﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:12,000
<b><font color="#00abfd"> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده 
  ..:: MiraMovie.Top ::..</font></b>
  <b><font color="#FFC947"> ..:: MyZed.Top ::..</font></b>

2
00:00:12,546 --> 00:00:15,026
« ۱۹۶۸ »

3
00:00:15,530 --> 00:00:18,240
‫♪ برای رسیدن به آسمون... ♪

4
00:00:18,240 --> 00:00:23,000
‫♪ برای رسیده به آسمون،
‫یه نردبون بلند لازم داری ♪

5
00:00:23,000 --> 00:00:25,580
‫بسه، انریکه. باید حواست رو جمع کنی

6
00:00:25,580 --> 00:00:28,340
‫نه، نه، نه. شوخی نمی‌کنم.
‫اونا اقتصاد فرانسه رو فلج کردن

7
00:00:28,340 --> 00:00:31,160
‫و می‌دونید همه‌چی از کجا شروع شد؟
‫به لطف اعتراضات دانشجویی

8
00:00:31,160 --> 00:00:32,740
‫درست مثل همین، لولا

9
00:00:32,840 --> 00:00:34,130
‫چی شده؟ همه‌چی مرتبـه؟

10
00:00:34,130 --> 00:00:35,800
‫- نه، مرتب نیست
‫- واسه چی؟

11
00:00:35,800 --> 00:00:38,680
‫سه تا گردان دیگه خبر رسوندن که
‫دست به اعتراض نمی‌‌زنن

12
00:00:38,680 --> 00:00:39,970
‫چطور مگه؟

13
00:00:39,970 --> 00:00:42,140
‫یه مشت بی‌خایه. آخه چرا؟

14
00:00:42,140 --> 00:00:43,850
‫فکر می‌کنن برامون تله گذاشتن

15
00:00:43,850 --> 00:00:46,600
‫اگه ما تنها گروهِ تو خیابون‌ها باشیم
‫مهم نیست، خب؟

16
00:00:46,600 --> 00:00:48,190
‫هیشکی جا نمی‌زنه

17
00:00:48,190 --> 00:00:50,570
‫- دانشگاه ملیِ خودگردان میاد تو کانون توجهات
‫- آره!

18
00:00:50,570 --> 00:00:52,370
‫- کانون توجهات
‫- شاید تعدادشون زیاد باشه اما

19
00:00:52,370 --> 00:00:53,740
‫به‌گمونم ازمون می‌ترسن

20
00:00:53,740 --> 00:00:55,200
‫از خایه می‌گیریم‌شون

21
00:00:55,200 --> 00:00:58,715
‫المپیک ده روز دیگه شروع میشه و
‫دیاز اورداز این رو می‌دونه

22
00:00:58,740 --> 00:01:00,740
‫یه کاری کنید از ترس خودش رو خیس کنه

23
00:01:00,740 --> 00:01:01,950
‫عالیـه

24
00:01:01,950 --> 00:01:03,750
‫چون نمی‌دونه چی قراره سرش بیاد

25
00:01:05,420 --> 00:01:06,790
‫اگه واقعاً تله باشه چی؟

26
00:01:09,670 --> 00:01:11,210
‫اگه واقعاً‌ تله باشه چی؟

27
00:01:12,380 --> 00:01:14,170
‫امکان نداره، لوسیو!

28
00:01:14,170 --> 00:01:15,630
‫رسانه‌های خارجی اومدن تو مکزیک

29
00:01:15,630 --> 00:01:17,140
‫حکومت باید خیلی احمق باشه که

30
00:01:17,140 --> 00:01:19,020
‫وقتی کل دنیا داره تماشا می‌کنه،
‫کاری بکنه

31
00:01:19,040 --> 00:01:20,810
‫- راست میگه
‫- ما المپیک نمی‌خوایم

32
00:01:20,810 --> 00:01:22,680
‫انقلاب می‌خوایم

33
00:01:22,680 --> 00:01:24,640
‫ما المپیک نمی‌خوایم

34
00:01:24,640 --> 00:01:26,560
‫انقلاب می‌خوایم!

35
00:01:26,560 --> 00:01:28,770
‫ما المپیک نمی‌خوایم!

36
00:01:28,770 --> 00:01:30,270
‫انقلاب می‌خوایم!

37
00:01:30,270 --> 00:01:32,110
‫دوستان من. همینـه!

38
00:01:33,101 --> 00:01:40,101
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

39
00:01:43,160 --> 00:01:44,250
‫آره؟

40
00:01:45,000 --> 00:01:46,410
‫- دوستت دارم
‫- من بیشتر

41
00:01:49,380 --> 00:01:51,670
‫وایسید، وایسید، وایسید.
‫فقط یه عکس بگیریم

42
00:01:52,630 --> 00:01:55,590
‫لوسیو. عکس می‌خوایم چیکار؟

43
00:01:55,590 --> 00:01:57,220
‫- آره، عکس دیگه واسه چیه؟
‫- آره

44
00:01:59,090 --> 00:02:01,850
‫لازمـه. فوراً باید بگیریم

45
00:02:01,850 --> 00:02:03,390
‫باید عکس بگیریم

46
00:02:03,390 --> 00:02:05,930
‫گردان، پیش به‌سوی شومینه

47
00:02:05,930 --> 00:02:06,940
‫عکس!

48
00:02:07,890 --> 00:02:09,310
‫جمع شید

49
00:02:09,940 --> 00:02:12,650
‫نزدیک هم باشید.
‫همه باید تو عکس جا بشن

50
00:02:12,650 --> 00:02:16,625
‫چندنفر وایسن، چند نفر زانو بزنن.
‫تکون نخورید وگرنه تار میشه

51
00:02:17,400 --> 00:02:18,400
‫آماده

52
00:02:20,160 --> 00:02:21,160
‫نشونم بدید

53
00:02:22,375 --> 00:02:24,160
‫دستاتون رو نشون بدید، دستاتون!

54
00:02:24,160 --> 00:02:25,675
‫لبخند!

55
00:02:30,460 --> 00:02:33,620
‫« گردان مارکسیستی نارسیسو »

56
00:02:35,050 --> 00:02:36,840
‫آزادی!

57
00:02:36,840 --> 00:02:39,680
‫زندانی سیاسی، آزاد باید گردد!
‫آزادی!

58
00:02:39,680 --> 00:02:44,220
‫انقلاب! انقلاب! انقلاب!

59
00:02:44,220 --> 00:02:45,640
‫انقلاب! انقلاب!

60
00:02:46,520 --> 00:02:52,400
‫آزادی! انقلاب!

61
00:02:52,400 --> 00:02:56,650
‫انقلاب! انقلاب! انقلاب!

62
00:02:57,240 --> 00:02:58,570
‫انقلاب!

63
00:03:00,284 --> 00:03:01,557
‫« گفتمان عمومی »

64
00:03:04,780 --> 00:03:10,620
‫انقلاب! انقلاب! انقلاب! انقلاب!

65
00:03:20,450 --> 00:03:26,970
‫« دوم اکتبر »

66
00:03:26,970 --> 00:03:31,350
‫دارن شلیک می‌کنن! فرار کنید، فرار کنید!
‫اُلگا رو بگیر! اُلگا رو بگیر!

67
00:03:31,350 --> 00:03:32,650
‫لولا!

68
00:03:32,650 --> 00:03:36,320
‫دارن همه رو می‌کشن!
‫دارن همه رو می‌کشن!

69
00:03:37,216 --> 00:03:40,536
« زنان آبی‌پوش »

70
00:04:38,932 --> 00:04:41,918
« ۱۹۷۱ »

71
00:04:53,810 --> 00:04:55,100
‫آره

72
00:04:57,560 --> 00:04:58,570
‫درش بیار

73
00:05:18,670 --> 00:05:19,880
‫مایه‌ی خجالتـه

74
00:05:21,800 --> 00:05:23,050
‫مایه‌ی خجالتـه

75
00:05:24,300 --> 00:05:25,300
‫چی؟

76
00:05:25,880 --> 00:05:28,000
‫گفتم مایه‌ی خجالتـه

77
00:05:29,050 --> 00:05:32,000
‫خیر سرت یه زن گُنده‌ای

78
00:05:33,930 --> 00:05:35,520
‫- میرم قهوه درست کنم
‫- باشه، مامان

79
00:06:01,630 --> 00:06:02,880
‫ماریا

80
00:06:11,350 --> 00:06:16,020
‫بعضی‌هاشون رو سال ۶۸ کشتم.
‫اونایی که فرار کرده بودن

81
00:06:17,020 --> 00:06:18,810
‫آخرسر پیداشون کردم

82
00:06:18,810 --> 00:06:21,730
‫یکی رو تو خونه‌ی خودش کشتم

83
00:06:21,730 --> 00:06:23,780
‫یکی دیگه رو هم تو کلیسا

84
00:06:23,780 --> 00:06:26,030
‫لباس کشیش‌ها رو پوشیده بود

85
00:06:26,030 --> 00:06:30,000
‫اما از همون در جلو، بوی گند کمونیست می‌داد

86
00:06:32,990 --> 00:06:34,519
‫دیگه چی می‌خوای بدونی؟

87
00:06:35,620 --> 00:06:36,870
‫خیلی خب

88
00:06:36,870 --> 00:06:39,960
‫گفتید یکی این ویدیو رو
‫دم در ورودی‌تون گذاشته

89
00:06:39,960 --> 00:06:41,250
‫نظری دارید که کی؟

90
00:06:41,250 --> 00:06:43,170
‫مشخصه، همونی که ضبطش کرده

91
00:06:43,170 --> 00:06:45,260
‫اما چرا باید برای شما بیارتش؟

92
00:06:45,260 --> 00:06:48,130
‫تا از خایه آویزونم کنن، هررا.
‫چه دلیل دیگه‌ای داره؟

93
00:06:48,130 --> 00:06:52,000
‫چون بیشتر اعترافاتی که کرده،
‫مال زمانی بوده که پلیس بوده

94
00:06:52,350 --> 00:06:54,470
‫ممکنه نسخه‌های بیشتری ازش باشه

95
00:06:54,470 --> 00:06:57,730
‫اگه می‌خواست پخشش کنه،
‫زودتر این کار رو می‌کرد

96
00:06:58,520 --> 00:07:01,190
می‌خواد دست از سرش برداریم

97
00:07:01,190 --> 00:07:03,840
‫دقیقاً هم همین کار رو می‌کنیم

98
00:07:04,860 --> 00:07:06,860
‫این گزارش رسمی‌مونـه، هررا

99
00:07:07,990 --> 00:07:10,110
‫بعد از تحقیقاتی کامل،

100
00:07:10,550 --> 00:07:12,870
‫پلیس وارد محل اقامت مظنون شد

101
00:07:12,870 --> 00:07:13,950
‫رئیس...

102
00:07:13,950 --> 00:07:16,240
‫وقتی پیداش کردن، تا دندان مسلح بود

103
00:07:16,240 --> 00:07:21,080
‫بعد از یه درگیری، تو زدیش زمین یا
‫هر غلط دیگه‌ای که دلت خواست کردی

104
00:07:21,080 --> 00:07:23,790
‫متأسفانه، مظنون زنده نموند

105
00:07:24,460 --> 00:07:27,300
‫نه به اسمش اشاره‌ای می‌کنیم و
‫نه به این موضوع که پلیس بوده

106
00:07:27,300 --> 00:07:29,170
‫با کمال احترام، رئیس اسکوبدو...

107
00:07:30,340 --> 00:07:32,260
‫حقیقت دیر یا زود مشخص میشه

108
00:07:32,260 --> 00:07:33,640
‫نه، هررا

109
00:07:35,100 --> 00:07:36,600
‫نه اگه درست انجامش بدیم

110
00:07:36,600 --> 00:07:38,275
‫داریم می‌ذاریم قسر در بره

111
00:07:38,280 --> 00:07:40,875
‫اون لحظه‌ست که حمله می‌کنی،
‫زمانی که گاردش رو گرفته پایین

112
00:07:40,880 --> 00:07:42,310
‫اون موقع‌ست که گیرش میندازی

113
00:07:42,310 --> 00:07:44,275
‫سرنخی داری؟

114
00:07:45,570 --> 00:07:49,780
‫فیلیبرتو گرا مسئول نظارت به اون
‫گروه دانشجویی تو سال ۱۹۶۸ بوده

115
00:07:49,780 --> 00:07:51,320
‫این هم از انگیزه‌ی قتل

116
00:07:51,320 --> 00:07:53,620
‫گرا می‌خواسته همه‌شون رو بکشه اما

117
00:07:53,620 --> 00:07:56,370
‫یکی‌شون فهمیده و کار رو تموم کرده

118
00:07:56,370 --> 00:07:57,644
‫چندتاشون هنوز زنده‌ن؟

119
00:07:59,450 --> 00:08:01,830
‫- فقط سه نفر
‫- عالیـه

120
00:08:02,330 --> 00:08:04,790
‫اون سه تا جاکش رو می‌گیریم

121
00:08:04,790 --> 00:08:08,130
‫سریع هم این کار رو می‌کنیم تا
‫فقط نسخه‌ی خودمون از این داستان بمونه

122
00:08:08,130 --> 00:08:10,420
‫باشه؟ بریم به کارمون برسیم

123
00:08:11,800 --> 00:08:14,050
‫همون‌طور که بعضی‌هاتون می‌دونید...

124
00:08:14,050 --> 00:08:18,498
‫شب گذشته، من و جناب سروان روماندیا
‫جسد فیلیبرتو گرا رو پیدا کردیم

125
00:08:19,430 --> 00:08:22,390
‫گرا مظنون اصلی سه قتل انجام شده بود

126
00:08:22,390 --> 00:08:27,230
‫دو تاشون عضو یه گروه دانشجویی بودن که
‫سال ۱۹۶۸، دست به تظاهرات زدن

127
00:08:27,860 --> 00:08:31,440
‫قبل از این که گیرش بندازیم،
‫یکی اون رو کشته بود

128
00:08:31,440 --> 00:08:36,070
‫تمرکز تحقیقات‌مون رو می‌ذاریم روی
‫سه عضو گروه دانشجویی‌ای که

129
00:08:36,070 --> 00:08:37,950
‫زنده موندن

130
00:08:37,950 --> 00:08:39,330
‫مفهومـه؟

131
00:08:39,330 --> 00:08:41,290
‫اون سه نفر قربانی هستن، قربان

132
00:08:41,290 --> 00:08:43,740
‫باید ازشون محافظت کنیم،
‫نه که بیفتیم دنبال‌شون

133
00:08:43,740 --> 00:08:44,920
‫کاماچو!

134
00:08:44,920 --> 00:08:46,330
‫گوش‌تون با من باشه!

135
00:08:46,330 --> 00:08:49,090
‫اینجا کسی نیفتاده دنبال کسی

136
00:08:49,590 --> 00:08:51,170
‫اما اونا مظنونـن

137
00:08:51,170 --> 00:08:53,550
‫باید ازشون بازجویی کنیم و
‫عذرشون رو بررسی کنیم

138
00:08:53,550 --> 00:08:56,720
‫اگه عذری داشته باشن، پس مشکلی نیست

139
00:08:56,720 --> 00:09:01,310
‫ اون سه بازمانده از گروه مارکسیستی نارسیسو

140
00:09:01,310 --> 00:09:04,640
‫لولا هوفمن، دامیان اوخدا و
‫انریکه سارابیا هستن

141
00:09:04,640 --> 00:09:06,550
‫نشونیِ دو نفر اول رو داریم

142
00:09:06,570 --> 00:09:08,820
‫متأسفانه پیدا کردن نشونی انریکه سارابیا

143
00:09:08,820 --> 00:09:11,690
‫خیلی مشکل بوده

144
00:09:11,690 --> 00:09:15,410
‫روماندیا، تو و تیمت همه‌ی مدارکی که تو
‫خونه‌ی فیلیبرتو گرا

145
00:09:15,410 --> 00:09:16,950
‫پیدا کردیم رو بررسی می‌کنید

146
00:09:16,950 --> 00:09:18,200
‫مفهومـه؟

147
00:09:18,200 --> 00:09:19,370
‫بله، قربان

148
00:09:19,370 --> 00:09:20,370
‫یه مسئله‌ی دیگه

149
00:09:21,250 --> 00:09:24,290
‫این دستوریـه که از طرف رئیس اسکوبدو اومده

150
00:09:24,290 --> 00:09:27,710
‫هیچ‌کس بیرون این چهاردیواری،
‫نباید از اسم فیلیبرتو گرا باخبر بشه

151
00:09:27,710 --> 00:09:30,710
‫چه برسه به این که کسی بفهمه
‫قبلاً پلیس بوده

152
00:09:31,750 --> 00:09:34,130
‫نمی‌خوایم رسوایی به بار بیاریم.
‫مفهومـه؟

153
00:09:34,130 --> 00:09:35,220
‫بله، قربان

154
00:09:35,220 --> 00:09:37,680
‫خب دیگه. مرخصید. ممنونم

155
00:09:43,100 --> 00:09:44,350
‫قضیه چیـه، گابا؟

156
00:09:44,350 --> 00:09:45,390
‫فیلیبرتو گرا

157
00:09:45,890 --> 00:09:47,671
‫بابا می‌شناختش

158
00:09:48,190 --> 00:09:49,190
‫گوش کن، گابینا

159
00:09:49,675 --> 00:09:52,690
‫هیچ می‌دونی که بابا چند نفر رو می‌شناخته؟

160
00:09:52,690 --> 00:09:54,820
‫چندین بار اومده بود خونه‌مون

161
00:09:54,820 --> 00:09:55,900
‫یادمـه

162
00:09:57,320 --> 00:09:58,320
‫گابینا

163
00:09:59,200 --> 00:10:01,620
‫فیلیبرتو گرا آدم خوبی نبود

164
00:10:02,350 --> 00:10:05,950
‫هر کی تو نیروی پلیس بود رو
‫فریب داد، حتی بابا

165
00:10:13,125 --> 00:10:15,975
‫من با هیچ‌کدوم از این کارها موافق نیستم

166
00:10:19,340 --> 00:10:22,060
‫والنتینا، ما فقط دنبال جواب می‌گردیم

167
00:10:22,060 --> 00:10:24,180
‫بیشتر شبیه سپرهای بلان.
‫مگه نشنیدین؟

168
00:10:24,680 --> 00:10:27,690
‫اسکوبدو داره این حقیقت رو مخفی می‌کنه که
‫فیلیبرتو گرا پلیس بوده

169
00:10:27,690 --> 00:10:30,270
‫چون ۱۷ سال پیش اخراج شده

170
00:10:30,270 --> 00:10:34,070
‫پس چرا باید بگیم؟
‫این‌طوری فقط مردم رو ضد خودمون می‌کنیم

171
00:10:34,650 --> 00:10:36,950
‫در ضمن، نمیشه مطمئن بود که
‫اونا بی‌گناهـن، وال

172
00:10:36,950 --> 00:10:38,675
‫وایسید، وایسید

173
00:10:39,280 --> 00:10:41,950
‫اصلاً فرض کنید کاری یکی‌شون بوده...

174
00:10:41,950 --> 00:10:44,040
‫دفاع از خود محسوب میشه

175
00:10:44,040 --> 00:10:45,120
‫احتمالش خیلی کمـه

176
00:10:45,575 --> 00:10:48,790
‫با این که ممکنه قاتل می‌ترسیده که
‫فیلیبرتو بیاد سراغش،

177
00:10:48,790 --> 00:10:51,943
‫شواهد واضحاً نشون میدن که این
یه ‫قتل با برنامه‌ریزی قبلی بوده

178
00:10:52,460 --> 00:10:53,550
‫بهش فکر کن

179
00:10:53,550 --> 00:10:57,010
‫قاتل وارد خونه‌ی فیلیبرتو شده.
‫دست و پاش رو بسته. بعد هم اون رو کشته

180
00:10:57,010 --> 00:11:01,125
‫بدون تماس با پلیس فرار کرده.
‫این دفاع از خود به حساب نمیاد

181
00:11:02,370 --> 00:11:05,081
‫من نمیفتم دنبال کنش‌گرها

182
00:11:06,100 --> 00:11:08,020
‫پس بیا عذرشون رو پیدا کنیم

183
00:11:08,950 --> 00:11:12,526
‫اگه بتونیم تأیید کنیم که بی‌گناهـن،
‫می‌تونیم ازشون محافظت کنیم

184
00:11:12,900 --> 00:11:15,508
‫مگه این که ترجیح بدی که
‫اونا همه‌ی کارها رو بکنن

185
00:11:20,610 --> 00:11:21,610
‫یالا

186
00:11:28,750 --> 00:11:30,040
‫خانم‌ها و آقایون

187
00:11:31,100 --> 00:11:34,945
‫شب گذشته، تیمی به رهبری کارآگاه هررا

188
00:11:35,750 --> 00:11:40,430
‫وارد خونه‌ی قاتل لورنزو وارگاس و
‫لوسیو لیما شدند

189
00:11:40,430 --> 00:11:44,850
‫بعد از نمایش شجاعتی مثال‌زدنی،
‫پیروزمندانه خارج شدند

190
00:11:46,430 --> 00:11:48,350
‫- کیه؟
‫- دامیان اوخدا

191
00:11:48,350 --> 00:11:49,430
‫« پلیس شرافت و اعتماد »

192
00:11:49,430 --> 00:11:50,850
‫چندتا سؤال ازت داشتیم

193
00:11:54,560 --> 00:11:55,730
‫لولا هوفمن؟

194
00:11:56,360 --> 00:11:57,780
‫بله

195
00:11:57,780 --> 00:11:59,360
‫کارآگاه آنتونیو دیاز هستم

196
00:11:59,860 --> 00:12:01,200
‫لطفاً همراه من بیا

197
00:12:01,200 --> 00:12:03,240
‫من به شما قول دادم که...

198
00:12:03,240 --> 00:12:04,570
‫دستگیرش می‌کنم

199
00:12:04,570 --> 00:12:06,870
‫همچنین مایلم تا تأیید کنم که

200
00:12:06,870 --> 00:12:09,830
‫قاتل خون‌سرد هم کشته شده

201
00:12:09,830 --> 00:12:12,370
‫من بدون حکم، هیچ‌جا نمیام

202
00:12:13,460 --> 00:12:15,420
‫چه غلط‌ها! بیا ببینم

203
00:12:15,420 --> 00:12:16,810
‫اسم من لولا هوفمنـه و

204
00:12:16,830 --> 00:12:18,880
‫کارآگاه آنتونیو دیاز داره بازداشتم می‌کنه!

205
00:12:18,880 --> 00:12:21,550
‫- دهنت سرویسـه، جاکش!
‫- ولم کن، عوضی!

206
00:12:21,550 --> 00:12:24,010
‫من نام قاتل رو افشا نمی‌کنم

207
00:12:24,010 --> 00:12:25,550
‫اگه به اسمش اشاره کنم...

208
00:12:25,550 --> 00:12:28,890
‫مطالعات نشون میدن
‫وقتی این کار رو می‌کنیم...

209
00:12:28,890 --> 00:12:31,890
‫قاتل‌های بیشتری مثل اون به‌وجود میان

210
00:12:31,890 --> 00:12:33,270
‫مرد جوان

211
00:12:33,270 --> 00:12:35,360
‫رئیس، بعد از پاک‌سازی خیابون‌ها...

212
00:12:35,360 --> 00:12:38,350
‫شغلی در حوزه‌ی سیاست رو در نظر دارید؟

213
00:12:38,375 --> 00:12:39,570
‫سیاست؟

214
00:12:39,570 --> 00:12:42,450
‫مثلاً... کاندیدای ریاست جمهوری بشید

215
00:12:42,450 --> 00:12:43,660
‫نه، پسرم

216
00:12:43,660 --> 00:12:48,601
‫در حال حاضر، من به رئیس‌جمهور وفادارم

217
00:12:49,200 --> 00:12:51,750
‫اما تکرار می‌کنم، اولویت من

218
00:12:51,750 --> 00:12:55,920
‫اینـه که مکزیکوسیتی رو امن نگه دارم

219
00:13:01,340 --> 00:13:03,010
‫کارت خوب بود، بچه

220
00:13:03,700 --> 00:13:05,575
‫شما فقط دستور بدید، رئیس

221
00:13:17,190 --> 00:13:18,770
‫- سلام، ماریا
‫- سلام، چلا

222
00:13:26,780 --> 00:13:28,320
‫- کمکی از دستم بر میاد؟
‫- چی؟

223
00:13:29,410 --> 00:13:31,400
‫نه. خودم می‌تونم

224
00:13:32,120 --> 00:13:33,710
‫انگار کمک لازم داری

225
00:13:36,670 --> 00:13:38,960
‫کمک لازم ندارم

226
00:13:39,975 --> 00:13:41,738
‫همه‌چی مرتبـه؟

227
00:13:42,840 --> 00:13:44,510
‫ممنون بابتِ... اما...

228
00:13:47,550 --> 00:13:49,650
‫یهو یادم اومد که...

229
00:13:52,180 --> 00:13:53,930
‫باید با چلا... حرف بزنم!

230
00:13:56,940 --> 00:13:58,020
‫همه‌چی مرتبـه؟

231
00:14:00,110 --> 00:14:02,400
‫راستش، کاری باهات نداشتم

232
00:14:03,030 --> 00:14:05,570
‫میشه همین‌طوری باهام حرف بزنی؟

233
00:14:08,240 --> 00:14:09,307
‫یه چیزی بگم؟

234
00:14:09,990 --> 00:14:13,240
‫روابط عاشقانه تو محیط کار
‫شاید جالب به‌نظر بیان

235
00:14:13,240 --> 00:14:15,250
‫اما هیچ‌وقت عاقبت خوبی ندارن

236
00:14:15,250 --> 00:14:17,210
‫بهم اعتماد کن

237
00:14:17,210 --> 00:14:19,734
‫من می‌دونم آخر این ماجرا چی میشه

238
00:14:22,960 --> 00:14:23,960
‫مراقب باش

239
00:14:30,550 --> 00:14:32,350
‫گرا! گرا!

240
00:14:32,350 --> 00:14:33,470
‫چی می‌خوای، گابا؟

241
00:14:34,020 --> 00:14:36,230
‫به‌نظرت ما هم می‌تونیم بازجویی رو ببینیم؟

242
00:14:36,230 --> 00:14:37,560
‫احمقی چیزی شدی؟ واسه چی؟

243
00:14:37,560 --> 00:14:39,400
‫خفه شو، کسی از تو نپرسید

244
00:14:39,400 --> 00:14:41,625
‫بیخیال دیگه، لطفاً.
‫فقط می‌خوایم نگاه کنیم

245
00:14:42,020 --> 00:14:43,110
‫باشه؟

246
00:14:43,110 --> 00:14:45,490
‫- هنوز کارهای خودت رو نکردی
‫- خفه شو

247
00:14:46,690 --> 00:14:49,410
‫اون پشت وایمیسید و دهن‌تون رو می‌بندید

248
00:14:49,410 --> 00:14:51,070
‫- واضحـه؟
‫- آره

249
00:14:56,040 --> 00:14:57,040
‫چته؟

250
00:15:16,220 --> 00:15:17,680
‫خوشحالم قبول کردی که بیای

251
00:15:19,100 --> 00:15:21,050
‫چاره‌ای نداشتم

252
00:15:26,400 --> 00:15:27,740
‫فیلیبرتو گرا

253
00:15:29,820 --> 00:15:32,015
‫این اسم برات آشنا نیس؟

254
00:15:33,320 --> 00:15:35,685
‫همون عوضی‌ایـه که جاسوسی‌مون رو می‌کرد

255
00:15:37,700 --> 00:15:39,050
‫دست برداشت؟

256
00:15:39,870 --> 00:15:43,100
‫بعد از قتل‌عام تلاتلولکو،
‫گروه‌مون منحل شد...

257
00:15:44,540 --> 00:15:46,550
‫همون‌طور که احتمالاً می‌دونید

258
00:15:48,210 --> 00:15:51,425
‫برای همین، به‌گمونم بهش دستور دادن که
‫دست از سرمون برداره

259
00:15:52,470 --> 00:15:54,050
‫ما معتقدیم که فیلیبرتو گرا

260
00:15:54,050 --> 00:15:57,810
‫انگیزه‌ی شخصی برای انتقام از شما و
‫گروه‌تون داشته

261
00:15:57,810 --> 00:15:59,959
‫من عضو گروهی نیستم

262
00:16:00,560 --> 00:16:03,500
‫و محض اطلاع، فیلیبرتو جاسوسی ما رو...

263
00:16:03,500 --> 00:16:07,820
‫به دستور همین حکومتی که
‫حقوق شما رو میده، می‌کرد

264
00:16:07,820 --> 00:16:11,320
‫اون دیگه برای پلیس کار نمی‌کرد.
‫با این‌حال...

265
00:16:11,725 --> 00:16:13,723
‫می‌خواست تک‌تک شما رو بکشه

266
00:16:15,280 --> 00:16:16,280
‫خب؟

267
00:16:17,290 --> 00:16:19,540
‫خوشبختانه، قبلش خودش کشته شد، مگه نه؟

268
00:16:21,080 --> 00:16:23,525
‫خوشحالم که یکی این کار رو کرده

269
00:16:24,080 --> 00:16:27,028
‫چون شاید بعدی من بودم و
‫شماها هم که هیچ غلطی نمی‌کردید

270
00:16:27,550 --> 00:16:32,260
‫پنج‌شنبه بین ساعت‌ ۶ عصر و ۴ صبح
‫کدوم گوری بودی؟!

271
00:16:32,260 --> 00:16:34,075
‫همون‌جایی که همیشه هستم

272
00:16:34,725 --> 00:16:37,455
‫من نگهبان یه کارخونه‌ی صابون‌سازیـم

273
00:16:38,470 --> 00:16:40,430
‫- رئیست می‌تونه این رو تأیید کنه؟
‫- بله

274
00:16:40,430 --> 00:16:43,100
‫هر شب کارت حضورغیابم رو پانچ می‌کنم

275
00:16:43,100 --> 00:16:45,825
‫اگه خواستید، می‌تونید سوابق رو بررسی کنید

276
00:16:48,150 --> 00:16:49,820
‫نشونی کارخونه رو بنویس

277
00:16:54,570 --> 00:16:57,700
‫زندگی اون پیک‌تون به یه ورم هم نیست

278
00:16:58,490 --> 00:17:02,040
‫من پول پیک رو دادم و
‫خودم نمیام ببرمش

279
00:17:02,580 --> 00:17:04,080
‫نه، خانم. نه

280
00:17:07,340 --> 00:17:09,800
‫باید بری عذر این یارو رو بررسی کنی

281
00:17:09,800 --> 00:17:11,460
‫به واکا میگم

282
00:17:11,460 --> 00:17:14,590
‫لوزانو، به تو گفتم این کار رو بکنی.
‫مهمـه

283
00:17:14,590 --> 00:17:16,590
‫باید خودت شخصاً بری

284
00:17:17,510 --> 00:17:18,760
‫خبرش رو بهم بده

285
00:17:19,510 --> 00:17:20,520
‫باشه

286
00:17:26,379 --> 00:17:27,964
‫« بی‌گفتمان »

287
00:17:30,860 --> 00:17:34,220
‫انریکه سارابیا.
‫کجا می‌تونیم پیداش کنیم؟

288
00:17:35,450 --> 00:17:36,910
‫واسه چی؟

289
00:17:36,910 --> 00:17:39,934
‫تا بیاریدش اینجا و عین یه آشغال
‫باهاش رفتار کنید؟

290
00:17:40,450 --> 00:17:42,160
‫عین یه مجرم؟

291
00:17:42,160 --> 00:17:43,620
‫نه، نه، نه

292
00:17:43,620 --> 00:17:47,375
‫سوابق کیفریشـه که باعث شده مجرم باشه

293
00:17:47,875 --> 00:17:52,488
‫خسارت به اموال خصوصی، یورش،
‫ممانعت از اجرای عدالت

294
00:17:53,050 --> 00:17:55,170
‫شما بودید که باعث این اتفاقات شدید

295
00:17:55,170 --> 00:17:56,380
‫از کجا می‌دونی؟

296
00:17:56,380 --> 00:17:58,260
‫تو که گفتی سه ساله ندیدیش

297
00:17:58,260 --> 00:18:00,390
‫بهت یادآوری می‌کنم که اگه جاش رو بدونی و

298
00:18:00,390 --> 00:18:01,510
‫همکاری نکنی

299
00:18:01,875 --> 00:18:03,850
‫باعث میشه که هم‌‌دستش باشی

300
00:18:03,850 --> 00:18:06,044
‫و این حرم محسوب میشه

301
00:18:07,050 --> 00:18:10,131
‫آخرین باری که انریکه و بقیه‌شون رو دیدم،
‫سال ۶۸ بود

302
00:18:14,110 --> 00:18:16,780
‫ما فقط می‌خواستیم نقش مهمی داشته باشیم

303
00:18:19,450 --> 00:18:20,780
‫می‌خواستیم که...

304
00:18:21,490 --> 00:18:22,660
‫دنیا رو تغییر بدیم

305
00:18:27,040 --> 00:18:29,630
‫اما اون روز بود که فهمیدم،
‫دنیا هیچ‌وقت عوض نمیشه

306
00:18:35,590 --> 00:18:36,970
‫چه برسه دنیای ما

307
00:18:42,310 --> 00:18:46,000
‫بعد از ظهر اون روز توی تلاتلولکو
‫نصف اعضای گروه‌مون رو کشتن

308
00:18:49,480 --> 00:18:52,450
‫اگه کسی تاوانش رو پس داده، بهم بگید

309
00:18:53,650 --> 00:18:54,940
‫هیچ‌کس؟

310
00:19:32,325 --> 00:19:35,508
‫دامیان

311
00:19:36,860 --> 00:19:38,190
‫دیگه چی می‌خواید؟

312
00:19:38,190 --> 00:19:41,070
‫فقط خواستم بگم که بابت دوستات متأسفم

313
00:19:41,070 --> 00:19:43,240
‫بابت همه‌ی چیزهایی که کشیدی، متأسفم

314
00:19:43,240 --> 00:19:45,025
‫آره، من هم متأسفم

315
00:19:48,000 --> 00:19:50,750
‫بابت بلایی که سر این کشور اومده، متأسفم

316
00:19:51,580 --> 00:19:53,325
‫آره، اون هم هست

317
00:19:56,170 --> 00:19:57,340
‫تو اون روز کجا بودی؟

318
00:19:59,630 --> 00:20:00,630
‫کدوم روز؟

319
00:20:02,050 --> 00:20:03,050
‫دوم اکتبر

320
00:20:05,010 --> 00:20:07,975
‫مامانم نمی‌ذاشت تو راهپیمایی شرکت کنم

321
00:20:08,770 --> 00:20:12,150
‫فرداش که روزنامه رو خوندم،
‫چمدونم رو بستم و از خونه رفتم

322
00:20:16,507 --> 00:20:19,427
‫من هم باید تو اون راهپیمایی شرکت می‌کردم

323
00:20:20,280 --> 00:20:22,700
‫نه تو و نه هیچ‌کدوم‌مون،
‫نباید اونجا می‌بودیم

324
00:20:25,410 --> 00:20:26,700
‫اما ما بودیم

325
00:20:38,170 --> 00:20:39,420
‫این رو بذارم اینجا، سرکار؟

326
00:20:39,920 --> 00:20:40,920
‫بذارشون اونجا

327
00:20:44,470 --> 00:20:45,640
‫یالا، برو برش دار

328
00:20:57,020 --> 00:20:58,730
‫ماریا، چه غافلگیری دل‌انگیزی

329
00:21:02,280 --> 00:21:03,660
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

330
00:21:03,660 --> 00:21:08,660
‫منتظرم تا رئیس اسکوبدو بذارن
‫مزاحم وقت‌شون بشم

331
00:21:09,700 --> 00:21:12,330
‫می‌خوام بهشون پیشنهاد مشاوره بدم

332
00:21:12,330 --> 00:21:13,500
‫مشاوره؟

333
00:21:14,046 --> 00:21:16,606
‫فهمیدم که شرکت‌های حقوقی

334
00:21:16,630 --> 00:21:18,630
‫واسه استخدام وکلای با سابقه‌ای مثل من،
‫صف نکشیدن

335
00:21:21,970 --> 00:21:23,010
‫من هم دنبال کارم

336
00:21:24,220 --> 00:21:27,125
‫ماریا، ممکنه که ازش بخوای...

337
00:21:27,130 --> 00:21:29,205
‫من رو هم در نظر بگیره؟

338
00:21:30,310 --> 00:21:31,680
‫اون به حرف من گوش نمی‌کنه

339
00:21:31,680 --> 00:21:33,310
‫خودت رو دست‌کم نگیر

340
00:21:33,310 --> 00:21:35,980
‫تو از چیزی که فکر می‌کنی،
‫قدرت بیشتری داری، ماریا

341
00:21:37,730 --> 00:21:40,225
‫این رو هم می‌دونی که
‫من چقدر می‌تونم کمک کنم

342
00:21:40,230 --> 00:21:44,975
‫و همون‌طور که میگن، ضرری نداره که
‫آدم یه کمک‌دست داشته باشه

343
00:21:47,120 --> 00:21:49,950
‫فکر نمی‌کنم کمکی از دست من ساخته باشه.
‫معذرت می‌خوام

344
00:21:49,950 --> 00:21:51,910
‫ببخشید، من باید برم

345
00:21:51,910 --> 00:21:53,450
‫اشکالی نداره

346
00:21:53,450 --> 00:21:56,300
‫از دیدنت خوشحال شدم، ماریا

347
00:22:13,890 --> 00:22:14,930
‫خبری نشد؟

348
00:22:18,560 --> 00:22:19,560
‫نه

349
00:22:20,730 --> 00:22:22,530
‫عذرشون موجه بود

350
00:22:22,530 --> 00:22:26,110
‫حرف نمی‌زنن.
‫هیچ‌کدوم‌شون انریکه سارابیا رو لو نمیدن

351
00:22:26,110 --> 00:22:28,740
‫- لولا هوفمن جاش رو می‌دونه
‫- از کجا می‌دونی؟

352
00:22:28,740 --> 00:22:32,410
‫جفت‌شون شیش ماه پیش، همون‌جا و
‫همون‌ روز دستگیر شدن

353
00:22:32,410 --> 00:22:33,910
‫هنوز با هم در تماسـن

354
00:22:33,910 --> 00:22:35,080
‫باید از زیر زبونش بکشیم

355
00:22:35,080 --> 00:22:36,960
‫دقیقاً چطوری می‌خوای از زیر زبونش بکشی؟

356
00:22:36,960 --> 00:22:38,250
‫به تو مربوط نیست

357
00:22:38,250 --> 00:22:41,290
‫واسه این حرف نمی‌زنه، چون می‌خواد
‫دوستش رو از دست امثال تو نجات بده

358
00:22:43,460 --> 00:22:45,525
‫من یه پیشنهادی دارم

359
00:22:45,970 --> 00:22:47,050
‫طبق گفته‌ی خودشون...

360
00:22:47,050 --> 00:22:48,890
‫ما لنگه‌ی همدیگه‌ایم

361
00:22:50,680 --> 00:22:53,810
‫قیافه‌مون عین همون حروم‌زاده‌ایـه که
‫جاسوسی‌شون رو می‌کرده

362
00:22:53,810 --> 00:22:55,680
‫که عین حیوون‌ها افتاده به جون‌شون

363
00:22:55,680 --> 00:22:57,310
‫منظورت رو بگو

364
00:22:57,310 --> 00:23:00,020
‫شاید، بتونیم یه...

365
00:23:03,175 --> 00:23:04,759
‫چهره‌ی جدید بهشون پیشنهاد بدیم

366
00:23:10,320 --> 00:23:14,450
‫لولا، من ستوان دلا توره هستم و
‫ایشون هم سرکار کاماچو هستن

367
00:23:14,450 --> 00:23:17,396
‫عذر شما مورد تأیید ما بوده

368
00:23:18,080 --> 00:23:19,500
‫ناامید شدید؟

369
00:23:19,500 --> 00:23:20,500
‫نه

370
00:23:21,920 --> 00:23:23,340
‫خیال‌مون راحت شد

371
00:23:25,550 --> 00:23:28,866
‫لولا، ما باید انریکه سارابیا رو پیدا کنیم

372
00:23:29,775 --> 00:23:31,700
‫واسه چی؟

373
00:23:32,720 --> 00:23:35,310
‫فیلیبرتو گرا دو تا از دوستای من رو کشته

374
00:23:35,310 --> 00:23:38,180
‫این که تاوانش رو با جونش داده،
‫عادلانه بوده

375
00:23:38,180 --> 00:23:39,810
‫انریکه هیچ‌کسی رو نکشته

376
00:23:40,770 --> 00:23:43,900
‫می‌دونم که فیلیبرتو گرا آدم بی‌ثباتی بود

377
00:23:43,900 --> 00:23:47,150
‫بی‌ثبات به کسی میگن که پشت چراغ قرمز
بهت بد و بی‌راه بگه

378
00:23:47,150 --> 00:23:49,030
‫فیلیبرتو گرا یه قاتل بود

379
00:23:49,030 --> 00:23:53,280
‫یه روانی. قاتلی که آدم‌های بی‌گناه رو
‫قتل‌عام می‌کرد

380
00:23:53,280 --> 00:23:54,530
‫آدم‌های خوب. آدم‌هایی که...

381
00:23:55,975 --> 00:23:57,200
‫درستـه

382
00:23:57,200 --> 00:24:00,000
‫در هر صورت، ما باید تحقیق کنیم

383
00:24:00,710 --> 00:24:02,170
‫نمیشه که همین‌طوری...

384
00:24:02,170 --> 00:24:03,250
‫خوشحالم که کشته شد

385
00:24:06,630 --> 00:24:08,040
‫الان چی بلغور کرد؟

386
00:24:08,040 --> 00:24:10,260
‫- این مسخره‌بازی رو تمومش می‌کنم
‫- هررا

387
00:24:10,260 --> 00:24:11,260
‫ولم کن

388
00:24:12,220 --> 00:24:14,700
‫بذار ادامه بدن. خواهش می‌کنم

389
00:24:22,900 --> 00:24:25,820
‫منظور سرکار کاماچو این بود که...

390
00:24:25,820 --> 00:24:26,820
‫نه

391
00:24:30,110 --> 00:24:31,820
‫منظورم این بود که...

392
00:24:31,820 --> 00:24:33,990
‫خوشحالم که کشته شد

393
00:24:33,990 --> 00:24:35,070
‫وال

394
00:24:35,070 --> 00:24:39,410
‫چون می‌دونیم که لوسیو لیما و
‫لورنزو وارگاس رو کشته و

395
00:24:39,410 --> 00:24:43,120
‫می‌دونیم که برای هشدار به شما
‫انگشتاشون رو بریده

396
00:24:43,120 --> 00:24:46,210
‫می‌دونستیم که افتاده دنبال شما و
‫می‌خواست تک‌تک‌تون رو بکشه

397
00:24:48,375 --> 00:24:50,114
‫و پلیس...

398
00:24:50,920 --> 00:24:52,130
‫ده قدم عقب‌تر بود

399
00:24:54,970 --> 00:24:55,970
‫خب؟

400
00:24:57,060 --> 00:24:58,060
‫درستـه

401
00:24:59,520 --> 00:25:01,940
‫ما می‌خواستیم همه‌تون رو پیدا کنیم تا

402
00:25:03,050 --> 00:25:06,839
‫بهتون هشدار بدیم.
‫همین‌طوری اُلگا رو پیدا کردیم

403
00:25:09,860 --> 00:25:13,450
‫شما بودید که بهش هشدار دادید؟

404
00:25:16,740 --> 00:25:17,830
‫بله

405
00:25:19,370 --> 00:25:22,500
‫ممنون. ممنون

406
00:25:24,330 --> 00:25:27,340
‫لولا، اگه واقعاً‌ اعتقاد داری که
‫انریکه بی‌گناهـه

407
00:25:28,300 --> 00:25:29,904
‫کمک‌مون کن پیداش کنیم

408
00:25:31,670 --> 00:25:34,012
‫اگه فرار کنه، خودش رو گناهکار نشون میده

409
00:25:34,510 --> 00:25:37,500
‫و اگه این فرصت رو بهش ندیم که
‫بتونه خودش رو تبرئه کنه

410
00:25:38,125 --> 00:25:40,706
‫باید تا آخر عمرش فراری باشه

411
00:25:43,289 --> 00:25:46,458
‫باشه؛ میگم کجا می‌تونید پیداش کنید

412
00:25:50,738 --> 00:25:52,532
‫مطمئنی انریکه سارابیا اینجا زندگی می‌کنه؟

413
00:25:52,532 --> 00:25:55,535
‫آره، با مادرش اینجا زندگی می‌کنن

414
00:25:55,535 --> 00:25:57,161
‫آخرین باری که دیدیش کِی بود؟

415
00:25:57,161 --> 00:26:00,290
‫خب، چند هفته پیش بود.
‫البته مامانش رو می‌بینم

416
00:26:00,290 --> 00:26:02,375
‫بعضی وقت‌ها، میاد و میره

417
00:26:02,876 --> 00:26:05,086
‫خیلی‌ خب، ممنونم بابت اطلاعاتی که
‫در اختیارمون گذاشتید

418
00:26:05,086 --> 00:26:07,088
‫خواهش می‌کنم، با اجازه

419
00:26:07,088 --> 00:26:08,089
‫خداحافظ

420
00:26:09,173 --> 00:26:10,884
‫باید این احتمال رو در نظر بگیریم که

421
00:26:10,884 --> 00:26:12,552
‫- ممکنه از شهر رفته باشه
‫- آره

422
00:26:13,177 --> 00:26:18,850
‫عکسش رو همه‌جا پخش کنید. عوارضی‌ها،
‫ترمینال‌های اتوبوس، ایستگاه‌های قطار

423
00:26:19,684 --> 00:26:21,102
‫حتی فرودگاه

424
00:26:22,395 --> 00:26:23,396
‫تو همین‌جا بمون

425
00:26:23,938 --> 00:26:26,316
‫اگه اومد اینجا، مستقیم بیارش اداره!

426
00:26:26,316 --> 00:26:27,317
‫چشم

427
00:26:27,817 --> 00:26:28,985
‫می‌بینمت

428
00:26:28,985 --> 00:26:29,986
‫چشم قربان

429
00:26:32,000 --> 00:26:39,000


430
00:26:41,206 --> 00:26:43,583
‫معلوم شد مامان اشتباه می‌کرده

431
00:26:43,583 --> 00:26:45,210
‫- درموردِ چی؟
‫- رفتم پیش کارو

432
00:26:45,835 --> 00:26:47,295
‫- واقعاً؟
‫- آره

433
00:26:47,295 --> 00:26:48,379
‫خیلی تغییر کرده

434
00:26:48,922 --> 00:26:50,381
‫خوشحاله و خیلی خوشبخته

435
00:26:51,174 --> 00:26:52,884
‫اصلاً باورم نشد

436
00:26:53,801 --> 00:26:56,179
‫و این‌ که یه نصیحت عجیب‌غریب هم بهم کرد

437
00:26:57,013 --> 00:26:58,014
‫چی گفت؟

438
00:26:59,682 --> 00:27:03,228
‫رسماً بهم گفت برو با روماندیا سکس کن!

439
00:27:04,646 --> 00:27:09,359
‫چی؟ خب، من‌ باشم حتماً به توصیه‌ی
‫یه زنِ خوشحال و خوشبخت گوش می‌کنم

440
00:27:09,359 --> 00:27:10,527
‫یه چیزی پیدا کردم

441
00:27:12,541 --> 00:27:15,360
‫به تمام بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی‌های
شهر زنگ زدم ‫و

442
00:27:15,384 --> 00:27:17,236
سراغ انریکه سارابیا رو گرفتم

443
00:27:17,261 --> 00:27:18,262
‫خب؟

444
00:27:18,576 --> 00:27:21,579
‫چیزی پیدا نکردم، چون فامیلی کاملش

445
00:27:21,579 --> 00:27:23,581
‫«انریکه سارابیا مدینا»ست.

446
00:27:24,332 --> 00:27:27,794
‫فامیلی مادریش یعنی «انریکه مدینا» رو
امتحان کردم

447
00:27:27,794 --> 00:27:30,547
‫و یه بیمار با همین نام توی
بیمارستان سانتو توماس پیدا کردم

448
00:27:30,547 --> 00:27:31,714
‫ممکنه خودش باشه

449
00:27:32,674 --> 00:27:34,884
‫اما بیمارستان گفت نمی‌تونه
‫اطلاعات بیشتری بهمون بده

450
00:27:34,884 --> 00:27:37,136
‫مگه این‌ که حضوری بریم اونجا

451
00:27:39,556 --> 00:27:41,599
‫می‌تونید تعریف کنید دقیقاً چی شد؟

452
00:27:42,725 --> 00:27:46,604
‫هفته پیش، توی یکی از همین اعتراضات
شرکت می‌کنه

453
00:27:47,272 --> 00:27:49,816
‫برای حمایت از دانشجویان مونتوری رفته بودن

454
00:27:50,608 --> 00:27:52,777
‫اون‌هایی که طعمه‌ی «شاهین‌ها» شده بودن

455
00:27:52,777 --> 00:27:54,404
‫همون گروهی که لباس شخصی تن‌شون بود

456
00:27:54,404 --> 00:27:56,739
‫و باتوم داشتن

457
00:27:56,739 --> 00:27:59,200
‫و یهو می‌ریزن سر مردم کتک‌شون می‌زنن

458
00:27:59,742 --> 00:28:01,995
‫پس یه هفته‌ست که اینجاست؟

459
00:28:01,995 --> 00:28:03,329
‫توی کُماست!

460
00:28:04,747 --> 00:28:05,748
‫و می‌دونید چیه؟

461
00:28:06,457 --> 00:28:09,961
‫من کسی رو که تا حد مرگ
کتکش زده مقصر نمی‌دونم

462
00:28:10,712 --> 00:28:13,339
‫کسی رو مقصر می‌دونم که برده بودش
به اون اعتراضات

463
00:28:13,339 --> 00:28:16,009
‫کسی که این افکار خطرناک رو کرده توی مغزش

464
00:28:16,009 --> 00:28:18,553
‫کسی که مجبورش کرده بوده بره

465
00:28:20,179 --> 00:28:21,180
‫این آدم کیه؟

466
00:28:22,265 --> 00:28:25,435
‫یکی از دوستای دانشگاهیش،
اسمش دامیان اوخدائه

467
00:28:26,686 --> 00:28:29,189
‫یعنی می‌گید پسرتون و دامیان اوخدا

468
00:28:29,189 --> 00:28:32,066
‫بعد از اتفاقات سال ۶۸
همچنان با هم در ارتباط بودن؟

469
00:28:32,066 --> 00:28:33,735
‫خیلی صمیمی بودن

470
00:28:33,735 --> 00:28:36,362
‫انریکه هر کاری که دامیان می‌گفت رو
انجام می‌داد

471
00:28:37,822 --> 00:28:39,741
‫حتی گیتار زدن رو هم کنار گذاشت. و...

472
00:28:41,284 --> 00:28:43,161
‫باید می‌دیدید چقدر قشنگ گیتار می‌زد

473
00:28:43,661 --> 00:28:47,498
‫اما از نظر دامیان، توی مبارزه‌شون
‫علیه پلیس جایی برای موسیقی نبود

474
00:28:48,333 --> 00:28:53,720
‫تمام فکر و ذکرشون این بود که انتقام سال ۶۸
رو بگیرن، ‫می‌فهمید چی میگم؟

475
00:28:53,745 --> 00:28:55,293
‫خانم...

476
00:28:57,550 --> 00:28:59,427
‫کمکی از دست ما برمیاد؟

477
00:29:02,305 --> 00:29:07,393
‫می‌تونید گیتارش رو از خونه‌ی مادر مرحومم
برام بیارید؟

478
00:29:08,603 --> 00:29:10,939
‫خودم می‌تونم برم،

479
00:29:10,939 --> 00:29:13,942
‫اما دلم نمی‌خواد وقتی به‌هوش میاد
‫ تنها باشه، می‌دونید چی میگم؟

480
00:29:16,361 --> 00:29:17,654
‫- آقای دکتر؟
‫- جانم؟

481
00:29:18,655 --> 00:29:20,573
‫چقدر احتمال داره ایشون به‌هوش بیاد؟

482
00:29:21,115 --> 00:29:25,411
‫خب، شدت آسیب مغزی به قدری بود که
‫مجبور شدیم ببریمش توی کُمای مصنوعی

483
00:29:26,496 --> 00:29:28,706
‫برای به هوش اومدنش، به معجزه نیاز داریم

484
00:29:30,708 --> 00:29:33,002
‫- امر دیگه‌ای نیست؟
‫- نه

485
00:29:33,002 --> 00:29:34,295
‫با اجازه

486
00:29:34,295 --> 00:29:35,296
‫ممنونم

487
00:29:46,391 --> 00:29:49,310
‫اسکوبدو کار درستی کرد که اسمش رو
رسانه‌ای نکرد

488
00:29:49,894 --> 00:29:52,522
‫خیلی آدم‌های روانی هستن که تشنه‌ی شهرتن

489
00:29:52,522 --> 00:29:54,065
‫نه به اندازه‌ی خودِ اسکوبدو

490
00:29:54,566 --> 00:29:56,484
‫آزمایشِ خون آماده‌ست؟

491
00:29:56,484 --> 00:29:57,485
‫آره

492
00:29:58,194 --> 00:29:59,445
‫یه چیزی پیدا کردیم

493
00:30:00,405 --> 00:30:01,406
‫از کجا می‌دونستی؟

494
00:30:01,948 --> 00:30:04,325
‫روی دستش فقط یه‌جای تزریق داره

495
00:30:05,869 --> 00:30:07,829
‫یا همون شب تزریق رو شروع کرده، یا...

496
00:30:08,788 --> 00:30:10,081
‫یا به‌زور یه چیزی بهش تزریق کردن

497
00:30:11,165 --> 00:30:13,293
‫«سدیم پنتوتال» دیگه چیه‌؟

498
00:30:13,293 --> 00:30:17,255
‫مشتقات باربیتورات با جذب سریع

499
00:30:17,255 --> 00:30:18,965
‫مثل آدم توضیح بده

500
00:30:18,965 --> 00:30:22,802
‫یه داروی بی‌هوشیه که سیستم عصبی رو
از کار میندازه

501
00:30:23,321 --> 00:30:25,847
‫برای تزریق کشنده هم ازش استفاده می‌کنن

502
00:30:25,847 --> 00:30:27,515
‫سخت گیر میاد یا نه؟

503
00:30:27,515 --> 00:30:29,684
‫اگه از کادر درمان باشی نه

504
00:30:29,684 --> 00:30:31,811
‫ولی باید بلد باشی چطور تزریقش کنی

505
00:30:31,811 --> 00:30:32,979
‫ممنون داداش

506
00:30:36,941 --> 00:30:38,151
‫اکتاویو!

507
00:30:40,028 --> 00:30:41,946
‫خیلی خوشحالم که تو هم توی این پرونده‌ای!

508
00:30:44,240 --> 00:30:45,533
‫فعلاً

509
00:30:57,503 --> 00:30:58,588
‫کارآگاه هررا

510
00:30:58,588 --> 00:31:00,131
‫هرا، دامیان بهمون دروغ گفت

511
00:31:00,131 --> 00:31:03,134
‫گفت از سال ۶۸ به بعد انریکه رو ندیده

512
00:31:03,134 --> 00:31:05,511
‫ما با مادرش حرف زدیم، بهمون گفت

513
00:31:05,511 --> 00:31:06,971
‫دوستی‌شون رو ادامه داده بودن

514
00:31:07,931 --> 00:31:10,099
‫ما الان توی بیمارستانِ سانتو توماس هستیم

515
00:31:10,099 --> 00:31:12,435
‫همون‌جا بمونید گابینا. الان میام. باشه؟

516
00:31:12,435 --> 00:31:13,519
‫نه، نیا

517
00:31:13,519 --> 00:31:16,587
‫چند هفته‌ست توی کُماست؛
‫اونی نیست که دنبالشیم

518
00:31:16,612 --> 00:31:19,400
‫گابینا، ادعای بی‌گناهی دامیان که تأیید شده

519
00:31:19,400 --> 00:31:22,278
‫اگه این‌طوریه پس چرا باید درمورد انریکه
بهمون دروغ بگه؟

520
00:31:33,665 --> 00:31:35,291
‫چِلا، میشه لطفاً چند لحظه تنهامون بذاری؟

521
00:31:39,212 --> 00:31:40,547
‫سرم شلوغه

522
00:31:41,589 --> 00:31:43,424
‫ادعای بی‌گناهی دامیان رو تو تأیید کردی؟

523
00:31:44,300 --> 00:31:45,301
‫آره

524
00:31:47,595 --> 00:31:49,347
‫لازمه دوباره ازت بپرسم، پلوتارکو؟

525
00:31:50,974 --> 00:31:52,475
‫با مسئول‌شون صحبت کردم

526
00:31:53,184 --> 00:31:54,394
‫خودت رفتی کارخونه؟

527
00:31:56,062 --> 00:31:57,313
‫زنگ زدـ...

528
00:31:57,313 --> 00:31:58,523
‫لعنتی!

529
00:31:59,107 --> 00:32:00,775
‫من بهت دستور دادم

530
00:32:02,277 --> 00:32:04,153
‫شخصاً ازت درخواست کردم

531
00:32:04,904 --> 00:32:06,072
‫این‌سری دیگه درگیر چی بودی؟

532
00:32:07,448 --> 00:32:09,742
‫مشروب؟ قمار؟ زن‌ها؟

533
00:32:09,742 --> 00:32:11,744
‫آروم باش بابا، تند نرو

534
00:32:14,747 --> 00:32:16,583
‫یا یه دلیل قانع‌کننده برام میاری،

535
00:32:17,292 --> 00:32:19,836
‫یا نشانت رو تحویل میدی و تعلیق می‌شی و
‫!میری خونه

536
00:32:22,130 --> 00:32:24,757
‫رفته بودم لباس جشن ۱۵ سالگی دخترم رو
تحویل بگیرم

537
00:32:26,551 --> 00:32:29,804
‫قرار بود بیارنش دم خونه‌مون تحویل بدن،
اما نیاوردن

538
00:32:30,471 --> 00:32:33,558
‫می‌دونی که، این‌ها گنجشک رو رنگ می‌کنن
جای قناری می‌فروشن

539
00:32:34,601 --> 00:32:36,019
‫خب حالا بگو چی شده؟

540
00:32:37,604 --> 00:32:39,647
‫دامیان اوخدا دروغ گفته بوده!

541
00:32:41,107 --> 00:32:42,358
‫ما هم راحت ولش کردیم رفت

542
00:32:44,694 --> 00:32:48,948
‫یه مظنونِ به قتلِ پلیس، به خاطرِ تو آزاده!

543
00:32:51,743 --> 00:32:52,744
‫ببین خراردو

544
00:32:53,494 --> 00:32:54,495
‫بشین سرجات

545
00:32:55,079 --> 00:32:57,092
‫به‌اندازه کافی دسته‌‌گل به آب دادی

546
00:32:59,500 --> 00:33:01,294
‫بشین مثل آدم کارت رو بکن!

547
00:33:11,304 --> 00:33:13,556
‫هررا! صبر کن!

548
00:33:15,058 --> 00:33:16,351
‫الان اصلاً وقت ندارم

549
00:33:16,351 --> 00:33:19,312
‫- دامیان اوخدا دانشجوی پزشکی بوده
‫- خب؟

550
00:33:19,312 --> 00:33:22,398
‫فیلیبرتو گِرا بر به‌خاطر اوردوزِ
سدیم پنتوتال مرده

551
00:33:23,066 --> 00:33:26,819
‫یه ماده‌ی شیمیایی که گیر آوردنش
‫خیلی سخته و تزریقش از اون هم سخت‌تر

552
00:33:26,819 --> 00:33:29,072
‫اما نه برای دانشجوهای پزشکی!

553
00:33:30,907 --> 00:33:33,034
‫نه برای دانشجوهای پزشکی!

554
00:33:37,121 --> 00:33:40,208
‫یعنی منظورتون اینه که توی کُل این کارخونه
هیچ‌کس نیست که

555
00:33:40,208 --> 00:33:44,045
‫بتونه تأیید کنه دامیان اون روز
سرِ کارش بوده یا نه؟

556
00:33:44,045 --> 00:33:45,088
‫نه راستش

557
00:33:45,672 --> 00:33:47,298
‫کارش تنهایی بود

558
00:33:47,966 --> 00:33:49,926
‫اما هیچ‌وقت مشکلی پیش نیومده بود

559
00:33:49,926 --> 00:33:53,888
‫ببینید، به‌نظرتون احتمال داره که
وسط شیفت جیم زده باشه

560
00:33:53,888 --> 00:33:55,890
‫و بدون این ‌که کسی بفهمه برگشته باشه؟

561
00:33:56,516 --> 00:33:58,017
‫بله احتمال داره

562
00:33:58,768 --> 00:34:00,103
‫خراردو؟

563
00:34:00,103 --> 00:34:01,896
‫واکا همین الان بی‌سیم زد

564
00:34:01,896 --> 00:34:03,481
‫دامیان اوخدا رفته خونه‌شون

565
00:34:03,481 --> 00:34:05,733
‫بگو تا وقتی ما نرسیدیم
هیچ غلط اضافه‌ای نکنن

566
00:34:06,317 --> 00:34:07,485
‫نمی‌خوام بترسه فرار کنه

567
00:34:08,026 --> 00:34:09,362
‫خیلی ممنونم. با اجازه

568
00:34:13,615 --> 00:34:17,537
‫یعنی اون‌ها برن دستگیرش کنن و ما
‫همین‌جا بشینیم دست‌روی‌دست بذاریم؟

569
00:34:17,537 --> 00:34:20,143
‫والنتینا، تو رو خدا فقط یه روز غر نزن

570
00:34:20,168 --> 00:34:23,388
‫اونم درمورد چیزهایی که تو حوزه‌ی
‫اختیاراتت نیست و نمی‌تونی بابتش کاری کنی

571
00:34:23,413 --> 00:34:25,888
‫اگه به‌خاطر زحمات شما نبود که
این حرومزاده‌ها

572
00:34:25,913 --> 00:34:27,714
‫نمی‌تونستن کسی رو دستگیر کنن

573
00:34:27,714 --> 00:34:28,798
‫همین واسه‌ت کافی نیست؟

574
00:34:28,798 --> 00:34:30,300
‫من هم دلم می‌خواد برم

575
00:34:30,898 --> 00:34:32,802
‫اما این ‌که شخصاً نرفتیم دستگیرش کنیم

576
00:34:32,802 --> 00:34:34,888
‫به این معنا نیست که هیچ‌کاری نکردیم

577
00:34:35,341 --> 00:34:37,256
‫به‌جاش می‌تونیم یه‌کار مفید انجام بدیم

578
00:34:37,281 --> 00:34:40,326
‫می‌تونیم گیتار انریکه رو ببریم
بدیم به مامانش

579
00:34:40,351 --> 00:34:41,956
‫الان این‌کار چه دردی رو دوا می‌کنه؟

580
00:34:41,981 --> 00:34:43,729
‫انریکه که توی کُماست و دکتر گفت...

581
00:34:43,729 --> 00:34:46,858
‫می‌دونم دکتر چی گفته.
‫اما می‌تونیم به مادرش اُمید بدیم

582
00:34:47,566 --> 00:34:49,318
‫این تنها کاریه که فعلاً از دست‌مون برمیاد

583
00:34:52,947 --> 00:34:54,073
‫خب؟

584
00:34:54,699 --> 00:34:55,909
‫هنوز داخله

585
00:34:57,577 --> 00:35:00,121
‫حدوداً بیست دقیقه‌ پیش پرده‌ها رو کشید

586
00:35:01,206 --> 00:35:02,498
‫اتفاق دیگه‌ای نیفتاد

587
00:35:04,083 --> 00:35:05,627
‫باید فرض رو بر این بذاریم که مسلحه

588
00:35:07,045 --> 00:35:08,046
‫بریم

589
00:35:18,223 --> 00:35:19,557
‫مطمئنی اینجاست؟

590
00:35:20,308 --> 00:35:22,185
‫آدرسی که هرمینیا بهمون داد اینجاست

591
00:35:42,497 --> 00:35:43,498
‫دامیان اوخدا!

592
00:35:46,918 --> 00:35:49,058
‫دست‌هات رو ببر بالا و بیا بیرون عوضی!

593
00:35:57,595 --> 00:35:59,180
‫نباید ماری‌جوانا بکشی

594
00:35:59,931 --> 00:36:00,932
‫غیرقانونیه!

595
00:36:01,641 --> 00:36:04,118
‫در ضمن، روی واکنش‌های لحظه‌ای مغزت هم
تاثیر می‌ذاره

596
00:36:04,143 --> 00:36:05,353
‫به‌علاوه کُلی چیزهای دیگه

597
00:36:06,729 --> 00:36:08,439
‫بیا یه بازی کنیم

598
00:36:08,439 --> 00:36:10,250
‫من به ماری‌جوانا کشیدنم ادامه میدم،

599
00:36:10,275 --> 00:36:13,001
‫تو هم کامل بهم میگی چه ضررهایی داره

600
00:36:13,572 --> 00:36:15,032
‫باشه

601
00:36:37,969 --> 00:36:38,970
‫گابینا

602
00:36:48,098 --> 00:36:50,940
‫- اینجا همون جاییه که دسته‌جمعی عکس گرفتن
‫- آره

603
00:36:48,140 --> 00:36:51,925
{\an8}‫« گردان مارکسیستی نارسیسو »

604
00:36:52,025 --> 00:36:54,080
‫- بیا فقط گیتار رو پیدا کنیم و بریم
‫- باشه

605
00:37:02,911 --> 00:37:03,912
‫امنه!

606
00:37:05,413 --> 00:37:06,998
‫عقلت رو به کار بنداز بچه‌جون!

607
00:37:21,971 --> 00:37:23,014
‫هیچ‌کس اینجا نیست

608
00:37:35,652 --> 00:37:36,653
‫دامیان!

609
00:37:39,948 --> 00:37:43,618
‫دامیان؟ دست‌هات رو ببر بالا. آروم

610
00:37:47,789 --> 00:37:48,915
‫دامیان اوخدا!

611
00:37:56,172 --> 00:37:57,173
‫ماریا!

612
00:37:58,132 --> 00:37:59,133
‫ماریا!

613
00:38:06,579 --> 00:38:08,341
‫- حالت خوبه؟
‫- آره خوبم. تو چی؟

614
00:38:08,366 --> 00:38:09,699
‫- آره
‫- زود باش بریم

615
00:38:12,647 --> 00:38:13,731
‫درخواست نیروی پشتیبانی بکن

616
00:38:16,025 --> 00:38:17,277
‫مرکز؟ مرکز؟

617
00:38:19,153 --> 00:38:20,864
‫دامیان! لعنت بهش!

618
00:38:22,615 --> 00:38:23,700
‫ایست!

619
00:38:28,788 --> 00:38:30,665
‫پلیس!

620
00:38:30,665 --> 00:38:31,749
‫دامیان!

621
00:38:31,749 --> 00:38:33,209
‫وال!

622
00:38:33,209 --> 00:38:35,169
‫والنتینا!

623
00:38:37,171 --> 00:38:39,132
‫ببخشید، ببخشید

624
00:38:39,132 --> 00:38:41,009
‫ببخشید قربان. مراقب باشید

625
00:38:44,220 --> 00:38:45,221
‫حواست کجاست!

626
00:38:45,889 --> 00:38:47,515
‫دامیان ایست!

627
00:38:50,685 --> 00:38:51,686
‫دامیان!

628
00:38:54,564 --> 00:38:55,857
‫والنتینا!

629
00:39:45,406 --> 00:39:46,407
‫وال!

630
00:39:47,242 --> 00:39:48,284
‫والنتینا!

631
00:39:57,168 --> 00:39:58,169
‫وال!

632
00:40:02,257 --> 00:40:04,467
‫وایستید، وایستید، وایستید

633
00:40:05,301 --> 00:40:06,386
‫حالتون خوبه؟

634
00:40:07,095 --> 00:40:08,513
‫آره. خوبیم. خوبیم

635
00:40:09,055 --> 00:40:11,891
‫فرار کرد...
‫باید...

636
00:40:11,891 --> 00:40:13,309
‫چطوری آخه!

637
00:40:18,606 --> 00:40:19,732
‫مرکز؟ مرکز؟

638
00:40:19,732 --> 00:40:22,277
‫ستوان د لا توره صحبت می‌کنه.
صدام رو می‌شنوید؟

639
00:40:27,993 --> 00:40:30,207
‫ببرشون زیرزمینِ اداره

640
00:40:39,580 --> 00:40:41,867
‫تمامی نیروهای شهر رو به حالت آماده‌باش
درآوردیم

641
00:40:43,256 --> 00:40:45,842
‫همه یگان‌ها رو هم دو شیفت کردیم

642
00:40:49,429 --> 00:40:50,430
هی

643
00:40:52,599 --> 00:40:54,017
‫می‌بینم که زنده‌ای

644
00:40:54,851 --> 00:40:57,395
‫توی دهاتِ ما وقتی از دست مرگ
‫فرار می‌کنن خوشحال می‌شن!

645
00:40:59,731 --> 00:41:01,274
‫اینم از لبخندی که منتظرش بودم

646
00:41:06,654 --> 00:41:08,239
‫همین نزدیکی‌ها یه‌ جایی رو می‌شناسم

647
00:41:09,694 --> 00:41:11,640
‫از نظرم حق‌مونه بریم
یه نوشیدنی‌ای چیزی بخوریم

648
00:41:11,665 --> 00:41:13,959
‫چی؟ من و تو؟

649
00:41:14,537 --> 00:41:16,289
‫- آره. نمیای؟
‫- نه

650
00:41:17,040 --> 00:41:18,666
‫یعنی خب اگه نمی‌تونی...

651
00:41:19,334 --> 00:41:22,754
‫خودم برنامه دارم؛
می‌خوام با دخترها برم بیرون

652
00:41:22,754 --> 00:41:25,381
‫آهان، باشه.
‫حالا هر وقت جفت‌مون بی‌کار بودیم می‌ریم

653
00:41:25,381 --> 00:41:26,466
‫آره

654
00:41:27,800 --> 00:41:29,594
‫- شب به‌خیر
‫- باشه، شب به‌خیر

655
00:41:33,640 --> 00:41:35,308
‫نریم یه مشروبی چیزی بخوریم؟

656
00:41:35,308 --> 00:41:36,559
‫چی؟

657
00:41:36,559 --> 00:41:39,646
‫منظورم اینه که روز خیلی سختی داشتیم

658
00:41:39,646 --> 00:41:43,816
‫دامیان که فرار کرد و نمی‌تونیم کاریش کنیم،
‫اما خوشبختانه...

659
00:41:43,816 --> 00:41:44,817
‫هنوز زنده‌ایم

660
00:41:45,944 --> 00:41:49,489
‫و با این وضعیت لیاقتِ
چند تا نوشیدنی رو داریم

661
00:41:49,489 --> 00:41:51,574
‫از نظرم فکر خیلی خوبیه

662
00:41:51,574 --> 00:41:53,034
‫می‌تونیم بریم خونه‌ی من

663
00:41:53,034 --> 00:41:56,663
‫شراب بخوریم و پاسور بازی کنیم

664
00:41:57,715 --> 00:42:00,000
‫فکر دیگه‌ای از این خسته‌کننده‌تر
به ذهنت نرسید ماریا؟

665
00:42:00,025 --> 00:42:03,571
‫اگه واقعاً می‌خواید جشن بگیریم،
‫من یه جای خوب سراغ دارم

666
00:42:20,562 --> 00:42:21,604
‫وای!

667
00:42:24,858 --> 00:42:27,402
‫راستش رو بخوای من منظورم همچین جایی نبود

668
00:42:28,278 --> 00:42:31,781
‫اینجا یکی از آخرین پناهگاه‌هاییه
‫که توی این شهر برامون باقی مونده‬

669
00:42:31,781 --> 00:42:32,866
‫و بذار بهت بگم چرا

670
00:42:33,741 --> 00:42:35,910
‫اینجا می‌تونیم خودِ واقعی‌مون باشیم

671
00:42:35,910 --> 00:42:38,371
‫امنه، ارزونه، و از همه بهتر...

672
00:42:39,289 --> 00:42:40,290
‫ورود آقایون ممنوعه!

673
00:42:40,915 --> 00:42:42,083
‫بریم

674
00:43:27,045 --> 00:43:28,296
‫اون چیه؟

675
00:43:28,296 --> 00:43:29,464
‫کُس!

676
00:43:57,700 --> 00:43:59,827
‫خیلی ‌خب، بیاید یه‌کم خودمون رو گرم کنیم

677
00:43:59,827 --> 00:44:01,371
‫- آره
‫- عالیه

678
00:44:01,371 --> 00:44:02,914
‫چهار تا تکیلا

679
00:44:02,914 --> 00:44:04,207
‫ببخشید، سه تا

680
00:44:04,207 --> 00:44:05,291
‫بی‌زحمت

681
00:44:05,291 --> 00:44:06,334
‫برای من شرابِ قرمز لطف کنید

682
00:44:09,170 --> 00:44:10,588
‫چیه؟ من شراب رو ترجیح میدم

683
00:44:10,588 --> 00:44:12,424
‫بی‌خیال ماریا؛
‫یه‌چیز جدید امتحان کن

684
00:44:13,424 --> 00:44:17,178
‫همین که باهاتون اومدم اینجا
براتون تازگی نداره؟

685
00:44:17,178 --> 00:44:20,098
‫- وال، اینجا حرف نداره
‫- دقیقاً

686
00:44:20,098 --> 00:44:22,308
‫تازه، هر کی دلش بخواد می‌تونه بره روی صحنه

687
00:44:22,308 --> 00:44:23,935
‫که آهنگ بخونه؟

688
00:44:23,935 --> 00:44:25,937
‫یا نمی‌دونم، هر کاری دلش خواست بکنه

689
00:44:25,937 --> 00:44:27,939
‫آهنگ بخونه، حرف بزنه

690
00:44:28,690 --> 00:44:30,608
‫شعبده‌بازی کنه، هر کاری

691
00:44:30,608 --> 00:44:32,028
‫ماریا تو پاشو برو!

692
00:44:32,318 --> 00:44:34,481
‫زده به سرت؟
‫این چه حرفی بود؟

693
00:44:35,116 --> 00:44:37,109
‫مگه نمی‌خوای خودت رو کشف کنی؟

694
00:44:37,490 --> 00:44:39,659
‫نگفتم که می‌خوام آبروی خودم رو
‫جلوی عالم و آدم ببرم!

695
00:44:39,659 --> 00:44:40,910
‫- نه، ممنون
‫- اصلاً می‌دونی چیه؟

696
00:44:40,910 --> 00:44:44,080
‫واقعاً نباید حرف مردم و این‌ که
‫چی فکر می‌کنن برات مهم باشه!

697
00:44:44,080 --> 00:44:46,082
‫ماریا، تو تمام زندگیت نگران حرف مردم بودی

698
00:44:46,082 --> 00:44:47,417
‫و می‌دونی چیه؟

699
00:44:47,417 --> 00:44:51,629
‫اگه می‌خوای زندگیت تغییر کنه،
‫خودت هم باید رفتارت رو تغییر بدی!

700
00:44:51,629 --> 00:44:53,506
‫باید چارچوب‌های قدیمیت رو زیر پا بذاری،

701
00:44:53,506 --> 00:44:56,259
‫باید خودت رو توی موقعیت‌های ترسناک قرار بدی

702
00:44:56,259 --> 00:44:57,385
‫چون اگه این کارها رو نکنی،

703
00:44:59,178 --> 00:45:00,680
‫چطوری می‌خوای خودت رو کشف کنی؟

704
00:45:02,849 --> 00:45:04,267
‫گفتنش واسه تو آسونه

705
00:45:06,519 --> 00:45:08,021
‫تو شجاعی

706
00:45:08,021 --> 00:45:09,355
‫تو هم هستی!

707
00:45:10,773 --> 00:45:13,067
‫- من رو ببین
‫- خانم‌ها و خانم‌ها

708
00:45:13,067 --> 00:45:14,152
‫تو یه زن شجاعی!

709
00:45:14,152 --> 00:45:17,447
‫و حالا خوش آمد بگید به...
‫اسمت چی بود عزیزم؟

710
00:45:17,447 --> 00:45:19,324
‫آنخلس کروز

711
00:45:19,324 --> 00:45:20,700
‫-آنخلس کروز
‫- چی؟

712
00:45:20,700 --> 00:45:21,993
‫داره چه غلطی می‌کنه؟

713
00:45:31,085 --> 00:45:33,046
‫- بدبخت شدیم
‫- چیکار کنیم؟

714
00:45:41,721 --> 00:45:42,805
‫چی بگم؟

715
00:45:43,556 --> 00:45:47,810
‫هر چی دلت خواست.
سخنرانی کن، شعر بخون

716
00:45:48,645 --> 00:45:50,939
‫«ای مردانِ نادانی که بی‌هیچ دلیلی زنان را
‫سرزنش می‌کنید،

717
00:45:50,939 --> 00:45:54,359
‫غافل از این‌ که خودتان باعث و بانیِ
‫همان چیزی هستید که ملامتش می‌کنید

718
00:45:56,277 --> 00:45:59,447
‫وقتی با اصرارهای بی‌حدوحصر،
‫آن‌ها را به لغزش می‌کشانید،

719
00:45:59,447 --> 00:46:02,367
‫چرا انتظار پاک‌دامنی دارید، وقتی
‫خودتان بسترِ خطا را می‌سازید؟

720
00:46:02,367 --> 00:46:04,160
‫ایول دختر!

721
00:46:07,622 --> 00:46:10,667
‫با مهر و بی‌مهری،
‫با آنان به یک چشم می‌نگرید؛

722
00:46:10,667 --> 00:46:14,170
‫اگر جفا کنند گله می‌کنید و
‫اگر وفا کنند به ریشخند می‌گیرید!

723
00:46:15,338 --> 00:46:16,714
‫ایول!

724
00:46:18,299 --> 00:46:21,302
‫چرا از گناهی برآشفته می‌شوید که
‫خود همگی در آن شریکید؟

725
00:46:21,302 --> 00:46:27,809
‫شمایی که با وعده و اصرارهای خویش،
‫ابلیس و نفس و جهان را به هم پیوند داده‌اید»

726
00:46:32,397 --> 00:46:33,481
‫پایان

727
00:46:33,481 --> 00:46:34,941
‫ایول!

728
00:46:34,941 --> 00:46:36,067
‫آفرین!

729
00:46:36,067 --> 00:46:37,861
‫حرف نداشت!

730
00:46:45,034 --> 00:46:46,327
‫آفرین آنخلس!

731
00:46:46,327 --> 00:46:48,204
‫آنخلس، چی شد که همچین تصمیمی گرفتی؟

732
00:46:48,204 --> 00:46:50,039
‫می‌خواستم چارچوب‌هام رو زیر پا بذارم

733
00:46:50,039 --> 00:46:53,167
‫آنخلس، محشر بود!

734
00:46:53,167 --> 00:46:54,210
‫- آره
‫- ممنون

735
00:46:55,086 --> 00:46:57,255
‫- من دیگه برم بشینم
‫- آره، بریم

736
00:46:58,256 --> 00:46:59,549
‫ببخشید

737
00:46:59,549 --> 00:47:03,177
‫سه تا تکیلا و یه لیوان شراب

738
00:47:03,177 --> 00:47:05,013
‫چهار تا. چهار تا تکیلا

739
00:47:05,013 --> 00:47:06,139
‫ای جان!

740
00:47:06,139 --> 00:47:07,473
‫به سلامتی!

741
00:47:07,473 --> 00:47:08,808
‫عالی بود

742
00:47:08,808 --> 00:47:09,809
‫آفرین!

743
00:47:17,233 --> 00:47:18,985
‫خواهر خوانا اینس د لا کروز؟

744
00:47:19,986 --> 00:47:22,363
‫باورم نمیشه همچین چیزی رو
یه راهبه نوشته باشه

745
00:47:23,948 --> 00:47:26,951
‫میگم، می‌تونی چند از کتاب‌های شعرت رو
بهم قرض بدی؟

746
00:47:28,203 --> 00:47:31,331
‫من اهل کتاب قرض‌دادن نیستم،
‫اما می‌تونی بیای خونه‌م بخونی‌شون

747
00:47:31,998 --> 00:47:32,999
‫باشه

748
00:47:35,460 --> 00:47:38,588
‫- وال، من تصمیمم رو گرفتم
‫- درموردِ چی؟

749
00:47:38,588 --> 00:47:40,256
‫روماندیا

750
00:47:41,090 --> 00:47:42,789
‫می‌خوام کاری که کارو گفت رو انجام بدم

751
00:47:42,814 --> 00:47:44,107
‫یا خدا!

752
00:47:46,679 --> 00:47:47,805
‫انتظارش رو نداشتم

753
00:47:49,182 --> 00:47:51,601
‫وقتی فقط یـه طعم بستنی رو امتحان کردم،

754
00:47:51,601 --> 00:47:53,144
‫چطوری بفهمم طعم موردعلاقه‌م چیه؟

755
00:47:56,064 --> 00:47:58,608
‫- دارم عجیب‌غریب رفتار می‌کنم؟
‫- نه، اصلاً

756
00:47:59,943 --> 00:48:00,944
‫باشه پس

757
00:48:03,863 --> 00:48:05,031
‫شب به‌خیر دخترها

758
00:48:05,031 --> 00:48:06,032
‫شب به‌خیر

759
00:48:06,866 --> 00:48:07,867
‫کجا میره؟

760
00:48:08,535 --> 00:48:10,481
‫داره میره چارچوب‌هاش رو زیر پا بذاره

761
00:48:38,523 --> 00:48:40,733
‫به این میگن چارچوب زیر پا گذاشتن!

762
00:48:40,733 --> 00:48:42,527
‫- نه!
‫- چی؟ چی رو می‌گی؟

763
00:48:43,152 --> 00:48:44,946
‫نمی‌دونم؛ خودت بگو!

764
00:48:44,946 --> 00:48:46,531
‫تو فکر بهتری داری؟

765
00:48:47,782 --> 00:48:50,034
‫- خُنکه دیگه؟
‫- این چه سوالیه؟

766
00:48:50,660 --> 00:48:52,036
‫بدجور بهم برخورد خانمِ محترم

767
00:48:53,454 --> 00:48:54,956
‫اینم از این

768
00:48:54,956 --> 00:48:57,083
‫- به سلامتی!
‫- به سلامتی!

769
00:49:15,435 --> 00:49:16,728
‫بازگشتیم،

770
00:49:16,728 --> 00:49:19,856
‫و در خدمت جناب رئیس اسکوبدو هستیم؛

771
00:49:19,856 --> 00:49:23,484
‫مردی که مسئولیت دستگیری یک
‫قاتل خطرناک دیگه رو بر عهده داره

772
00:49:23,484 --> 00:49:25,028
‫رئیس اسکوبدو، به استودیو ما خوش آمدید

773
00:49:25,820 --> 00:49:27,697
‫سپاسگزارم هاکوبو

774
00:49:27,681 --> 00:49:31,534
‫و با سپاس از بینندگانی که ما رو از
‫خونه‌شون تماشا می‌کنن

775
00:49:27,697 --> 00:49:31,481
{\an8}‫« امیلیو اسکوبدو »
‫« رئیس پلیس »

776
00:49:31,534 --> 00:49:35,705
‫درسته که نیروهای آبی‌پوش ما
‫بازداشت بزرگی انجام دادن،

777
00:49:35,705 --> 00:49:38,958
‫اما این رو وظیفه خودم می‌دونم که
به همه‌ یادآوری کنم

778
00:49:38,958 --> 00:49:41,336
‫این شهر هنوز پاک‌سازی نشده!

779
00:49:41,336 --> 00:49:43,296
‫هنوز عاری از خطر نیست

780
00:49:52,513 --> 00:49:54,349
‫از کجا می‌دونی میشه به این یارو اعتماد کرد؟

781
00:49:54,349 --> 00:49:57,560
‫پولش رو که بدیم کار رو انجام میده،
‫مثل بقیه اون پلیس‌های حرومزاده

782
00:49:57,560 --> 00:50:00,980
‫یعنی منظورتون اینه که شهر ما
‫هرگز عاری از خطر نخواهد بود؟

783
00:50:00,980 --> 00:50:02,232
‫نه هاکوبو

784
00:50:02,232 --> 00:50:06,611
‫منظورِ من اینه که جرم و جنایت
همیشه وجود داره

785
00:50:07,195 --> 00:50:09,864
‫اما پلیس هم همیشه در صحنه حاضر خواهد بود

786
00:50:09,864 --> 00:50:13,785
‫تا سریع و قاطعانه

787
00:50:14,702 --> 00:50:17,288
‫جلوشون رو بگیره

788
00:50:17,288 --> 00:50:19,290
‫یه لحظه جنابِ رئیس

789
00:50:19,290 --> 00:50:23,419
‫همین الان یک چیز غیرمنتظره به دست ما رسید

790
00:50:23,419 --> 00:50:25,588
‫یک نوار ویدئویی که گفته شده

791
00:50:25,588 --> 00:50:27,674
‫باید حین صحبت‌های شما پخش بشه

792
00:50:28,591 --> 00:50:30,218
‫ویدئویی؟

793
00:50:30,218 --> 00:50:34,389
‫ظاهراً یک پیام از طرف همون قاتلیه که
‫اخیراً به قتل رسیده

794
00:50:35,682 --> 00:50:37,809
‫چه‌خبرها جنابِ ستوان؟ اوضاع در چه حاله؟

795
00:50:39,477 --> 00:50:40,645
‫پولم رو آوردید؟

796
00:50:41,396 --> 00:50:43,982
‫حتماً یه شوخی‌ای چیزیه

797
00:50:43,982 --> 00:50:48,111
‫و اگر واقعاً این‌طوره، اول پلیس باید
این ویدئو رو بررسی کنه

798
00:50:48,778 --> 00:50:53,157
‫حتماً،
‫اما وظیفه اول ما در قبال مردمه

799
00:50:53,157 --> 00:50:54,242
‫ویدئو رو پخش کنید

800
00:50:57,537 --> 00:51:01,958
‫اسم من فیلیبرتو گرا واسکزه و
این اعتراف‌نامه منه

801
00:51:01,958 --> 00:51:06,880
‫بنده به مدت ۲۸ سال، از سال ۲۶ تا ۵۴،

802
00:51:06,880 --> 00:51:10,008
‫در اداره پلیس مکزیکوسیتی مشغولِ به کار بودم

803
00:51:11,509 --> 00:51:15,680
‫زمانی که پلیس بودم، رشوه می‌گرفتم؛
‫تا دلتون بخواد!

804
00:51:15,680 --> 00:51:17,765
‫شاهدها رو دست‌به‌سر می‌کردم

805
00:51:17,765 --> 00:51:21,603
‫مردم رو شکنجه می‌کردم تا به
کارهایی اعتراف کنن که انجام ندادن

806
00:51:22,645 --> 00:51:24,147
‫مدتی بعد،

807
00:51:24,147 --> 00:51:25,899
‫افرادی از طرف دولت اومدن سراغم

808
00:51:25,899 --> 00:51:27,775
‫و ازم خواستن جاسوسیِ چند تا کمونیست رو بکنم

809
00:51:27,775 --> 00:51:29,611
‫حرومزاده‌های عوضی!

810
00:51:30,445 --> 00:51:33,364
‫بعضی‌هاشون رو سال ۶۸ کشتم

811
00:51:34,616 --> 00:51:37,785
‫اونایی که فرار کرده بودن هم
‫آخرسر پیداشون کردم

812
00:51:37,785 --> 00:51:39,884
‫یکی رو تو خونه‌ی خودش کشتم

813
00:51:40,914 --> 00:51:42,373
‫یکی دیگه رو هم تو کلیسا

814
00:51:44,125 --> 00:51:46,252
‫لباس کشیش‌ها رو پوشیده بود

815
00:51:46,252 --> 00:51:49,505
‫اما از همون در جلو، بوی گند کمونیست می‌داد

816
00:51:50,798 --> 00:51:53,092
‫دیگه چی می‌خوای بدونی؟

817
00:51:53,092 --> 00:51:57,430
‫ظاهراً برای رئیس اسکوبدو کاری پیش اومد

818
00:51:58,431 --> 00:52:00,683
‫چند تا آگهی بازرگانی ببینیم و برمی‌گردیم

819
00:52:01,348 --> 00:52:21,348
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

