﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:11,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:11,960 --> 00:00:14,340
‫آنچه گذشت...

3
00:00:14,340 --> 00:00:16,460
‫به همه گفتم واسه دانشگاه فینچ
‫درخواست دادم چون

4
00:00:16,460 --> 00:00:17,600
‫دانشگاه خوبی بود

5
00:00:17,600 --> 00:00:20,950
‫اما حقیقت این بود که
‫فقط می‌خواستم به اون نزدیک باشم

6
00:00:20,950 --> 00:00:22,350
‫خب، این هم از ما

7
00:00:22,350 --> 00:00:24,980
‫این کاریـه که قراره تا آخر عمرمون بکنیم

8
00:00:24,980 --> 00:00:27,360
‫- از لیست انتظار تحصیل تو خارج در اومدم
‫- پاریس؟

9
00:00:27,360 --> 00:00:28,980
‫تو و کانرد متن سخنرانی‌تون رو

10
00:00:28,980 --> 00:00:30,290
‫واسه مراسم یادبود آماده کردید؟

11
00:00:30,290 --> 00:00:32,850
‫قراره نصف کازینز برای
‫دیدنِ باغ یادبود سوزانا بیان

12
00:00:32,850 --> 00:00:35,530
‫رفتم ردا و کلاهم رو بگیرم و
‫دیدم اسمم توی لیست نیست

13
00:00:35,530 --> 00:00:36,530
‫فارغ‌التحصیل نمیشم

14
00:00:36,530 --> 00:00:37,830
‫ما دائماً به هم برمی‌گردیم،

15
00:00:37,830 --> 00:00:40,450
‫- ‫انگار هیچوقت تموم نشده
‫- ‫اون شغل تابستونیِ

16
00:00:40,450 --> 00:00:42,540
‫- توی درمانگاه رو گرفتم
‫- تاحالا عاشق شدی؟

17
00:00:42,540 --> 00:00:44,500
‫- یه بار
‫- ‫حالا اسمش چی بود؟

18
00:00:44,500 --> 00:00:45,320
‫بلی

19
00:00:45,320 --> 00:00:46,670
‫همون دوست‌دختر داداشت؟

20
00:00:46,670 --> 00:00:48,840
‫سلام، جر، ببین من...

21
00:00:48,840 --> 00:00:51,010
‫نمی‌تونم خودم رو به مراسم برسونم

22
00:00:51,010 --> 00:00:53,420
‫خب، هر چی تو کابو بوده،
‫همون‌جا دفن میشه

23
00:00:53,420 --> 00:00:54,630
‫توی تعطیلات بهاره

24
00:00:54,630 --> 00:00:56,550
‫- ‫با لیسی برون رو هم ریختید؟
‫- ‫گوه توش

25
00:00:56,550 --> 00:00:59,150
‫وقتی از هم جدا شده بودیم اتفاق افتاد.
‫برام هیچ ارزشی نداشت

26
00:00:59,175 --> 00:01:00,830
‫- ولی واسه من داشت!
‫- به جون خودت قسم...

27
00:01:00,830 --> 00:01:02,463
‫گند زدی به همه چی

28
00:01:06,066 --> 00:01:11,052
« تابستانی که زیبا شدم »
« فصل سوم، قسمت دوم »

29
00:01:15,400 --> 00:01:20,410
‫♪ Olivia Rodrigo - lacy ♪

30
00:01:20,410 --> 00:01:23,040
‫بلز، بریم یه قهوه بزنیم و
‫زودی برگردیم؟

31
00:01:23,040 --> 00:01:25,660
‫یادم میاد گفتی باید واسه
‫میانترمِ «اخلاق رسانه»

32
00:01:25,660 --> 00:01:27,750
‫حداقل نمره‌ی «خوب» بگیری

33
00:01:27,750 --> 00:01:30,840
‫وگرنه دهنت سرویسـه

34
00:01:30,840 --> 00:01:33,170
‫باشه. چقدر ضدحالی

35
00:01:37,430 --> 00:01:39,430
‫صبر کن ببینم، اون چیه؟

36
00:01:39,430 --> 00:01:42,510
‫اطلاعیه‌ی مهم پرواز به کابو؟

37
00:01:42,510 --> 00:01:44,270
‫از کی تاحالا قرار بوده بری کابو؟

38
00:01:44,270 --> 00:01:47,560
‫خب، گفته بودم که دقیقه نودی
‫یه بلیط هواپیما رزرو کردم

39
00:01:47,560 --> 00:01:50,770
‫فکر کنم رفتنت به مکزیک رو
‫یادم می‌موند

40
00:01:50,770 --> 00:01:52,690
‫خب بلز، این آخرین تعطیلات بهاره‌ی منه و

41
00:01:52,690 --> 00:01:54,530
‫تو هم که قراره فیلادلفیا باشی...

42
00:01:54,530 --> 00:01:57,280
‫آره، اما گفتم شاید توی کازینز هم رو ببینیم

43
00:01:57,280 --> 00:02:00,130
‫فکر هم می‌کردم قراره بیشتر کنار بابات باشی

44
00:02:00,130 --> 00:02:02,720
‫خیلی‌خب، حالا نمی‌خواد درمورد بابام
‫بهم عذاب‌وجدان بدی

45
00:02:02,720 --> 00:02:04,740
‫همین هفته‌ی پیش دیدمش

46
00:02:04,740 --> 00:02:06,630
‫اتفاقی بین‌تون افتاده؟

47
00:02:06,630 --> 00:02:09,310
‫از اون روز تاحالا یکم خلق و خوت عوض شده

48
00:02:09,750 --> 00:02:12,040
‫اتفاقی بدتر از سر زدن به قبر مامانم؟

49
00:02:12,040 --> 00:02:14,250
‫- نه
‫- خب دیگه...

50
00:02:14,250 --> 00:02:18,880
‫نامردی نکن. من...
‫به ‌نظرم داری خودخواهی می‌کنی

51
00:02:18,880 --> 00:02:21,850
‫باشه، ببخشید.
‫فقط میشه این‌قدر رو مخم نری؟

52
00:02:21,850 --> 00:02:23,600
‫اگه می‌خوای بیای کابو، بیا خب

53
00:02:23,600 --> 00:02:25,880
‫نه، نمی‌خوام مزاحم سفر پسرونه‌تون بشم

54
00:02:25,880 --> 00:02:28,360
‫فقط پسرها نیستن.
‫انجمن خواهران هم میان

55
00:02:28,360 --> 00:02:31,400
‫پس دخترها هم دعوت شدن،
‫فقط دوست‌دخترها دعوت نشدن؟ ایول

56
00:02:31,400 --> 00:02:34,890
‫ببین، قول میدم تو مسابقاتِ با
‫تی‌شرت‌های خیس یا

57
00:02:34,890 --> 00:02:36,700
‫هرچی که تو تصورت هست شرکت نکنم

58
00:02:36,700 --> 00:02:38,200
‫- قضیه این نیست
‫- پس چیه؟

59
00:02:38,200 --> 00:02:39,700
‫الان تو چته؟

60
00:02:39,700 --> 00:02:41,870
‫اصلاً‌ تو بودی که نگفتی داری میری خارج

61
00:02:41,870 --> 00:02:44,090
‫چون از تموم کارهای انجمن برادری بدت میاد

62
00:02:44,090 --> 00:02:45,240
‫من کِی همچین حرفی زدم؟

63
00:02:45,240 --> 00:02:47,540
‫لازم نیست بگی.
‫قضاوت کردنت رو حس می‌کنم

64
00:02:47,540 --> 00:02:50,380
‫ببخشید که من کودنم و قراره احتمالاً
‫میان‌ترمم رو خراب کنم

65
00:02:50,380 --> 00:02:52,550
‫ببخشید می‌خوام تو تعطیلات بهاره
یکم خوش بگذرونم و

66
00:02:52,550 --> 00:02:55,170
‫ببخشید که یه خرخون شاگرد اول نیستم و
‫مثل کانرد

67
00:02:55,170 --> 00:02:57,090
‫- نرفتم دانشکده‌ی پزشکی
‫- وای خدا، چی میگی؟

68
00:02:57,090 --> 00:03:01,000
‫تو رو خدا عقده‌ی حقارتت رو گردن من ننداز

69
00:03:01,000 --> 00:03:02,500
‫موندم این رو از کجات درآوردی

70
00:03:02,500 --> 00:03:04,510
‫خب، من که شروع نکردم پس شاید بهتره

71
00:03:04,510 --> 00:03:06,770
‫- یه نگاهی به بابات بندازی
‫- وای

72
00:03:06,770 --> 00:03:10,280
‫خب اگه فکر می‌کنی اینقدر احمق و خودخواهم،
‫چرا اصلاً باهام موندی؟

73
00:03:10,280 --> 00:03:11,770
‫گه توش. وقتت رو تلف نمی‌کنم

74
00:03:11,770 --> 00:03:13,430
‫داری مسخره‌بازی در میاری

75
00:03:13,430 --> 00:03:15,860
‫تموم کارهای من از نظر تو مسخره‌ست و
‫دیگه خسته‌م کردی،

76
00:03:15,860 --> 00:03:17,230
‫پس بیا تمومش کنیم

77
00:03:17,230 --> 00:03:18,860
‫- جدی میگی؟
‫- آره

78
00:03:18,860 --> 00:03:21,280
‫- جدی میگم
‫- اگه همچین حسی داری باشه

79
00:03:21,280 --> 00:03:23,070
‫- دارم
‫- باشه، عالیـه. خدافظ

80
00:03:23,070 --> 00:03:24,370
‫خدافظ

81
00:03:26,420 --> 00:03:28,900
‫واسه تعطیلات بهاره رفتم خونه و

82
00:03:28,900 --> 00:03:31,180
‫هنوز با همدیگه حرف نزده بودیم

83
00:03:32,880 --> 00:03:35,790
‫باورم نمیشه پنج روزه که بهم پیام نداده

84
00:03:35,790 --> 00:03:38,920
‫خب مگه تو بهش پیام دادی؟

85
00:03:38,920 --> 00:03:42,010
‫نه اما اون بود که الکی دعوا راه انداخت

86
00:03:42,480 --> 00:03:45,300
‫خب نظرت چیه چندروز باهام بیای نیویورک؟

87
00:03:45,300 --> 00:03:48,680
‫می‌تونیم بعد از مصاحبه‌ی خفنم
‫بریم یه چرخی تو شهر بزنیم

88
00:03:48,680 --> 00:03:51,890
‫- فعلاً خیلی ناراحتم
‫- این‌قدر به اینستاگرامت سر نزن

89
00:03:51,890 --> 00:03:54,100
هنوز نفهمیدم که چی‌شد

90
00:03:54,100 --> 00:03:55,940
‫بذار ببینم

91
00:03:56,280 --> 00:03:57,700
‫خب دیگه، من دارم میرم

92
00:03:57,700 --> 00:03:59,440
‫خدافظ مامان

93
00:03:59,880 --> 00:04:03,280
‫خب، خبر خوب اینـه که معلومـه
‫از نظر روحی حسابی داغون شده

94
00:04:03,280 --> 00:04:05,520
‫آخه می‌دونستم به‌ خاطر نمراتش
‫حالش گرفته اما...

95
00:04:05,520 --> 00:04:06,870
‫اینقدر ذهنت رو درگیر نکن

96
00:04:06,870 --> 00:04:09,160
‫اگه می‌خوای بدونی چه‌خبره
‫خب از خودش بپرس

97
00:04:09,160 --> 00:04:11,830
‫- آره اما اون بود که...
‫- هروقت برگشت باهاش حرف بزن

98
00:04:11,830 --> 00:04:15,080
‫پسرها عین سگ می‌مونن.
‫هروقت گندی بزنن میرن قایم میشن

99
00:04:15,080 --> 00:04:18,380
‫بعضی‌وقتا حتی بهترین دوست‌پسر دنیا هم
‫گوه می‌زنه

100
00:04:18,380 --> 00:04:21,220
‫تو که می‌دونی الان عذاب‌وجدان گرفته.
‫جِر رو که می‌شناسی

101
00:04:21,220 --> 00:04:24,430
‫تو مثل اکسیژنش می‌مونی.
‫بدون تو نمی‌تونه نفس بکشه

102
00:04:29,460 --> 00:04:32,100
‫واقعاً فکر می‌کردم حق با تیلوره

103
00:04:32,480 --> 00:04:34,730
‫برای همین وقتی برگشتیم دانشگاه

104
00:04:34,730 --> 00:04:36,360
‫رفتم به دیدنش

105
00:04:36,360 --> 00:04:39,660
‫واقعاً نمی‌خواستی یه حالی ازم بپرسی؟
تو دعوا راه انداختی و

106
00:04:39,660 --> 00:04:42,240
‫گذاشتی رفتی و بعدش هم یه هفته
‫هیچ خبری ندادی

107
00:04:42,240 --> 00:04:43,530
‫من خیلی احمقم، بلی

108
00:04:44,260 --> 00:04:46,530
‫گند زدم و بدجوری هم گند زدم

109
00:04:46,530 --> 00:04:48,780
‫هی، نه. اشکالی نداره

110
00:04:50,740 --> 00:04:52,290
‫چرا

111
00:04:52,290 --> 00:04:54,620
‫چرا، چرا اشکال داره.
‫هفته‌ی خیلی مزخرفی داشتم و

112
00:04:54,620 --> 00:04:56,630
‫سر تو خالیش کردم

113
00:04:57,100 --> 00:04:59,300
‫جز معذرت‌خواهی... حرفی ندارم، بلی

114
00:04:59,300 --> 00:05:01,090
‫ببین، خب ما...

115
00:05:01,090 --> 00:05:03,010
‫دعوامون شد

116
00:05:03,010 --> 00:05:04,840
‫آسمون که به زمین نیومده

117
00:05:07,050 --> 00:05:09,010
‫این یعنی...

118
00:05:09,010 --> 00:05:11,100
‫این یعنی می‌خوای برگردیم پیش هم؟

119
00:05:12,700 --> 00:05:15,200
‫ما اصلاً از هم جدا نشده بودیم

120
00:05:19,310 --> 00:05:20,860
‫بلی...

121
00:05:21,480 --> 00:05:23,200
‫وقتی توی کابو بودم...

122
00:05:24,240 --> 00:05:25,490
‫با خودم گفتم...

123
00:05:25,515 --> 00:05:27,369
‫- هی
‫- کاش...

124
00:05:34,280 --> 00:05:37,760
‫باورم نمیشه نزدیک بود سر یه چیز مسخره
‫از دستت بدم

125
00:05:39,670 --> 00:05:41,460
‫هیچوقت من رو از دست نمیدی

126
00:05:51,620 --> 00:05:52,890
‫این رو واست گرفتم

127
00:05:52,890 --> 00:05:55,230
‫لب ساحل بودم و فقط به تو فکر می‌کردم

128
00:05:55,230 --> 00:05:57,980
‫اصلاً نمی‌دونستم قراره دوباره
‫حرف بزنیم یا نه اما...

129
00:05:57,980 --> 00:05:59,100
‫خیلی بی‌خوده و

130
00:05:59,100 --> 00:06:01,540
‫- مجبور نیستی دستت کنی اما...
‫- نه

131
00:06:01,540 --> 00:06:03,040
‫عاشقشم

132
00:06:05,660 --> 00:06:07,030
‫عاشق تو ام

133
00:06:23,090 --> 00:06:25,090
‫آشغال بی‌ارزش

134
00:06:32,126 --> 00:06:35,259
‫« جرمایا: تو رو خدا. ببخشید.
‫از خودم متنفرم. تو بگو چیکار کنم؟ »

135
00:06:50,780 --> 00:06:52,160
‫تیلور اومده

136
00:06:52,160 --> 00:06:54,620
‫- خوابم
‫- باشه

137
00:06:59,370 --> 00:07:02,210
‫- خوابـه
‫- خیلی‌خب، فقط خواستم حرف بزنم

138
00:07:02,210 --> 00:07:04,440
‫به ‌نظرم بهتره الان استراحت کنه

139
00:07:04,440 --> 00:07:06,250
‫باشه، خیلی‌خب

140
00:07:06,250 --> 00:07:09,930
‫این بوریتوی صبحونه‌ست.
‫با بیکن‌ تُردتر، همون‌طوری که دوست داره

141
00:07:09,930 --> 00:07:12,800
‫- فقط حواست باشه حتماً یه چیزی بخوره
‫- باشه

142
00:07:13,850 --> 00:07:15,140
‫خدافظ

143
00:07:20,600 --> 00:07:24,730
‫بلی، به‌خدا من روحم هم از لیسی خبر نداشت

144
00:07:24,730 --> 00:07:26,630
‫می‌دونی حاضرم به‌ خاطر تو
‫جفت‌شون رو بکشم

145
00:07:26,630 --> 00:07:28,630
‫باشه؟ لطفاً بهم زنگ بزن

146
00:07:28,630 --> 00:07:30,340
‫زنگ بزن دیگه

147
00:07:31,200 --> 00:07:32,480
‫- وای نه، اگه نمی‌خوای...
‫- تیلور

148
00:07:32,480 --> 00:07:34,200
‫تخمات رو از دست ندی،
‫سر جات وایسا

149
00:07:34,200 --> 00:07:35,940
‫- لطفاً فقط بگو حالش چطوره
‫- نمی‌دونم

150
00:07:35,940 --> 00:07:39,290
‫با من هم حرف نمی‌زنه.
‫معشوقه‌ی جناب‌عالی، تو انجمن خواهری منـه

151
00:07:39,290 --> 00:07:41,350
‫واسه همین منم توی جرمش شریکم

152
00:07:41,350 --> 00:07:42,670
‫تیلور، لطفاً گوش کن چی میگم

153
00:07:42,670 --> 00:07:44,080
‫نه، من همیشه طرف تو بودم

154
00:07:44,080 --> 00:07:46,100
‫من مدیرعامل کوفتیِ تیم جرمایا بودم

155
00:07:46,100 --> 00:07:48,730
‫حالا که فهمیدم توی نامرد
‫تو جکوزی بهش خیانت کردی...

156
00:07:48,730 --> 00:07:51,120
‫- باورنکردنیـه
‫- من خیانت نکردم، کات کرده بودیم

157
00:07:51,120 --> 00:07:52,680
‫نه، زر می‌زنی

158
00:07:52,680 --> 00:07:55,390
‫هیچ‌جوره نمی‌تونی قسر در بری

159
00:07:55,390 --> 00:07:58,310
‫شاید فقط واسه دوثانیه باهاش
کات کرده بودی، جرمایا

160
00:07:58,310 --> 00:08:02,090
‫بعدش هم اون دستبند صدفی دوزاری رو
‫براش خریدی تا از دلش در بیاری

161
00:08:02,090 --> 00:08:04,060
‫اصلاً چیکار می‌کنی؟
‫چی تو سرت می‌گذره؟

162
00:08:04,060 --> 00:08:06,150
‫حالا واسه ما شدی متخصص خیانت؟

163
00:08:06,150 --> 00:08:08,400
‫- جانم؟
‫- شنیدی چی گفتم

164
00:08:08,400 --> 00:08:09,980
چه‌خبر از دیویس و میا؟

165
00:08:09,980 --> 00:08:12,030
‫توپ رو ننداز تو زمین من

166
00:08:12,420 --> 00:08:16,560
‫تو قرار بود بهترین باشی.
‫تو قرار بود لایقش باشی

167
00:08:16,560 --> 00:08:18,810
‫اما نیستی و احتمالاً... هیچوقت نبودی

168
00:08:21,220 --> 00:08:23,040
‫میشه از اینجا بری؟

169
00:08:33,260 --> 00:08:35,840
‫سلام، با تیلور تماس گرفتید.
‫پیغام‌تون رو بذارید

170
00:08:38,300 --> 00:08:41,020
‫آدام تو رو هم واسه جلسه خبر کرد، آره؟

171
00:08:41,020 --> 00:08:42,560
‫آره. آره

172
00:08:42,820 --> 00:08:44,770
‫بهترین خوشگذرونی واسه روز یک‌شنبه

173
00:08:44,770 --> 00:08:46,860
‫نشستن اون پشت و گوش دادن به بزرگ‌ترها

174
00:08:46,860 --> 00:08:50,230
‫اون پرونده‌هه که جمعه
برات فرستادم رو نگاه کردی؟

175
00:08:50,230 --> 00:08:53,570
‫آره، آره، آره

176
00:08:53,570 --> 00:08:55,530
‫پس دیدی که استارکید اکسـه؟

177
00:08:56,570 --> 00:08:57,700
‫استارکید اکس...

178
00:08:57,700 --> 00:08:59,660
‫- همون شرکت بازی‌سازی نوپا؟
‫- وای خدا

179
00:08:59,660 --> 00:09:02,700
‫می‌دونستم گیمری. خدایا...
‫این‌قدر مثل خوره‌‌های کلیشه‌ای نباش لطفاً

180
00:09:02,700 --> 00:09:04,500
‫خب حالا جوگیر نشو

181
00:09:04,500 --> 00:09:06,030
‫خب؟ من برنامه‌نویسش بودم

182
00:09:06,030 --> 00:09:07,920
‫توی پرینستون مهندسی کامپیوتر خوندم

183
00:09:07,920 --> 00:09:09,130
‫- آره
‫- یادت رفته؟

184
00:09:09,130 --> 00:09:10,550
‫نه، چطور ممکنه یادم بره؟

185
00:09:10,550 --> 00:09:12,920
‫تو امضای ایمیلت نوشته

186
00:09:13,840 --> 00:09:15,680
‫فقط یه لطفی بکن، خب؟

187
00:09:15,680 --> 00:09:17,010
‫اول پرونده رو بخون

188
00:09:17,010 --> 00:09:19,880
‫بعدش زنگ بزن به دوست‌دخترت

189
00:09:19,880 --> 00:09:22,970
‫- باشه؟
‫- باشه، خب راستش...

190
00:09:22,970 --> 00:09:24,960
‫راستش با دوست‌دخترم کات کردم

191
00:09:24,960 --> 00:09:27,440
‫اون... اون دوست‌دختر سابقم بود

192
00:09:27,440 --> 00:09:28,770
‫درواقع، سابقِ سابق

193
00:09:28,770 --> 00:09:30,610
‫وای خدا، نه، نه. همین حالا تمومش کن

194
00:09:30,610 --> 00:09:32,860
‫نه، من... مسائل شخصی برام مهم نیست

195
00:09:32,860 --> 00:09:37,070
‫خب؟ از اون همکارها نیستم که
‫درگیر خاله‌زنک‌بازی‌های کوچیکت بشم

196
00:09:37,420 --> 00:09:38,820
‫برام مهم نیست

197
00:09:38,820 --> 00:09:41,200
‫باشه

198
00:09:41,200 --> 00:09:43,340
‫خیلی‌خب...

199
00:09:43,340 --> 00:09:45,080
‫- استارکید اکس؟
‫- تموم شرکت‌های خطرپذیر

200
00:09:45,080 --> 00:09:46,860
‫می‌خوان روش سرمایه‌گذاری کنن، خب؟

201
00:09:46,860 --> 00:09:48,310
‫پس باید حسابی حواس‌مون بهش باشه

202
00:09:48,310 --> 00:09:50,610
‫مفهومـه. مفهومـه. حله

203
00:09:50,610 --> 00:09:52,230
‫ممنونم

204
00:10:12,378 --> 00:10:14,526
« می‌تونی حرف بزنی؟ »

205
00:10:14,550 --> 00:10:16,957
‫« شام بریم بیرون؟ »

206
00:10:32,820 --> 00:10:34,720
‫فقط باید بتونی بری کتابخونه

207
00:10:34,720 --> 00:10:36,500
‫قدم به قدم

208
00:10:37,300 --> 00:10:39,580
‫آره، اما همه‌ی قدم‌ها...

209
00:10:39,580 --> 00:10:41,470
‫به اون می‌رسن

210
00:10:41,470 --> 00:10:44,140
‫اصلاً نمی‌تونم درس بخونم

211
00:10:44,140 --> 00:10:47,640
‫باید زنگ بزنم و از
کار تابستونیم هم استعفا بدم

212
00:10:47,640 --> 00:10:50,900
‫چون مشخصاً قرار نیست برم کازینز،

213
00:10:50,900 --> 00:10:53,610
‫به‌ خاطر جرمایا

214
00:10:53,610 --> 00:10:55,700
‫بعد هم باید بفهمم چطوری به مامانم بگم که

215
00:10:55,700 --> 00:10:58,990
نمی‌تونم واسه مراسم سوزانا بیام

216
00:10:59,280 --> 00:11:01,340
‫باز هم به‌ خاطر جرمایا

217
00:11:02,300 --> 00:11:04,820
‫و شاید دیگه هیچوقت نتونم
‫برم خونه‌ی تابستونی

218
00:11:04,820 --> 00:11:06,160
‫- به‌ خاطر جرمایای عوضی!
‫- پس...

219
00:11:06,160 --> 00:11:08,220
‫خب پس قدم به قدم فایده‌ای برات نداره

220
00:11:08,220 --> 00:11:11,060
‫نه، نه، هیچ‌کاری فایده نداره
‫چون همه‌چیز...

221
00:11:12,630 --> 00:11:14,340
‫ای خدا

222
00:11:17,340 --> 00:11:20,090
‫هی، همه‌چی درست میشه

223
00:11:20,580 --> 00:11:22,660
‫بعد از مطالعه‌ی گروهی می‌بینمت

224
00:11:22,660 --> 00:11:25,350
‫فقط لیسی نیست که نمی‌تونم ازش دوری کنم

225
00:11:25,740 --> 00:11:27,560
‫هرجا که میرم، جرمایا رو می‌بینم

226
00:11:27,560 --> 00:11:31,710
‫♪ Ariana Grande - i wish i hated you ♪

227
00:11:31,710 --> 00:11:33,940
‫حتی وقتی که اصلاً اونجا نیست

228
00:12:30,620 --> 00:12:33,460
‫هرجا که میرم، خاطره‌ای از دورانی که

229
00:12:33,460 --> 00:12:36,080
‫تو اوج‌مون بودیم رو به یاد میارم

230
00:12:36,080 --> 00:12:37,880
‫آره. آماده‌م

231
00:12:45,520 --> 00:12:46,830
‫برای همین...

232
00:12:47,100 --> 00:12:49,560
‫فقط می‌خوام اینجا نباشم

233
00:12:59,070 --> 00:13:00,070
‫سلام

234
00:13:00,070 --> 00:13:02,400
‫سلام مامان، یه سؤال فوری

235
00:13:02,400 --> 00:13:04,530
‫میشه گواهی تولدم رو برام بفرستی؟

236
00:13:04,530 --> 00:13:05,990
‫اگه میشه، فردا برسه

237
00:13:05,990 --> 00:13:09,330
‫علیک سلام دختر قشنگم.
‫منم خوبم، ممنون که پرسیدی

238
00:13:09,330 --> 00:13:12,700
‫- تو چطوری؟
‫- ببخشید، حالت چطوره مامان؟

239
00:13:12,700 --> 00:13:14,710
‫تو یه کنفرانس فوق‌العاده حوصله‌سربرم

240
00:13:14,710 --> 00:13:17,540
‫که یعنی اصلاً نزدیک گواهی تولدت نیستم

241
00:13:17,540 --> 00:13:19,040
‫اصلاً واسه چی می‌خوایش؟

242
00:13:19,040 --> 00:13:20,380
‫واسه پاسپورت

243
00:13:20,380 --> 00:13:23,420
‫فهمیدم که از لیست انتظار پاریس خارج شدم

244
00:13:25,340 --> 00:13:28,800
‫این که خیلی خوبـه عزیزم!
‫تبریک میگم

245
00:13:30,100 --> 00:13:31,310
‫جر چی گفت؟

246
00:13:31,310 --> 00:13:34,180
‫می‌دونم دلش برات تنگ میشه اما
‫حتماً خیلی بهت افتخار می‌کنه

247
00:13:34,180 --> 00:13:37,060
‫آره...

248
00:13:37,060 --> 00:13:40,060
‫- مامان، من باید برم
‫- باشه. دوستت دارم

249
00:13:44,760 --> 00:13:45,820
‫داش

250
00:13:45,820 --> 00:13:48,200
‫قات زدی. باید...

251
00:13:48,700 --> 00:13:49,860
‫خودت رو جمع‌وجور کنی

252
00:13:49,860 --> 00:13:53,410
‫یکم از این علف‌های ایندیکا رو که
‫تازه گرفتم بزن. شاید دردت رو آروم کرد

253
00:13:53,410 --> 00:13:55,960
‫مهم‌ترین آدم زندگیم رو از دست دادم

254
00:13:55,960 --> 00:13:58,080
‫ببخشید که دل و دماغ کاری رو ندارم

255
00:13:58,080 --> 00:13:59,710
‫فکر کردی من چیزی از کات نمی‌دونم؟

256
00:13:59,710 --> 00:14:02,000
‫خیلی کات کردن رو درک می‌کنم.
‫بعد از شاون که من رو دیدی

257
00:14:02,000 --> 00:14:04,420
‫شما فقط دوثانیه با هم بودین، ردبرد

258
00:14:04,420 --> 00:14:07,590
‫- برام بی‌ارزش نبود
‫- باورم نمیشه در این حد گند زدم

259
00:14:08,680 --> 00:14:10,470
‫داداش، من دوست‌دخترت رو درک می‌کنم

260
00:14:10,470 --> 00:14:13,600
‫جدی میگم... این حرفم هم از
‫سر دوستی می‌زنم ولی...

261
00:14:13,600 --> 00:14:15,680
‫مگه شما کات نکرده بودید؟

262
00:14:15,680 --> 00:14:19,100
‫تو هم سگ‌مست بودی و
‫لیسی هم چسبیده بود در کونت...

263
00:14:19,100 --> 00:14:20,730
‫داداش، اینم شد بهونه؟!

264
00:14:20,730 --> 00:14:22,770
‫باید همون موقع که برگشتم بهش می‌گفتم

265
00:14:22,770 --> 00:14:25,440
‫آره، آره. احتمالاً

266
00:14:34,920 --> 00:14:39,080
‫از وقتی مامانم رو از دست دادم

267
00:14:39,080 --> 00:14:40,540
‫بلی شد همه‌ی زندگیم

268
00:14:43,210 --> 00:14:45,050
‫اون همه‌ی دار و ندارمـه

269
00:14:46,920 --> 00:14:49,000
‫و از دست دادنش این حس رو...

270
00:14:51,470 --> 00:14:56,020
‫این حس رو بهم میده که بهترین بخش از
‫وجودم رو از دست دادم

271
00:14:56,400 --> 00:14:58,820
‫قشنگ بود رفیق

272
00:15:02,520 --> 00:15:03,730
‫پس براش بجنگ

273
00:15:03,730 --> 00:15:05,460
‫این‌قدر نگو شرمنده‌ای

274
00:15:05,460 --> 00:15:06,930
یه‌جوری بهش نشون بده

275
00:15:09,700 --> 00:15:11,440
‫یه‌جوری میگی انگار راحتـه

276
00:15:11,440 --> 00:15:13,560
‫فکر نمی‌کنم کار راحتی باشه

277
00:15:17,580 --> 00:15:18,880
‫فقط باورم نمیشه

278
00:15:18,880 --> 00:15:22,750
‫خودش رو وفادار نشون میده اما
‫عین بقیه غیرقابل اعتماده

279
00:15:22,750 --> 00:15:24,440
‫به‌خدا اگه بیاد خوابگاه ما

280
00:15:24,440 --> 00:15:27,170
‫- حسابش رو می‌رسیم
‫- لطفاً لبخند نزنید

281
00:15:27,170 --> 00:15:28,700
‫همچین مشکلی پیش نمیاد

282
00:15:28,700 --> 00:15:31,290
‫خیلی حیف شد که فردا نمیری پاریس

283
00:15:32,550 --> 00:15:34,970
‫- به ‌نظرت زیادی بهش سخت گرفتم؟
‫- ببین

284
00:15:36,720 --> 00:15:39,730
‫اگه واقعاً فکر می‌کرده با هم کات کردید

285
00:15:40,140 --> 00:15:42,380
‫پس عملاً‌ خیانت محسوب نمیشه اما...

286
00:15:42,380 --> 00:15:44,060
‫این که مخفیش کرده...

287
00:15:44,060 --> 00:15:46,420
‫این نشون میده که می‌دونسته
‫کارش اشتباه بوده و

288
00:15:46,420 --> 00:15:48,940
‫انتخاب خودش بوده که ازت مخفی نگهش داره

289
00:15:48,940 --> 00:15:51,860
‫این چیزیـه که من نمی‌تونم فراموشش کنم

290
00:15:52,220 --> 00:15:56,190
‫چیزی که آنیکا ازش خبر نداشت این بود که
‫من هم مخفی‌کاری کرده بودم

291
00:15:57,950 --> 00:16:00,290
‫روزِ کریسمس پارسال بود

292
00:16:00,290 --> 00:16:03,420
‫مامان رفته بود محفل نویسندگی،
‫استیون هم پیش دوستاش بود

293
00:16:03,420 --> 00:16:06,360
‫جر هم با کانرد و باباش رفته بود اسکی‌بازی

294
00:16:06,360 --> 00:16:11,460
‫با خودم گفتم، چرا وقتی می‌تونم تو جایِ
‫موردعلاقم باشم، تنها بمونم خونه؟

295
00:16:11,460 --> 00:16:14,100
‫واسه همین ماشین استیون رو
‫قرض گرفتم و رفتم کازینز

296
00:16:20,600 --> 00:16:22,270
‫گندش بزنن

297
00:16:22,270 --> 00:16:24,230
‫گندش بزنن، گندش بزنن

298
00:16:24,230 --> 00:16:26,610
‫وای خدا. خیلی‌خب.
‫اگه کوین بود چیکار می‌کرد؟

299
00:16:26,610 --> 00:16:28,730
‫اگه کوین بود چیکار می‌‌کرد؟

300
00:16:28,730 --> 00:16:30,030
‫خیلی‌خب...

301
00:16:43,500 --> 00:16:45,250
‫استیون، در رو باز کن، منم

302
00:16:50,600 --> 00:16:51,940
‫بلی

303
00:16:51,940 --> 00:16:53,720
‫حال‌تون خوبه؟

304
00:16:53,720 --> 00:16:55,430
‫آره، آره. ببخشید

305
00:16:55,430 --> 00:16:57,510
‫فلاش رفت تو چشمم

306
00:16:57,510 --> 00:16:59,600
‫- خیلی‌خب
‫- بعدی

307
00:17:11,140 --> 00:17:12,180
‫بلی...

308
00:17:12,180 --> 00:17:13,440
‫نه. تو رو خدا وایسا

309
00:17:13,440 --> 00:17:16,030
‫من بزرگ‌ترین اشتباه عمرم رو کردم

310
00:17:16,030 --> 00:17:18,160
‫تو رو خدا فقط باهام حرف بزن

311
00:17:18,160 --> 00:17:20,240
‫همه‌چی رو بهت میگم

312
00:17:20,240 --> 00:17:23,370
‫همه‌چی رو میگم... فقط دیگه نمی‌خوام
‫رازی بین‌مون مونده باشه

313
00:17:24,960 --> 00:17:26,370
‫باشه

314
00:17:29,540 --> 00:17:31,380
‫چطوری اون اتفاق افتاد؟

315
00:17:32,090 --> 00:17:35,160
‫خیلی ناراحت بودم. مست بودم

316
00:17:36,540 --> 00:17:38,340
‫اون هم اونجا وایساده بود

317
00:17:40,260 --> 00:17:41,640
‫چندبار؟

318
00:17:46,480 --> 00:17:47,690
‫دوبار

319
00:17:49,690 --> 00:17:52,940
‫- جر، چطور تونستی این کار رو باهام بکنی؟
‫- بلی، تو رو خدا

320
00:17:52,940 --> 00:17:56,440
‫می‌دونم لیاقتت رو ندارم اما من تو رو
‫بیشتر از هرکسی توی این دنیا دوست دارم

321
00:17:56,440 --> 00:17:59,340
‫آسیب دیدنت عذابم میده و
‫حاضرم هرکاری بکنم تا برش گردونم

322
00:17:59,340 --> 00:18:01,980
‫بس کن. نمی‌تونی کاری که کردی رو درستش کنی

323
00:18:01,980 --> 00:18:03,040
‫بلی...

324
00:18:03,040 --> 00:18:05,040
‫خواهش می‌کنم. ببخشید

325
00:18:05,040 --> 00:18:08,120
‫خیلی شرمندم...
‫تاحالا به‌جز تو عاشق کسی نبودم

326
00:18:08,580 --> 00:18:10,210
‫من هم عاشقشم

327
00:18:10,600 --> 00:18:15,140
‫دلم هم می‌خواد ببخشمش فقط نمی‌دونم چطوری

328
00:18:16,820 --> 00:18:20,640
‫قرار بود تنها کسی باشی که
‫هیچوقت بهم آسیب نمی‌زنه

329
00:18:22,040 --> 00:18:24,580
‫و حالا شدی کسی که بیشترین آسیب رو بهم زده

330
00:18:33,280 --> 00:18:34,900
‫لورل

331
00:18:34,900 --> 00:18:36,650
‫- الیوت
‫- سلام

332
00:18:36,650 --> 00:18:38,780
‫سلام. وای

333
00:18:38,780 --> 00:18:40,120
‫چه کتاب‌های باکلاسی دستتـه

334
00:18:40,120 --> 00:18:43,540
‫خب تا الان دوبار
‫ترجمه‌ی مانکریف رو خوندم...

335
00:18:43,540 --> 00:18:44,840
‫همه همین‌طورن

336
00:18:44,840 --> 00:18:45,950
‫آره

337
00:18:45,950 --> 00:18:48,040
‫خب، گفتم امسال سالیه که بالاخره می‌تونم

338
00:18:48,040 --> 00:18:50,120
‫«در جستجوی زمان ازدست‌رفته» رو

339
00:18:50,120 --> 00:18:52,090
‫به زبون اصلیش یعنی فرانسوی بخونم

340
00:18:52,540 --> 00:18:55,480
‫حتماً همین کار رو بکن.
‫دلت رو بزن به دریا

341
00:18:55,480 --> 00:18:59,770
‫اگه مایل باشی، می‌تونیم با همدیگه
‫گروه‌ کتاب‌خوانی خودمون رو

342
00:18:59,770 --> 00:19:01,720
‫- راه بندازیم
‫- متاسفانه...

343
00:19:01,720 --> 00:19:04,970
‫استاد پارک سال اولش دانشگاه‌شون
‫قید فرانسوی رو زدن

344
00:19:04,970 --> 00:19:07,430
‫جان، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

345
00:19:07,430 --> 00:19:11,480
‫امیدوارم بودم باهاتون یه گپی بزنم، استاد،
‫تنهایی

346
00:19:11,480 --> 00:19:13,060
‫باشه

347
00:19:13,540 --> 00:19:15,190
‫بعداً‌ همدیگه رو ببینیم، الیوت؟

348
00:19:15,660 --> 00:19:17,280
‫حتماً. آره...

349
00:19:17,280 --> 00:19:20,780
‫من میرم گردهمایی فلوبر،
‫اگه خواستی یه سری بزن

350
00:19:20,780 --> 00:19:22,160
‫باشه. عالیـه

351
00:19:22,160 --> 00:19:23,370
‫خیلی‌خب

352
00:19:25,990 --> 00:19:27,480
‫- این دیگه چه کاری بود؟
‫- خب...

353
00:19:27,480 --> 00:19:29,750
‫جدیداً استادیارها اجازه دارن با
استادها لاس بزنن؟

354
00:19:29,750 --> 00:19:31,000
‫استاد حق‌التدریسیـه

355
00:19:31,000 --> 00:19:32,790
‫شاید منم داشتم جواب لاسش رو می‌دادم

356
00:19:32,790 --> 00:19:34,210
‫پس حالا دارم بهش لطف می‌کنم

357
00:19:34,210 --> 00:19:36,300
‫تو پنج دقیقه درستی قورتش می‌دادی

358
00:19:36,300 --> 00:19:38,970
‫اصلاً یه استاد تاریخ تو
کنفرانس ادبیات چیکار داره؟

359
00:19:38,970 --> 00:19:41,180
‫درمورد دروس مشترک احتمالی تحقیق می‌کنم

360
00:19:41,180 --> 00:19:44,390
‫رئیس دانشکده دنبال یه راهیـه تا
‫تاریخ رو دوباره سکسی کنه

361
00:19:45,500 --> 00:19:47,930
‫کنفرانس ادبیات هم خوراک همین کاره

362
00:19:47,930 --> 00:19:49,850
‫بزن من رو بکش

363
00:19:49,850 --> 00:19:52,060
‫لطفاً تشریف بیارید سالن رقص بی

364
00:19:52,060 --> 00:19:55,770
‫- اشعار حماسی انگلیسی کهن داره خونده میشه
‫- مچکرم

365
00:19:58,890 --> 00:19:59,530
‫بهش می‌خوره...

366
00:19:59,530 --> 00:20:02,240
‫- مثل چی حوصله‌سربر باشه
‫- آره

367
00:20:02,970 --> 00:20:04,470
‫خیلی‌خب

368
00:20:05,920 --> 00:20:08,180
‫برنامه‌ی جدید.
‫یه‌ جا پیدا می‌کنیم این رو بخوریم

369
00:20:08,180 --> 00:20:09,950
‫- یه شراب‌باز کن بدزد
‫- نمی‌تونم

370
00:20:09,950 --> 00:20:11,660
‫تو هم یه گوشه‌ی کار رو بگیر

371
00:20:22,200 --> 00:20:24,413
« مرکز درمانی استنفورد »

372
00:20:26,720 --> 00:20:29,850
‫خیلی‌خب. به روز اول خوش اومدید

373
00:20:29,850 --> 00:20:31,850
‫انتظار دارم که تا آخر تابستون

374
00:20:31,850 --> 00:20:33,600
‫نصف‌تون هنوز اینجا باشید

375
00:20:33,600 --> 00:20:35,730
‫رو اعصابم نرید تا مشکلی پیش نیاد

376
00:20:37,860 --> 00:20:41,320
‫خب، بیمار اول.
‫یه پسربچه ۱۵ ساله داریم که

377
00:20:41,320 --> 00:20:43,220
‫به‌ خاطر تشنج مراجعه کرده

378
00:20:43,220 --> 00:20:45,360
‫ایده‌ای دارید که بیماریش چی می‌تونه باشه؟

379
00:20:46,740 --> 00:20:48,580
‫می‌خوام با سال‌اولی‌ها شروع کنم

380
00:20:48,580 --> 00:20:49,548
‫نظرتون چیه؟

381
00:20:49,573 --> 00:20:51,426
‫- خب ممکنـه...
‫- خب...

382
00:20:52,640 --> 00:20:54,870
‫ممکنه هورمون‌های بلوغش باشه.
‫چون ۱۵ سالشـه

383
00:20:54,870 --> 00:20:57,460
‫- ممکنه هم...
‫- تازه هم آنفلوانزاش خوب شده

384
00:20:57,460 --> 00:20:59,460
‫و تب شایع‌ترین عامل تشنج

385
00:20:59,460 --> 00:21:00,910
‫- تو سن اونـه
‫- خیلی خوبـه

386
00:21:00,910 --> 00:21:03,010
‫توی اورژانس هم بهش داروهای ضد تهوع دادن

387
00:21:03,010 --> 00:21:05,470
‫- و این خطر رو بیشتر می‌کنه
‫- تشخیص خوبی بود

388
00:21:05,470 --> 00:21:08,390
‫گاهی اوقات جواب درست جلوی چشم‌مونـه

389
00:21:08,390 --> 00:21:10,510
‫صد در صد. ممنون دکتر نمازی

390
00:21:10,510 --> 00:21:12,350
‫- به خاطرم می‌سپارم
‫- خیلی‌خب

391
00:21:12,350 --> 00:21:14,350
‫بیمار بعدی

392
00:21:14,350 --> 00:21:17,150
‫می‌خوای از اون دانشجوهای پزشکی‌ بشم که
‫روز اول اخراج میشن؟

393
00:21:17,150 --> 00:21:18,610
‫مطمئنم این فقط یه افسانه‌ست

394
00:21:18,610 --> 00:21:21,280
‫طوری نیست، شکست رو قبول می‌کنم.
‫تو بعدی جبران می‌کنم

395
00:21:21,280 --> 00:21:24,000
‫ببین،‌ می‌دونم پاچه‌خواری برای
‫دکتر نمازی، یه مکانیزم مقابله‌ با

396
00:21:24,025 --> 00:21:26,110
عشق بی‌اندازه‌ت نسبت به دوست‌دختر برادرتـه

397
00:21:26,110 --> 00:21:29,830
‫- چرا این رو بهت گفتم؟
‫- چون خودت دوست داشتی بگی

398
00:21:29,830 --> 00:21:31,620
‫حالا هرچی

399
00:21:31,620 --> 00:21:36,250
‫امن‌ترین جا واسه پاتوق کردن تو
‫کنفرانس علمی، باشگاه هتلـه

400
00:21:36,250 --> 00:21:38,500
‫- ایول!
‫ - گوشیت رو بده

401
00:21:38,500 --> 00:21:41,080
‫- شارژم تموم شده و باید زنگ بزنم به بچه‌ها
‫- تو اتاقمـه

402
00:21:41,080 --> 00:21:43,090
‫بچه‌ها چیزی‌شون نیست، بعدش هم...

403
00:21:43,090 --> 00:21:47,050
‫- تو سر و تهی
‫- آره. آره سر و تهم

404
00:21:49,800 --> 00:21:51,010
‫چیکار می‌کنی؟

405
00:21:51,010 --> 00:21:53,980
‫دارم بار دوشم رو سبک می‌کنم

406
00:21:53,980 --> 00:21:55,940
‫اصلاً چرا پرسیدم؟

407
00:21:55,940 --> 00:21:58,900
‫راستش، با این که ازدواج‌مون به فنا رفت،

408
00:21:58,900 --> 00:22:02,820
‫آخرش مامان بابای خوبی شدیم

409
00:22:02,820 --> 00:22:04,360
‫آره، همین‌طوره

410
00:22:04,360 --> 00:22:07,570
‫♪ Fleetwood Mac - Never Going Back Again ♪

411
00:22:07,570 --> 00:22:09,570
‫وای خدا! یهو یادم اومد

412
00:22:09,570 --> 00:22:14,410
‫بلی امروز زنگ زد تا بهم بگه که
‫ترم بعدش رو میره خارج تا

413
00:22:14,410 --> 00:22:15,580
‫تو پاریس درس بخونه!

414
00:22:15,580 --> 00:22:17,750
‫وای! می‌دونستی

415
00:22:17,750 --> 00:22:20,420
پلیس پاریس چطوری
‫گوژپشت نوتردام رو پیدا کرد؟

416
00:22:20,420 --> 00:22:22,130
‫غوزید و جاش لو رفت

417
00:22:23,210 --> 00:22:25,340
‫تو رو خدا دیگه این جوک رو تعریف نکن

418
00:22:25,340 --> 00:22:26,840
‫قبلاً عاشق جوک‌هام بودی

419
00:22:26,840 --> 00:22:29,640
‫این‌قدر ریسه می‌رفتی که
آبجو از دماغت می‌زد بیرون

420
00:22:29,640 --> 00:22:32,440
‫اصلاً واسه همین نبود که قرار اول
‫باهام خوابیدی؟

421
00:22:32,440 --> 00:22:34,290
‫خنده‌هام الکی بود

422
00:22:34,290 --> 00:22:37,290
‫از همون اولش هم نقشه داشتم باهات بخوابم

423
00:22:37,840 --> 00:22:40,020
‫جدی؟

424
00:22:40,020 --> 00:22:42,410
‫اجازه هست اینجا ورزش کنم؟

425
00:22:42,410 --> 00:22:43,560
بله، مال خودتون

426
00:22:43,560 --> 00:22:44,340
کاری نداریم

427
00:22:44,340 --> 00:22:46,300
‫ممنون

428
00:23:00,290 --> 00:23:01,330
‫واسه چی اومدی اینجا؟

429
00:23:01,330 --> 00:23:03,840
‫خب... کل روزه که جواب پیام‌هام رو نمیدی

430
00:23:03,840 --> 00:23:05,960
‫خب... امتحانات پایانیـه

431
00:23:05,960 --> 00:23:07,210
‫دوران اضطراب‌آوریه

432
00:23:07,210 --> 00:23:09,220
‫تِی، حالت خوبه؟ چیزی شده؟

433
00:23:10,300 --> 00:23:12,090
‫من... گشنمـه

434
00:23:12,090 --> 00:23:15,310
‫خب پس... بریم یه غذایی بخوریم

435
00:23:15,310 --> 00:23:16,680
‫یالا، سوار شو

436
00:23:19,980 --> 00:23:21,350
‫باشه

437
00:23:36,950 --> 00:23:38,870
‫خب...

438
00:23:39,900 --> 00:23:42,750
‫دوست داری کجا بریم غذا بخوریم؟

439
00:23:42,750 --> 00:23:44,590
‫نمی‌دونم

440
00:23:49,460 --> 00:23:50,980
‫چیه؟

441
00:23:54,780 --> 00:23:56,120
‫با میا کات کردم

442
00:24:01,880 --> 00:24:04,300
‫امیدوارم به ‌خاطر من این کار رو نکرده باشی

443
00:24:04,300 --> 00:24:05,560
‫چی؟

444
00:24:07,440 --> 00:24:08,730
‫خب...

445
00:24:08,730 --> 00:24:10,650
‫ببخشید

446
00:24:10,650 --> 00:24:14,030
‫با خودم گفتم خوشحال میشی که
بخوام فقط با تو باشم

447
00:24:14,030 --> 00:24:16,330
‫بعد از اون شب که اونجا خوابیدم

448
00:24:16,330 --> 00:24:18,290
‫استیون... اشتباه می‌کنی

449
00:24:18,290 --> 00:24:21,120
‫قبلاً هم بهت گفتم،
‫می‌خوام رابطه‌مون سطحی باشه

450
00:24:21,120 --> 00:24:23,920
‫رابطه‌ی بین‌ ما هیچوقت سطحی نیست،
‫ تیلور. خودت هم می‌دونی

451
00:24:23,920 --> 00:24:26,230
‫- وای خدا
‫- باید مسخره‌بازی رو تموم کنیم

452
00:24:26,230 --> 00:24:27,940
‫و رابطه‌مون واقعی باشه تا
‫بقیه اذیت نشن

453
00:24:27,940 --> 00:24:29,210
‫بقیه اصلاً از ما خبر ندارن

454
00:24:29,210 --> 00:24:31,520
‫مهم نیست. با این حال کار بی‌خودیـه

455
00:24:32,300 --> 00:24:34,220
‫تیلور، دلم می‌خواد از اول شروع کنیم

456
00:24:34,220 --> 00:24:37,180
‫آزاد و رها و بی قید و بند

457
00:24:37,180 --> 00:24:38,640
‫استیون، قبلاً امتحان کردیم

458
00:24:38,640 --> 00:24:39,970
‫- هزاران بار
‫- قبلاً بچه بودیم

459
00:24:39,970 --> 00:24:41,100
‫- هیچوقت جواب نمیده
‫- ما...

460
00:24:41,100 --> 00:24:42,640
‫تیلور، تو تنها دختری هستی که

461
00:24:42,640 --> 00:24:44,450
‫- دوست دارم باهاش باشم
‫- خدایا...

462
00:24:44,450 --> 00:24:46,730
‫- میگم که، به ‌نظرم عاشقتم
‫- بس کن

463
00:24:46,730 --> 00:24:48,860
‫بس کن! نه... نمی‌تونم این کار رو بکنم

464
00:24:48,860 --> 00:24:49,860
‫- چی میگی...
‫- میشه فقط...

465
00:24:49,860 --> 00:24:51,040
‫- بزنی کنار تا...
‫- تیلور... تیلور...

466
00:24:51,040 --> 00:24:53,030
‫- ...از این ماشین کوفتی پیاده شم؟
‫- تیلور، گوش کن

467
00:24:53,030 --> 00:24:54,450
‫- لطفاً، فقط همین رو می‌خوام
‫- لطفاً، استیون

468
00:24:54,450 --> 00:24:55,610
‫پیاده‌م کن!

469
00:24:55,610 --> 00:24:56,616
‫وسط خیابونیم تیلور

470
00:24:56,641 --> 00:24:58,200
‫- حرفش هم نزن
‫- مهم نیست! می‌خوام برم!

471
00:24:58,200 --> 00:25:01,870
‫بزن کنار و از این ماشین کوفتی پیاده‌‌م کن!

472
00:25:01,870 --> 00:25:04,040
‫باشه بابا! باشه! لعنتی!

473
00:25:04,040 --> 00:25:06,710
‫بیا، زدم کنار، خوب شد؟

474
00:25:11,800 --> 00:25:13,380
‫تیلور، یعنی چی؟

475
00:25:27,940 --> 00:25:30,730
‫تیلور، گفتم که نمی‌خوام...

476
00:25:31,980 --> 00:25:33,860
‫وای خدا

477
00:25:36,240 --> 00:25:37,740
‫تیلور

478
00:25:40,450 --> 00:25:42,120
‫واقعاً معذرت می‌خوام

479
00:25:42,327 --> 00:25:44,251
‫چی شد؟ تو باهاش بودی؟

480
00:25:44,252 --> 00:25:46,169
‫چیزیت که نشده؟

481
00:25:46,306 --> 00:25:47,598
‫چه اتفاقی افتاد؟

482
00:25:47,623 --> 00:25:49,618
‫توی ماشین نبودم

483
00:25:49,643 --> 00:25:50,727
‫خب

484
00:25:50,758 --> 00:25:52,676
‫داشتیم جر و بحث می‌کردیم...

485
00:25:53,854 --> 00:25:55,062
‫من یهو پیاده شدم و

486
00:25:55,087 --> 00:25:56,838
‫اون هم دور زد بیاد دنبالم

487
00:25:56,863 --> 00:25:58,615
‫خب؟

488
00:26:00,101 --> 00:26:01,269
‫چی شد؟

489
00:26:04,105 --> 00:26:05,481
‫چی شدش؟

490
00:26:06,774 --> 00:26:07,816
‫هی، چه اتفاقی افتاد؟

491
00:26:07,817 --> 00:26:09,234
‫تقصیر منـه

492
00:26:09,235 --> 00:26:12,389
‫نه، نه، نه، تقصیر تو نیست

493
00:26:12,414 --> 00:26:13,893
‫چرا، هست

494
00:26:13,918 --> 00:26:15,416
‫شما همراه استیون کانکلین هستید؟

495
00:26:15,441 --> 00:26:16,825
‫آره، آره

496
00:26:16,826 --> 00:26:17,832
‫حالش خوبـه؟

497
00:26:17,857 --> 00:26:19,834
‫اسکن‌های اولیه نشون از
‫شکستگی دنده و

498
00:26:19,859 --> 00:26:21,746
‫کوفتگی مغزی میدن

499
00:26:21,747 --> 00:26:23,373
‫کوفتگی مغزی؟ یعنی چی؟

500
00:26:23,374 --> 00:26:24,708
‫سرش کبود شده

501
00:26:24,709 --> 00:26:27,120
‫تا ورمش نخوابه،
‫نمی‌فهمیم چقدر ضربه جدی بوده

502
00:26:27,145 --> 00:26:29,729
‫تا اون موقع، بهش آرام‌بخش می‌زنم

503
00:26:29,754 --> 00:26:31,922
‫پس باید منتظر بمونیم؟ همین؟

504
00:26:31,947 --> 00:26:33,466
‫یه سری فرم باید پر کنید و

505
00:26:33,467 --> 00:26:35,427
‫یکی باید از جانب خودش
‫تصمیمات رو بگیره

506
00:26:35,428 --> 00:26:36,767
‫یکی از شما دوتا می‌گیرید؟

507
00:26:36,792 --> 00:26:38,218
‫من خواهرشم

508
00:26:38,243 --> 00:26:39,811
‫خواهرش جوابـه

509
00:26:40,071 --> 00:26:42,367
‫خب. چه تصمیماتی باید بگیرم...

510
00:26:42,392 --> 00:26:44,394
‫توی فرم مشخصـه

511
00:26:46,314 --> 00:26:47,897
‫اوهوم

512
00:26:47,898 --> 00:26:50,150
‫باید یه زنگ دیگه به بابا مامان بزنم

513
00:26:50,151 --> 00:26:51,419
‫- یه بار زدم، برنداشتن
‫- خیلی‌خب

514
00:26:51,444 --> 00:26:53,076
‫خودم زنگ می‌زنم. اون با من

515
00:26:53,101 --> 00:26:54,505
‫خیلی‌خب

516
00:26:54,530 --> 00:26:56,823
‫من از کجا بدونم
‫شماره‌ی بیمه‌ی استیون چیـه؟

517
00:26:56,824 --> 00:26:58,744
‫یا اینکه تحت پوشش بیمه‌ی والدینـه یا کارش؟

518
00:26:58,769 --> 00:27:01,053
‫گروه خونیش رو از کجا بدونم؟

519
00:27:01,078 --> 00:27:05,582
‫یادمـه استیون پُز می‌داد که
‫یه اهداکننده‌ی جهانیـه

520
00:27:05,583 --> 00:27:07,823
‫معلومـه، پُز همه چی رو میده

521
00:27:10,038 --> 00:27:12,315
‫خب، گروه خونیش اُوی منفیـه

522
00:27:12,340 --> 00:27:14,090
‫اوی منفی

523
00:27:14,091 --> 00:27:15,115
‫خیلی‌خب

524
00:27:15,140 --> 00:27:17,391
‫- ولی یه بار دیگه به مامان بابات زنگ می‌زنم
‫- باشه

525
00:27:17,622 --> 00:27:19,373
‫فکر کنم باید...

526
00:27:19,398 --> 00:27:21,441
‫به چند نفر دیگه هم خبر بدم

527
00:27:22,308 --> 00:27:23,434
‫می‌خوای به جر بگی؟

528
00:27:25,978 --> 00:27:29,696
‫خودم هم نمی‌دونم. یه ساعت پیش
‫با فکر بهش داشتم بالا می‌آوردم،

529
00:27:29,721 --> 00:27:32,126
‫ولی الان میگم...

530
00:27:32,151 --> 00:27:35,086
‫- کاش اینجا بود
‫- هی

531
00:27:35,317 --> 00:27:38,818
‫جر می‌دونست چی بگه که حالمو خوب کنه

532
00:27:41,619 --> 00:27:43,621
‫امروز خودم جرمایای تو میشم

533
00:27:44,705 --> 00:27:45,960
‫اول به مامان بابات خبر میدیم

534
00:27:45,985 --> 00:27:48,810
‫بعدش به جرِ از خدا بی‌خبر زنگ می‌زنم. خب؟

535
00:27:48,835 --> 00:27:51,086
‫تو فقط... فرم رو پر کن و

536
00:27:51,087 --> 00:27:53,036
‫مابقیش رو به خودم بسپار.
‫خودم ردیفش می‌کنم

537
00:27:53,061 --> 00:27:54,266
‫باشه، مرسی

538
00:27:54,298 --> 00:27:56,756
‫میشه به کانرد هم یه زنگی بزنی؟

539
00:27:56,781 --> 00:28:00,141
‫- شاید اون بدونه این تو چی نوشته
‫- باشه

540
00:28:00,166 --> 00:28:02,501
‫ردیفـه. به کانرد زنگ می‌زنم

541
00:28:06,602 --> 00:28:07,953
‫من با پرواز بعدی میام

542
00:28:07,978 --> 00:28:09,413
‫نه، نیازی نیست. لورل و جان...

543
00:28:09,438 --> 00:28:11,581
‫- تا اون موقع می‌رسن
‫- خیلی‌خب

544
00:28:11,936 --> 00:28:14,925
‫پس بگو دکتر دقیقاً چی گفت

545
00:28:14,950 --> 00:28:17,350
‫یه جورایی دکترش لاشی بود.
‫عملاً دست‌به‌سرمون کرد

546
00:28:17,375 --> 00:28:18,611
‫می‌خوایم ببینیم ببینیم چی شده،

547
00:28:18,636 --> 00:28:19,792
‫- ولی...
‫- خب، شاید یه کمکی ازم بربیاد

548
00:28:19,817 --> 00:28:20,992
‫کجا بستریش کردید؟

549
00:28:21,017 --> 00:28:24,520
‫ما توی بیمارستان
‫«پراویدنس جنرال»ایم، ولی...

550
00:28:24,545 --> 00:28:26,922
‫- چطور می‌خوای کمک کنی؟
‫- یه کاریش می‌کنم

551
00:28:28,124 --> 00:28:29,917
‫یه فکری تو سرمـه

552
00:28:32,493 --> 00:28:34,077
‫راستی، بلی چطوره؟

553
00:28:34,102 --> 00:28:35,227
‫اون هم خوبـه

554
00:28:35,252 --> 00:28:36,336
‫آره؟ خیلی‌خب

555
00:28:36,361 --> 00:28:37,444
‫- آره
‫- خب پس

556
00:28:37,469 --> 00:28:39,244
‫- عالی شد
‫- خیلی‌خب

557
00:28:39,944 --> 00:28:41,587
‫پس هر چی شد بهم بگو، خب؟

558
00:28:41,612 --> 00:28:44,406
‫- باشه، حتماً
‫- خیلی‌خب

559
00:28:45,758 --> 00:28:46,883
‫دکتر نمازی؟

560
00:28:46,884 --> 00:28:47,967
‫ببخشید

561
00:28:47,968 --> 00:28:49,131
‫چی شده؟

562
00:28:49,156 --> 00:28:51,804
‫یکی از دوستانم تصادف کرده

563
00:28:51,805 --> 00:28:53,681
‫یکی از دوستان نزدیک منـه

564
00:28:53,682 --> 00:28:57,393
‫مثل خانواده‌م می‌مونه و
‫الان توی بیمارستان پراویدنس جنرالـه

565
00:28:57,394 --> 00:29:00,396
‫احتمالش هست یه آشنای متخصص
‫عصب‌شناسی اونجا داشته باشید؟

566
00:29:00,397 --> 00:29:02,440
‫رئیس بخش اعصاب اونجا
‫آشنای یکی از دوستانمـه

567
00:29:02,441 --> 00:29:04,025
‫اسم بیمار استیون کانکلینـه

568
00:29:04,026 --> 00:29:08,170
‫به نظرتون امکانش هست که
‫زنگ بزنید سفارشش رو بکنید؟

569
00:29:09,907 --> 00:29:11,366
‫ببینم چه کاری ازم برمیاد

570
00:29:11,367 --> 00:29:12,985
‫ممنون

571
00:29:13,010 --> 00:29:15,012
‫می‌خوای امروز رو مرخصی بگیری؟

572
00:29:17,122 --> 00:29:18,540
‫آمم... نه!

573
00:29:19,478 --> 00:29:20,643
‫من خوبم

574
00:29:20,794 --> 00:29:22,337
‫خیلی‌خب

575
00:29:27,698 --> 00:29:30,269
‫« بیمارستان پراویدنس جنرال »

576
00:29:36,000 --> 00:29:43,000


577
00:29:50,378 --> 00:29:52,087
‫جر توی لابیـه

578
00:29:52,112 --> 00:29:54,155
‫آره می‌دونم، عزیزم

579
00:29:54,180 --> 00:29:56,202
‫می‌خواد دم‌دست باشه که
‫شاید بهش نیاز داشتیم

580
00:29:56,203 --> 00:29:57,787
‫نمی‌خواد بیاد باهات صحبت کنه،

581
00:29:57,788 --> 00:29:59,580
‫یا حرکتی بزنه

582
00:29:59,921 --> 00:30:01,700
‫آخه ببین چه نازه!

583
00:30:01,725 --> 00:30:03,393
‫چرا باید اینقدر ناز باشه؟

584
00:30:04,795 --> 00:30:06,339
‫بهش پیام بدم؟

585
00:30:07,527 --> 00:30:08,746
‫« جرمایا: تو رو خدا. ببخشید.
‫از خودم متنفرم. تو بگو چیکار کنم؟ »

586
00:30:09,153 --> 00:30:10,884
‫ایزابل کانکلین؟

587
00:30:11,025 --> 00:30:12,275
‫خودمم

588
00:30:12,300 --> 00:30:14,804
‫من دکتر جون کوآنا هستم.
‫رئیس بخش عصب‌شناسی

589
00:30:14,805 --> 00:30:16,540
‫پرونده‌ی برادرتون رو خودم به عهده می‌گیرم

590
00:30:16,565 --> 00:30:17,849
‫یعنی حالش بدتر شده؟

591
00:30:17,850 --> 00:30:21,025
‫نه، یعنی یکی که پارتیش کلفتـه
‫حواسش به شما هست

592
00:30:21,718 --> 00:30:24,497
‫یکی از همکارها از استنفورد تماس گرفت

593
00:30:25,170 --> 00:30:26,921
‫استیون بی‌هوشـه و داره استراحت می‌کنه

594
00:30:26,946 --> 00:30:29,114
‫وضعیتش پایداره و
‫گفتم سیتی اسکنش کنن

595
00:30:29,139 --> 00:30:30,599
‫هنوز ندیدیدش؟

596
00:30:31,219 --> 00:30:32,655
‫خب، پس بیاید یه سری بهش بزنید

597
00:30:32,656 --> 00:30:35,408
‫به دوتا از اعضای خانواده
‫اجازه‌ی ملاقات فوری میدیم

598
00:30:35,409 --> 00:30:37,288
‫پس فرض رو بر این می‌ذارم که شما...

599
00:30:37,313 --> 00:30:39,899
‫خواهرِ دوم استیونی. دنبالم بیاید

600
00:30:47,545 --> 00:30:48,962
‫خبری از دوستت نشد؟

601
00:30:48,987 --> 00:30:50,184
‫نه

602
00:30:50,758 --> 00:30:52,633
‫مطمئنی نیازی نیست بری پیشش؟

603
00:30:52,634 --> 00:30:54,427
‫اگه برم هم نمی‌دونم چه کاری ازم برمیاد

604
00:30:54,428 --> 00:30:55,913
‫هنوز که دکتر نشدم

605
00:30:56,577 --> 00:30:59,204
‫تازه، توی این چند سال
‫دو کلوم هم با هم صحبت نکردیم

606
00:31:00,624 --> 00:31:02,393
‫گوشی‌بازی غدغن

607
00:31:02,394 --> 00:31:03,564
‫بله

608
00:31:03,781 --> 00:31:05,619
‫کار با نمونه‌های خون چطور بود؟

609
00:31:05,644 --> 00:31:07,354
‫- خوب
‫- عالی

610
00:31:11,933 --> 00:31:13,892
‫این رو اشتباهی برچسب زدید

611
00:31:14,099 --> 00:31:16,809
‫اوه، اون... کار منـه.
‫اشتباه خودم بود

612
00:31:16,834 --> 00:31:18,951
‫اشتباهی که جون بیمارت رو به خطر میندازه

613
00:31:18,952 --> 00:31:20,714
‫- الان درستش می‌کنم
‫- وقتی بهت فرصتش رو دادم،

614
00:31:20,739 --> 00:31:21,822
‫باید می‌رفتی خونه

615
00:31:21,847 --> 00:31:24,080
‫- دیگه تکرار نمیشه
‫- نه، نمیشه

616
00:31:24,105 --> 00:31:26,900
‫دیگه اینجا باهات کاری نداریم.
‫تو آماده‌ی این کار نیستی

617
00:31:28,170 --> 00:31:30,618
‫به خاطر یه اشتباه
‫دارید اخراجم می‌کنید؟

618
00:31:30,643 --> 00:31:32,173
‫دکتر نمازی، خواهش می‌کنم! من...

619
00:31:32,174 --> 00:31:34,101
‫شاید به دید تو این یه اشتباه باشه،

620
00:31:34,126 --> 00:31:36,612
‫ولی مسئله اینجاست که
‫تو حد و حدودت رو نمی‌دونی،

621
00:31:36,637 --> 00:31:38,513
‫که باعث میشه باری روی دوش باشی

622
00:31:38,514 --> 00:31:39,643
‫روی دوش من!

623
00:31:39,668 --> 00:31:40,932
‫دکتر نمازی، من...

624
00:31:40,933 --> 00:31:42,109
‫نه

625
00:31:42,134 --> 00:31:44,428
‫همیشه سال بعد یه فرصت دیگه داری

626
00:32:07,696 --> 00:32:10,235
‫استیون، می‌تونم یه رازی رو بهت بگم؟

627
00:32:10,420 --> 00:32:13,173
‫هیچوقت اونجوری که تو رو دوست داشتم
‫هیچ کسی رو دوست نداشتم

628
00:32:16,885 --> 00:32:19,014
‫می‌دونی این چقدر ترسناکـه؟

629
00:32:23,475 --> 00:32:25,810
‫می‌دونم جوری رفتار می‌کنم که
‫انگار برام مهم نیست،

630
00:32:25,811 --> 00:32:29,314
‫ولی تو خیلی برام مهمی

631
00:32:33,695 --> 00:32:36,674
‫همیشه می‌ترسم که
‫دیر یا زود بیای و بگی که

632
00:32:36,699 --> 00:32:38,488
‫من لایقش نیستم

633
00:32:38,513 --> 00:32:40,681
‫اینجوری میای و میگی:

634
00:32:40,706 --> 00:32:43,087
‫«راستش، تو لایقش نیستی»

635
00:32:54,715 --> 00:32:57,936
‫واسه همین گفتم اگه دائماً تو رو پس بزنم و

636
00:32:57,961 --> 00:32:59,935
‫وانمود کنم که هیچ ارزشی برام نداری،

637
00:32:59,960 --> 00:33:01,837
‫اونوقت دیگه نمی‌تونی قلبم رو بشکنی و

638
00:33:03,640 --> 00:33:06,643
‫دیگه نمی‌دونم چطوری
‫دست از این کارم بردارم

639
00:33:17,237 --> 00:33:19,488
‫یادتـه اولین باری که رفتیم توی رابطه،

640
00:33:19,489 --> 00:33:21,835
‫یادتـه بهم گفتی که...

641
00:33:21,860 --> 00:33:24,821
‫گفتی از رابطه‌مون دست نمی‌کشی؟

642
00:33:27,122 --> 00:33:31,208
‫فکرش هم نمی‌کنی که
‫چقدر دلم می‌خواست پای حرفت وایسی

643
00:33:48,072 --> 00:33:50,838
‫خبرهای خوبی دارم.
‫سیتی اسکن چیزی رو نشون نداد

644
00:33:50,863 --> 00:33:53,315
‫چیزی نشون نداد؟ یعنی چی؟

645
00:33:53,340 --> 00:33:55,358
‫ورم روی سر استیون خوابیده و

646
00:33:55,359 --> 00:33:57,865
‫می‌تونیم تزریق مسکن رو قطع کنیم

647
00:33:57,890 --> 00:33:59,725
‫یکم زمان می‌بره تا به‌هوش بیاد

648
00:33:59,750 --> 00:34:01,423
‫هر وقت آماده‌ی ملاقات بود
‫بهتون خبر میدیم

649
00:34:01,448 --> 00:34:03,200
‫ممنون

650
00:34:05,633 --> 00:34:08,236
‫چیزی نیست. حالش خوب میشه

651
00:34:08,261 --> 00:34:10,208
‫خیلی ترسیده بودم

652
00:34:17,290 --> 00:34:19,131
‫ببخشید که این بار رو روی دوشت انداختم

653
00:34:19,132 --> 00:34:21,550
‫می‌دونم فکر می‌کنی که
‫من و استیون نباید به هم برگردیم

654
00:34:21,551 --> 00:34:25,167
‫- نه، من نباید قضاوتت می‌کردم
‫- حق با تو بود

655
00:34:25,192 --> 00:34:27,720
‫این مدت عقلم سر جاش نبود

656
00:34:28,392 --> 00:34:31,477
‫دلم نمی‌خواست بیخیال استیون شم،
‫ولی می‌خواستم دیویس هم نگه ندارم

657
00:34:31,478 --> 00:34:34,770
‫تا غم نبود استیون رو کم کنه و
‫حس گوهیـه و

658
00:34:34,795 --> 00:34:36,540
‫خودخواهیـه

659
00:34:37,182 --> 00:34:41,420
‫استیون هم می‌خواست کار درست رو
‫انجام بده و من یهو دیوونه‌بازی درآوردم

660
00:34:41,605 --> 00:34:43,443
‫ولی همه‌ی این اتفاقات...

661
00:34:47,661 --> 00:34:49,203
‫فکر کنم...

662
00:34:49,204 --> 00:34:52,873
‫فکر کنم باعث شد بفهمم
‫با اینکه از از دست دادن...

663
00:34:52,874 --> 00:34:55,459
‫با اینکه از از دست دادن استیون وحشت دارم،

664
00:34:55,460 --> 00:34:58,630
‫ولی ترسم بیشتر از اینـه که
‫دست رو دست بذارم

665
00:35:02,134 --> 00:35:05,012
‫میرم با دیویس کات می‌کنم

666
00:35:07,144 --> 00:35:09,896
‫هر تصمیمی که بگیری،
‫من حمایتت می‌کنم

667
00:35:19,234 --> 00:35:21,320
‫قیافه‌م چقدر داغونـه؟

668
00:35:21,345 --> 00:35:23,266
‫جذاب هستم؟

669
00:35:23,291 --> 00:35:24,760
‫نمی‌تونم بهت دروغ بگم

670
00:35:24,785 --> 00:35:26,600
‫یعنی اونقدر بد شدم؟

671
00:35:28,928 --> 00:35:31,763
‫فقط برو خونه یه چیزی بخور

672
00:35:31,788 --> 00:35:32,923
‫دوش بگیر

673
00:35:34,124 --> 00:35:35,750
‫خودت شنیدی که دکتر چی گفت

674
00:35:35,751 --> 00:35:37,710
‫چند ساعت زمان می‌بره به‌هوش بیاد

675
00:35:37,711 --> 00:35:39,629
‫مرسی، عزیزم

676
00:35:43,463 --> 00:35:44,655
‫راستی...

677
00:35:47,554 --> 00:35:50,747
‫اگه می‌خوای برگردی به جرمایا، برگرد

678
00:35:50,772 --> 00:35:52,102
‫من هیچوقت نگفتم که...

679
00:35:52,127 --> 00:35:55,045
‫بذار به پات بیفته، ولی...

680
00:35:55,379 --> 00:35:58,549
‫تمام خاطراتی که توی این
‫چهار سال داشتید رو یهو دور نریز

681
00:36:01,982 --> 00:36:04,365
‫اگه هنوز خواسته‌ی قلبیتـه،
‫این کار رو نکن

682
00:36:09,242 --> 00:36:10,827
‫خیلی‌خب

683
00:36:19,335 --> 00:36:20,476
‫لور

684
00:36:23,340 --> 00:36:25,147
‫باید بیدار شیم

685
00:36:26,104 --> 00:36:27,983
‫خفه شو!

686
00:36:29,170 --> 00:36:31,379
‫هنوز با سحرخیز بودن مشکل داری، نه؟

687
00:36:33,454 --> 00:36:36,229
‫چشمام وا نمی‌شن

688
00:36:36,254 --> 00:36:38,479
‫میشه یکم از اون مایع لنزتو بدی بزنم؟

689
00:36:38,480 --> 00:36:40,232
‫باشه

690
00:36:50,140 --> 00:36:51,619
‫خدای من!

691
00:36:52,993 --> 00:36:55,076
‫جان، بدو بیا اینجا

692
00:36:55,705 --> 00:36:58,207
‫خدای من، مامان، کجا بودی؟

693
00:36:58,208 --> 00:36:59,834
‫- بلی، تازه پیامت رو دیدم
‫- چی شده؟

694
00:36:59,835 --> 00:37:02,211
‫چه خبر شده؟
‫استیون تصادف کرده؟

695
00:37:02,212 --> 00:37:03,589
‫چیزیش که نشده؟

696
00:37:03,614 --> 00:37:05,388
‫خوب میشه

697
00:37:06,049 --> 00:37:08,784
‫سعی کردم خودمو کنترل کنم، ولی...

698
00:37:08,809 --> 00:37:10,977
‫خیلی ترسیده بودم

699
00:37:11,586 --> 00:37:13,323
‫تو ساکت!

700
00:37:13,348 --> 00:37:15,975
‫می‌دونم حتماً از ترس سکته کردی

701
00:37:15,976 --> 00:37:18,477
‫من واقعاً متأسفم

702
00:37:18,478 --> 00:37:20,729
‫کل شب رو تنهایی اونجا موندی؟

703
00:37:20,730 --> 00:37:22,776
‫نه، نه. آمم...

704
00:37:22,941 --> 00:37:26,448
‫تیلور هم اینجاست و خیلی کمکم کرد

705
00:37:26,987 --> 00:37:30,489
‫جر هم هست. شب رو موند

706
00:37:30,490 --> 00:37:33,047
‫مامان، اوضاع خیلی عجیب شده

707
00:37:33,072 --> 00:37:36,680
‫ببین، عزیزم، من فوراً خودم رو می‌رسونم و

708
00:37:36,752 --> 00:37:39,417
‫بابات هم پیدا می‌کنم و در جریان می‌ذارمش

709
00:37:40,131 --> 00:37:41,881
‫خیلی دوستت دارم، بلی

710
00:37:42,043 --> 00:37:45,004
‫من هم دوستت دارم، مامانی

711
00:37:45,377 --> 00:37:47,357
‫استیون تصادف کرده؟

712
00:37:47,382 --> 00:37:48,632
‫- حالش خوبـه
‫- خب

713
00:37:48,633 --> 00:37:50,230
‫- چیزیش نمیشه
‫- گوه توش

714
00:37:50,255 --> 00:37:52,301
‫ولی بلی نتونست دیشب
‫با هیچ کدوم‌مون صحبت کنه

715
00:37:52,326 --> 00:37:56,037
‫- طوری نیست. اشکالـ...
‫- پنج دقیقه‌ی دیگه توی لابی هتل منتظرتم

716
00:38:06,545 --> 00:38:08,483
‫« کانرد »
‫« خبری از وضعیت استیون نشد؟ »

717
00:38:16,506 --> 00:38:19,167
‫توی این سال‌ها خیلی همدیگه رو ندیدیم و

718
00:38:19,192 --> 00:38:21,170
‫از اون روزِ توی مسافرخونه...

719
00:38:21,195 --> 00:38:22,301
‫سلام

720
00:38:22,412 --> 00:38:24,040
‫...باهم خلوت نکردیم

721
00:38:24,065 --> 00:38:26,275
‫- سلام
‫- سلام

722
00:38:32,844 --> 00:38:34,645
‫چرا سیخ شومینه دستتـه؟

723
00:38:35,597 --> 00:38:39,120
‫اوه... فکر کردم دزد اومده

724
00:38:39,145 --> 00:38:40,830
‫البته

725
00:38:45,125 --> 00:38:46,762
‫جر کجاست؟

726
00:38:46,885 --> 00:38:49,387
‫جر و بابات دارن میرن
‫اسکی توی شامونی

727
00:38:51,228 --> 00:38:52,229
‫راست میگی

728
00:38:53,276 --> 00:38:55,282
‫مگه قرار نبود اونجا همدیگه رو ببینید؟

729
00:38:55,283 --> 00:38:57,952
‫آره، ولی پروازم به خاطر
‫وضعیت جوّی تأخیر خورد

730
00:38:57,953 --> 00:39:00,246
‫می‌خواستن واسه ۲۸اُم
‫یه بلیت رزرو کنن

731
00:39:01,667 --> 00:39:03,294
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

732
00:39:03,996 --> 00:39:07,194
‫مامانم رفته کوهستان دنبال آرامش و
‫استیون هم نیویورکـه

733
00:39:07,219 --> 00:39:09,105
‫من خونه تنها بودم

734
00:39:09,816 --> 00:39:11,026
‫واسه همین...

735
00:39:33,863 --> 00:39:35,655
‫کل صورتت شکلاتیـه

736
00:39:35,680 --> 00:39:36,781
‫نه‌خیرم!

737
00:39:36,806 --> 00:39:39,646
‫چیکار کردی؟ واسه اینکه
‫وقتت رو نگیره با کله رفتی توش؟

738
00:39:39,671 --> 00:39:40,713
‫گم شو

739
00:39:41,786 --> 00:39:43,395
‫دست از سرم بردار

740
00:39:43,420 --> 00:39:44,843
‫سردتـه؟ می‌تونم آتیش روشن کنم

741
00:39:50,380 --> 00:39:53,187
‫راستش، فکر کنم واسه
‫آتیش روشن کردن دیر باشه

742
00:39:53,212 --> 00:39:55,130
‫گمونم بگیرم بخوابم

743
00:39:56,935 --> 00:39:58,353
‫کریسمس مبارک، بل

744
00:39:59,723 --> 00:40:00,806
‫خیلی از دیدنت خوشحالم

745
00:40:06,094 --> 00:40:07,376
‫من هم همین‌طور

746
00:40:15,417 --> 00:40:18,062
‫صبح روز بعدش که بیدار شدم،

747
00:40:18,087 --> 00:40:21,465
‫یه حسی بهم می‌گفت که کانرد رفته

748
00:40:23,446 --> 00:40:24,696
‫آخ!

749
00:40:24,721 --> 00:40:26,348
‫آی...

750
00:40:32,547 --> 00:40:33,821
‫خوبی؟

751
00:40:34,043 --> 00:40:37,149
‫نه. دست از سرم بردار!

752
00:40:37,174 --> 00:40:39,036
‫جاییت که آسیب ندیده؟ می‌تونی بلند شی؟

753
00:40:39,679 --> 00:40:41,219
‫فکر کردم رفتی

754
00:40:41,244 --> 00:40:42,598
‫نه

755
00:40:42,599 --> 00:40:44,641
‫هنوز اینجام

756
00:40:44,842 --> 00:40:45,884
‫آخ

757
00:40:47,329 --> 00:40:48,413
‫بذار کمکت کنم

758
00:40:48,438 --> 00:40:50,450
‫نه، نه، نه. آخ. فقط...

759
00:40:50,475 --> 00:40:52,253
‫فقط یکم بهم زمان بده

760
00:40:52,278 --> 00:40:53,612
‫خیلی‌خب

761
00:41:02,243 --> 00:41:05,485
‫از یک تا ده چندتا درد می‌کنه؟

762
00:41:05,510 --> 00:41:06,872
‫یازده‌تا

763
00:41:06,873 --> 00:41:08,771
‫پای تحمل درد که میاد وسط
‫خیلی نازک‌نارنجی میشی

764
00:41:08,796 --> 00:41:10,134
‫نه‌خیرم!

765
00:41:11,711 --> 00:41:14,214
‫معلومـه بدجوری زمین خوردی

766
00:41:15,221 --> 00:41:16,972
‫جدی میگم، مثل...

767
00:41:17,066 --> 00:41:20,652
‫وقت‌هایی بود که حیوون‌ها توی کارتون
‫میرن روی پوست موز و سر می‌خورن

768
00:41:21,753 --> 00:41:23,724
‫الان به من گفتی حیوون؟

769
00:41:30,407 --> 00:41:33,276
‫الان بلندت می‌کنم و می‌برمت روی مبل

770
00:41:33,308 --> 00:41:37,128
‫نه، نه، نه، آخه...
‫نه، آخه من خیلی برات سنگینم

771
00:41:37,153 --> 00:41:38,649
‫- خب حالا!
‫- بذار همین‌جا باشم

772
00:41:38,674 --> 00:41:40,948
‫می‌دونم مثل جر نمی‌تونم
‫وزن خودم رو پرس سینه بزنم،

773
00:41:40,949 --> 00:41:43,118
‫ولی حداقل می‌تونم بلندت کنم، بلی

774
00:41:44,580 --> 00:41:45,622
‫حاضر؟

775
00:41:46,695 --> 00:41:48,112
‫خب، یالا

776
00:41:48,137 --> 00:41:50,049
‫باشه. آخ!

777
00:41:50,208 --> 00:41:51,822
‫چیزیت نیست

778
00:41:51,847 --> 00:41:54,975
‫- حاضری؟
‫- آخ

779
00:41:56,648 --> 00:41:58,564
‫مراقب پاهات باش

780
00:42:00,969 --> 00:42:02,511
‫آی!

781
00:42:02,845 --> 00:42:05,473
‫- چیزیت نیست
‫- آره

782
00:42:10,277 --> 00:42:12,778
‫اونجا بود که بهش فکر کردم

783
00:42:12,979 --> 00:42:16,198
‫بخشی از وجودم همیشه دوستت داره

784
00:42:26,953 --> 00:42:30,874
‫اون روز باهم بودیم،
‫ولی نه اونجوری

785
00:42:36,145 --> 00:42:39,145
‫♪ Sufjan Stevens - Mystery of Love ♪

786
00:42:43,136 --> 00:42:48,231
‫«به طرز نمایشی‌ای شورمند؟»
‫نُه حرفی، اولش الف و آخرش ز؟

787
00:42:51,356 --> 00:42:53,148
‫«اغرارآمیز»

788
00:42:53,173 --> 00:42:55,078
‫اغرارآمیز!

789
00:43:04,124 --> 00:43:06,509
‫به نظرم لازلو گزینه‌ی بهتری بود براش

790
00:43:06,534 --> 00:43:09,869
‫خل شدی؟ ریک و السا
‫مشخصاً واسه همدیگه ساخته شدن

791
00:43:09,894 --> 00:43:12,266
‫اون داستان عاشقانه‌ی کوچولوشون

792
00:43:12,291 --> 00:43:14,949
‫در مقایسه با کاری که لازلو واسه
‫مقاومت داشت می‌کرد هیچی نیست

793
00:43:14,974 --> 00:43:17,449
‫خدایا. چی میگی؟

794
00:43:17,474 --> 00:43:20,099
‫میرم هیزم بیارم

795
00:43:20,340 --> 00:43:22,610
‫هنوز واسه اینجور بدبین بودن‌ها خیلی جَوونی

796
00:43:22,635 --> 00:43:24,303
‫آره، حتماً

797
00:43:30,930 --> 00:43:32,768
‫- سلام
‫- سلام، بلی

798
00:43:32,793 --> 00:43:34,621
‫شرمنده، اینجا اصلاً آنتن ندارم

799
00:43:34,646 --> 00:43:37,189
‫نوک قله خایه‌هام قندیل بستن.
‫تو چیکار می‌کنی؟

800
00:43:37,190 --> 00:43:39,107
‫راستش من اومدم کازنیز

801
00:43:39,108 --> 00:43:42,027
‫تنهایی داشت حوصله‌م سر می‌رفت،
‫واسه همین اومدم اینجا

802
00:43:42,028 --> 00:43:44,668
‫چه خوب. تیلور هم آوردی؟

803
00:43:44,693 --> 00:43:46,643
‫نه، تنهایی اومدم

804
00:43:46,973 --> 00:43:48,500
‫کاش اینجا پیش من بودی

805
00:43:48,525 --> 00:43:50,786
‫پرواز کانرد به خاطر
‫وضعیت جوّی کنسل شد و

806
00:43:50,787 --> 00:43:52,371
‫من ورِ دل بابام گیر افتادم

807
00:43:52,372 --> 00:43:55,451
‫- آره، اون هم...
‫- چی؟

808
00:43:55,777 --> 00:43:56,894
‫الو؟

809
00:43:56,919 --> 00:43:58,168
‫بلی؟ صدامو داری؟

810
00:43:58,169 --> 00:44:00,879
‫- جر، من...
‫- نمی‌شنوم چی میگی

811
00:44:01,326 --> 00:44:02,775
‫بیخیال

812
00:44:02,800 --> 00:44:04,301
‫چی؟

813
00:44:04,384 --> 00:44:06,176
‫وایسا، فردا باز زنگ می‌زنم

814
00:44:06,177 --> 00:44:09,587
‫- خیلی‌خب، خدافظ، بلز
‫- خیلی‌خب، باشه. دوستت دارم

815
00:44:14,978 --> 00:44:17,145
‫هی، دلم می‌خواست به جر بگم اینجایی،

816
00:44:17,146 --> 00:44:19,260
‫- ولی...
‫- خیالت راحت

817
00:44:19,285 --> 00:44:22,494
‫هیچوقت به جرمایا نگفتم
‫کانرد توی کازنیز پیش من بود

818
00:44:22,519 --> 00:44:24,439
‫چون حرفی واسه گفتن نبود

819
00:44:24,871 --> 00:44:26,936
‫اتفاقی بین من و کانرد نیفتاد و

820
00:44:26,961 --> 00:44:29,421
‫اتفاقی هم قرار نبود بیفته

821
00:44:39,069 --> 00:44:41,630
‫صبح روز بعد کانرد رو ندیدم

822
00:44:44,569 --> 00:44:47,447
‫همون‌جوری که فکرش رو می‌کردم رفته بود

823
00:44:49,962 --> 00:44:53,612
‫بدون خدافظی،
‫مثل یه روح غیبش زده بود

824
00:45:01,196 --> 00:45:04,153
‫« کریسمس مبارک، بلی.
‫از دیدنت خوشحال شدم. کانرد »

825
00:45:04,178 --> 00:45:07,737
‫کانرد فیشر، روح کریسمسِ گذشته

826
00:45:21,978 --> 00:45:23,978
‫« دوازده: پانوشت: من ..... دوستت دارم »

827
00:45:28,314 --> 00:45:31,491
‫« دوازده: هنوز »

828
00:45:46,405 --> 00:45:53,105
‫« گمونم تو همون همکارِ پارتی‌کلفتِ
‫استنفوردی که سفارش استیون رو کرد! »

829
00:45:56,194 --> 00:45:59,092
‫« مرسی. به‌هوش اومده. حال‌مون خوبـه »

830
00:46:16,924 --> 00:46:18,634
‫بیا تو

831
00:46:24,396 --> 00:46:26,182
‫- سلام
‫- میشه کفشت رو دربیاری؟

832
00:46:26,207 --> 00:46:28,048
‫زود می‌خوام برم

833
00:46:28,073 --> 00:46:29,866
‫داشتم می‌رفتم، گفتم که...

834
00:46:29,891 --> 00:46:31,988
‫بیای اخراج شدنم توی
‫روز اول رو تو سرم بزنی؟

835
00:46:31,989 --> 00:46:34,491
‫نه، بی‌شعور. اومدم حال رفیقت رو بپرسم

836
00:46:34,492 --> 00:46:36,968
‫آره، خوب میشه. مرسی

837
00:46:36,993 --> 00:46:38,211
‫خدا رو شکر

838
00:46:38,413 --> 00:46:41,123
‫- خب، اینو واسه تو گرفتم
‫- مرسی

839
00:46:41,124 --> 00:46:42,676
‫خواهش می‌کنم

840
00:46:45,503 --> 00:46:49,965
‫خب، ببین، در مورد دیروز

841
00:46:50,239 --> 00:46:53,117
‫- همه می‌دونیم نمازی مرغش یه پا داره
‫- من خوبم

842
00:46:54,354 --> 00:46:56,714
‫خدا رو شکر. چون...

843
00:46:57,373 --> 00:47:01,085
‫می‌خواستم بگم یه جورایی پُر بیراه نمیگه

844
00:47:01,894 --> 00:47:02,936
‫اوه

845
00:47:02,937 --> 00:47:05,647
‫خودت می‌دونی که
‫همیشه واقعیت رو بهت میگم؟

846
00:47:05,648 --> 00:47:09,651
‫حقیقت اینـه که تو خیلی باهوشی، مشخصاً

847
00:47:09,652 --> 00:47:12,025
‫ولی باید بیشتر به احساساتت توجه کنی

848
00:47:12,050 --> 00:47:13,467
‫ببخشید؟

849
00:47:13,773 --> 00:47:17,025
‫هر چقدر که بخوای،
‫می‌تونی احساساتت رو انکار کنی،

850
00:47:17,057 --> 00:47:18,767
‫ولی تهش بیخ ریشتن و

851
00:47:19,537 --> 00:47:22,998
‫تا وقتی که از مقابله باهاشون بترسی،

852
00:47:22,999 --> 00:47:25,752
‫احساساتت کنترلت می‌کنن،
‫نه تو اونا رو

853
00:47:30,247 --> 00:47:32,748
‫اگه فقط سلام هم می‌کردی خوشحال می‌شدم

854
00:47:32,773 --> 00:47:34,205
‫سلام عرض شد

855
00:47:36,473 --> 00:47:38,364
‫استیون؟ واسه ملاقاتی حاضری؟

856
00:47:38,389 --> 00:47:40,316
‫- سلام
‫- به‌هوش اومدی

857
00:47:40,341 --> 00:47:41,354
‫سلام، آخ!

858
00:47:41,379 --> 00:47:43,894
‫- آخ! آروم
‫- مراقب دنده‌هاش باش

859
00:47:43,895 --> 00:47:45,978
‫نه بابا، بیا بزن یکی دیگه هم بشکن

860
00:47:46,003 --> 00:47:48,249
‫تهش مو برداشته باشه، نازک‌نارنجی

861
00:47:48,477 --> 00:47:51,354
‫مامان و بابا چطورن؟

862
00:47:51,379 --> 00:47:52,992
‫- کجان؟
‫- دارن میان

863
00:47:53,017 --> 00:47:55,102
‫سلام

864
00:47:57,865 --> 00:47:59,212
‫سلام

865
00:48:00,239 --> 00:48:02,365
‫شما دوتا رو تنها می‌ذارم

866
00:48:02,390 --> 00:48:04,199
‫خوشحالم جون سالم به‌در بردی

867
00:48:08,503 --> 00:48:10,712
‫همه رو زهره‌ترک کردی

868
00:48:10,713 --> 00:48:12,994
‫می‌دونی دیگه؟
‫بلی از نگرانی دق کرد

869
00:48:13,019 --> 00:48:16,286
‫خودم می‌دونستم الکی شلوغش کردی، مشخصاً

870
00:48:16,311 --> 00:48:18,332
‫توی کما بودم ناسلامتی...

871
00:48:18,357 --> 00:48:22,194
‫آره، ولی کمای القا شده!

872
00:48:26,420 --> 00:48:28,119
‫استیون، دارم شوخی می‌کنم

873
00:48:28,260 --> 00:48:30,018
‫من هم کلی نگرانت بودم

874
00:48:30,043 --> 00:48:32,050
‫آره، می‌دونی، از وقتی که به‌هوش اومدم

875
00:48:32,075 --> 00:48:33,873
‫کلی به حرف‌هایی که زدی فکر کردم

876
00:48:33,898 --> 00:48:34,903
‫حرف‌های قبل از تصادف

877
00:48:34,904 --> 00:48:36,989
‫- من هم همین‌طور
‫- به نظرم حق با تو بود

878
00:48:39,470 --> 00:48:41,848
‫رابطه‌ی من و تو به جایی نمی‌رسه

879
00:48:42,954 --> 00:48:44,372
‫چی؟

880
00:48:47,583 --> 00:48:51,336
‫اگه اون روز توی نیویورک
‫همدیگه رو نمی‌دیدیم،

881
00:48:51,337 --> 00:48:53,897
‫هر کی به زندگی خودش
‫ادامه می‌داد و اتفاقی نمیفتاد

882
00:48:53,922 --> 00:48:56,341
‫پس بیا تظاهر کنیم اون روز همدیگه رو ندیدیم

883
00:49:00,754 --> 00:49:04,382
‫هیچوقت نتونستم وقتی پای تو
‫وسط میاد، درست فکر کنم، تی

884
00:49:06,853 --> 00:49:08,271
‫نتونستم بیخیالت شم

885
00:49:09,688 --> 00:49:12,351
‫می‌دونی که عاشق چالشم، ولی...

886
00:49:15,278 --> 00:49:17,612
‫این برام مثل یه تلنگره

887
00:49:18,092 --> 00:49:19,841
‫حق با تو بود

888
00:49:19,866 --> 00:49:22,576
‫رابطه‌ی من و تو به جایی نمی‌رسه

889
00:49:22,930 --> 00:49:24,214
‫عجب

890
00:49:26,357 --> 00:49:29,150
‫خوبـه، پس باهم هم‌نظریم

891
00:49:29,175 --> 00:49:32,053
‫- آره، آره، بالاخره
‫- میرم ببینم بلی کجاست

892
00:49:42,621 --> 00:49:45,134
‫عشق‌های اول مهمن

893
00:49:45,159 --> 00:49:47,098
‫کانرد عشق اول من بود

894
00:49:47,123 --> 00:49:50,222
‫تا آخر عمرم
‫با عشق و علاقه بهش فکر می‌کنم

895
00:49:50,247 --> 00:49:54,641
‫همون‌جوری که آدم یاد اولین حیوون خونگی،
‫یا اولین ماشینی که سوار شد میفته

896
00:49:55,359 --> 00:49:58,404
‫ولی اولین‌ها اندازه‌ی آخرین‌ها مهم نیستن

897
00:50:10,091 --> 00:50:12,676
‫استیون حالش خوب میشه

898
00:50:12,701 --> 00:50:14,260
‫خدا رو شکر

899
00:50:19,088 --> 00:50:21,678
‫می‌خوای بریم هوا بخوریم؟

900
00:50:23,137 --> 00:50:25,181
‫آره. آره، چرا که نه

901
00:50:30,236 --> 00:50:34,280
‫اولش... هنوز خیلی از دستت عصبانی‌ام

902
00:50:34,281 --> 00:50:36,574
‫حق هم داری باشی

903
00:50:36,575 --> 00:50:39,869
‫بابت کاری که کردم متأسفم و
‫معذرت می‌خوام زودتر بهت نگفتم

904
00:50:39,870 --> 00:50:42,997
‫متأسفم که به بدترین شکل ممکن فهمیدی

905
00:50:43,267 --> 00:50:45,873
‫می‌دونم کلی زمان می‌بره که بخوای

906
00:50:45,898 --> 00:50:48,735
‫دوباره به من اعتماد کنی،
‫ولی من حاضرم اگه اجازه بدی

907
00:50:48,760 --> 00:50:51,106
‫به خاطرش هر کاری بکنم

908
00:50:54,736 --> 00:50:56,738
‫من هم متأسفم

909
00:50:58,375 --> 00:50:59,810
‫بابت چی؟

910
00:51:01,642 --> 00:51:06,521
‫بابت این که بحث رو به دعوا و

911
00:51:06,689 --> 00:51:08,607
‫کابو کشوندم

912
00:51:10,776 --> 00:51:14,903
‫الان می‌فهمم که چی شد
‫فکر کردی که از هم جدا شدیم

913
00:51:14,928 --> 00:51:16,429
‫واقعاً؟

914
00:51:17,741 --> 00:51:20,910
‫آره، ولی نمی‌فهمم چطور می‌تونی

915
00:51:20,911 --> 00:51:23,196
‫به این آسونی بری سراغ یه دختر دیگه

916
00:51:23,221 --> 00:51:25,665
‫من به زور خودمو سرپا نگه داشتم

917
00:51:25,690 --> 00:51:27,936
‫چطور اینقدر بیخیالی که
‫بری با یکی دیگه سکس کنی؟

918
00:51:27,961 --> 00:51:31,169
‫نه، بلی، من هم کل هفته رو حالم بد بود

919
00:51:31,380 --> 00:51:34,730
‫حتی وقتی که من و لیسی
‫داشتیم سکس می‌کردیم هم...

920
00:51:34,755 --> 00:51:36,257
‫انگار نه انگار اونجا بودم

921
00:51:37,428 --> 00:51:39,887
‫بعدش فقط زیر دوش نشستم و

922
00:51:39,888 --> 00:51:43,766
‫خدا می‌دونه چقدر گریه کردم

923
00:51:43,767 --> 00:51:48,439
‫به این فکر می‌کردم که
‫چطور می‌تونم لایق تو باشم؟

924
00:51:50,802 --> 00:51:52,530
‫شاید بهتره که...

925
00:51:53,027 --> 00:51:56,572
‫به خاطر یه اشتباه
‫کل اون سال‌ها رو دور نریزیم

926
00:51:58,427 --> 00:51:59,939
‫خب...

927
00:52:00,409 --> 00:52:03,536
‫اگه جفت‌مون معتقدیم که رابطه‌مون

928
00:52:03,561 --> 00:52:06,611
‫بزرگ‌تر از اشتباهات‌مونـه، پس...

929
00:52:07,318 --> 00:52:10,153
‫می‌تونیم از نو شروع کنیم

930
00:52:10,178 --> 00:52:12,426
‫من هم دلم همین رو می‌خواد، بلز

931
00:52:12,451 --> 00:52:14,620
‫دل تو دلم نیست که برگردیم

932
00:52:15,753 --> 00:52:18,171
‫دیگه اجازه نداری
‫اینجوری باهام بازی کنی!

933
00:52:18,818 --> 00:52:20,093
‫قول میدم

934
00:52:23,471 --> 00:52:24,829
‫قول میدم

935
00:52:38,343 --> 00:52:40,963
‫نمی‌خوام باز به رابطه‌مون گند بزنم

936
00:52:41,909 --> 00:52:43,326
‫نمی‌زنیم

937
00:52:43,685 --> 00:52:45,429
‫بعد از ماجرای استیون،

938
00:52:45,454 --> 00:52:47,253
‫الان دیگه می‌فهمم

939
00:52:47,278 --> 00:52:49,154
‫زندگی خیلی کوتاهـه که

940
00:52:49,179 --> 00:52:51,621
‫نخوای کنار کسی که دوستش داری نباشی

941
00:52:53,268 --> 00:52:56,703
‫می‌خوام هر اتفاقی هم افتاد،
‫همیشه با تو باشم

942
00:52:57,635 --> 00:53:00,154
‫نمی‌تونم زندگیم رو بدون تو تصور کنم

943
00:53:00,179 --> 00:53:01,862
‫من هم همین‌طور

944
00:53:01,887 --> 00:53:03,547
‫بلی، این همیشه داستان زندگی خودمون بود

945
00:53:03,572 --> 00:53:06,867
‫زندگی تو و من. نه کس دیگه‌ای

946
00:53:10,979 --> 00:53:12,648
‫به چی فکر می‌کنی؟

947
00:53:14,274 --> 00:53:16,590
‫می‌دونی، آینده داره دیوونه‌م می‌کنه

948
00:53:16,615 --> 00:53:18,470
‫یالا، بگو بهم. چی شده؟

949
00:53:21,365 --> 00:53:23,616
‫- تو...
‫- آره

950
00:53:24,244 --> 00:53:26,747
‫هنوز که نمی‌دونی چی می‌خوام بگم

951
00:53:27,780 --> 00:53:29,182
‫امتحانش مجانیـه

952
00:53:33,825 --> 00:53:35,705
‫ایزابل کانکلین...

953
00:53:36,410 --> 00:53:38,416
‫با من ازدواج می‌کنی؟

954
00:53:38,938 --> 00:53:39,958
‫آره

955
00:53:39,983 --> 00:53:42,138
‫آره، باهات ازدواج می‌کنم

956
00:53:45,109 --> 00:53:48,109
‫♪ Benson Boone - Forever and a Day ♪

957
00:53:51,568 --> 00:53:52,860
‫دوستت دارم

958
00:53:53,008 --> 00:53:55,552
‫من هم دوستت دارم

959
00:53:59,973 --> 00:54:19,973
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

