرد.‬

329
00:21:54,355 --> 00:21:56,105
‏‫گفت بابام عمه‌ش رو می‌شناخته.‬

330
00:21:56,106 --> 00:21:59,777
‏‫- راجع به ما چی بهش گفتی؟‬
‏‫- هیچی بهش نگفتم.‬

331
00:22:03,823 --> 00:22:05,574
‏‫تو همیشه نشئه‌ای.‬

332
00:22:06,242 --> 00:22:08,368
‏‫اصلاً نمی‌دونی چی به چیه.‬

333
00:22:08,369 --> 00:22:10,663
‏‫ماهی‌ها، تماس‌ها.‬

334
00:22:11,580 --> 00:22:14,165
‏‫توی خونه مهمان زندگی می‌کنی.‬
‏‫هیچ‌وقت هم پدر و مادرت رو نمی‌بینی.‬

335
00:22:14,166 --> 00:22:16,627
‏‫آیا رابرت مالوری‬
‏‫چیزی درباره ما می‌دونه؟‬

336
00:22:18,671 --> 00:22:21,339
‏‫چون چند تا سوالِ جالب‬
‏‫راجع به تو ازم پرسید.‬

337
00:22:21,340 --> 00:22:22,841
‏‫مثلاً چی؟‬

338
00:22:22,842 --> 00:22:24,844
‏‫من جواب اون سوال‌ها رو نمی‌دونستم.‬

339
00:22:27,555 --> 00:22:29,390
‏‫فکر کنم داری همه‌ش رو از خودت درمیاری.‬

340
00:22:30,558 --> 00:22:35,270
‏‫فکر کنم اون آکواریوم رو خالی کردی چون خیلی نشئه بودی،‬

341
00:22:35,271 --> 00:22:37,313
‏‫و اون پنتاگرام رو هم خودت کشیدی.‬

342
00:22:37,314 --> 00:22:40,608
‏‫و چیزایی به رابرت مالوری‬
‏‫راجع به من گفتی‬

343
00:22:40,609 --> 00:22:43,319
‏‫که حتی یادت هم نمیاد‬

344
00:22:43,320 --> 00:22:45,990
‏‫چون همیشه تا خرخره نشئه‌ای.‬

345
00:22:51,245 --> 00:22:53,455
‏‫فکر کنم باید از رابرت دوری کنی.‬

346
00:22:55,291 --> 00:22:57,793
‏‫به نظرم یه جای کارش‬
‏‫خیلی می‌لنگه.‬

347
00:23:00,880 --> 00:23:02,172
‏‫چرا نمی‌خوای بهم بگی‬

348
00:23:03,465 --> 00:23:05,050
‏‫راجع به من چی ازت پرسید؟‬

349
00:23:06,427 --> 00:23:07,428
‏‫راجع به ما.‬

350
00:23:08,387 --> 00:23:10,222
‏‫دیگه نیا اینجا.‬

351
00:23:13,726 --> 00:23:15,603
‏‫نکن. دیگه هیچ‌وقت این کارو نکن.‬

352
00:23:18,939 --> 00:23:20,900
‏‫- چی؟‬
‏‫- سعی کنی منو ببوسی.‬

353
00:23:23,110 --> 00:23:25,404
‏‫این قضیه هیچ‌وقت جدی نبود.‬

354
00:23:26,989 --> 00:23:29,532
‏‫چرا الان داری این کارو می‌کنی؟‬

355
00:23:29,533 --> 00:23:30,534
‏‫حالم گرفته‌ست.‬

356
00:23:31,952 --> 00:23:33,245
‏‫نمی‌خواستم تنها باشم.‬

357
00:23:36,206 --> 00:23:37,583
‏‫واسه همین کوبیدم اومدم اینجا...‬

358
00:23:39,168 --> 00:23:41,336
‏‫که ببینمت، مت.‬

359
00:23:41,337 --> 00:23:42,338
‏‫می‌دونی...‬

360
00:23:43,881 --> 00:23:46,050
‏‫اصلاً نمی‌فهمم چرا هی زنگ می‌زنی.‬

361
00:23:47,718 --> 00:23:49,345
‏‫یا هی پا می‌شی میای اینجا.‬

362
00:23:51,347 --> 00:23:52,348
‏‫چی؟‬

363
00:23:53,223 --> 00:23:55,726
‏‫فکر کردی قراره با هم دوست‌‌پسر باشیم یا چی؟‬

364
00:23:56,352 --> 00:23:57,435
‏‫ها؟‬

365
00:23:57,436 --> 00:23:59,188
‏‫تو دیوونه‌ای؟‬

366
00:24:01,273 --> 00:24:03,442
‏‫ها؟ این یه سوال منطقیه.‬

367
00:24:05,235 --> 00:24:06,946
‏‫از دور و برم گمشو.‬

368
00:24:07,821 --> 00:24:08,989
‏‫برو.‬

369
00:24:10,074 --> 00:24:11,075
‏‫همین الان!‬

370
00:24:23,000 --> 00:24:30,000


371
00:24:43,357 --> 00:24:46,735
‏‫با احتیاط رانندگی کردم و برگشتم خونه،‬
‏‫چون همه‌ش داشتم زار می‌زدم.‬

372
00:24:47,569 --> 00:24:50,989
‏‫مت هیچ‌وقت اون‌طوری که من‬
‏‫بهش حس داشتم، منو دوست نداشت،‬

373
00:24:50,990 --> 00:24:54,118
‏‫چیزی که قرار بود تا آخر عمرم‬
‏‫مدام تو زندگی برام تکرار بشه.‬

374
00:24:58,539 --> 00:25:00,623
‏‫اما خب، من اینو نمی‌دونستم‬

375
00:25:00,624 --> 00:25:06,255
‏‫اون شب گرم سپتامبر ۱۹۸۱ که ۱۸ سالم بود‬
‏‫و هنوز با امید جلو می‌رفتم.‬

376
00:25:20,769 --> 00:25:21,979
‏‫- ممنون.‬
‏‫- نوش جان.‬

377
00:25:31,280 --> 00:25:34,699
‏‫کارت‌های شناسایی جعلی که دبی برامون‬
‏‫گرفته بود همیشه به کار می‌اومد.‬

378
00:25:34,700 --> 00:25:36,452
‏‫یه ودکا گریپ‌فروت هم الان آماده می‌شه.‬

379
00:25:42,374 --> 00:25:43,458
‏‫هی، برت.‬

380
00:25:43,459 --> 00:25:47,463
‏‫تری اون طرف تو مورتونز‬
‏‫داره یه معامله رو تموم می‌کنه.‬

381
00:25:48,130 --> 00:25:50,215
‏‫عاشق فیلم‌های زندگی‌نامه‌ایِ غم‌انگیزه.‬

382
00:25:51,216 --> 00:25:52,426
‏‫تا چند دقیقه دیگه میاد اینجا.‬

383
00:25:53,052 --> 00:25:56,095
‏‫اوه، باشه. ممنون استیون.‬

384
00:25:56,096 --> 00:25:59,850
‏‫همون‌طور که گفتم،‬
‏‫لباس مدرسه‌ت رو پوشیدی.‬

385
00:26:00,976 --> 00:26:02,061
‏‫خیلی عالیه.‬

386
00:26:02,853 --> 00:26:04,897
‏‫تری از این بابت خوشحال می‌شه.‬

387
00:26:08,442 --> 00:26:10,944
‏‫تری واقعاً قدردان این کاره.‬

388
00:26:12,029 --> 00:26:16,699
‏‫و اینکه چقدر باهاش مهربون بودی وقتی زنش‬
‏‫اون داد و بیدادِ مستیِ مسخره‌ش رو راه انداخت‬

389
00:26:16,700 --> 00:26:18,285
‏‫توی مهمونی دبی، اون شب.‬

390
00:26:19,411 --> 00:26:21,914
‏‫اون زنیکه یه روانیه.‬

391
00:26:22,915 --> 00:26:25,166
‏‫لیز رو می‌گم، نه دبی.‬

392
00:26:25,167 --> 00:26:26,667
‏‫متوجه‌ام.‬

393
00:26:26,668 --> 00:26:28,962
‏‫لیز مشکل داره و نیاز به کمک داره.‬

394
00:26:30,547 --> 00:26:32,591
‏‫فقط می‌خواستم باهاش مهربون باشم، همین.‬

395
00:26:33,258 --> 00:26:34,259
‏‫باشه.‬

396
00:26:35,135 --> 00:26:37,262
‏‫خب، دیگه تنهات می‌ذارم.‬

397
00:26:39,014 --> 00:26:40,766
‏‫فقط یه چیز دیگه.‬

398
00:26:42,684 --> 00:26:43,852
‏‫من جای تو بودم...‬

399
00:26:45,145 --> 00:26:46,647
‏‫مراقب می‌بودم، برت.‬

400
00:26:49,274 --> 00:26:50,358
‏‫ببخشید؟‬

401
00:26:50,359 --> 00:26:54,904
‏‫همه یه نقشه‌ای دارن،‬
‏‫و گاهی این نقشه‌ها جور درنمیاد‬

402
00:26:54,905 --> 00:26:59,076
‏‫با اون چیزی که واقعاً می‌خوایم‬
‏‫یا اون چیزی که قراره بهش برسیم.‬

403
00:27:02,746 --> 00:27:03,956
‏‫و اینم از ایشون.‬

404
00:27:04,998 --> 00:27:06,082
‏‫دقیقاً سر بزنگاه.‬

405
00:27:09,753 --> 00:27:14,132
‏‫یادمه تری شفر یه لباس ابریشمی‬
‏‫تک‌دوزی شده تنش بود‬

406
00:27:14,133 --> 00:27:16,968
‏‫با یه کمربند تمساح‬
‏‫طلایی و نقره‌ای‬

407
00:27:16,969 --> 00:27:18,636
‏‫هی، چطوری برت؟‬

408
00:27:18,637 --> 00:27:22,098
‏‫خوش‌تیپ شدی.‬
‏‫ولی هجده سالته، تو هجده سالگی همیشه آدم خوش‌تیپه.‬

409
00:27:22,099 --> 00:27:23,100
‏‫میزمون آماده‌ست.‬

410
00:27:24,059 --> 00:27:27,895
‏‫بوی ادکلن ریو گوشِ‬
‏‫ایو سن لوران می‌داد.‬

411
00:27:27,896 --> 00:27:31,482
‏‫هر حرکتش‬
‏‫دقیق و بی‌نقص بود.‬

412
00:27:31,483 --> 00:27:37,113
‏‫یه آدم حرفه‌ای و بزرگسال بود،‬
‏‫کسی که می‌شد الگوی خودش قرار داد.‬

413
00:27:37,114 --> 00:27:38,990
‏‫اون کسی بود که دلم می‌خواست باشم.‬

414
00:27:38,991 --> 00:27:43,369
‏‫هی برونو. ما تارتار سالمون‬
‏‫با دو تا شراب سفید می‌خوایم.‬

415
00:27:43,370 --> 00:27:44,371
‏‫حتماً.‬

416
00:27:45,831 --> 00:27:48,124
‏‫این رستوران تنها جاییه‬
‏‫توی کل ساحل غربی‬

417
00:27:48,125 --> 00:27:50,877
‏‫که تارتار سالمون سرو می‌کنه.‬
‏‫گفتم شاید دوست داشته باشی امتحانش کنی.‬

418
00:27:50,878 --> 00:27:53,297
‏‫آره، حتماً. عالی به نظر میاد.‬

419
00:28:32,753 --> 00:28:35,504
‏‫خب، تازگیا فیلمی دیدی‬
‏‫که ازش خوشت بیاد؟‬

420
00:28:35,505 --> 00:28:37,341
‏‫دبی بهم گفت که خیلی فیلم‌بازی.‬

421
00:28:37,883 --> 00:28:40,134
‏‫امم، آره، عاشق «استرایپس» بودم.‬

422
00:28:40,135 --> 00:28:43,763
‏‫منم همین‌طور. طرفدار پر و پا قرص بیل موری‌ام.‬
‏‫هفته دیگه باهاش جلسه دارم.‬

423
00:28:45,307 --> 00:28:48,059
‏‫- آلن.‬
‏‫- تری.‬

424
00:28:48,060 --> 00:28:52,104
‏‫نمی‌خوام مزاحم بشم، فقط خواستم سلام کنم،‬
‏‫و بابت اون برنزه بودنت ازت متنفرم.‬

425
00:28:52,105 --> 00:28:54,815
‏‫- از کجا برنزه کردی؟‬
‏‫- از خورشید، آلن.‬

426
00:28:54,816 --> 00:28:55,901
‏‫از خورشید.‬

427
00:28:57,110 --> 00:28:59,029
‏‫برت، ایشون آلن کار هستن،‬
‏‫یه دوست خیلی خیلی عزیز.‬

428
00:28:59,613 --> 00:29:01,739
‏‫خیلی از دیدنتون خوشبختم، آقای کار.‬

429
00:29:01,740 --> 00:29:03,617
‏‫- سلام.‬
‏‫- آلن تهیه‌کننده «گریس» بوده.‬

430
00:29:04,117 --> 00:29:06,410
‏‫اوه، و «تب شب یکشنبه»،‬
‏‫لعنتی.‬

431
00:29:06,411 --> 00:29:08,037
‏‫و قراره «گریس ۲» رو شروع کنی،‬

432
00:29:08,038 --> 00:29:09,121
‏‫- درسته؟‬
‏‫- اوهوم.‬

433
00:29:09,122 --> 00:29:11,207
‏‫- نقش اول کیه؟‬
‏‫- لورنا لافت.‬

434
00:29:11,208 --> 00:29:14,211
‏‫وای خدای من، تری.‬
‏‫خیلی... خیلی هیجان‌زده‌ام.‬

435
00:29:15,170 --> 00:29:16,838
‏‫خیلی هیجان‌زده‌ام.‬

436
00:29:17,673 --> 00:29:23,345
‏‫به هر حال، شما پسرا از ناهارتون لذت ببرید،‬
‏‫باشه؟‬

437
00:29:27,641 --> 00:29:29,643
‏‫یا خدا. هیکلش به اندازه یه خونه‌ست.‬

438
00:29:30,227 --> 00:29:32,687
‏‫و اهلِ پسرای تن‌فروش‬
‏‫و کوکائین صورتیه.‬

439
00:29:32,688 --> 00:29:35,732
‏‫ازش دوری کن برت.‬
‏‫سعی می‌کنه ازت سوءاستفاده کنه.‬

440
00:29:37,025 --> 00:29:38,651
‏‫ما سوربه لیمو می‌خوایم، با دو تا قاشق.‬

441
00:29:38,652 --> 00:29:39,819
‏‫حتماً.‬

442
00:29:39,820 --> 00:29:43,239
‏‫خب، از این کتابت برام بگو.‬

443
00:29:43,240 --> 00:29:44,366
‏‫فیلم خوبی ازش درمیاد؟‬

444
00:29:45,492 --> 00:29:46,493
‏‫بله.‬

445
00:29:47,452 --> 00:29:48,912
‏‫بله، فکر کنم بشه.‬

446
00:29:49,538 --> 00:29:51,455
‏‫درباره یه گروه از جووناست که...‬

447
00:29:51,456 --> 00:29:52,541
‏‫صحنه‌های سکس هم داره؟‬

448
00:29:53,083 --> 00:29:55,418
‏‫چون فیلما این روزا برای‬
‏‫محبوب شدن به اون نیاز دارن.‬

449
00:29:55,419 --> 00:29:56,794
‏‫همه چیز حول محور سکس می‌چرخه.‬

450
00:29:56,795 --> 00:29:58,838
‏‫همه عاشق داستان‌های بلوغ و بزرگ شدنن.‬

451
00:29:58,839 --> 00:30:00,340
‏‫بله، اونم هست.‬

452
00:30:00,882 --> 00:30:03,176
‏‫همم. زندگینامه‌ست؟‬

453
00:30:03,969 --> 00:30:07,222
‏‫نمی‌دونم. یه کم پیچیده‌ست.‬

454
00:30:07,806 --> 00:30:10,684
‏‫داستان من، یه جورایی...‬

455
00:30:13,437 --> 00:30:16,564
‏‫خب، یه جورایی از کارای جون دیدیون الهام گرفته.‬

456
00:30:16,565 --> 00:30:18,149
‏‫این اواخر خیلی از جون دیدیون می‌خونم.‬

457
00:30:18,150 --> 00:30:20,776
‏‫من جون و جان رو خیلی خوب می‌شناسم.‬

458
00:30:20,777 --> 00:30:24,322
‏‫وقتی نوشتن این کتاب تموم شد،‬
‏‫فکر کنم بخوام حق اقتباسش رو بگیرم.‬

459
00:30:26,033 --> 00:30:27,200
‏‫- صبر کن، جدی؟‬
‏‫- جدی.‬

460
00:30:28,118 --> 00:30:29,910
‏‫پس وقتی پیش‌نویسش آماده شد‬
‏‫خبرم کن که بخونمش.‬

461
00:30:29,911 --> 00:30:32,121
‏‫واو. حتماً.‬

462
00:30:32,122 --> 00:30:33,790
‏‫واو، عالیه. باشه.‬

463
00:30:36,877 --> 00:30:39,421
‏‫خب، تو و دبی چطورید، برت؟‬

464
00:30:40,255 --> 00:30:41,631
‏‫رابطه‌تون با هم جدیه؟‬

465
00:30:43,759 --> 00:30:45,010
‏‫- جدی؟‬
‏‫- هوم.‬

466
00:30:46,887 --> 00:30:49,597
‏‫- آره، فکر کنم خیلی جدی باشیم.‬
‏‫- فقط کنجکاو بودم.‬

467
00:30:49,598 --> 00:30:52,851
‏‫دلیلی نداره که بخوای‬
‏‫نگران یا مضطرب باشی.‬

468
00:30:54,853 --> 00:31:00,399
‏‫فقط می‌خوام مطمئن شم‬
‏‫که اون خوشحاله.‬

469
00:31:00,400 --> 00:31:01,484
‏‫می‌فهمم.‬

470
00:31:01,485 --> 00:31:02,986
‏‫منم می‌خوام اون خوشحال باشه.‬

471
00:31:05,697 --> 00:31:07,407
‏‫تو از پسرا هم خوشت میاد؟‬

472
00:31:08,075 --> 00:31:09,076
‏‫ببخشید، چی؟‬

473
00:31:10,035 --> 00:31:11,203
‏‫خب، فکر کنم شنیدی چی گفتم.‬

474
00:31:12,204 --> 00:31:13,914
‏‫دو‌جنسه‌گرایی؟‬

475
00:31:15,957 --> 00:31:16,958
‏‫خب، من نه...‬

476
00:31:20,587 --> 00:31:21,588
‏‫محدود نیستم.‬

477
00:31:23,298 --> 00:31:24,423
‏‫یعنی، بستگی داره.‬

478
00:31:24,424 --> 00:31:25,550
‏‫تام رایت چطور؟‬

479
00:31:26,885 --> 00:31:27,886
‏‫به نظرت جذابه؟‬

480
00:31:28,595 --> 00:31:31,722
‏‫راستش به اون همه وقتی که باهاش می‌گذرونی حسودیم میشه.‬

481
00:31:31,723 --> 00:31:33,349
‏‫خیلی دلرباست.‬

482
00:31:33,350 --> 00:31:36,728
‏‫هرچند، مطمئنم سلیقه‌ی اون‬
‏‫از تو محدودتره.‬

483
00:31:37,687 --> 00:31:40,565
‏‫منظورت چیه که سلیقه‌ی اون‬
‏‫از من محدودتره؟‬

484
00:31:41,149 --> 00:31:42,150
‏‫می‌تونی بهم بگی.‬

485
00:31:42,901 --> 00:31:44,820
‏‫تا حالا با تام چیزی بینتون بوده؟‬

486
00:31:45,570 --> 00:31:47,988
‏‫می‌دونی، یه کم مست کنی،‬
‏‫یه کم نشئه کنی،‬

487
00:31:47,989 --> 00:31:50,116
‏‫بمونی پیشش، تحریک بشی، بخوای که...‬

488
00:31:50,117 --> 00:31:51,826
‏‫نه، هیچ‌وقت همچین اتفاقی نیفتاده.‬

489
00:31:51,827 --> 00:31:53,744
‏‫نه با رایان، نه با هیچ‌کدومشون؟‬

490
00:31:53,745 --> 00:31:55,955
‏‫یعنی، شماها با هم‬
‏‫می‌رید حموم.‬

491
00:31:55,956 --> 00:31:58,041
‏‫- اونا در دسترسن، نه؟‬
‏‫- اونا در دسترس نیستن.‬

492
00:31:58,625 --> 00:32:00,668
‏‫باشه. هر چی تو بگی.‬

493
00:32:00,669 --> 00:32:02,921
‏‫تری، زنت درباره‌ی...‬

494
00:32:05,006 --> 00:32:06,841
‏‫این‌جور صحبت‌ها چی فکر می‌کنه؟‬

495
00:32:06,842 --> 00:32:09,301
‏‫اینکه داری با دوست‌پسرِ‬
‏‫دخترت ناهار می‌خوری،‬

496
00:32:09,302 --> 00:32:10,470
‏‫لیز خبر داره؟‬

497
00:32:14,307 --> 00:32:16,893
‏‫خب، تو باهوش‌تر از این حرفایی، برت.‬

498
00:32:17,686 --> 00:32:20,437
‏‫من این‌طور برداشت می‌کنم‬
‏‫که ما یه تفاهمی داریم.‬

499
00:32:20,438 --> 00:32:23,066
‏‫یه جور توافق.‬

500
00:32:25,569 --> 00:32:26,820
‏‫دبی چطور؟‬

501
00:32:27,320 --> 00:32:29,656
‏‫اون از علایق خاص تو خبر داره؟‬

502
00:32:30,782 --> 00:32:32,242
‏‫فکر کنم دیگه باید برم.‬

503
00:32:33,368 --> 00:32:34,369
‏‫تقریباً هیچی نخوردی.‬

504
00:32:35,245 --> 00:32:38,707
‏‫هرچند شنیدم قبل از اینکه من برسم،‬
‏‫یه کوکتل تو بار زدی.‬

505
00:32:39,499 --> 00:32:40,876
‏‫پس احتمالا اشتهات کور شده.‬

506
00:32:42,043 --> 00:32:44,128
‏‫گوش کن، لطفاً چیزی به دبی نگو‬

507
00:32:44,129 --> 00:32:46,131
‏‫در مورد هیچ‌کدوم از چیزهایی که‬
‏‫امروز اینجا با هم حرف زدیم.‬

508
00:32:46,798 --> 00:32:48,132
‏‫این یه کم عجیب نیست؟‬

509
00:32:48,133 --> 00:32:49,509
‏‫مگه همه چی عجیب نیست؟‬

510
00:32:50,343 --> 00:32:53,680
‏‫چیزی نگو. فکر نمی‌کنم بگی.‬

511
00:32:55,265 --> 00:32:56,974
‏‫ممنون بابت ناهار، آقای شفر.‬

512
00:32:56,975 --> 00:32:58,726
‏‫می‌گم استیون زنگ بزنه و یه جلسه هماهنگ کنه‬

513
00:32:58,727 --> 00:33:01,062
‏‫تا بتونیم درباره اون فیلمنامه‌ای که‬
‏‫می‌خوام برام بنویسی حرف بزنیم.‬

514
00:33:01,688 --> 00:33:03,772
‏‫می‌خوام همین الان‬
‏‫همکاری‌مون رو شروع کنیم.‬

515
00:33:03,773 --> 00:33:04,774
‏‫باشه.‬

516
00:33:06,026 --> 00:33:07,569
‏‫باشه، خیلی هم عالی.‬

517
00:33:38,850 --> 00:33:41,268
‏‫شنیدید که رینا کالینا...‬

518
00:33:41,269 --> 00:33:45,105
‏‫...توی وسطی‌بازی، با صورت خورد زمین.‬

519
00:33:45,106 --> 00:33:47,817
‏‫- هی، برت.‬
‏‫- اوه، سلام.‬

520
00:33:49,569 --> 00:33:53,072
‏‫می‌دونی برت، اگه تو عضو کمیته‌ای‬
‏‫که قراره برام جشن خوش‌آمدگویی بگیره،‬

521
00:33:53,073 --> 00:33:55,366
‏‫باید واقعاً یه ذره‬
‏‫تلاش کنی‬

522
00:33:55,367 --> 00:33:57,451
‏‫که با من دوست بشی و بهم خوش‌آمد بگی.‬

523
00:33:58,662 --> 00:34:00,913
‏‫- وگرنه چی، رابرت؟‬
‏‫- برت.‬

524
00:34:00,914 --> 00:34:02,206
‏‫برت، بیخیال، آروم باش.‬

525
00:34:02,207 --> 00:34:05,209
‏‫وگرنه سال آخر خیلی طولانی‬
‏‫و ناخوشایندی خواهیم داشت.‬

526
00:34:05,210 --> 00:34:06,293
‏‫فکر نمی‌کنم کسی اینو بخواد.‬

527
00:34:10,924 --> 00:34:12,092
‏‫حالت خوبه؟‬

528
00:34:15,720 --> 00:34:17,806
‏‫مت کلنر گم شده.‬

529
00:34:18,598 --> 00:34:19,848
‏‫کی؟‬

530
00:34:19,849 --> 00:34:22,851
‏‫همون که همیشه نئشه‌ست؟‬
‏‫صبر کن، یعنی چی گم شده؟‬

531
00:34:22,852 --> 00:34:25,062
‏‫خب، همین الان توی‬
‏‫دفتر مدیر کرافت بودم،‬

532
00:34:25,063 --> 00:34:27,231
‏‫و بهم گفت‬
‏‫که امروز توی مراسم صبحگاه،‬

533
00:34:27,232 --> 00:34:30,402
‏‫باید این درخواست رو برای دانش‌آموزها‬
‏‫در مورد مت کلنر بخونم.‬

534
00:34:31,361 --> 00:34:32,862
‏‫مگه تو باهاش دوست نیستی، برت؟‬

535
00:34:34,155 --> 00:34:35,239
‏‫دوست؟‬

536
00:34:35,240 --> 00:34:38,285
‏‫نه، فکر کنم چند باری بهم گل فروخته بود.‬

537
00:34:41,037 --> 00:34:42,871
‏‫- ک-کجا رفته؟‬
‏‫- نمی‌دونم.‬

538
00:34:42,872 --> 00:34:44,499
‏‫پدر و مادرش هم نمی‌دونن.‬

539
00:34:45,250 --> 00:34:47,794
‏‫رسماً پنج روزه که‬
‏‫گم شده.‬

540
00:34:50,171 --> 00:34:52,381
‏‫ظاهراً توی خونه‌ی استخرِ پشتی زندگی می‌کرده،‬

541
00:34:52,382 --> 00:34:56,094
‏‫یه جای خیلی شیک،‬
‏‫مثل یه خونه مجردی باحال.‬

542
00:35:00,098 --> 00:35:02,099
‏‫جان و شیلا، یعنی پدر و مادرش،‬

543
00:35:02,100 --> 00:35:05,019
‏‫به پلیس گفتن که برنامه مت توی اون هفته‬
‏‫دقیقاً مثل همیشه بوده‬

544
00:35:05,020 --> 00:35:07,855
‏‫از وقتی که کلاس دهم‬
‏‫اومده بود توی خونه استخر زندگی کنه،‬

545
00:35:07,856 --> 00:35:10,442
‏‫که همزمان بود با‬
‏‫وقتی که گواهینامه‌اش رو گرفت.‬

546
00:35:11,359 --> 00:35:14,028
‏‫صبح زود بیدار می‌شد و شنا می‌کرد.‬

547
00:35:14,029 --> 00:35:16,614
‏‫گاهی اوقات صدای موسیقی رگی‬
‏‫از خونه استخر می‌شنیدن‬

548
00:35:16,615 --> 00:35:19,074
‏‫اون ساعتی که‬
‏‫داشت برای مدرسه آماده می‌شد.‬

549
00:35:19,075 --> 00:35:22,411
‏‫نمی‌رفت توی خونه اصلی برای صبحانه یا چیزی، یه چیزی بخوره؟‬

550
00:35:22,412 --> 00:35:23,495
‏‫فکر نکنم.‬

551
00:35:23,496 --> 00:35:25,539
‏‫همیشه توی مک‌دونالدِ‬
‏‫شرمن اوکس غذا می‌خورد.‬

552
00:35:25,540 --> 00:35:27,626
‏‫اه، چندش.‬

553
00:35:28,335 --> 00:35:31,503
‏‫مت اهل ورزش یا‬
‏‫هیچ فعالیت فوق‌برنامه‌ای نبود،‬

554
00:35:31,504 --> 00:35:33,798
‏‫واسه همین معمولاً‬
‏‫حداکثر تا ساعت ۴ برمی‌گشت استخر.‬

555
00:35:45,602 --> 00:35:49,063
‏‫بعضی شبا، شیلا کلنر از پنجره اتاق خوابش‬

556
00:35:49,064 --> 00:35:50,481
‏‫طبقه دوم، به خونه مهمان نگاه می‌کرد‬

557
00:35:50,482 --> 00:35:53,108
‏‫و تنها نوری که دیده می‌شد، نور آکواریوم بود‬

558
00:35:53,109 --> 00:35:55,903
‏‫یا شمع‌هایی که مت دور تا دور استخر چیده بود‬

559
00:35:55,904 --> 00:35:58,365
‏‫ظاهراً عادت داشت قبل از خواب شنا کنه‬

560
00:36:01,743 --> 00:36:06,038
‏‫این ماجرا... دلیل اصلی ساخت اون تبلیغات تلویزیونی ترسناکه‬

561
00:36:06,039 --> 00:36:09,875
‏‫«والدین، ساعت ده شبه. می‌دونید بچه‌هاتون کجا هستن؟»‬

562
00:36:09,876 --> 00:36:11,043
‏‫خب بچه‌ها‬

563
00:36:11,044 --> 00:36:14,672
‏‫دیروز جان کلنر ماشین ۲۸۰ زد مت رو برد برای سرویس‬

564
00:36:14,673 --> 00:36:15,757
‏‫و وقتی رفت تا به مت خبر بده‬

565
00:36:17,300 --> 00:36:20,136
‏‫مت توی خونه استخر نبود و هیچ یادداشتی هم نذاشته بود‬

566
00:36:26,184 --> 00:36:27,393
‏‫برای همین به مدرسه زنگ زدن‬

567
00:36:27,394 --> 00:36:30,688
‏‫و مدیر کرافت گفت که مت سه روزه مدرسه نیومده‬

568
00:36:30,689 --> 00:36:32,898
‏‫اونا از جمعه قبل، نه چراغی توی خونه استخر دیدن‬

569
00:36:32,899 --> 00:36:35,025
‏‫و نه صدای موسیقی رگی شنیدن‬

570
00:36:35,026 --> 00:36:38,071
‏‫و نکته عجیب اینه که ماشینش رو هم خونه گذاشته بود‬

571
00:36:38,780 --> 00:36:42,242
‏‫آره، پنج روزه که خبری ازش نیست‬

572
00:36:43,702 --> 00:36:46,913
‏‫عجیب نیست که پدر و مادرش انقدر کم براش وقت می‌ذارن؟‬

573
00:36:47,872 --> 00:36:48,956
‏‫هست؟‬

574
00:36:48,957 --> 00:36:50,874
‏‫منظورم اینه که من خودم شش ماهه پدرم رو ندیدم‬

575
00:36:50,875 --> 00:36:52,209
‏‫اوه‬

576
00:36:52,210 --> 00:36:54,045
‏‫برت، مگه پدر و مادرت هنوز اروپا نیستن؟‬

577
00:36:54,754 --> 00:36:56,172
‏‫آره، هستن‬

578
00:36:57,507 --> 00:36:59,175
‏‫توی مراسم صبحگاه چی باید بگی؟‬

579
00:37:00,552 --> 00:37:05,013
‏‫پس لطفاً اگه کسی از مت کلنر خبری داره یا دیده‬

580
00:37:05,014 --> 00:37:09,644
‏‫به من، مدیر کرافت یا هر کدوم از معلم‌ها اطلاع بده‬

581
00:37:10,395 --> 00:37:11,855
‏‫- ممنونم. - هوووو!‬

582
00:37:17,444 --> 00:37:20,822
‏‫ممنون سوزان، مثل همیشه عالی بودی‬

583
00:37:31,166 --> 00:37:32,167
‏‫سلام‬

584
00:37:32,667 --> 00:37:33,668
‏‫سلام‬

585
00:37:34,586 --> 00:37:37,255
‏‫- چطوری؟ - وحشت‌زده‌ام. مت هنوز پیدا نشده‬

586
00:37:39,048 --> 00:37:40,299
‏‫می‌شناختیش؟‬

587
00:37:40,300 --> 00:37:41,593
‏‫ازش جنس می‌خریدم‬

588
00:37:42,719 --> 00:37:43,845
‏‫فکر کنم...‬

589
00:37:44,429 --> 00:37:45,512
‏‫فکر کنی چی؟‬

590
00:37:45,513 --> 00:37:51,269
‏‫فکر کنم ترسناکه که جوونای این شهر همین‌طوری غیبشون می‌زنه‬

591
00:37:52,896 --> 00:37:54,481
‏‫فکر می‌کنی کار اون فرقه‌ست؟‬

592
00:37:55,982 --> 00:37:56,983
‏‫اینم یه احتماله‬

593
00:37:59,152 --> 00:38:00,736
‏‫به نظرم می‌تونه یه چیز دیگه باشه‬

594
00:38:00,737 --> 00:38:01,820
‏‫چی؟ اینکه مت گفته باشه «بی‌خیال»‬

595
00:38:01,821 --> 00:38:04,616
‏‫«می‌رم بیگ‌سور و اونجا کار و کاسبی خودم رو راه می‌ندازم»‬

596
00:38:06,451 --> 00:38:07,702
‏‫فکر کنم کار «ترالر» باشه‬

597
00:38:09,788 --> 00:38:10,996
‏‫کی؟‬

598
00:38:10,997 --> 00:38:12,372
‏‫همون قاتل زنجیره‌ای؟‬

599
00:38:12,373 --> 00:38:14,166
‏‫همون قاتل زنجیره‌ای که تو این منطقه شکار می‌کنه‬

600
00:38:14,167 --> 00:38:16,043
‏‫مگه اون فقط دخترا رو هدف نمی‌گیره؟‬

601
00:38:16,044 --> 00:38:18,837
‏‫تا الان که این‌طور بوده، ولی کی می‌دونه‬

602
00:38:18,838 --> 00:38:23,133
‏‫وحشتناکه، نصف شب بدزدنت و شکنجه‌ت کنن‬

603
00:38:23,134 --> 00:38:25,010
‏‫از کجا می‌دونی شکنجه شده؟‬

604
00:38:25,011 --> 00:38:26,471
‏‫هنوز که حتی پیداش هم نکردن‬

605
00:38:27,514 --> 00:38:28,764
‏‫من نه.‬

606
00:38:28,765 --> 00:38:30,266
‏‫دارم درباره اون دخترا حرف می‌زنم.‬

607
00:38:30,809 --> 00:38:32,519
‏‫همون دخترایی که ترالر سلاخی‌شون کرد.‬

608
00:38:38,149 --> 00:38:39,567
‏‫خوشحالم که داریم با هم حرف می‌زنیم.‬

609
00:38:41,110 --> 00:38:42,362
‏‫دلم برای حرف زدن تنگ شده بود.‬

610
00:38:44,447 --> 00:38:46,991
‏‫یه چیزی پیدا کردن. همین الان از مدیر کرافت شنیدم.‬

611
00:38:47,826 --> 00:38:50,244
‏‫- جسدش؟ - کوله‌پشتی‌اش.‬

612
00:38:52,747 --> 00:38:56,291
‏‫یه محیط‌بان توی پارکینگ پارک ایالتی کریستال کوو پیداش کرده.‬

613
00:38:56,292 --> 00:38:57,709
‏‫تمامش خونی بود.‬

614
00:38:57,710 --> 00:39:00,462
‏‫و یه تگ شناسایی کوچیک روش بود که اسم و آدرس داشت‬

615
00:39:00,463 --> 00:39:01,798
‏‫که ثابت می‌کرد مال مته.‬

616
00:39:05,426 --> 00:39:07,553
‏‫کسی می‌دونه مت با کسی بوده یا نه؟‬

617
00:39:07,554 --> 00:39:09,556
‏‫این برق لب منو چاق نشون می‌ده؟‬

618
00:40:14,871 --> 00:40:16,456
‏‫بخورش.‬

619
00:40:17,999 --> 00:40:19,292
‏‫چـ-چی؟‬

620
00:40:20,460 --> 00:40:23,379
‏‫بخورش.‬

621
00:40:34,182 --> 00:40:35,349
‏‫ولی اونا زنده‌ان.‬

622
00:40:35,350 --> 00:40:36,476
‏‫بخورش!‬

623
00:40:38,227 --> 00:40:40,271
‏‫می‌ترسم.‬

624
00:40:40,980 --> 00:40:44,359
‏‫- یکی بخور.‬

625
00:40:45,735 --> 00:40:47,527
‏‫بخور!‬

626
00:40:47,528 --> 00:40:50,197
‏‫یکی بخور.‬

627
00:40:50,198 --> 00:40:51,282
‏‫نمی‌تونم.‬

628
00:40:56,788 --> 00:40:58,038
‏‫مـ-متأسفم.‬

629
00:40:58,039 --> 00:41:00,750
‏‫- بخورش.‬

630
00:41:05,588 --> 00:41:08,549
‏‫- همه‌شون رو می‌خوری. - اوه.‬

631
00:41:14,305 --> 00:41:16,724
‏‫- خواهش می‌کنم. - اون آهنگ رو بخون.‬

632
00:41:17,475 --> 00:41:19,726
‏‫خواهش می‌کنم.‬

633
00:41:19,727 --> 00:41:23,147
‏‫از ساک زدن لذت بردی؟‬

634
00:41:23,731 --> 00:41:25,233
‏‫خواهش می‌کنم.‬

635
00:41:26,693 --> 00:41:28,111
‏‫خواهش می‌کنم.‬

636
00:41:57,015 --> 00:41:58,391
‏‫خدایا.‬

637
00:41:59,600 --> 00:42:00,809
‏‫درسته.‬

638
00:42:06,774 --> 00:42:07,900
‏‫درسته.‬

639
00:42:08,818 --> 00:42:12,779
‏‫♪ تو جمعیت قدم می‌زنی مثل پیتر لوری ♪‬

640
00:42:15,408 --> 00:42:18,369
‏‫همه‌شون رو بخور!‬

641
00:42:34,052 --> 00:42:37,472
‏‫♪ اون بهت فرصت سوال پرسیدن نمی‌ده ♪‬

642
00:42:38,056 --> 00:42:41,392
‏‫♪ وقتی دستش رو دور بازوت حلقه می‌کنه ♪‬

643
00:42:42,060 --> 00:42:45,980
‏‫♪ و تو دنبالش می‌ری تا جایی که حست از جهت ♪‬

644
00:42:46,564 --> 00:42:48,649
‏‫♪ کاملاً از بین می‌ره ♪‬

645
00:42:50,526 --> 00:42:54,446
‏‫♪ کنار دیوارهای آبی نزدیک غرفه‌های بازار ♪‬

646
00:42:54,447 --> 00:42:57,992
‏‫♪ یه در مخفی هست که تو رو به اونجا می‌بره ♪‬

647
00:42:59,118 --> 00:43:04,957
‏‫♪ اون می‌گه این روزا حس می‌کنم زندگیم مثل رودی در جریانه ♪‬

648
00:43:06,084 --> 00:43:08,002
‏‫♪ سال گربه ♪‬

649
00:43:23,142 --> 00:43:26,604
‏‫♪ اون خیلی خونسرد بهت نگاه می‌کنه ♪‬

650
00:43:27,188 --> 00:43:31,024
‏‫♪ و چشماش مثل ماه توی دریا می‌درخشه ♪‬

651
00:43:31,025 --> 00:43:34,821
‏‫♪ اون با عطر بخور و پاچولی می‌آد ♪‬

652
00:43:35,321 --> 00:43:41,035
‏‫♪ پس تو باهاش می‌ری تا ببینی چی اون تو منتظرته ♪‬

653
00:43:42,829 --> 00:43:45,039
‏‫♪ سال گربه ♪‬

654
00:43:58,636 --> 00:44:01,097
‏‫♪ در سال گربه ♪‬

655
00:44:02,000 --> 00:44:22,000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

