﻿WEBVTT

00:00:06.000 --> 00:00:17.000
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:19.000 --> 00:00:23.000
‫« جنگ ستارگان: ویژنز تقدیم می‌کند »

00:00:29.000 --> 00:00:33.000
‫« نُهُمین جدای »

00:00:33.024 --> 00:00:40.024
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:00:52.625 --> 00:00:53.833
‫ها؟

00:00:53.917 --> 00:00:56.125
‫لازم نیست نگران باشی، خب؟

00:00:56.208 --> 00:01:00.333
‫داریم مستقیم میریم به بیبین،
‫همونطوری که مارگریو دستور داده بود.

00:01:00.417 --> 00:01:03.792
‫با این همه تجربه‌ای که داری،
‫نگران نیستم، پیرمرد.

00:01:03.875 --> 00:01:07.500
‫اوه؟

00:01:23.750 --> 00:01:24.750
‫دیگه کافیه.

00:01:26.500 --> 00:01:28.375
‫فکرت الان یه جای دیگه‌ست.

00:01:29.500 --> 00:01:31.583
‫تمرکز کن و توی لحظه باش.

00:01:33.583 --> 00:01:36.417
‫یه چیزی داره اذیتت می‌کنه. بگو چیه.

00:01:38.167 --> 00:01:40.167
‫وقتی توی ماکوماکو بودیم،

00:01:40.250 --> 00:01:42.000
‫اون مردی که دیدیم...

00:01:42.083 --> 00:01:43.458
‫همونی که اسمش گنو بود...

00:01:43.542 --> 00:01:45.417
‫یه شمشیر نوری قرمز داشت.

00:01:46.417 --> 00:01:49.417
‫فقط داشتم با خودم فکر می‌کردم
‫که نکنه پدرم، اون...

00:01:50.083 --> 00:01:51.875
‫اون شمشیر نوری قرمز رو ساخته باشه.

00:01:53.208 --> 00:01:56.500
‫یه افسانه‌ی قدیمی جدای هست...

00:01:56.583 --> 00:01:58.208
‫- ها؟
‫- البته،

00:01:58.292 --> 00:01:59.958
‫تو که نشنیدیش.

00:02:01.500 --> 00:02:07.958
‫خیلی وقت پیش، استاد سابق ما
‫یه بار سعی کرد فرقه‌ی جدای رو احیا کنه

00:02:08.042 --> 00:02:10.917
‫تا صلح رو به کهکشان برگردونه.

00:02:11.958 --> 00:02:15.542
‫همونطور که هرجا نور باشه،
‫تاریکی هم متولد می‌شه،

00:02:15.625 --> 00:02:20.958
‫کسایی هم پیدا شدن که از نیرو
‫برای خودخواهی و طمع استفاده کردن.

00:02:21.042 --> 00:02:22.875
‫به اونا می‌گفتن سیت.

00:02:23.708 --> 00:02:25.583
‫اون شمشیر نوری‌ای که دستش بود

00:02:25.667 --> 00:02:28.208
‫ممکنه از زمان‌های قدیم
‫دست‌به دست چرخیده باشه.

00:02:28.292 --> 00:02:30.833
‫پس یعنی ممکنه پدرم اون رو نساخته باشه.

00:02:32.500 --> 00:02:35.833
‫تنها چیزی که درباره‌ی ژیما می‌دونم
‫اینه که از اون آدم‌هاییـه

00:02:35.917 --> 00:02:39.292
‫که حتی اگه جونش هم به خطر بیفته،
‫به یه سیت کمک نمی‌کنه.

00:02:43.208 --> 00:02:46.750
‫حرفت رو باور می‌کنم،
‫اما هنوز یه جای کار می‌لنگه، جورو.

00:02:47.750 --> 00:02:49.750
‫یه حس بدی به این موضوع دارم.

00:02:51.500 --> 00:02:54.708
‫جورو، باید پدرم رو ببینم.

00:02:54.792 --> 00:02:57.167
‫باید هرچه زودتر پیداش کنیم.

00:02:58.333 --> 00:03:00.917
‫بهم اعتماد کن، می‌فهمم چه حسی داری.

00:03:01.000 --> 00:03:05.583
‫با این حال، روبرو شدن با ناوام به تنهایی،
‫تصمیم عاقلانه‌ای نیست.

00:03:05.667 --> 00:03:07.458
‫ما به جدای‌های بیشتری نیاز داریم.

00:03:07.542 --> 00:03:10.625
‫به سربازهایی نیاز داریم
‫که حاضر باشن دوشادوش ما بجنگن.

00:03:18.667 --> 00:03:21.500
‫کارا، تو پیوند عمیقی با نیرو داری.

00:03:21.583 --> 00:03:24.958
‫به نیرو ایمان داشته باش
‫و به قلبت گوش بده.

00:03:25.042 --> 00:03:27.750
‫وقتش که برسه، خودمون می‌فهمیم.

00:03:28.375 --> 00:03:29.375
‫هوم؟

00:03:31.250 --> 00:03:32.417
‫هوم؟

00:03:33.333 --> 00:03:35.333
‫جورو، لطفاً به پل فرماندهی بیا.

00:03:35.417 --> 00:03:37.208
‫به زودی از ابرفضا خارج می‌شیم.

00:03:38.232 --> 00:03:42.232
‫« قسمت دوم »
‫« سلاحی مخفی »

00:03:42.708 --> 00:03:44.542
‫وای.

00:03:50.042 --> 00:03:52.750
‫خیلی بزرگه...

00:03:59.958 --> 00:04:01.417
‫خودشه.

00:04:01.500 --> 00:04:04.250
‫همیشه آرزو داشتم
‫پام رو بذارم روی بیبین.

00:04:04.333 --> 00:04:05.542
‫چطور مگه؟

00:04:07.208 --> 00:04:12.833
‫بذار اینجوری بگم،
‫اینجا برای ما خیلی خاصه.

00:04:12.917 --> 00:04:14.792
‫خیلی وقت پیش...

00:04:14.875 --> 00:04:16.667
‫یه جدای بود که به تنهایی،

00:04:17.375 --> 00:04:19.750
‫اونجا یه فرقه‌ی کوچیک راه انداخت.

00:04:19.833 --> 00:04:24.000
‫و توی بیبین بود که نیرو رو یاد گرفتم.

00:04:24.083 --> 00:04:25.625
‫مثل پدرت.

00:04:25.708 --> 00:04:27.875
‫اونجا جایی بود که اون جدای شد.

00:05:01.958 --> 00:05:03.333
‫عجله کن دیگه، باشه؟

00:05:05.292 --> 00:05:06.292
‫صبر کن، چی؟

00:05:06.375 --> 00:05:09.708
‫فکر کردی با دیدن شمشیر نوری ناوام کُپ کرده بودم؟

00:05:10.292 --> 00:05:12.792
‫عمراً. اصلاً و ابداً.

00:05:21.458 --> 00:05:22.958
‫کریستال‌های کایبر؟

00:05:25.583 --> 00:05:28.083
‫فکر می‌کنی با این همه کریستال دارن چی کار می‌کنن؟

00:05:28.167 --> 00:05:29.792
‫چه نقشه‌ای ممکنه داشته باشن؟

00:06:15.083 --> 00:06:17.583
‫طلب بخشش دارم، ژنرال ناوام.

00:06:17.667 --> 00:06:19.917
‫توی دستگیر کردن جورو شکست خوردم.

00:06:20.000 --> 00:06:22.000
‫آماده‌ام تا مجازات‌تون رو بپذیرم.

00:06:22.917 --> 00:06:26.958
‫قصدی برای مجازات کردن آخرین سیت‌ها ندارم.

00:06:27.042 --> 00:06:32.750
‫فرصتش رو پیدا می‌کنی که دوباره با جورو
‫روبرو بشی و دفعه‌ی بعد جلوش رو بگیری.

00:06:32.833 --> 00:06:35.542
‫متاسفم، اما... اون نبود.

00:06:35.625 --> 00:06:38.042
‫دختر لاه ژیما بود که سد راهم شد.

00:06:38.125 --> 00:06:39.167
‫اوه؟

00:06:39.250 --> 00:06:41.875
‫حس کردم که نیرو توی وجودش خیلی قویه.

00:06:41.958 --> 00:06:43.917
‫هرچی زودتر شکستش بدیم، بهتره.

00:06:49.083 --> 00:06:52.083
‫کی فکرش رو می‌کرد
‫بشه اینطوری ازشون استفاده کرد؟

00:06:57.000 --> 00:07:01.167
‫هیچ راهی بهتر از استفاده از این نماد سراغ ندارم

00:07:01.250 --> 00:07:03.500
‫تا قدرتمون رو به کهکشان نشون بدیم.

00:07:07.375 --> 00:07:10.667
‫دارن از کریستال‌ها استفاده می‌کنن
‫تا یه سلاح بسازن؟

00:07:27.667 --> 00:07:29.625
‫ها؟

00:07:40.042 --> 00:07:41.500
‫متاسفم، ژنرال ناوام،

00:07:41.583 --> 00:07:44.183
‫اما هنوز نمی‌تونیم کریستال‌ها رو
‫با دستگاه هماهنگ کنیم...

00:07:46.458 --> 00:07:48.583
‫لرد ژیما رو بیارید پیشم.

00:07:50.000 --> 00:07:57.000


00:07:59.542 --> 00:08:01.500
‫خب، این قطعاً باعث غافلگیریـه.

00:08:01.583 --> 00:08:06.083
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم هیچ جدای‌ای
‫به این سیاره برگرده، مارگریو جورو.

00:08:06.167 --> 00:08:08.750
‫ممنونم که بهم وقت ملاقات دادید، بانو تافلا.

00:08:09.458 --> 00:08:10.917
‫ما خیلی سپاسگزاریم که شما...

00:08:11.000 --> 00:08:12.792
‫تعارفات رو بذار کنار.

00:08:12.875 --> 00:08:16.958
‫الان خیلی مشغله دارم،
‫پس فقط بگو چی کار داری.

00:08:17.458 --> 00:08:18.917
‫چی باعث شده بیای اینجا؟

00:08:19.000 --> 00:08:20.375
‫اه...

00:08:21.500 --> 00:08:25.083
‫ژنرالی به اسم ناوام هست
‫که می‌خواد کنترل کهکشان رو به دست بگیره

00:08:25.167 --> 00:08:27.833
‫و نفوذش هم داره به سرعت بیشتر می‌شه.

00:08:27.917 --> 00:08:30.833
‫من معتقدم که این کار
‫همه‌ی ما رو به نابودی می‌کشونه.

00:08:31.375 --> 00:08:34.167
‫به عنوان یه جدای، نمی‌تونم بشینم و تماشا کنم.

00:08:38.958 --> 00:08:40.750
‫و اینطوری شد که به اینجا هدایت شدم.

00:08:41.917 --> 00:08:45.208
‫هدایت شدی اینجا؟
‫منظورت اینه که نیرو هدایتت کرده؟

00:08:46.333 --> 00:08:49.542
‫متاسفم که این رو میگم،
‫اما از نظر من،

00:08:49.625 --> 00:08:51.208
‫شما جدای‌ها چیزی نیستید جز...

00:08:51.292 --> 00:08:53.167
‫عاملان هرج‌ومرج.

00:08:53.250 --> 00:08:55.208
‫حتماً اون اتفاق رو
‫به این زودی فراموش نکردی،

00:08:55.292 --> 00:08:57.375
‫مگه نه، مارگریو جورو؟

00:09:01.667 --> 00:09:03.917
‫نمی‌تونم توصیف کنم که ناوام چقدر خطرناکه.

00:09:04.000 --> 00:09:05.000
‫باید جلوش گرفته بشه.

00:09:07.250 --> 00:09:08.542
‫بسیار خب پس.

00:09:08.625 --> 00:09:13.250
‫به هر حال، هیچ تمایلی ندارم که بیشتر از این
‫توی تراژدی‌های گذشته غرق بشم.

00:09:13.333 --> 00:09:15.083
‫اما همونطور که می‌دونی،

00:09:15.167 --> 00:09:18.083
‫دیگه هیچ جدای‌ای
‫توی سیاره‌ی ما باقی نمونده.

00:09:18.167 --> 00:09:20.250
‫چیزی که ما دنبالشیم، متحدانیه

00:09:20.333 --> 00:09:23.042
‫که به خاطر کهکشان،
‫در کنار ما ایستادگی کنن.

00:09:25.625 --> 00:09:27.458
‫آزادی که جستجوت رو انجام بدی.

00:09:27.542 --> 00:09:29.500
‫اما یادت باشه که سیاره‌ی ما

00:09:29.583 --> 00:09:32.375
‫حق حاکمیت تک‌تک افراد رو به رسمیت می‌شناسه.

00:09:37.208 --> 00:09:39.042
‫توی منطقه‌ی استخراج فرود میایم.

00:09:39.750 --> 00:09:40.750
‫حله.

00:09:46.958 --> 00:09:51.000
‫هی هومن، می‌دونی چرا
‫فرقه‌ی جدای توی این سیاره از هم پاشید؟

00:09:51.083 --> 00:09:52.417
‫و اون کدوم اتفاق بود؟

00:09:53.833 --> 00:09:58.917
‫داستان از این قراره که استادی که اینجا
‫بر فرقه‌ی جدای نظارت داشت، کشته شد...

00:09:59.000 --> 00:10:01.125
‫به دست پادوان خودش.

00:10:11.875 --> 00:10:13.917
‫این چیه؟ یه سیارک داره

00:10:14.000 --> 00:10:17.000
‫- مستقیم میاد سمت ما.
‫- نه، نگران نباش. مشکلی پیش نمیاد.

00:10:17.083 --> 00:10:18.083
‫اما...

00:10:21.625 --> 00:10:23.750
‫از اینجا به بعدش رو خودم هندل می‌کنم.

00:10:36.083 --> 00:10:38.833
‫مطمئنی که این کار خطری نداره؟

00:10:38.917 --> 00:10:41.708
‫بهم اعتماد کن. فقط دنبالشون برو تو.

00:10:59.375 --> 00:11:01.750
‫هوم.

00:11:11.750 --> 00:11:14.667
‫اینا همون سربازهایی هستن
‫که دنبالشون بودیم؟

00:11:14.750 --> 00:11:16.958
‫اما اینا که فقط معدنچی‌های معمولیـن، مگه نه؟

00:11:17.042 --> 00:11:18.625
‫اینطوری به نظر می‌رسه، نه؟

00:11:19.917 --> 00:11:20.917
‫ها؟

00:11:41.333 --> 00:11:42.333
‫حمله کن!

00:11:44.167 --> 00:11:46.042
‫جورو!

00:12:12.833 --> 00:12:16.000
‫اگه تا حالا مهارت واقعی جدای رو ندیده بودم، الان دیدم.

00:12:16.083 --> 00:12:17.917
‫خودت هم دست‌کمی نداری.

00:12:18.000 --> 00:12:20.750
‫خوبه می‌بینم که مهارتت زنگ نزده، کوانا.

00:12:20.833 --> 00:12:24.208
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت.
‫به نظر سرحال میای.

00:12:25.375 --> 00:12:29.375
‫هی! دوستان، استاد جورو برگشته به بیبین!

00:12:29.458 --> 00:12:30.458
‫اوهوم.

00:12:32.208 --> 00:12:33.833
‫ها؟

00:12:36.250 --> 00:12:37.917
‫بابت اونا معذرت می‌خوام.

00:12:38.000 --> 00:12:40.417
‫قصد و غرض بدی نسبت بهت ندارن.

00:12:40.500 --> 00:12:43.083
‫نگران نباش. یه واکنش طبیعیـه.

00:12:44.000 --> 00:12:48.292
‫از اون اتفاق به بعد،
‫مردم نگاهشون به جدای‌ها عوض شده.

00:12:48.375 --> 00:12:50.625
‫حتماً برات سخت بوده.

00:12:50.708 --> 00:12:54.250
‫تو بیشتر از هرکسی که می‌شناختم
‫الگوت استاد رنو بود.

00:12:54.958 --> 00:12:58.708
‫آره، آرزوی جدای شدنم
‫دیگه مربوط به گذشته‌ست.

00:13:00.042 --> 00:13:01.750
‫اما حالا که حرفش شد...

00:13:01.833 --> 00:13:04.667
‫ناراحت نمی‌شی اگه یه نگاهی
‫به شمشیر نوریت بندازم، جورو؟

00:13:06.792 --> 00:13:08.875
‫می‌دونم احتمالاً نباید این رو بپرسم،

00:13:08.958 --> 00:13:13.667
‫اما فقط خیلی افتخار می‌کنم که دوست قدیمیـم
‫الان یه استاد جدای واقعیـه.

00:13:28.708 --> 00:13:31.333
‫هوم؟

00:13:33.167 --> 00:13:35.458
‫پس شما دوتا همدیگه رو می‌شناسید؟

00:13:35.542 --> 00:13:37.708
‫یه چیزی فراتر از شناختنه.

00:13:37.792 --> 00:13:40.708
‫ما دوتا، جوونی‌مون رو باهم گذروندیم.

00:13:40.792 --> 00:13:43.125
‫مثل برادریم.

00:13:44.958 --> 00:13:46.500
‫کوانا، رفیق.

00:13:46.583 --> 00:13:48.250
‫یه درخواستی ازت دارم.

00:13:48.333 --> 00:13:51.083
‫چیزیـه که نه فقط به تو،
‫بلکه به معدنچی‌ها هم مربوط می‌شه.

00:13:51.167 --> 00:13:53.875
‫نمی‌تونم تصور کنم یه جدای
‫به چه کمکی ممکنه نیاز داشته باشه.

00:13:54.750 --> 00:13:56.500
‫برای متوقف کردن یه جنگ کمک می‌خوام.

00:13:57.250 --> 00:13:58.958
‫و ازت طلب یاری دارم.

00:14:00.333 --> 00:14:02.208
‫داری درباره‌ی ناوام حرف می‌زنی.

00:14:02.292 --> 00:14:05.167
‫داستان‌های ترسناکی دربارش شنیدم.

00:14:22.292 --> 00:14:24.500
‫اینا برای چیه؟

00:14:24.583 --> 00:14:27.792
‫خب، ممکنه مسلح نباشه،
‫اما به عنوان یه زندانی...

00:14:37.125 --> 00:14:41.000
‫بابت این بی‌احترامی معذرت می‌خوام، استاد.

00:14:41.083 --> 00:14:45.667
‫بارها بهت گفتم،
‫من استاد تو نیستم، ناوام.

00:14:48.167 --> 00:14:49.167
‫استاد؟

00:14:56.250 --> 00:14:57.917
‫اینا کریستال‌های کایبر هستن.

00:15:25.542 --> 00:15:26.542
‫هوم.

00:15:45.500 --> 00:15:47.750
‫یهو دوباره پایدار شد.

00:15:47.833 --> 00:15:51.125
‫نمی‌فهمم چطور این اتفاق افتاد.

00:15:53.958 --> 00:15:57.083
‫غیر از این هم ازتون انتظار نمی‌رفت، استاد.

00:15:58.667 --> 00:16:01.958
‫کاری که کردی برخلاف قوانین طبیعتـه.

00:16:02.042 --> 00:16:05.500
‫اگه همینطوری ادامه بدی،
‫کل سیاره رو نابود می‌کنی.

00:16:07.417 --> 00:16:10.667
‫این دستگاهیـه که باعث بیداری مردم می‌شه.

00:16:10.750 --> 00:16:15.583
‫به محض اینکه نور کریستال رها بشه،
‫اونا حقیقت رو می‌فهمن.

00:16:15.667 --> 00:16:19.417
‫اینکه برای صلح فقط به یک چیز
‫نیاز داریم... و اون قدرته.

00:16:20.000 --> 00:16:23.542
‫می‌دونستم اگه توضیح بدم،
‫درک می‌کنید، استاد.

00:16:27.208 --> 00:16:29.542
‫لرد ناوام، ماهواره‌های نظارتی ما

00:16:29.625 --> 00:16:31.208
‫موقعیت دقیق

00:16:31.292 --> 00:16:33.167
‫سفینه‌ی جورو رو پیدا کردن.

00:16:51.500 --> 00:16:55.125
‫از ظاهر ماجرا اینطور به نظر میاد که این کوانا خیلی محبوبـه.

00:16:55.208 --> 00:16:56.208
‫آره.

00:16:57.625 --> 00:16:59.417
‫- کارا، با من بیا.
‫- ها؟

00:16:59.500 --> 00:17:01.750
‫- هومن، تو هم باید این رو بشنوی.
‫- هوم؟

00:17:06.875 --> 00:17:10.042
‫جورو! نگاه کن.

00:17:10.125 --> 00:17:12.792
‫ببین چقدر آدم نترس اینجا جمع شدن!

00:17:12.875 --> 00:17:15.167
‫حالا بگو چطوری می‌تونیم بهت کمک کنیم.

00:17:16.000 --> 00:17:23.000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

00:17:24.792 --> 00:17:27.000
‫ژیما توسط ناوام دزدیده شده.

00:17:27.083 --> 00:17:28.708
‫چی؟ واقعاً راسته؟

00:17:29.333 --> 00:17:31.375
‫من اون رو تویِ هی ایزلان مخفی کرده بودم

00:17:31.458 --> 00:17:34.917
‫جایی که اون زندگی جدیدی برای خودش
‫به عنوان یه شمشیرساز شروع کرده بود.

00:17:35.000 --> 00:17:36.958
‫دقیقاً نمی‌دونم چطوری،

00:17:37.042 --> 00:17:40.583
‫اما ناوام حتماً بو برده
‫و بعدش هم اون رو دزدیده.

00:17:40.667 --> 00:17:45.375
‫شک ندارم ناوام می‌خواد از تکنولوژی ژیما
‫برای فتح کهکشان استفاده کنه.

00:17:45.458 --> 00:17:47.708
‫و برای همینه که باید نجاتش بدم.

00:17:48.167 --> 00:17:51.833
‫هنوز اون روز رو یادمه.

00:17:51.917 --> 00:17:54.208
‫خیلی جوون بودیم، تو، من و اون.

00:17:54.292 --> 00:17:58.542
‫همه‌مون باهم عهد بستیم که یه روزی
‫بالاخره جدای بشیم.

00:17:58.625 --> 00:18:00.708
‫اون زمان بهش می‌گفتیم برادر.

00:18:02.125 --> 00:18:04.417
‫و امروز، اون یه جنایتکار فراریـه.

00:18:05.708 --> 00:18:07.417
‫ها؟

00:18:07.500 --> 00:18:10.167
‫این دختر، دختر ژیماست.

00:18:10.250 --> 00:18:13.083
‫اون این همه راه رو اومده
‫تا پدرش رو نجات بده.

00:18:13.167 --> 00:18:16.042
‫ها؟

00:18:16.125 --> 00:18:18.125
‫باورم نمی‌شه.

00:18:18.208 --> 00:18:20.083
‫- جورو...
‫- هوم؟

00:18:20.750 --> 00:18:23.167
‫ببخشید، اما... اون داشت از چی حرف می‌زد؟

00:18:23.792 --> 00:18:24.792
‫کارا.

00:18:24.875 --> 00:18:26.583
‫حقیقت تلخ اینه که،

00:18:26.667 --> 00:18:30.250
‫پدرت به عنوان یه جنایتکار از بیبین تبعید شد.

00:18:30.333 --> 00:18:33.833
‫جرمش قتل استادش، رنو تسوتارا بود.

00:18:37.042 --> 00:18:38.625
‫باید دلیلی فراتر از این داشته باشه!

00:18:41.917 --> 00:18:44.875
‫متاسفانه از جزئیات اتفاقی که افتاده خبر ندارم،

00:18:44.958 --> 00:18:47.333
‫چون اون زمان خودم تویِ هی ایزلان بودم،

00:18:47.417 --> 00:18:49.542
‫فقط شایعات رو شنیده بودم.

00:18:50.333 --> 00:18:53.750
‫بعد یه روز، اون یهو جلوی من ظاهر شد.

00:18:53.833 --> 00:18:55.625
‫اوضاع خیلی داغونی داشت.

00:18:55.708 --> 00:18:59.208
‫ازم خواست بهش پناه بدم
‫و ازم خواست که هیچ سوالی نپرسم.

00:19:00.417 --> 00:19:03.208
‫توی بغلش هم تو بودی که اون موقع نوزاد بودی.

00:19:09.333 --> 00:19:13.000
‫اما جورو، چطور می‌تونی بعد از اون کاری که کرده
‫بهش کمک کنی؟

00:19:14.792 --> 00:19:19.042
‫استاد ما... به دست اون کشته شد.

00:19:24.542 --> 00:19:26.792
‫من هنوز به ژیما ایمان دارم.

00:19:26.875 --> 00:19:28.750
‫حتماً دلایل خودش رو داشته.

00:19:30.792 --> 00:19:34.542
‫و من به این امید اومدم اینجا
‫که تو هم همین حس رو داشته باشی، برادر.

00:19:41.417 --> 00:19:43.167
‫هوم؟

00:19:52.083 --> 00:19:54.000
‫از همه‌تون ممنونم که امروز اینجا اومدید.

00:19:54.083 --> 00:19:55.708
‫اسم من مارگریو جوروست.

00:19:56.667 --> 00:20:01.500
‫من یه جدای هستم که همینجا
‫زیر نظر استاد رنو تسوتارا درس خوندم.

00:20:01.583 --> 00:20:06.708
‫ما شاهد بی‌رحمی ناوام بودیم،
‫در حالی که برای فتح کهکشانمون قدم برمی‌داره.

00:20:06.792 --> 00:20:09.458
‫اون با باقی‌مونده‌ی سیت‌ها متحد شده

00:20:09.542 --> 00:20:13.167
‫و با جذب کسایی که فقط دنبال قدرت هستن،
‫به تعداد نیروهاش اضافه می‌کنه.

00:20:13.917 --> 00:20:17.667
‫توی کهکشان هیچ گروهی نیست
‫که بتونه جلوی ناوام مقاومت کنه.

00:20:19.500 --> 00:20:21.917
‫من باور دارم که هنوزم می‌شه جلوش رو گرفت!

00:20:22.000 --> 00:20:23.833
‫اما فقط در صورتی که در کنار هم بایستیم.

00:20:23.917 --> 00:20:26.417
‫در غیر این صورت،
‫کهکشان وارد یه دوران تاریکی می‌شه.

00:20:27.750 --> 00:20:30.083
‫آینده‌ی ما الان به همه‌ی شما بستگی داره.

00:20:39.125 --> 00:20:40.125
‫ها؟

00:20:45.583 --> 00:20:47.542
‫خجالت می‌کشم که حتی شما ترسوها رو می‌شناسم!

00:20:47.625 --> 00:20:48.667
‫آه!

00:20:48.750 --> 00:20:50.458
‫غیرت‌تون چی شده؟

00:20:50.542 --> 00:20:52.833
‫از کی تا حالا همه‌تون اینقدر بزدل شدید؟

00:20:54.042 --> 00:20:56.250
‫کهکشان به قدرت ما معدنچی‌ها نیاز داره!

00:20:56.333 --> 00:20:58.042
‫الان بیشتر از هر وقت دیگه‌ای بهمون نیاز داره!

00:20:58.708 --> 00:21:00.333
‫پس این رو بهمون بگو، کوانا.

00:21:00.417 --> 00:21:01.792
‫چرا باید خودمون رو درگیر کنیم؟

00:21:01.875 --> 00:21:05.208
‫جنگ اون کهکشان
‫چه ربطی به ما سیارک‌کاوها داره؟

00:21:05.292 --> 00:21:08.792
‫راست میگی.
‫اگه کل عمرت رو توی این سنگ بگذرونی،

00:21:08.875 --> 00:21:12.333
‫اونوقت لازم نیست نگران بقیه‌ی کهکشان باشی.

00:21:12.417 --> 00:21:13.417
‫خیلی‌خب!

00:21:13.500 --> 00:21:16.958
‫اما اونوقت فقط مسئله‌ی زمانـه
‫تا اینکه ناوام بیاد سراغ خودمون.

00:21:17.042 --> 00:21:19.458
‫که چی؟ این چیزی رو عوض نمی‌کنه

00:21:19.542 --> 00:21:22.417
‫که ما در مقابل ناوام هیچ شانسی نداریم.
‫اون خیلی قدرتمنده.

00:21:22.500 --> 00:21:25.708
‫این مردی که اینجا ایستاده
‫اونقدر شجاع هست که این کار رو بکنه!

00:21:25.792 --> 00:21:28.125
‫و برای انجامش این همه راه رو سفر کرده!

00:21:28.208 --> 00:21:30.875
‫و من بیشتر از این نمی‌تونم افتخار کنم
‫که اون رو برادرم صدا بزنم!

00:21:32.333 --> 00:21:34.583
‫و من هم دنبالش میرم!

00:21:36.125 --> 00:21:39.542
‫چون... کمک کردن به همدیگه،
‫کاریـه که برادرها انجام میدن.

00:21:41.833 --> 00:21:42.833
‫کارا، صبر کن.

00:21:47.792 --> 00:21:50.458
‫گوش بدید! من هم قبلاً مثل شما فکر می‌کردم.

00:21:50.542 --> 00:21:52.750
‫اینکه جنگ فقط توی جاهای خیلی دور اتفاق می‌افته.

00:21:52.833 --> 00:21:56.208
‫اما بعد، یهو، یه روز، ناوام پدرم رو با خودش برد.

00:21:58.542 --> 00:21:59.667
‫معدنچی‌های شجاع!

00:21:59.750 --> 00:22:03.083
‫با کمک شما،
‫ما اونقدر قوی می‌شیم که ناوام رو شکست بدیم!

00:22:03.167 --> 00:22:05.917
‫لطفاً بهمون کمک کنید!

00:22:14.625 --> 00:22:16.292
‫من کمکت می‌کنم!

00:22:16.375 --> 00:22:18.250
‫هوم؟

00:22:20.750 --> 00:22:22.000
‫منم همینطور!

00:22:22.083 --> 00:22:23.083
‫منم میام!

00:22:23.167 --> 00:22:24.167
‫ما باهاتیم!

00:22:24.250 --> 00:22:25.875
‫بسپارش به ما!

00:22:36.042 --> 00:22:37.167
‫کوانا!

00:22:38.167 --> 00:22:40.708
‫من از اون آدم‌هایی نیستم که بشینم و غصه بخورم.

00:22:40.792 --> 00:22:42.958
‫مستقیم میرم سراغ خود ماجرا.

00:22:43.042 --> 00:22:44.375
‫و وقتی ژیما رو پیدا کنیم،

00:22:44.458 --> 00:22:47.708
‫می‌تونم جواب اتفاقاًتی که افتاده رو
‫مستقیم از زبون خودش بشنوم.

00:22:48.542 --> 00:22:49.542
‫کوانا.

00:22:51.042 --> 00:22:52.750
‫بیا، این رو بگیر.

00:22:57.542 --> 00:22:59.417
‫نمی‌فهمم. این چیه؟

00:23:01.292 --> 00:23:03.625
‫این یه شمشیر نوریه که ژیما ساختتش.

00:23:03.708 --> 00:23:07.125
‫نمی‌خوامش... نه این رو، نه دلسوزیت رو.

00:23:07.208 --> 00:23:10.292
‫خودت که می‌دونی
‫من توی نیرو قوی نیستم.

00:23:10.375 --> 00:23:13.375
‫من اون چیزی که برای جدای شدن لازمه رو ندارم.

00:23:13.458 --> 00:23:16.083
‫داشتن یه پیوند قوی با نیرو،

00:23:16.167 --> 00:23:18.833
‫چیزی بود که استاد سابق من
‫دنبالش می‌گشت.

00:23:19.583 --> 00:23:22.667
‫اما چیزی که من دنبالشم متفاوته.

00:23:22.750 --> 00:23:24.292
‫چیزی که من دنبالشم...

00:23:25.375 --> 00:23:29.250
‫افرادی هستن که حاضر باشن به خاطر بقیه بجنگن.

00:23:31.917 --> 00:23:34.917
‫محاله که بتونی اینقدر خوب بجنگی،

00:23:35.000 --> 00:23:38.167
‫اگه واقعاً از آرزوی جدای شدنت
‫دست کشیده بودی.

00:23:39.292 --> 00:23:41.292
‫ممکنه خودت رو باور نداشته باشی،

00:23:41.375 --> 00:23:44.875
‫اما من اونقدر باورت دارم
‫که این شمشیر نوری رو بهت بدم.

00:24:17.208 --> 00:24:18.250
‫هوم.

00:24:20.792 --> 00:24:24.250
‫پس این همون مدل جداییـه که جورو دنبالش بود.

00:24:24.333 --> 00:24:26.417
‫انگار من اصلاً حریفش نمی‌شم.

00:24:27.083 --> 00:24:29.292
‫فکر کنم آره.

00:24:29.375 --> 00:24:31.292
‫چی؟

00:24:40.958 --> 00:24:44.083
‫صدای من رو بشنوید، ساکنان کهکشان.

00:24:44.167 --> 00:24:46.042
‫اسم من ناوامـه،

00:24:46.125 --> 00:24:49.042
‫و من به این هرج‌ومرجی که احاطه‌مون کرده، نظم می‌بخشم.

00:24:50.250 --> 00:24:55.458
‫همین الان، در هر بخش،
‫چهره‌های قدرتمندی دارن برای رسیدن به قدرت رقابت می‌کنن.

00:24:56.667 --> 00:24:59.667
‫اما چند نفر از اونا
‫واقعاً به فکر کهکشان هستن؟

00:25:00.500 --> 00:25:04.417
‫چند نفر از اونا هدفشون
‫یکپارچه‌سازی کهکشانـه؟

00:25:06.958 --> 00:25:09.125
‫این پیامی برای تسلیم شدنه.

00:25:10.167 --> 00:25:13.917
‫الان تسلیم بشید، و بهتون اجازه داده می‌شه
‫که به ارتش من ملحق بشید.

00:25:16.292 --> 00:25:18.458
‫همه‌ی کسایی که
‫با ما مخالفت کنن، درهم شکسته می‌شن.

00:25:20.125 --> 00:25:23.583
‫نیروهای ما آماده و مستقر هستن
‫تا با هر کدوم از شما مقابله کنن.

00:25:26.000 --> 00:25:28.125
‫هیچ گوشه‌ای از کهکشان نیست

00:25:28.208 --> 00:25:31.625
‫که توپ کریستال کایبر من بهش نرسه.

00:25:31.708 --> 00:25:34.625
‫الان شاهد قدرتش خواهید بود.

00:25:34.708 --> 00:25:37.292
‫اول، نابودی کسایی رو بهتون نشون میدم

00:25:37.375 --> 00:25:41.917
‫که به اون موش‌های کثیف و فاسد جدای پناه دادن.

00:26:03.708 --> 00:26:04.708
‫شلیک کنید.

00:26:26.000 --> 00:26:56.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:26:56.000 --> 00:26:58.000
‫« الهام گرفته از جنگ ستارگان، ساخته جرج لوکاس »