﻿WEBVTT

00:00:19.000 --> 00:00:23.000
‫« جنگ ستارگان: ویژنز تقدیم می‌کند »

00:00:28.024 --> 00:00:34.024
‫« نُهُمین جدای »

00:00:34.048 --> 00:00:45.048
<b><c.color00abfd> دانلود فیلم و سریال با زیرنویس چسبیده
  ..:: MiraMovie.Top ::..</c></b>
  <b><c.colorFFC947> ..:: MyZed.Top ::..</c></b>

00:00:51.000 --> 00:00:54.000
‫« قسمت ششم »
‫« نورِ نیرو »

00:01:16.000 --> 00:01:23.000
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.

00:01:23.750 --> 00:01:26.000
‫از اون چیزی که به نظر می‌رسه سرسخت‌تره.

00:01:26.083 --> 00:01:29.083
‫بالاخره داره تمرین می‌کنه که یه جدای بشه.

00:01:30.000 --> 00:01:33.958
‫یه ناشی که شمشیر نوری خودش رو می‌اندازه،
‫ولی بازم یه جدایـه.

00:01:34.042 --> 00:01:37.167
‫خب، بیشتر از یکی همراهش بود.

00:01:38.708 --> 00:01:40.667
‫به نظرت حرکت بعدیش چی می‌تونه باشه؟

00:01:40.750 --> 00:01:45.125
‫جدای‌ها عاشق اینن که برای کمک به بی‌گناه‌ها
‫نمایش بازی کنن.

00:01:45.208 --> 00:01:47.208
‫بعید می‌دونم بخواد مقابله کنه.

00:01:47.292 --> 00:01:49.083
‫فقط به فرار کردن ادامه میده.

00:01:50.208 --> 00:01:53.542
‫هر چقدر دلش می‌خواد می‌تونه بدوئه،
‫ولی راه فراری نداره.

00:01:53.625 --> 00:01:55.875
‫جدای‌ها احمقن.

00:01:55.958 --> 00:01:58.667
‫همیشه همون اشتباهات رو تکرار می‌کنن.

00:02:15.208 --> 00:02:19.083
‫سرورم، تعمیرات توپ کایبر به پایان رسیده.

00:02:21.792 --> 00:02:26.042
‫حدس می‌زنم تنها چیزی که الان لازم داره،
‫یه کریستال کایبر غول‌پیکره.

00:02:46.875 --> 00:02:48.958
‫التماستون می‌کنم، لطفاً عقب بمونید.

00:02:54.500 --> 00:02:55.500
‫ایشا؟

00:02:58.542 --> 00:03:00.875
‫ایشا گروگان گرفته شده؟

00:03:01.583 --> 00:03:04.417
‫نه...

00:03:30.083 --> 00:03:32.667
‫فور‌ناینز، هنوز مقصد ناوام رو پیدا نکردی؟

00:03:36.292 --> 00:03:37.625
‫هی ایزلان؟

00:03:39.125 --> 00:03:41.750
‫حتماً دنبال کریستال مقدس توی معبد هواییه.

00:03:45.375 --> 00:03:47.250
‫مطمئن شو که ایتن از این موضوع باخبر می‌شه.

00:04:04.542 --> 00:04:05.542
‫موضوع چیه؟

00:04:06.833 --> 00:04:08.167
‫هان؟

00:04:08.250 --> 00:04:11.375
‫نگاه کن. همین الان از طرف فور‌ناینز رسید.

00:04:13.625 --> 00:04:14.625
‫این نمی‌تونه درست باشه!

00:04:41.750 --> 00:04:45.583
‫شما همونا هستید، مگه نه؟
‫همونایی که پدرم رو بُردید...

00:04:52.167 --> 00:04:54.417
‫الان می‌خواید من رو بکشید؟

00:04:54.500 --> 00:04:56.875
‫تصمیمش با ما نیست.

00:05:06.958 --> 00:05:10.625
‫هی، هی، هی! حیف می‌شه،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

00:05:10.708 --> 00:05:13.000
‫هنوز ممکنه به دردمون بخورن.

00:05:13.083 --> 00:05:15.750
‫منطقی‌تره که حداقل یکی‌شون رو با خودمون بیاریم.

00:05:15.833 --> 00:05:17.083
‫فکرشم نکن!

00:05:17.167 --> 00:05:19.208
‫چرا به خودمون زحمت بدیم؟

00:05:19.292 --> 00:05:21.458
‫زحمتش زیاده و سودش کم.

00:05:21.542 --> 00:05:23.125
‫باشه.

00:05:23.208 --> 00:05:25.083
‫ولی باید اعتراف کنی.

00:05:25.167 --> 00:05:27.125
‫پول همیشه پوله دیگه.

00:05:27.208 --> 00:05:28.542
‫مگه نه؟

00:05:41.583 --> 00:05:45.083
‫تا نظرش عوض نشده فرار کن.

00:06:11.792 --> 00:06:14.083
‫کارا!

00:06:45.125 --> 00:06:47.292
‫داری من رو پیش ناوام می‌بری؟

00:06:47.375 --> 00:06:49.917
‫نه هنوز. یه مسیر فرعی داریم.

00:06:50.000 --> 00:06:52.458
‫داریم میریم ژیما رو دوباره بگیریم.

00:06:52.542 --> 00:06:53.542
‫پدر؟

00:06:53.625 --> 00:06:58.333
‫خبر رسیده که توی یکی از پاسگاه‌های ناوام
‫حسابی وحشی‌بازی درآورده.

00:06:58.875 --> 00:07:01.583
‫کل اونجا رو تنهایی با خاک یکسان کرد.

00:07:02.708 --> 00:07:05.292
‫جدای... سیت... فرقی باهم ندارن.

00:07:05.375 --> 00:07:08.167
‫هر دوتاشون همون رد ویرانی رو
‫از خودشون به جا می‌ذارن.

00:07:08.250 --> 00:07:11.208
‫نه، اشتباه می‌کنی!
‫جدای‌ها به اسم عدالت می‌جنگن.

00:07:11.292 --> 00:07:12.792
‫بذار این رو ازت بپرسم.

00:07:12.875 --> 00:07:15.667
‫به خاطر عدالت، چند نفر رو کشتی؟

00:07:20.417 --> 00:07:21.958
‫قدرت، قدرته.

00:07:22.042 --> 00:07:23.542
‫یا قوی هستی، یا ضعیف.

00:07:23.625 --> 00:07:25.292
‫کل ماجرا همینه.

00:07:25.375 --> 00:07:28.250
‫ربطی هم به عدالت یا شرارت نداره.

00:07:30.208 --> 00:07:32.708
‫پس تهش همینه؟ فکر می‌کنی فقط قدرت مهمه؟

00:07:32.792 --> 00:07:35.083
‫همین الان یه نگاه درست و حسابی به خودت بنداز.

00:07:35.167 --> 00:07:37.708
‫این حق‌طلبیت چه خیری بهت رسونده؟

00:07:37.792 --> 00:07:39.125
‫بیخیال شو.

00:07:39.208 --> 00:07:42.208
‫انقدر روی تعالیم باستانی جدای کلید نکن.

00:07:43.167 --> 00:07:46.792
‫می‌دونی، اگه این کار رو می‌کردی،
‫شاید واقعاً حریف ما می‌شدی.

00:07:46.875 --> 00:07:49.167
‫قصد داری با من بجنگی؟

00:07:49.250 --> 00:07:52.917
‫هیچی بیشتر از جنگیدن با یه دشمن قوی بهم کیف نمیده.

00:07:53.000 --> 00:07:56.375
‫بالاخره برای همین هم
‫این شغل رو انتخاب کردم.

00:07:56.458 --> 00:08:01.042
‫و برای همینه که انقدر مایه ناامیدی از آب دراومدی.

00:08:03.958 --> 00:08:07.292
‫منظورش از این حرف چیه؟

00:08:09.000 --> 00:08:16.000


00:08:18.625 --> 00:08:21.750
‫من تمام تلاشم رو کردم
‫که از همه‌ی تعالیم جدای پیروی کنم.

00:08:22.875 --> 00:08:25.958
‫ولی دیگه نمی‌دونم دارم چی کار می‌کنم.

00:08:29.750 --> 00:08:33.000
‫چی شده، کارا؟

00:08:37.083 --> 00:08:38.208
‫جورو!

00:08:41.000 --> 00:08:44.917
‫من تسلیم جنبه‌ی تاریک شدم.

00:08:45.000 --> 00:08:46.375
‫ناامیدت کردم.

00:08:47.208 --> 00:08:50.333
‫کارا، چرا باید چنین فکری کنی؟

00:08:50.417 --> 00:08:53.958
‫چون وقتی که لازم بود،
‫نتونستم احساساتم رو کنترل کنم.

00:08:55.375 --> 00:08:58.083
‫و بعدش شمشیر نوریم قرمز شد.

00:09:01.625 --> 00:09:04.375
‫تمام اون شمشیرهای نوری که پدرت ساخته،

00:09:04.458 --> 00:09:07.708
‫این توانایی رو دارن که افکار
‫و احساسات صاحبشون رو بازتاب بدن.

00:09:07.792 --> 00:09:09.333
‫مثلاً،

00:09:09.417 --> 00:09:14.667
‫رنگ قرمز نماد خشم، نفرت و ترسه.

00:09:14.750 --> 00:09:17.750
‫جدای بودن به این معنی نیست
‫که این احساسات رو نداشته باشی.

00:09:17.833 --> 00:09:20.625
‫تا وقتی که نذاری اونا کنترلت کنن،

00:09:20.708 --> 00:09:23.042
‫اونوقت تسلیم جنبه‌ی تاریک نمی‌شی.

00:09:24.708 --> 00:09:26.958
‫ولی من... همه‌ی اون آدم‌ها رو کشتم...

00:09:27.667 --> 00:09:30.500
‫و می‌ترسم که دوباره اتفاق بیفته.

00:09:30.583 --> 00:09:31.875
‫دیگه نمی‌تونم بجنگم.

00:09:31.958 --> 00:09:33.333
‫اصلاً نمی‌تونم ریسکش رو بپذیرم.

00:09:34.000 --> 00:09:37.125
‫پس وقتی محتاج‌ها بیان و ازت کمک بخوان،

00:09:37.208 --> 00:09:38.792
‫از کمک بهشون خودداری می‌کنی؟

00:09:38.875 --> 00:09:41.500
‫آخه من باید چی کار کنم؟

00:09:42.958 --> 00:09:47.458
‫متاسفانه، این سوالیه که جوابی براش ندارم.

00:09:48.625 --> 00:09:52.167
‫اگه حتی تو هم نمی‌دونی باید چی کار کرد،
‫پس من چطوری بدونم؟

00:09:53.417 --> 00:09:55.167
‫به نیرو اعتماد کن.

00:09:55.250 --> 00:09:59.750
‫و اگه این کار رو بکنی، خودبه‌خود
‫به سمت جوابی که دنبالشی هدایت می‌شی.

00:10:04.333 --> 00:10:07.917
‫نیرو توی تک‌تک موجودات زنده جریان داره.

00:10:08.000 --> 00:10:11.000
‫تا وقتی که هر جا ما رو
‫هدایت می‌کنه دنبالش بریم،

00:10:11.083 --> 00:10:13.458
‫همیشه راه واقعی‌مون رو پیدا می‌کنیم.

00:10:13.542 --> 00:10:18.417
‫کارا، امیدوارم هر جوابی که پیدا می‌کنی

00:10:18.500 --> 00:10:21.167
‫تو رو به یه راه‌حل جدید برسونه

00:10:21.250 --> 00:10:24.833
‫راهی که با سبک زندگی قدیمی‌مون متفاوت باشه.

00:10:26.583 --> 00:10:28.333
‫جورو!

00:10:36.750 --> 00:10:38.750
‫جورو...

00:11:10.875 --> 00:11:12.125
‫چیزی پیدا کردی؟

00:11:12.208 --> 00:11:14.083
‫باید بدونیم کجا میره.

00:11:14.167 --> 00:11:15.708
‫فهمیدی؟

00:11:29.125 --> 00:11:32.000
‫اون این همه ویرانی به بار آورده،

00:11:32.083 --> 00:11:34.958
‫ولی با این حال،
‫جون حتی یک نفر رو هم نگرفته.

00:11:35.042 --> 00:11:36.417
‫چرا انقدر به خودش زحمت میده؟

00:11:36.500 --> 00:11:38.417
‫لابد فاز بخشندگی برداشته.

00:11:38.500 --> 00:11:40.333
‫- احمقه.
‫- آره.

00:11:40.417 --> 00:11:42.917
‫عجله کن و برو اتاق کنترل
‫تا دنبال سرنخ بگردی.

00:11:43.958 --> 00:11:45.875
‫مراقب خودت باش، پدر.

00:11:49.417 --> 00:11:50.542
‫چیزی پیدا کردی؟

00:11:52.250 --> 00:11:55.292
‫نشانه‌هایی از دسترسی به داده‌ها هست.

00:11:56.458 --> 00:11:59.917
‫داره میره سراغ ناوام.

00:12:00.000 --> 00:12:01.792
‫تنهایی؟

00:12:01.875 --> 00:12:03.833
‫جدای‌ها همه‌شون همینطوریـن.

00:12:03.917 --> 00:12:06.125
‫حالا چی کار کنیم؟

00:12:06.208 --> 00:12:09.208
‫خب، با این وضع، اون قبل از اینکه
‫فرصت کنیم جلوش رو بگیریم

00:12:09.292 --> 00:12:11.792
‫به ناوام می‌رسه.

00:12:11.875 --> 00:12:14.542
‫اگه برسه، اونوقت نمی‌تونیم دستگیرش کنیم،

00:12:14.625 --> 00:12:16.750
‫این یعنی پولی هم گیرمون نمیاد.

00:12:16.833 --> 00:12:19.292
‫همه‌ی این کارها بیهوده می‌شه.

00:12:19.375 --> 00:12:21.250
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم اینطوری بشه، مگه نه؟

00:12:21.333 --> 00:12:24.542
‫چاره‌ای نداریم جز اینکه از اون دختره
‫برای بیرون کشیدن ژیما استفاده کنیم.

00:12:25.375 --> 00:12:28.458
‫در حالت عادی، شاکی می‌شدم که داریم
‫دو بار از یه حقه استفاده می‌کنیم،

00:12:28.542 --> 00:12:30.833
‫ولی برای یه بار هم که شده، باهات موافقم.

00:12:30.917 --> 00:12:32.458
‫حقه‌های کثیفشون...

00:12:34.250 --> 00:12:37.167
‫فکر می‌کنن می‌تونن از من استفاده کنن
‫تا برای پدرم تله بذارن.

00:12:37.250 --> 00:12:39.417
‫کور خوندید!

00:12:58.583 --> 00:13:00.583
‫هوم؟

00:13:01.625 --> 00:13:02.792
‫چی؟

00:13:08.917 --> 00:13:10.792
‫نمی‌ذارم دستتون به پدرم برسه!

00:13:11.542 --> 00:13:14.667
‫متاسفانه گنو بدجوری دلش می‌خواد
‫دوباره باهاش مبارزه کنه.

00:13:14.750 --> 00:13:15.750
‫برام مهم نیست!

00:13:15.833 --> 00:13:18.875
‫قرار بود طعمه باشی،
‫ولی دیگه اون گزینه روی میز نیست.

00:13:18.958 --> 00:13:20.458
‫وقت مُردنه.

00:13:29.458 --> 00:13:30.625
‫دود؟

00:13:30.708 --> 00:13:32.292
‫نه صبر کن. مِهـه.

00:13:33.333 --> 00:13:35.750
‫چقدر مبارز خوبی هستی؟

00:13:36.542 --> 00:13:39.542
‫آیا واقعاً نیرو تو رو هدایت می‌کنه؟

00:13:45.792 --> 00:13:49.250
‫از یه جدای کمتر از این هم انتظار نمی‌رفت.

00:13:49.333 --> 00:13:52.500
‫ولی تا کِی می‌تونی به جاخالی دادن ادامه بدی؟

00:14:07.000 --> 00:14:14.000
آ.و.ا‌.مـ.ـو.و.ی

00:14:28.208 --> 00:14:31.042
‫اِت، چطوری انتظار داری هوات رو داشته باشم؟

00:14:31.125 --> 00:14:32.833
‫فقط خفه شو و تماشا کن.

00:14:47.417 --> 00:14:50.208
‫اون شمشیر نوری باعث شده
‫عین یه سیت به نظر بیای.

00:14:50.292 --> 00:14:51.458
‫خفه شو!

00:14:53.583 --> 00:14:57.417
‫ولی خب، اون مدل که می‌ذاری احساساتت
‫شمشیرت رو کنترل کنن هم همون حس رو میده.

00:15:04.625 --> 00:15:05.625
‫خفه شو!

00:15:07.542 --> 00:15:08.542
‫خفه شو!

00:15:09.292 --> 00:15:10.917
‫خفه...

00:15:12.917 --> 00:15:15.375
‫قایم نشو! ترسو!

00:15:19.625 --> 00:15:21.792
‫نذار احساساتت بهت غلبه کنن.

00:15:21.875 --> 00:15:24.250
‫روی نیرو تمرکز کن. بذار اون هدایتت کنه.

00:15:24.958 --> 00:15:26.208
‫جورو...

00:15:44.750 --> 00:15:45.917
‫اون چطوری...

00:15:53.500 --> 00:15:55.042
‫بسیارخب، پس...

00:15:58.625 --> 00:16:00.667
‫داره سریع‌تر از قبل واکنش نشون میده.

00:16:05.750 --> 00:16:07.083
‫شمشیرت رو خاموش کردی، هان؟

00:16:07.167 --> 00:16:09.833
‫اگه فکر می‌کنی اینطوری
‫دیدنت برای من سخت‌تر می‌شه،

00:16:09.917 --> 00:16:11.833
‫باید بگم سخت در اشتباهی.

00:16:24.125 --> 00:16:25.458
‫کِی سلاحش رو بیرون کشید؟

00:16:26.375 --> 00:16:27.792
‫بعد از اینکه پرتو شلیک شد؟

00:16:28.500 --> 00:16:32.125
‫یعنی الان پیش‌بینی کرد
‫که پرتوها از کجا میان؟

00:16:32.208 --> 00:16:34.500
‫داره ذهنـت رو می‌خونه؟

00:16:34.583 --> 00:16:35.583
‫نه...

00:16:36.375 --> 00:16:39.042
‫این دیگه چیه؟

00:16:53.833 --> 00:16:56.458
‫صبر کن. یعنی می‌تونه ببینتشون؟

00:16:58.375 --> 00:17:00.333
‫یه شمشیر نوریِ نقره‌ای؟

00:17:00.917 --> 00:17:02.292
‫تو...

00:17:12.500 --> 00:17:17.292
‫به محض اینکه فهمیدم چی به چیه،
‫دونستم که اینم یه حقه‌ی کثیف دیگه‌ست.

00:17:17.375 --> 00:17:19.125
‫فکر کردی این یه شوخیه؟

00:17:32.583 --> 00:17:35.208
‫اینکه هیچوقت ضربه‌ی نهاییـت رو لو نمیدی...

00:17:36.375 --> 00:17:39.292
‫اینم از جدای‌ها.

00:17:45.958 --> 00:17:48.292
‫خون بیشتر. خون بیشتری روی دست‌هامه.

00:17:51.375 --> 00:17:54.625
‫این شمشیر... هم‌رنگ مال ناوامه.

00:17:55.667 --> 00:17:56.667
‫این یعنی...

00:18:04.333 --> 00:18:07.167
‫داشتی بدون هیچ فکری می‌جنگیدی؟

00:18:08.208 --> 00:18:09.208
‫اوه اوه.

00:18:21.000 --> 00:18:25.375
‫وقتی نمی‌تونم حرکت بعدیت رو بخونم،
‫نمی‌تونم ریسک کنم و بهت نزدیک بشم.

00:18:25.458 --> 00:18:29.167
‫ولی... من از پسش برمیام!

00:18:41.583 --> 00:18:43.125
‫با من بازی نکن!

00:18:56.083 --> 00:18:57.500
‫نمی‌خوای من رو بکشی؟

00:19:00.000 --> 00:19:03.333
‫اگه ممکن باشه، ترجیح میدم
‫دیگه جون کسی رو نگیرم.

00:19:04.625 --> 00:19:06.250
‫خام و ساده‌لوحانه‌ست، نه؟

00:19:06.333 --> 00:19:09.333
‫آره، به نظر من که هست.

00:19:09.417 --> 00:19:10.667
‫با این حال،

00:19:10.750 --> 00:19:13.208
‫این یعنی از این به بعد جونت مال منه.

00:19:15.625 --> 00:19:18.000
‫به من خدمت می‌کنی و از دستوراتی
‫که بهت میدم اطاعت می‌کنی.

00:19:18.083 --> 00:19:19.083
‫هان؟

00:19:19.167 --> 00:19:20.167
‫فهمیدی؟

00:19:25.167 --> 00:19:27.250
‫خیلی‌خب، باشه.

00:19:27.333 --> 00:19:30.917
‫حدس می‌زنم از این به بعد
‫باید استاد صدات کنم.

00:19:47.958 --> 00:19:49.792
‫شما دوتا باهم دوست بودید؟

00:19:49.875 --> 00:19:51.750
‫مدت زیادی باهم کار کردیم.

00:19:53.083 --> 00:19:55.667
‫دهن‌سرویس آدم عجیبی بود.

00:19:55.750 --> 00:19:58.833
‫ولی با همکارهای شکارچیش خوب رفتار می‌کرد.

00:20:00.958 --> 00:20:02.625
‫لازم نیست نگران باشی.

00:20:02.708 --> 00:20:06.250
‫توی این شغل، جون گرفتن
‫و جون دادن بخشی از بازیه.

00:20:06.333 --> 00:20:08.167
‫پس، کینه‌ای در کار نیست.

00:20:15.583 --> 00:20:16.583
‫بیا بگیر.

00:20:18.083 --> 00:20:19.542
‫این چیه؟

00:20:19.625 --> 00:20:21.875
‫اگه قراره بهم کمک کنی،
‫بهش نیاز پیدا می‌کنی.

00:20:21.958 --> 00:20:24.500
‫یادم رفت بگم که الان دیگه
‫برای من کار می‌کنی؟

00:20:28.042 --> 00:20:30.292
‫هر چی تو بگی.
‫ولی بهتره دستمزد خوبی بهم بدی.

00:20:32.125 --> 00:20:35.083
‫گفتی مبارزه با دشمن‌های قوی رو دوست داری، مگه نه؟

00:20:35.167 --> 00:20:36.417
‫خب، اگه با من بیای،

00:20:36.500 --> 00:20:39.500
‫اونوقت بهت قول میدم
‫با کلی دشمن قوی روبرو بشی.

00:20:39.583 --> 00:20:41.250
‫منظورت ارتش ناوامه؟

00:20:42.208 --> 00:20:45.208
‫خب، این یعنی حکم مرگ حتمی.

00:20:45.292 --> 00:20:46.292
‫احتمالاً.

00:20:46.375 --> 00:20:49.667
‫ولی می‌تونی در جبهه‌ی عدالت بجنگی.

00:20:49.750 --> 00:20:52.208
‫بفرما، طبق معمول.

00:20:52.292 --> 00:20:54.333
‫بازم با تعالیم جدای.

00:20:55.708 --> 00:21:00.292
‫نه. این هیچ ربطی به قوانین یا تعالیم نداره.

00:21:00.375 --> 00:21:02.083
‫کاریـه که باید انجام بشه.

00:21:02.167 --> 00:21:03.792
‫این تصمیم منه.

00:21:05.625 --> 00:21:06.625
‫هوم.

00:21:16.042 --> 00:21:18.917
‫می‌بینی؟ می‌دونستم انتخاب درستی کردم.

00:21:20.125 --> 00:21:21.875
‫جدی؟

00:21:30.899 --> 00:21:32.899
‫« الهام گرفته از جنگ ستارگان، ساخته جرج لوکاس »

00:21:32.923 --> 00:21:52.923
  جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام و پیج اینستاگرام :
  .:: @MiraMovie1 ::.
  .:: @myZedMovie ::.