﻿1
00:00:01,257 --> 00:00:02,105
‫[ آنچه گذشت,,, ]

2
00:00:03,212 --> 00:00:07,049
‫رافائله سولچیتو و آماندا ماری ناکس

3
00:00:07,466 --> 00:00:08,926
‫در این پرونده

4
00:00:09,426 --> 00:00:10,427
‫گناهکارند!

5
00:00:10,677 --> 00:00:15,723
‫ناکس به ۲۶ سال حبس در زندان

6
00:00:15,724 --> 00:00:19,102
‫و سولچیتو به ۲۵ سال
‫حبس محکوم می‌شوند,

7
00:00:19,436 --> 00:00:20,937
‫توی دادگاه بعدی موفق می‌شیم,

8
00:00:20,938 --> 00:00:23,356
‫یه دادگاه کاملاً جدیده,

9
00:00:23,357 --> 00:00:24,774
‫من هم به اینجا انتقالی گرفتم,

10
00:00:24,775 --> 00:00:27,485
‫آره، همیشه یه‌نفر نزدیکت هست,

11
00:00:27,486 --> 00:00:29,820
‫مینینی گفته حکم‌مون سبک بوده

12
00:00:29,821 --> 00:00:33,367
‫و این دفعه می‌خواد
‫درخواست حبس ابد بده,

13
00:00:33,575 --> 00:00:37,037
‫دی‌اِن‌اِی ناکس روی دسته‌ی چاقوئـه,

14
00:00:37,579 --> 00:00:42,959
‫اما دی‌اِن‌اِی مِردیت که
‫ظاهراً روی تیغه بوده

15
00:00:42,960 --> 00:00:46,879
‫اعتبار نداره، چون دکتر ایپولیتو

16
00:00:46,880 --> 00:00:50,842
‫برای بررسی مقدار ناچیزی ماده‌ی ژنتیکی،
‫قوانین بین‌المللی رو زیر پا گذاشتن,

17
00:00:51,009 --> 00:00:53,178
‫من اون آدمی که می‌گن، نیستم,

18
00:00:54,054 --> 00:00:56,013
‫می‌خوام برم خونه,

19
00:00:56,014 --> 00:00:59,059
‫می‌خوام به زندگی‌م برگردم,

20
00:00:59,643 --> 00:01:02,395
‫چون من بی‌گناهـم,

21
00:01:02,396 --> 00:01:03,772
‫حکم اومده,

22
00:01:08,993 --> 00:01:18,800
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

23
00:01:27,347 --> 00:01:29,175
[ زجر می‌کشید و فریاد می‌زد,,, ]

24
00:01:30,371 --> 00:01:32,036
[ روی قسمت‌های مختلف بدنت,,, ]

25
00:01:32,151 --> 00:01:34,111
[ با یه چاقوی کُند,,, ]

26
00:01:34,614 --> 00:01:35,910
[ اول گلوت رو پاره کنم,,, ]

27
00:01:36,361 --> 00:01:37,428
[ مِردیت بود، ولی,,, ]

28
00:01:37,767 --> 00:01:39,196
[ تو خواهی مُرد, ]

29
00:01:54,455 --> 00:01:56,557
[ آماندا ناکس ]

30
00:01:58,112 --> 00:02:02,382
[ روایت پیچیده‌ی آماندا ناکس ]

31
00:01:58,702 --> 00:02:02,397
‫(قسمت هفتم: «تو اونجا بودی»)

32
00:02:03,832 --> 00:02:06,334
‫تا دقایقی دیگر، جهان از حکم

33
00:02:06,335 --> 00:02:08,336
‫دادگاه آماندا ناکس مطلع می‌شه,

34
00:02:08,337 --> 00:02:10,629
‫اگر گناهکار شناخته بشه،
‫این دختر ۲۴ساله

35
00:02:10,630 --> 00:02:14,341
‫و دوست‌پسر موقت ایتالیایی‌ش
‫به حبس ابد محکوم می‌شن,

36
00:02:11,741 --> 00:02:13,474
[ ۳ اکتبر ۲۰۱۱ - ۸:۳۶ شب ]

37
00:02:13,498 --> 00:02:14,943
[ ۱۴۲۷ روز در زندان ]

38
00:02:14,509 --> 00:02:16,719
‫بعداز چهار سال و دو دادگاه,,,

39
00:02:16,720 --> 00:02:18,555
‫نتیجه‌ی نهایی مشخص می‌شه,

40
00:02:27,272 --> 00:02:28,523
‫آماندا، حالت خوبـه؟

41
00:03:31,044 --> 00:03:32,796
‫به نام ملت ایتالیا,

42
00:03:33,088 --> 00:03:36,174
‫پیروی بررسی مجدد گزارش دادگاه اول

43
00:03:36,925 --> 00:03:40,719
‫به احتساب افترا به پاتریک لومومبا,,,

44
00:03:40,720 --> 00:03:43,473
‫دادگاه تجدیدنظر شهر پروجا

45
00:03:43,974 --> 00:03:46,226
‫آماندا ماری ناکس را

46
00:03:46,935 --> 00:03:48,103
‫گناهکار می‌شناسد,

47
00:03:49,855 --> 00:03:53,608
‫و او را به سه سال حبس محکوم می‌کند
‫که در گذشته سپری شده,

48
00:03:56,528 --> 00:04:00,782
‫به احتساب جُرم قتل،
‫تجاوز، حمل سلاح,,,

49
00:04:01,533 --> 00:04:05,829
‫آماندا ماری ناکس و رافائله سولچیتو

50
00:04:07,200 --> 00:04:08,415
‫تبرئه می‌شوند,

51
00:04:23,555 --> 00:04:24,556
‫سکوت!

52
00:04:24,806 --> 00:04:26,099
‫خدا رو شکر!

53
00:04:30,479 --> 00:04:31,480
‫سکوت!

54
00:04:38,403 --> 00:04:40,113
‫لطفاً سکوت رو رعایت کنید!

55
00:04:47,235 --> 00:04:53,835
‫و به احتساب آخرین جُرم،
‫یعنی صحنه‌سازی,,,

56
00:04:54,336 --> 00:04:56,213
‫متهم تبرئه می‌شود

57
00:04:56,713 --> 00:04:58,673
‫چراکه چنین جُرمی صورت نگرفته,

58
00:04:59,382 --> 00:05:05,347
‫دادگاه دستور آزادی فوری
‫متهمان را صادر می‌کند,

59
00:05:06,316 --> 00:05:07,650
‫ختم جلسه,

60
00:05:26,796 --> 00:05:28,995
‫رافا! رافا!

61
00:05:31,832 --> 00:05:34,458
‫رافا!

62
00:05:42,884 --> 00:05:44,103
‫با هم در تماس باشیم,

63
00:05:44,865 --> 00:05:45,866
‫باشه؟

64
00:05:47,722 --> 00:05:48,765
‫آره؟

65
00:05:50,183 --> 00:05:51,226
‫خدافظ، رافا,

66
00:05:56,840 --> 00:05:58,008
‫خدافظ، آماندا,

67
00:06:07,492 --> 00:06:08,492
‫اومد,

68
00:06:08,493 --> 00:06:09,578
‫خجالت بِکش!

69
00:06:10,120 --> 00:06:11,121
‫شرم کن!

70
00:06:12,372 --> 00:06:13,415
‫هنوز تموم نشده!

71
00:06:13,832 --> 00:06:15,876
‫هنوز دادگاه عالی مونده! شرم کن!

72
00:06:16,293 --> 00:06:17,294
‫خجالت بِکش!

73
00:06:17,586 --> 00:06:18,587
‫شرم کن!

74
00:06:19,337 --> 00:06:20,338
‫قاتل!

75
00:06:22,507 --> 00:06:23,508
‫شرم کن!

76
00:06:29,598 --> 00:06:31,724
‫آماندا، می‌دونم لحظه‌ی حساسیـه

77
00:06:31,725 --> 00:06:32,933
‫ولی باید سریع از اینجا بریم,

78
00:06:32,934 --> 00:06:34,226
‫ایتالیا الان برات جای امنی نیست,

79
00:06:34,227 --> 00:06:36,061
‫- آماندا!
‫- خبرنگارها دنبالتـن

80
00:06:36,062 --> 00:06:37,583
‫و اگه مردم پیدات کنن

81
00:06:37,608 --> 00:06:39,356
‫- معلوم نیست باهات چی‌کار می‌کنن,
‫- ببخشین، شما؟

82
00:06:39,357 --> 00:06:40,983
‫من ازطرف خونواده‌ت اینجائـم,
‫برنامه چیدیم

83
00:06:40,984 --> 00:06:42,902
‫که در اسرع وقت از کشور خارجت کنیم,

84
00:06:42,903 --> 00:06:45,155
‫- سریع وسایلت رو جمع کن,
‫- باشه,

85
00:06:45,822 --> 00:06:46,823
‫بهتره فرار کنی,

86
00:06:47,032 --> 00:06:49,283
‫آماندا!

87
00:07:04,382 --> 00:07:05,717
‫موفق شدی!

88
00:07:07,844 --> 00:07:10,180
‫آزادی! آزادی!

89
00:07:13,683 --> 00:07:14,933
‫دیدی گفتم؟

90
00:07:14,934 --> 00:07:16,019
‫وای!

91
00:07:16,353 --> 00:07:18,103
‫- دارم می‌رم خونه,
‫- پس برو,

92
00:07:18,104 --> 00:07:19,730
‫- باشه, باشه,
‫- برو!

93
00:07:23,276 --> 00:07:27,029
‫۳۴۲۴۸ ساعت,

94
00:07:27,030 --> 00:07:29,740
‫این‌قدر از عمرم
‫توی این مکان هدر رفت,

95
00:07:30,825 --> 00:07:34,203
‫بااین‌که خیلی هیجان‌زده بودم

96
00:07:34,204 --> 00:07:36,372
‫ولی رسم همیشگی زندان رو فراموش نکردم

97
00:07:36,373 --> 00:07:38,541
‫و آزادی‌م رو به نفر
‫بعدی انتقال دادم,

98
00:07:40,752 --> 00:07:46,382
‫آزادی! آزادی!

99
00:07:46,383 --> 00:07:52,513
‫آزادی! آزادی!

100
00:07:52,514 --> 00:07:58,268
‫آزادی! آزادی!

101
00:07:58,269 --> 00:08:03,399
‫آزادی! آزادی!

102
00:08:03,400 --> 00:08:05,776
‫آماندا، باید بری,

103
00:08:05,777 --> 00:08:07,945
‫نگران نباش, راننده
‫می‌برت پیش خونواده‌ت,

104
00:08:07,946 --> 00:08:10,823
‫پس لطفاً ازطرف من
‫از دون سائولو خداحافظی کنین,

105
00:08:10,824 --> 00:08:13,283
‫- باشه, برو,
‫- باشه,

106
00:08:13,284 --> 00:08:16,286
‫آزادی! آزادی!

107
00:08:22,585 --> 00:08:24,628
‫- واویلا!
‫- چی شده؟

108
00:08:44,607 --> 00:08:45,775
‫دارن می‌آن دنبالمون!

109
00:08:51,990 --> 00:08:53,158
‫من رو کجا می‌بری؟

110
00:08:56,244 --> 00:08:57,662
‫کجا می‌ریم؟

111
00:09:31,863 --> 00:09:34,449
‫چی شده؟ ما کجایـیم؟

112
00:09:45,388 --> 00:09:46,543
‫اینجا,,, اینجا چه خبره؟

113
00:09:46,544 --> 00:09:47,837
‫چی شده؟

114
00:09:50,924 --> 00:09:52,050
‫اون دیگه کیـه؟

115
00:10:01,085 --> 00:10:03,227
‫- چی شده؟
‫- آماندا! من اِستیو مور هستم,

116
00:10:03,228 --> 00:10:04,562
‫- افسر سابق اِف‌بی‌آی,
‫- خب,

117
00:10:05,374 --> 00:10:06,563
‫چی شده؟
‫بگین چی شده؟

118
00:10:06,564 --> 00:10:07,649
‫کجاست؟

119
00:10:09,734 --> 00:10:11,735
‫- مامان!
‫- می‌دونم، عزیزم!

120
00:10:11,736 --> 00:10:14,280
‫می‌دونم,
‫دیگه تموم شد,

121
00:10:15,490 --> 00:10:16,865
‫همه‌چی تموم شد,

122
00:10:18,743 --> 00:10:20,494
‫برای رسیدن بهت از جهنم رد شدیم,

123
00:10:20,495 --> 00:10:22,830
‫دادگاه دیوونه‌خونه شده بود,
‫اینجا جامون امنـه,

124
00:10:22,831 --> 00:10:23,997
‫- خیلی خوب,
‫- باشه؟

125
00:10:23,998 --> 00:10:25,541
‫- شما اینجا باشین,
‫- باشه,

126
00:10:25,542 --> 00:10:26,959
‫من می‌رم داخل رو بررسی کنم,

127
00:10:26,997 --> 00:10:28,065
‫باشه,

128
00:10:29,337 --> 00:10:30,922
‫چقدر بَده تفنگ ندارم,

129
00:10:32,382 --> 00:10:33,799
‫- افسر سابق اِف‌بی‌آی‌ـه,
‫- خوبـه,

130
00:10:33,800 --> 00:10:36,919
‫قراره محافظ‌مون باشه
‫که روانی‌ها بهمون حمله نکنن,

131
00:10:37,471 --> 00:10:38,846
‫- باورم نمی‌شه,
‫- می‌دونم, می‌دونم,

132
00:10:38,847 --> 00:10:40,973
‫- این چه وضعیـه؟
‫- خبرنگارهای لاشخور,,,

133
00:10:40,974 --> 00:10:42,141
‫دیگه رسماً دیوونه شدن,

134
00:10:42,142 --> 00:10:45,227
‫توی مسیر یکی‌شون می‌خواست
‫با ماشینش بکوبه بهمون,

135
00:10:45,228 --> 00:10:47,396
‫- خودت خوبـی؟ بقیه خوبـن؟
‫- آره بابا,

136
00:10:47,397 --> 00:10:49,022
‫- خیلی خوب,
‫- تو چی؟

137
00:10:53,357 --> 00:10:55,276
‫اِستیو، چیزی شده؟

138
00:10:57,365 --> 00:10:58,365
‫- نه,
‫- اِستـ

139
00:10:58,366 --> 00:11:00,033
‫پام گیر کرده بود,

140
00:11:01,248 --> 00:11:02,971
‫امشب اینجا جاتون امنـه، خانوم‌ها,

141
00:11:04,114 --> 00:11:05,616
‫فردا هم می‌رین خونه,

142
00:11:43,161 --> 00:11:47,122
‫درحال‌حاضر در خیابان
‫۹۸۲۱ کرِین ایستادیم,

143
00:11:47,123 --> 00:11:49,875
‫منتظریـم تا آماندا
‫و خانواده‌ش از راه برسن,

144
00:11:49,876 --> 00:11:51,043
‫- دارن می‌آن,
‫- آره,

145
00:11:51,044 --> 00:11:52,961
‫هنوز مشخص نیست,,,

146
00:11:52,962 --> 00:11:54,546
‫فکر کنم خودشـه,

147
00:12:00,762 --> 00:12:02,054
‫آماندا!

148
00:12:06,851 --> 00:12:08,852
‫آماندا، چه احساسی داری
‫که برگشتی خونه؟

149
00:12:08,853 --> 00:12:11,647
‫برین کنار!

150
00:12:16,110 --> 00:12:17,403
‫نزدیک ما باش,

151
00:12:19,072 --> 00:12:20,739
‫زود باش بریم,

152
00:12:20,740 --> 00:12:22,408
‫یکی پرده‌ها رو بِکشه,

153
00:12:23,326 --> 00:12:24,326
‫ای بابا,

154
00:12:26,037 --> 00:12:27,955
‫این چه وضعیـه؟

155
00:12:27,956 --> 00:12:32,084
‫بعداز ۱۵ ساعت سفر توی هواپیما
‫و دو شب بی‌خوابی

156
00:12:32,085 --> 00:12:33,795
‫رسیدم به سیاتل,

157
00:12:35,004 --> 00:12:36,672
‫از اونجا دور شو، آماندا,

158
00:12:36,673 --> 00:12:39,717
‫تنها چیزی که می‌خواستم،
‫سکوت خونه بود,

159
00:12:41,761 --> 00:12:43,804
‫سورپرایز!

160
00:12:44,931 --> 00:12:47,224
‫وای، آماندا!

161
00:12:50,311 --> 00:12:51,979
‫سلام!

162
00:12:51,980 --> 00:12:53,313
‫همه‌ی دوست‌هات و خونواده‌ت اومدن,

163
00:12:53,314 --> 00:12:54,481
‫همون‌طور که می‌خواستی,

164
00:12:56,734 --> 00:12:58,610
‫- وای، بالاخره برگشتی!
‫- همه بگین سیب!

165
00:12:58,611 --> 00:13:00,570
‫سـیـب!

166
00:13:07,026 --> 00:13:08,819
[ ۱۲ اکتبر ۲۰۱۱ - ۸:۲۲ صبح ]

167
00:13:08,843 --> 00:13:10,706
[ روز هفتم در خانه ]

168
00:13:32,353 --> 00:13:35,940
‫توی زندان هربار فقط
‫سه‌تا کتاب بهم می‌دادن

169
00:13:37,734 --> 00:13:39,776
‫و این کتابخونه در مقایسه
‫با اون برام زیادی بود,

170
00:13:44,741 --> 00:13:45,824
‫عع!

171
00:13:47,994 --> 00:13:52,247
‫روزهای اول آزادی‌م،
‫همه‌چی برام عجیب بود,

172
00:13:52,248 --> 00:13:55,125
‫مثلاً این‌که می‌تونستم
‫بدون اجازه‌ی نگهبان

173
00:13:55,126 --> 00:13:56,376
‫برم یه اتاق دیگه,

174
00:14:13,311 --> 00:14:15,271
‫و گزینه‌های مختلفی که داشتم,

175
00:14:16,564 --> 00:14:20,901
‫هیچی اون‌طور که تصور می‌کردم، نبود,
‫حتی خودم,

176
00:14:20,902 --> 00:14:24,321
‫می‌شناسیش دیگه، اوما,
‫توی مراسم وی‌اِم‌اِی لباس گوشتی پوشید,

177
00:14:24,322 --> 00:14:27,032
‫چقدر حیف کرد!
‫اون گوشت‌ها یه‌هفته غذا می‌شد!

178
00:14:27,033 --> 00:14:28,951
‫آره، ولی نکته‌ش همین بود دیگه,

179
00:14:29,137 --> 00:14:30,728
‫روغن زیتون داریم؟
‫(به ایتالیایی)

180
00:14:33,706 --> 00:14:36,209
‫- باز گفتی که,
‫- چی گفتم؟

181
00:14:48,638 --> 00:14:49,931
‫می‌گم، من نگرانـم,

182
00:14:50,429 --> 00:14:51,430
‫ها؟

183
00:14:52,517 --> 00:14:56,130
‫بعضی‌وقت‌ها یه کارهایی می‌کنه
‫که انگار هنوز توی زندانـه,

184
00:14:56,521 --> 00:14:57,777
‫- مثلاً چه کاری؟
‫- مثلاً,,,

185
00:14:58,397 --> 00:15:01,191
‫اون روز لباس‌زیرش رو
‫توی سینک می‌شست,

186
00:15:01,192 --> 00:15:03,443
‫- عجب,
‫- یکی از حامی‌های گروه فیس‌بوک گفت

187
00:15:03,444 --> 00:15:05,668
‫احتمالاً اختلال پس‌از سانحه داره,

188
00:15:06,864 --> 00:15:09,032
‫به نظرت نباید ببریمش مشاوره؟

189
00:15:09,033 --> 00:15:11,451
‫چرا ببریم؟ می‌خوای
‫پول بیشتری خرج کنی

190
00:15:11,452 --> 00:15:13,625
‫تا همه‌ی خاطرات
‫بَدش رو دوباره مرور کنه؟

191
00:15:14,455 --> 00:15:16,833
‫- نه، ولی,,,
‫- یه زندگی معمولی لازم داره تا خوب بشه,

192
00:15:20,007 --> 00:15:21,090
‫همه‌مون لازم داریم,

193
00:15:26,509 --> 00:15:28,136
‫به مَدیسون می‌گم بیاد اینجا,

194
00:15:29,262 --> 00:15:31,722
‫شاید یه دوست قدیمی
‫بتونه هویتش رو برگردونه,

195
00:15:32,640 --> 00:15:34,642
‫آره, آفرین,

196
00:15:39,730 --> 00:15:40,731
‫آره,

197
00:15:45,111 --> 00:15:47,655
‫من خسته‌ام, بریم بخوابیم؟

198
00:15:48,531 --> 00:15:51,409
‫من یه‌کم دیگه تماشا می‌کنم,
‫هنوز حس‌وحال پرواز توی تنمـه,

199
00:15:53,578 --> 00:15:55,163
‫پس اینجا خوابت نبره,

200
00:15:56,038 --> 00:15:57,038
‫نه,

201
00:16:12,430 --> 00:16:14,432
‫- حالا شد,
‫- آره,

202
00:16:16,475 --> 00:16:18,477
‫سلام, اوضاع خونه چطوره؟

203
00:16:19,395 --> 00:16:20,687
‫عالیـه,

204
00:16:20,688 --> 00:16:22,335
‫چه حسی داره که برگشته خونه؟

205
00:16:22,815 --> 00:16:25,407
‫کِی قراره ماجرا رو
‫از زبون آماندا بشنویم؟

206
00:16:25,776 --> 00:16:28,778
‫فعلاً روی بهبودش تمرکز کردیم,

207
00:16:28,779 --> 00:16:31,781
‫حتماً مشکل مالی هم دارین,
‫مخصوصاً هزینه‌های دادگاه,

208
00:16:31,782 --> 00:16:33,992
‫هرچی بیشتر معطل کنین،
‫ارزش داستانش کمتر می‌شه,

209
00:16:33,993 --> 00:16:36,579
‫اون‌وقت دیگه توی
‫مصاحبه‌ها نقل مجلس نیست,

210
00:16:39,332 --> 00:16:42,585
‫دخترمون «نقل مجلس» کسی نیست,

211
00:16:49,550 --> 00:16:50,884
‫یعنی سایت مای‌اِسپیس تعطیل؟

212
00:16:50,885 --> 00:16:52,636
‫- تموم شد؟
‫- آره بابا,

213
00:16:52,637 --> 00:16:54,414
‫منقرض شد,

214
00:16:54,680 --> 00:16:56,414
‫خب، محل سکونت,

215
00:16:56,766 --> 00:16:58,310
‫سیاتل رو عشقـه,

216
00:16:58,502 --> 00:17:01,811
‫چه عکسی برای پروفایلم بذارم؟
‫عکس‌های جدید همه‌ش مال خبرنگارهاست,

217
00:17:01,812 --> 00:17:03,521
‫خودم یه عکس ازت می‌گیرم,

218
00:17:03,522 --> 00:17:05,398
‫خب، میزان تحصیلات؟

219
00:17:05,399 --> 00:17:08,945
‫یه نیم‌دوره بورسیه شدم
‫و بعدش رفتم زندان,

220
00:17:12,031 --> 00:17:13,316
‫مسخره!

221
00:17:14,951 --> 00:17:17,954
‫- دانشگاه ناکسی پوست‌کلفت,
‫- ایش,

222
00:17:19,121 --> 00:17:21,582
‫درست گفتی، ولی ننویسش,

223
00:17:23,869 --> 00:17:24,915
‫- صبر کن بینم!
‫ چی شد؟

224
00:17:25,169 --> 00:17:28,089
‫- لیز رفت مقطع ارشد؟ ای نامرد,
‫- آها,

225
00:17:29,257 --> 00:17:32,175
‫دوست داشتی بری
‫رشته‌ی معماری پسااستعماری؟

226
00:17:32,176 --> 00:17:35,971
‫حالا یه رشته‌ای می‌رفتم,
‫چهار سال از زندگی‌م هدر رفت,

227
00:17:46,274 --> 00:17:49,526
‫اِدا، نامه‌هات رو از چنگ
‫اون جماعت نجات دادم,

228
00:17:49,527 --> 00:17:52,029
‫آخ‌جون,
‫قبض‌های جدید,

229
00:17:55,258 --> 00:17:57,150
‫اِستیوی داره امنیت
‫خونه رو بالا می‌بره,

230
00:17:58,178 --> 00:17:59,309
‫نه بابا؟

231
00:18:02,081 --> 00:18:03,792
‫نظارت کامل به اطراف خونه,

232
00:18:04,125 --> 00:18:06,751
‫دزدگیر جدید، نورافکن،
‫حسگرهای حرکتی,,,

233
00:18:06,776 --> 00:18:08,153
‫- به‌به,
‫- همه‌چی تکمیلـه,

234
00:18:09,130 --> 00:18:10,380
‫این عالیـه,

235
00:18:10,381 --> 00:18:12,299
‫دیگه روانی‌ها نزدیک‌تون نمی‌شن,

236
00:18:12,300 --> 00:18:13,466
‫- آره,
‫- داداش!

237
00:18:13,467 --> 00:18:15,343
‫- سلام، رفیق,
‫- شام هستی؟

238
00:18:15,344 --> 00:18:17,137
‫- اگه کباب می‌زنی، آره,
‫- حتماً,

239
00:18:17,138 --> 00:18:18,847
‫راستی، اِدا,

240
00:18:18,848 --> 00:18:21,391
‫این‌ها دارن آشغال‌هاتون رو می‌گردن,

241
00:18:21,392 --> 00:18:24,978
‫واقعاً هم مثل سوسکـن,
‫یکی‌شون رو می‌کُشی، دوتا پیدا می‌شن,

242
00:18:25,434 --> 00:18:26,995
‫اون روز اوپرا زنگ زد,

243
00:18:26,499 --> 00:18:27,004
(اوپرا وینفری: مجری معروف تلویزیون آمریکا)

244
00:18:27,088 --> 00:18:28,896
‫آماندا مصاحبه نمی‌خواد,

245
00:18:29,483 --> 00:18:31,943
‫از کجا معلوم برای من زنگ نزده؟

246
00:18:31,944 --> 00:18:35,655
‫شاید همه دوست دارن
‫بدونن خواهر بیچاره‌ش چطوره,

247
00:18:35,656 --> 00:18:39,618
‫اِدا، این فرصت خوبیـه که با شخص
‫محترمی مثل اوپرا مصاحبه کنه

248
00:18:39,619 --> 00:18:42,078
‫و این مزخرفات رو بشوره و ببره,

249
00:18:42,079 --> 00:18:44,080
‫- دایان سایر هم زن جذابیـه,
‫- می‌شه دخترم,,,

250
00:18:44,081 --> 00:18:45,540
‫یه‌کم نفس بِکشه؟

251
00:18:45,541 --> 00:18:46,875
‫چند هفته‌ست که اومده,

252
00:18:46,876 --> 00:18:49,252
‫هنوز حکم برائتش هم تأیید نشده,

253
00:18:49,253 --> 00:18:51,004
‫تأیید نشده؟
‫منظورت چیـه؟

254
00:18:54,383 --> 00:18:55,551
‫عع، چیزه,,,

255
00:18:56,636 --> 00:18:59,346
‫دادگاه عالی ایتالیا هم باید بگه

256
00:18:59,347 --> 00:19:02,515
‫که با حکم آزادی‌ت موافقـه,

257
00:19:02,947 --> 00:19:04,100
‫اگه نگه چی؟

258
00:19:04,101 --> 00:19:06,728
‫نگران این چیزها نباش، آماندا,

259
00:19:06,729 --> 00:19:08,480
‫کارلو گفت مطمئنـه که

260
00:19:08,481 --> 00:19:09,982
‫حکم نهایی هم به نفع ماست,

261
00:19:11,400 --> 00:19:12,818
‫خب اگه نباشه چی؟

262
00:19:13,736 --> 00:19:15,737
‫پرونده رو می‌دن
‫به دادگاه‌های پایین‌رتبه

263
00:19:15,738 --> 00:19:17,822
‫و روز از نو، روزی از نو,

264
00:19:17,823 --> 00:19:19,282
‫یعنی چی؟
‫دوباره دادگاه؟

265
00:19:19,283 --> 00:19:20,784
‫- نه, نه,,,
‫- آماندا، وکیل‌هات می‌گن

266
00:19:20,785 --> 00:19:22,160
‫- این اتفاق نمی‌افته,
‫- ولی ممکنـه,

267
00:19:22,161 --> 00:19:23,995
‫- نه,,,
‫- مطمئنـن که,,,

268
00:19:23,996 --> 00:19:26,540
‫- ختم به خیر می‌شه,
‫- قانع‌کننده بود، دوستان,

269
00:19:27,750 --> 00:19:31,712
‫چیزه,,, بهشون بگو چه ایده‌ای داری,

270
00:19:32,713 --> 00:19:34,089
‫- همونی که بهم گفتی,
‫- آها، برنامه‌م برای آینده‌ای

271
00:19:34,090 --> 00:19:35,548
‫که احتمالاً قرار نیست داشته باشم؟

272
00:19:35,549 --> 00:19:37,509
‫- می‌خواستی بهشون بگی,
‫- بگو، عزیزم,

273
00:19:37,510 --> 00:19:40,303
‫- بهمون بگو,
‫- مثبت فکر کن,

274
00:19:40,808 --> 00:19:42,476
‫بگو دیگه,

275
00:19:43,432 --> 00:19:46,643
‫خب اگه برنگردم دادگاه یا زندان,,,

276
00:19:46,644 --> 00:19:49,274
‫می‌خوام برم دانشگاه,

277
00:19:49,921 --> 00:19:52,357
‫آره,
‫و این‌که,,,

278
00:19:52,358 --> 00:19:54,401
‫می‌خوام با مَدیسون زندگی کنم,

279
00:19:54,402 --> 00:19:56,277
‫آره, من یه خونه‌ی باحال

280
00:19:56,278 --> 00:19:57,987
‫توی منطقه‌ی اینترنشنال دارم,

281
00:19:57,988 --> 00:19:59,489
‫- آره,,,
‫- آها,

282
00:20:00,033 --> 00:20:02,034
‫- و ,,,
‫- و قراره,,,

283
00:20:05,329 --> 00:20:07,080
‫به کسی که باهات
‫زندگی می‌کنه، چی می‌گن؟

284
00:20:07,081 --> 00:20:08,915
‫- هم‌خونه؟
‫- آره، هم‌خونه,

285
00:20:08,916 --> 00:20:11,584
‫- خودش هم می‌آد اونجا,,,
‫- آخه چیزه,,,

286
00:20:11,585 --> 00:20:14,630
‫به نظرت یه‌کم زود نیست؟

287
00:20:15,756 --> 00:20:19,358
‫آره, آخه تازه برگشتی پیشم، عزیزم,

288
00:20:19,844 --> 00:20:21,929
‫به این‌راحتی‌ها ولت نمی‌کنم,

289
00:20:23,222 --> 00:20:24,848
‫۱۵ دقیقه از هم فاصله داریم، مامان,

290
00:20:24,849 --> 00:20:26,683
‫- ایتالیا که نمی‌رم,
‫- خب من,,,

291
00:20:26,684 --> 00:20:28,728
‫کریس، می‌شه بهشون بگی سخت نگیرن؟

292
00:20:30,479 --> 00:20:32,439
‫اگه بری، گزارشگرها
‫برات زندگی نمی‌ذارن

293
00:20:32,440 --> 00:20:34,274
‫و اون‌قدر سؤال‌پیچت می‌کنن که

294
00:20:34,275 --> 00:20:36,526
‫- حتی از شام دیشبت هم تعریف کنی,
‫- آماندا، عزیزم,

295
00:20:36,527 --> 00:20:38,924
‫یه‌کم دندون روی جیگر بذار,
‫باشه؟

296
00:20:38,949 --> 00:20:40,864
‫بالاخره خبرنگارها
‫خسته می‌شن و می‌رن

297
00:20:40,865 --> 00:20:43,431
‫و بعدش برمی‌گردی به زندگی معمولی‌ت,

298
00:20:43,951 --> 00:20:46,120
‫- درست نمی‌گم، اِستیو؟
‫- کاملاً,

299
00:20:48,247 --> 00:20:49,540
‫ممنون، اِستیو,

300
00:21:06,115 --> 00:21:09,616
[ ۳۱ اکتبر ۲۰۱۱ - ۲۶ روز در خانه ]

301
00:21:38,190 --> 00:21:39,214
‫وای!

302
00:21:39,215 --> 00:21:40,633
‫لاشخورها ندیدنت؟

303
00:21:41,509 --> 00:21:43,219
‫از دَر پشتی اومدم,

304
00:21:43,427 --> 00:21:44,803
‫این دفعه به حرف خودم گوش دادم,

305
00:21:44,804 --> 00:21:46,387
‫- آفرین,
‫- آره,

306
00:21:46,388 --> 00:21:48,014
‫این لباس کدوم شخصیتـه؟

307
00:21:48,015 --> 00:21:50,809
‫وای، واقعاً از دنیا عقبـی‌ها,
‫جیگرتو,

308
00:21:50,810 --> 00:21:52,560
‫بریم,

309
00:21:52,561 --> 00:21:54,771
‫باید برات یه لباس جور کنیم,

310
00:21:54,772 --> 00:21:56,606
‫آره, خط‌چشم داری؟

311
00:21:56,607 --> 00:21:57,817
‫آره، فکر کنم,
‫سلام,

312
00:22:56,542 --> 00:22:59,420
‫کریس؟
‫یکی‌تون بیاد اینجا!

313
00:23:03,799 --> 00:23:05,801
‫- چی شده؟
‫- خواهرت کجاست؟

314
00:23:06,719 --> 00:23:08,220
‫نمی‌دونم,

315
00:23:31,327 --> 00:23:32,827
‫چطوری؟

316
00:23:32,828 --> 00:23:35,121
‫دنبالت می‌گشتم,

317
00:23:35,122 --> 00:23:36,540
‫سلام‌علیکم,

318
00:23:44,214 --> 00:23:45,673
‫این هم از جشن,

319
00:23:45,674 --> 00:23:47,093
‫- این هم از جشن,
‫- ای بابا,

320
00:23:47,250 --> 00:23:48,914
‫نمی‌دونم یه‌هو چی شد,

321
00:23:50,262 --> 00:23:52,680
‫همه بهم خیره شده بودن

322
00:23:52,681 --> 00:23:56,142
‫و حس عجیبی بهم دست داد,,,

323
00:23:56,143 --> 00:23:58,520
‫- نه، این چه حرفیـه,
‫- آره دیگه,

324
00:23:59,420 --> 00:24:00,448
‫ببین,

325
00:24:01,231 --> 00:24:02,733
‫تو زندان بودی,

326
00:24:03,776 --> 00:24:06,194
‫آره, واقعاً عجیبـه,

327
00:24:06,195 --> 00:24:09,294
‫تو می‌تونی تا حداقل
‫یه سال عجیب باشی,

328
00:24:09,615 --> 00:24:10,823
‫جدی می‌گم,

329
00:24:14,995 --> 00:24:17,372
‫این‌ها همه‌شون من رو قبلاً می‌شناختن

330
00:24:17,373 --> 00:24:21,668
‫و فکر کردم من رو مثل
‫همون دختر سابق می‌بینن,

331
00:24:21,669 --> 00:24:25,088
‫نمی‌فهمم درباره‌م چی فکر می‌کنن,,,

332
00:24:25,089 --> 00:24:27,924
‫و انگار هیچی سر جاش نیست,

333
00:24:27,925 --> 00:24:30,094
‫انگار متعلق به اینجا نیستم,

334
00:24:31,095 --> 00:24:34,097
‫حتی نتونستم با سارا
‫یه مکالمه‌ی معمولی داشته باشم,

335
00:24:34,098 --> 00:24:36,099
‫کسی که از کلاس دوم دبستان می‌شناسم,

336
00:24:36,100 --> 00:24:39,477
‫اون‌وقت اوپرا به بابام زنگ زده
‫که باهام مصاحبه کنه,

337
00:24:39,478 --> 00:24:41,689
‫- و من هم,,,
‫- شوخی نکن!

338
00:24:43,357 --> 00:24:44,399
‫می‌دونم,

339
00:24:44,400 --> 00:24:46,484
‫من هم تعجب کردم,

340
00:24:46,485 --> 00:24:48,152
‫فکر کن بیاد مصاحبه رو

341
00:24:48,153 --> 00:24:49,494
‫همین‌جا برگزار کنه,

342
00:24:49,714 --> 00:24:52,041
‫مثل اون‌دفعه که رفت سر صحنه‌ی
‫فیلم‌برداری سریال «دوستان»,

343
00:24:52,066 --> 00:24:54,283
‫اتفاقاً ایده‌ی خوبیـه,

344
00:24:55,953 --> 00:24:58,078
‫- پول خوبی هم داره,
‫- آره,

345
00:24:58,497 --> 00:25:01,033
‫فکر کنم مامان‌بابام مشکل مالی دارن,

346
00:25:01,375 --> 00:25:02,584
‫می‌دونم,

347
00:25:04,545 --> 00:25:07,005
‫می‌دونی؟
‫چی می‌دونی؟

348
00:25:09,284 --> 00:25:12,885
‫جِنی گفت بابات به باباش گفته که

349
00:25:12,886 --> 00:25:14,804
‫- می‌خواد خونه رو دوباره وثیقه بذاره,
‫- چی؟

350
00:25:14,805 --> 00:25:16,806
‫برای هزینه‌ی وکیل‌ها و این چیزها,

351
00:25:16,807 --> 00:25:18,474
‫خونه‌ش رو؟

352
00:25:18,475 --> 00:25:19,697
‫آره,

353
00:25:20,019 --> 00:25:21,270
‫و خونه‌ی مامان‌بزرگت,

354
00:25:23,522 --> 00:25:24,690
‫نگی من گفتم,

355
00:25:33,574 --> 00:25:35,616
‫وای، از اون‌موقع این روی صورتم بوده؟

356
00:25:35,617 --> 00:25:37,368
‫آره، خیلی گوگولی شدی,

357
00:25:38,198 --> 00:25:39,245
‫نه‌خیر، اصلاً هم,,,

358
00:25:39,246 --> 00:25:42,081
‫- یه دستمال بهم می‌دی لطفاً؟
‫- باشه,

359
00:25:42,082 --> 00:25:44,001
‫ولی به نظرم بهت می‌آدها,

360
00:25:46,045 --> 00:25:49,213
‫واسه همین همه بهم خیره شده بودن,

361
00:25:53,667 --> 00:25:54,803
‫ای ریدم,

362
00:25:57,306 --> 00:25:59,307
‫اینجاست، مامان,

363
00:25:59,308 --> 00:26:00,391
‫رمزش چیـه؟

364
00:26:00,392 --> 00:26:02,477
‫- چرا گوشی‌ت رو جواب نمی‌دی؟
‫- با مَدیسون بودم, وا,

365
00:26:02,478 --> 00:26:04,854
‫- اومد خونه، اِستیو, الان اینجاست,
‫- باید گوشی‌ت رو جواب بدی!

366
00:26:04,855 --> 00:26:06,314
‫ناسلامتی ۲۴ سالمـه!

367
00:26:06,315 --> 00:26:07,982
‫می‌شه وقتی از خونه می‌رم بیرون,,,

368
00:26:07,983 --> 00:26:09,275
‫- ممنون,
‫- مامان و بابام,,,

369
00:26:09,276 --> 00:26:11,361
‫به اِف‌بی‌آی زنگ نزنن؟

370
00:26:12,279 --> 00:26:13,280
‫واقعاً که,

371
00:26:14,990 --> 00:26:16,325
‫شوخی‌تون گرفته؟

372
00:26:18,660 --> 00:26:20,913
‫نشونش بده دیگه، مامان,

373
00:26:24,041 --> 00:26:25,209
‫چی رو نشون بده؟

374
00:26:33,050 --> 00:26:34,051
‫چیـه؟

375
00:26:37,262 --> 00:26:38,888
‫- چی,,,
‫- هر هفته,,,

376
00:26:38,889 --> 00:26:41,058
‫یکی‌دوتا از این‌ها می‌آد,
‫این بَدتره,

377
00:26:45,145 --> 00:26:46,742
‫اون بیرون روانی زیاده,

378
00:26:46,939 --> 00:26:49,315
‫اِستیو قراره یه گزارش اِف‌بی‌آی بنویسه

379
00:26:49,316 --> 00:26:52,527
‫ولی گفت چون مدرک
‫موثقی برای تهدید نداریم

380
00:26:52,528 --> 00:26:54,362
‫کار خاصی نمی‌تونه بکنه,

381
00:26:54,363 --> 00:26:57,031
‫یعنی وقتی طرف دخترم رو دزدید،
‫می‌خواد گزارش بنویسه؟

382
00:26:57,032 --> 00:26:59,784
‫می‌شه یه‌جوری صحبت نکنین
‫انگار من اینجا نیستم؟

383
00:26:59,785 --> 00:27:02,328
‫داریم ازت مراقبت می‌کنیم، دیوونه,

384
00:27:02,329 --> 00:27:03,913
‫من دیوونه نیستم، کریس,

385
00:27:03,914 --> 00:27:06,290
‫باشه، حداقل قبلاً,,,

386
00:27:06,291 --> 00:27:08,200
‫شوخی سرت می‌شد,

387
00:27:16,343 --> 00:27:17,427
‫می‌دونم,

388
00:27:21,631 --> 00:27:23,016
‫خودم می‌دونم,

389
00:27:30,181 --> 00:27:32,141
‫شما توی زندان پیشم نبودین,

390
00:27:33,006 --> 00:27:35,466
‫چهار سال کنارم نبودین

391
00:27:35,696 --> 00:27:37,113
‫که مراقبم باشین,

392
00:27:37,570 --> 00:27:40,491
‫فقط خودم بودم و خودم,

393
00:27:40,492 --> 00:27:43,452
‫باید مراقب خودم می‌بودم
‫که چیزیم نشه,,,

394
00:27:43,453 --> 00:27:45,037
‫که درگیر خشونت نشم,,,

395
00:27:45,038 --> 00:27:48,165
‫و از نگهبان‌ها دوری کنم,,,

396
00:27:48,166 --> 00:27:51,002
‫و به کدوم زندانی‌ها اعتماد کنم!

397
00:27:51,003 --> 00:27:52,963
‫هرروز فکروذکرم همین بود!

398
00:27:54,465 --> 00:27:57,092
‫من دیگه بچه نیستم!

399
00:27:58,573 --> 00:28:00,712
‫ای کاش بودم!

400
00:28:04,266 --> 00:28:05,934
‫من از پس خودم برمی‌آم,

401
00:28:12,133 --> 00:28:14,677
‫بابا، چقدر پول بدهکاری؟

402
00:28:16,546 --> 00:28:17,963
‫چی؟ بدهکار؟
‫منظورت چیـه,,,؟

403
00:28:18,133 --> 00:28:21,532
‫خونه‌ت رو دوباره وثیقه گذاشتی
‫و می‌خوام بهت برگردونم,

404
00:28:21,533 --> 00:28:22,992
‫فقط یه عدد بگو,

405
00:28:23,279 --> 00:28:25,842
‫عزیزم، من,,,

406
00:28:26,246 --> 00:28:28,540
‫نمی‌دونم چقدره,

407
00:28:32,878 --> 00:28:34,462
‫می‌دونی,

408
00:28:35,735 --> 00:28:37,412
‫فقط نمی‌خوای بگی,

409
00:28:45,657 --> 00:28:47,328
‫«قبلاً شوخی سرت می‌شد»؟

410
00:28:48,060 --> 00:28:50,145
‫چه مرگتـه، کریس؟

411
00:29:08,455 --> 00:29:11,092
‫آماندا، حالت خوبـه؟

412
00:29:11,458 --> 00:29:14,211
‫- ویدئو رو دیدی؟
‫- می‌شه بیام داخل؟

413
00:29:16,797 --> 00:29:19,715
‫گور باباشون,
‫اون‌ها که نمی‌شناسنت,

414
00:29:19,990 --> 00:29:22,051
‫نظرات زیرش رو خوندی؟
‫همه ازم متنفرن,

415
00:29:22,052 --> 00:29:23,761
‫حتی کسایی که فکر می‌کنن بی‌گناهـم

416
00:29:23,762 --> 00:29:25,889
‫می‌گن حقمـه عذاب بِکشم، چون آزاد شدم,

417
00:29:29,893 --> 00:29:31,895
‫خبرنگارها جلوی خونه‌م بودن,,,

418
00:29:33,021 --> 00:29:36,560
‫دادگاه عالی هم منتظر بود,,,
‫نظرات منفی اینترنت هم کم نبود,,,

419
00:29:36,795 --> 00:29:40,976
‫و یه روانی با نامه‌های قرمز هم بود,
‫همه‌شون می‌خواستن کسی باشم که نیستم,

420
00:29:41,488 --> 00:29:43,073
‫عزیزم، می‌شه بیام داخل؟

421
00:29:45,659 --> 00:29:47,619
‫چقدر به وکیل‌ها بدهکاریـم، مامان؟

422
00:30:05,387 --> 00:30:07,556
‫وقتش رسیده بود
‫من هم حرف‌هام رو بزنم,

423
00:30:09,335 --> 00:30:10,634
[ فصل اول ]

424
00:30:17,858 --> 00:30:21,193
‫اون‌طرف دنیا،
‫وکیل‌هام توی دادگاه عالی

425
00:30:21,194 --> 00:30:23,275
‫برای پرونده‌م تلاش می‌کردن

426
00:30:23,613 --> 00:30:26,661
‫و من سعی می‌کردم
‫یه آماندا ناکس جدید بسازم,

427
00:30:26,908 --> 00:30:29,076
‫چیزی به انتشار
‫زندگی‌نامه‌م نمونده بود,

428
00:30:29,077 --> 00:30:31,566
‫از غار تنهایی بیرون اومده بودم
‫تا از کتابم تبلیغ کنم,

429
00:30:32,039 --> 00:30:34,498
‫امیدوار بودم کتابم
‫بتونه تأثیری داشته باشه,

430
00:30:34,499 --> 00:30:37,293
‫از ته دل امیدوار بودم,

431
00:30:37,294 --> 00:30:39,754
‫- ای وای,
‫- ببخشین, خیلی ببخشین,

432
00:30:39,917 --> 00:30:41,919
‫تو,,, خودتـی,

433
00:30:43,015 --> 00:30:44,266
‫واقعاً کُشتیش؟

434
00:30:56,480 --> 00:30:58,105
‫سلام، کارلو,
‫چی شده؟

435
00:30:59,594 --> 00:31:01,387
‫سلام، آماندا,
‫الان با لوچانو هستم,

436
00:31:01,412 --> 00:31:04,330
‫از جلسه‌ی دادگاه عالی برگشتیم,

437
00:31:04,399 --> 00:31:05,643
‫خب؟

438
00:31:05,989 --> 00:31:09,617
‫متأسفانه طبق برنامه پیش نرفت,

439
00:31:09,618 --> 00:31:12,411
‫حکم برائت تو رو رد کردن,

440
00:31:12,412 --> 00:31:13,629
‫چی؟

441
00:31:14,289 --> 00:31:18,043
‫با صحبت‌های مینینی موافقت کردن,

442
00:31:18,585 --> 00:31:20,086
‫ای وای,

443
00:31:22,214 --> 00:31:23,380
‫خب,

444
00:31:23,381 --> 00:31:24,924
‫الان,,, الان چی‌کار کنیم؟

445
00:31:24,925 --> 00:31:28,552
‫پرونده‌ت رو فرستادن شهر
‫فلورانس برای دادگاه جدید,

446
00:31:28,553 --> 00:31:29,888
‫یه دادگاه دیگه؟

447
00:31:30,806 --> 00:31:34,226
‫آره، ولی حداقل
‫این‌بار نیازی نیست بیای,

448
00:31:34,351 --> 00:31:36,269
‫می‌تونیم بدون حضورت هم دفاع کنیم,

449
00:31:36,436 --> 00:31:39,564
‫اگه نیازی به استرداد تو باشه،
‫با وکیلت توی آمریکا هماهنگ کردیم,

450
00:31:41,191 --> 00:31:42,817
‫استرداد؟ یعنی چی؟

451
00:31:42,818 --> 00:31:43,901
‫نه, نه,

452
00:31:43,902 --> 00:31:46,403
‫نمی‌شه برگردم زندان,

453
00:31:46,404 --> 00:31:48,073
‫نه ,نه,

454
00:31:48,287 --> 00:31:50,700
‫نگران نباش,
‫به اونجاها نمی‌رسه,

455
00:31:50,909 --> 00:31:55,038
‫فقط سعی کن جایی دیده نشی,
‫کلاً نامرئی شو,

456
00:31:55,418 --> 00:31:59,964
‫یه اشتباه کوچیک کافیـه
‫تا نظر دادگاه عوض بشه, متوجهـی؟

457
00:32:00,127 --> 00:32:02,336
‫کتابم قراره منتشر بشه,

458
00:32:02,337 --> 00:32:04,380
‫چندتا قرار مصاحبه دارم، کارلو,

459
00:32:04,381 --> 00:32:06,048
‫قرارداد امضا کردم,

460
00:32:06,049 --> 00:32:07,675
‫اگه سر مصاحبه‌ها حاضر نشم

461
00:32:07,676 --> 00:32:10,388
‫من رو بیچاره می‌کنن,

462
00:32:15,728 --> 00:32:18,021
‫پس باید حسابی حواست جمع باشه,

463
00:32:18,270 --> 00:32:22,941
‫کلمه‌به‌کلمه‌ای که می‌گی، ممکنـه
‫توی دادگاه علیهت استفاده بشه,

464
00:32:23,859 --> 00:32:27,320
‫باید بی‌نقص باشی، آماندا,

465
00:32:38,832 --> 00:32:39,833
‫ممنون,

466
00:32:45,005 --> 00:32:46,506
‫دوربین تنظیمـه، دوستان,

467
00:32:48,280 --> 00:32:49,779
‫چه آرایش غلیظی,

468
00:32:51,206 --> 00:32:52,723
‫با من هم همین کار رو می‌کنن,

469
00:32:55,432 --> 00:32:58,767
‫ببین، می‌خوام حسابی حواست جمع باشه,

470
00:32:58,768 --> 00:33:00,352
‫چندتا سؤال سخت می‌پرسم

471
00:33:00,353 --> 00:33:02,021
‫و تو هم باید
‫بااعتمادبه‌نفس جواب بدی,

472
00:33:02,022 --> 00:33:04,734
‫- باشه,
‫- این‌طوری شک‌وشبهه‌ها برطرف می‌شه,

473
00:33:05,150 --> 00:33:06,943
‫مخصوصاً با دادگاه
‫جدیدی که در پیش داری,

474
00:33:08,794 --> 00:33:10,184
‫این مصاحبه برات خوبـه,

475
00:33:10,405 --> 00:33:11,864
‫- قول می‌دم,
‫- آماده باشین,

476
00:33:13,188 --> 00:33:14,409
‫خیلی خوب,

477
00:33:18,830 --> 00:33:20,497
‫آماده‌ی ضبط,

478
00:33:20,498 --> 00:33:21,583
‫ببین,

479
00:33:22,584 --> 00:33:23,626
‫حواست به من باشه,

480
00:33:25,045 --> 00:33:26,922
‫شروع می‌کنیم,

481
00:33:28,882 --> 00:33:30,967
‫- برین!
‫- برو!

482
00:33:32,844 --> 00:33:34,262
‫پنج، چهار,,,

483
00:33:38,183 --> 00:33:39,801
‫خوش اومدی، آماندا ناکس,

484
00:33:40,143 --> 00:33:43,562
‫داستان خودت رو توی کتابت گفتی:
‫«در انتظار شنیده‌شدن»,

485
00:33:43,658 --> 00:33:46,161
‫کتابت واکنش‌ها
‫و شبهه‌هایی به دنبال داشته,

486
00:33:47,067 --> 00:33:48,109
‫چه توضیحی براش داری؟

487
00:33:49,757 --> 00:33:51,029
‫عع، خیلی سختـه,

488
00:33:51,238 --> 00:33:53,989
‫اثبات بی‌گناهی خودت کار سختیـه,

489
00:33:53,990 --> 00:33:56,136
‫اثبات این‌که کاری نکردی,

490
00:33:56,409 --> 00:33:59,161
‫بازرس‌ها جواب قانع‌کننده‌ای ندادن

491
00:33:59,162 --> 00:34:01,288
‫و آخرش من مقصر شدم,

492
00:34:01,422 --> 00:34:02,859
‫چرا یه مَرد مقصر نشد؟

493
00:34:03,431 --> 00:34:05,474
‫چرا بازرس‌ها روی تو تمرکز کردن؟

494
00:34:05,718 --> 00:34:09,338
‫رفتار من با خیلی‌ها فرق می‌کرد,

495
00:34:09,799 --> 00:34:12,883
‫من اصولاً آدمی‌ام که,,,

496
00:34:12,884 --> 00:34:16,929
‫وقتی بهم فشار وارد می‌شه،
‫درجا خشکم می‌زنه,

497
00:34:16,930 --> 00:34:20,266
‫یعنی ترجیح می‌دم
‫احساساتم رو سرکوب کنم

498
00:34:20,267 --> 00:34:22,768
‫تا این‌که ادا دربیارم,

499
00:34:22,769 --> 00:34:26,313
‫بازرس‌ها می‌گن این رفتارت متأثر از
‫اینـه که یه بیمار جنسی هستی,

500
00:34:26,951 --> 00:34:28,387
‫این نظریه‌شونـه,

501
00:34:28,608 --> 00:34:32,027
‫می‌گن اون‌شب قصد انجام
‫یه فعالیت عجیب جنسی داشتی

502
00:34:32,028 --> 00:34:35,072
‫ولی درست پیش نرفت
‫و هم‌خونه‌ای‌ت مُرد,

503
00:34:35,073 --> 00:34:36,991
‫- درستـه؟
‫- این حرف اون‌هاست,

504
00:34:36,992 --> 00:34:38,659
‫واقعیت همینـه,
‫تیتر خبرها رو ول کن,

505
00:34:38,660 --> 00:34:40,786
‫واقعیت پرونده همینـه، درستـه؟

506
00:34:40,787 --> 00:34:43,998
‫آیا این نظریه حقیقت داره؟
‫واقعاً اختلال جنسی داری؟

507
00:34:43,999 --> 00:34:47,251
‫شاید سؤال حساسی باشه،
‫ولی هدف‌مون رسیدن به حقیقتـه,

508
00:34:47,252 --> 00:34:49,837
‫- وگرنه شک‌وشبهه بیشتر می‌شه,
‫- نه,

509
00:34:51,464 --> 00:34:53,841
‫مِردیت فکر می‌کرد اختلال جنسی داری؟

510
00:34:53,842 --> 00:34:55,634
‫- نه,
‫- و تو ازش متنفر بودی,,,

511
00:34:55,635 --> 00:34:57,177
‫چون قضاوتت می‌کرد؟
‫قضیه این نبود؟

512
00:34:57,178 --> 00:34:59,162
‫نه، به‌هیچ‌وجه,

513
00:34:59,431 --> 00:35:00,571
‫و,,,

514
00:35:02,225 --> 00:35:05,644
‫هیچ مدرکی هم وجود نداره,

515
00:35:05,645 --> 00:35:07,646
‫- ولی نظریه‌شون همینـه,
‫- در حد نظریه‌ست,

516
00:35:07,647 --> 00:35:10,525
‫«ناکس به فعالیت‌های
‫عجیب جنسی علاقه داره»,

517
00:35:11,401 --> 00:35:12,943
‫چطور به این نظریه رسیدن؟

518
00:35:13,290 --> 00:35:16,322
‫توی کتابم درباره‌ی
‫تجربه‌های جنسی‌م نوشتم,

519
00:35:16,323 --> 00:35:20,242
‫نیازی نبوده به جزئیاتش بپردازم،
‫چون اختلال جنسی ندارم,

520
00:35:20,243 --> 00:35:24,371
‫هیچ‌وقت لباس براق و تنگ چرمی
‫نپوشیدم و شلاق به دستم بگیرم,

521
00:35:24,372 --> 00:35:25,914
‫از این کارها نکردم,

522
00:35:25,915 --> 00:35:27,458
‫فعالیت گروهی چطور؟

523
00:35:27,459 --> 00:35:29,793
‫- این چه سؤالیـه؟
‫- هیچ‌وقت سکس گروهی نداشتم,

524
00:35:29,794 --> 00:35:32,046
‫شاید هم‌خونه‌ای‌هات
‫این‌ها رو به بازرس‌ها گفتن,

525
00:35:32,047 --> 00:35:33,505
‫یا شاید تو حقیقت رو نمی‌گی

526
00:35:33,506 --> 00:35:35,299
‫و از یه مسیر دیگه
‫به این نتیجه رسیدن,

527
00:35:35,300 --> 00:35:37,635
‫اون‌ها خودشون از بازرس‌ها شنیدن,

528
00:35:37,636 --> 00:35:39,053
‫همه‌ش ساختگیـه,

529
00:35:39,054 --> 00:35:41,930
‫- از کجا بهش رسیدن؟
‫- از من که نبوده

530
00:35:41,931 --> 00:35:44,308
‫و از شاهدها هم نبوده,

531
00:35:44,309 --> 00:35:47,311
‫نمی‌دونم,,, شاید به‌خاطر این بوده

532
00:35:47,312 --> 00:35:48,937
‫که یه زن جَوون بودم,,,

533
00:35:48,938 --> 00:35:50,449
‫یه‌عالمه زن جَوون دیگه هم هست,

534
00:35:51,049 --> 00:35:53,818
‫ولی چرا مردم
‫این برداشت رو از تو دارن؟

535
00:35:55,487 --> 00:35:59,073
‫من با زن‌های دیگه‌ی
‫اون خونه فرقی نداشتم,

536
00:35:59,074 --> 00:36:01,075
‫پس از نظر خودت,,,

537
00:36:01,076 --> 00:36:03,285
‫تو چهار سال حبس کشیدی

538
00:36:03,286 --> 00:36:05,037
‫چون بازرس پرونده منحرف جنسی بوده؟

539
00:36:05,038 --> 00:36:07,039
‫- حتماً خیلی عصبانی شدی,
‫- خیلی زیاد,

540
00:36:07,040 --> 00:36:09,291
‫و این دادگاه مجدد غافل‌گیرت کرد؟

541
00:36:09,292 --> 00:36:10,459
‫بله,

542
00:36:10,460 --> 00:36:13,654
‫- چرا؟
‫- چون مدرکی وجود نداره,

543
00:36:14,047 --> 00:36:16,090
‫من هیچ ارتباطی به اون قتل ندارم,

544
00:36:16,091 --> 00:36:20,386
‫اصلاً توی صحنه‌ی جُرم حضور نداشتم,,,

545
00:36:20,387 --> 00:36:22,596
‫مردم هرچقدر بخوان، می‌تونن رفتارم

546
00:36:22,597 --> 00:36:25,516
‫و زندگی جنسی‌م رو نقد کنن،
‫ولی هیچ ارتباطی نداره,

547
00:36:25,517 --> 00:36:28,644
‫همه‌ش تأکید می‌کنی که کار تو نبوده

548
00:36:28,645 --> 00:36:30,312
‫ولی اثباتش هم نمی‌تونی بکنی,

549
00:36:30,313 --> 00:36:31,897
‫متوجهـی این چقدر شک‌برانگیزه؟

550
00:36:31,898 --> 00:36:35,192
‫من از روز اول می‌گفتم,

551
00:36:35,193 --> 00:36:37,986
‫گفتم کار من نیست و کسی باور نکرد,

552
00:36:37,987 --> 00:36:41,657
‫انگار حرف‌زدنم برای
‫اثبات بی‌گناهی‌م کافی نبود,

553
00:36:41,658 --> 00:36:44,869
‫حتماً ترسیدی که شاید
‫آمریکا استردادت رو قبول کنه,

554
00:36:47,205 --> 00:36:49,958
‫همین دو روز پیش
‫بهم حمله‌ی عصبی دست داد,

555
00:36:51,000 --> 00:36:52,419
‫مشاوره هم می‌ری؟

556
00:36:54,089 --> 00:36:55,090
‫عع,,,

557
00:36:58,633 --> 00:37:00,593
‫همه‌ش فکر می‌کنم
‫خودم باهاش کنار می‌آم,

558
00:37:02,011 --> 00:37:05,848
‫فکر می‌کنم می‌تونم
‫به زندگی‌م ادامه بدم,

559
00:37:05,849 --> 00:37:09,436
‫ولی بعضی‌وقت‌ها واقعاً کم می‌آرم,

560
00:37:16,109 --> 00:37:18,193
‫خدا رو شکر تو از جات تکون نخوردی,

561
00:37:18,194 --> 00:37:20,320
‫حداقل خیالم از تو راحتـه,

562
00:37:21,614 --> 00:37:24,033
‫- خوب پیش نرفت؟
‫- نه، خوب پیش نرفت,

563
00:37:25,660 --> 00:37:26,911
‫مرتیکه بهش دروغ گفت,

564
00:37:27,996 --> 00:37:31,165
‫گفت این مصاحبه به نفعشـه
‫و نشوندش روی صندلی

565
00:37:31,166 --> 00:37:33,792
‫و جلوی میلیون‌ها آدم
‫با حرف‌هاش بهش تعرض کرد,

566
00:37:33,793 --> 00:37:35,553
‫من هم داشتم تماشا می‌کردم,

567
00:37:35,837 --> 00:37:37,796
‫- ناامیدش کردم,
‫- نه، نکردی,

568
00:37:37,797 --> 00:37:38,881
‫- چرا، کردم,
‫- نه,

569
00:37:38,882 --> 00:37:40,759
‫لطفاً نگو نکردم,

570
00:37:41,968 --> 00:37:45,220
‫اون زمان آبروش رو بردم,
‫الان هم آبروش رو بردم,

571
00:37:45,221 --> 00:37:49,391
‫گذاشتم مَردها هرچی می‌خوان، بارش کنن,

572
00:37:49,392 --> 00:37:51,977
‫«این کار رو بکن، برات بهتره»,

573
00:37:52,216 --> 00:37:53,968
‫«قول می‌دم این طوری بهتر می‌شه»,

574
00:37:55,064 --> 00:37:56,483
‫دیگه خسته شدم,

575
00:37:57,734 --> 00:37:59,235
‫بُریدم,

576
00:38:02,071 --> 00:38:04,032
‫منظورت به من بود؟

577
00:38:06,034 --> 00:38:08,203
‫من هم جزو اون مَردهائـم؟

578
00:38:09,871 --> 00:38:12,581
‫من زندگی‌م رو به‌خاطرش جابه‌جا کردم,

579
00:38:12,582 --> 00:38:14,459
‫نه که از ایتالیا بَدت می‌اومد!

580
00:38:21,758 --> 00:38:26,011
‫می‌رم به بقیه‌ی کارهام برسم,

581
00:38:26,012 --> 00:38:27,096
‫کریس,

582
00:38:29,019 --> 00:38:30,042
‫خدایا,

583
00:38:33,770 --> 00:38:35,980
‫بله، آخرش همون شد,

584
00:38:36,856 --> 00:38:41,276
‫روز سی‌ام ژانویه‌ی ۲۰۱۴،
‫یه قاضی از دادگاه عالی فلورانس

585
00:38:41,277 --> 00:38:43,654
‫من و رافائله رو گناهکار در نظر گرفت

586
00:38:43,655 --> 00:38:45,906
‫و حکم پنج سال پیش رو تأیید کرد,

587
00:38:46,269 --> 00:38:49,326
‫دوباره بهمون اَنگ قاتل زدن,

588
00:38:49,327 --> 00:38:53,331
‫انگارکه تلاش و موفقیت‌مون
‫هیچ معنایی نداشت,

589
00:38:56,000 --> 00:38:57,210
‫حالا چی می‌شه؟

590
00:38:58,336 --> 00:39:00,546
‫پرونده برمی‌گرده

591
00:39:00,547 --> 00:39:02,132
‫به دادگاه عالی,,,

592
00:39:03,174 --> 00:39:05,593
‫که باز این حکم رو تأیید یا رد کنن,

593
00:39:07,262 --> 00:39:10,180
‫اگه تأیید نشه، آماندا اینجا می‌مونه,

594
00:39:10,181 --> 00:39:13,852
‫قبلاً هم توی این وضع بودیم
‫و می‌دونیم چی‌کار کنیم,

595
00:39:16,271 --> 00:39:18,689
‫بعضی از حامی‌ها گفتن کمک می‌کنن,

596
00:39:18,690 --> 00:39:21,275
‫یه پناهگاه توی کانادا هست,,,

597
00:39:21,276 --> 00:39:22,860
‫از کشور فرار کنه؟
‫اون که جُرمـه,

598
00:39:22,861 --> 00:39:25,320
‫خودم هم به فرار فکر کرده بودم,

599
00:39:25,321 --> 00:39:28,949
‫اسمم رو عوض کنم
‫و برم یه جای ساکت تنها زندگی کنم,

600
00:39:28,950 --> 00:39:32,578
‫هزاران کیلومتر دورتر از عزیزهام,

601
00:39:32,579 --> 00:39:35,372
‫و هیچ کاری نکنم
‫به‌جز خوردن و کتاب‌خوندن,,,

602
00:39:35,373 --> 00:39:37,958
‫یه زندگی آروم و بی‌سروصدا,

603
00:39:46,759 --> 00:39:48,427
‫نه! نه!

604
00:39:48,428 --> 00:39:49,970
‫آماندا، حالت خوبـه؟

605
00:39:49,971 --> 00:39:51,722
‫آماندا؟

606
00:39:51,723 --> 00:39:53,724
‫عزیزم، خوبـی؟

607
00:39:53,725 --> 00:39:56,143
‫شاید قسمت نیست آزاد باشم,

608
00:39:58,464 --> 00:40:01,147
[ ۳۱ ژانویه‌ی ۲۰۱۴ ]

609
00:40:01,024 --> 00:40:03,275
‫سلام، عزیزم,
‫خونه‌ی جدید چطوره؟

610
00:40:01,177 --> 00:40:03,486
[ ۱ فوریه‌ی ۲۰۱۴ ,,, ]

611
00:40:05,486 --> 00:40:07,447
‫آماندا, عزیزم,
‫چرا تلفن رو برنمی‌داری؟

612
00:40:09,115 --> 00:40:11,491
‫عزیزم، دارم نگران می‌شم,
‫گوشی رو بردار,

613
00:40:25,882 --> 00:40:27,507
‫آماندا، بیام داخل؟

614
00:40:28,595 --> 00:40:29,745
‫آماندا!

615
00:40:32,180 --> 00:40:33,181
‫وای,

616
00:40:34,349 --> 00:40:35,350
‫خدای من,

617
00:40:36,392 --> 00:40:38,977
‫- حالا شد,
‫- چی‌کار می‌کنی؟

618
00:40:38,978 --> 00:40:40,479
‫- زود باش, بلند شو,
‫- مامان,

619
00:40:40,480 --> 00:40:43,106
‫- می‌ریم دوردور,
‫- نمی‌خوام جایی برم,

620
00:40:43,107 --> 00:40:44,900
‫غلط کردی,
‫چند هفته‌ست که

621
00:40:44,901 --> 00:40:47,362
‫اینجا خودت رو حبس کردی,

622
00:40:48,905 --> 00:40:50,135
‫زود باش, بلند شو,

623
00:40:50,907 --> 00:40:52,325
‫ماشین رو جای بَدی گذاشتم,

624
00:41:06,255 --> 00:41:07,965
‫این دیگه چیـه، مامان؟

625
00:41:07,966 --> 00:41:10,384
‫یه دورهمی برای آدم‌هایی مثل توئـه,

626
00:41:10,385 --> 00:41:11,843
‫- کسایی که تبرئه شدن,
‫- برو بابا,

627
00:41:11,844 --> 00:41:13,637
‫نه، به نظرم برات خوبـه,,,

628
00:41:13,638 --> 00:41:14,888
‫- مامان!
‫- که با یکی حرف بزنی,,,

629
00:41:14,889 --> 00:41:17,432
‫من که تبرئه نشدم,
‫هنوز وضعیتم معلوم نیست,

630
00:41:17,433 --> 00:41:19,811
‫- اینجا جای من نیست,
‫- اتفاقاً هست,

631
00:41:20,812 --> 00:41:22,980
‫- تو بی‌گناهـی,
‫- دیگه خسته شدم

632
00:41:22,981 --> 00:41:24,231
‫ازبس توضیح دادم,

633
00:41:24,232 --> 00:41:26,818
‫می‌شه فقط ۲۰ دقیقه بشینی؟

634
00:41:28,611 --> 00:41:29,612
‫لطفاً,

635
00:41:31,531 --> 00:41:32,573
‫بیا,

636
00:42:10,194 --> 00:42:12,363
‫نیازی نیست توضیح بدی، خواهر,

637
00:42:14,128 --> 00:42:15,170
‫ما می‌فهمیم,

638
00:42:30,548 --> 00:42:34,385
‫سلام, به «مجموعه‌ی بی‌گناهان» خوش اومدین,

639
00:42:35,636 --> 00:42:37,429
‫من آنتوان دِی هستم

640
00:42:37,430 --> 00:42:40,849
‫و مثل خیلی از شما
‫بهم تهمت ناحق زده شد

641
00:42:40,850 --> 00:42:42,772
‫و به کار ناکرده محکوم شدم,

642
00:42:43,144 --> 00:42:46,396
‫دَه سال از زندگی‌م رو به جُرم قتل

643
00:42:46,397 --> 00:42:48,355
‫توی زندان گذروندم,,,

644
00:42:48,733 --> 00:42:51,693
‫حداقل ۱۰۰نفر توی این سالن بودن

645
00:42:51,694 --> 00:42:54,237
‫که مثل من زندگی‌شون
‫توی زندان تباه شده بود,,,

646
00:42:54,238 --> 00:42:56,032
‫اون هم به جرُمی که مرتکب نشده بودن,

647
00:42:58,493 --> 00:43:01,079
‫خودشون داستانم رو می‌دونستن،
‫چون تجربه‌ش کرده بودن,,,

648
00:43:02,538 --> 00:43:04,457
‫تازه با حبسی طولانی‌تر

649
00:43:05,917 --> 00:43:07,794
‫و البته توجه کمتر,

650
00:43:09,462 --> 00:43:11,463
‫مجموع مدت حبس این آدم‌ها

651
00:43:11,464 --> 00:43:16,135
‫۱۷۴۹ سال توی زندان بود,

652
00:43:18,930 --> 00:43:22,933
‫مهم بود که چه اتفاقی براشون افتاده,
‫حقیقت مهم بود,

653
00:43:22,934 --> 00:43:24,935
‫آزادی من مهم بود,

654
00:43:24,936 --> 00:43:28,480
‫و می‌خواستم تا روزی که آزادم،
‫از زندگی‌م نهایت بهره رو ببرم,

655
00:43:28,481 --> 00:43:30,941
‫خوش‌وقتـم,

656
00:43:36,447 --> 00:43:38,157
‫ممنون,

657
00:43:42,518 --> 00:43:46,134
[ یک سال بعد ]

658
00:44:49,103 --> 00:44:51,730
‫تا این‌که واقعیت
‫دوباره خودش رو نشون داد,,,

659
00:44:52,508 --> 00:44:54,149
[ ۲۷ مارس ۲۰۱۵ - ۴:۰۱ بعدازظهر ]

660
00:44:54,173 --> 00:44:55,646
[ روز تعیین حکم دادگاه عالی ]

661
00:44:53,441 --> 00:44:55,646
‫و می‌خواست زندگی‌م رو زیرورو کنه,

662
00:45:08,372 --> 00:45:11,458
‫ساعت‌هاست که دادگاه عالی کاساسیون

663
00:45:11,459 --> 00:45:13,418
‫دَرهای خود را به روی همه بسته,

664
00:45:13,419 --> 00:45:17,215
‫هیجان و اضطراب زیادی
‫برای شنیدن حکم نهایی ایجاد شده,

665
00:45:17,423 --> 00:45:19,507
‫با گزارش زنده‌ی یکی از
‫همکاران همراه باشید,

666
00:45:19,508 --> 00:45:21,760
‫پلیس در وضعیت
‫آماده‌باش برای دستگیری,,,

667
00:45:21,761 --> 00:45:22,886
‫- جولی؟
‫- خبری نشد؟

668
00:45:22,887 --> 00:45:24,471
‫- نه,
‫- بله، بیل,

669
00:45:24,472 --> 00:45:27,474
‫درحال‌حاضر جلوی خونه‌ی رافائله هستم

670
00:45:27,475 --> 00:45:29,559
‫- و آماده‌ان که دستگیرش کنن,
‫- خدایا,

671
00:45:29,560 --> 00:45:31,479
‫منتظرن رافائله رو دستگیر کنن,

672
00:45:32,438 --> 00:45:34,898
‫اینجا پلیس نیست,
‫فقط خبرنگارهای لاشخورن,

673
00:45:34,899 --> 00:45:36,066
‫پایان گزارش,

674
00:45:36,067 --> 00:45:38,568
‫دادگاه عالی، امروز
‫حکم نهایی رو صادر می‌کنه

675
00:45:38,569 --> 00:45:41,404
‫و مشخص می‌شه که آیا,,,

676
00:45:41,405 --> 00:45:45,158
‫آماندا ناکس و رافائله
‫سولچیتو گناهکارند یا خیر,

677
00:45:45,159 --> 00:45:48,829
‫در صورت تأیید حکم،
‫ممکنـه ناکس استرداد بشه,

678
00:45:49,997 --> 00:45:51,665
‫و در صورت تأیید حکم برائت,,,

679
00:45:51,666 --> 00:45:53,875
‫پرونده‌ی ناکس و سولچیتو

680
00:45:53,876 --> 00:45:55,418
‫به دادگاه دیگه‌ای سپرده می‌شه,

681
00:45:55,419 --> 00:45:58,213
‫خواسته‌ی خانواده‌ی
‫مِردیت کِرچر مشخصـه,

682
00:45:58,214 --> 00:46:00,674
‫اون‌ها از مجرم‌بودن آماندا مطمئنـن

683
00:46:00,675 --> 00:46:05,054
‫و می‌خوان فوراً به زندان ایتالیا برگرده,

684
00:46:06,847 --> 00:46:09,642
‫آیا رأی دادگاه عالی
‫به نفع مِردیت خواهد بود؟

685
00:46:10,184 --> 00:46:15,648
‫چیزی تا اعلام حکم نهایی باقی نمونده,

686
00:46:16,607 --> 00:46:19,610
‫گوشی‌های داخل سالن دادگاه خاموش شدن,

687
00:46:19,777 --> 00:46:23,531
‫بعداز اعلام حکم، مجدداً روشن می‌شن,

688
00:46:23,906 --> 00:46:26,074
‫و از حکم مطلع می‌شیم,

689
00:46:29,745 --> 00:46:32,331
‫خبر رسیده که حکم داره اعلام می‌شه,

690
00:46:32,623 --> 00:46:36,001
‫در چند ساعت اخیر دَرها بسته بوده,

691
00:46:36,127 --> 00:46:38,628
‫ورود دوربین به سالن
‫دادگاه ممنوع شده,

692
00:46:38,629 --> 00:46:41,256
‫یعنی لحظه‌ی اعلام حکم رو نمی‌بینیم,,,

693
00:46:41,257 --> 00:46:42,841
‫گور باباشون,

694
00:46:42,842 --> 00:46:44,175
‫کجا می‌ری؟

695
00:46:44,176 --> 00:46:46,053
‫اخبار ایتالیا سریع‌تره,

696
00:46:48,222 --> 00:46:49,223
‫چی‌کار می‌کنه؟

697
00:46:50,266 --> 00:46:53,686
‫این پرونده مدت زیادی
‫در رفت‌وآمد بوده,

698
00:46:59,118 --> 00:47:01,287
‫حکم به دست‌مون رسید,

699
00:47:07,325 --> 00:47:09,868
‫رافائله سولچیتو و آماندا ناکس,,,

700
00:47:12,663 --> 00:47:14,497
‫- چی شد؟
‫- آسولتی,

701
00:47:14,498 --> 00:47:16,374
‫«آسولتی» یعنی,,, «تبرئه»,

702
00:47:16,375 --> 00:47:17,917
‫- تبرئه؟
‫- آسولتی,,,

703
00:47:17,918 --> 00:47:19,169
‫- مطمئنـی؟
‫- آزاد شدم,

704
00:47:19,170 --> 00:47:20,837
‫- مطمئنـی، آماندا؟
‫- آره، فکر کنم تمومـه,

705
00:47:20,838 --> 00:47:22,516
‫مطمئنـی دیگه؟

706
00:47:24,008 --> 00:47:26,344
‫دیدی گفتم! دیدی گفتم!

707
00:47:31,182 --> 00:47:32,807
‫وای خدا!

708
00:47:32,808 --> 00:47:34,351
‫تموم شد,

709
00:47:37,521 --> 00:47:39,689
‫خدایا!

710
00:47:39,690 --> 00:47:42,484
‫باید,,, باید به رافائله زنگ بزنم,

711
00:47:42,485 --> 00:47:45,236
‫- رافائله!
‫- آماندا,

712
00:47:45,237 --> 00:47:48,114
‫- باورم نمی‌شه!
‫- من هم همین‌طور!

713
00:47:48,115 --> 00:47:50,200
‫دیگه آزاد شدیم، رافائله!

714
00:47:50,201 --> 00:47:52,327
‫آزاد شدیم! ببین!

715
00:47:52,328 --> 00:47:53,661
‫مبارکـه!

716
00:47:55,039 --> 00:47:58,083
‫مبارکـه!

717
00:47:59,668 --> 00:48:02,004
‫دوستت دارم,
‫بعداً حرف می‌زنیم,

718
00:48:02,922 --> 00:48:06,884
‫باشه، بعداق حرف می‌زنیم، آماندا,

719
00:48:07,176 --> 00:48:08,176
‫چاو,

720
00:48:08,177 --> 00:48:09,719
‫ای وای,,, الو؟

721
00:48:09,720 --> 00:48:11,096
‫کارلوئـه,
‫کارلو,

722
00:48:11,097 --> 00:48:12,347
‫- کارلوئـه؟
‫- آره,

723
00:48:12,348 --> 00:48:14,516
‫کارلو؟ این واقعیـه دیگه؟
‫واقعاً آزادم؟

724
00:48:14,517 --> 00:48:17,644
‫- دیگه تموم شد؟
‫- تا حالا سابقه نداشته,

725
00:48:17,645 --> 00:48:19,854
‫- جدی می‌گی؟
‫- دارم می‌لرزم,

726
00:48:19,855 --> 00:48:23,191
‫حتی نفرستادن به یه
‫دادگاه دیگه که بررسی بشه,

727
00:48:23,192 --> 00:48:26,112
‫- تمام شد, تمام,
‫- مبارکـه، آماندا,

728
00:48:26,320 --> 00:48:27,655
‫ما بُردیم,

729
00:48:27,780 --> 00:48:28,780
‫وای خدا!

730
00:48:28,781 --> 00:48:31,699
‫دادگاه گفت مدارک ژنتیکی معتبر نیستن

731
00:48:31,700 --> 00:48:35,036
‫و بازرسی مینینی
‫پُر از ایرادات بزرگـه,

732
00:48:35,037 --> 00:48:36,704
‫بهترین نتیجه رو گرفتی,

733
00:48:36,705 --> 00:48:38,957
‫وای! ازتون ممنونـم,

734
00:48:38,958 --> 00:48:42,669
‫فقط مسئله اینـه که
‫این احتمال رو دادن

735
00:48:42,670 --> 00:48:44,356
‫که تو اون شب توی خونه بودی,

736
00:48:45,089 --> 00:48:46,499
‫یعنی به‌عنوان شاهد,

737
00:48:50,845 --> 00:48:51,846
‫چی؟

738
00:48:52,763 --> 00:48:54,348
‫هنوز می‌گن اونجا بودم؟

739
00:48:55,933 --> 00:48:57,183
‫مهم نیست,

740
00:48:57,184 --> 00:49:00,229
‫دیگه هیچ‌وقت هیچ دادگاهی نداری,

741
00:49:00,896 --> 00:49:02,773
‫هیچ‌وقت,
‫متوجهـی؟

742
00:49:03,023 --> 00:49:06,360
‫این یه پیروزی بزرگـه، آماندا!
‫خوش‌حالـی؟ به انگلیسی چی می‌شه؟

743
00:49:06,527 --> 00:49:08,112
‫- الان خوش‌حالـی؟
‫- آره,

744
00:49:16,078 --> 00:49:20,249
‫ولی مهم بود،
‫بااین‌که نمی‌خواستم باشه,

745
00:49:21,417 --> 00:49:24,294
‫این‌که روی دروغ‌شون پافشاری می‌کردن

746
00:49:24,295 --> 00:49:27,964
‫باعث می‌شد من
‫یه دروغ‌گو و هم‌دست باشم,

747
00:49:27,965 --> 00:49:31,217
‫این یعنی در حقم بَدی نشده
‫و هرچی سرم اومد، حقم بوده,

748
00:49:31,218 --> 00:49:34,012
‫مردم هم دوست داشتن عذاب بِکشم,

749
00:49:57,077 --> 00:50:01,456
‫داستان‌هایی که برام می‌ساختن،
‫قرار بود به زندانم تبدیل بشه,

750
00:50:01,457 --> 00:50:05,126
‫روایت‌هایی نشئت‌گرفته
‫از اولین داستانی که

751
00:50:05,127 --> 00:50:07,087
‫توی نوامبر ۲۰۰۷ نوشته شد,

752
00:50:08,506 --> 00:50:12,258
‫باید اون داستان رو
‫از بین می‌بردم تا آزاد بشم,

753
00:50:14,762 --> 00:50:17,473
‫داستانی که من رو به هیولا تبدیل کرد,

754
00:50:19,767 --> 00:50:23,103
‫تا این‌که فهمیدم اصلاً چرا
‫چنین داستانی نوشته شد,

755
00:51:01,392 --> 00:51:03,643
‫فقط یه راه چاره به ذهنم می‌رسید,

756
00:51:17,866 --> 00:51:19,742
‫باید می‌رفتم سراغ نویسنده‌ش,

757
00:51:33,884 --> 00:52:38,896
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

